صنایع دستی ایران، جلوه ای بی مانند از هنر، صنعت، فرهنگ و تمدن کهن این سرزمین است که در زندگی مردم آن در طول سال ها و سده ها، جاری، زنده و پویا بوده و در تمامی زوایای زندگی آن ها رخنه کرده است. صنایع دستی ایران، هنری کاربردی و در عین حال محل بروز باورها و خرده فرهنگ ها و اندیشه های خلاق مردم و اقوام مختلف است. یکی از دلایل مهم ماندگاری و ادامه حیات صنایع دستی در دوره های مختلف تاریخی، همین کاربردی بودن آن است. ویژگی تزیینی و کاربردی بودن صنایع دستی و استفاده آن در زندگی روزمره مردم به خوبی توانسته در معیشت و اقتصاد تاثیر گذارده و خود عامل تقویت اقتصادی گردد. به علاوه، پیام های اجتماعی و قومی جوامع را با استفاده از طرح ها، نقش ها و رنگ های محصولات کاربردی خود متجلی سازد. یکی از این هنرها، رودوزی های سنتی زنان ایرانی است که با اتکا به قوه تخیل و طبع ظریف اقوام مختلف، با جلوه گری زیبایش در گذشته و حال با در نظر گرفتن ابعاد اقتصادی و اجتماعی گسترده اش هم چنان کاربردی نمایان دارد. از جمله این رودوزی ها، سوزن دوزی دو قوم کهن ایران، بلوچ و ترکمن است. امروزه این هنر توانسته با همان هویت و اصالت کهن خود، در نمونه های کاربردی جدید و هماهنگ با خواست جامعه نوین، تولیداتی زیبا را به بازار صنایع دستی ایران ارائه دهد. این مقاله به گوشه ای از تحولات ایجاد شده در کاربرد تزیین و کارکردهای اجتماعی محصولات سوزن دوزی این اقوام در گذشته و حال می پردازد. سئوالات: 1- ویژگی و شاخصه هر سوزن دوزی دو قوم بلوچ و ترکمن کدام است؟2- نوع تزیین و کاربرد سوزن دوزی اقوام بلوچ و ترکمن چه تفاوت ها و شباهت هایی دارند؟اهداف: 1- شناخت نوع تزیینات به کار رفته در سوزن دوزی های اقوام ترکمن و بلوچ دستیابی به تفاوت و شباهت های کاربرد تزیین سوزن دوزی اقوام ترکمن و بلوچ، تزیین سنتی و نوین، کاربرد و کارکرد اجتماعی. کلیدواژگان: صنایع دستی ، سوزن دوزی ترکمن ، سوزن دوزی بلوچ ، کاربرد تزیین ، کارکرد سنتی و نوین
چکیده: دوران قاجار و به ویژه عصر ناصری تحولات بسیاری را به خود دید که از آن ها به عنوان نشانه های دوران مدرن یاد می کنند. این دوره را هنر عکاسی با زبان و حضور خود، به خوبی معرفی می کند. اما این هنر، خود چگونه شکل گرفت؟ و چگونه در حیطه تجسمی زبان مسلط شد؟ مطالعه تاریخ قاجار و تأمل در عکس های این دوران و مقایسه آن ها با آثار نقاشی همزمان و تعمق در آثار مکتوب مرتبط، روش روشنگری است که بخش های تاریکی از این دوره تاریخی را روشن می سازد. شکل گیری عکاسی در دهه1250قمریآغاز شد؛و با سلطنت ناصرالدین شاهرونق گرفت.در دربار و سلطنت وی از طرفی عنوان جدید «عکاس باشی» در کنار عنوان «نقاش باشی» قرار گرفت؛و از طرف دیگر عکاسی به عنوان برنامه درسیبه دارالفنون اضافه شد؛ و نیز اولین عکاسخانه همایونی ایجاد و عکاسخانه ای برای استفاده عمومتأسیس گردید، همچنین اولین رساله در خصوص عکاسی نوشته شد.رونق فعالیت عکاسان در دوران پادشاهان بعدی نیز ادامه یافت. باحمایتدربار عکاسی زبان هنری مسلط شد؛ در چنین شرایطی نقاشی از هنر عکاسی تأثیر بسیار گرفت.نقاشان از عکاسی و عکس برای آفرینش نقاشی های خود بهره می بردند و بدین ترتیب در ضبط کوچکترین جزئیات میان دوربین عکاسی که بیننده را به حیرت وامی داشت و نقاشان مسابقه ای آغاز شد. به دنبال آن در اولین مراکز آموزش نقاشی، اصول و قواعد نقاشی واقع نما آموزش داده می شد و شاگردان از تصاویر استادان رنسانس اروپا، آثار لیتوگرافی و آثار عکاسی کپی می کردند؛ رویکردی کهکمال الملک در آن نقش کلیدی داشت.از آن پس چنین تصور شد که نقاشی خوب باید همچون عکس باشد. تصوری که سال های متمادی در ایران باقی ماند.
از روزگار باستان تاکنون، نمایشنامه نویسان اسطوره مده آ را دستمایه آفرینش نمایشنامه های خود قرار داده اند. پی رفت زنجیره کنش ها در اغلب نمایشنامه ها همسان است، اما نمایشنامه نویسان توانسته اند در بیان مضمون و آفرینش تفاوتی تاثیرگذار، رهیافت هایی متفاوت داشته باشند. چگونگی به کارگیری عنصر شخصیت، به لحاظ کمی و کیفی، و مقایسه شبکه ارتباطی میان شخصیت ها پرسش اصلی این پژوهش است. بررسی ابعاد گوناگون عنصر شخصیت در دو نمایشنامه مده آی اوریپید و مده کرنی شیوه مناسبی برای یافتن پاسخ در حوزه دو نمایشنامه مورد بررسی این پژوهش بود . در این مقایسه نشان داده شدکه اوریپید با آفرینش شخصیت مده آیی چند وجهی، توانست موقعیت وی را به عنوان یک زن تعمیم دهد و به بیدادی که در جامعه یونان برزنان روا می شد، اشاره کند و بعدی اجتماعی به اثر خود ببخشد. در برابر کرنی با طرح روابط چند سویه میان مده و دیگر شخصیت ها نتوانست وجه والای شخصیت تراژیک مده را به خوبی بنمایاند و این اثر به بیان آشفتگی های روحی یک زن نامتعارف و خیانت دیده محدود شد.
شهرها از دوران باستان نشانه قدرت و توان سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی، تکنولوژیکی و قدرت خلاقیت جوامع مختلف، بوده اند. بدین ترتیب مشخص است که هر جامعه انسانی، برای دست یابی به تمدن، به عنوان بالاترین و والاترین سطح فرهنگ بشری، و ساختن و نگهداری شهرها، می باید، ابتدا، مسائل و معضلات متعدد و گسترده ای را حل کرده و پشت سر گذاشته باشد. بدیهی است که دستیابی و میزان رشد تمدن در بین جوامع مختلف بستگی مستقیم به میزان موفقیت آنها در حل مسائل فوق و توجه به موضوع هایی داشته است که دیگر جوامع از توجه و حل آنها عاجز بوده اند. به همین علت است که، تمدن های باستانی و کهن، قدر و ارزشی کم نظیر می یابند و باز به همین علت است که امروزه می توان تفاوت های بسیار زیادی را بین شهرها، در جوامع توسعه یافته، در حال توسعه، و عقب مانده، مشاهده کرد. این اختلافی است که، در حال حاضر، بین شهر در ایران، در مقایسه با گذشته شکوهمند و افتخارآفرین خودش، و همین طور تمدن و شهرنشینی در جهان توسعه یافته معاصر، به چشم می خورد. این مقاله در پی پرداختن به این موضوع، و بررسی برخی از جوانب مختلف و کلیدی آن، چالش ها و موانع رودررو و راهبردهای احتمالی برای برون رفت از شرایط موجود است.
هنر هخامنشی، هنر درباری و متاثر از هنر ملل تابعه امپراتوری مانند بین النهرین، مصر، آسیای صغیر و به ویژه هنر اورارتو بوده است؛ نقوش برجسته دیواره ها و دروازه کاخ ها به ویژه در تخت جمشید، بیانگر نفوذ و تاثیر عناصر هنر مادی، ایلامی و بین النهرین (آشور و بابل) بر هنر هخامنشی است. همچنین پس از فتوحات کوروش در آسیای صغیر، هنر متعالی و ظریف یونانیان در بناهای هخامنشی به چشم می خورد. معماری به عنوان مهم ترین هنر هخامنشیان، ابتدا تحت تاثیر معماری ماد و ایلامی قرار گرفت. همچنین تاثیر عناصر معماری اورارتویی مانند؛ آرامگاه های سنگی، راهروهای باریک آرامگاه های شاهان هخامنشی به خوبی قابل تشخیص است. از طرفی فتح مصر توسط هخامنشیان و اقامت طولانی داریوش اول در مصر علاقه مندی و تمایل وی به معماری مصر را در او بیدار کرد که تجلی آن در کاخ داریوش در تخت جمشید به وضوح دیده می شود. هدف از این تحقیق مطالعه تاثیر هنرهای ملل تابعه بر هنر معماری هخامنشیان است.
مارک روتکو نقاش متولد روسیه (1970-1930) یکی زا سردمدران جنبش اکسپرسیونیسم انتزاعی به شمار می آید. او از مشهورترین چهره های مدرسه ی هنری نیویورک و نیز یکی از موجدین سبک نقاشی میدان رنگ است...
با توجه به اینکه در میان اهالی میراث فرهنگی تعاریف مشخص و ثابتی از برخی از واژگان وجود ندارد، در این مقاله تعاریف بنیادین در خصوص این کلمات ارائه گردیده است؛ اگرچه ارزش یابی و ارزش گذاری میراث فرهنگی باید به طور اصولی و با توجه به فاکتورهای مختلف مورد بررسی قرار گیرد، اما در ایران کمتر شاهد بوده ایم که نهادی، چه دولتی و چه مردمی، به طور علمی و منصفانه، تأثیر مقررات حفاظت از میراث فرهنگی را نقد و بررسی کند.
با انتشارات کتاب های چاپ سنگی در دوران قاجار زندگی دوباره مصور سازی کتب ایرانی آغاز گردید. علی رغم این که مصور سازی کتاب های چاپ سنگی از نظر کیفیت تفاوت های قابل توجهی بانگارگری قدیم ایران داشت اما با ادامه یافتن برخی سنت های کتاب آرایی و تاثیرپذیرفتن از هنر عامیانه و تاثیر متقابل بر آن برخی سنت های کتاب آرایی ایران در شکل و محتوایی متفاوت مجدداً احیا شد. هدف مقاله حاضر معرفی ویژگیهای ساختاری کتاب های چاپ سنگی مصور است و در این راستا با ارائه تاریخچه کوتاهی از صنعت چاپ و معرفی انواع مضامین کتب چاپ سنگی به بررسی فضای تصویری این نوع کتب می پردازد.خصوصیات و جلوه های تصویری این نسخ اغلب ساختاری و احد را دنبال می کند.این ساختار تصویری که ریشه هایش گاه به دوران کهن باز می گردد در مواقعی به مدد هنرهای عامیانه ای چون عیدی سازی و خیالی نگاری ارزش های تازه ای را در مصور سازی ارائه می دهد. یک بررسی کوتاه و اجمالی نشان می دهد که ساختار کتاب آرایی درکتب چاپ سنگی مبتنی بر حرکت های سنتی کتاب سازی ایرانی است و نحوه استفاده از عناصر بصری و سایر اصول از همان مبانی هنری دوره های قبل نظیر استفاده از سطر جدول کشی کتابت و تصویر پیروی می کند.