فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۰۱ تا ۲٬۵۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی و خوشه بندی سامانه ها و ابزارهای مدیریت دانش شخصی می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بهره گرفته شد. نخست با رجوع به ادبیات پژوهش، سیاهه سامانه ها و ابزارهای مدیریت دانش شخصی شناسایی شدند و براساس مهارت های هفت گانه مدیریت دانش شخصی و نیز سه قلمرو مدیریت دانش شخصی، توسط نمونه هدفمند 30 نفره ای از متخصصان علوم کامپیوتر و علم اطلاعات و دانش شناسی خوشه بندی شدند. بنابر یافته های به دست آمده در مرحله نخست، 47 ابزار شناسایی شدند و براساس دیدگاه متخصصان در فهرست سامانه ها و ابزارهای مدیریت دانش شخصی قرار گرفتند. سپس، در مرحله دوم، بر اساس میزان کاربرد آن ها تحت عنوان سامانه ها و ابزارهای بازیابی دانش، سازماندهی دانش، ارزیابی دانش، تحلیل دانش، اشاعه دانش، اشتراک دانش و امنیت دانش خوشه بندی شدند. علاوه براین، مجموعه ابزارهای موردنظر در سه قلمرو عمومی، تعاملی و شخصی از دیدگاه متخصصان طبقه بندی شدند.
پژوهشی پیرامون سنجه های جایگزین در نظام اف 1000 با شاخص های استنادی گوگل پژوهشگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف سنجش رابطه ی بین سنجه های جایگزین (آلتمتریکس) در نظام اف هزار و شاخص استناد در گوگل پژوهشگر انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی و از روش های پیمایشی، تحلیل استنادی و وب سنجی با رویکرد تحلیلی- توصیفی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در این پژوهش 218 مقاله تحقیقاتی در حوزه زیست پزشکی نمایه شده در نظام اف هزار در بازه زمانی 2012-2014 می باشد. نمونه مورد مطالعه تعداد 100 مقاله تحقیقاتی است که بطور هدفمند بر مبنای بازه زمانی مورد نظر از نظام اف هزار انتخاب شده است. متغیرهای مرتبط با سنجه های جایگزین (بارگیری و بازدید) و تعداد نویسندگان و وضعیت تأمین اعتبار مقاله ها، از نظام اف هزار و متغیر مرتبط با سنجه استناد از گوگل پژوهشگر استخراج شده است. داده های پژوهش به روش آمار توصیفی و استنباطی و با نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج پژوهش نشان داد که بین شاخص های جایگزین (بارگذاری و بازدید) و شاخص های استنادی همبستگی مثبت و معنادار برقرار است. همچنین یافته ها بیانگر آن است که شاخص های جایگزین خود نیز با یکدیگر رابطه مثبت و قوی دارند. متغیرهای تعداد نویسندگان و تأمین اعتبار مقاله ها با هیچ کدام از سنجه های جایگزین یا شاخص های استنادی رابطه معنی داری نداشتند.بر این اساس، سنجه های جایگزین روش جدیدی را برای اندازه گیری تأثیر نویسندگان و انتشارات ارائه می دهند که می تواند مکمل شاخص های سنتی ارزیابی پژوهش باشد. همچنین رابطه معنادار بین سنجه های جایگزین و سنجه های استنادی بیانگر آن است که ترکیب شاخص های سنتی و جایگزین پیشینه ی کامل تری از نویسندگان و مقاله ها را ارائه خواهند داد که می تواند ابعاد روشن تری از روش های علمی ارزیابی پژوهش را فراهم کند.
تعهد سازمانی در پرتو توسعه توانمندسازی روانشناختی کارکنان در کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعهد سازمانی نگرش کارکنان نسبت به سازمان است که ضمن مشخص کردن رابطه بین آنها، در تصمیم گیری درباره ادامه یا لغو عضویت افراد در سازمان مؤثر است. از جمله متغیرهایی که تأثیر زیادی در توسعه تعهد سازمانی در کارکنان دارد، توانمندسازی روانشناختی کارکنان است. هدف مقاله حاضر بررسی رابطه بین تعهد سازمانی و توانمندسازی روانشناختی در کتابداران کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل می دهد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (۱۹۹۰) شامل سه بعد تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری و پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (۱۹۹۵) شامل ۵ بعد احساس خود کارآمدی (شایستگی)، احساس خودمختاری، احساس تأثیرگذاری، احساس معنادار بودن و اعتماد بهره گرفته شد. یافته ها: میانگین تعهد سازمانی و توانمندسازی روانشناختی کتابداران در کتابخانه های دانشگاه فردوسی در حد متوسط است. بین توانمندسازی روانشناختی کتابداران و تعهد سازمانی آنها رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، بین وضعیت استخدامی و سابقه کاری کتابداران با توانمندسازی روانشناختی و همچنین سابقه کاری کتابداران با تعهد سازمانی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
بررسی تاثیر مدیریت منابع انسانی بر مدیریت دانش و نوآوری سازمانی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال دوم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۸
1 - 20
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی عامل اصلی ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می باشد. مدیریت استراتژیک منابع انسانی، روشی برای تصمیم گیری درباره مقاصد و طرح های سازمان می باشد و در این راستا، هم به نیازهای سرمایه انسانی توجه دارد و هم به توسعه قابلیت های فرآیند. تحقیق حاضر به بررسی رابطه بین مدیریت استراتژیک منابع انسانی و عملکرد نوآورانه با رویکرد مدیریت دانش می پردازد. پژوهش از حیث هدف کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش کلیه رؤسا و مدیران سازمان آموزش و پرورش استان گیلان می باشد. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری توسط نرم افزار AMOS18 و نرم افزارSPSS21 استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد که مدیریت منابع انسانی بر نوآوری سازمانی تأثیر دارد و هم چنین مدیریت استراتژیک منابع انسانی بر مدیریت دانش تأثیر دارد و مدیریت دانش همچنین بر نوآوری سازمانی مؤثر است.مدیریت استراتژیک منابع انسانی، نوآوری سازمانی، مدیریت دانش، سازمان آموزش و پرورش استان گیلان
مدیریت دانش و ارائه مدلی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله، بررسی مجدد مدیریت دانش و اهمیت آن و بازنگری در این باره است.
روش: در این پژوهش با اتکاء به متون و طرح ها و مدل های ارائه شده، نویسنده به ارائه مدلی جدید می پردازد.
یافته ها: یافته های پژوهش در ارائه تعریفی نو و ارائه مدلی جدید خلاصه می شود. نویسنده معتقد است که دانش برگرفته از واقعیت های بیرونی است و جهان خارج اولین شکل دهنده تصویرها و تصورات ذهنی ما است. آنگاه انسان با تجربیات قبلی خود و دیگران به پردازش و تکمیل آن می پردازد و مجدداً آن را بیرونی می کند و با مشارکت و همدلی از آن استفاده می نماید و در این مسیر به داشته های قبلی می افزاید. دو عنصر سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی در این باروری تأثیر فراوانی دارد و اصولاً مدیریت دانش بر آن مبتنی است و بدون آن معنا ندارد و محقق نمی شود. علم نافع همان دانش است که بر اثر فزونی آن باید آن را مدیریت کرد تا در اَسرع وقت بتوان به حداکثر استفاده رساند. در دنیای امروز با توجه به وفور اطلاعات و دانش و علاقه شدید به سودآوری و استفاده بهینه از زمان، مدیریت دانش امری جدی در سازمان است و برای آن الگوهای فراوانی تهیه شده است. در پایان نویسنده مدلی هشت ضلعی مبتنی بر واقعیت بیرونی، سرمایه فکری و اجتماعی و امور مدیریتی ارائه می دهد.
اصالت/ارزش: اصالت این مقاله در ارائه مدلی جدید به همراه تعریفی جدید از مدیریت دانش است.
عوامل مؤثر بر کاربرد فناوری اطلاعات در آرشیوهای دیجیتال صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی: هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کاربرد فنّاوری اطلاعات در آرشیوهای دیجیتال صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و به روشپیمایشی _ تحلیلی انجام شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه محقق ساخته بود که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق اعتبار محتوا تأیید شد. جامعه آماری پژوهش شامل آرشیویست های سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بود. در مجموع از 208 نفر، 100 نفر از این افراد به روش نمونه گیری تصادفی (سیستماتیک) انتخاب شدند و پرسش نامه پژوهش توسط آنان تکمیل و دریافت شد. یافته ها: تأثیر عامل تصمیم سازی مدیران بر نگهداری صحیح منابع در زمینه بهره گیری از فناوری در عوامل مدیریتی، عامل آموزش در ایجاد فرهنگ استفاده از فناوری اطلاعات در عوامل فرهنگی، تأثیر استفاده از فناوری اطلاعات در کاهش اشتباهات نیروی انسانی متخصص در عوامل انسانی، عامل تخصیص بودجه لازم برای خرید تجهیزات نرم افزاری در آرشیوها در عوامل اقتصادی و تأثیر نرم افزار جستجوگر در آرشیو برای پاسخگویی به نیازها در عوامل فنّی بیش از همه است. همچنین جامعه مورد مطالعه عوامل مدیریتی را70%، فرهنگی50%، انسانی دو سوم، اقتصادی80% و فنی را 80% تأثیرگذار دانستند. نتیجه گیری : نتایج حاصل از یافته های پژوهش نشان داد از دیدگاه جامعه مورد مطالعه، به کارگیری صحیح فناوری اطلاعات در بهبود، بهره برداری، افزایش دستاوردهای عملکردی، قابلیت خدمت رسانی، سرعت بخشیدن به خدمات و همچنین کاهش اشتباهات می تواند تأثیرگذار باشد. بنابراین، خروجی حاصل می تواند در تقویت نقاط قوّت و بهبود نقاط ضعف جامعه مورد مطالعه مفید واقع شود.
تغییر در مفاهیم دانش: نگاهی به ضرورت تکامل هستی شناسی ها
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال دوم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۷
101 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی ضرورت کارآمدی هستی شناسی ها در برابر تغییرات در مفاهیم، در سازگاری با تغییرات مفاهیم دانش است. به طور کلی، هستی شناسی ها نوعی از ابزارهای معنایی هستند که به دلیل کاستی های اصطلاحنامه ها در بازنمون دانش، قلمروهای موضوعی را از طریق نمایش مفهو م ها و رابطه های میان آنها به کار گرفته اند. با توجه به تحولات مفاهیم و معنا، ضروری است در ساختار هستی شناسی ها بازنگری شود و تغییراتی برای سازماندهی و بازنمون دانش در هستی شناسی ها تدوین و طراحی گردند. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای انجام شده است و اطلاعات آن از طریق مرور در کتاب ها ، مقالات مجلات علمی، مقالات همایش های علمی، متون علمی نمایه شده در پایگاه های اطلاعات و اینترنت جمع آوری گردیده است. سپس، مفاهیم و اصول تغییر در هستی شناسی ها مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته است. این مقاله با روش کتابخانه ای، نحوه بازنگری و سازگاری هستی شناسی ها را با تغییرات مفاهیم و معناها مورد توجه قرار داده است. بر اساس یافته های پژوهش، می توان تغییرات در هستی شناسی ها را با توجه به شش مرحله موجود در فرآیند تکامل هستی شناسی ها ارائه داد.که عبارتند از: دریافت تغییرات، ارائه و بازنمون تغییرات، معناشناسی تغییرات،گسترش و اشاعه تغییرات، اجرای تغییرات و تغییر در ارزش ها. همچنین، بر اساس یافته های دیگر این پژوهش و در راستای یک معماری منطقی برای حمایت از تکامل هستی شناسی ها می توان تغییرات در هستی شناسی ها به طور کارآمدتر اعمال کرد. همچنین هستی شناسی برای موثر بودن، نیاز به تغییرات، با سرعتی متناسب با تغییر در بخش هایی از جهان می باشند. بر اساس یافته های پژوهش، ضروری است که در زمان تغییر یک هستی شناسی به: ایجاد سلسله مراتب مفاهیم وابسته؛ نیازهای کاربران؛ تعیین علایق کاربران؛ انتخاب مناسب ترین ابزار ویرایشگر در زمان طراحی هستی شناسی ها و تجزیه و تحلیل رفتار اطلاع یابی کاربران توجه شود. همچنین تلاش کاربران انسانی نظام های اطلاعاتی مانند کتابخانه های دیجیتالی و پشتیبانی خودکار برای مدیریت تغییرات هستی شناسی بسیار مهم است. که باید در طراحی هستی شناسی ها توسط متخصصان مورد توجه قرار بگیرند
بررسی رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی در استفاده از منابع علمی پیوسته
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال دوم بهار ۱۳۹۵ شماره ۶
100 - 120
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رفتار اطلاع یابی اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی در استفاده از منابع اطلاعاتی پیوسته بوده است. روش این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی پیمایشی اجرا شده است. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بوده که در بین 472 نفر از اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی توزیع شده است. یافته های پژوهش نشان داد 80 درصد اعضای هیات علمی از طریق جست وجو در اینترنت و مطالعات شخصی با منابع پیوسته آشنا می شوند و هدف اصلی آن ها در استفاده از منابع پیوسته انجام فعالیت های پژوهشی و به روز کردن اطلاعات است. در بین انواع منابع اطلاعاتی پیوسته استفاده از مجلات و کتب الکترونیکی بیش از سایر انواع منابع کاربرد داشت. 88درصد هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی از منابع اطلاعاتی رایگان برای رفع نیازهای خود بهره می گرفتند. مهم ترین معیار اعضای جامعه برای ارزشیابی منابع پیوسته وجود اطلاعات جدید و روزآمد است. نتایج پژوهش نشان داد که عدم دسترس پذیری دائمی به بانکهای اطلاعاتی به علت اشتراک نشدن به موقع و نداشتن سیاست جامع و کامل در این زمینه و همچنین سرعت پایین اینترنت از جمله مهم ترین موانع اعضای هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در استفاده از منابع اطلاعاتی پیوسته ذکر شده است.
وجوه اشتراک موضوعی در حوزه های علمی فعال مدیریت دانش براساس شاخص مرکزیت بینابینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ساختار موضوعی حوزه مدیریت دانش و تعیین جایگاه حوزه های علمی فعال در این زمینه (حوزه های دارای بیشترین تعداد مدارک علمی و کلیدواژه ها)؛ با تحلیل کلیدواژه های مدارک موجود در پایگاه وب آوساینس است.
روش/ رویکرد پژوهش: از روش تحلیل هم واژگانی برای بررسی ساختار موضوعی حوزه مدیریت دانش، به منظور نشان دادن وضعیت هم نشینی موضوعات از روش تحلیل شبکه، و از محاسبه شاخص جاکاردی برای میزان شباهت موضوعی حوزه های مرتبط استفاده شده است.
یافته ها: از بین سه حوزه علمی فعال در زمینه مدیریت دانش، حوزه ""سامانه های اطلاعاتی"" بیشترین کلیدواژه های با مرکزیت بالا را به خود اختصاص می دهد و بعد از آن به ترتیب، حوزه های ""مدیریت"" و ""علم اطلاعات و دانش شناسی"" قرار دارند. knowledge sharing مرکزی ترین کلیدواژه در سه حوزه مورد بررسی است. میانگین شاخص جاکاردی حوزه ها به صورت دو به دو نشان می دهد که بیشترین شباهت، مربوط به حوزه های ""مدیریت"" و ""علم اطلاعات و دانش شناسی"" و بعد از آن، حوزه های ""سامانه های اطلاعاتی"" و ""علم اطلاعات و دانش شناسی"" است.
نتیجه گیری: ارائه تعریفی انتزاعی از مدیریت دانش با استفاده از کلیدواژه های دارای مرکزیت بالا از مهم ترین نتایج این پژوهش است که به تعریف دالکر بسیار نزدیک است.
بررسی تاثیرفناوری اطلاعات و ارتباطات بر موانع به اشتراک گذاری دانش در فرآیند مدیریت دانش (به انضمام مطالعه موردی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت زیرساخت های مدیریت دانش و رابطه ی آن با هوش سازمانی در دو پژوهشگاه علوم و فناوری و اطلاعات ایران و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انجام شد. پژوهش به روش پیمایشی-توصیفی و با کاربرد دو پرسش نامه معتبر در حوزه های زیرساخت مدیریت دانش و هوش سازمانی انجام شد. پرسش نامه بین 175 نفر از اعضای هیأت علمی و کارکنان هر دو پژوهشگاه توزیع و داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و پی. ال. اس (PLS) تحلیل شد. بار عاملی سازه های مدیریت دانش و هوش سازمانی در هر دو پژوهشگاه همبستگی بالایی را نشان داد. از این رو مدل اندازه گیری دارای پایایی بالایی بوده و معیار مناسبی برای سنجش متغیرهای پژوهش به شمار رفت. میانگین واریانس مدیریت دانش و هوش سازمانی در هر دو پژوهشگاه بالاتر از 5/0، و روایی همگرایی بالایی را نشان می دهد. افزون بر این، با توجه به مقادیرR2 برای سازه هوش سازمانی، برازش مدل ساختاری نیز تأیید شد. در ارتباط با برازش مدل کلی در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران 642/0 و در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 645/0 محاسبه شد که نشان از برازش کلی قوی مدل داشت. تحلیل مسیر زیرساخت های مدیریت دانش به هوش سازمانی حاکی از معنادار بودن تأثیر زیرساخت های مدیریت دانش به هوش سازمانی در سطح اطمینان 95/0 در هر دو پژوهشگاه و تأیید هر دو فرضیه پژوهش است. با توجه به مقدار t در دو پژوهشگاه، می توان به این نتیجه دست یافت که «زیرساخت های مدیریت دانش» در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با ضریب 857/36 درصد، تأثیر بیشتری بر «هوش سازمانی» در مقایسه با پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران دارد. همچنین در بین سازه های زیرساخت مدیریت دانش؛ سازه های ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، فرآیندها، فناوری، افراد و منابع مالی؛ و در بین سازه های هوش سازمانی، سازه های روحیه، تمایل به تغییر، چشم انداز راهبردی، فشار عملکرد، کاربرد دانش، اتحاد و توافق و سرنوشت مشترک به ترتیب دارای بیشترین اهمیت هستند. در پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران زیرساخت های مدیریت دانش به میزان 826/0 درصد، و در مقایسه با پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به میزان 848/0 درصد، میزان بیشتری از تغییرات هوش سازمانی را به طور مستقیم تبیین می کند.
واکاوی معرفت شناختیِ دو مفهوم کلیدی اطلاعات و دانش با تأکید بر بافت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بازتعریف معرفت شناختی دو مفهوم کلیدی اطلاعات و دانش با تأکید بر جنبه های بافتی آنها پرداخته است. اینکه بافت در چه مرحله ای از چرخه داده تا دانش به صورت ضمنی و یا صریح ورود پیدا می کند، ضرورت توجه به نقش بافت در این واکاوی ها با توجه به متون علمی حوزه چگونه است و اهمیت بافت و نقش آن در معرفت شناسی اطلاعات و دانش چیست، بررسی شده است. در این راستا دیدگاه پژوهشگران مختلف از بافت نسبت به تعریف اطلاعات و دانش در حوزه های مختلف علمی بویژه در علم اطلاعات و دانش شناسی از جنبه های مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. مرور این دیدگاه ها و نظریات نشان داد که مسأله بافت چه به صورت ضمنی و چه آشکار هنگام ورود به مباحث معرفتی و ادراکی اطلاعات و دانش حائز اهمیت است و نمی توان نقش عوامل و متغیرهای بافتی را در این زمینه نادیده انگاشت. شناخت اطلاعات و شناخت دانش با چنین نگاهی، مورد بحث قرار گرفته است. سؤال اساسی آن است که آیا مفاهیم اطلاعات و دانش در بافت های گوناگون معانی متفاوتی دارند و نقش بافت در شناخت اطلاعات و دانش چیست؟ اینها پرسش هایی است که در این جستار کوتاه به آن پرداخته شده است.
تأثیر نظام های اطلاعاتی بر شکل گیری مدل های ذهنی کاربران کتابخانه های دیجیتالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هر یک از بررسی تبیین تأثیرپذیری مدل های ذهنی کاربران نرم افزارهای کتابخانه های دیجیتال از تجربه های استفاده از سایر نظام های اطلاعاتی (پایگاه های اطلاعاتی، فهرست های رایانه اینرم افزارهای کتابخانه ای، موتورهای کاوش، شبکه های اجتماعی، و وب سایت ها).
روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش کاربردی با استفاده از رویکرد کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته و برپایه نظریه وسیله- هدف انجام شد. جامعه پژوهش شامل دو گروه بود: 1) سه نرم افزار کتابخانه دیجیتالی که شامل آذرخش، پاپیروس، و ثنا به عنوان نمونه انتخاب شدند. 2) کاربران نهایی: تعداد اندکی از 16 نفر کاربری که تجربه یک ساله استفاده از این نرم افزارها را داشتند، به روش گلوله برفی و بقیه با معرفی کتابداران، انتخاب شدند.
یافته ها: گوگل، فیس بوک، و فهرست رایانه اینرم افزار کتابخانه ای سیمرغ بیشترین تأثیر را بر مدل های ذهنی کاربران وداشتند و ویژگی های مورد انتظار کاربران نیز، بیشتر تحت تأثیر موتورهای کاوش و شبکه های اجتماعی قرار داشتبود.
نتیجه گیری: مدل های ذهنی کاربران، درهم کنشی از تجربه های فراگیر آنها در استفاده از سایر محیط ها یا نظام های اطلاعاتی به ویژه گوگل است. بنابراین، طراحان نرم افزارهای کتابخانه دیجیتالکتابخانه های دیجیتال می توانند از برخی کارکردها و قابلیت های سایر نظام های اطلاعاتی برای ارتقای کارآمدی نرم افزارها و افزایش رضایت کاربران بهره ببرند.
بازیابی تخصص: مروری بر مبانی، روش ها و مدل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازیابی تخصص حوزه ای است که از دهه 1990 میلادی مورد توجه سازمان های بزرگ و متوسط و محیط های دانش مدار قرار گرفته است، به طوری که یک اجتماع پژوهشی قوی از پژوهشگران مختلف، بخصوص پژوهشگران علوم رایانه و اطلاعات، حول آن شکل گرفته است. اما به نظر می رسد این حوزه در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو مقاله حاضر قصد دارد با پرداختن به مبانی و مدل های بازیابی تخصص، در جهت آشنایی بیشتر جامعه علمی و مدیران سازمان ها با مفاهیم این حوزه گام بردارد. روش شناسی: مقاله حاضر یک مقاله نظری است که با استفاده از روش کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه: در کنار سایر کاربردها، یکی از کاربردهای مهم نظام های بازیابی تخصص، پشتیبانی از مدیریت دانش در سازمان هاست. در این نظام ها، پژوهشگران با دوری جستن از جنبه های چالشی مفهوم تخصص، مسئله بازیابی تخصص را به انباشت اسناد متنی و کشف روابط افراد با آن اسناد تقلیل می دهند. مدل های متعددی برای کشف روابط بین اسناد و افراد ارائه شده اند که مدل های ارائه شده توسط «بالوگ» سهم بسزایی در پیشبرد حوزه بازیابی تخصص داشته اند. مدل سند-محور وی یکی از موفق ترین مدل هاست که مبنای بسیاری از مدل های بعدی قرار گرفته است. اصالت: این مقاله برای نخستین بار در ایران به طور نسبتاً جامع به مبحث بازیابی تخصص ، مدل ها و مفاهیم بنیانی آن پرداخته است. بنابراین، می تواند مورد توجه متخصصان علم اطلاعات و پژوهشگران حوزه بازیابی اطلاعات، مدیران سازمان های بزرگ و متوسط، و سایر محیط های دانش مدار قرار گیرد.
بررسی رابطه تمایل به دورکاری و تعهد سازمانی در میان کتابداران دانشگاه های دولتی شهراصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه تمایل به دورکاری و تعهد سازمانی (تعهد عاطفی، تعهد مستمر، و تعهد هنجاری) کتابداران دانشگاه های دولتی شهر اصفهان بود. روش: روش این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آن کتابداران دانشگاه های دولتی شهر اصفهان (دانشگاه اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه صنعتی اصفهان) در سال تحصیلی ۱۳۹۱-۱۳۹۲ بود (۱۶۴ نفر). به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه گیری کوکران (۱۰۷ نفر) و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و می یر (۱۹۹۰) و پرسشنامه محقق ساخته دورکاری بود. روایی پرسشنامه توسط اساتید متخصص تأیید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ ۸۶/۰ محاسبه گردید. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم افزار آماری SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تعهد سازمانی با تمایل به دورکاری کتابداران دانشگاه های دولتی شهر اصفهان ارتباط معناداری دارد. بین میانگین تمایل به دورکاری با هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی تفاوت معنادار وجود ندارد. همچنین بین میانگین تعهد سازمانی با متغیرهای جمعیت شناختی جنسیت، پست سازمانی، دانشگاه محل خدمت، و سطح تحصیلات تفاوت معنادار وجود ندارد ولی در دو متغیر رشته تحصیلی و سابقه خدمت کتابداران تفاوت معنادار است. با توجه به اینکه برخی فعالیت های کتابخانه ای به شرط وجود زیرساخت های مناسب قابلیت دورکاری را دارند، مدیران می توانند با توجه به معیارهای تعهد سازمانی برنامه ریزی مناسبی جهت اجرای آن را انجام دهند.
تحلیل الگوهای وابستگی و واژگان نمایانگر روابط کتابشناختی در خانواده های کتابشناختی بر پایه مدل مفهومی اف آر بی آر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: خانواده های کتابشناختی، مجموعه آثاری هستند که در طول زمان و در ارتباط با یک اثر اصلی خلق می شوند. وابستگی ها انواع گوناگونی در سلسله مراتب خانواده کتابشناختی دارند و واژگانی که نوع وابستگی را می نمایاند بسیار متنوع اند. این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی انواع وابستگی ها و نیز واژه های نمایانگر آنها در خانواده های کتابشناختی شاهنامه فردوسی، مثنوی معنوی، دیوان حافظ و گلستان سعدی به انجام رسیده است. روش : پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را پیشینه های کتابشناختی خانواده های پر عضو حوزه ادبیات فارسی («شاهنامه فردوسی»، «دیوان حافظ»، «مثنوی معنوی» و«گلستان سعدی») تشکیل می دهد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نظام مند، برای خانواده شاهنامه فردوسی، ۳۵۱؛ دیوان حافظ، ۳۴۶؛ مثنوی معنوی، ۳۲۰؛ و گلستان سعدی ۳۰۵ نمونه انتخاب شد. یافته ها: در ۴۱/۶۳ درصد از پیشینه های مورد بررسی، حداقل یک وابستگی شناسایی شد که بیشترین آنها از نوع اشتقاقی بود. وابستگی هایی همچون «برگزیده» با ۹/۱۹، «بازنگری» با ۳/۱۷، «براساس نسخه خاص» با ۷/۱۴، «شرح» با ۶/۱۱و «اقتباس» با ۱/۹ درصد جزء فراوان ترین انواع وابستگی های حوزه ادبیات فارسی شناسایی شد. همچنین، ترتیب وابستگی ها در همه خانواده ها متفاوت بود. اغلب وابستگی های سطح بیان با واژه های متفاوتی در پیشینه ها حضور داشتند. توجه به واژه های پربسامد شناسایی شده در این پژوهش و به کار گیری فایل دسته بندی شده از واژگان نمایانگر انواع وابستگی ها می تواند گام مؤثری در زمینه دسته بندی و مدیریت خودکار بخش بزرگی از پیشینه های هر خانواده کتابشناختی به حساب آید و نیز سبب تقویت استاندارد توصیف و دسترسی به منابع (آر. دی. ا) و ساختارمندی واژگانی در عنوان قراردادی گردد.
تحلیل شبکه اشتراک دانش و بررسی ارتباط آن با تجربه و تحصیلات در کتابداران دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر منابع انسانی را به عنوان یکی از مهمترین منابع سازمان بدانیم، استفاده از دانش افراد سازمان می تواند مهمترین بهره از منابع انسانی باشد. از این این رو مدیریت و اشتراک دانش در سازمانها اهمیت بسیاری پیدا کرده است. کتابخانه ها نیز به عنوان سازمانهای خدمت محور و همچنین دانش بنیان از جمله سازمان هایی هستند که مشارکت و مدیریت دانش کتابداران از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی گردیده است تا میزان مشارکت کتابداران دانشگاه فردوسی مشهد در فرایند اشتراک دانش با استفاده از روش تحلیل شبکه اشتراک دانش مشخص گردد. مشخص نمودن درجه مرکزیت افراد در شبکه اشتراک دانش همچنین می تواند به تشخیص مولفه هایی که ممکن است در آن تاثیر داشته باشند کمک کند. در این پژوهش ضمن تعیین درجه مرکزیت افراد در شبکه اشتراک دانش، ارتباط آن با مدرک تحصیلی و سابقه کار آنان آزموده شد. برای تحلیل شبکه اشتراک دانش از نرم افزار UCINET6 استفاده گردیده است. درجه مرکزیت کل شبکه در این پژوهش 76/26% ارزیابی شده است که از نظر تحلیل شبکه اجتماعی درجه مرکزیت چندان بالایی نیست. نتایج به دست آمده نشان داد که برخلاف ارتباط معنادار میان مدرک تحصیلی و درجه مرکزیت افراد، سابقه کار با درجه مرکزیت اشتراک دانش افراد ارتباط معناداری ندارد. همچنین تفاوت معنادری نیز از نظر درجه مرکزیت آنان میان کتابداران زن و مرد کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد وجود ندارد. درپایان بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش برای افزایش درجه مرکزیت کتابدارن و یا به عبارت دیگر افزایش میزان اشتراک دانش آنان با کتابداران دیگر و همجنین افزایش درجه مرکزیت کل شبکه اشتراک دانش پیشنهاداتی ارائه گردید.
حضور مقاله های ایرانی علم اطلاعات و کتابداری در رسانه های اجتماعی: مطالعه آلتمتریک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان حضور مقاله های بین المللی ایرانی علم اطلاعات و کتابداری در رسانه های اجتماعی انجام می شود. در این پژوهش مقاله های دارای بیشترین نمره آلتمتریک مشخص شده و رابطه میان شاخص های آلتمتریکس و عملکرد استنادی مقاله های مورد بررسی نیز مطالعه می شود. پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و با استفاده از شاخص های آلتمتریکس انجام می شود. جامعه پژوهش شامل 563 مقاله است که تا انتهای سال 2014 میلادی در دسته بندی موضوعی علم اطلاعات و کتابداری پایگاه وب علوم نمایه شده و دارای حداقل یک نویسنده با وابستگی سازمانی موسسات ایرانی هست. میزان حضور مقاله های ایرانی در رسانه های اجتماعی با استفاده از بوکمارکلت آلتمتریک که توسط موسسه آلتمتریک ارائه می شود، یررسی شده است. برای مصورسازی ماتریس همبستگی میان شاخص های مختلف از نرم افزار آماری آر استفاده شده است.
اختلاف و گونه گونگی مبنای معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله تبیین مبانی معرفت از دیدگاه قرآن با توجه به ویژگی های مورد نظر در دو دیدگاه اثبات گرائی و پست مدرن است که در مقاله قبل به آن اشاره شد. روش: روش این پژوهش بررسی متون و استفاده از تفکر انتقادی است.
یافته ها: با توجه به چالش های اثبات گرایی از جمله تجربه گرایی صرف، عدم توجه به جنسیت، نادیده گرفتن مباحث فرهنگی و تاریخی و عدم توجه به اخلاق و ارزش های آن و نقش پژوهشگر آموزه های روشن قرآن برای کشف و تبیین واقعیت و حقیقت برای رسیدن به معرفت بسیار روشنگر است. این مقاله مدعی است که خدا که خود به بشر دستور کسب معرفت و درک حقیقت داده، راه و روش آن را هم بیان فرموده است.
اصالت: این بحث در نوع خود بی نظیر است و تاکنون بحث های روشی با استناد به آیات قرآن به این صورت انجام نشده است.
"فضای مفهومی" رویکردی جهت توسعه وب معنایی
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی معنابخشی به بافت از طریق کاربرد نظریه هایی همچون نظریه فضاهای مفهومی است. دلیل استفاده از این نظریه این است که این نظریه به بررسی بازنمایی دانش و سازه معنایی می پردازد و به چگونگی تشکیل معنا در فضای مفهومی واژگان و کاربرد آنها در بافت توجه دارد. روش: پژوهش کاربردی و روش انجام آن تحلیلی است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که وب معنایی به عنوان بستری برای بازنمون دانش، باید محور شناخت را در ساختار کنونی خود تبیین نماید و به کاربر، بافت و شرایط شناختی آن، ابزارهای کسب شناخت، چگونگی ساختاربندی واژگان در بافت و چگونگی تشکیل معنا توسط انسان توجه داشته و آن را در ساختار خود به کار برد. نظریه فضاهای مفهومی به واسطه داشتن ساختار هندسی می تواند مفاهیم و روابط بین آنها را در بافت های مختلف قرار داده و تشکیل معانی را در بافت های مختلف با توجه زمینه های شناختی کاربر امکان پذیر کرده و بازیابی مرتبط با آنچه در ذهن کاربر است را ایجاد نماید.
طراحی مدل تصمیم گیری چندشاخصه فازی برای انتخاب مدیران کتابخانه های عمومی از دیدگاه کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین درجه اهمیت و اولویت بندی مؤلفه های مدیریت از دیدگاه کتابداران با استفاده از مدل تصمیم گیری چندشاخصه فازی و ارائه مدلی مناسب جهت شناسایی عوامل مؤثر در انتخاب مدیران کتابخانه های عمومی از دیدگاه کتابداران است.
روش: نوع پژوهش حاضر کاربردی و روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع بررسی موردی است. جامعه مورد مطالعه این پژوهش شامل دو گروه کتابدارانی با سابقه خدمت حداقل پنج سال در نهاد کتابخانه های عمومی استان گیلان که به صورت سرشماری انتخاب شدند و افراد خبره ای شامل استادان علم اطلاعات و دانش شناسی با دارا بودن مدرک تحصیلی دکتری و سابقه خدمت در کتابخانه ها که به صورت نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جهت تحلیل داده ها ازآزمون t-student و تحلیل سلسله مراتبی جهت اولویت بندی عوامل بهره گرفته شده است. تحلیل داده ها با کمک نرم افزارهای SPSS19 صورت گرفته است.
یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد، معیار دانش و تخصص با وزن نرمال 257/0 از بیشترین اولویت در انتخاب مدیران کتابخانه های عمومی برخوردار است، همچنین معیار مهارت مدیریتی با وزن نرمال 201/0، معیار نگرش و بینش با وزن نرمال 181/0، معیار ویژگی شخصیتی با وزن نرمال 127/0، معیار عوامل عینی با وزن نرمال 121/0 و معیار اعتبار حرفه ای با وزن نرمال 103/0 به ترتیب در اولویت های بعدی انتخاب مدیران قرار دارند.
اصالت/ارزش: با توجه به اهمیت انتخاب مدیران در سازمان ها، طراحی مدل های شناسایی افراد بالقوه برای استفاده از این نیروها در زمان مورد نیاز و تأمین نیروهای مناسب برای تصدی سمت های مدیریتی، می توان از نتایج این تجزیه و تحلیل ها جهت انتخاب مدیرانی با صلاحیت و عملکرد بهتر برای آینده سازمان استفاده نمود.