ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۶۴۱.

ارائه الگوی هستی شناسی حاکمیت فضای سایبر: طرح یک تعریف جامع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۲۹۹
فضای سایبر جامعه ای است که در بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل گرفته است. این فضا دارای مرزهای سرزمینی نیست و در ظاهر توسط قدرت واحدی اداره نمی شود. توانایی شبکه های رایانه ای برای فراتر رفتن از مفهوم مدرن زمان و مکان، عواقب قابل توجهی برای حکومت داری بر اساس روابط دولت-ملت دارد. به دلیل کمبود فزاینده کنترل ارتباطات در فضای سایبر، روش های سنتی حکومت کردن در حال سست شدن هستند. از این رو، مسائلی مانند الگوی حکمرانی فضای سایبر و اعمال حاکمیت، مرزبانی سایبری، نظارت، کنترل، حفظ حریم خصوصی، معماری ساختار جامعه مجازی متناسب با جامعه بومی مطرح می گردد. همچنین با توجه به نیاز روزافزون انسان ها به فضای مجازی، حاکمیت فضای سایبر به بخش مهمی از حاکمیت فضای واقعی ملی تبدیل گردیده است. بنابراین، وجود حاکمیت در فضای سایبری امری ضروری و حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه تعریفی جامع و کامل از حاکمیت فضای سایبر با استفاده از ابزار هستی شناسی است. در این پژوهش که یک پژوهش کیفی است، با توجه به تعاریف و دیدگاه های مختلف در حیطه حاکمیت فضای سایبر، ضمن بررسی مبانی نظری حاکمیت فضای سایبر از طریق منابع و اسناد به روز و معتبر (سال های 2004-2022) و تحلیل آن ها با استفاده از روش تحلیل مضمون، مؤلفه ها و مضامین حائز اهمیت در حوزه حاکمیت فضای سایبر شناسایی گردید. بر اساس مضامین به دست آمده، هستی شناسی حاکمیت فضای سایبری استخراج شد. سرانجام، با سازماندهی موجودیت های مرتبط با حاکمیت فضای سایبر از طریق استخراج هستی شناسی آن، تعریفی جامع تر از حاکمیت فضای سایبر ارائه گردید. با توجه به یافته ها، 17 مؤلفه مرتبط با حاکمیت فضای سایبر معرفی شده است که موجودیت های الگوی اصلی هستی شناسی حاکمیت فضای سایبر را تشکیل می دهند. بر اساس یافته ها، 17 مؤلفه عبارت اند از: نوع حاکمیت، اصول اساسی حاکمیت، حاکمیت حقوقی، رویکردهای حاکمیت سایبری، اصول هدایت گر، ذی نفعان حاکمیت سایبری، رویکرد چندذی نفعی حاکمیت سایبری، حاکمیت  پلتفرم های دیجیتال، تنظیم گری فضای مجازی، دارایی های سایبری، حاکمیت اینترنت، حاکمیت شبکه های توزیع شده و غیرمتمرکز، اقتصاد دیجیتال، حوزه های موضوعی، تحول دیجیتال، دانش و استعداد دیجیتال، و عدالت سایبری. هستی شناسی استخراج شده در این پژوهش، کلاس ها و روابط آن ها را در حوزه مبانی حاکمیت فضای سایبر نشان می دهد. با وجود یافته های این پژوهش و ارائه هستی شناسی مبتنی بر اسناد و شواهد متقن، فهم دقیق قلمرو حاکمیت فضای سایبر امکان پذیر شده است. هستی شناسی استخراج شده به سازماندهی ساختاری دانش حاکمیت فضای سایبر کمک کرده و همزمان قالب مناسبی را در جهت چگونگی استفاده از دانش فوق قابل درک می کند.
۶۴۲.

ارائه چارچوب پیشنهادی الزامات فنی حمایت از کپی رایت منابع اطلاعاتی در سامانه های اطلاعاتی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران (با تکنیک دلفی فازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۳۰۶
پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات فنی حفاظت از کپی رایت منابع اطلاعاتی در سامانه های اطلاعاتی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و سپس ارزیابی آنها انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است به این دلیل که شناسایی الزامات فنی می تواند به بهبود حفاظت از حقوق پدیدآورندگان در سامانه ها کمک کند. برای گردآوری داده ها از رویکرد کیفی استفاده شده و روش تحلیل اسنادی، تحلیل مضمون و فن دلفی فازی به کار رفته است. جامعه پژوهش شامل سامانه های سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و تعداد 21 نفر (10 نفر در مصاحبه و 11 نفر در پنل دلفی) از متخصصان حوزه کتابخانه های دیجیتال، فناوری اطلاعات و سامانه های اطلاعاتی برای شرکت در مصاحبه و پنل دلفی هستند. سامانه های موردمطالعه عبارتند از: سامانه منابع دیجیتال، شبکه کتابخانه های کشور، شبکه مراکز اسناد کشور، بانک نشریات ایران، فهرستگان نسخ خطی، سنا (سامانه نشریات ایران)، سامانه نشریات علمی ایران. برای تحلیل داده ها از کدگذاری و مقوله بندی مفاهیم در قالب کدگذاری باز برای تحلیل اسنادی و تحلیل مضمون استفاده شد. تحلیل کیفی داده ها با روش تحلیل مضمون به صورت دستی و با استفاده از نسخه 2020 نرم افزار مکس.کیو.دی.ای انجام شد. همچنین برای تحلیل شاخص ها در روش دلفی فازی، از پیمایش توصیفی استفاده شد و محاسبات با استفاده از اکسل صورت گرفت. برای نمایش و ترسیم بهتر شاخص ها، نرم افزار Tableau نسخه 2018 به کار رفته است. یافته ها با استفاده از روش تحلیل مضمون بیانگر شناسایی 70 شاخص الزامات فنی پیشگیرانه است. این شاخص ها در اختیار 11 خبره قرار گرفت و پس از دو دور انجام پنل دلفی فازی، توافق بر روی 69 شاخص که شامل 12 مولفه بودند، صورت گرفت. در نهایت شاخص "استفاده از آدوب ریدر و سایر ابزارها" از سیاهه وارسی حذف شد. استفاده از رویکرد مثلث سازی روش شناختی تاییدی بر اعتبار پژوهش است. یافته ها نشان می دهد، در سامانه های موردبررسی، اغلب شاخص های فنی مربوط به الزامات فنی پیشگیرانه استفاده نمی شود. امنیت شبکه؛ استانداردها و چارچوب ها؛ احراز هویت؛ ابزارهای خوانش دیجیتال؛ حفاظت دیجیتال؛ سیستم های پرداخت؛ فراداده حقوقی؛ کنترل دسترسی؛ کنترل کپی؛ مجوز؛ مخزن دیجیتال و نقل و انتقال، 12 مولفه الزامات فنی پیشگیرانه را شکل داده اند. همچنین یافته های پژوهش حاکی از آن است که سامانه های دیجیتالی و کتابشناختی از نظر بهره گیری از الزامات فنی پیشگیرانه برای رعایت کپی رایت نیز در سطح ضعیفی قرار دارند. نتایج این پژوهش استفاده از الزامات فنی از جمله: ریزدانگی، تدوین سیاست کپی رایت و استفاده از فراداده حقوقی، توسعه و روزآمدنگه داشتن سامانه ها و ارتباط و تعامل با شرکت پشتیبان نرم افزار، استاندارد متس و بهره گیری از مخزن دیجیتالی را در سامانه-های مورد مطالعه به منظور حفاظت از حقوق پدیدآورندگان و ذینفعان آثار پیشنهاد می دهد.
۶۴۳.

توسعه سیستم پیشنهاددهنده بر مبنای استدلال نمونه محور برای نمایه سازی مستندات علمی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۷۲
استخراج کلیدواژه یکی از مهمترین قدم های فرآیند نمایه سازی مستندات است. کلیدواژه ها توصیفگرهای مفهومی هستند که می توانند در جستجو و بازیابی اطلاعات و نیز اشاعه آنها بکارگرفته شوند. در پایگاه های دربردارنده اسناد علمی مانند پایگاه علمی گنج پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، کلیدواژه ها نقش مهمتری دارند و تخصیص کلیدواژه های تخصصی چالش برانگیزتر است چرا که این پایگاه ها دربرگیرنده اسناد تخصصی با حوزه های علمی مختلفی هستند. فرآیند نمایه-سازی دستی بسیار زمان بر است و با توجه به افزایش حجم تولید و ثبت مستندات علمی، نیاز است که این فرایند با سرعت بیشتری صورت گیرد. لذا استفاده از روش های ماشینی هوشمند برای پیشنهاد و تخصیص کلیدواژه ضروری است. تحلیل آماری و معنایی اسناد و استفاده از روش های یادگیری ماشین از جمله روش های پرکاربرد در بسیاری از پایگاه های اطلاعات علمی دنیا است. بر همین اساس، در این پژوهش روشی برای پیشنهاد کلیدواژه به مستندات علمی فارسی بر مبنای روش های هوشمند پردازش متن و یادگیری ماشین ارائه شده است. این روش بر مبنای سیستم های پیشنهاددهنده و استدلال نمونه محور است که براساس آن، مجموعه ای از کلیدواژه های مرتبط با یک سند به نمایه ساز پیشنهاد می شود تا او سریعتر بتواند کلیدواژه های مناسب را انتخاب کند. به بیانی دیگر، ابتدا اسناد مشابه با سند جدید براساس روش های TFIDFو روش های بازنمایی کلمه-به-بردار، بازیابی شده و سپس کلیدواژه های کاندید از بین اسناد مشابه براساس یک تابع رتبه بندی انتخاب می شوند. روش پیشنهادی بر مجموعه ای از اسناد پایگاه گنج در سه حوزه فنی و مهندسی، هنر و ادبیات، و علوم انسانی، پیاده سازی و نتایج آن با معیارهایی نظیر دقت، فراخوانی و نظرات متخصصین ارزیابی شده است.
۶۴۴.

میزان تعلق خاطر کاربران فهرست برخط دسترسی همگانی (اوپک) با توجه به نقش متغیرهای جذب شناختی، و خودکارآمدی رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۵۳
مقدمه: کتابخانه ها با راه اندازی فهرست برخط دسترسی همگانی (اوپک) سعی دارند، ضمن استفاده از فناوری های به روز، دسترسی کاربران به منابع ذخیره شده را تسهیل کنند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی میزان تعلق خاطر کاربران فهرست پیوسته کتابخانه ای (کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد) با توجه به نقش متغیرهای جذب شناختی، و خودکارآمدی رایانه ای انجام شده است.روش شناسی: پژوهش به شیوه توصیفی پیمایشی و در نمونه ای آماری شامل 331 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی به شیوه نمونه گیری تصادفی انجام گردید. به منظور جمع آوری داده از سه پرسشنامه ارزیابی تعلق خاطر کاربر، جذب شناختی، و خودکارآمدی رایانه ای استفاده شد که روایی آن ها با نظر متخصصان و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سطح تعلق خاطر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد به فهرست پیوسته (اوپک) کتابخانه مرکزی این دانشگاه در سطح قابل قبولی قرار ندارد. همچنین تحلیل دقیق تر داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری نیز نشان داد که جذب شناختی فهرست پیوسته در تعلق خاطر کاربر، تأثیر معناداری دارد. همچنین دیگر یافته پژوهش نشان داد که خودکارآمدی رایانه ای کاربران این دانشگاه در میزان تعلق خاطر آن ها تأثیر معناداری دارد.نتیجه گیری: در راستای افزایش تعلق کاربران به فهرست های پیوسته، ضمن رعایت معیارهای مربوط به محیط رابط کاربر باید به علایق کاربران، میزان توجه کاربران، و سابقه قبلی استفاده آنان از فهرست نیز توجه نمود. همچنین محتوای فهرست ها نباید تنها مشتمل بر اطلاعات کتابشناختی باشد، بلکه باید از سایر قالب های الکترونیکی (صوت، فیلم، تصویر و ...) برای غنی تر کردن اطلاعات کتابشناختی استفاده شود. افزایش تعلق خاطر کاربران، زمینه ساز درک بهتر کاربران، بهبود نگرش ها، یادگیری عمیق تر و تغییر رفتار کاربران می شود و به تبعیت از آن کاربر به استفاده مستمر از فهرست کتابخانه سوق داده می شود.
۶۴۵.

امکان سنجی ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۲۲۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک ایران انجام شد. روش شناسی: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی پیمایشی است. جامعه پژوهش شامل مدیران (13 مدیر از 13 کتابخانه مرکزی) و کتابداران مرجع (42 کتابدار مرجع از 13 کتابخانه مرکزی)، کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور (13 کتابخانه) بود. ابزار گردآوری داده ها نیز دو پرسشنامه محقق ساخته برای مدیران و کتابداران بود. در پژوهش حاضر به منظور بررسی روایی، پرسشنامه آماده شده در اختیار 9 نفر از اساتید و متخصصان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی قرار گرفت. همچنین برای روایی پرسشنامه از شاخص کا.ام.اُ استفاده شد که مقدار آن برای پرسشنامه مدیران 93/0 و برای پرسشنامه کتابداران 90/0 به دست آمد، درنتیجه هر دو پرسشنامه از روایی مناسب برخوردار بود. برای اندازه گیری پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار آلفای کرونباخ برای پرسشنامه مدیران 76/0 و برای پرسشنامه کتابداران 79/0 برآورد گردید. برای تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از نرم افزار آماری اس پی اس اس استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد میانگین کلی به دست آمده برای میزان آشنایی کتابداران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور با مهارت های موردنیاز برای ارائه خدمات مرجع دیجیتالی 53/3 بود که این مقدار از حد متوسط کمی بیشتر است. همچنین این کتابخانه ها برخی از تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری لازم جهت ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی را در اختیار ندارند. میزان پوشش منابع اطلاعاتی الکترونیکی نیز در شرایط مطلوبی قرار داشت. همچنین بررسی های انجام شده نشان داد کتابخانه های مرکزی دانشگاه های سطح یک کشور ازلحاظ بودجه مشکلاتی در حد متوسط دارند. نتیجه: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد توانایی های کنونی کتابخانه های موردمطالعه برای ارائه خدمات مرجع دیجیتالی مشارکتی در حد متوسط است.
۶۴۶.

خدمات داده های پژوهشی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۳۲
این پژوهش با هدف شناسایی وضعیت خدمات داده های پژوهشی در کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) و تعیین وضعیت و شناسایی اهمیت و ملزومات آن انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی است که به روش توصیفی-پیمایشی انجام شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته با 49 گویه استفاده شد. نمونه پژوهش را 72 نفر از مدیران کتابخانه های مرکزی دانشگاه های دولتی وابسته به وزارت عتف تشکیل دادند. طبق یافته ها نگرش مدیران کتابخانه ها نسبت به اهمیت انجام این خدمات توسط کتابخانه مثبت است و همه ملزومات ذکرشده، اهمیت دارند. وجود زیرساخت های فناوری مناسب، با میانگین 85/8؛ تهیه و توسعه نرم افزار مخزن سازمانی برای مدیریت داده های پژوهشی، با میانگین 85/8؛ وجود برنامه ای مدون برای انجام این خدمات، با میانگین 76/8؛ توسعه دانش و مهارت کتابداران در زمینه خدمات داده های پژوهشی، با میانگین 42/8 و تمایل کتابداران به توسعه دانش خود مهم ترین ملزومات انجام خدمات داده های پژوهشی، با میانگین 33/8 هستند. تعداد زیادی از کتابخانه ها قصد انجام خدمات داده های پژوهشی بین یک تا سه سال آینده و یا بیش از سه سال آینده را دارند، تعدادی از آن ها هیچ برنامه ای برای انجام این خدمات ندارند، تعداد اندکی این خدمات را تا حدودی انجام می دهند. شمار خیلی کمی این خدمات را به طور کامل انجام می دهند. از دید مدیران کتابخانه ها میانگین میزان مهارت کتابداران کتابخانه های موردمطالعه در حد متوسط است. با توجه به اهمیت انجام خدمات داده های پژوهشی توسط کتابخانه های دانشگاهی، تمهید کردن ملزومات انجام این خدمات می تواند در بهبود وضعیت انجام این خدمات در کتابخانه های دانشگاهی مؤثر واقع شود.
۶۴۷.

تحلیل عوامل مؤثر در ایجاد خلاقیت و نوآوری در کتابخانه های دانشگاهی از دیدگاه کتابداران دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۰۴
پژوهش کیفی حاضر، ﺑﺮرﺳی ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ در ﺧﻼﻗیﺖ و ﻧﻮآوری در کتابخانه های دانشگاهی از دیﺪﮔﺎه کﺘﺎﺑﺪاران داﻧﺸﮕاه تبریز هست. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه مرکزی و کتابخانه های وابسته به دانشگاه تبریز هستند که نمونه موردپژوهش، از بین این افراد، به روش هدفمند از نوع گلوله برفی به دست آمده و شامل 14 کتابدار است. ابزار گردآوری داده های این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از شیوه کدگذاری گلاسر و استراوس استفاده شد ه است. بر اساس یافته ها، عوامل کلیدی مؤثر در ایجاد خلاقیت و نوآوری در کتابخانه های دانشگاهی از دیدگاه کتابداران دانشگاه تبریز به سه دسته عوامل فردی، عوامل سازمانی و ویژگی های ایده تقسیم می شود. عوامل فردی شامل مواردی از قبیل داشتن روحیه نوآوری و خلاقیت، داشتن انگیزه ارائه ایده خلاق، داشتن تحصیلات مرتبط با شغل توسط کارکنان و مدیران، داشتن روحیه ریسک پذیری است. عوامل سازمانی دربرگیرنده دو عامل پشتیبانی از ایده های کتابداران و تخصیص بودجه است. همچنین عامل ویژگی های ایده شامل عواملی چون مقرون به صرفه بودن، هماهنگی با اهداف کتابخانه، قابلیت دیده شدن توسط سایر افراد و سازمان ها، قابلیت اجرایی ایده در محیط کتابخانه است. از نتایج این پژوهش، چنین برمی آید که استقبال مدیران کتابخانه ها از ایده های کتابداران، باعث ایجاد انگیزه در کتابداران خلاق می گردد، لذا پیشنهاد می شود جهت پویایی هرچه بیشتر کتابخانه ها، مدیران کتابخانه از ایده های خلاقانه کارکنانشان استقبال نموده و سعی در اجرایی کردن آن ها نمایند. همچنین ازآنجاکه عملی کردن ایده ها نیازمند حمایت مالی سازمان مادر است، لذا لازم است مدیران کتابخانه جهت تخصیص بودجه کافی به کتابخانه ها در راستای اجرایی نمودن ایده ها با رایزنی با مدیران مافوق و توجیه نمودن آنان بتوانند بودجه کافی برای کتابخانه دریافت کنند تا بتوانند با عملی ساختن ایده های خلاقانه، بهره وری از کتابخانه را بالا ببرند.
۶۴۸.

شبکه معنایی الزامات تربیتی در واکاوی انسان شناسانه آثار مرتضی مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف این پژوهش واکاوی انسان شناسی استاد مطهری و ترسیم شبکه معنایی الزامات تربیتی آن است. روش به کاررفته در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و استنباطی است که از طریق مراجعه مستقیم به آثار و اسناد دست اول به انجام رسیده است. این پژوهش نشان می دهد شهید مطهری در آثار خود ابتدا با بیان تمایزهای موجود میان انسان و سایر حیوانات، نتیجه می گیرد که امتیاز انسان بر حیوان در گرایش های ویژه انسانی است که در سرشت و طبیعت انسان نهاده شده است. سپس در مرحله بعد با تمایز نهادن میان افراد نیک و بد تاریخ و نشان دادن علت امتیاز گروه اول بر گروه دوم، ملاک انسانیت انسان را ارزش های انسانی معرفی می کند و درنهایت استدلال می کند که ارزش های انسانی همان گرایش های ویژه انسانی است که ریشه در سرشت و فطرت انسانی او دارد. این ارزش ها که به صورت بالقوه در نوع انسان هست همان استعدادهای ویژه انسان است که شهید مطهری آن ها را فطریات انسان می نامد. شهید مطهری اعتقاد دارد در تربیت، شناخت انسان، استعدادهای انسان، شناخت دقایق ذهن و عواطف و مشاعر انسان و حتی ریشه ماوراءالطبیعه وجود انسان لازم و ضروری است.
۶۴۹.

تأثیر تمرینات ورزشی آمیخته به گیمیفیکیشن بر افزایش انگیزه شرکت در کلاس های ورزشی (مورد مطالعه کارکنان کتابخانه های عمومی استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۹۴
هدف: امروزه اهمیت سلامتی و بهره وری کارکنان سازمان ها برای هیچکس پوشیده نیست. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی تمرینات ورزشی آمیخته به گیمیفیکیشن بر افزایش انگیزه شرکت در کلاس های ورزشی کارکنان کتابخانه های عمومی استان تهران است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها نیمه تجربی است. آزمودنی ها به دو گروه آزمایش و کنترل، هرکدام به تعداد 20 نفر تقسیم گردیدند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل کوواریانس صورت گرفت. ابزار گرد آوری داده ها پرسشنامه انگیزه مشارکت در ورزش گیل و دیگران (1983) بود. جامعه آماری شامل کارکنان مرد کتابخانه های عمومی شهر تهران بود که 40 نفر از آن ها به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. برای توصیف داده ها از شاخص آماری فراوانی، درصد فراوانی و همچنین در بخش آمار استنباطی از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف جهت بررسی توزیع طبیعی داده ها استفاده شد. برای بررسی تجانس واریانس آزمون لون به کار گرفته شد و تجزیه و تحلیل داده ها و مقایسه میانگین گروه های آزمودنی از آزمون یونیوریت (تحلیل کوواریانس) با استفاده از نرم افزار SPSS19 انجام شد.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش می توان اذعان داشت که تمرینات ورزشی آمیخته به گیمیفیکیشن تأثیر معنی داری بر انگیزه، موفقیت، آمادگی ایجاد شده، تخلیه انرژی و گروه گرایی کارکنان کتابخانه های عمومی داشته و میزان تأثیر این فعالیت ها بر هر یک از این مؤلفه ها به ترتیب 25، 12، 24، 29 و 35 درصد است که سبب تغییر کل واریانس مؤلفه ها شده است.نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که ادغام تمرینات ورزشی با گیمیفیکیشن در کلاس های ورزشی کارکنان کتابخانه های عمومی استان تهران، به طور معنی داری بر انگیزه، موفقیت، آمادگی ایجاد شده، تخلیه انرژی و گروه گرایی تأثیر مثبتی دارد.
۶۵۰.

تحلیل راهبردها و اقدام های کتابخانه های دانشگاهی ایران در دوره بُحران همه گیری کووید-19 در مقایسه با نمونه های بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۵۳
هدف: در این پژوهش تلاش شده تا مهمترین راهبردها و اقدام های کتابخانه های دانشگاهی ایران در بحران همه گیری کووید-19، شناسایی، ارزیابی و با نمونه های بین المللی مقایسه شود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی و به شیوه توصیفی-تحلیلی در دو بخش انجام شد. تحلیل وضعیت کتابخانه های دانشگاهی ایران در دو بُعد آموزش و پژوهش در مواجهه با بحران کووید-19 و بررسی نقش این کتابخانه ها در بُعد مسئولیت اجتماعی در مقایسه با نمونه های بین المللی از جمله اهداف این پژوهش بود. ابزارهای این پژوهش یک سیاهه وارسی محقق ساخته و یک پرسش نامه و جامعه آماری، کتابخانه های دانشگاه های ایران و جهان (بر پایه رتبه بندی تایمز) بودند. تعداد 301 نمونه از کتابخانه های دانشگاهی بین المللی و از نمونه های ایرانی نمونه در دسترس و پاسخگو به پرسشنامه که 33 کتابخانه بودند استفاده شد.یافته ها: وضعیت کتابخانه های دانشگاهی در ایران در مقایسه با کتابخانه های دانشگاهی جهان در این همه گیری جهانی به گونه ای بود که راهبردها و اقدام های این کتابخانه ها در ایران توجه متوازن و هماهنگی به آموزش و پژوهش نداشتند. از سوی دیگر، این راهبردها و اقدام ها، با اقدام ها و راهبردهای کتابخانه های دانشگاهی بین المللی همگام نبودند.نتیجه گیری: تلاش کتابخانه های دانشگاهی جهان در مواجهه با یکی از دشوارترین چالش های خود قابل توجه و معنادار بود. همچنین، سهم تعهد در قبال مسئولیت اجتماعی در این کتابخانه ها نیز بسیار قابل توجه بود؛ اما میزان توجه به فعالیت های این جنبه در داخل کشور اندک بود. از این رو، یکپارچگی و پیوند میان کتابخانه های دانشگاهی، مراکز یا واحدهای آموزشی و فناوارنه، مراکز پژوهشی و آزمایشگاهی، یکی از مهمترین راهکارها هنگام رخدادهای مشابه پیشنهاد می شود.
۶۵۱.

تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: بکارگیری مدیریت دانش در سازمان ها و توسعه آن با توجه به تحولات روزافزون مدیریت دانش، از عوامل تاثیرگذار بر عملکرد سازمان بوده و منجر به بهبود یادگیری و رشد سازمانی و عملکرد مشتریان می شود و یک الزام به شمار می رود. همچنین تدوین استراتژی مدیریت دانش و استراتژی شخصی مدیریت دانش از عوامل تاثیرگذار بر تحولات مدیریت دانش می باشند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تحولات مدیریت دانش و سازگاری سازمانی بر ابعاد سه گانه فرآیند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد است. روش: پژوهش کاربردی حاضر، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان و کارشناسان شعب بانک ملت استان قم بودند. نمونه آماری پس از انجام پیش آزمون و تایید روایی و پایایی و تعیین انحراف واریانس نمونه اولیه، طبق فرمول کوکران برابر با 101 نفر به دست آمد که به صورت غیراحتمالی در دسترس به پرسشنامه ها پاسخ دادند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بود. پس از گردآوری پرسشنامه ها، برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری استفاده شد، که یک مدل کامل معادلات ساختاری آمیزه ای از نمودار مسیر و تحلیل عاملی تأییدی است. ضریب پایایی کرونباخ در این مطالعه برای تمامی متغیرها بالاتر از 7/0 بوده که از حداقل مقدار استاندارد بیشتر است. لذا، سنجه ها پایایی بالایی دارند. همچنین باگازی و یی استاندارد بالای 6/0 برای پایایی ترکیبی (CR) گزارش شده است. تمامی مقادیر (CR) متغیرها، بیش از 6/0 می باشد، بنابراین، مدل اندازه گیری از پایایی ترکیبی مناسبی نیز برخوردار است. برای بررسی روایی همگرا در مدل PLS معیار میانگین واریانس استخراج شده (AVE) مورد تحلیل قرار گرفت و ﺗﻤﺎمی ﻣﻘﺎدیﺮ AVE ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﺳﺎزه ﻫﺎ، ﻣﻘﺪاری بیش از 4/0 را ﻧﺸﺎن دادند و ایﻦ ﻣﻄﻠﺐ ﮔﻮیﺎی ﺣﺪ ﻗﺎﺑﻞ قبول برای روایی ﻫﻤﮕﺮای پرسشنامه است. در این پژوهش از مدل یابی معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی جهت آزمون فرضیات و برازش مدل استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 6.56، 4.97 و 6.92 تایید شدند. ولی تاثیر سازگاری سازمانی بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد به ترتیب با t-value 0.199، 0.819و 0.531 رد شدند. تاثیر استراتژی شخصی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 4.74 تایید شد، ولی تاثیر تدوین استراتژی مدیریت دانش بر تحولات مدیریت دانش با t-value 1.69 رد شد. نتیجه گیری: طبق یافته ها، تحولات مدیریت دانش بر فرایند عملکرد داخلی، عملکرد مشتری و یادگیری و رشد، تاثیر مثبت و معنی داری دارند. بنابراین، توجه به تحولات مدیریت دانش، به سازمان ها در بهبود فرایند عملکرد داخلی آن ها و یادگیری و رشد اعضای سازمان کمک کرده و عملکرد مشتری را نیز بهبود می بخشد. همچنین سازمان ها با اتخاذ استراتژی شخصی مدیریت دانش می توانند در تاثیر بر تحولات مدیریت دانش موفق تر عمل نمایند. لذا، می توان گفت قابلیت های مدیریت دانش و توانایی سازمان برای مدیریت موثر دانش که در سایه تحولات مدیریت دانش تکامل یافته است، مبنایی مشترک برای دستیابی به تعامل در اختیار کارکنان قرار می دهد که اثربخشی آن در خلق ارزش برای سازمان از طریق اثرگذاری فرآیندهای دانش بر فرایند عملکرد داخلی سازمان پدیدار می شود. همچنین تحولات مدیریت دانش منجر به یادگیری و رشد سازمانی به عنوان مهم ترین ابزار تحول مدیریت دانش که فرآیند خلاقیت مداوم از طریق خلق دانش جدید است، خواهد شد و در صورت ادغام مدیریت ارتباط با مشتری با مدیریت دانش (به مثابه یک راهبرد ضروری برای محیط های پیچیده، پویا) می توان فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردید. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر فرآیند عملکرد داخلی، پیشنهاد می شود با استفاده از تحولاتی که در زمینه مدیریت دانش ایجاد شده، از طریق ساده سازی فرایندهای داخلی بانک، افزایش کیفیت خدمات بانک و ایجاد نوآوری در ارائه خدمات، بتوانند در بهبود فرایند عملکرد داخلی موثر واقع شوند. همچنین با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر یادگیری و رشد، پیشنهاد می شود مدیران با فراهم ساختن شرایط مناسب، با استفاده از قابلیت های مدیریت دانش و تحولاتی که در این زمینه رخ داده است، به یادگیری و رشد سازمانی پرداخته و منجر به ارتقاء مهارت و رضایت کارکنان و همچنین منجر به ارتقای خدمات ارائه شده به مشتریان و جلب رضایت مشتریان شوند. با عنایت به نتایج این پژوهش، به نظر می رسد سازمان هایی که فعالیت های خود را براساس مدیریت دانش انجام می دهند و به یادگیری مداوم سازمانی می پردازند، با تحولات عرصه مدیریت دانش همگام شده و در نهایت از کارآیی، اثربخشی، بهره وری و کیفیت خدمات بالاتری برخوردار خواهند بود. با توجه به تایید تاثیر تحولات مدیریت دانش بر عملکرد مشتریان، پیشنهاد می گردد در سازمان ها بویژه سازمان های مالی، از طریق تلفیق مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت دانش، فرایندهای کسب وکار را بهبود بخشیده و سبب ارتقاء سطح رضایت مشتریان، سودآوری و وفاداری مشتریان گردند.
۶۵۲.

طراحی و اعتباریابی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: پژوهش حاضر به منظور تدوین ابزاری استاندارد برای سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی به روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. روش: برای تهیه پرسشنامه اولیه سنجش نظرات دانشجویان در راستای تهیه ابزار نهایی سنجش سواد داده ای، منابع مرتبط در خصوص صلاحیت ها و شایستگی های دانشجویان از نظر سواد داده ای بررسی شده و از میان آن ها برخی از مهم ترین شاخص ها استخراج شد. در گام بعدی، برای سنجش روایی صوری و محتوایی، سؤالات طراحی شده در اختیار اساتید گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی و برخی از دیگر متخصصان قرار گرفت. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی، پرسشنامه اولیه به منظور بررسی پایایی، در بین 27 نفر از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی توزیع گردید. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای این پرسشنامه اولیه، 91/0 بدست آمد. پس از کسب حداقل های شاخص های روایی محتوایی سؤالات، و بررسی آن از نظر شاخص پایایی، برای ابزارسازی نهایی بر مبنای نظرات دانشجویان تحصیلات تکمیلی، این پرسشنامه در اختیار 363 دانشجوی تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شده بودند، قرار گرفت. برای تحلیل داده ها و شناسایی ابعاد مهم و اساسی ابزار سواد داده ای، از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته ها: نتیجه تحلیل عاملی داده های پژوهش به منظور طراحی و اعتبارسنجی ابزار سنجش سواد داده ای برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، کاهش 20 شاخص یا متغیر به 4 عامل یا معرف شامل: درک داده؛ جمع آوری، سازمان دهی و ارزیابی داده ها؛ تجزیه وتحلیل و تفسیر داده ها؛ و اشتراک گذاری داده ها با ملاحظه مسائل حقوقی و استنادی است. این ساختار مجموعاً 58 درصد از واریانس سواد داده ای را پوشش می دهد و نشانگر رضایت بخش بودن تحلیل عاملی و متغیرهای مورد مطالعه می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه بررسی ابزار پیشنهادی، نشانگر اثربخشی آن در سنجش سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی است، استفاده از آن برای سنجش سطح سواد داده ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه های مختلف کشور پیشنهاد می شود.  
۶۵۳.

بررسی اهمیت همکاری علمی در میزان استناد به پروانه های ثبت اختراع کشورهای حوزه خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اهمیت همکاری علمی در میزان استناد به پروانه های ثبت اختراع کشورهای حوزه خلیج فارس، موجود در پایگاه اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا USPTO (United States Patent and Trademark Office) انجام شده است. روش: این پژوهش با روش توصیفی و با رویکرد علم سنجی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل 8182 پروانه ثبت اختراع ثبت شده در پایگاه اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا است که در مرحله دوم پژوهش، برای به دست آوردن تعداد استناد مدارک علمی به هر پروانه ثبت اختراع، عنوان تک تک پروانه های ثبت اختراع در مجموعه هسته پایگاه  Web of Science Core Collectionموسوم به وب آف ساینس و با مراجعه به قسمت Cited Reference Search جستجو شد و با تایپ بخشی از عنوان پروانه ها در علامت نقل قول " " جستجو انجام شده و میزان استنادات مدارک علمی به پروانه های ثبت اختراع گردآوری شد. برای تجزیه و تحلیل میزان همکاری های صورت گرفته در پروانه های ثبت اختراع، از نرم افزار اکسل استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که فقط 841 پروانه ثبت اختراع از 8182 پروانه ثبت شده در کشورهای خلیج فارس موفق به کسب استناد در مدارک علمی نمایه شده در پایگاه وب آف ساینس شده اند و مجموعاً 2496 استناد دریافت کرده اند. یافته های پژوهش در خصوص تعداد پروانه های ثبت اختراع کشورهای حوزه خلیج فارس براساس رده بندی موضوعی سی.پی.سی (CPC) نشان داد که بیشترین میزان ثبت پروانه های ثبت اختراع مربوط به رده فیزیک (G) با تعداد 1717 پروانه است؛ و کمترین میزان ثبت پروانه ها مربوط به رده منسوجات و کاغذ (D) با تعداد 24 پروانه است. در مجموع، بیشترین تعداد پروانه ها مربوط به کشور عربستان با تعداد 5469 پروانه و کمترین میزان پروانه های ثبت اختراع مربوط به کشور عراق با تعداد 22 پروانه است. بیشترین تعداد ثبت پروانه های دارای یک مخترع در کشور عربستان در رده موضوعی فیزیک (G) و با تعداد 288 پروانه است و کمترین میزان پروانه ها براساس رده های موضوعی مربوط به کشور عراق با تعداد 11 پروانه ثبت اختراع است. همچنین بیشترین میزان تولید پروانه های دارای بیش از یک مخترع در کشور عربستان با رده موضوعی شیمی و مهندسی مواد (C) با تعداد 4114، و کمترین میزان تولید پروانه ثبت اختراع مربوط به کشور عراق با تعداد 11 پروانه است. نتیجه گیری: تعداد کمی از پروانه های ثبت اختراع ثبت شده از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس در پایگاه اداره ثبت اختراع و نشان تجاری ایالات متحده آمریکا، در مدارک علمی نمایه شده در پایگاه استنادی وب آف ساینس استناد دریافت کرده اند. بیشترین میزان همکاری در داخل کشورهای حوزه خلیج فارس مربوط به کشور عربستان با تعداد 12583 مخترع و کمترین میزان همکاری نیز مربوط به کشور عراق با تعداد 30 مخترع بوده است. همچنین، بیشترین میزان همکاری با کشورهای خارج از حوزه خلیج فارس مربوط به کشورهای آمریکا با تعداد 2198 مخترع و انگلستان با تعداد 384 مخترع، آلمان با تعداد 333 مخترع، کانادا با تعداد 219 مخترع، هندوستان با تعداد 203 مخترع، و فرانسه با تعداد 171 مخترع بوده است. طبق داده های به دست آمده در خصوص میزان استناد دریافتی در پروانه های ثبت اختراع تک مخترع و چند مخترع، با استفاده از آزمون آماری کروسکال والیس، سطح معناداری داده ها کمتر از 0.05 را نشان داد. از این رو، اختلاف رتبه ها معنادار بوده، و نتیجه آزمون نشان داد که پروانه های ثبت اختراع چندمخترع، تعداد استناد بیشتری نسبت به پروانه های ثبت اختراع تک مخترع، در رده های موضوعی به دست آورده اند.
۶۵۴.

بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی کتابداران با توجه به نقش آوای سازمانی(مطالعه موردی واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
هدف: دانشگاه آزاد اسلامی بر اساس سند تحول خود، توجه همه جانبه به کارکنان دارد. شناخت نیروی انسانی و عوامل مؤثر در به کارگیری هرچه مطلوب تر این سرمایه سازمانی، یکی از دغدغه های مدیران آن است، لذا پژوهش حاضر در این راستا انجام گرفته است و هدف آن، بررسی تأثیر خودرهبری بر خودکارآمدی سازمانی با توجه به نقش آوای سازمانی در کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی است. روش پژوهش: پژوهش از نظرهدف، کاربردی و از نظر نوع، همبستگی است. شیوه گردآوری اطلاعات، پرسشنامه مبتنی بر پرسشنامه های خودرهبری نک و هافتون، خودکارآمدی شرر و آوای سازمانی هامس است .جامعه آماری شامل کتابداران دانشگاه آزاد اسلامی واحدهای جامع بود که از 105 نفر کتابدار، تعداد 100 نفر به پرسش ها پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی با استفاده از آزمون مدل معادلات ساختاری به وسیله نرم افزارSmart PLS نسخه 2 استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که خود رهبری با ضریب مسیر (417/0) بر خودکارآمدی با نقش میانجی آوای سازمانی تأثیر دارد. همچنین، خودرهبری با ضریب مسیر (833/0) و (692/0) به ترتیب بر خودکارآمدی و آوای سازمانی تأثیر دارد. آوای سازمانی با ضریب مسیر (160/0) بر خودکارآمدی تأثیر دارد. نتیجه گیری: با توجه به تأیید تأثیر آوای سازمانی در ارتباط بین خودرهبری و خودکارآمدی، می توان با برنامه ریزی و آموزش های لازم و تشویق کتابداران، رفتارهای خودرهبری، خودکارآمدی و آوا را در آنها تقویت نمود و از نتایج آن در کتابخانه های دانشگاهی بهره برد.
۶۵۵.

بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی با استفاده از عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۹
هدف: واکاوی کاربرد عناصر فراداده ای توصیفی مدل مفهومی RiC در بهبود توصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی است.روش پژوهش: در این پژوهش، تطبیق هر یک ازعناصر دو استاندارد فراداده ای توصیف آرشیو (استاندارد توصیف آرشیوی رمزگذاری شده (ای.ِای.دی)[1]و استاندارد بین المللی توصیف آرشیوی عام (ایساد (جی))[2]و الگوی مفهومیRiC که جامعه ی پژوهش قلمداد می شوند، باروش توصیفی-تحلیلی وروش تحلیل محتوا انجام شده است. جدول تطبیقی ایساد(جی)وای.اِی.دی.ازسایت کتابخانه کنگره[3] مورداستفاده قرارگرفته و با جمع آوری و بررسی مستندات مرتبط باهرکدام از استانداردها و ترجمه عناصرتوصیفیRiC،جدول تطبیقی هرسه تهیه شده است.یافته ها:RiC-CM، درعین حال که موجودیت های توصیفی ارائه شده درسه استاندارد شورای بین المللی آرشیوها(ایکا) را ترکیب کرده میان آن ها تمایز قائل می شود. ازسوی دیگر،تمرکز در ایساد (جی)،وحدت توصیف است. درحالی که در RiC-CM روشی که رکوردهای تکی باید توصیف شوند با روشی که مجموعه ای از رکوردها باید توصیف شود،یکسان نیست. ایساد(جی) مبتنی بر یک مدل چندسطحی بوده وتوصیف چندسطحی[4] ارائه می دهد؛ بطوری که توصیف موجودیت های آرشیوی دارای ماهیتی سلسله مراتبی هستند و غالبا در چند سطح عرضه می شوند.تلاش RiC-CM آن است تاتوصیفی چندبعدی[5] طراحی کرده و بجای توصیف چندسطحی بصورت سلسله مراتب، توصیف ممکن است به شکل یک نمودار یا شبکه باشد. ازاین رو، علاوه برتوصیف موجودیت های آرشیوی؛ موجودیت ها را دربافتی وسیع تر و در ارتباط با سایر موجودیت ها، درنظر می گیرد؛ وتوصیف معنایی اشیای آرشیوهای دیجیتالی را بهبود می بخشد.نتیجه گیری: RiC-CM، هم ازنظرساختاری و هم ازنظر مفهومی، فراتر از استانداردهای توصیفی فعلی ایکا حرکت می کند. RiCکه از لحاظ ساختاری به سه جزءموجودیت های متنی، محتوایی و رابطه ای تقسیم می شود، منعطف وسازگار با زمینه های مختلف بوده و نسبت به استانداردهای توصیفی آرشیوی، یک رویکرد جامع تر و نظام مندتر جهت مدیریت و توصیف اشیای آرشیوی ارائه می دهد. به این ترتیب، با اصلاح روش توصیف اشیای آرشیوی در استاندارد ایساد)جی)،آرشیویست هارا قادر می سازد توصیف رکوردها درآرشیوهای دیجیتالی را بهبود بخشند.[1]. Encoded Archival Description[2]. International Standard Archival Description (General) (ISAD (G))[3]. https://www.loc.gov/ead/tglib/appendix_a.html#foot4[4]. multilevel description[5]. multidimensional description
۶۵۶.

راهکارهای توسعه و جذب مخاطب (عوامل بیرونی و درونی) در کتابخانه های عمومی شهرستان تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی راهکارهای توسعه و جذب مخاطب (عوامل بیرونی و درونی) در کتابخانه های عمومی شهرستان تبریز می باشد.روش پژوهش: روش پژوهش، پیمایشی و نیز مطالعات کتابخانه ای بوده و به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه ی محقق ساخته انجام گرفت. روش نمونه گیری جامعه آماری، نمونه گیری طبقه ای سهمیه ای بود که نهایتاً کار به انتخاب نمونه ای از اعضاء به روش تصادفی ساده ختم شد و تعداد ۳۸۰ پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. پیرسون و آزمون T و ... از جمله آزمون های آماری مورد استفاده در پژوهش بود که در نهایت داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر این است که رابطه ی مؤلفه ی برون سازمانی (عوامل محیطی و خانوادگی) و مؤلفه های درون سازمانی (میزان اطلاع رسانی خدمات، مجموعه سازی مناسب و وجود منابع روزآمد، نوع برخورد و رفتار کتابداران، میزان تجهیزات و امکانات کتابخانه ها) با میزان جذب و توسعه مخاطب به کتابخانه ها در سطح اطمینان بالایی تأیید می شود و رابطه مؤلفه ی برون سازمانی (میزان تحصیلات مخاطبان) و میزان جذب مخاطب به کتابخانه ها مورد تأیید واقع نمی شود.نتیجه گیری: بر طبق نظرسنجی از مخاطبان مورد پژوهش میزان جذب مخاطبان به کتابخانه ها در ارتباط با ۵ مؤلفه موردمطالعه پژوهش (عوامل محیطی و خانوادگی، میزان اطلاع رسانی خدمات، مجموعه سازی مناسب و وجود منابع روزآمد، نوع برخورد و رفتار کتابداران، میزان تجهیزات و امکانات کتابخانه ها) در سطح قابل قبولی است اما میزان تحصیلات مخاطبان تأثیر چندانی بر میزان مراجعه افراد به کتابخانه ها ندارد.
۶۵۷.

چارچوب ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی برای کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: سواد اطلاعاتی به مجموعه ای از مهارت های مورد نیاز برای حرکت هدفمند در جامعه اطلاعاتی تعبیر می شود. کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از مجاری مهم و پرکاربردِ ارائه اطلاعات، نقش مشارکتیِ مهم و قابل توجهی در آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی دارند. امروزه در عصر پساسواد و با همه گیر شدن رسانه های مبتنی بر فناوری های نوین دیجیتالی و با پشت سر گذاشتن مراحل سنّتی سواد و ظهور سوادهای نوپدید، مطالعات سواد اطلاعاتی نیز با گذر از مدل ها و استانداردها، حرکت های نوینی را به سوی ارائه چارچوب ها آغاز نموده است. این امر باعث شده تا رویکردهای قابل توجهی در مطالعات این حوزه، با توجه به انعطاف پذیری و شمول بیشتر چارچوب ها نسبت به استانداردها، حاصل شود. در هزاره سوم، سواد اطلاعاتی یک قابلیت مهم برای تمام افراد جامعه محسوب می شود و پیشرفت هر جامعه، در گرو میزان حرکت آن جامعه در جهت نیل به جامعه اطلاعاتی کارآمد است. بنابراین، نقش کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از زیرساخت های جامعه اطلاعاتی و یک سیستم مشارکت کننده و استمراردهنده مهارت های سواد اطلاعاتی، بسیار پررنگ تر از گذشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب ارتقای آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی برای مخاطبان کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد. روش: نوع پژوهش کاربردی است و در زمره مطالعات آمیخته جای دارد. جامعه پژوهش 4 عنوان چارچوب سواد اطلاعاتی و 18 نفر از متخصصان و خبرگان سواد اطلاعاتی کشور بودند. داده های پژوهش با تلفیق سه رویکرد تحلیل محتوای چارچوب های سواد اطلاعاتی، سه دور رفت و برگشت پنل دلفی خبرگان سواد اطلاعاتی و تکنیک دیمتل، گردآوری شده و با استفاده از نرم افزارهای اِن ویووا، اکسل، متلب و نسخه 8 ایکس مایند، تحلیل و ارائه شدند. یافته ها: اجزاء چارچوب پیشنهادی با 7 مؤلفه و 52 شاخص مشخص شد. بیشترین مقدار وزن نسبی و درجه اهمیت مربوط به دو مؤلفه «اشاعه اطلاعات» (482/10) و «ارزیابی اطلاعات» (712/9) بود و مؤلفه «ترکیب اطلاعات» (434/9) کمترین درجه اهمیت را نسبت به سایر مؤلفه ها کسب کرد. نتیجه گیری: چارچوب حاصل از این پژوهش می تواند در بهبود خلأ ناشی از فقدان برنامه ریزی های منسجم و اجرای مستمر آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی و تحقق هدف ها و مأموریت های آموزشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور مؤثر واقع شود. این چارچوب می تواند در سطوح خُردتر، در طراحی و تدوین میکرو مدل های بافتی سواد اطلاعاتی در انواع مختلف کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی (منطقه ای، شهری، روستایی، سیار) نیز به کار گرفته شود. همچنین می تواند با جریان سازی علمی مناسب در این زمینه، در پر کردن شکاف های پژوهشی در حوزه سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور، و در مهارت افزایی به جامعه بزرگ مخاطبان این کتابخانه ها مؤثر واقع شود. بهره گیری از چارچوب های سواد اطلاعاتی به عنوان یک راهبرد عملی، در جهت آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی، می تواند یکی از راهبردهای زمینه ساز توسعه پایدار اطلاعاتی جوامع به شمار آید.
۶۵۸.

سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است. نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
۶۵۹.

واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: در چند سال گذشته، جهان شاهد ظهور تعداد زیادی از محصولات و خدمات هوشمند، در دسترس بودن تجاری آنها و تأثیرات اجتماعی- اقتصادی آنها است. استفاده از هوش مصنوعی می تواند سطح عملکرد کسب وکارهای نوپا را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر هوش مصنوعی در سرعت بخشیدن به کارآفرینی و توسعه کسب وکارهای نوپا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب وکارهای نوپا است. روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب وکارهای نوپا هستند که از بین آنها ۱۲نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با 79 درصد است. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. پژوهش حاضر چند ایده در مورد چگونگی انطباق فرصت ها و عملکردها با فناوری های نوظهور هوش مصنوعی ارائه می دهد که عبارتند از: حفاظت از داده های کارکنان، ایجاد داده های واقعی همراه با کیفیت و حجم داده ها، نهادینه کردن مرحله آموزشی مناسب برای یادگیری، شناسایی و اصلاح الگوها، جلوگیری از ورودی داده های مغرضانه. یافته ها: در تحقیق حاضر با نگاهی نو به نقش هوش مصنوعی در رشد کارآفرینی و توسعه کسب و کارهای نوپا، به اهمّ نقش های آن نسبت به توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا پرداخته شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در دو مضمون فرصت ها و چالش ها و 10 مضمون سازمان دهنده برای رونق و ارتقاء کارآفرینی و توسعه کسب وکارها طبقه بندی کرد. فرصت ها با 5 مضمون سازمان دهنده شامل قابلیت شبکه سازی برای کسب وکارهای نوپا، همگرایی تکنولوژی با اهداف کارآفرینان، مشتری محوری جهانی، ارزش آفرینی شغلی، تاب آوری کسب وکارهای نوپا شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب 5 مضمون سازمان دهنده شامل شکاف استعدادها، حریم خصوصی و امنیتی کارآفرینان، تعمیر و نگهداری مداوم، عدم قابلیت های یکپارچه سازی و کاربردهای ثابت و محدود، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا ارائه گردید. نتیجه گیری: توصیه می شود هنگام استقرار سرویس های هوش مصنوعی، احتیاط شود. برای مدیریت موثر و کارآمد سیستم های هوش مصنوعی، بینش مناسب مورد نیاز است. امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشمندی و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد. در حوزه کسب وکارهای نوپا، سیستم های هوش مصنوعی برای حل این مشکلات طراحی شده اند و می توانند وظایف را به خوبی اجرا کنند. با این حال، آنها قابلیت های محدودی دارند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
۶۶۰.

طراحی مدل هوشمندسازی سازمان با تکنیک تحلیل داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: هدف تحقیق حاضر طراحی مدل هوشمندسازی سازمانی شرکت فومن شیمی براساس تحلیل داده بنیاد بوده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع کیفی بوده که با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان خبره شرکت فومن شیمی بوده و نمونه آماری به شیوه ای هدفمند انتخاب شد و با تعداد 13 نفر، اشباع نظری حاصل شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه هوشمندسازی شرکت فومن شیمی بود. یافته ها: براساس نتایج حاصل از بخش کیفی، با نرم افزار Atlas.ti 95 کد باز شناسایی شد که در 17 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی طبقه بندی شدند. مقولات اصلی شامل عوامل علّی، عوامل زمینه ای، پیامدها، راهبردها و مفهوم هوشمندسازی می باشند. مقوله های فرعی مربوط به مفهوم هوشمندسازی عبارتند از: ابزاری برای سازگاری با تغییرات محیطی، تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده، استفاده از تکنولوژی در فرآیندهای مختلف سازمان. مقوله های فرعی عوامل علّی شامل: عوامل سازمانی، عوامل انسانی، عوامل فنی، عوامل اقتصادی است. مقوله های فرعی مربوط به شرایط زمینه ای شامل: فرهنگ سازمانی، بسترهای تصمیم گیری، بسترهای قانونی، مهارت های تجاری بوده و مقوله های فرعی مربوط به راهبردها نیز عبارت است از: راهبردهای تصمیم گیری، راهبردهای اقتصادی، ارتقای فرهنگ سازمانی، فراهم سازی زیرساخت ها و فناوری لازم. پیامدها نیز دارای دو زیرمقوله فرعی پیامد منفی و مثبت می باشد. نتیجه گیری: امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشیاری و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد که لازمه سازگاری و پاسخ مناسب، هوشمندسازی سازمان و استفاده درست از سرمایه فکری سازمان می باشد. لذا، با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، مدیریت و هیئت مدیره شرکت فومن شیمی باید هوشمندسازی سازمان را سرلوحه کار خود قرار دهند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن این مفهوم مفید واقع گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان