فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
عوامل مختلفی در بروز بیماری های قلبی - عروقی نقش دارند و با تشخیص این عوامل می توان از پیشرفت بیماری پیشگیری کرد. برای بررسی ارتباط برخی شاخص های التهابی شامل: پروتئین واکنشی C hs-CRP))، فیبرینوژن و برخی شاخص های چاقی مانند شاخص تودة بدن ((BMI و نسبت دور کمر به لگن ( WHR) با حداکثر نبض اکسیژن و حداکثر اکسیژن مصرفی (VO2max) در دختران جوان غیرورزشکار، 42 نفر از دختران دانشجوی دانشگاه شیراز (سن: 27/1±21/20 سال، وزن: 032/8± 035/58کیلوگرم، قد: 22/5 ±64/158سانتی متر) که کاملاً سالم بودند و از لحاظ سلامتی هیچ منعی برای شرکت در آزمون ورزشی نداشتند، به روش هدفمند از میان داوطلبان انتخاب شدند. به منظور اندازه گیری حداکثر نبض اکسیژن و VO2max از آزمون بیشینة بروس روی نوار گردان استفاده شد. 5 میلی لیتر خون سیاهرگی بازویی در وضعیت ناشتا از هر یک از آزمودنی ها گرفته شد. برای ارزیابی نتایج از آزمون آماری همبستگی پیرسون و نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد بین شاخص التهابیhs-CRP با VO2max ارتباط معکوس و معنی دار وجود دارد (26/0r=- ، .05/0≥ p )، اما بینhs-CRP و حداکثر نبض اکسیژن و نیز بین فیبرینوژن و شاخص های چاقی با حداکثر نبض اکسیژن و VO2max ارتباط معنی دار وجود ندارد (05/0 < P). در مجموع، می توان نتیجه گیری کرد که افزایش میزان حداکثر اکسیژن مصرفی می تواند با کاهش شاخص خطر قلبی hs-CRP همراه باشد.
اضافه وزن و چاقی در کودکان
حوزههای تخصصی:
Does Really Lower Limbs Behave Asymmetric in Gait of People Without Impairments(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Using two consecutive gait cycles، simultaneous and bilateral kinetic gait data، the main objectives of this study were a) to identify the main functional roles of ankle، knee and hip extensors/flexors، and b) to determine whether the action taken by these muscle groups appears to be symmetric or not. Gait of our able-bodied subjects appears to be asymmetric with significant differences noted between each two corresponding peak muscle moment values. Using Principal Component Analysis (PCA) as a curve structure detection method، task discrepancies were recognized when comparisons were made between each two corresponding representative moment curves at each joint (local asymmetry). Muscle moment behaved symmetrically when the right limb representative curve was compared to its corresponding principal component (PC) at the contralateral limb. Gait of able-bodied subjects appears to be symmetric، while control and propulsion were recognized as two major roles of the extensors and flexors (global gait asymmetry). Symmetrical behavior of the lower limbs should be considered a consequence of local asymmetry which indicates different levels of within and between muscle activities developed at each joint during gait cycles
آزمون ها و نورم های ارزیابی: آمادگی ورزشکاران
حوزههای تخصصی:
تأثیرتعاملی یک دوره تمرین استقامتی و یک جلسه تمرین وامانده ساز بر میزان فعالیت آنزیم های آسپارتات آمینو ترانسفراز و آلانین آمینو ترانسفراز پلاسمایی در موش های صحرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات انجام شده حاکی از آن است که تمرین وامانده ساز، منجر به بروز آسیب های کبدی می شود. در برخی از مطالعات بیان شده است که انجام تمرینات استقامتی منظم می تواند مانع از بروز آسیب های کبدی ناشی از تمرین وامانده ساز گردد، اما در این زمینه تحقیقات جامعی صورت نگرفته است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک جلسه تمرین وامانده ساز پس از 8 هفته تمرین استقامتی بر میزان آسیب کبدی در موش های صحرایی بود. در این پژوهش تعداد 40 سر موش صحرایی نر 3 ماهه ویستار با میانگین وزن 4± 151 گرم به صورت تصادفی به 2 گروه تمرین استقامتی و بدون تمرین تقسیم شدند(هر گروه شامل 20 سر موش). گروه تمرین استقامتی به مدت 8 هفته و 5 روز در هفته با مدت و شدت فزاینده، روی دستگاه نوارگردان به تمرین پرداختند. پس از 8 هفته، دو گروه به طور تصادفی به دو زیرگروه 10 تائی تقسیم شدند که یک زیرگروه از هرگروه یک وهله تمرین وامانده ساز را اجراکردند. پروتکل تمرین وامانده ساز شامل دویدن با شیب صفر درجه و افزایش تدریجی سرعت تا 35 متر در دقیقه بود. خونگیری در گروه تمرین استقامتی در مدت 14 ساعت پس از آخرین تمرین، و در گروه وامانده ساز بلافاصله پس از تمرین وامانده ساز انجام شد و میزان آنزیم های آسپارتات آمینو ترانسفراز ( GOT,AST)، آلانین آمینو ترانسفراز (GPT,ALT) و TAC تعیین شد. پس از تحلیل آماری با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه وآزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0P< مشخص شد میزان آنزیم های کبدی در گروه یک وهله تمرین وامانده ساز به طور معنی داری بالاتر از گروه کنترل بود (05/0P<)، در حالی که افزایش معنی داری در سطوح آنزیم ها در موش های گروه استقامتی و گروه استقامتی+وامانده ساز، نسبت به گروه کنترل مشاهده نشد(05/0P>). فعالیتTAC در گروه وامانده ساز به طور معنی داری پایین تر از گروه کنترل بود(05/0P<)ولی تفاوت معنی داری بین گروه تمرین استقامتی + یک وهله تمرین وامانده ساز و گروه کنترل دیده نشد(05/0P>). این تحقیق نشان داد که یک دوره تمرین استقامتی می تواند از آسیب های کبدی ناشی از تمرین وامانده ساز در موش های صحرایی جلوگیری کند.
تأثیر فعالیت بدنی هوازی در سه ماهه سوم بارداری بر رشد نوزاد و جفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اثر آسیب زای برخی برنامه های تمرینی در عضله پهن خارجی موش های صحرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثرات کوتاه مدت (یک جلسه) و طولانی مدت (36 جلسه) فعالیت های ورزشی گوناگون (سرعتی، استقامتی و ترکیبی) در ایجاد آسیب های بافت عضلانی (پرخونی، خونریزی، ادم، نکروز، تغییرات هسته از نظر تعداد و میزان فعالیت، دژنراسیون، فیبروز، و وجود سلول های التهابی) می باشد. برای این منظور 40 سر، موش صحرایی جوان سه ماهه به شکل تصادفی در چهار گروه 10 تایی کنترل (بدون برنامه تمرینی)، تمرین استقامتی (با 80-70 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی)، تمرین سرعتی (100 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) و تمرین ترکیبی (ترکیبی از استقامتی و سرعتی) قرار گرفتند. 24 ساعت پس از نخستین و سی و ششمین جلسه تمرینی، نمونه های بافتی (از عضله پهن خارجی) برداشته شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون کراسکال والیس و آزمون من ویتنی نشان داد، در هر سه گروه تمرینی پس از یک جلسه فعالیت ورزشی، پرخونی در حد خفیف و تغییرات هسته از نظر افزایش تعداد و فعالیت در حد متوسط تا شدید به وجود آمد. به دنبال 36 جلسه فعالیت ورزشی، علاوه بر تغییرات هسته در همه گروه های تمرینی، به خصوص گروه سرعتی، دژنراسیون، نکروز، فیبروز و وجود سلول های التهابی نیز در گروه تمرین ترکیبی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. به طور کلی یافته های این پژوهش در مورد نمونه های حیوانی و با استفاده از چنین پروتکل هایی نشان می دهد انجام فعالیت های حاد و طولانی مدت ورزشی باعث بروز آسیب های متعدد عضلانی خواهد شد و شدت این آسیب ها در گروه تمرین ترکیبی بیش از دو گروه دیگر تمرینی خواهد بود.
تأثیر تمرین هوازی طولانی مدت قبلی و مصرف غذای پرچرب بر مارکر التهابی مولکول چسبان عروقی و نیمرخ لیپیدی مردان غیرورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک جلسه فعالیت هوازی طولانیمدت پیشین با 70 درصد VO2max بر مارکر التهابی[1] (sVCAM-I) و نیمرخ لیپیدی متعاقب مصرف یک وعده غذای پرچرب در مردان غیرورزشکار بود. سطوح پلاسمایی مولکولهای چسبان و نیمرخ لیپیدی شاخصهای مهمی در برآورد خطر بیماریهای قلبی – عروقی بهشمار میروند. بهاین منظور 20 مرد جوان غیرورزشکار بهصورت تصادفی انتخاب و باتوجه به درصد چربی به دو گروه 10 نفره، تجربی (30/1±98/21 سال، 48/2±04/18 درصد چربی) و کنترل (22/1±06/22 سال، 54/3±15/18 درصد چربی) تقسیم شدند. گروه تجربی فعالیتی به مدت 90 دقیقه با شدت معینشده روی تردمیل انجام دادند. در روز بعد هر دو گروه یک وعده غذای پرچرب مصرف کردند.
نمونههای خون در زمانهای 5/0 ساعت قبل و 5/0، 1، 3 و 24 ساعت بعد از غذا جمعآوری شد. برای تعیین نرمال بودن گروهها، از آزمون کلوموگروف – اسمیرنوف (999/0 = PEX) (996/0 = PCON) و برای تعیین همگنی واریانسها از آزمون لوون و برای بررسی نتایج بینگروهی از آزمون تی مستقل استفاده شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر[2] و آزمون تعقیبی LSD نیز برای نشان دادن تفاوتهای درونگروهی استفاده شد. نتایج نشان داد یک جلسه تمرین هوازی طولانیمدت پیشین sVCAM-I را کاهش میدهد (029/0 = P). همچنین در نیم و 24 ساعت بعد از مصرف غذای پرچرب کاهش وجود داشت (016/0 = P) (049/0 = P). همچنین نشان داده شد یک جلسه تمرین هوازی طولانیمدت پیشین مقادیر HDL-c را افزایش (00/0 = P) اما مقادیر LDL-c (012/0 = P) و (00/0 = P) و تریگلیسیرید (037/0 = P) را کاهش میدهد. باتوجه به نتایج بهدستآمده میتوان گفت مصرف غذای پرچرب مقادیر sVCAM-I را افزایش میدهد و به افزایش التهاب و بیماری منجر میشود. تمرین قبلی میتواند شاخص sVCAM-I و نیمرخ لیپیدی را کاهش دهد که با احتمال کاهش بیماریهای قلبی همراه است.
بررسی رابطه بین هوازی با ترکیب و ابعاد بدن دانش آموزان دختر غیر ورزشکار
حوزههای تخصصی:
اثر موقتی کاهش آدرنوزین تری فسفات (ATP) کبدی در موش های نر در حالت استراحت و تمرین
حوزههای تخصصی:
سنجش اعتبار معادلات راه رفتن و دویدن (ACSM) در برآورد حجم اکسیژن مصرفی در مردان جوان فعال ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، ارزیابی هم گرایی بین حجم اکسیژن مصرفی برآورد شده با استفاده از معادلات ACSM و روش تجزیه و تحلیل گازهای تنفسی به عنوان روش مبنا در مردان جوان فعال بود. بدین منظور، 50 مرد جوان فعال (با میانگین ± انحراف معیار سنی 609/2 ± 04/21 سال، وزن 825/5 ± 11/70 کیلوگرم، شاخص جرم بدن 21/3 ± 36/22 کیلوگرم بر مترمربع و حداکثر اکسیژن مصرفی 67/3 ± 08/51) به عنوان آزمودنی انتخاب شدند و حجم اکسیژن مصرفی آن ها با استفاده از معادلات ACSM و روش مبنا در سرعت های مختلف دو، چهار، شش، هشت، 10، 12، 14، 16 و 18 کیلو متر بر ساعت ( 495 مورد) برآورد شد. به منظور ارزیابی هم گرایی حجم اکسیژن مصرفی برآورد شده، از آزمون آماری بلاند آلتمن و ضریب همبستگی درون طبقه ای استفاده شد. یافته های پژوهش بیانگر عدم هم گرایی حجم اکسیژن مصرفی برآورد شده با روش مبنا و معادلات ACSM در سرعت های دو تا 18 کیلومتر بر ساعت می باشد ( راه رفتن: ICC=0.422, ±1.96, 95% CI = -15 to +7.2 ml/kg/min؛ دویدن: ICC=0.045, ±1.96, 95% CI =-28 to -1.3 ml/kg/min). بر پایه این نتایج می توان ذکر کرد که معادلات ACSM در برآورد حجم اکسیژن مصرفی در مردان جوان فعال ایرانی، فاقد اعتبار بوده و نیازمند بازنگری است.
اثر مکمل گیری کراتین بر تغییرات ناشی از دو وهله فعالیت توانی بیشینه در مقادیر لاکتات خون و توان بی هوازی تکواندوکاران تمرین کرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مطالعة اثر مکمل گیری کوتاه مدت کراتین بر تغییرات ناشی از دو وهله فعالیت توانی بیشینه در مقادیر لاکتات خون و توان بی هوازی تکواندوکاران تمرین کرده بود. نمونة آماری این پژوهش، تعداد 16 تکواندوکار تمرین کردة مرد با میانگین سنی 20/1±43/18 سال، وزن 03/3±49/64 کیلوگرم و با سابقة تمرین 36/1±46/6 سال بودند که بر اساس وزن، حداکثر اکسیژن مصرفی و توان بی هوازی و در یک طرح دوسوکور، به دو گروه همگن کراتین و دارونما (هر گروه، 8 نفر) تقسیم شدند. گروه کراتین به مدت 6 روز، هر روز 20 گرم کراتین در 4 وعده (5×4 گرم) مصرف کردند، در حالی که گروه دارونما به همین صورت نشاسته استفاده کردند. آزمون مورد نظر برای برآورد توان بی هوازی شامل انجام آزمون پرش های عمودی متوالی به مدت 30 ثانیه روی دستگاه ارگوجامپ بود که این آزمون در دو وهله با یک دقیقه استراحت بین آنها اجرا شد. خونگیری جهت اندازه گیری مقادیر لاکتات خون، در دو مرحله (قبل و بعد از مکمل گیری)، هر مرحله در سه نوبت (قبل و بلافاصله پس از دو وهله انجام آزمون) و به دنبال 12 تا 14 ساعت ناشتایی انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون اندازه گیری های مکرر، آزمون تعقیبی LSD و t مستقل در سطح معنی داری 05/0≥ P تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین سبب افزایش لاکتات خون و توان بی هوازی تکواندوکاران به ویژه در وهلة دوم آزمون نسبت به مراحل مشابه قبل می شود که این افزایش تنها در توان بی هوازی و در دومین وهله از انجام آزمون معنی دار بود (001/0= P). همچنین تغییرات بین گروهی توان بی هوازی در وهلة دوم آزمون بعد از مکمل گیری، در گروه کراتین نسبت به دارونما، افزایش معنی داری را نشان داد(006/0= P). با توجه به نتایج پژوهش، می توان گفت مکمل گیری کراتین باعث افزایش توان بی هوازی تکواندوکاران تمرین کرده (به ویژه در مبارزات نهایی) می شود، اما اثر قابل توجهی بر پاسخ لاکتات خون ندارد.
اثر تمرینات ورزشی بر سطح بتااندرفین و نقش آن در پاسخگویی هورمونهای هیپوفیز قدامی به تمرین
حوزههای تخصصی:
بتا اندرفین ،به عنوان کنترل کننده ی داخلی درد،درانسان شناخته شده است. این هورمون، برعملکرد دستگاه های بدن و هورمون ها ،بویژه بخش قدامی غده ی هیپوفیزاثرمی گذارد. هورمون مذکور، تاثیراتی همانند داروهای مخدر مثل مرفین داشته وممکن است درتخفیف درد،در پاسخ به استرس وتمرین ،نقش بازی نماید. بتا اندرفین ممکن است ،بتواند به معتادان کمک نماید. اعمال دیگری که برای بتا اندرفین پیشنهاد شده است، شامل؛ تنظیم درجه ی حرارت بدن وجذب غذا وتعادل آب است. ترشح بتا اندرفین و‹ACTH›هردو در پاسخگویی به استرس وتمرین،افزایش می یابد .گزارشات متعددی، دلالت برافزایش بتا اندرفین در تمرینات بیشینه دارد،اما تمرینات زیر بیشینه، سبب کاهش بتا اندرفین در دوره ی بازیافت درقهرمانان می گردد. دراین مقاله، به مطالعه ی برخی از تحقیقات درباره ی بتا اندرفین پرداخته وبرتاثیرات تمرین،روی این هورمون درکاهش استرس وافسردگی ،تاکید خواهد نمود.
تأثیر مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین مونوهیدرات بر عملکرد، توان و کار عضلانی دانشجویان دختر ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تأثیر مصرف مکمل کراتین مونوهیدرات بر عملکرد، توان و کار عضلانی دانشجویان دختر ورزشکار است. بدین منظور، 16 نفر از دانشجویان ورزشکار غیررقابتی به طور هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کراتین (8=n) و دارونما (8=n) تقسیم شدند. در پیش آزمون، عملکرد عضلات (پنج تکرار در سرعت 60 درجه بر ثانیه و 50 تکرار در سرعت 180 درجه بر ثانیه) طی حداکثر انقباض اختیاری درونگرا با پای برتر، توسط دستگاه ایزوکنتیک اندازه گیری شد. اندازه های تودة بدون چربی، درصد چربی و دور ران نیز آزمودنی ها گرفته شد. سپس، گروه کراتین روزانه 20 گرم کراتین را در چهار وعدة پنج گرمی (ساعت 8، 12، 16، 20) به مدت شش روز مصرف کردند. گروه دارونما مانند پروتکل گروه کراتین عمل کردند، با این تفاوت که به جای کراتین، نشاسته مصرف می کردند. همة اندازه گیری ها در پس آزمون طی زمان مشابهی تکرار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد اوج گشتاور عضلات خم کنندة زانو در سرعت 60 و 180 درجه بر ثانیه، زمان رسیدن به اوج گشتاور در باز کردن در سرعت 180 درجه بر ثانیه، تعداد تکرار حرکت در اوج گشتاور در خم کردن زانو در سرعت 60 و 180 درجه بر ثانیه توان عضلات بازکننده و خم کنندة زانو در سرعت 60 درجه بر ثانیه، کل کار انجام شده در خم کردن و باز کردن زانو در سرعت 60 درجه بر ثانیه در گروه کراتین، در مقایسه با گروه دارونما افزایشی معنی دار داشته است (05/0P<). بین تودة بدون چربی، درصد چربی و دور ران در گروه کراتین و دارونما تفاوت معنی داری وجود نداشت (05/0P<)؛ بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که مصرف کوتاه مدت مکمل کراتین به بهبود عملکرد عضلانی در دختران ورزشکار منجر می شود و تأثیری بر تودة بدون چربی ندارد.
تاثیر مصرف حاد کافئین بر قدرت و استقامت عضلانی در فعالیتهای مقاومتی با شدتهای متفاوت در مردان تمرین کرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر،تعیین تأثیر مصرف حاد کافئین بر بیشینه قدرت،استقامت عضلانی(تعداد تکرارها تا رسیدن به واماندگی) و سطح لاکتات خون در دو شدت فعالیت مقاومتی در مردان تمرین کرده می باشد. بدین منظور، 16 ورزشکار پرورش اندام (با میانگین سنی 7/3±50/25 سال، قد 27/5± 37/177 سانتی متر و وزن 14/2 ±5/87 کیلوگرم) انتخاب شدند. در جلسه اول و پس از مصرف کپسول های دارونما، آزمودنی ها آزمون یک تکرار بیشینه حرکت پرس سینه و پرس پا را انجام دادند. در جلسه دوم نیز پس از مصرف کپسول حاوی کافئین (شش میلی گرم / کیلوگرم وزن بدن)، پروتکل جلسه اول را اجرا کردند. همچنین، در جلسه سوم پس از مصرف دارونما در هر دو حرکت، تکرارها را تا رسیدن به واماندگی با شدت 60 درصد یک تکرار بیشینه انجام دادند و بلافاصله سطح لاکتات خون آن ها از طریق لاکتومتراسکات اندازه گیری شد. در جلسه چهارم و پس از مصرف کافئین، همان پروتکل جلسه سوم اجرا شد و در جلسه پنجم نیز پس از مصرف دارونما در هر حرکت، تکرارها را تا رسیدن به واماندگی با شدت80 درصد یک تکراربیشینه نجام دادند و سطح لاکتات خون آن ها اندازه گیری شد. درنهایت، در جلسه ششم و پس از مصرف کافئین، پروتکل جلسه قبل را انجام دادند. نتایج با استفاده از آزمون تی مستقل (P=0.05) نشان می دهد که مصرف کافئین در مقایسه با دارونما بر تعداد تکرارها در حرکت پرس پا تا رسیدن به واماندگی با شدت 60 درصد یک تکراربیشینه تأثیر معنا داری دارد؛ اما در دیگر متغیرها تأثیر معنا داری در این رابطه مشاهده نمی شود؛ بنابراین، به نظر می رسد مصرف حاد کافئین موجب افزایش تعداد تکرارها تا رسیدن به واماندگی در شدت های پایین، به ویژه برای حرکات پایین تنه می شود.
تاثیر گرما و نوع فعالیت بر پاسخ HSP 72 دختران جوان فعال
حوزههای تخصصی: