از دیدگاه آیات و روایات، «توجه انسان به علم خدا» آثار نیک فراوانی برای او دربردارد. در میان این آثار، تاثیرهای اخلاقی این موضوع چشمگیرتر به نظر می رسد. «توجه به علم خدا»، هم سبب «پرهیز از رذائل» است و هم «آراستگی به فضائل». مقصود از «پرهیز از رذائل»، ترک «گناه، ظلم، هواپرستی و مانند آن» است. تعدادی از مصادیق جزئی تر این موضوع در آیات و روایات نام برده شده؛ مانند: پرهیز از بخل، بدگویی، تهمت، خیانت، خودستایی و ریا. با بررسی آیات و روایات، رابطه میان کلید واژه های این حوزه معنایی، قرار داشتن همه آنها در خویشتن داری انسان از گناهان و رذائل است. میان این حوزه معنایی و برخی دیگر از حوزه های معنایی، رابطه ای نزدیک وجود دارد؛ مانند رابطه «آثار توجه به علم خدا» و «آثار ذکر الله» که «عموم و خصوص من وجه» است.
سبک شناسی (أسلوبیة) در اصطلاح علمی است در حوزة زبان شناسی و ادبیات که موضوع آن بررسی شیوه های گوناگون بیانی در آثار ادبی است. نهج البلاغه از جمله متونی است که شیوه های ادبی به کار برده شده در آن مطابق با مقتضای حال است. بنابراین با بررسی سبک شناسی نهج البلاغه می توان به معرفی الگویی مناسب در نوشتار ادبی، که راه گشای نویسندگان باشد، دست یافت. مقالة حاضر به بررسی سبک شناسی بیانات امام علی (ع) دربارة «نکوهش» پرداخته است. دلیل انتخاب نکوهش ها این است که نکوهش علاوه بر اهمیت تربیتی، از نظر بلاغی، شکل ها و اسلوب های خاصی از سخن را اقتضا می کند، که در دیگر اغراض سخن کم تر دیده می شود؛ زیرا در نکوهش سخن باید به گونه ای ایراد گردد که با جلوه ای نیکو در جان مخاطب نفوذ کند و تأثیرگذار واقع شود. بنابراین هدف از این پژوهش دست یابی به سبک امام (ع) در بیان نکوهش هاست. برای دست یابی به این هدف، مقالة حاضر ابتدا به بیان معانی لغوی و اصطلاحی سبک شناسی به عنوان پدیده ای زبان شناختی پرداخته است و سپس بر اساس پنج مسئلة مطرح در سبک شناسی (گزینش واژگان ، نظم ، آهنگ ، گسترش و تصویر) بررسی ادبی تفسیری بیانات امام (ع) را پی می گیرد. روش و منهج این جستار توصیفی تحلیلی است و با شیوة مطالعة کتاب خانه ای انجام شده است.
یکی از آموزه های اعتقادی شیعه ، اعتقاد به رجعت می باشد. به اعتقاد امامیه در ایام ظهور ، قیام و حکومت حضرت مهدی(ع) حوادث شگفت انگیزی رخ می دهد؛ از جمله این که جمعی از مومنان و کافران محض به این جهان باز می گردند ؛ مومنان برای دیدن تجلی قدرت الهی ، حکومت صالحان بر جهان و پاداش های دنیوی و کافران برای چشیدن نقمت ها ، عذاب ها و انتقام های دنیوی. از جمله از رجعت کنندگان امامان معصوم (علیهم السلام ) می باشند که اقرار به رجعت ایشان در زیارت نامه های ایشان همانند زیارت جامعه کبیره ، زیارت اربعین و سایر زیارت نامه ها و ادعیه به چشم میخورد . یکی از امامان معصومی که دسته ی زیادی از روایات رجعت به او اختصاص یافته ، امام حسین (ع) می باشد. ما در این نوشتار برآنیم تا با روش توصیفی تحلیلی و شیوه کتابخانه ای به تبیین زمان ، چگونگی و فلسفه رجعت امام حسین (ع) از منظر روایات بپردازیم.
نقّادی و نقدپذیری در جامعة اسلامی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. انتقاد صحیح موجب شناخت نقاط قوّت و ضعف می شود و از این طریق به پیشرفت و اصلاح امور می انجامد. برای اینکه هدف اصلی نقد که تکامل و اصلاح فرد و جامعه است و مورد تأکید دین اسلام نیز می باشد، محقّق شود، لازم است نقد مبتنی بر اصول و روش های صحیح انجام شود. بهترین راه برای دست یافتن به اصول و روش های صحیح نقد که مورد پذیرش دین اسلام نیز باشد، استفاده از متون دینی یعنی قرآن مجید و کلام معصومان، علیهم السّلام، است. با بررسی انتقادهایی که در قرآن مجید و نهج البلاغه صورت گرفته، می توانیم به اصول و روشهای نقد صحیح و سازنده پی ببریم.
امام علی(ع)، علم را بر دو نوع «مسموع» یعنی شنیده شده از خارج و «مطبوع» یعنی نشئت گرفته از عقل تقسیم می کند. بر این اساس، حافظه محوری و اندیشه محوری دو نگرش عمده حاکم بر روش های آموزش شمرده می شوند. هرچند امروزه بیشتر بر روش های اندیشه محوری تأکید می گردد، حافظه محوری نیز یکی از رویکردهای پرکاربرد به شمار می آید. نوشتار حاضر با هدف نشان دادن جایگاه و تفاوت های این دو رویکرد، با تأکید بر روایات منقول از امام علی(ع) به روش توصیفی ـ تحلیلی، نخست با تعریف دانش و خرد و رابطه میان آن دو، اهمیت آنها را در آموزش بررسی می کند، سپس به معرفی هریک از دو نگرش حاکم و روش های مورد حمایت آنها می پردازد. بررسی موضوع، اگرچه برتری به کارگیری تربیت عقلانی در آموزش را نشان می دهد، درعین حال، مشخص می کند که نباید روش تکرار و حافظه محوری را به طور کلی از نظر دور داشت.
توکل از مفاهیم اخلاقی و عرفانی فرهنگ اسلامی است. علمای اخلاق با تأسی به قرآن، مسلمانان را به تحقق عینی این مفهوم در زندگی فردی و اجتماعی خود توصیه کرده اند و عارفان از آن، به عنوان یکی از مقامات عرفانی یاد کرده و پشت سرگذاشتن آن را برای هر سالکی ضروری دانسته اند. منابع اخلاقی و عرفانی ما، مشحون از ضرورت رویکرد به توکل است. توکل در نهج البلاغه، هم در معنای اخلاقی و هم در معنای عرفانی به کار رفته است. علی (ع) در نهج البلاغه، از جهات مختلف بر اهمیت توکل تأکید کرده و آن را پایه ایمان، عامل متانت اخلاقی، راهی برای دستیابی به فقر عرفانی و عامل تفکر دانسته اند. توکل در این کتاب هرگز جانشین کوشش آدمی معرفی نشده است، بلکه توکل در جایی کاربرد دارد که دست آدمی از اقدام آن کوتاه است. تلاش نگارنده در این مقاله، بررسی مفهوم توکل در اندیشه شیعه براساس کتاب مهم نهج البلاغه (مهم ترین کتاب مذهب شیعه) است.
امت اسلامی در مصداق «اهل بیت» اختلاف دارند و دو گروه عمدة اسلامی (شیعه و اهل سنت) دربارة جایگاه آنان نزد خداوند و نقش آنان در نظام آفرینش، دو نگاه مهم دارند: نگاه افراطی، آنان را فوق بشر تصور میکند و صفات خدایی برای آنان در نظر میگیرد و نگاه تفریطی آنان را در حد مسلمان عادی میداند و گاهی تکفیر هم میکند.
با بررسی متون حدیثی دو گروه، میتوان حدّ وسط این افراط و تفریط را اثبات کرد که عبارت است از «پذیرش بندگی آنان در برابر خداوند، با وجود برخورداری از مقاماتی مانند خلافت، ولایت، امامت و عصمت»؛ با این توجیه که مستندات دینی اثبات میکند این مقامات اعطایی از سوی خداوند هستند؛ نه ذاتی آنان.
باتوجه به بررسی متون دینی، این مقامات متناسب با نیازهای مردم طراحی و جعل شده است. این مقاله نمونه ای از مقامات حقیقی آنان را ـ براساس روایات دو گروه ـ بررسی و مستندات، فلسفة جعل و مصداق آنها را از روایات دو فرقه ارائه میکند.