روح خلاق ( روح انتزاعی ) آرزو و اشتیاق درونی و ارزشی نو را در انسان بر می انگیزد که منجر به کوشش آگاهانه یا ناآگاهانه انسان برای یافتن فرمی مادی برای بیان فرم روحانی می شود که به تحول و تعالی می انجامد . روح خلاق درون ماده نهفته است . مطلق را نمی توان در فرم (مادی گری ) یافت . فرم همواره موقتی و به عبارتی نسبی است . « فرم ،بیان بیرونی محتوای درونی است ». برای هر هنرمند ، فرم او یا شیوه بیان خودش بهترین است که بدان تجسم می بخشد ...
از ابتدای تمدن بشری، دنیای پرجاذبه طبیعی منبعی بسیار غنی برای نوآوری و الهام بخشی بزرگ ترین نقاشان، مجسمه سازان، موسیقی دانان، فیلسوفان، شاعران، طراحان و مهندسان بوده است. صدای حرکت آب در رودخانه، رنگهای خیره کننده رنگینکمان، ریتم منظم برخورد امواج دریا با صخرههای اطراف آن، فریبندگی بوی خوش گلهای سرخ، ساختار هوشمند کندوی عسل، غنای رنگ در فصل پاییز، آسمان زیبا به هنگام طوفان و شکسته شدن نور خورشید در یک روز برفی زمستانی تنها تعداد اندکی از عجایب طبیعیاند که باعث الهام بخشی و نوآوری در آثار دست ساخت انسان شدهاند. تعجب برانگیز نخواهد بود اگر بگوییم که دنیای طبیعی پیرامون ما در حال حاضر به سطح بالایی از توسعه در طول میلیونها سال تکامل تدریجی خود رسیده است و دنیای امروز از دوران تغییرات طولانی عبور کرده است تا به سطحی از زیبایی که ما امروزه آن را میبینیم و درک میکنیم، دست یابد. در این فرآیند، فقط کاراترین، قویترین و قابل انعطافترین فرمهای طبیعی در طول میلیونها سال باقی ماندهاند. در تکوین دنیای امروزی، میراثی چند میلیون ساله از پیشرفتهایی که در طول سالیان دراز حاصل شده است، وجود دارد. ارسطو، فیلسوف دوران باستان، از نخستین افرادی بود که در مورد طبیعت به عنوان منبع عظیم الهامبخشی نوشت. او بیان کرد که زیبایی عملکردی حتی در مخلوقات بسیار کوچک نیز وجود دارد. در اکثر موارد ما از طبیعت از طریق احساس زیبایی طبیعی با استنشاق بوی خوش، رنگ، شکل، فرم و صدا الهام میگیریم. غالب اوقات بدون جستجو برای معنای عمیق تر و بدون سوال از فرمهای طبیعی، به طور حسی از ذات طبیعی خود پیروی مینمائیم و اصوات، رنگها و فرمهایی را که ما را احاطه کردهاند، تقلید میکنیم. بدون شک تعدادی از بهترین قطعات موسیقی کلاسیک و بهترین آثار نقاشی از این طریق خلق شدهاند.
بشر از شروع تاریخ ، بنابر متقضیات زندگی علایمی را بر روی بدن خود رسم کرده ، این امر در هر قسمت از جهان به شیوه و آیین مرسوم خود انجام می پذیرفت . بسیاری از این نقش ها زیبایی و جذابیت خاصی داشتند که هنوز هم در میان قبایل بدوی ، بربرها و سرخ پوستها ، آفریقایی هندی ها این گونه نقوش رواج دارد . گاه علایمی به صورت نماد واحد در می آمد و یا قبیله ای را از روی رنگم مورد استفاده آنان بر بدن و صورت می شناختند . در هر حال نقاشی یا خالکوبی بر بدن را می توان در اکثر نقاط جهان جستجو نمود ...
در تعریف اجمالی دلبستگی مکانی به عنوان مفهومی جدید، می توان گفت؛ پیوندی میان شخص و محیط است که ابعاد مختلف انسانی و مکانی آن از ویژگی های خاصی نیز برخوردار است. اگرچه ابعاد دلبستگی مکانی وابستگی بسیاری به مسایل اجتماعی دارد؛ اما در ابعاد مکانی آن می توان قابلیت هایی را ارائه نمود که در تصمیم گیری های مربوط به فضاهای عمومی در شهرها نیز مورد استفاده قرار گیرد. از مهم ترین کارکردهای دلبستگی مکانی می توان به ایجاد امنیت در محیط، هدفمندی در اشخاص و ایجاد انسجام زمانی اشاره کرد. «رلف»،2 «گیفورد»3، «مزومدار»4، «گیلیانی»،5 «لو» 6و«آلتمن» 7 از صاحبنظران بنام این حوزه بشمار می روند. این نوشتار قصد دارد با ارائه تعریفی جامع و ساده از دلبستگی مکانی، نمونه ای از کارکردهای آن را نیز توضیح دهد.
با توجه به کمبود مسکن و سیاست گذاری های اخیر برای تامین آن مطابق الگوی مصرف مسکن در کشور ، فضای باز یا حیاط از برنامه طراحی واحدهای مسکونی مستقل حذف یا بسیار محدود شده است . ایجاد شرایط مطلوب ، به گونه ای که ساکنان هر محله فضای کوچه را ادامه فضای باز خانه و مکان فعالیت های مکمل زندگی روز مره به شمار آورند ، می تواند نقش مهمی در زندگی شهری داشته باشد . ...
متن نمایشی یا دراماتیک ماهیتاً اجرایی است. در نمایش، رابطه طرح و دیالوگ (گفتار شخصیتها) دیالکتیکی و دیالوگِ نمایشی اساساً نوعی کنش کلامی است. به علاوه، متن نمایشی زیرمتن دارد و اجرای صحیح آن منوط به کشف این زیرمتن است. از این رو، ترجمه متن نمایشی تفاوتهایی با ترجمه متن ادبی روایی دارد. در ایران، متون نمایشی غالباً بر اساس این سه پیش فرض نادرست ترجمه شده است: منفک بودن متن نمایشی از اجرا؛ مُجاز بودن مترجم به تفسیر و ترجمه متن مطابق ذوق و سلیقه خود و حتی لزوم این کار؛ ارجحیت زبان گفتاری شکسته بر دیگر سطوح زبان. البته در این حوزه ادعاهای جدیدی نیز مطرح شده است: طبیعی بودن شکسته گفتاری و غیرطبیعی بودن زبان رسمی؛ تأکید بر قابلیت زبان گفتار در برابر زبان نوشتار. بررسی و تحلیل این فرضها و نیز آثار آنها اشکالاتشان را آشکار می سازد. در اینجا، قطعاتی از چند ترجمه مترجمان شناخته شده ایرانی (احمدی، آشوری، رستگار، شادمان، شاملو، انور) از آثار مشهور غربی نقل و نقد شده است.