هدف: هدف این پژوهش، مشخص کردن رابطه بین میزان استفاده اعضای هیأت علمی گروه های آموزشی از فن آوری اطلاعات با عملکرد آموزشی آنان در دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بود.
روش: روش این پژوهش توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش اعضای هیأت علمی گروه های آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران به تعداد 53 نفر شامل (10 نفر زن و 43 نفر مرد) بودند و به صورت سرشماری انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد اعضای هیأت علمی به میزان متوسط از فن آوری اطلاعات استفاده می کنند و عملکرد آموزشی آنان در سطح مطلوب قرار دارد و میان گروه های آموزشی از نظر میزان استفاده فن آوری اطلاعات تفاوت معنی داری مشاهده نشد. همچنین بین میزان استفاده از فن آوری اطلاعات با عملکرد آموزشی اعضای هیأت علمی با 53/0 = در سطح 001/0 رابطه معنی داری وجود داشت
هدف: در راستای ترسیم سازوکار ملی ترویج علم در کشور، تعیین مناسبت برای ترویج علم و تعیین روشی مناسب برای اهدای جوایز از اهمیت زیادی برخوردار است که در این پژوهش به آنها پرداخته می شود. روش: جامعه پژوهش، شامل 60 نفر از صاحبنظران حقیقی و حقوقی (شاغل در سازمان های متولی ترویج علم) در زمینه ترویج علم در کشور است. داده های پژوهش توسط تلفیقی از روش های اسنادی-کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه و روش نمونه گیری، هدفمند و گلوله برفی بوده است. یافته ها: تحلیل یافته ها نشان داد که پاسخگویان، با «تعریف هفته ای با عنوان ترویج علم» موافقند. اهدای جوایز در سطح ملی نیز توانست در مجموع، بالاترین رتبه را به خود اختصاص دهد. اصالت اثر: تاکنون پژوهشی به منظور ترسیم سازوکار ملی ترویج علم در کشور که منجر به تعیین مناسبت برای ترویج علم و تعیین روشی مناسب برای اهدای جوایز شود انجام نشده است.
هدف : هدف از ارائه این مقاله، شناخت و پیادهسازی ویژگیهای مورد انتظار در اُپکهای کتابخانهای است، تا به کاربران خود این امکان را بدهند که بدون به مراجعه به سایتهای اینترنتی، به منابع مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند.
روش / رویکرد پژوهش: تحلیل متون
یافتهها: با وجود تقدم زمانی در ایجاد فهرستهای کتابخانهای نسبت به موتورهای جستوجو و کتابفروشیهای اینترنتی، امروزه شاهد عقبماندگی مشهود این فهرست ها نسبت به رقبای جدی آنها یعنی موتورهای جستوجوی اینترنتی هستیم. تحقیقات اخیر نشان میدهد که استفاده از فهرستهای عمومی پیوسته (اُپک ها)، نسبت به موتورهای جستوجوی اینترنتی از استقبال کمتری برخوردارند . بنابراین باید در سرویسهای اطلاعاتی تغییراتی را اعمال و عقبماندگی اُپکهای کتابخانهای را نسبت به موتورهای جستوجوی عمومی اینترنتی مانند گوگل و یا کتابفروشیهایی چون آمازون، جبران کرد.
نتیجهگیری: انتظارات یک کاربر در هنگام استفاده از اُپک یک کتابخانه، بهرهمندی حداکثری و سردرگمی حداقلی است. درواقع این انتظار تا امروز بهصورت کامل و مورد انتظار محقق نشده است. جامعه کتابداری باید این هدف را برای خود ترسیم کند که اُپک باید جذاب و کارآمد باشد و اگر استفاده از آن آسانتر از سایر رقبا نیست، حداقل به سهولت آنها باشد و از نقش کتابخانهها بهعنوان متولیان اطلاعرسانی در طول تاریخ دفاع شود.
هدف: احساسات دانشجویان در فرآیند جست وجوی اطلاعات دراینترنت با الگوی جست وجوی اطلاعات کولثاو مقایسه شده است. روش/ رویکرد پژوهش: داده های این پیمایش از طریق پرسشنامه گردآوری شده است. 100 شرکت کننده در تحقیق از طریق نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و شامل 100 نفر از دانشجویان رشته های کاردانی کامپیوتر با گرایش علمی- کاربردی نرم افزار و کاردانی کاربرد کامپیوتر هستند که در سال 1387 وارد دانشگاه شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها در این پژوهش از طریق آمار توصیفی و آمار تحلیلی (آزمون مجذور کای ) انجام گرفت. یافته ها: اکثر دانشجویان اغلب مراحل الگوی جست وجوی اطلاعات کولثاو را تجربه می کنند و علاقه زیادی به یادگیری اینترنت و کار با اینترنت نشان می دهند. میان جنسیت و انجام مراحل شش گانه الگوی کولثاو در دانشجویان رشته کامپیوتر دانشگاه آزاد اسلامی ماهشهر، رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین دانشجویان هنگام جست وجوی اطلاعات از اینترنت به ترتیبِ اولویت نیاز، در مراحل پنجم، سوم، و اول الگوی کولثاو به همکاری و مداخله کتابدار نیازمندند.
هدف: هدف مقاله حاضر شناسایی و اولویتبندی موانع و مشکلات پیش روی جوانان شهرستان سمنان در گرایش به استفاده از خدمات کتابخانههای عمومی است. روش: پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات پیمایشی توصیفی است. جامعه آماری تحقیق حاضر جوانان شهرستان سمنان بودند. روش نمونهگیری مورد استفاده در این پژوهش نمونهگیری تصادفی ساده است. به منظور جمعآوری دادهها، حدود 450 پرسشنامه میان جوانان توزیع گردید که از این تعداد 38 پرسشنامه عودت داده شد و در تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل آماری، علاوه بر شاخصهای آمار توصیفی و جداول و نمودارهای فراوانی، جهت اولویتبندی موانع از تکنیکAHP استفاده گردید. یافته ها: با توجه به رتبهبندی صورت گرفته «کمبود کتابهای مورد نیاز جوانان» مهمترین مانع حضور آنها در کتابخانهها دانسته شد. همچنین «به روز نبودن منابع کتابخانه»، «نبود انگیزه و زمان کافی برای مطالعه» و «مناسب نبودن شرایط فیزیکی کتابخانهها» در رتبههای بعدی قرار گرفتند. اصالت/ارزش: نتایج حاصل از این پژوهش میتواند سازمان ذیربط را در رفع موانع و ایجاد شرایط مساعد بهمنظور جذب بیشتر جوانان به کتابخانه ها و استفاده از امکانات آنها یاری نماید.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نیازهای آموزشی کتابداران کتابخانه های عمومی استان خوزستان انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی است و به روش پیمایشی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. در تحلیل دادههای حاصل از پرسشنامهها، از آمار توصیفی استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که 43/71 درصد از کتابداران در دوره های آموزشی ضمن خدمت شرکت کرده اند. کتابداران تحولات فن آوری اطلاعات را مهم ترین دلیل احساس نیاز به ارتقاء و افزایش دانش و کسب مهارت های جدید میدانند. آنها مشکل عمده در برگزاری این دوره ها را «کمبود بودجه» دانسته و لزوم آموزش را در بخش های اینترنت، خدمات مرجع، سازماندهی مواد، خدمات بزرگسالان، خدمات کودکان، و کتاب-های کمک درسی ضروری تلقی کردند. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر با توجه به ضرورت توجه به نیازهای آموزش مستمر کتابداران انجام گرفته و یافته های این پژوهش که حاوی یافتههایی درباره زمینههای متنوع نیازهای آموزشی کتابداران است، می تواند در ایجاد بهبود مهارتی آنها مؤثر باشد.
زمینه و هدف: گسترش به کارگیری فناوری در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی در جوامع کنونی، ایجاد کتابخانه های دیجیتال [1] را در پی داشته است. و از آنجا که منابع انسانی تأثیرگذارترین مؤلفه در کتابخانه ها می باشند، می توان از تبدیل کتابداران سنتی به کتابداران دیجیتال [2] حایز مهارتهایی خاص در این زمینه به عنوان پیش نیاز تبدیل کتابخانه ها به کتابخانه های دیجیتال اشاره کرد. از این رو، پژوهش حاضر، با هدف بررسیمهارتها و قابلیتهای کتابداران دیجیتال در کتابخانه های دانشگاه های تبریز، علوم پزشکی تبریز و دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، انجام گرفته است. روش شناسی: برای گردآوری داده ها پرسشنامه ای تدوین شد که در برگیرنده هفت مهارت اصلی مورد نیاز کتابداران دیجیتال یعنی «مهارت آموزشی»، «مهارت پژوهشی»، «مهارت مدیریتی»، «مهارت اطلاعاتی»، «مهارت اینترنتی»، «مهارت شخصیتی» و «مهارت رایانه ای» است. هر مهارت اصلی نیز شامل چند زیرمهارت است که مهارتهای ذکر شده با مرور متون مرتبط با موضوع به دست آمده اند. در این پژوهش، 100 کتابدار از سه دانشگاه یادشده به سؤالهای مطرح در پرسشنامه پاسخ دادند. نتایج: یافته ها نشان داد میانگین مقیاس مهارتهای دیجیتال 180، میانگین درجه اهمیت مهارتهای دیجیتال 54/251 و میانگین میزان توانمندی در مهارتهای دیجیتال 39/180 است. این بدین معناست که میانگین میزان توانمندی به میانگین مقیاس نزدیکتر است. همچنین، تنها 52% از کتابداران مورد پژوهش از توانمندی بالایی در انجام امور با مهارتهای دیجیتال برخوردارند، در صورتی که از نظر 90% کتابداران، داشتن مهارتهای دیجیتال دارای اهمیت است. نتیجه گیری: به طورکلی، میزان توانمندی در مهارتهای دیجیتال در بین کتابداران مورد بررسی پایین بوده است، اما در صد بالایی از کتابداران از اهمیت مهارتهای دیجیتال آگاهند.
هدف: هدف از این پژوهش، مرور پیشینه مطالعات تاریخی با تأکید بر انجام این گونه مطالعات در علم اطلاعات است. این پژوهش کوشیده تا زوایا و جنبه های ایجابی توجّه بیشتر به موضوع را در رشته بکاود. روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش، از نوع نظری و مروری تحلیلی است. یافته ها: غفلت از انجام این گونه مطالعات، آسیبهایی را در عرصه نظر و عمل در رشته به دنبال داشته است. پاره ای از آینده نگریهای نابجا در رشته از جمله این آسیبهاست. همچنین، اقبال به این مطالعات که از حدود دو دهه پیش در رشته رو به گسترش است، به تغییراتی در چشم انداز نظری رشته منجر شده است؛ مانند بازکاوی مفاهیم دکومانتاسیون در فضای نظری رشته. بحث و نتیجه گیری: نیاز علم اطلاعات به کار تئوریک، تغییر پارادایم، دستیابی به نظم مفهومی، شناسایی بی مبالاتی های نظری در گذشته رشته و بازنمایی آن به قصد تصحیح در آینده، لزوم بلوغ رشته و تسریع در روند حرفه ای شدن، از جمله دلایل نیازمندی فوری به انجام مطالعات تاریخی در گذشته رشته است.
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر سبکهای شناختی بر قضاوت ربط در فرایند گزینش و ارزیابی منابع اطلاعاتی است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه پژوهش را دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی مشهد در دو حوزه علوم انسانی/ اجتماعی و علوم پایه/ فنّی- مهندسی تشکیل دادند که بر اساس آزمون تحلیل سبک شناختی رایدینگ در یکی از گروه های کل گرا یا تحلیلی جای گرفتند. داده های این پژوهش از طریق وظایف کاری شبیه سازی و برگزاری جلسات قضاوت ربط به صورت انفرادی گردآوری شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد هر چند بین گروه های تحلیلی و کل گرا در قضاوت ربط منابع اطلاعاتی تفاوتهایی مشاهده شد، این تفاوتها از نظری آماری معنادار نبود. سبکهای کل گرا در ارزیابی منابع «تا حدودی مرتبط» ناموفق بوده و نیازمند کمک بیشتری از جانب نظام بازیابی بودند. نکته دیگر اینکه منابع «مرتبط» مورد توافق هر دو گروه کل گرا و تحلیلی بود. از سوی دیگر، کمترین توافق نظر در مورد منابع، تا حدودی مرتبط بود. کاربردها: انتظار می رود نتایج این پژوهش بتواند به طراحان وب و موتورهای جستجو برای ایجاد رابط کاربرهای شخصی سازی شده با هدف حمایت از نظامهای بازیابی اطلاعات تعاملی، کمک کند.
هدف از این پژوهش بررسی اسناد تاریخی و نقش دولت شیعی قطب شاهیان هند در تاریخ اسلامی هند است.
روش/رویکرد پژوهش: در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای و بررسی اسناد تاریخی در موضوع تاریخ اسلام و هند و نسخه های خطی دو مرکز مهم در هند سعی در پاسخ به سوالات پژوهش گردیده است.
یافته ها و نتایج: یافته ها نشان می دهد که با ظهور و گسترش اسلام در هند، مسیر تایخ هند، دستخوش تحولات بنیادی شد. فتوحات سپاهیان مسلمان به هند و به دنبال آن مسافرت و مهاجرت عالمان و دانشمندان اسلامی به هند زمینه آشنایی هندیان با مبانی اسلامی را فراهم نمود و دین اسلام هم به عنوان یک قدرت نظامی و هم یک مذهب مترقی به هند راه یافت.
از زمان سلطان قطب الدین ایبک در سال 602 ه / 1181م تا پایان کار بهادر شاه ظفر در سال 1274ه / 1853م حضور شیعیان و شخصیت های تاثیر گذار و برجسته شیعی بسیار چشمگیر است.
امروز آثار به جا مانده از موقوفات شیعی دولت قطب شاهیان از اهمیت بالایی برخوردار است و جهانگردان و تاریخ نگاران که به هند عزیمت می کنند به شوق دیدار این اماکن موقوفه روی آوردند. برخی از این آثار موقوفه جزو آثار ملی از سوی دولت هند به حساب آمده است.
با توجه به سیاست های دولت در گسترش آموزش عالی به ویژه دوره های کارشناسی ارشد و دکتری، اکنون با تعداد فزاینده ای از دانشجویان در این مقاطع روبرو هستیم. این رشد فوق العاده زیاد، چالش های گوناگونی از نظر کیفیت آموزش و پژوهش برای نظام آموزش عالی، استادان، و دانشجویان ایجاد کرده است. یکی از این چالش ها، الزام دانشجویان به چاپ مقاله در مجله های علمی پژوهشی است که باید تا پیش از جلسه دفاع از پایان نامه رخ داده باشد. برابر آیین نامه های موجود، دانشجویان کارشناسی ارشد باید دست کم یک مقاله و دانشجویان دکتری باید دست کم دو مقاله به چاپ رسانیده باشند و یا نامه پذیرش مقاله را ارائه دهند. این چالش به دلایل زیر می تواند پراهمیت و برای بسیاری از دانشجویان مخاطره آمیز باشد: 1) با افزایش تعداد دانشجویان، سهم هر استاد راهنما برای هدایت پایان نامه های ارشد و دکتری به طور قابل ملاحظه ای افزایش یافته است، زیرا طی سال های اخیر تعداد اعضای هیئت علمی به نسبت تعداد دانشجویان افزایش نیافته است. این امر باعث می شود میزان وقتی که استادان برای راهنمایی پایان نامه ها و ویراستاری مقاله های برگرفته از پایان نامه ها صرف می کنند کمتر شود و در نتیجه، از کیفیت این مقاله ها کاسته شود. چنین چیزی در تضاد با هدف آموزش عالی است. 2) نکته مهمتر آن است که با توجه به تعداد کم مجله های علمی پژوهشی در مقایسه با تعداد فزاینده مقاله های برگرفته از پایان نامه ها، درصد قابل توجهی از این مقاله ها از شانس انتشار در مجله های علمی-پژوهشی برخوردار نخواهند شد. نتیجه این مسأله آن است که بخش قابل توجهی از یافته های علمی و دانش نو، مجال انتشار و در دسترس قرار گرفتن نمییابند. این امر نیز در تضاد با هدف آموزش عالی است، به ویژه در سال های اخیر که تولید علم مورد تأکید فراوان قرار گرفته است. همچنین، بسیاری از دانشجویان از امکان فارغ التحصیل شدن به موقع برخوردار نخواهند شد و یا بخشی از نمره پایان نامه آنان کسر خواهد شد.
هدف: هدف اصلی این پژوهش تعیین میزان کاربست مؤلفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاه های دولتی شهرهای اصفهان و کرمان است.
روش شناسی : در این پژوهش از روش توصیفی-پیمایشی استفاده شده است . جامعه آماری پژوهش، شامل 225 نفر از کتابداران کتابخانه های دانشگاه های شهرهای اصفهان و کرمان است، که 134 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند . داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، که میزان به کارگیری مولفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاه های شهرهای اصفهان و کرمان در حد متوسط می باشد، همچنین وضعیت به کارگیری مولفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمان نسبت به کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان تفاوت معنی داری ندارند، ولی وضعیت به کارگیری مولفه های سازمان یادگیرنده در کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمان نسبت به کتابخانه های دانشگاهی شهر اصفهان بهتر است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی مولفه های طرح های فراداده ای برای مدیریت منابع دیجیتالی تصویری، صوتی و ویدئویی و انتخاب طرحی مناسب انجام گرفته است. جامعه پژوهش شامل 10 طرح فراداده ای است که با انتخاب سه گروه منابع دیجیتالی و اجتماع بین طرح های مرتبط با آن ها استخراج شده اند.
روش: روش پژوهش پیمایشی توصیفی است و طرح های فراداده ای با استفاده از سه سیاهه وارسی «عناصر داده ای براساس مولفه های انواع فراداده»، «عناصر داده ای هسته برای منابع دیجیتالی» و همچنین «مولفه های ذخیره سازی منابع دیجیتالی» مورد ارزیابی قرار گرفته اند.
نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، استاندارد انتقال و رمزگذاری فراداده (METS) و فراداده برای نگهداری اشیاء دیجیتالی (PREMIS) بیشترین میزان تطابق را با مولفه های تعیین شده برای منابع دیجیتالی تصویری، صوتی و ویدئویی را دارند اما به منظور پوشش کامل استاندارد، نمی توانند به تنهایی و مستقل از سایر طرح های فراداده ای مرتبط با فراداده توصیفی و فنی مورد استفاده قرار گیرند. همچنین یافته ها نشان داد که طرح فراداده ای واحدی برای سه گروه منابع دیجیتالی درنظر گرفته شده جهت برآورده نمودن کلیه ویژگی های تخصصی آن ها وجود ندارد. اما می توان از طرح فراداده ای مارک (MARC)، طرح فراداده ای هسته دوبلین (Dublin Core) و طرح فراداده ای توصیف شیء (MODS) بصورت عمومی و از فراداده رادیویی عمومی برای رسانه (PB Core) و از انجمن منبع دیداری هسته (VRA Core) برای آثار هنری تصویری استفاده نمود. همچنین جهت ذخیره سازی فراداده فنی برای منابع تصویری می توان از فراداده برای تصاویر در بستر XML(MIX)، برای منابع صوتی از طرح فراداده فنی برای منابع صوتی (Audio-MD) و برای منابع ویدئویی از طرح فراداده فنی برای منابع ویدئویی(Video-MD) استفاده کرد.
هدف: هدف مقاله حاضر، مطالعه تطبیقی فرهنگ سازمانی حاکم بر کتابخانه های عمومی و دانشگاهی شهر تهران و بررسی رابطه آن با رضایت کاربر است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است و به روش پیمایشی- توصیفی انجام گرفته است. جامعه پژوهش به سه دسته کتابداران و مدیران کتابخانه های عمومی و دانشگاهی شهر تهران و کاربران این کتابخانه ها تقسیم می شوند. از میان کتابخانه های عمومی (تحت پوشش نهاد کتابخانه های عمومی)، آن دسته از کتابخانه هایی انتخاب گردید که حداقل 3 کتابدار در آن مشغول به کار باشند. در مجموع 22 کتابخانه عمومی و 11 کتابخانه دانشگاهی انتخاب شد. از میان کاربران کتابخانه های دانشگاهی 383 کاربر به روش نمونه گیری با احتمال متناسب با اندازه و از میان کاربران کتابخانه های عمومی 381 کاربر به روش تصادفی گزینش گردید. داده های پژوهش از طریق دو پرسشنامه محقق ساخته فرهنگ سازمانی و رضایت کاربر گردآوری شد. پرسشنامه فرهنگ سازمانی براساس مدل چارچوب ارزش های رقابتی کامرون و کوئین طراحی گردید. داده ها با آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون من- ویتنی و آزمون همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند. یافته ها: براساس نتایج پژوهش، فرهنگ سازمانی حاکم بر کتابخانه های عمومی شهر تهران را فرهنگ سازمانی قومی و فرهنگ کتابخانه های دانشگاهی را فرهنگ سلسله مراتبی تشکیل می دهد. بین کتابخانه های عمومی و دانشگاهی شهر تهران از نظر فرهنگ سازمانی تفاوت معنی داری وجود نداشت. بین رضایت کاربر کتابخانه های عمومی و نوع فرهنگ سازمانی این کتابخانه ها رابطه معنی داری مشاهده نشد؛ اما رابطه بین رضایت کاربر کتابخانه های دانشگاهی و نوع فرهنگ سازمانی این کتابخانه ها معنی دار (66/0) بود. اصالت/ارزش: تاکنون مطالعه تطبیقی فرهنگ سازمانی حاکم بر انواع کتابخانه ها در ایران و همچنین بررسی ارتباط فرهنگ سازمانی با رضایت کاربران به عنوان یک متغیر در مطالعات کتابداری و اطلاع رسانی اصلاً مورد توجه قرار نگرفته است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت جمعیت شناختی فرهنگ سازمانی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از مدل رابینز انجام شده است. روش: روش پژوهش پیمایشی و جامعه پژوهش شامل 609 نفر از کارکنان سازمان است که حداقل دارای مدرک کاردانی هستند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ویژگی های جمعیت شناختی با 8 سؤال و پرسشنامه استاندارد فرهنگ سازمانی رابینز با 30 سؤال است که با استفاده از آنها نظرات 416 نفر از کارکنان سازمان گردآوری شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، فرهنگ سازمانی سازمان اسناد و کتابخانه ملی با میانگین 85/2 در مقیاس لیکرت از دیدگاه کارکنان در سطح متوسطی قرار دارد و متغیرهای جنسیت، وضعی تأهل و سن کارکنان با هیچ یک از مؤلفه های فرهنگ سازمانی دارای رابطه معنی دار نبود. از میان مؤلفه های فرهنگ سازمانی بین «هویت»، «سیستم پاداش» و «سازش با پدیده تعارض»، و سابقه کار کارکنان کتابخانه ملی رابطه معنی دار و مثبت وجود داشت و رابطه فرهنگ سازمانی با سابقه کار آنها در حالت کلی، معنی دار و مثبت بود. از میان مؤلفه های فرهنگ سازمانی بین مؤلفه های «رهبری»، «یکپارچگی» و «حمایت مدیریت»، و داشتن تحصیلات در رشته کتابداری رابطه مثبت و معنی داری وجود داشت. اصالت/ارزش: فرهنگ سازمانی، عاملی نامحسوس اما تاثیر گذار در هدایت و کنترل رفتار اعضای سازمان هاست. از آن جا که کتابخانه ملی رسالت ویژه ای در امر حفظ و گسترش فرهنگ و اشاعه اطلاعات در سطح جامعه به عهده دارد، مطالعه فرهنگ سازمانی این مرکز و رابطه آن با ویژگی های جمعیت شناختی کارکنان می تواند با شناسایی کاستی ها، زمینه ساز برنامه ریزی در جهت بهسازی فرهنگ سازمانی و در نتیجه افزایش رضایت کارکنان و بهره وری و توانمندسازی هر چه بیشتر سازمان باشد.
هدف: تحقیق حاضر با هدف بررسی وضعیت نیروی انسانی واحد ستادی نهاد کتابخانه های عمومی کشور و نحوه عملکرد نهاد در فرایندهای تبدیل دانش در بین کارکنان و در سطح سازمان انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر پیمایشی است . جامعه پژوهش را تمامی کارکنان شاغل در واحد ستادی (اعم از مدیران و کارمندان) نهاد کتابخانههای عمومی کشور تشکیل می دهند و نمونه گیری انجام نشد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته، مشتمل بر 8 شاخص و 46 پرسش بسته بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهند که شاخص دانش نهان فردی کارکنان، دارای بیشترین میانگین بوده است. شاخص های «دانش آشکار سازمانی» و «تبدیل دانش آشکار به دانش نهان (درونی سازی)» نیز از کمترین میانگین برخوردارند. اصالت/ ارزش: مطالعه متون حوزه مدیریت دانش نشان می دهد که پژوهش های اندکی در ارتباط با مدیریت دانش در کتابخانه های عمومی انجام شده است. در این پژوهش ضمن تهیه پرسشنامه ای برای انواع دانش و فرایندهای تولید و تبدیل دانش براساس مدل نوناکا، وضعیت نیروی انسانی نهاد کتابخانه-های عمومی کشور در واحد ستادی مورد بررسی قرار گرفت و در پایان براساس یافته های پژوهش، راهکارهای مناسبی برای توسعه دانش و عملکرد نیروی انسانی در ارتباط با فرایندهای تبدیل دانش، ارائه شد.
مقدمه: قارچ ها تهدید کننده های بیولوژیکی هستند که در همه ی محیط ها حضور دارند. محیط کتابخانه ها و مراکز آرشیوی، بخش زیادی از نیازهای غذایی قارچ ها را تأمین می کنند. در این مطالعه، به شناسایی آلودگی قارچ های موجود در کتابخانه های دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1390 پرداخته شده است به این منظور که آیا در بین قارچ های موجود، تهدید کننده ی سلامت کتابداران و کاربران هم وجود دارد؟
روش بررسی: مطالعه از نوع تحلیلی- مقطعی بود. جامعه ی آماری شامل کتابخانه های دانشکده های دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1390 است. حجم نمونه ها 126 نمونه برآورد شد. برای نمونه گیری از هوا، از روش پلیت باز و برای نمونه گیری از سطوح و کتاب ها، از سواپ استریل استفاده گردید. از هفت کتابخانه در سه نوبت صبح، ظهر و عصر نمونه گیری انجام شد. پس از نمونه گیری، نمونه ها بر روی محیط سابورو دکستروز آگار حاوی آنتی بیوتیک کلرامفنیکل (Sc یا Sabouraud dextrose agar with chloramphenicol) کشت داده شد و سپس پلیت ها در داخل انکوباتور با دمای 25-30 درجه سانتی گراد قرار گرفت. پس از تشخیص، با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری انجام شد.
یافته ها: در مجموع 2140 کلنی قارچ متعلق به 26 جنس در کتابخانه ها یافت شد. بیشترین تعداد کلنی (555) متعلق به کتابخانه ی دانشکده ی دندان پزشکی و کم ترین تعداد (70)، متعلق به کتابخانه ی دانشکده ی مدیریت و اطلاع رسانی پزشکی بود. Cladosporium، Penicillium، مخمرها، Aspergillus niger، Aspergillus و Rhizopus به ترتیب بیشترین فراوانی و Aureobasidium، Scopulariopsis، Botrytis، Curvularia و Neurospora کمترین فراوانی را دارند.
نتیجه گیری: قارچ های Aspergillus niger، Penicillium، Aspergillus و Cladosporium که بیشترین میزان فراوانی در کتابخانه ها را داشتند، از نوع پاتوژن های فرصت طلب بودند که در افراد مستعد می توانند ایجاد عفونت نمایند.