ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۶۱ تا ۱٬۷۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۵۹ مورد.
۱۷۶۱.

عوامل شکل دهنده به معماری نمای حیاط خانه های تاریخی قاجاریه (مورد پژوهی: شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
معماری نمای خانه­های تاریخی درونگرای فلات مرکزی ایران بیش­تر در حیاط میانی جلوه­گر شده است. به نظر می­رسد در شکل­گیری معماری نمای حیاط خانه­های تاریخی قاجاریه، عوامل موثر گوناگونی وجود دارد که ضروریست به گونه­ای همه جانبه شناسایی و از جهت تاثیر بالا تا اندک، رده­بندی شوند. پژوهش به دنبال این است که چه عامل­ها و زیرعامل­هایی در شکل­گیری معماری نمای حیاط میانی خانه­های تاریخی دوره قاجار در آب و هوای گرم و خشک فلات مرکزی ایران (با مطالعه موردی شهر قزوین) تاثیرگذارند؟ رده­بندی این عامل­ها و زیرعامل­ها در شکل­گیری معماری نمای حیاط بر حسب میزان تاثیر چیست؟ این پژوهش بنیادی در پاسخ به پرسش کلان به صورت پیمایش نظریه­های پایه و بازدید میدانی از خانه­های تاریخی قاجاریه شهر قزوین و گفتگوی محلی و گفتگو با نخبگان صورت گرفته است. در پاسخ به پرسش جزیی برای رده­بندی میزان تاثیر هر یک از عوامل و زیرعامل­ها از روش دلفی و بر پایه دیدگاه کارشناسان و متخصصان آشنا با معماری خانه قاجاریه و نما بهره گرفته شده است. در ادامه یک الگوی نظری پیشنهاد شد و در مورد پژوهی ده خانه تاریخی قاجاری قزوین این الگو مورد بازخوانی و آزمون قرار گرفت. در شکل­گیری معماری نمای حیاط خانه­های قاجاریه ایران، هشت عامل اصلی و سی و سه زیرعامل شناسایی شد. هشت عامل اصلی به ترتیب تاثیرگذاری شامل: اقتصادی، اقلیمی، فناوری ساخت، فرهنگی-اجتماعی، زیبایی­شناسانه، فضایی، سیاسی و شهرسازی می­شود. هر یک از این عوامل به نسبتی در شکل­گیری معماری نمای حیاط میانی موثر بوده­اند. با توجه به دیدگاه متخصصین و نظریه­های پایه و آزمون الگوی نظری ارائه شده، موثرترین، «عامل اقتصادی» و کم تاثیرترین، «عامل شهرسازی» است. در رده­بندی سی و سه زیرعامل­ موثر، موثرترین زیرعامل «تابش» و کم ­تاثیرترین زیرعامل، «معماری شهری» تشخیص داده شد.
۱۷۶۲.

مطالعه ویژگی های سینمای پست مدرن ایران بر اساس نظریه نشانه شناسی امبرتو اکو (مطالعه موردی: فیلم «شیرین» ساخته عباس کیارستمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
این پژوهش به مطالعه سینمای پست مدرن ایران با رویکرد نشانه شناسی امبرتو اکو می پردازد و ویژگی های کلیدی آن را مورد بررسی قرار می دهد. یکی از محورهای اصلی تحقیق بررسی این موضوع است که چگونه می توان ویژگی های سینمای پست مدرن ایران را با استفاده از نظریه نشانه شناسی اکو تحلیل کرد. نشانه شناسی اکو بر دال و مدلول، تفسیر، فرهنگ و مجموعه ای از شاخص ها متمرکز است که در این سینما بارز است. سینمای پست مدرن ایران با روایتی غیرخطی و فراروایتی، بر بستر فرهنگی خاصی شکل گرفته که خود الهام بخش معانی چندلایه ای است. درک این معانی بستگی به آشنایی مخاطب با زمینه های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی فیلم دارد. بر اساس نظریات اکو، تصاویر در سینما حامل رمزگانی هستند که مخاطب از طریق ادراک و تفسیر فعال می تواند آن ها را رمزگشایی کند. فیلم هایی نظیر شیرین عباس کیارستمی با استفاده از رمزگان بصری و نشانه شناسی پیچیده، مخاطب را در فرایند تولید معنا شریک می کنند. عناصر کلیدی این سینما شامل تکثرگرایی، بریکلاژ، بینامتنیت و فراداستان است. این پژوهش از منظر هدف، نظری - کاربردی و از منظر شیوه انجام، توصیفی - تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل آثار سینمای پست مدرن جهان و ایران با تأکید بر فیلم شیرین است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نشانه ها و شاخص ها در فیلم شیرین نه تنها ابزاری برای بیان معانی عمیق تر هستند، بلکه به درک بهتر تجارب زنان در جامعه معاصر ایران نیز کمک می کنند. علاوه بر این، عناصر نشانه شناسی در این فیلم به ایجاد تعاملات معنادار بین تماشاگر و فیلم ساز منجر شده و بستر مناسبی برای طرح پرسش های بنیادین درباره هویت، تجربه های اجتماعی و مناسبات فرهنگی فراهم می آورد. این تعامل به ویژه در زمینه بازتاب مسائل اجتماعی و فرهنگی ایران معاصر، حائز اهمیت است. نتایج نهایی نشان می دهد که سینمای پست مدرن ایران، از طریق ایجاد ساختارهای پیچیده معنایی، نه تنها به ارائه دیدگاه های نوین می پردازد؛ بلکه فضایی برای تأمل فرهنگی و اجتماعی در اختیار مخاطب قرار می دهد.
۱۷۶۳.

تجلی بصری جایگاه معمار به مثابه هنرمند در کتیبه نگاری دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۴۷
تاریخ معماری امری چندبعدی است و برای شناخت صحیح آن لازم است جنبه های گوناگونش بررسی و تحلیل شود. یکی از زمینه های مطرح در این حوزه شخص معمار و جایگاه او در دوره های مختلف است. دوره صفویه به سبب تحولاتش مقطع مهمی در تاریخ معماری ایران است که در آن نسبت به دوره های پیش تر معمارانِ شناحته شده بیشتری مطرح شدند و نیز نوعی از تاریخ هنر با محور نام هنرمندان در این دوره پدید آمد. توجه بیشتری که در این عصر به هنرمندان در نوشته های تاریخ هنر به وجود آمد این سؤال را پیش می آورد که این افزایش توجه در آثار معماران چه بازتابی داشته است؟ آنچه در این آثار بیش از هرچیز می تواند نمایانگر این امر باشد، کتیبه های حاوی نام معماران است که همانند صحنه ای جایگاه معمار به مثابه یک هنرمند را نمایش می دهند. به این ترتیب هدف پژوهش حاضر بررسی جایگاه معماران در دوره صفوی ازجهت جلوه بصری آن در کتیبه های معماری با تمرکز بر کتیبه های حاوی نام معماران است. این پژوهش از نوع کیفی و با شیوه تحلیل محتوا انجام شده است. داده های آن نیز با شیوه اسنادی گردآوری شده اند. بررسی حضور نام معماران در کتیبه های دوره صفوی و در قیاس با پیش از آن روشن می سازد که تغییر در محل قرارگیری و محتوای آن ها شامل نحوه نام بردن از معمار و نوع صفاتِ استفاده شده برای او و همراهی اسامی شاهان و حامیان حکومتی تغییرات عمده در نمونه های بررسی شده است که افزایش جایگاه معمار را همگام با آغاز تاریخ نویسی هنر و پرداختن بیشتر به هنرمندان در نوشته ها نشان می دهد.
۱۷۶۴.

نقش رون اصفهانی در روشنایی طبیعی فضاهای مجاور حیاط مرکزی: خانه های تاریخی شهر اصفهان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
یکی از عوامل مؤثر در طراحی بناها، جهت گیری مناسب آن ها نسبت به جهت قرارگیری خورشید و استفاده مطلوب از نور طبیعی است. در تحقیقات انجام شده دررابطه با بناهای ساخته شده در ایران به سه رون (جهت) اشاره شده که جهت گیری بناهای شهر، نسبت به نور خورشید، جهت باد و به طورکلی استفاده مناسب از شرایط بهینه از ویژگی های اقلیمی را مدنظر قرار داده است. سؤال اصلی تحقیق آن است که جهت قرارگیری خانه ها چه برمبنای رون و چه برمبنای زاویه قرارگیری آن ها در روشنایی نماها و به تبع آن فضاها چه نقشی داشته است؟ هدف از این تحقیق است که نقش جهت قرار گیری خانه ها در روشنایی فضاها را موردمطالعه قرار دهد. روش به کاربرده شده در این پژوهش روش تحقیق به صورت کیفی و برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی بهره برده شده و تحلیل داده ها بر اساس روش توصیفی و تفسیری انجام شده است. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که کشیدگی خانه در محور شمالی- جنوبی در زمستان به صورت محدود برمبنای رون اصفهان بهتر از بقیه زاویه های قرارگیری دیگر برای روشنایی تهرانی (زمستان نشین) عمل می کند. اما درمجموع و در هیچ کدام از جهت ها تأثیر چشمگیری در روشنایی نماها نداشته اند. اما زاویه های قرارگیری متنوع در خانه های تاریخی که بر اساس رون اصفهان ساخته نشده اند، وابسته به شرایط اقلیمی نبوده و بیشتر بر اساس شکل زمین و کشیدگی محوری آن ایجادشده است.
۱۷۶۵.

خوانش تحولات تاریخی جداره شمالی خیابان طالقانی (از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۴۲
خیابان طالقانی تهران، یکی از محورهای مهم شهری، به دلیل موقعیت مکانی و نقش تاریخی خود، شاهد تغییرات معماری و اجتماعی متعددی بوده است. این خیابان به عنوان فضایی اداری و دولتی، از سبک های رایج و سیاست گذاری های کلان حکومتی در زمان شکل گیری تأثیرپذیر بوده است. بررسی تحولات نمای ساختمان های این خیابان، فرصتی برای تحلیل چگونگی تأثیرگذاری عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر شکل گیری هویت معماری شهری در طول سده گذشته فراهم می کند. هدف این پژوهش، بازخوانی تحولات جداره شمالی خیابان طالقانی با تأکید بر ساختمان های اداری و دولتی، از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر نمای این ساختمان ها در سه دوره تاریخی است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا علاوه بر شناسایی سبک های معماری رایج در هر دوره، ارتباط میان معماری و سیاست گذاری های حکومتی را نیز بررسی کند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات تاریخی و مشاهده میدانی انجام شده است. در این راستا، 8 ساختمان شاخص در جداره شمالی خیابان طالقانی به عنوان نمونه انتخاب و ویژگی های نمای آن ها با تأکید بر تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل شده اند. همچنین، داده های به دست آمده از منابع کتابخانه ای و اسناد تاریخی، با نتایج مشاهده های میدانی تلفیق گردیدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در دوره پهلوی اول، سیاست های ملی گرایانه منجر به ایجاد نماهایی با تأکید بر خطوط افقی و استفاده از مصالح بومی شده است. در دوره پهلوی دوم، تأثیرات غرب گرایانه و شرایط اقتصادی مناسب، به طراحی نماهایی با سبک بین الملل و استفاده از فناوری های مدرن انجامید. در سال های پس از انقلاب اسلامی، سیاست های ایدئولوژیک و شرایط اقتصادی دشوار، نماهایی ساده تر با تأکید بر مصالح بومی و کارکردگرایی را شکل داده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که نمای ساختمان ها در خیابان طالقانی نه تنها بیانگر تحولات معماری هستند، بلکه به عنوان رسانه ای برای بازتاب سیاست های حکومتی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی هر دوره عمل کرده اند.
۱۷۶۶.

سنگ قبرهای صفوی و قاجاری روستای استرک کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۰
استرک روستایی باستانی در کاشان است که بنابر کاوش های باستان شناختی، سابقه زندگی در آن تا عصر آهن امتداد دارد. در قبرستان قدیمی این روستا نزدیک به چهل سنگ از دوران صفوی و قاجاری باقی مانده است. این سنگ قبرها متعلق به سده یازدهم تا چهاردهم هجری است که در بیشتر آن ها به جز کتیبه نام متوفا و تاریخ وفات، کتیبه های دینی شامل عبارت های قرآنی و شعارها و ادعیه شیعی و اشعار فارسی به چشم می خورد. هدف اصلی این مقاله، بررسی نقوش و خوانش کتیبه ها و تحلیل محتوای آن هاست. این پژوهش به دو صورت مشاهده ای و اسنادی انجام شده است. این پژوهش با روشی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که سنگ قبرهای صفوی تا قاجاری قبرستان قدیم استرک به لحاظ فرمی و نقوش دارای چه ویژگی هایی است و در کتیبه های آن، چه محتوای دینی و فرهنگی بازتاب یافته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در سنگ قبرهای سده یازدهم که عموماً به صورت صندوقی و طرح سرو است، صلوات کبیره و آیت الکرسی کار شده است. در سده دوازدهم که سنگ ها به صورت تخت قدی است، آیت الکرسی حذف و فقط صلوات کبیره کتیبه کاری شده است. در سده سیزدهم با نوعی از سنگ قبر قدی روبه رو هستیم که دارای نقوش گیاهی و حیوانی است. سرو و محراب این دسته سنگ ها ملهم از نقوش سده یازدهم این مزار است، اما در آن مرغ و مار نیز کار شده است، کتیبه های صلوات کبیره نیز جای خود را به نمونه های جدیدتر شعارهای شیعی و اشعار فارسی رثا داده است. شعر فارسی در سنگ قبرهای سده چهاردهم چشمگیر است. در برخی از این سنگ قبرهای کوچک نقوش آینه، شانه و تسبیح کار شده است. این سنگ قبرها تصویری از وضعیت دینی و فرهنگی یک آبادی شیعی در دوران صفوی و قاجاری را به تصویر کشیده و نشان می دهد که در طول این چند قرن سنگ قبرها کوچک تر و نقوش آن ساده تر شده و کتیبه های دینی جای خود را به اشعار فارسی شخصی و غیردینی داده است.
۱۷۶۷.

Theoretical Modeling of Effective Components on Biophilic Design of Spaces between Residential Complexes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۲۲۵
The construction of biophilic residential complexes is one of the new approaches to increasing the nature of the residents of residential complexes whose benefits will lead to better people's life. In recent years, in the field of architecture, biophilic residential architecture has been paid special attention and tries to consider the link between architecture and nature further. This study aims to investigate the theoretical modeling of the components affecting the biophilic design of the intervening spaces of residential complexes and the design of the relationships of these factors. The research method is descriptive-analytical in terms of applied results. A qualitative research approach was used through systematic review and purposive sampling to identify the studied components. In the section on interpretive structural modeling, expert academic opinions in architecture and Urbanism have been used through the Delphi method. Data collection tools are interviews and a two-way questionnaire, and a face validity criterion was used to assess the validity of the questionnaire. The relationships between the components affecting the biophilic design of the spaces between residential complexes have been determined using a new analytical methodology called interpretive structural modeling (ISM) and analyzed seamlessly. The findings showed that the relationship with natural systems with nine penetration power is the most effective and the strongest motivator of the biophilic design of the spaces between residential complexes and acts as the underlying stone of the model. Also, the order and complexity component with the penetration power of 4 has the least effect.
۱۷۶۸.

خوانش نقاشی از طریق نیروهای نهفته در رنگ مبتنی بر فلسفه ژیل دولوز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۷۹
ژیل دولوز فیلسوف معاصر فرانسوی، در میان مهم ترین اندیشمندان سده  بیستم جای دارد. دولوز کار نقاشی را رؤیت پذیر کردن نیروهای رؤیت ناپذیر می داند. درواقع، اساس زیبایی شناسی او را می توان زیبایی شناسی نیروها دانست. رؤیت پذیر کردن نیروها از خلال آثاری که بر ماده می گذارند. در نگاه او در هنر نه خلق یا بازتولید فرم ها، بلکه تصرف نیروها اهمیت اساسی دارد. دولوز می خواهد نیروها را به سوی بیشترین حدی که می توانند نه به واسطه مغز بلکه مستقیماً بر روی سیستم عصبی عمل کنند سوق دهد، به جای آن که آن ها را مستقیماً ارزیابی کند. برای انجام این پژوهش از دید صبغه پژوهش و هدف آن، پژوهشگر، نگرش کیفی را انتخاب نموده است. باتوجه به این که موضوع پژوهش حاضر، به صورت میان رشته ای در هنر و فلسفه به بررسی دیدگاه های ژیل دولوز بر روی نقاشی پرداخته است و هدف شناسایی ارتباط میان تعاریف فلسفی دولوز و نقاشی است؛ بنابراین، نوشتار حاضر به لحاظ ماهیت، رویکردی توصیفی تحلیلی را به پیش می برد و روش گردآوری داده ها براساس مطالعات کتابخانه اى است. در نهایت پژوهشگر برای نیل به هدف پژوهش با پرداختن به اندیشه دولوز در باب فلسفه و هنر، بررسی شیوه های بیانِ واقعیِ رنگ ها، بیان فضاهای بساوشی، لامسه ای بصری و بصری به بیان روابط رنگ ها که ترکیب آن ها کنش های قدرتمند نقاشی را برمی سازد، می پردازد. تا در نهایت، مخاطب خود را به این نتیجه برساند که به جایگاه محض یک امر واقع تصویری دست پیدا کند.  اهداف پژوهش:شناسایی ارتباط میان تعاریف فلسفی دلوز و نقاشی.خوانش نقاشی از طریق نیروهای نهفته در رنگ براساس فلسفه ژیل دولوز.سوالات پژوهش:ارتباط میان تعاریف فلسفی دلوز و نقاشی چگونه است؟چگونه می توان از طریق نیروهای نهفته در رنگ براساس فلسفه ژیل دولوز نقاشی را بررسی کرد؟
۱۷۶۹.

بررسی نقش و کاربرد هوش مصنوعی در خلق آثار هنری نوین و چگونگی تغییر رویکردهای هنری در دوره دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۲۷۳
در سال های اخیر، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین در خلق آثار هنری، تحولی عمیق در رویکردهای هنری ایجاد کرده است. این تحقیق به بررسی نقش و کاربرد هوش مصنوعی در خلق آثار هنری نوین و تأثیر آن بر روندهای خلاقانه در دوره دیجیتال می پردازد. سؤالات تحقیق شامل این موارد است: چگونه هوش مصنوعی می تواند به تغییر رویکردهای هنری کمک کند؟ چه چالش هایی در استفاده از هوش مصنوعی در هنر وجود دارد؟ جامعه آماری این مطالعه شامل ۳۰ نفر از هنرمندان و طراحان فعال در حوزه هنر دیجیتال است که به صورت هدفمند انتخاب شده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از طریق مصاحبه های عمیق انجام شده است. برای دستیابی به اهداف تحقیق، از روش تحقیق کیفی استفاده شده و داده ها از طریق مرور ادبیات موجود و تحلیل آثار هنری تولید شده با هوش مصنوعی جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی نه تنها به عنوان ابزاری برای خلق، بلکه به عنوان شریک خلاق در فرآیند هنری عمل می کند. این فناوری به هنرمندان امکان می دهد به شیوه های جدیدی از بیان هنری دست یابند و مرزهای خلاقیت را گسترش دهند. برخی هنرمندان از الگوریتم های یادگیری ماشین برای تولید آثار منحصربه فرد و نوآورانه استفاده می کنند که به طور قابل توجهی با روش های سنتی متفاوت است. این تحقیق همچنین به چالش های اخلاقی و تکنیکی مرتبط با استفاده از هوش مصنوعی در هنر اشاره کرده و پیشنهاد هایی برای تحقیقات آینده ارائه می دهد. این چالش ها شامل مسائل مربوط به مالکیت معنوی، اعتبار هنری و تأثیرات اجتماعی ناشی از استفاده گسترده از فناوری های هوش مصنوعی در هنر است. به طورکلی، این پژوهش به درک بهتر از تعامل بین هنر و فناوری کمک کرده و زمینه های جدیدی را برای تفکر و بحث در مورد آینده هنر دیجیتال فراهم می کند.
۱۷۷۰.

بازاندیشی دیدگاه علامه طباطبائی در باب زیبایی و هنر در نسبت با فرهنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۵
گرچه در بررسی آثار علامه طباطبایی، در نگاه اول به نظر می رسد درباره فلسفه هنر به طور مشخص و مستقل اظهارات چندانی نداشته باشند، در این مقاله کوشیده ایم با در کنار هم قرار دادن و تحلیل قطعاتی از مهم ترین آثار علامه به بازخوانی دیدگاه ایشان در باب زیبایی و آفرینش هنری بپردازیم. در این مسیر ابتدا زمینه های بحث درباره قوای شناختی مختلف را از پیشینه فلسفه اسلامی و به خصوص دیدگاه های صدرالمتألهین مطرح کرده، سپس با استفاده از انسان شناسی فلسفی حکمت متعالیه و نوآوری های خاص علامه طباطبایی در کتب فلسفی و غیر فلسفی ایشان به ویژه مباحث مربوط به ادراکات حسی و فرآیند ادراک و ادراکات اعتباری، به تأمل در ادراک زیبایی و آفرینش هنری از دیدگاه علامه طباطبائی پرداخته ایم. به این ترتیب روشن می شود ادراکات اعتباری و نتایج عملی آن که زمینه ساز شکل گیری فرهنگ در هر جامعه است، در شرایط گوناگون هم از نحوه ادراک خاص ما از زیبایی تأثیر می پذیرد و هم در فرآیند آفرینش هنری تأثیرگذار است و در این بین «قلب» نقشِ محوری را بر عهده دارد.
۱۷۷۱.

مطالعۀ ژانر و آمیزۀ ژانرهای سینمایی با استفاده از رویکرد زبانی - منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
یکی از مسائل مطالعات ژانر، مسئله پیوند ژانرها با یکدیگر و یا همان هیبریدیزاسیون است که به طورکلی اشاره به ترکیب ژانرهای مختلف در یک اثر دارد. فارغ از محل بحث بودن خود ژانر این مطلب که ترکیب و پیوند ژانرها با یکدیگر در فیلم ها به چه شکل صورت می گیرد، به چالشی جدّی برای پژوهش در این عرصه تبدیل شده است. اما از آن جا که اولاً مطالعات نظری پیرامون ژانر دامنه دار و پرافت وخیز بوده و ثانیاً پژوهش های صورت گرفته پیرامون مسئله هیبریدیزاسیون یا ژانرهای هیبریدی اندک شمار می باشد، پژوهش در این حوزه همواره با مشکلات بسیاری همراه است. با توجه به مطلب گفته شده، پژوهش پیشِ رو قصد دارد تا با یک رویکرد نقّادانه، به روش پژوهش کتابخانه ای و به شیوه ای توصیفی     تحلیلی و با تحویل مسئله ژانر و هیبریدازیسیون ژنریک به یک بحث زبانی     منطقی     شناختی به بررسی مسئله ترکیب ژانرها پرداخته و در تلاش برای یافتن این پاسخ که اولاً ژانر چیست و ثانیاً هیبریدیزاسیون ژنریک به چه معنا است به ارائه یک مدل پیشنهادی برای ارزیابی ترکیب و هیبریدیزاسیون در فیلم ها بپردازد. چارچوب نظری این پژوهش بر مبنای آراء زبان شناسانه ویتگنشتاین و بهره مندی از منطق جدید فرگه است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد هرچند کماکان افق برای بررسی ها و مطالعات بیشتر باز بوده و پژوهش حاضر نیازمند مطالعات تکمیلی و گسترده تری است، اما به کارگیری الگوی زبانی منطقی درهم تنیدگی مقوله ای می تواند برخی زوایای پنهان مسئله را آشکار ساخته و امکان های دیگری برای ارزیابی فیلم ها پیش روی مطالعات فیلم بگشاید که از منظر برخی رویکردهای دیگر مغفول بوده است.
۱۷۷۲.

معماری زمینه گرا در تقویت هویت شهری و توسعه گردشگری پایدار (مطالعه موردی: اقامتگاه های بوم گردی سواحل مکران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۲۶۳
منطقه مکران با برخورداری از ظرفیت های کم نظیر طبیعی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی، بستر مناسبی برای توسعه گردشگری پایدار به شمار می رود. با این حال، توسعه ناهماهنگ و نادیده گرفتن زمینه های بومی، منجر به تضعیف هویت محلی، تخریب محیط زیست و کاهش مشارکت جوامع محلی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر معماری زمینه گرا در تقویت هویت شهری و توسعه گردشگری پایدار، به مطالعه اقامتگاه های بوم گردی در سواحل مکران می پردازد. این پژوهش با روش ترکیبی توصیفی–تحلیلی و مطالعات میدانی، و از طریق مصاحبه، پرسشنامه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، داده ها را گردآوری و تحلیل کرده است. نتایج نشان می دهد مؤلفه هایی چون حفظ هویت فرهنگی، استفاده از مصالح بومی، سازگاری با اقلیم و مشارکت پذیری اجتماعی، بیشترین تأثیر را در طراحی اقامتگاه ها دارند. این یافته ها تأکید می کنند که معماری زمینه گرا، ضمن پاسخ گویی به شرایط اقلیمی و فرهنگی، می تواند الگوی مؤثری برای طراحی اقامتگاه های بوم گردی و توسعه پایدار در مناطق مشابه باشد.
۱۷۷۳.

هنرهای کاربردی ایران در دوره صفوی بر اساس سفرنامه شاردن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
  در دوره صفویه، هم زمان با رشد اقتصادی و سیاسی و نیز طولانی شدن مدت حکومت، جنبه های مذهبی و فرهنگی نیز تقویت شدند. این دوره شاهد تقویت و تحکیم تولیدات هنری بود که به دلیل علاقه حاکمان به هنر و فرهنگ، و هم چنین شکل گیری روابط داخلی و خارجی و ارتباط نزدیک تر با سیاحان اروپایی حاصل شد. این تعاملات منجر به ایجاد گنجینه ای از اطلاعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و هنری گردیدند که دستیابی به جزئیات آن ها از طریق منابع مکمل امکان پذیر می باشد. بررسی منابع تاریخی با تأکید بر سفرنامه در راستای استخراج اطلاعات فرهنگی و طبقه بندی و معرفی تولیدات هنری به منظور استخراج اطلاعات مکمل تاریخی از اهداف این پژوهش می باشد. سؤالات پژوهش نیز عبارتند از: چگونه می توان هنرهای کاربردی دوره صفوی را بر اساس کتاب سفرنامه شاردن احصاء نمود؟ تولیدات هنرهای کاربردی دوره صفوی بر اساس کتاب سفرنامه شاردن چگونه قابل دسته بندی هستند؟ تحقیق حاضر بر مبنای هدف، پژوهشی بنیادی و نظری و از نظر روش اجرا، توصیفی   تحلیلی است. هم چنین پژوهش حاضر از نظر روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، کیفی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، هم در بخش تاریخی و هم در بخش نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی محسوب می شود. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز به روش کیفی انجام شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد از کتاب سفرنامه شاردن به سبب تنوع مشاهدات منعکس شده در قالب شرح رویدادها و وقایع، شرح فضاها و مکان های شاخص، شرح فعالیت های فرهنگی و اقتصادی، شرح چیدمان های مراسم مهم درباری و طبقات بالادست، شرح تشریفات درباری، ذکر فهرست هدایا، و ... ناگزیر می توان به اطلاعات قابل توجهی از تولیدات این دوره دست یافت. از طرفی تحلیل محتوای کمّی و کیفی منجر به ایجاد دسته بندی نُه گانه ای با عناوین پوشاک، منسوجات، زیراندازها، ظروف، تزیینات کاربردی، کتیبه نویسی، جواهرات، تزیینات وابسته به معماری و سایر تولیدات گردیده است.
۱۷۷۴.

فرآیندها و روش های مشارکتی به کاررفته در معماری مسکونی: یک مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۵۸
رویکرد مشارکتی در دوران کنونی یک رویکرد تثبیت شده از حیث نظری است و کاربردهای بسیاری نیز در حوزه عمل دارد. معماری (و طراحی) مشارکتی نیز گرایشی آزموده و واجد موفقیت ها و دستاوردهای متعدد است. اما همچنان سوالات و چالش های زیادی پیرامون آن وجود دارد. از جمله پرسش های مهم درباره مشارکت، چگونگی انتخاب فعالیت و روش مشارکتی از میان گزینه های متنوع، چگونگی پیاده سازی و میزان مؤثر بودن روش های مشارکتی می باشند. هدف پژوهش حاضر گزارش و بررسی این روش ها و فرآیندهای مشارکتی از طریق مرور سیستماتیک منابع مرتبط است. در پایان از ترکیب نتایج به دست آمده، یک فرآیند مشارکتی برای معماری مسکونی در چهار گام معرفی و آشنایی، بررسی وضع موجود، طراحی، و بازبینی و اصلاح همراه فعالیت های قدم به قدم آن پیشنهاد شده است. روایی و پایایی پژوهش با کمک دو فرد متخصص و از طریق پرسشنامه دوارزشی کنترل شد که در آن ضریب کاپای کوهن ۰/۷۴۴ در سطح معناداری ۰/۰۱۱ به دست آمد.
۱۷۷۵.

مطالعه تطبیقی پایان بندیِ نمایشی و کارکردهای روایی آن در آثار ساعدی و نعلبندیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
مطالعه حاضر در نظر دارد با تمرکز بر وجوه ساختاری نمونه آثاری از غلامحسین ساعدی و عباس نعلبندیان الگوهای بستار در آنها را مورد مطالعه تطبیقی قرار دهد. چارچوب نظری بحث تلفیقی است از آراء نمایشی منتقدانی نظیر مارتین اسلین و مانفرد فیستر که با برخی تعاریف روایت شناسی والاس مارتین و مایکل جی.تولان همسو شده است. مسئله اصلی تحقیق به کیفیت پایان بندی ها در نمایشنامه های دو دهه چهل و پنجاه شمسی و میزان تأثیر پذیریِ هدفمند آنها از الگوهای روایتگری رایج در ادبیات داستانی معاصر باز می گردد. هدف آن است که با سنجش کیفی تمهیدات به کار رفته در صحنه ها یا پرده نهایی نمایشنامه های منتخب از این نویسندگان، دریافت تازه ای از زمینه های منطقی چنین کاربردهایی در حوزه ادبیات نمایشی ایران حاصل شود. روش این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات مورد نیاز برای ارزیابی نمونه ها به روشی کتابخانه ای و بررسی متن حاصل گردیده است. شواهد تحقیق نشان می دهد که به رغم تنوع و تفاوت در سطح انتخاب مضمون دراماتیک، الگوی "پایان بندی باز" در آثار هر دو نویسنده ارجح است. اگرچه الگوی بستار در آثار نعلبندیان واجد کارکرد مؤثرتری هم راستا با ساختار روایی آثار او است؛ با این وجود در هیچ یک از موارد مطالعاتی نظام یکپارچه و دلالت گری که مؤید ضرورت تام استفاده از این الگوی تجربی باشد، حقیقتاً مشاهده نمی گردد؛ آنچه که به نظر آغازگر نوگرایی در روایت و در راستای بکارگیری الگوهای نامتعارف در ادبیات پس از انقلاب باشد.
۱۷۷۶.

انطباق پذیری مسکن با آینده از طریق طراحی فراگیر(UD) در مجتمع های مسکونی شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۱
جوامع بشری تلفیقی از افراد با سطوح توان و نیازهای متفاوت هستند، بنابراین جهت دستیابی به جامعه ای پایدار توزیع متناسب منابع از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این راستا از اوایل دهه 80 میلادی جنبشی به نام طراحی فراگیر شکل گرفت که به معنای طراحی محصولات، محیط، برنامه ها و خدمات به نحوی است که تا حد امکان بدون نیاز به تعدیل یا طراحی ویژه، برای همه افراد قابل استفاده باشد. پژوهش حاضر نیز درصدد است که از طریق بکارگیری اصول طراحی فراگیر و بومی سازی این دانش، چارچوبی را به دست دهد که بتوان از آن در بوم ایران، به خصوص شهر سنندج استفاده نمود که بر این مبنا بتوان مجتمع مسکونی را طراحی کرد که برای همه افراد جامعه، با هر سطحی از توان، به راحتی قابل استفاده باشد. جهت نیل به این هدف از تحقیق توصیفی و شاخه همبستگی استفاده شده که به روش پیمایشی انجام شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است. در این راستا، 385 عدد پرسشنامه میان ساکنان مجتمع های مسکونی و شهروندان شهر سنندج توزیع گردیده و میزان تطابق این مجتمع ها با اصول طراحی فراگیر مورد سنجش قرار گرفته است. در گام بعد از آزمون اولویت بندی فریدمن استفاده و میزان اهمیت هرکدام از اصول مشخص شده که نتایج در پایان نشان داده است که اصل اندازه و مساحت برای دسترسی و عملکرد به عنوان مهمترین اولویت و انعطاف پذیری در هنگام عملکرد، تلاش فیزیکی حداقل، اطلاعات قابل درک، در نظر گرفتن حد مجاز برای خطا، استفاده ساده و حسی و کاربرد عادلانه به ترتیب در اولویت های بعدی قرار دارند. پس از این مرحله نتایج فوق به عنوان اولویت بندی اصلی ساختار طراحی در بخش نهایی قرار گرفته است بدین معنی که برنامه ریزی فیزیکی فضاها و ساختار کلی فضاها مبتنی بر نتایج بدست آمده تدوین شده است. افزایش مساحت فضاها، در نظر گرفتن فضاهای چرخش با ویلچر در درون فضاها و استاندارد سازی ابعاد و اندازه فضاها به عنوان اصلی ترین راهبردهای طراحی مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین حذف پله و مانع فیزیکی در مسیرهای حرکتی، استفاده از پارتیشن های فضادار، بکارگیری سطوح کار در ارتفاع های مختلف، استفاده از مبلمان متحرک، و استفاده از سیستم های کنترل از راه دور و چندین و چند مورد دیگر از جمله راهبردهایی هستند که در مرحله طراحی بصورت مستقیم بر طرح نهایی تاثیر گذاشته و فضای نهایی ایجاد شده را تحت تاثیر خود قرار داده است.
۱۷۷۷.

تبیین الگوی مکان-واحه با تأملی بر ویژگی های واحه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۷
واحه ها را می توان اولین سکونت گاه های انسانی به شمار آورد که بیانگر درک عمیق انسان از طبیعت است و نشان از توانایی انسان در برقراری تعامل با محیط سخت و خشن بیابان دارد. واحه ها به واسطه شرایط جغرافیایی و دسترسی به آب، قلمرویی سبز در بیابان می گسترانند و مکانی برای اتراق کردن و سکنی گزیدن به دست می دهند. ازاین رو واحه ها را می توان اولین تجلی گاه مکان در تاریخ سکونت انسان برشمرد. این پژوهش برآنست با نگاهی به مؤلفه های تشکیل دهنده مکان و واکاوی در ویژگی های بنیادین واحه، الگوی مکان-واحه را تبیین کند، به نحوی که نسبت مؤثری بین مکان و واحه برقرار نماید. این الگو از دو لایه درونی و بیرونی تشکیل شده که لایه درونی، مبانی الگو را تشکیل داده و به بن مکان اشاره دارد و لایه بیرونی مبادی الگو بوده و به ویژگی های پدیدارکننده مکان که خود را در واحه آشکار می کنند، دلالت می نماید. از پیدایش این دو لایه متمادی، الگوی مکان-واحه با سه مؤلفه "فرم - محصوریت/مرکزیت"، "عملکرد - فعالیت" و "معنا - شخصیت محیطی" حاصل می گردد. در انتها، این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و روش پژوهش کیفی و تحلیلی به این نتیجه می رسد که واحه، نقطه آغازین مکان و ویژگی های واحه پدیدارکننده بن مایه های مکان بوده و سایر سکونتگاه ها، همچون خانه، محله، شار و شهر نیز امتداد همان واحه های اولیه هستند و درنهایت، الگوی مکان-واحه، الگوی بنیادینی در بیان نسبت بن مکان و تجلی اش است و می توان این الگو را در دیگر زیستگاه های انسانی مشاهده و تبیین نمود و درک ژرف تری از مکان و ویژگی های پویای مکان-واحه ای در آن ها به دست آورد.
۱۷۷۸.

نقدی بر تهیه فرایند طرح هادی از مرحله برنامه ریزی تا اقدام با رویکرد منظرین (نمونه موردی: روستای پای آستان در منطقه کوهدشت استان لرستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۹۶
طرح هاد ی که از آن به عنوان طرح تغییر و تحول د ر ساختار فیزیکی- کالبد ی روستاها یاد می شود ، بخشی از فرایند توسعه روستایی به شمار می رود که تهیه و اجرای آن د ر چارچوب نظام برنامه ریزی، د ارای معیارها و ضوابطی است که بر کالبد روستا به ویژه ارزشمند ی زمین اثر می گذارد . تعیین و تثبیت محد ود ه قانونی برای روستا و همچنین ضرورت ساخت و ساز د ر آن سبب شد ه است که قیمت زمین د ر روستاها د چارتغییر شود و روستا به عنوان کالایی سرمایه ای با هد ایت سازمان های د ولتی با سیاست تمرکزمحور بر امر توسعه د چار تغییر و تحولات اساسی شود . د ر سایه تمرکزگرایی د ولت بر طرح های هاد ی و نگاه عاملیتی و خطی بر تد وین آن که منجر به یکسان سازی اکثر طرح ها شد ه و همچنین عد م مشارکت مرد م د ر طرح های توسعه، مشکلات زیاد ی از مرحله برنامه ریزی تا اقد ام د ر طرح ها ایجاد شد ه است. روش پژوهش د ر این مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی و جمع آوری اطلاعات به شیوه مید انی و حاصل سفر چهار روزه به منطقه کوهد شت استان لرستان است. د ر تد وین این پژوهش از روش کتابخانه ای استفاد ه شد ه است. این پژوهش به د نبال این است که چرا جامعه امروزی با وجود طرح های هاد ی، شاهد عد م کیفیت محیطی د ر حوزه کالبد و غیر کالبد و عد م رضایتمند ی د ر توسعه روستا است؟ طی بازد ید مید انی به عمل آمد ه از روستای پای آستان د ر منطقه کوهد شت لرستان، به نظر می رسد عد م تحقق برنامه های توسعه د ر مرحله اقد ام عمد تاً ناشی از ناتوانی د ر د رک و شناسایی ویژگی های محیطی و ارزش های سرزمینی روستا د ر مرحله تد وین برنامه است. مسیر تحقق پذیری طرح های هاد ی مستلزم شناخت د قیق مکان و توجه به لایه های منظر د ر فرایند برنامه ریزی است. لازمه این امر قرارگیری مرحله ای د ر شرح خد مات تد وین اسناد برنامه ریزی فضایی تحت عنوان خوانش لایه های منظر است که ضمن آن با کمک متخصص منظر و مشارکت جامعه محلی، لایه های منظر کشف و پس از ارزیابی، ارزش های سرزمینی هوید ا می شود . این روند منجر به تهیه یک برنامه مبتنی بر مکان (مکان محور) خواهد بود که امر توسعه پاید ار روستا را تضمین می کند .
۱۷۷۹.

شهود اشراقی و رابطۀ آن با شهود هنری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۵۱
شهود اشراقی که برپایه نظریه بدیع سهروردی درباب ابصار بنا میشود، عبارت است از التفات نفس به عنوان هویتی نوری(نور اسفهبد) به امر مجرد یا مادی که با این التفات و احاطه، امر رویت، محقق میگردد. میزان قدرت این رویت یا شهود نیز به کاستن از شواغل حسی و افزودن بر لطافت روحانی است که با سلوک و مراقبه و ریاضت ممکن میگردد. در این حالت بارقه های نور درخشیدن آغاز کرده و دریافت صور بی بدیل موجود در عالم مثال، ممکن میشود. پرداخت عالم مثال نیز به نوعی ابداع شیخ شهید است و به سبب ماهیت صورتسازی خیالی آن و شباهت و ارتباطش با قوه خیال، در هنر حائز اهمیت است. هنرمندی که مجهز به توان فنی و هنری وافی بوده و راه سلوک و مراقبه را چون اهل فتوت در پیش گیرد، گزارش شهوداتش هنر فاخری خواهد شد که شاید بتوان گفت نمونههای آن در آثار بی بدیل عصر صفوی، گوتیک و معدودی از آثار معاصر قابل پیگیری است.
۱۷۸۰.

تحلیل عناصر دراماتیک شجاعت و فداکاری در داستان سلاح زیر برف با محوریت شخصیت شهید محمدابراهیم همت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۱
داستان سلاح زیر برف اثر رحیم مخدومی، از جمله آثار برجسته ادبیات داستانی ایران به شمار می رود که به حماسه دفاع مقدس و رشادت های رزمندگان این عرصه می پردازد. تحلیل عناصردراماتیک شجاعت و فداکاری در این داستان، دریچه ای نو برای درک عمیق تر پیام آن و سنجش میزان اثرگذاری آن بر مخاطب می گشاید. اهمیت این پژوهش از آنجاست که شهید محمدابراهیم همت، شخصیت محوری داستان، به عنوان یکی از اسطوره های دفاع مقدس شناخته می شود و بررسی ابعاد شخصیتی و عملکرد او در این رمان، می تواند الگویی ارزشمند برای نسل جوان به ارمغان آورد. در این راستا، پژوهش حاضر با اتکا به روش تحلیل محتوا، به واکاوی عناصر دراماتیک شجاعت و فداکاری در داستان سلاح زیر برف می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که پیرنگ داستان از انسجام و ساختاری منسجم برخوردار است و به خوبی نقاط آغاز، میانه و پایانی را در خود جای داده است. علاوه بر این، شخصیت شهید همت به عنوان نماد اصلی شجاعت و فداکاری در داستان، نقشی محوری در پیشبرد روایت و انتقال پیام آن ایفا می کند. در نهایت، نتایج این پژوهش، ضمن تأکید بر غنای عناصر دراماتیک در داستان سلاح زیر برف، بر ظرفیت بالای این اثر در ترویج ارزش های والای انسانی مانند شجاعت و فداکاری در میان نسل جوان صحه می گذارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان