ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۶۱ تا ۶۸۰ مورد از کل ۸٬۱۵۴ مورد.
۶۶۱.

راهکارهای توسعه و جذب مخاطب (عوامل بیرونی و درونی) در کتابخانه های عمومی شهرستان تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی راهکارهای توسعه و جذب مخاطب (عوامل بیرونی و درونی) در کتابخانه های عمومی شهرستان تبریز می باشد.روش پژوهش: روش پژوهش، پیمایشی و نیز مطالعات کتابخانه ای بوده و به لحاظ هدف از نوع پژوهش های کاربردی است. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه ی محقق ساخته انجام گرفت. روش نمونه گیری جامعه آماری، نمونه گیری طبقه ای سهمیه ای بود که نهایتاً کار به انتخاب نمونه ای از اعضاء به روش تصادفی ساده ختم شد و تعداد ۳۸۰ پرسشنامه بین آن ها توزیع گردید. پیرسون و آزمون T و ... از جمله آزمون های آماری مورد استفاده در پژوهش بود که در نهایت داده های جمع آوری شده به وسیله نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر این است که رابطه ی مؤلفه ی برون سازمانی (عوامل محیطی و خانوادگی) و مؤلفه های درون سازمانی (میزان اطلاع رسانی خدمات، مجموعه سازی مناسب و وجود منابع روزآمد، نوع برخورد و رفتار کتابداران، میزان تجهیزات و امکانات کتابخانه ها) با میزان جذب و توسعه مخاطب به کتابخانه ها در سطح اطمینان بالایی تأیید می شود و رابطه مؤلفه ی برون سازمانی (میزان تحصیلات مخاطبان) و میزان جذب مخاطب به کتابخانه ها مورد تأیید واقع نمی شود.نتیجه گیری: بر طبق نظرسنجی از مخاطبان مورد پژوهش میزان جذب مخاطبان به کتابخانه ها در ارتباط با ۵ مؤلفه موردمطالعه پژوهش (عوامل محیطی و خانوادگی، میزان اطلاع رسانی خدمات، مجموعه سازی مناسب و وجود منابع روزآمد، نوع برخورد و رفتار کتابداران، میزان تجهیزات و امکانات کتابخانه ها) در سطح قابل قبولی است اما میزان تحصیلات مخاطبان تأثیر چندانی بر میزان مراجعه افراد به کتابخانه ها ندارد.
۶۶۲.

بررسی تطبیقی نرم افزارهای مدیریت محتوایی موسیقی ازنظر ویژگی های بازیابی اطلاعات در محیط وب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۴۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تطبیقی نرم افزارهای شناسایی موسیقی ازنظر قابلیت های بازیابی اطلاعات موسیقیایی انجام پذیرفت.روش: این پژوهش ازنظر نوع توصیفی کاربردی و ازنظر روش انجام پژوهش پیمایشی- ارزشیابی است که با سیاهه وارسی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 180 قطعه موسیقی در دو بخش موسیقی ایرانی و موسیقی بین الملل بود. موسیقی ایرانی در چهار قالب سنتی، پاپ، ارکسترال و محلی و هرکدام از این چهار قالب از دو جهت با کلام و بی کلام. موسیقی بین الملل در چهار قالب کلاسیک، پاپ، الکترونیک و نیوایج بررسی شد. ابزار گردآوری اطلاعات، سیاهه وارسی محقّق ساخته بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی ویلکاکسون و فریدمن مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش نرم افزار شازم در 5 مؤلفه مورد بررسی (سرعت پاسخگویی، دقت در بازیابی قطعات موسیقی، عنوان، گزینه مشابه و عکس آلبوم) در انواع قالب های موسیقی ایرانی و بین الملل با کسب 36 امتیاز به همراه نرم افزار سوندهوند در رتبه اول قرار گرفتند و نرم افزار نواهنگ با 26 امتیاز در رتبه آخر قرار گرفت. ازنظر امکانات و قابلیت جست وجو و استانداردهای بازیابی اطلاعات، هر پنج نرم افزار عملکرد یکسانی داشتند. نرم افزار شازم در هر دو نوع موسیقی ایرانی و بین الملل و در اکثر قالب های موسیقی با کلام و بی کلام نسبت به سایر نرم افزارها عملکرد بهتری داشته است. همچنین نتایج نشان داد موسیقی بی کلام در مقایسه با موسیقی با کلام ضعیف تر بوده است.نتیجه گیری: به دلیل بالا رفتن حجم تولیدات موسیقی، اعم از با کلام و بی کلام و نبود اطلاعات کتابشناختی و محتوایی درست و دقیق، لزوم توجه به نرم افزارهای این حوزه امری ضروری است. همچنین استفاده از نرم افزارهای شناسایی و بازیابی اطلاعات موسیقیایی مبتنی بر محتوای فارسی و توجه به آن ها، نیازمند توجّه جدی است.
۶۶۳.

تحلیل ممیزی دانش پزشکان دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۹ تعداد دانلود : ۲۶۹
هدف: ممیزی دانش یکی از ابزارهای مهم برای تحلیل و شناسایی نیازها، موجودی، جریان و نقشه دانش است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر تحلیل وضعیت ممیزی دانش پزشکان دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد است.روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 45 نفر از پزشکان شاغل در دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش سیاهه وارسی و پرسش نامه محقق ساخته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی تک نمونه ای از طریق نرم افزار SPSS انجام شده است.یافته ها: یافته ها نشان داد که مؤلفه شناسایی نیازهای دانشی، وضعیت دارایی های دانشی موجود (دانش ذهنی و عیان) و جریان دانش پزشکان دانشکده پزشکی دانشگاه شاهد در سطح معنا داری 05/0 در حد متوسط به پایین است؛ اما نقشه دانشی پزشکان دانشگاه شاهد در سطح متوسط به بالاست. به عبارت دیگر، توجه به ممیزی دانش پزشکان دانشگاه شاهد کم است.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که وضعیت ممیزی دانش پزشکان دانشگاه شاهد مطلوب نیست. بنابراین، سیاست گذاران دانشکده پزشکی این دانشگاه باید زمینه های لازم برای اجرای موفق ممیزی دانش پزشکان از طریق اﺷﺘﺮاک داﻧﺶ، ارزیابی دارایی های دانشی، نیازسنجی دانشی، ایجاد مخازن دانش، ایجاد شبکه های ارتباطی مناسب برای تقویت جریان دانش و شناسایی شکاف های دانشی، فراهم کردن زیرساخت های لازم برای فرایندهای ثبت و ضبط دارایی های دانشی، انتقال دانش مورد نیاز از طریق برگزاری دوره های آموزشی و سمینارها و تهیه نقشه های دانشی در حوزه های تخصصی در این زمینه فراهم کنند.
۶۶۴.

چارچوب ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی برای کتابخانه های عمومی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: سواد اطلاعاتی به مجموعه ای از مهارت های مورد نیاز برای حرکت هدفمند در جامعه اطلاعاتی تعبیر می شود. کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از مجاری مهم و پرکاربردِ ارائه اطلاعات، نقش مشارکتیِ مهم و قابل توجهی در آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی دارند. امروزه در عصر پساسواد و با همه گیر شدن رسانه های مبتنی بر فناوری های نوین دیجیتالی و با پشت سر گذاشتن مراحل سنّتی سواد و ظهور سوادهای نوپدید، مطالعات سواد اطلاعاتی نیز با گذر از مدل ها و استانداردها، حرکت های نوینی را به سوی ارائه چارچوب ها آغاز نموده است. این امر باعث شده تا رویکردهای قابل توجهی در مطالعات این حوزه، با توجه به انعطاف پذیری و شمول بیشتر چارچوب ها نسبت به استانداردها، حاصل شود. در هزاره سوم، سواد اطلاعاتی یک قابلیت مهم برای تمام افراد جامعه محسوب می شود و پیشرفت هر جامعه، در گرو میزان حرکت آن جامعه در جهت نیل به جامعه اطلاعاتی کارآمد است. بنابراین، نقش کتابخانه های عمومی به عنوان یکی از زیرساخت های جامعه اطلاعاتی و یک سیستم مشارکت کننده و استمراردهنده مهارت های سواد اطلاعاتی، بسیار پررنگ تر از گذشته است. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب ارتقای آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی برای مخاطبان کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور می باشد. روش: نوع پژوهش کاربردی است و در زمره مطالعات آمیخته جای دارد. جامعه پژوهش 4 عنوان چارچوب سواد اطلاعاتی و 18 نفر از متخصصان و خبرگان سواد اطلاعاتی کشور بودند. داده های پژوهش با تلفیق سه رویکرد تحلیل محتوای چارچوب های سواد اطلاعاتی، سه دور رفت و برگشت پنل دلفی خبرگان سواد اطلاعاتی و تکنیک دیمتل، گردآوری شده و با استفاده از نرم افزارهای اِن ویووا، اکسل، متلب و نسخه 8 ایکس مایند، تحلیل و ارائه شدند. یافته ها: اجزاء چارچوب پیشنهادی با 7 مؤلفه و 52 شاخص مشخص شد. بیشترین مقدار وزن نسبی و درجه اهمیت مربوط به دو مؤلفه «اشاعه اطلاعات» (482/10) و «ارزیابی اطلاعات» (712/9) بود و مؤلفه «ترکیب اطلاعات» (434/9) کمترین درجه اهمیت را نسبت به سایر مؤلفه ها کسب کرد. نتیجه گیری: چارچوب حاصل از این پژوهش می تواند در بهبود خلأ ناشی از فقدان برنامه ریزی های منسجم و اجرای مستمر آموزش مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی و تحقق هدف ها و مأموریت های آموزشی نهاد کتابخانه های عمومی کشور مؤثر واقع شود. این چارچوب می تواند در سطوح خُردتر، در طراحی و تدوین میکرو مدل های بافتی سواد اطلاعاتی در انواع مختلف کتابخانه های عمومیِ وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی (منطقه ای، شهری، روستایی، سیار) نیز به کار گرفته شود. همچنین می تواند با جریان سازی علمی مناسب در این زمینه، در پر کردن شکاف های پژوهشی در حوزه سواد اطلاعاتی در بافت کتابخانه های عمومی کشور، و در مهارت افزایی به جامعه بزرگ مخاطبان این کتابخانه ها مؤثر واقع شود. بهره گیری از چارچوب های سواد اطلاعاتی به عنوان یک راهبرد عملی، در جهت آموزش و ارتقای مهارت های سواد اطلاعاتی در کتابخانه های عمومی، می تواند یکی از راهبردهای زمینه ساز توسعه پایدار اطلاعاتی جوامع به شمار آید.
۶۶۵.

تجارب کتابداران کتابخانه های عمومی در دوران همه گیری کووید-19: مطالعه موردی کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۴۹
هدف: همه گیری کووید-19 به عنوان یک پدیده پیش بینی نشده، تغییرات متعددی را در خدمات و نحوه خدمت رسانی سازمان های خدمت رسان به وجود آورد. در نتیجه، کتابخانه های عمومی و خدمات آن ها نیز به عنوان مراکز اجتماعی و خدماتی با چالش های متعددی روبه رو شدند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی تجارب کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران در ایام کرونا است. ازاین رو، ضمن بررسی تغییر روند فعالیت ها و خدمات بخش های مختلف کتابخانه با شیوع کرونا، رویکردهای جدید مورد استفاده و شناسایی و ضرورت به کارگیری و تداوم آن ها در دوره پساکرونا، از دیدگاه کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران بررسی شد. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شده است. ابزار گردآوری داده های پژوهش، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته بود که به صورت حضوری انجام شد. جامعه این پژوهش شامل 13 نفر از کتابداران کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران است که در بخش های مختلف کتابخانه در ایام کرونا و پساکرونا مشغول به کار بوده اند. مصاحبه ها در زمستان 1401 انجام شد و تحلیل داده ها نیز در بهار 1402 صورت گرفت. برای تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده های پژوهش، از نرم افزار مکس کیودا (2020) استفاده شد. یافته ها: پس از کدگذاری مصاحبه ها، 436 مفهوم حاصل شد که با مقوله بندی آن ها، درمجموع 103 مقوله به وجود آمد. در نهایت با بررسی دوباره، مقوله های محوری شناسایی شد و در قالب مدل های حاصل از تحلیل نشان داده شد. ایجاد زیرساخت های فناورانه، لزوم ارتقای توانمندی های تخصصی و فناورانه کتابداران، لزوم خودکارسازی فرایندهای کتابخانه و تداوم فعالیت های کتابخانه در فضای مجازی، 4 مقوله ای بود که از تحلیل داده های پژوهش به دست آمد. این چهار مقوله، تدابیر و زیرساخت های لازم برای آمادگی هرچه بیشتر برای شرایط بحرانی و به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه در این شرایط است. اگرچه مهیا نبودن شرایط برای ارائه خدمات با شیوع کرونا باعث تعطیلی کامل کتابخانه مرکزی پارک شهر تهران شد، اما لزوم ارائه خدمات در شرایط خاص به همراه کسب توانمندی های لازم برای حضور در فضای مجازی، سبب شد از شیوه های نوینی در ارائه خدمات استفاده شود. اجرای برنامه های فرهنگی به صورت مجازی، ارائه خدمات مرجع مجازی، خدمات پیک کتاب (یعنی تحویل و دریافت کتاب از درب منازل اعضا) ازجمله خدماتی بود که تا پیش از شیوع کرونا به طور ویژه به آن ها پرداخته نشده بود. یافته ها همچنین حاکی از لزوم پرداختن به تدابیر و زیرساخت هایی برای آمادگی هرچه بیشتر با شرایط بحرانی به منظور ارتقای عملکرد کتابخانه است. اثربخشی این تدابیر و شیوه ها در دوره پساکرونا از دیدگاه کتابداران و تأکیدشان بر لزوم تقویت این شیوه ها نشان می دهد که درحال حاضر تداوم آن ها وضعیتی قابل قبول برای ارائه خدمات و برنامه های فرهنگی و آموزشی کتابخانه فراهم آورده است. اصالت/ارزش: نقطه قوت این پژوهش، بررسی تغییرات ایجادشده در شیوه ارائه نشان داد تهدید کرونا باعث ایجاد فرصت تغییر و بهبود برخی فعالیت های کتابخانه از دیدگاه کتابداران شده است؛ زیرا با توجه به موقعیت خاص این کتابخانه و رویکردهای نوین آن، می تواند الگویی برای سایر کتابخانه های عمومی کشور باشد.
۶۶۶.

سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است. نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
۶۶۷.

واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب و کارهای نوپا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: در چند سال گذشته، جهان شاهد ظهور تعداد زیادی از محصولات و خدمات هوشمند، در دسترس بودن تجاری آنها و تأثیرات اجتماعی- اقتصادی آنها است. استفاده از هوش مصنوعی می تواند سطح عملکرد کسب وکارهای نوپا را افزایش دهد. با توجه به نقش و تاثیر هوش مصنوعی در سرعت بخشیدن به کارآفرینی و توسعه کسب وکارهای نوپا، هدف پژوهش حاضر واکاوی چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی بر توسعه کارآفرینی و رشد کسب وکارهای نوپا است. روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی بوده، و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند، به تدوین و اعتباریابی چارچوبی مفهومی با روش تحلیل مضمون پرداخته است. جامعه آماری شامل خبرگان و صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب وکارهای نوپا هستند که از بین آنها ۱۲نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. به منظور حصول اطمینان از روایی تحقیق، تلاش شد نمونه آماری از افرادی باشند که از دانش و تخصص لازم در زمینه تحقیق برخوردار بوده و همچنین مداخله محققین در تحقیق را به حداقل برسانند. برای محاسبه پایایی از شیوه توافق درون موضوعی یا دو کدگذار استفاده شده، که برابر با 79 درصد است. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. پژوهش حاضر چند ایده در مورد چگونگی انطباق فرصت ها و عملکردها با فناوری های نوظهور هوش مصنوعی ارائه می دهد که عبارتند از: حفاظت از داده های کارکنان، ایجاد داده های واقعی همراه با کیفیت و حجم داده ها، نهادینه کردن مرحله آموزشی مناسب برای یادگیری، شناسایی و اصلاح الگوها، جلوگیری از ورودی داده های مغرضانه. یافته ها: در تحقیق حاضر با نگاهی نو به نقش هوش مصنوعی در رشد کارآفرینی و توسعه کسب و کارهای نوپا، به اهمّ نقش های آن نسبت به توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا پرداخته شد. با توجه به نتایج حاصل از مصاحبه های انجام شده با خبرگان و فعالان، نقش هوش مصنوعی را می توان در دو مضمون فرصت ها و چالش ها و 10 مضمون سازمان دهنده برای رونق و ارتقاء کارآفرینی و توسعه کسب وکارها طبقه بندی کرد. فرصت ها با 5 مضمون سازمان دهنده شامل قابلیت شبکه سازی برای کسب وکارهای نوپا، همگرایی تکنولوژی با اهداف کارآفرینان، مشتری محوری جهانی، ارزش آفرینی شغلی، تاب آوری کسب وکارهای نوپا شناسایی شدند. چالش ها نیز در قالب 5 مضمون سازمان دهنده شامل شکاف استعدادها، حریم خصوصی و امنیتی کارآفرینان، تعمیر و نگهداری مداوم، عدم قابلیت های یکپارچه سازی و کاربردهای ثابت و محدود، دسته بندی شده اند. در نهایت براساس تحلیل های صورت گرفته روی داده های کیفی، مدل پارادایمی نقش هوش مصنوعی در توسعه کارآفرینی و کسب وکارهای نوپا ارائه گردید. نتیجه گیری: توصیه می شود هنگام استقرار سرویس های هوش مصنوعی، احتیاط شود. برای مدیریت موثر و کارآمد سیستم های هوش مصنوعی، بینش مناسب مورد نیاز است. امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشمندی و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد. در حوزه کسب وکارهای نوپا، سیستم های هوش مصنوعی برای حل این مشکلات طراحی شده اند و می توانند وظایف را به خوبی اجرا کنند. با این حال، آنها قابلیت های محدودی دارند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن هوش مصنوعی مفید واقع گردد. این مطالعه با داشتن دو بازبین مستقل مسئول انتخاب مطالعه و استخراج داده ها، با توافق بسیار بالا در هر دو فرآیند، سوگیری انتخاب را به حداقل رساند.
۶۶۸.

طراحی مدل هوشمندسازی سازمان با تکنیک تحلیل داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: هدف تحقیق حاضر طراحی مدل هوشمندسازی سازمانی شرکت فومن شیمی براساس تحلیل داده بنیاد بوده است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع کیفی بوده که با روش گرندد تئوری انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران و کارشناسان خبره شرکت فومن شیمی بوده و نمونه آماری به شیوه ای هدفمند انتخاب شد و با تعداد 13 نفر، اشباع نظری حاصل شد. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه هوشمندسازی شرکت فومن شیمی بود. یافته ها: براساس نتایج حاصل از بخش کیفی، با نرم افزار Atlas.ti 95 کد باز شناسایی شد که در 17 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی طبقه بندی شدند. مقولات اصلی شامل عوامل علّی، عوامل زمینه ای، پیامدها، راهبردها و مفهوم هوشمندسازی می باشند. مقوله های فرعی مربوط به مفهوم هوشمندسازی عبارتند از: ابزاری برای سازگاری با تغییرات محیطی، تبدیل سازمان به سازمان یادگیرنده، استفاده از تکنولوژی در فرآیندهای مختلف سازمان. مقوله های فرعی عوامل علّی شامل: عوامل سازمانی، عوامل انسانی، عوامل فنی، عوامل اقتصادی است. مقوله های فرعی مربوط به شرایط زمینه ای شامل: فرهنگ سازمانی، بسترهای تصمیم گیری، بسترهای قانونی، مهارت های تجاری بوده و مقوله های فرعی مربوط به راهبردها نیز عبارت است از: راهبردهای تصمیم گیری، راهبردهای اقتصادی، ارتقای فرهنگ سازمانی، فراهم سازی زیرساخت ها و فناوری لازم. پیامدها نیز دارای دو زیرمقوله فرعی پیامد منفی و مثبت می باشد. نتیجه گیری: امروزه سازمان ها با شرایط در حال تغییر اقتصادی، فنی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی مواجه اند که بقاء آنان در چنین شرایط رقابتی و بسیار پیچیده، به هوشیاری و پاسخ به موقع و مناسب به این تغییرات بستگی دارد که لازمه سازگاری و پاسخ مناسب، هوشمندسازی سازمان و استفاده درست از سرمایه فکری سازمان می باشد. لذا، با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، مدیریت و هیئت مدیره شرکت فومن شیمی باید هوشمندسازی سازمان را سرلوحه کار خود قرار دهند. مدل نهایی این تحقیق می تواند در پیاده سازی و عملیاتی کردن این مفهوم مفید واقع گردد.
۶۶۹.

بررسی اثربخشی عناصر روش شناختی در رتبه بندی نتایج بر اساس تلفیق ربط و اعتبار روش شناختی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۵۹
پزشکیِ مبتنی بر شواهد، هدف متخصصان بالینی دستیابی به اطلاعات مرتبط و معتبر برای اتخاذ تصمیم بالینی مناسب است. بنابراین، در سامانه های بازیابی اطلاعات برای پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی متخصصان سلامت، دسترسی به مدارک مرتبط کفایت نمی کند و اعتبار روش شناختی آنها نیز بایستی مد نظر قرار گیرد. پژوهش حاضر از روش شبه آزمایشی پیش آزمون–پس آزمون تک گروهی به منظور دستیابی به اهداف پژوهش بهره می برد. جامعه پژوهش را کلیه مقالات کارآزمایی بالینی موجود در پایگاه «کاکرین» تا پایان سال 2018، میلادی تشکیل داد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در بین متغیرهای پژوهش، کلماتی نظر «داور» به همراه چکیده بیشترین تأثیر را بر رتبه بندی داشت. این نتایج نشان داد که نظر داور «کاکرین» می تواند ابزاری مناسب برای استفاده در سامانه های رتبه بندی بر اساس ربط و اعتبار باشد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که امکان رتبه بندی اعتبار روش شناختی و تلفیق آن با ربط با استفاده از عناصر درون و برون متنی مقالات وجود دارد. این پژوهش به تمایز انواع واژگان به کاررفته در متن مقالات علمی و تأثیر آن بر بهبود رتبه بندی بر پایه ربط و اعتبار روش شناختی پرداخت. در سامانه های بازیابی مبتنی بر زبان طبیعی، بیشتر بر کلیت متن تأکید بوده و به سهم انواع واژگان در تبیین ربط مقالات کمتر توجه شده است. یافته های این پژوهش بار دیگر، تفاوت انواع واژگان در تبیین ربط و اعتبار روش شناختی را برجسته نمود و لزوم تعیین مجموعه واژگان هدف در انواع جست وجوها را آشکار ساخت.
۶۷۰.

تأثیر سطح سواد اطلاعاتی بر رفتار اطلاع یابی و بازنشر اطلاعات در شبکه های اجتماعی (مطالعۀ موردی: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۹ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف: هدف پژوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ  بررسی تأثیر سطح سواد اطلاعاتی بر رفتار اطلاع یابی و بازنشر اطلاعات در شبکه های اجتماعی در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی کرمانشاه بود.روش: روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی – پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های مشغول به تحصیل در دانشکده های تابعه دانشگاه رازی بود که حجم نمونه 217 نفر و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تعیین شد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تلفیقی در دو بخش سواد اطلاعاتی و صحت اطلاعات در بازنشر اطلاعات در فضای مجازی بود که آلفای کرونباخ آن ۰/۷۸ برآورد شد. برای آزمون فرضیه ها با استفاده از آزمون کولموگروف- اسمیرنف نرمال بودن متغیرهای پژوهش بررسی شده و در ادامه با استفاده از آزمون های لازم فرضیه های پژوهش تجزیه وتحلیل شد. برای تحلیل داده ها نرم افزار SPSS v26 مورداستفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش بیانگر آن است که میانگین سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی در سطح متوسط قرار دارد، البته مقطع تحصیلی پاسخگویان به طور معناداری با این سطح سواد اطلاعاتی ارتباط دارد و دانشجویان مقطع دکتری همگی دارای میانگین سواد اطلاعاتی بالا هستند؛ اما جنسیت تأثیر معناداری در سطح سواد اطلاعاتی دانشجویان ندارد. همچنین بین سطح سواد اطلاعاتی با مؤلفه های مستند بودن داده ها و سلامت داده ها در صحت اطلاعات بازنشر شده در فضای مجازی ارتباط معنی داری مشاهده شد اما در مؤلفه بررسی تخصص نقل کننده پیام، ارتباط معنا دار نبود.نتیجه گیری: در تبیین نتایج به دست آمده و سطح بالای مؤلفه تشخیص نیاز اطلاعاتی می توان گفت توانایی تشخیص نیاز اطلاعاتی و تعیین وسعت و مکان یابی اطلاعات، نقش اساسی در تقویت قابلیت های دانشجویان ایفا می کند. در مورد مؤلفه ارزیابی نقادانه اطلاعات که با میانگین پایین تری نسبت به سایر مؤلفه های سواد اطلاعاتی به دست آمده می توان گفت که با افزایش توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات، قابلیت های تشخیصی در بازنشر اطلاعات افراد نیز افزایش می یابد. توانایی ارزیابی نقادانه اطلاعات با مهارت هایی مانند توانایی بررسی و مقایسه اطلاعات اخذشده از منابع مختلف برای تعیین اعتبار و صحت وسقم اطلاعات، تشخیص وجود تقلب و دست کاری در اطلاعات، توانایی تحلیل و بررسی دیدگاه های مختلف و متناقض است. مجموعه این مهارت ها به دانشجویان این امکان را می دهد که از صحت و قابلیت کاربرد صحیح اطلاعات اطمینان حاصل کنند. همچنین ارتقای سطح سواد اطلاعاتی در بین دانشجویان می تواند به افزایش دقت و صحت اطلاعات بازنشر شده در فضای مجازی کمک شایانی نماید. به طورکلی وضعیت موجود ﺳﻮاد اﻃﻼﻋﺎﺗﯽ دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه رازی کرمانشاه در سطح ﻣﻄﻠﻮﺑﯽ ﻗﺮار دارد. ولیکن چون رابطه معناداری بین سطح سواد اطلاعاتی و صحت اطلاعات در بازنشر اطلاعات در فضای مجازی گزارش شد، به منظور افزایش سطح سواد اطلاعاتی در دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد و یا حتی سطوح تحصیلی پایین تر می توان اقدامات لازم را به عمل آورد که سبب بهبود عملکرد دانشجویان برای توسعه دانش و ارتقای صحت پیام های بازنشر شده در فضای مجازی در بین دانشجویان شود. پیشنهاد می شود تصمیم گیری های لازم توسط سیاست گذاران عالی اتخاذ شود تا طراحی، اجرا و ارزیابی سواد اطلاعاتی برای اساتید دانشگاه انجام شود تا اساتید به همراه ارائه دروس تخصصی خود، مهارت های لازم در ارتباط با سواد اطلاعاتی را نیز به دانشجویان انتقال دهند. 
۶۷۱.

بررسی وضعیت بهره مندی مراجعان از خدمات مرجع و آینده آن مطالعه موردی: کتابخانه های عمومی شهر اراک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف: آموزش و مشاوره در چگونگی بازیابی منابع اطلاعاتی از وظایف بخش مرجع در راستای برقراری تعامل بین مراجعان و کتابخانه ها است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خدمات مرجع در بهره مندی مراجعان و آینده آن در کتابخانه های عمومی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش با روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش اعضای کتابخانه های عمومی بودند که تعداد 224 نفر از آنها در پژوهش مشارکت نمودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی فراوانی، میانگین، انحراف معیار، انحراف از میانگین و آزمون آنووا فریدمن تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مراجعان کتابخانه های عمومی در خصوص خدمات مرجع به ترتیب از کمترین تا بیشترین میزان بهره مندی را از اطلاع رسانی جاری، خدمات ارجاعی، مشاوره، میز مرجع، آموزش کاربران، تهیه منابع و کتابدار مرجع دارند. همچنین در خصوص منابع مرجع به ترتیب از کمترین تا بیشترین میزان بهره مندی را از منابع جغرافیایی، سالنامه ها، نمایه ها، چکیده ها، دایره المعارف ها، کتاب شناسی ها و زندگی نامه ها دارند. نتیجه گیری: بخش مرجع اعم از فیزیکی یا مجازی یکی از اساسی ترین خدمات در کتابخانه است که با هدف پاسخ گویی مستند و مستدل به نیازهای اطلاعاتی مراجعان در سریع ترین زمان شکل گرفته است. بنابراین، روزآمد نگهداشتن آن نه تنها باعث ارتقای کیفیت خدمات می شود بلکه به بهره مندی از خدمات و افزایش نقش کتابخانه ها در ترویج دانش و آگاهی در جامعه کمک شایان خواهد بود.
۶۷۲.

پروفایل کاربر در شخصی سازی خدمات کتابخانه های دیجیتال دانشگاهی: مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۷۶
مقدمه: شخصی سازی خدمات از جمله خدمات مطرح در کتابخانه های دیجیتال است که در جهت پیاده سازی و توسعه آن، پروفایل کاربر عنصر کلیدی است. مطالعه حاضر به شناسایی شاخص های مرتبط با ایجاد و حفظ پروفایل و مدل کاربر در بافت کتابخانه های دیجیتال دانشگاهی پرداخته است.روش بررسی: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی است. در این پژوهش از روش مرور نظام مند به منظور  به دست آوردن شاخص های مرتبط به ایجاد و حفظ پروفایل کاربر در بافت کتابخانه ها و از روش دلفی برای تبیین شاخص های مهم و اساسی استفاده شده است. در روش دلفی، اعضای پنل دلفی به صورت نمونه گیری هدفمند، شامل 15 نفر از متخصصان (اعضای هیئت علمی، پژوهشگران، کاربر حرفه ای و طراح نرم افزار) بوده و فرایند اجرای دلفی در سه دور انجام گرفت. پس از جمع آوری داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون توزیع دوجمله ای) و برای تعیین میزان اتفاق نظر میان متخصصان از ضریب هماهنگی کندال استفاده شد.یافته ها: با مرور سیستماتیک مطالعات، 72 شاخص برای ایجاد و حفظ پروفایل کاربر استخراج گردید که از این تعداد 49 شاخص از نظر خبرگان با اهمیت تلقی شد و به طور کلی نوع و رویکرد جمع آوری اطلاعات، روزآمدی پروفایل کاربر، نمایش و ارائه مدلسازی کاربر، میانکنش پذیری مدل های کاربر، کیفیت داده ها، حریم خصوصی و امنیت و مدیریت پروفایل کاربر از جمله موارد مهم در ایجاد و حفظ پروفایل کاربر است.نتیجه گیری: شناسایی شاخص های مرتبط با پروفایل کاربر می تواند برای توسعه و افزایش به کارگیری شخصی سازی خدمات در کتابخانه های دیجیتال مورد استفاده قرار بگیرد و پیشنهاد می شود پژوهش های بیشتری در این زمینه به ویژه در خصوص تعیین کیفیت داده ها و اطلاعات موجود در پروفایل کاربر و حریم خصوصی کاربران انجام گیرد.
۶۷۳.

عوامل مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی کتابداران کتابخانه های آستان قدس رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف: امروزه بهبود بهره وری عملکرد کتابخانه ها جهت بقا، توسعه و پیشرفت آن ها دارای اهمیت زیادی است. توجه به تأثیر رفتار شهروندی سازمانی کتابداران که مربوط به وظایف فرانقش تعریف نشده آن هاست و باعث بهبود عملکرد کتابخانه ها می شود، از ارزش ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، بررسی وضعیت رفتار شهروندی سازمانی کتابداران کتابخانه آستان قدس رضوی در شهر مشهد و عوامل مؤثر بر آن است. روش: این پژوهش ترکیبی از نوع تبیینی متوالی است. نمونه آماری این تحقیق، 127 نفر از کتابداران کتابخانه آستان قدس رضوی شهر مشهد هستند که به روش نمونه گیری چندمرحله ای از جامعه 200 نفری انتخاب شدند. گردآوری داده های کمی، با استفاده از پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی انجام شد. داده ها به دو شیوه کمی و کیفی تحلیل شد. نمونه گیری جامعه آماری در بخش کیفی 10 درصد از کتابدارانی که در مرحله کمی نمره میانگین بالاتری کسب نموده بودند، به صورت هدفمند تعیین شد. برای گردآوری داده های کیفی از روش مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. همچنین داده های مورد نظر به شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفت.  نتایج: یافته ها در بخش کمی نشان داد که رفتار شهروندی سازمانی در بین کتابداران کتابخانه آستان قدس رضوی شهر مشهد بیش از حد متوسط بود. اطاعت سازمانی و وفاداری سازمانی و ابتکارات فردی به صورت معنی داری، رفتار شهروندی سازمانی را پیش بینی نمود. مشارکت سازمانی، رفتارهای کمک کننده و جوانمردی نقش مؤثری در پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی نداشتند. همچنین یافته های مصاحبه در بخش کیفی نشان داد عدالت سازمانی، وفاداری سازمانی و حمایت سازمانی، ویژگی های شخصیتی، تعهد و رضایت شغلی عوامل دخیل در بروز رفتار شهروندی سازمانی بوده اند. ارزش: تاکنون پژوهشی که به صورت ترکیبی (کمی و کیفی) رفتار شهروندی سازمانی کتابداران را بررسی نماید یافت نشد. یافته ها نشان داد که عوامل اثرگذار و دخیل در بروز رفتار شهروندی سازمانی قابل استحصال، متنوع و البته تبیین پذیر هستند.
۶۷۴.

به کارگیری فناوری های معنایی - اجتماعی در کتابخانه های دیجیتال: الگویی مبتنی بر خرد و تخصص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۲۸۶
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی الگوی مفهومی به کارگیری فناوری معنایی- اجتماعی در کتابخانه های دیجیتالی ایران است. روش : این پژوهش کاربردی با استفاده از روش های دلفی و پیمایشی- تحلیلی انجام گرفت. ابزار مورد استفاده پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش ساختار معماری فناوری معنایی-اجتماعی، ابزارهای فناوری معنایی-اجتماعی و کارکرد فناوری معنایی- اجتماعی می شد. جامعه آماری مورد مطالعه در بخش دلفی 15 تن از متخصصان و خبرگان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و در بخش پیمایشی 80 نفر کارشناسان کتابخانه های دیجیتالی و مراکز اطلاع رسانی ایران و 9 نفر از کارشناسان شرکت های نرم فزاری فعال در زمینه کتابخانه های دیجیتالی بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و روش معادلات ساختاری و مدل سازی حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) استفاده شد. یافته ها: الگوی پیشنهادی اکثر گویه ها بار عاملی بالایی را داشتند. بر همین اساس در مؤلفه های اصلی پژوهش شامل ساختار معماری فناوری معنایی- اجتماعی، ابزارهای فناوری معنایی- اجتماعی و کارکرد فناوری معنایی- اجتماعی گویه های دارای اهمیت از دیدگاه جامعه پژوهش مشخص شدند. نتیجه گیری: توجه به نتایج به دست آمده در الگوی پیشنهادی این پژوهش نشان می دهد در بحث فناوری معنایی- اجتماعی در نرم افزارهای کتابخانه های دیجیتالی آنچه باعث پیشبرد و موفقیت این فناوری می شود، ایجاد صحیح نرم افزار کتابخانه دیجیتالی بر مبنای استانداردهای کتابخانه های دیجیتالی، توجه به زبان های نشانه گذاری از جمله ایکس.ام.ال. و دابلین کور و تلفیق آن با ابزارهای معنایی مانند وب 2.0، هشتک ها و رده بندی مردمی، فراداده و ... در راستای فناوری های اجتماعی مانند شبکه های اجتماعی، مشاپ ها و ... است.
۶۷۵.

پایش شبکه های استنادی ایگومحور مهندسی هوافضا و فناوری هسته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف سنجش وابستگی و عدم وابستگی مدارک در شبکه استنادی با مرکزیت ایگو در راستای ارزیابی کیفیت بروندادهای علمی در دو حوزه موضوعی مهندسی هوافضا و فناوری هسته ای انجام شد.روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی است و برای اجرا از روش های علم سنجی استفاده شده است. داده ها از مجموعه هسته وبگاه علم با استفاده از وب اسکریپینگ و کدنویسی با زبان برنامه نویسی جاوا اسکریپت استخراج و ذخیره گردید. به منظور تحلیل داده ها از الگوریتم در نرم افزار میمفا راور دیتالب و زبان برنامه نویسی سی شارپ پیاده سازی شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مقاله آلیسون (2016) با 1535 استناد دومین مدرک پراستناد در فناوری هسته ای و دارای رتبه نخست شاخص وابستگی مطلق است. مقاله شین (2016) در مقایسه با سایر مقالات پراستناد فناوری هسته ای بیشترین میزان شاخص عدم وابستگی مطلق (2015 مدرک) را کسب کرده است. رتبه نخست شاخص عدم وابستگی نسبی با امتیاز 98 درصد نسبت به سایر منابع پراستناد قلمرو فناوری هسته ای لپانن (2015) از نظر شاخص عدم وابستگی نسبی با کسب امتیاز 98 درصد نسبت به سایر منابع پراستناد قلمرو فناوری هسته ای در مقام نخست قرار دارد. ریکر (2015) پراستنادترین مقاله مهندسی هوافضا (1542 استناد) بیشترین امتیاز شاخص وابستگی مطلق را کسب کرده است. وانگ (2020) با 52 استناد اولین مقاله در رتبه بندی شاخص عدم وابستگی نسبی در حیطه مهندسی هوافضاست.نتیجه گیری: میزان وابستگی نسبی در هر دو قلمرو موضوعی نسبت به عدم وابستگی بیشتر بوده است. با افزایش استناد وابستگی و عدم وابستگی مطلق افزایش؛ اما وابستگی نسبی کاهش می یابد. شاخص وابستگی نسبی با سال انتشار و شاخص عدم وابستگی نسبی با تعداد استناد رابطه همبستگی مثبت دارند.
۶۷۶.

تأثیر رفتار گردآوری و اشتراک دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۶۷
هدف: ویژگی های شغلی از جمله استقلال شغلی می توانند بر بسیاری از پیامدهای کاری و رفتاری کارکنان سازمان از جمله خلاقیت در محیط کار، رفتارهای دانشی و نوآوری اثرگذار باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش رفتار گردآوری و اشتراک دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاه های اهواز است.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف از نوع کاربردی بوده که با روش پیمایشی تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش کلیه افراد از مدیران ارشد تا کتابداران و سایر کارکنان بودند که در بخش های مختلف کتابخانه های دانشگاه های اهواز کار می کردند. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد، با توجه به اینکه تعداد کتابداران بالغ بر 120 نفر بود، حجم نمونه 92 نفر انتخاب شد که به پرسشنامه ها پاسخ دادند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری در نرم افزار اسمارت پی.ال.اس. و اس.پی.اس.اس استفاده شد.یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که رفتار گردآوری دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی اهواز تأثیر دارد (39/0= ᵦ). ضمناً رفتار اشتراک دانش بر رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه کتابداران کتابخانه های دانشگاهی اهواز تأثیر دارد (42/0 = ᵦ).نتیجه گیری: نتیجه اینکه گردآوری و به اشتراک گذاری دانش علاوه بر اینکه مستقیم بر رفتار نوآورانه کتابداران تأثیر دارند، رابطه بین استقلال شغلی و رفتار نوآورانه را نیز به صورت غیرمستقیم تبیین می کنند. بنابراین، ارزش مقاله حاضر به ارائه پیشنهادهای عملی در راستای تحقق اهداف سازمانی در کتابخانه های دانشگاهی است. 
۶۷۷.

ترسیم ساختار علمی رساله های دکتری و طرح های پژوهشی کنشگران نهاد علم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۸۲
هدف: پرداختن به مسائل محلی و منطقه ای و انجام تحقیقات متناسب با این مسائل از مهمترین اصول برای پیشرفت و توسعه در یک کشور محسوب می شود. بنابراین هدف پژوهش حاضر، تحلیل مسائل و چالش های محلی و منطقه ای در بروندادهای پژوهشی نهاد علم در ایران است.روش پژوهش: پژوهش حاضر پژوهشی کاربردی با رویکرد کمی – کیفی است که با استفاده از تکنیک های علم سنجی و تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل رساله های دکتری و طرح های پژوهشی دانشگاه های شیراز، یزد و ایلام است. داده ها از طریق مرور رساله های دکتری و طرح های پژوهشی سه دانشگاه مذکور در بازه سال های 1390-1400 و گردآوری اطلاعات مرتبط در نرم افزار اکسل و روارماتریس و تجزیه و تحلیل آنها با کمک آمار توصیفی انجام شد. همچنین جهت ترسیم نقشه های علمی از نرم افزار یو.سی.آی.نت، پاژک و وی. اُ .اس ویور استفاده شد.یافته ها: از نظر نگارش پایان نامه دانشگاه شیراز با 38، دانشگاه یزد با 28 و دانشگاه ایلام با 6 پایان نامه در زمینه مسئولیت پذیری اجتماعی فعالیت داشتند. اما از نظر انجام طرح تحقیقاتی دانشگاه ایلام در جایگاه بالاتری بود. گره خشکسالی در نقشه موضوعی سه استان بیشترین فراوانی را داشت. تحلیل خوشه های موضوعی نیز نشان داد ساختار فکری دانش در زمینه مورد بررسی در دانشگاه شیراز در چهار خوشه، دانشگاه یزد 6 خوشه و دانشگاه ایلام به دلیل تعداد کم رساله واژه های تشکیل دهنده بازتاب اصلی از هم رخدادی واژگان حوزه مورد پژوهش نیست.نتیجه گیری میزان طرح های تحقیقاتی و رساله های دکتری اجرا شده در مورد مسائل محلی و منطقه ای در سه دانشگاه مورد مطالعه کم است؛ اما روند رو به رشدی را در طی سال های بررسی نشان می دهد. اما براساس چالش های ذکر شده در اسناد بالادستی مشخص شد که دانشگاه ها به دلایل مختلف در پژوهش های خود به مسائل محلی و منطقه ای توجه کمتری داشته اند. بی شک توسعه کشور در ابعاد مختلف در گرو توجه به رفع مسائل و چالش های محلی و منطقه ای است. در واقع توجه به مسائل محلی و منطقه ای یکی از عوامل پویایی اقتصادی، دستیابی به توسعه درون زا و از عوامل شتاب دهنده پیشرفت کشور است، که نیازمند برنامه ریزی صحیح و توجه بیش از پیش در اسناد بالادستی و سیاستگذاری های حوزه آموزش عالی است.
۶۷۸.

تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: اینرسی دانشی تداعی گر استفاده از رویه ها، دانش یا تجربه قبلی برای حل مسائل و مشکلات جدید است. به عبارتی آینده را همچون امروز در نظر می گیرد. در واقع فرد و سازمان به دانش و تجربه قبلی خود برای رهایی از شرایط بی سابقه و جدید اعتماد دارد. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تحلیل پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان است. روش: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های آمیخته (کیفی و کمّی) بوده که به صورت کیفی و کمّی و در پارادایم استقرایی- قیاسی قرار دارد. همچنین از لحاظ هدف،کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، اکتشافی است. با توجه به ماهیت پژوهش، جامعه آماری در بخش کیفی و کمّی، شامل خبرگان (مدیران شرکت های دانش بنیان استان لرستان و اساتید گروه مدیریت دانشگاه لرستان) هستند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، 14 نفر از آنها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. بنابراین، براساس اصل کفایت نظری (وضعیتی که در آن هیچ داده و اطلاعات بیشتری یافت نشد که محقق پدیده مورد نظر را رشد دهد و دانش بیشتری کسب نماید)، تاسرحد اشباع، داده های مورد نیاز جمع آوری گردید. در بخش کیفی از رویکرد تحلیل مضمون، علاوه بر مطالعه مقاله، کتاب و... از مصاحبه نیمه ساختاریافته نیز بهره گرفته شد که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از ضریب CVR و آزمون کاپای- کوهن تأیید گردید. همچنین ابزار گردآوری اطلاعات در بخش کمّی پرسشنامه دلفی فازی است که روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از روایی محتوا و نرخ ناسازگاری تأیید شد. یافته ها: از آنجا که پژوهش حاضر دارای رویکردی آمیخته (کیفی و کمّی) است، نتایج حاصل در بخش کیفی نشان دهنده شناسایی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان است. نتایج این بخش بعد از تحلیل داده ها به کمک رویکرد کدگذاری (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) و نرم افزار اطلس تی (atlas.T)، نشان دهنده شناسایی پانزده عامل به عنوان پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بینان است. همچنین در بخش کمّی پژوهش با استفاده از روش دلفی فازی، اولویت بندی پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بینان انجام شد که نتایج نشان می دهد فاش شدن راهبردهای سازمان، افزایش قابلیت پیش بینی حرکات سازمان، افزایش جمود و رکود فکری، از بین رفتن خلاقیت و نوآوری، مقاومت در برابر تغییر و کاهش عملکرد، کاهش یادگیری سازمانی و کاهش چابکی و انعطاف پذیری، به ترتیب مهم ترین پیامدهای اینرسی دانشی در شرکت های دانش بنیان هستند. نتیجه گیری: دانش یکی از اساسی ترین و مهمترین راهکارهای رقابت در هزاره جدید تلقی می گردد. هر چقدر سازمان دارای منابع بسیاری باشد، اما از دانش و علم روز بی بهره باشد، تمامی منابع آن راکد می ماند و عملاً قادر نخواند بود به نحو مطلوب از آنها استفاده نماید. دانش و بهره مندی از آن می تواند مسیر رشد و تعالی سازمان را تقویت نماید و موقعیت آن را در محیط رقابتی بهبود بخشد. به دیگر سخن، دانش، استفاده کارآمد و موثر از دیگر منابع را برای سازمان مشخص می سازد. به این ترتیب، حاکم شدن اینرسی دانشی باعث می شود که سازمان در کسب دانش جدید و یادگیری باز ماند و به نسخه ها و راهبردهای قدیمی در حل مسائل و مشکلات خود اکتفاء کند. به عبارتی، روزبه روز جمود و رکود فکری در سازمان بیشتر می شود. لازم به ذکر است که خلق ایده های جدید و بدیع در سازمان از بین می رود و دیگر روش ها و فنون آن برای مقابله با تهدیدات تکراری و در نهایت برای رقبا قابل پیش بینی است. از سوی دیگر، عارضه اینرسی دانشی قابلیت پاسخگویی سریع و استفاده موثر و کارآمد از فرصت های به وجود آمده در محیط را از سازمان سلب می نماید و چابکی و سرعت عمل را مخدوش می سازد.
۶۷۹.

تحلیل تراکنش های امانت و استفاده از منابع اطلاعاتی توسط کاربران: مطالعه موردی کتابخانه های عمومی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۲۵۲
هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین الگوی دسترسی کاربران کتابخانه های عمومی استان ایلام به منابع اطلاعاتی و تحلیل تراکنش های امانت با استفاده از رویکرد قوانین انجمنی، خوشه بندی و طبقه بندی در داده کاوی است. روش: در این پژوهش، با استفاده از فنون داده کاوی و با بهره گیری از الگوریتم های قوانین باهم آیی، خوشهبندی، و طبقه بندی روی داده های بخش امانت کتابخانه های عمومی استان ایلام، اطلاعات جمعیت شناختی تأثیرگذار بر رفتار مطالعاتی اعضا بررسی و الگوهای استفاده از منابع اطلاعاتی توسط این جامعه ناهمگن استخراج شد. فرایند داده کاوی به کاررفته در پژوهش متشکل از شش مرحله است که به ترتیب شامل درک شغلی، درک داده ها، آماده سازی داده ها، مدل سازی (اپریوری، کوهنن، شبکه عصبی مصنوعی، و درخت تصمیم)، ارزیابی، و استفاده بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که در بحث موضوعات مورد مطالعه، گروه های مختلف استفاده کننده از منابع اطلاعاتی دانشجویان علاوه بر مطالعه کتاب های درسی خود، موضوعاتی مانند تاریخ ایران و دین اسلام را مطالعه کرده اند. به لحاظ بُعد جنسیت، خانم های دارای مدرک تحصیلی کارشناسی به مطالعه موضوعاتی درزمینه ادبیات و زبان فارسی و داستان علاقه مند بودند. تجزیه وتحلیل امانت منابع ازنظر جنسیت نشان داد که ۵۸ درصد از اعضای فعال کتابخانه های عمومی استان ایلام را خانم ها و ۴۲ درصد را آقایان تشکیل می دهند؛ این تفاوت نمایانگر آن است که خانم ها تمایل بیشتری به استفاده از منابع اطلاعاتی کتابخانه های عمومی استان ایلام دارند. همچنین، ۵۴ درصد از افرادی را که در بازگشت کتاب های به امانت گرفته تأخیر دارند خانم ها و ۴۶ درصد از آن ها را آقایان تشکیل می دهند، و در بازگشت به موقع کتاب، خانم ها ۵۲ درصد و آقایان ۴۸ درصد از خود مسئولیت پذیری نشان داده اند. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که آقایانِ دارای مدرک تحصیلی دیپلم به موضوعاتی درباره دین اسلام علاقه مند بودند و این گروه نسبت به بازگشت کتاب های خود احساس مسئولیت داشتند. ازنظر جنسیت و تأثیر آن بر موضوعات مورد مطالعه، خانم هایی که ازنظر تحصیلات در مقطع کارشناسی بوده و ازنظر شغل، خود را در گروه مشاغل آزاد معرفی کرده اند، به رده های ادبیات و زبان فارسی و داستان علاقه نشان داده اند و در بازگشت کتاب های خود تأخیری نداشته اند. نتایج حاصل از بررسی مدل رفتاری مراجعان ازنظر برگشت کتاب، نشان داد آقایانی که دارای تحصیلات دیپلم بوده اند و شغل خود را آزاد معرفی کرده اند در بازگشت کتاب های خود تأخیری نداشته اند. همچنین، خانم های دارای مدرک تحصیلی دیپلم و کارشناسی که شغل خود را آزاد معرفی کرده اند در بازگشت کتاب های خود تأخیر نداشته اند. دانشجویان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی در بازگشت کتاب های خود تأخیر داشته اند. برای پیش بینی تأخیر در بازگشت کتاب ها براساس ویژگی هایی همچون جنسیت و مقطع تحصیلی، از مدل شبکه های عصبی استفاده شد و میزان صحت مدل در حین فرایند یادگیری 18/69 درصد بود. اصالت/ارزش: پیاده سازی شبکه عصبی در پایگاه داده کتابخانه های عمومی استان ایلام به منظور پیش بینی تأخیر در بازگشت کتاب ها براساس ویژگی هایی مختلف نمایانگر آن است که یادگیری و پیش بینی خروجی، با دریافت ورودیهای جدید در پایگاه داده کتابخانه های عمومی استان ایلام امکان پذیر است.
۶۸۰.

واکاوی عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۳۳۸
مقدمه: بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی مانع توسعه روابط و همکاری های علمی، آموزشی و پژوهشی میان آنها می شود. شناسایی عوامل ایجاد بی اعتمادی اولین قدم برای تقویت اعتماد و همکاری است. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با استفاده از روش گرندد تئوری انجام شد. جامعه این پژوهش اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران بودند که اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیم ساختاریافته استفاده شد که فرآیند انجام مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری بعد از مصاحبه با تعداد 38 نفر از اعضای نمونه ادامه پیدا کرد. برای تحلیل، تفسیر و کدگذاری داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.یافته ها: با تحلیل داده های کیفی 123 کد اولیه به عنوان عوامل مؤثر بر بی اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران شناسایی شدند که این کدها در قالب 16 مقوله فرعی و 4 مقوله اصلی دسته بندی شدند. عوامل فرهنگی و اجتماعی، نارسایی در روابط میان فردی، عوامل فردی و عوامل سازمانی 4 مقوله اصلی بودند که در شکل گیری بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی اثر دارند.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با مطالعه دقیق دیدگاه اعضای هیئت علمی، عوامل مؤثر بر ایجاد بی اعتمادی میان اعضای هیئت علمی گروه های علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی ایران را شناسایی و پیش روی مدیران و مسئولان دانشگاه ها قرار داده است. توجه به یافته های این پژوهش می تواند به برنامه ریزی بهتر برای افزایش اعتماد و رفع کاستی های این حوزه میان اعضای هیئت علمی کمک نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان