فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱٬۷۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: تاخیر در پدیده خستگی از عوامل موفقیت در رشته دوچرخه سواری محسوب می شود. در این مطالعه، تاثیر دو الگوی متفاوت رکاب زدن بر روی شاخص خستگی و کارایی عضلانی دوچرخه سواران جاده بررسی می شود.روش شناسی: 10 دوچرخه سوار حرفه ای با میانگین سنی 4/2± 7/27 سال با سابقه دوچرخه سواری3± 5/6 سال پروتکل ارگومتری زیر بیشینه را در دو جلسه مجزا، با دو الگوی متفاوت پدال زنی ( فقط فشار و فشار-کشش) اجرا کردند. کارایی عضلانی، شاخص های آمادگی هوازی، تغییرات لاکتات خون و خستگی ارادی در پایان هر دو شیوه رکاب زنی اندازه گیری شدند.یافته ها: تفاوت معناداری در مؤلفه های فیزیو متابولیک به دو روش رکاب زنی فقط فشار و فشار-کشش مشاهده نشد. شاخص های خستگی شامل غلظت لاکتات خون (77/0±04/2 و49/0±10/2) و RPE (00/1±67/12 و 58/1±67/11) دوچرخه سواران در پایان دو روش از جنبه آماری متفاوت نبود (05/0
).نتیجه گیری: در این پژوهش تاثیر هر دو الگوی پدال زنی هنگام ارگومتری در اندازه کارایی مکانیکی عضلات فعال پاها یکسان بوده و این امکان هست که پارامترهای غیر فیزیولوژیک مانند عوامل بیومکانیک (کینماتیک) در تغییر نیمرخ عملکرد عضلات فعال هنگام الگوی پدال زنی دوچرخه سواران جاده نقش ایفا نمایند.هدف: تاخیر در پدیده خستگی از عوامل موفقیت در رشته دوچرخه سواری محسوب می شود. در این مطالعه، تاثیر دو الگوی متفاوت رکاب زدن بر روی شاخص خستگی و کارایی عضلانی دوچرخه سواران جاده بررسی می شود.روش شناسی: 10 دوچرخه سوار حرفه ای با میانگین سنی 4/2± 7/27 سال با سابقه دوچرخه سواری3± 5/6 سال پروتکل ارگومتری زیر بیشینه را در دو جلسه مجزا، با دو الگوی متفاوت پدال زنی ( فقط فشار و فشار-کشش) اجرا کردند. کارایی عضلانی، شاخص های آمادگی هوازی، تغییرات لاکتات خون و خستگی ارادی در پایان هر دو شیوه رکاب زنی اندازه گیری شدند.یافته ها: تفاوت معناداری در مؤلفه های فیزیو متابولیک به دو روش رکاب زنی فقط فشار و فشار-کشش مشاهده نشد. شاخص های خستگی شامل غلظت لاکتات خون (77/0±04/2 و49/0±10/2) و RPE (00/1±67/12 و 58/1±67/11) دوچرخه سواران در پایان دو روش از جنبه آماری متفاوت نبود (05/0
).نتیجه گیری: در این پژوهش تاثیر هر دو الگوی پدال زنی هنگام ارگومتری در اندازه کارایی مکانیکی عضلات فعال پاها یکسان بوده و این امکان هست که پارامترهای غیر فیزیولوژیک مانند عوامل بیومکانیک (کینماتیک) در تغییر نیمرخ عملکرد عضلات فعال هنگام الگوی پدال زنی دوچرخه سواران جاده نقش ایفا نمایند.
اثر ۸ هفته تمرین هوازی بر شاخص های سردرد میگرنی و میزان نیتریک اکساید خون در زنان مبتلا به میگرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثر ۸ هفته تمرین هوازی بر شاخص های سردرد میگرنی و سطوح نیتریک اکساید خون در زنان مبتلا به میگرن بوده است. در این پژوهش تعداد۲۹ زن مبتلا به میگرن شایع (بدون اورا) با دامنه سنی 25 تا 50 سال به طور تصادفی در دو گروه گواه(۱۴ نفر) و آزمایش(۱۵ نفر) مورد بررسی قرار گرفتند. گروه آزمایش علاوه بر درمان های دارویی مشابه با گروه گواه، به مدت ۸ هفته و هر هفته 3 جلسه با مدت و شدت مشخص (شدت بر اساس مقیاس درک فشار بورگ 6-20) به تمرین هوازی پرداختند. وضعیت میگرن، از جمله شاخص های سردرد میگرنی (تناوب، شدت و مدت سردرد) با استفاده از دفترچه ثبت یادداشت های روزانه (با مقیاس آنالوگ بصری(VAS)) مربوط به میگرن مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه خونی در حالت ناشتا برای تعیین سطوح نیتریک اکساید خون آزمودنی ها، قبل و بعد از مداخله گرفته شد. داده ها با آزمون کولموگروف اسمیرنوف، t مستقل و همبسته در سطح معنی داری ۰5/۰ تحلیل شد. 8هفته تمرین ورزشی هوازی باعث افزایش معنادار در سطوح نیتریک اکساید خون(P<0.001) و کاهش معنادار(P<0.001) در شاخص های سردرد میگرنی (تناوب، شدت و مدت سردرد)، در گروه آزمایش شد. این فاکتورها در گروه گواه هیچ گونه تغییر معناداری نداشتند. به نظر می رسد با توجه به یافته های پژوهش حاضر بتوان از تمرین هوازی به عنوان یک روش درمانی مکمل در کنار سایر درمان های دیگر در بیماران مبتلا به میگرن به منظور بهبود سردرد و کاهش علائم آن استفاده کرد.
اثر تعاملی تمرین هوازی و مصرف عصاره آبی کلاله زعفران بر میزان مالون دی آلدئید و سیستم آنتی اکسیدانی قلب و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز موش های صحرایی نر جوان پس از یک جلسه فعالیت حاد وامانده ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر تعاملی تمرین هوازی و مصرف عصاره آبی کلاله زعفران بر میزان مالون دی آلدئید و سیستم آنتی اکسیدانی قلب و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز موش های صحرایی نر جوان پس از یک جلسه فعالیت حاد وامانده ساز بود. 64 سر موش3 ماهه (وزن26±212) در چهار زیر گروه (هر زیرگروه 16 سر) [ 1-=CW مصرف آب مقطر ؛2- CSW= مصرف عصاره آبی زعفران ؛3-= ETW مصرف آب مقطر +تمرین ؛4-= ETSW مصرف عصاره آبی زعفران +تمرین] دسته بندی شدند. موش های زیرگروه تمرین در 5 روز متوالی هفته، 5 جلسه 60 دقیقه ای با سرعت 25 متر در دقیقه در شیب 10 درصد روی نوارگردان دویدند. در پایان دوره آزمایش، نیمی از هر زیرگروه بدون وامانده شدن و نیمه دیگر بلافاصله پس از وامانده شدن قربانی شدند و مقادیر سوپراکسیداز دیسموتاز، کاتالاز، گلوتاتیون پروکسیداز، غلظت پروتئین و مالون دی آلدئید قلب و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز به صورت دستی اندازه گیری شد. داده های حاصل از آنالیز واریانس دو راهه و تک راهه با اندازه گیری های مکرر نشان داد که در نتیجه وامانده سازی سطوح مالون دی آلدئید بافت های قلب (زیر گروه 1،3) و ناحیه پیش حرکتی کورتکس مغز (زیر گروه 3،2،1) بطور معناداری افزایش نشان داد. با وجود این، اثر تعاملی تمرین هوازی و عصاره زعفران (زیر گروه 3) از افزایش سطوح پراکسیداسیون لیپیدی جلوگیری کرد. نتایج تحقیق حاضرنشان داد اثر تعاملی تمرین هوازی و عصاره زعفران آسیب های اکسایشی ناشی از فعالیت های وامانده ساز را در قلب و ناحیه پیش حرکتی مغز کاهش می دهد.
تأثیر شدت فعالیت هوازی بر ابعاد خودپندارة سالمندان 60 تا 70 سال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شدت فعالیت هوازی (شدت کم و متوسط) بر ابعاد خودپندارة سالمندان 60 تا 70 سال انجام شد. آزمودنی های آن، 45 سالمند مرد بودند که به روش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل گمارده شدند. پروتکل تمرینی افراد شامل 8 هفته فعالیت هوازی در قالب آزمون یک مایل پیاده روی/دویدن راکپورت بود. شدت فعالیت کم تا متوسط نیز با استفاده بلت های مخصوصی که به سینة آزمودنی ها متصل شده بود، اندازه گیری و کنترل شد. تمامی آزمودنی ها در مراحل پیش آزمون و پس آزمون پرسش نامة خودپندارة تنسی-2 را تکمیل کردند. نتایج نشان داد در مرحلة پس آزمون، اختلاف معناداری بین سه گروه در ابعاد خودپنداره وجود دارد (0.05 P<). نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد گروه فعالیت با شدت متوسط، دارای میانگین نمرات بالاتر و بهتری نسبت به دو گروه دیگر بود. همچنین، گروه فعالیت با شدت کم نیز دارای میانگین نمرات بهتری نسبت به گروه کنترل بود. براساس نتایج پژوهش، انجام فعالیت هوازی با شدت متوسط، به عنوان یک روش مفید برای افزایش ابعاد خودپنداره به سالمندان توصیه می شود.
تأثیر مقادیر مختلف سیر بر پاسخ تعیین کننده های اصلی همورئولوژی به یک جلسه فعالیت استقامتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر مصرف مقادیر مختلف سیر بر پاسخ تعیین کننده های اصلی همورئولوژی به یک جلسه فعالیت استقامتی بود. پانزده مرد ورزشکار (میانگین ± انحراف معیار؛ سن 88/7± 27 سال)، داوطلبانه در این تحقیق شرکت نمودند. آزمودنی ها در 4 جلسه مجزا با فاصله یک هفته، پس از مصرف مقادیر مختلف سیر (500، 750 و 1000 میلیگرم پودر سیر و دارونما) در فعالیت استقامتی 30 دقیقه روی نوارگردان شرکت داشتند. سه نمونه خونی قبل، 4 ساعت بعد از مصرف مکمل و بلافاصله بعد فعالیت ورزشی، برای اندازه گیری عوامل همورئولوژی (ویسکوزیته خون و پلاسما، فیبرینوژن، هماتوکریت، هموگلوبین و شمارش گلبول های قرمز) گرفته شد. تحلیل آماری داده ها با استفاده از آنالیز واریانس مکرر انجام شد. مقدار مصرفی سیر بر ویسکوزیته پلاسما و فیبرینوژن تاثیر داشت (p= 0.001). آزمون تعقیبی نشان داد این دو فاکتور در پاسخ به مصرف 500 میلیگرم سیر نسبت به سایر مقادیر کاهش بیشتری داشت در حالیکه مقدار مصرفی سیر بر ویسکوزیته خون، هماتوکریت، هموگلوبین و شمارش گلبول های قرمز، تاثیر معنی داری نداشت (p= 0.067). صرف نظر از مقدار مصرفی، مصرف سیر به تنهایی باعث کاهش تمامی فاکتورهای همورئولوژی شد (p= 0.000). بر اساس نتایج تحقیق حاضر میتوان نتیجه گیری نمود که مصرف سیر باعث بهبود فاکتورهای اصلی همورئولوژی میشود، در حالیکه مقدار مصرفی سیر در مقادیر پایین ویسکوزیته پلاسما و فیبرینوژن را حین فعالیت ورزشی بهبود میبخشد. بنابرین ممکن است افراد دارای مشکلات هموستازی چنانچه قبل از فعالیت ورزشی مقدار پائین سیر مصرف نمایندخطرات قلبی- عروقی آنها طی فعالیت کاهش یابد
تاثیر هشت هفته تمرین هوازی بر RBP4 سرم و مقاومت انسولینی در رت های نر سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر RBP4 سرم و مقاومت انسولینی در رت های نر سالم است. در مطالعه حاضر 16 سر رت نژاد ویستار به طور تصادفی به دو گروه کنترل (8 سر) و تمرین (8 سر) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی، 8 هفته شامل 3 جلسه در هفته بود که با شدت 30 درصد VO2max و مدت 10 دقیقه شروع شد و در دو هفته آخر به شدت 75 درصد VO2maxو مدت 50-45 دقیقه افزایش یافت. از آزمون t مستقل و ضریب همبستگی پیرسون برای تحلیل داده ها استفاده شد و سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد. RBP4، انسولین، گلوکز و شاخص مقاومت انسولینی در اثر تمرین هوازی کاهش معناداری را نشان دادند (05/0P<). با این حال هشت هفته تمرین هوازی تأثیر معناداری بر کلسترول، تری گلیسرید و HDL نداشت (05/0P>) و تنها کاهش LDL پس از هشت هفته تمرین معنادار بود (05/0P<). بررسی ارتباط بین RBP4 با نیمرخ لیپیدی و شاخص مقاومت انسولینی پس از هشت هفته همبستگی معناداری را نشان نداد .هشت هفته تمرین هوازی موجب کاهش معنادار RBP4 سرم در رت های نر سالم شد و به نظر می رسد بهبود در مقاومت انسولینی عامل مؤثر در کاهش سطوح RBP4 سرم در رت های سالم باشد.
اثر متقابل ریتم روزانه و عادت ماهانه بر میزان ریکاوری لاکتات پس از یک فعالیت بیشینه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اثر متقابل ریتم روزانه و عادت ماهانه بر میزان ریکاوری لاکتات پس از یک فعالیت بیشینه بود. بدین منظور تعداد 12 نفر از دانشجویان دختر رشته تربیت بدنی (میانگین±انحراف معیار سن60/1±75/20 سال، قد 62/3±75/164 سانتی متر، وزن 45/5±08/55 کیلوگرم) در این پژوهش شرکت نمودند. آزمودنی ها تست بروس را تا سر حد واماندگی انجام و در مرحله ریکاوری، به مدت 20 دقیقه با سرعت 72/2 کیلومتر در ساعت با شیب صفر درصد، روی تردمیل راه رفتند. میزان لاکتات خون بلافاصله بعد از اجرای آزمون و نیز در حین ریکاوری (دقایق 5، 10 و 20) در دو زمان از روز (ساعات 06:00 و 18:00) و دو مرحله از سیکل عادت ماهانه اندازه گیری شد. از آزمون ANOVA برای تحلیل داده ها استفاده شد. اثر عادت ماهانه و اثر متقابل ریتم روزانه و عادت ماهانه بر ریکاوری لاکتات معنادار نبود. همچنین تغییرات معناداری در غلظت لاکتات خون در دقایق پنج و 10 از دوره ریکاوری بین ساعت 06:00 و 18:00 مشاهده نشد. ولی کاهش معناداری در میزان لاکتات در دقیقه 20 از زمان ریکاوری در زمان عصر نسبت به صبح مشاهده شد. به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داد ریکاوری لاکتات در عصر نسبت به صبح سریع تر انجام می شود، ولی مراحل فولیکولی و لوتئینی از سیکل عادت ماهانه بر ریکاوری لاکتات تأثیر ندارد.
تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح سرمی آپولیپوپروتئین A-1، B و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح سرمی آپولیپوپروتئین A-1، B و نیمرخ لیپیدی زنان دارای اضافه وزن بود. جامعه آماری این پژوهش نیمه تجربی را زنان غیرفعال 30-20 ساله با شاخص توده بدنی بیشتر از kg/m2 25، تشکیل می دادند که به روش نمونه گیری قابل دسترس و هدفدار انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (10 نفر) و تجربی (11 نفر) تقسیم شدند. آزمودنی های گروه تجربی سه جلسه در هر هفته برنامه تمرین هوازی دویدن با شدت %75-55 حداکثر ضربان قلب را به مدت 8 هفته تجربه نمودند. کلیه اندازه گیری ها در هر دو گروه در پیش و پس آزمون انجام و از طریق آزمون تی مستقل تحلیل شدند. نتایج این تحقیق نشان داد درصدچربی بدن، شاخص توده بدن، کلسترول، تری گلیسیرید، لیپوپروتئین پرچگال و کم چگال در نتیجه هشت هفته تمرین هوازی تغییر معنی داری نداشتند (P>0.05)، در حالی که کاهش معنی داری در آپولیپوپروتئین B(0.008= P) و افزایش معنی دار در آپولیپوپروتئین A-1 (0.042= P) مشاهده شد. یافته های این مطالعه نشان داد که تمرین هوازی علی رغم عدم کاهش معنی دار وزن، درصد چربی بدن و بسیاری از عوامل خطرزای بیماری های قلبی عروقی ، سبب بهبود معنی دار در مراحل کلیدی روند انتقال معکوس کلسترول می شود و این تغییرات اثر مثبتی در پیشگیری از تصلب شرایین و بروز بیماری های قلبی عروقی دارند. این یافته نشان داد که متغیرهای apoB و apoA-1 در نتیجه تمرین ورزشی نسبت به LDLو HDL بیشتر دستخوش تغییر قرار گرفته و تأثیرات تمرین را به نحو شایسته تری نشان دادند.
تأثیر شش هفته تمرین قدرتی با تراباند بر برخی متغیرهای توان بیهوازی بسکتبالیستهای جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترینعوامل موفقیت ورزشکککاران در بیشککتر ر ابتها، برخورداری از توان بیهوازی )سککرعت، بابکی و پرش( بالاسککت. بتکککتتاک ترکیتی از فعالیتهای کوتاه و بلندمدت شکدید اسکت ک ب آمادیی بیهوازی نیاز دارد. آمادیی بیهوازی بازیکنان بتکیاری از عملکردهای تاکتیکی در لوک متکابق را تعیین میکند. هدف تحقیق حاضککر بررسککی ت تیر تمرین درتی با تراباند بر توان بیهوازی و برخی متغیرهای مرتتط با آن اسککت. آزمودنیها متشکککل از 30 بتکتتالیتت جوان، ک ب لور تصادفی در دو یروه متاوی 15 نفری )تجربی و کنترک( تقتیم شدند، ب مدت شش هفت و س جلت در هفت تمرین مورد نظر اسککتفاده شککد. بعد از انجام تمرینات، تفاوت p≤0/ را انجام دادند. جهت تجزی و تحلیل دادهها از آزمونهای تی متککتقل و وابتککت در سککاد معناداری 05 معناداری بین رکوردهای ب دسکتآمده از متغیرهای توان بیهوازی )سکرعت، بابکی، پرش عمودی( بین دو یروه مشکاهده شکد. تحقیق حاضکر نشکان داد ک تمرینات درتی با تراباند باعث بهتود متغیرهای توان بیهوازی در ب تکتتالی تتهای جوان شد و با توج ب نتایج ب نظر میر سد تمرینات با تراباند رو شی مفید در بهتود برخی عملکردهای بیهوازی ورزشکاران باشد
مقایسه تأثیر دو نوع پروتکل تمرین ترکیبی (هوازی- مقاومتی) بر سطوح گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله، پروتئین واکنش گر C با حساسیت بالا و مقاومت به انسولین در زنان مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مقایسه تأثیر تمرین ترکیبی بر سطوح گلوکز خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله، پروتئین واکنش گر C با حساسیت بالا و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است. در این مطالعه 33 نفر زن مبتلا به دیابت نوع 2 با دامنه سنی 40 تا 60 سال به سه گروه تجربی1) تمرین ترکیبی (مقاومتی- هوازی) با فاصله 20 دقیقه استراحت، تجربی2) اجرای تمرین ترکیبی بدون استراحت و 3) گروه کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرین به صورت هشت هفته و سه جلسه در هفته اجرا شد .نتایج نشان داد پروتئین واکنش گر C و هموگلوبین گلیکوزیله در دو گروه تمرینی کاهش و مقاومت به انسولین افزایش یافت، اما این تغییرات معنادار نبودند (P>0.05). غلظت گلوکز خون ناشتا در دو گروه تمرینی کاهش معناداری یافت (P<0.05). با این حال بین کاهش گلوکز خون ناشتا در دو گروه تمرینی تفاوت معناداری وجود نداشت. در گروه گواه هیچ یک از متغیرها تغییر معنادار نداشتند. در نتیجه با توجه به آثار سودمند مشابه دو نوع تمرین ترکیبی و احتمال افت قند خون و پرهیز از خستگی بیش از حد این افراد در یک جلسه تمرین ترکیبی می توان اجرای تمرین ترکیبی مقاومتی- هوازی را با 20 دقیقه فاصله استراحتی پیشنهاد کرد.
تأثیر تمرین هوازی در هوای آلوده به ذرات کربن سیاه بر بیان ژن TLR4 و TNF-α بافت ریه موش های صحرایی نر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرین هوازی در هوای آلوده به ذرات کربن سیاه بر بیان ژن TLR4 و TNF-α در موش های صحرایی نر است. به این منظور 24 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار با میانگین توده بدنی 97/26±29/279 گرم به طور تصادفی در چهار گروه الف) کنترل، ب) تمرین هوازی، ج) آلودگی و د) آلودگی+ تمرین قرار گرفتند. از دستگاه تزریق ذرات و اتاقک (فالونک) به منظور قرارگیری حیوانات در معرض ذرات کربن سیاه با قطر کمتر از 10 میکروناستفاده شد. پروتکل تمرین هوازی با 50 درصد بیشینه سرعت هر گروه به مدت 4 هفته انجام گرفت و 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی و قرارگیری در معرض ذرات کربن سیاه حیوانات قربانی شدند. با استفاده از تکنیک Real time-Pcr بیان ژن TLR4 و TNF-α در بافت ریه موش ها ارزیابی شد. به منظور تعیین معنادار بودن تفاوت بین گروه ها از تحلیل واریانس چندسویه و آزمون تعقیبی LSD و آزمون ناپارامتریک فریدمن استفاده شد. تمرین هوازی، به کاهش بیان ژن TLR4 و TNF-α در موش های در معرض ذرات کربن سیاه منجر شد. همچنین، تمرین با کاهش معنا دار توده بدن در گروه های در معرض ذرات کربن سیاه همراه شد. چهار هفته تمرین هوازی در هوای آلوده به ذرات کربن سیاه به تعدیل عوامل التهابی TLR4 و TNF-α و توده بدن منجر می شود. به نظر می رسد این تغییرات در بخشی با کاهش خطر ابتلا به بیماری های ریوی همراه باشد.
پاسخ قدرت، توان و استقامت عضلانی به تمرین مقاومتی با فواصل استراحت متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران و مربیان، دائم در جست وجوی مؤثرترین روش ها برای افزایش اجرای ورزشی هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی پاسخ قدرت، توان و استقامت عضلانی به تمرین مقاومتی با فواصل استراحت متفاوت بود. در این پژوهش، شانزده آزمودنی مرد به صورت داوطلبانه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند؛ گروه اول: هشت آزمودنی با سن 55/2±22 سال، قد 14/6±20/174 سانتی متر و وزن 33/6±20/64 کیلوگرم، تمرین مقاومتی با فاصله استراحت ثابت (120 ثانیه) و گروه دوم: هشت آزمودنی با سن 54/3±22 سال، قد 50/6±40/176 سانتی متر و وزن 38/6±60/64 کیلوگرم. هر دو گروه، تمرین مقاومتی با فاصله استراحت فزاینده (90، 120 و 150 ثانیه) را سه روز در هفته به مدت شش هفته انجام دادند.
برای تعیین قدرت، توان و استقامت عضلانی، به ترتیب از آزمون های یک تکرار بیشینه پرس سینه، پرتاب توپ پزشکی و حداکثر تکرار پرس سینه با 30درصد یک تکرار بیشینه استفاده شد. برای تعیین لاکتات خون، 3 دقیقه قبل و 2 دقیقه بعد از جلسه هفدهم، از آزمودنی ها نمونه خونی گرفته شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های t زوجی و مستقل استفاده و سطح معنی داری 05/0>α در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد قدرت، توان و استقامت عضلانی در هر دو گروه به طور معنی داری (05/0P<) افزایش یافت؛ اما درصد تغییرات همه آزمون ها در گروه دوم بیشتر بود. بعد از جلسه تمرینی، لاکتات خون به طور معنی داری از زمان استراحت افزایش یافت؛ البته افزایش در گروه دوم کمتر بود. نتیجه اینکه احتمالاً تمرین مقاومتی با فواصل استراحت فزاینده در مقایسه با فواصل استراحت ثابت، از اهمیت بیشتری برای افزایش قدرت، توان و استقامت عضلانی برخوردار است.
مواد نیروزا در دانشجویان دانشگاه های آزاد اسلامی استان زنجان: شیوع مصرف، شناخت نام، آگاهی از دوپینگ و عوامل خطرزا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حاضرازنوعتوصیفی پیمایشیاستکهتمامدانشجویاندانشگاه های آزاداسلامیاستان زنجان،جامعهآماریآنبوده اند. این تحقیق با استفاده از یکپرسشنامه خودگزارش دهیواستانداردشدهبررویششصددانشجویپسرودختربهروشخوشه ایانجامگرفت.پساز حذفپرسشنامه های ناقص،تعداد 555 پرسشنامه کدگذاری شد و در دو سطح توصیفی (میانگین ها،جداولمتقاطعوتوزیعفراوانی) و استنباطی (آزمون های تحلیل واریانس و معادل های ناپرامتریک آنوتحلیلرگرسیونگام به گام) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این تحقیق نشان داد که در کل 7/17درصد (98 نفر) از نمونه های تحقیق، مصرف حداقل یک ماده نیروزا در طول عمر خود تجربه کرده اند که البته میانگین میزان شیوع مصرف مواد نیروزا در دانشجویان دختر 6/8درصد و در دانشجویان پسر 3/26درصد بود. همچنین 1/6 درصد (34 نفر) از دانشجویان از داروهای دوپینگ و 8/16 درصد (93 نفر) از مکمل ها استفاده کرده بودند. میانگیننمرهآگاهیکلیدانشجویان،6از13 ومیانگیننمرهشناختمواد نیروزا3/12از45بود. اینتحقیقنشاندادکه مواد نیروزا در بین دانشجویان امری شناخته شده است، آگاهی از دوپینگ بسیار کم است و میزان شیوع مصرف موادنیروزادربیندانشجویان ایرانی در مقایسه با تحقیقات خارج از کشور در حد بالایی استودرصورتبی توجهیمسئولانوبرنامه ریزاندر تغییر نگرش و افزایش آگاهی این دانشجویان،هرروزشاهدآسیب های بیشترجوانانمیهناسلامی مانخواهیمبود.
تأثیر12هفته تمرینات تناوبی استقامتی بر تغییرات اپلین وشاخص های آنتروپومتری در دختران دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف ازپژوهش حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین استقامتی تناوبی برتغییرات شاخص های آنتروپومتری وتغییرات اپلین پلاسمایی بود. بدین منظور24 نفراز دانشجویان دختر واجد شرایط(غیرفعال،سالم،دارای شاخص توده ی بدنی 25تا30)دانشگاه حکیم سبزواری به صورت نمونه در دسترس انتخاب وبه طور تصادفی در دوگروه کنترل وتمرینی قرار گرفتند. آزمون های مورد نظر(تعیین ترکیب بدن وتوان هوازی بیشینه)یک هفته قبل از ورود به دوره ی تمرینی و نمونه های خونی 24 ساعت قبل از شروع دوره و48 ساعت بعد از آخرین جلسه ی تمرینی در حالت ناشتایی شبانه انجام گرفت.دوره ی تمرینی شامل 12 هفته، هر هفته 4 جلسه به صورت اینتروال هایی با 5 تکرار 3 دقیقه ای با شدت 60 درصد ضربان قلب بیشینه واستراحت های 1دقیقه ای به صورت فعال با شدت 30تا40 درصد ضربان قلب بیشینه شروع وهرهفته 1دقیقه به تکرارها افزوده شده وشدت به صورت افزایش بار مرحله ای تنظیم شد طوریکه 4 هفته ی پایانی 13 تکرار 3 دقیقه ای با شدت 80 درصد ضربان قلب بیشینه انجام گرفت. داده ها نشان داد بین مقادیر پلاسمایی اپلین تفاوت معناداری، به نفع کاهش آن در گروه تمرینی مشاهده شد(p˂0/05). شاخص توده ی بدن، درصد چربی،WHR، در گروه تمرینی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت(P˂0/05) نیزشاخصHDL-C در گروه تمرینی افزایش معناداری داشت(p˂0/05) اما دو گروه تفاوتی در سایر عوامل نیمرخ لیپیدی نشان ندادند.
نتیجه گیری: انجام 12هفته تمرین استقامتی اینتروال همراه با بهبود ترکیب بدنی و برخی عوامل نیمرخ لیپیدی با کاهش اپلین پلاسمایی در دختران دارای اضافه وزن همراه شد .
تأثیر دو پروتکل پیش آمادگی متفاوت بر برون داد توان عضلانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات اجرای حرکت پویا به دنبال توالی ای از اعمال پیش آمادگی متفاوت بود. دوازده آزمودنی زن سالم، فعال و غیرورزشکار (سن: 1±16سال، قد: 34/6±162 سانتی متر، وزن: 21/9±60 کیلوگرم) داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنی ها در دو پروتکل پیش آمادگی به فاصله یک هفته شرکت کردند. پروتکل اول شامل اجرای 5 تکرار با 50 درصد و 2 تکرار با 75 درصد یک تکرار بیشینه حرکت اسکات و پروتکل دوم شامل اجرای 5 تکرار با 60 درصد و 2 تکرار با 90 درصد یک تکرار بیشینه جهت پیش آمادگی بود. آزمودنی ها آزمون های سارجنت و بوسکو 5، 15، 30 و 60 ثانیه ای را انجام دادند. نتایج نشان داد پروتکل دوم در هر پنج آزمون تغییرات بیشتر و معناداری نسبت به پروتکل اول ایجاد کرد (01/0P<). درصد تغییرات یا اختلاف بین دو گروه به ترتیب در آزمون سارجنت (05/19)، پرش بوسکو 5 ثانیه ای (20/15)، 15 ثانیه ای (58/14)، 30 ثانیه ای (37/11) و 60 ثانیه ای (06/11) کمتر بود. به طور کلی می توان نتیجه گرفت احتمالاً در اجرای پروتکل های پیش آمادگی هرچه شدت بیشتر باشد، اجرای پویای پیایند بهتر خواهد بود و به نظر می رسد اثر پروتکل های پیش آمادگی با گذشت زمان کاهش می یابد.
تاثیر تمرینات جسمانی و نوروفیدبک بر تعادل بیماران مبتلا به سکته مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر بررسی تاثیر نوروفیدبک و تمرینات جسمانی بر تعادل بیماران دچار سکته مغزی بود. روش پژوهش حاضر از نوع RCT و مطالعه بین گروهی بود، جامعه مورد مطالعه بیماران سکته مغزی در بازه سنی 35 – 70 سال بودند که از بین آنها 6 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، و به طور تصادفی در سه گروه کنترل، تمرین جسمانی و نوروفیدبک (هر گروه 2 نفر) قرار گرفتند. دوره درمان 12 جلسه 40 دقیقه ای (3روز در هفته) به طول انجامید. تمرین نوروفیدبک با هدف تقویت موج SMR انجام شد. همچنین به منظور تمرینات جسمانی از تمرینات کاوتورن و کوکسی استفاده شد. در این تحقیق از آمار توصیفی به منظور دسته بندی اطلاعات، میانگین و انحراف استاندارد و از روش آماریd کوهن و تحلیل واریانس دوطرفه آمیخته برای تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق استفاده شد. همچنین اندازه اثر در این پژوهش با استفاده از روشی مبتنی بر میانگین و انحراف استاندارد داده ها (dکوهن) محاسبه شد. یافته ها نشان داد که در گروه نوروفیدبک و تمرین جسمانی بهبود معنی داری در تعادل نشان دادند اما در گروه فیزیوتراپی مرسوم تغییر چندانی حاصل نشد. در مجموع می توان گفت نوروفیدبک و تمرینات جسمانی می توانند به عنوان مکمل فیزیوتراپی معمول به تسریع درمان و بهبود تعادل بیماران دچار سکته مغزی کمک کنند.
ارتباط ضرایب سفتی اندام تحتانی با چابکی در ورزشکاران راکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سفتی، معیاری برای تعیین میزان خاصیت الاستیک بدن است و میزان بهینه آن برای الگوهای حرکتی مختلف متفاوت است. یکی از روشهای محاسبه سفتی استفاده
از مدل جرم-فنر است که کل پا را با یک فنر ساده خطی مدل میکند. هدف این مطالعه، محاسبه ضرایب سفتی اندام تحتانی و بررسی ارتباط آن با چابکی، به الگوی
08 کیلوگرم داوطلبانه /2±7/ 12 سال و میانگین وزن 4 /1±3/ حرکتی غالب ورزشهای راکتی، بود. 21 نفر از ورزشکاران راکتی مرد سطح اول کشور با میانگین سن 7
در این پژوهش مشارکت کردند. ضرایب سفتی پا و عمودی برای مشارکتکنندهها حین انجام دو حرکت دویدن روی تردمیل و پرشهای عمودی متوالی محاسبه
8 تحلیل شد. در این مطالعه ارتباط / شدند و ارتباط آنها با زمانهای بهدستآمده در آزمون چابکی، با استفاده از روش آماری همبستگی پیرسون در سطح معناداری 82
معناداری بین متغیرهای تحت مطالعه به دست نیامد که ممکن است بهعلت اثر متضاد سفتی مفاصل مچ و زانو بر عملکرد باشد. این موضوع نیازمند بررسی مجزای
سفتیهای مفاصل است
تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مهار nNOS بر میزان پروتئین گیرنده های نیکوتینی استیل کولین عضلة اسکلتی موش های صحرایی مسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوندگاه عصب عضله(NMJ) طی سالمندی تغییرات عمده ای از جمله کاهش فعالیت نیتریک اکساید سنتاز نورونی (nNOS) می یابد که در نهایت سبب تضعیف عملکرد جسمانی و بروز سارکوپنیا می گردد. هدف از انجام این پژوهش تعیین تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی همراه با مهار nNOS بر میزان پروتئین گیرنده های نیکوتینی استیل کولین (nAchR) بود. تولید نیتریک اکساید (NO) بوسیله دو دوز mg-1.kg-1.day -1 25 و 100 N G نیترو- L – آرژنین متیل استر ( L-NAME ) (مهارکننده nNOS)، مهار شد. 48 سر موش نر نژاد ویستار مسن (20ماهه) به صورت تصادفی به شش گروه کنترل، LNAME25,100، گروه های تمرین همراه با LNAME (Training+LNAME25,100) و گروه تمرین استقامتی (Training) تقسیم شدند. سه روز قبل از اجرای پروتکل مصرف LNAME شروع و تا زمان تشریح حیوانات این کار ادامه داشت. گروه های تمرینی به مدت 8 هفته، هر هفته 5 روز و روزی 60 دقیقه با سرعت 28 متر بر دقیقه روی نوارگردان می دویدند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، پس از بی هوش کردن حیوانات، عضله نعلی و عضله دراز انگشتان (EDL) برداشته شد. ب در عضله نعلی و EDL، مصرف LNAME (100 mg-1.kg-1.day -1) سبب کاهش معنادار پروتئین nAchR شد (P<0.05)، نتایج این پژوهش نشان داد که تمرین می تواند سبب افزایش nAchR حتی در موش-های صحرایی که LNAME مصرف کردند شود (P<0.05). با توجه به یافته های پژوهش حاضر کاهش فعالیت nNOS سبب کاهش میزان پروتئین nAchR می گردد و تمرین استقامتی نه تنها سبب افزایش میزان nAchR می شود، بلکه می تواند محرکی برای افزایش میزان nAchR ناشی از کاهش یا نبود nNOS باشد.
تغییرپذیری فشار خون، ضربان و شاخص اکسیژن مصرفی قلب و ارتباط آنها با نیمرخ چربی های بدن در افراد فعال و غیرفعال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات فشار خون، ضربان و شاخص اکسیژن مصرفی قلب و ارتباط آن با نیمرخ چربی های بدن در دانشجویان فعال و غیرفعال است. به این منظور ده دانشجوی فعال (میانگین سن 21 سال، وزن 1/68 کیلوگرم و قد 1/174 سانتی متر) و ده دانشجوی غیرفعال (میانگین سن 5/21 سال، وزن 07/73 کیلوگرم و قد 177 سانتی متر) به صورت تصادفی از بین دانشجویان پسر دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی که برای شرکت در پژوهش داوطلب شده بودند، انتخاب شدند. شرکت کنندگان تست کانینگهام فالکنر را شامل دویدن روی نوار گردان با شیب20 درصد و سرعت km/hr9/12 تا رسیدن به واماندگی انجام دادند. ابتدا فشار خون سیستولی (SBP) و دیاستولی (DBP) و ضربان قلب (HR) در حالت نشسته، حاصل ضرب دوگانه (DP)، شاخص های چربی خون و احشایی، نسبت چربی و نمایه توده بدن پیش از فعالیت اندازه گیری شد. در ادامه نیز BP و HR در حالت نشسته و DP هر شرکت کننده بلافاصله پس از تست و 3 دقیقه بعد دوباره سنجیده شد. برای تحلیل آماری از آزمون های تحلیل واریانس و کواریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد بازیافت HR (006/0=P و 012/6=F)، SBP (02/0=P و 353/4=F) و DP (004/0=P و 38/6=F) در افراد فعال بهتر صورت می گیرد. اصلاح نتایج با شاخص های اضافه وزن و چربی های خون، ارتباط بین برخی از این عوامل با بازیافت نامناسب در افراد غیرفعال را تأیید کرد. ازاین رو نظر به این یافته ها می توان گفت آمادگی و فعالیت بدنی بر بازیافت بهتر شاخص های همودینامیک بعد از فعالیت ورزشی تأثیر مثبت دارد، هرچند تفاوتی در مقادیر استراحت و فعالیت مشاهده نشد. اضافه وزن و دیس لپیدمیا می تواند بخشی از تفاوت های بین افراد فعال و غیرفعال را در این زمینه توضیح دهد. ازاین رو کنترل این عوامل با فعالیت ورزشی و رژیم غذایی مناسب توصیه می شود.
تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی- هوازی، هوازی- مقاومتی و ترکیبی چرخشی بر برخی از شاخص های ترکیب بدنی، اینترلوکین 6 و مقاومت انسولینی در زنان سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : سالمندی اغلب با سطوح بالایی از عوامل پیش التهابی مانند اینترلوکین6 (IL-6) در ارتباط است و منجر به عملکرد ضعیف و مرگ و میر می شود، اما ممکن است راهکارهای کاهش التهاب وابسته به سن، طول عمر را در افراد مسن بهبود بخشد. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر 8 هفته تمرین مقاومتی- هوازی، هوازی- مقاومتی و ترکیبی چرخشی بر برخی از شاخص های ترکیب بدنی، اینترلوکین 6 و مقاومت انسولینی در زنان سالمند است.مواد و روش ها : 40 نفر از زنان سالمند (میانگین سنی:0/82±60/34سال، قد: 0/01±155سانتی متر، وزن: 1/89±71/72کیلوگرم وBMI : 29.45±0.63کیلوگرم بر متر مربع) به طور هدفمند انتخاب و بطور تصادفی ساده در یکی از چهار گروه: تمرین هوازی+مقاومتی (A+R)(n=9)، مقاومتی+هوازی (R+A) (n=10)، ترکیبی چرخشی (CI)(n=12) وکنترل (n=9) قرار گرفتند. برنامه های تمرینی به مدت 8 هفته و 3 روز در هفته انجام شد. از آزمون تی وابسته جهت تغییرات درون گروهی و از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه جهت بررسی اختلاف بین گروه ها استفاده شد.یافته ها : هشت هفته تمرین ترکیبی، کاهش معنی داری در وزن وBMI ایجاد کرد (0.05> p). در تغییرات درون گروهی در سطوح سرمی IL-6، کاهش معنی داری در گروه R+A (p=0.04) در مقایسه با گروه A+R (p=0.75 ) و چرخشی ترکیبی (0.09= p) مشاهده شد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که سازگاری به تمرینات ترکیبی مستقل از ترتیب تمرین ترکیبی است و به نظر می رسد شیوه تمرینی که در ابتدا با تمرین مقاومتی شروع شود و به دنبال آن تمرین هوازی انجام شود می تواند تاثیر بیشتری در بهبود عوامل التهابی در مقایسه با توالی های دیگر داشته باشد.