انتظار با چه تفسیرى مى تواند سازنده و تاثیرگذار در جامعه اسلامى باشد؟ در این نوشتار نویسنده به این پرسش پاسخ مىدهد و مفهوم انتظار را مرتبط با مجموعه کل دین مى داند و این که در عصر غیبت تکلیف مسلمانان همانند عصر حضور بلکه سنگین تر است و متقابلاً تفسیرهاى اشتباه از این مفهوم به همه مفاهیم دینى آسیب مى رساند و عرصه را براى سوء استفاده ها فراهم مى آورد.
در این جستار با اشاره به برخی قلمروهای تلاقی منطق و اخلاق، به مشکلات و راه حل ها و عرصه های جدید و بدیع پژوهش که ثمره این تلاقی ها بوده، پرداخته می شود. از میان مباحث و مسائل بسیار، در این مجال، این چند مناقشه منطقی فلسفی را گزارش و بررسی می کنیم: شکاف «است باید» (مسأله هیوم) و طرح برخی راه حل های طرح شده در مقابل آن و پارادکس های منطقِ تکلیف، اصل منطقی اخلاقی «بایستن مستلزم توانستن است» و تحلیل منطقی آن، مغالطه طببیعی انگارانه (و در ذیل آن استدلال از راه پرسش گشوده)، مسائل و مناقشات ناظر به استدلال و قیاس عملی و اخلاقی (در قالب نقش اصول در استدلال اخلاقی و مسأله ضعف اراده). این مسائل و مناقشات در طی تاریخ فلسفه جدید، باعث ایجاد ادبیات و آثار و موضوعات جدید بسیاری در هر دو قلمرو منطق و اخلاق شده است؛ سیری که همچنان ادامه دارد. این ها مباحثی است که خود طرح کنندگان اولیه به آن ها التفات و توجه نداشته اند.
موازین و معیارهای اخلاق حرفه ای، یک الگو و سرمشق واضح از رفتار درست حرفه ای پیش روی کارگزاران است که به کارگزاران و فعالان نظام اداری کمک می کند در انجام وظایف خود از این الگو استفاده کنند و راه درست را برگزینند. رعایت این معیارها در هر نظام اداری شایسته، امری لازم و ضروری است. برای داشتن هویت اسلامی رفتار حرفه ای، مناسب است به شایسته ترین نظام اداری اسلامی، یعنی حکومت علوی توسل جست. پرسش اصلی آن است که در حکومت علوی به عنوان شایسته ترین نظام حکومتی پس از پیامبر، رعایت چه موازینی از اخلاق حرفه ای به سبب تصدی مناصب حکومتی و کارگزاری مورد تأکید بوده است؟ هدف آن است که با شناسایی معیارهای اخلاقی حاکم بر رفتار کارگزاران در نظام شایسته علوی، قواعد حاکم بر رفتار کارگزاران و مدیران در نظام ها و ساختارهای اداری دیگر را بر همین اساس بنا نهاد و به یک نظام اداری مطلوب در چارچوب اندیشه اسلامی دست یافت. این پژوهش یک مطالعه توصیفی و تحلیلی است و نتایج آن نمایانگر آن است که رعایت موازین اخلاقی در حکومت علوی، در چهار بخش معیارهای کلی حاکم بر رفتار کارگزاران، معیارهای حاکم بر وظایف کارگزاران در برابر مردم، در برابر مقام مافوق و در مقابل کارکنان تحت مدیریت، قابل شناسایی و تبیین است.
در نقد اخلاق دینی، رویکردهای متفاوتی وجود دارد: یکی از این رویکردها، بیان ضررهای دین به اخلاق است. از این طریق، سعی شده است اخلاق دینی، نفی و به جای آن اخلاق سکولار اثبات شود. اموری همچون تزلزل اخلاقی، تبعیض آمیز بودن اخلاق دینی، ثبات قواعد اخلاقی آن و از خودبیگانگی از جمله موضوعاتی هستند که در این زمینه بیان شده اند. این مقاله، ضمن بیان و بررسی مهم ترین اموری که به عنوان ضررهای دین به اخلاق برشمرده شده، به دفاع از اخلاق دینی پرداخته و جایگاه آن را در میان مکاتب مختلف اخلاقی اثبات نموده است. هرچند برخی از این امور، از جمله نقاط قوّت اخلاق دینی شمرده میشوند، با وجود این، منتقدین آنها را عامل ضرر به اخلاق دانسته اند.
اخلاق گفتاری از مهم ترین ویژگی های جامعه مطلوب اخلاقی است که مرهون عوامل بسیاری ازجمله عوامل فرهنگی و اجتماعی است. در این بین رادیو به عنوان رسانه شنیداری نقش کلیدی در این زمینه دارد. در این رسانه عوامل انسانی مستقیم و غیر مستقیم شامل تهیه کنندگان، نویسندگان، گزارشگران، گویندگان، مجریان، کارشناسان و دیگر عوامل مؤثر در برنامه های تولیدی و زنده رادیو می توانند گام های مؤثری در این زمینه بردارند. اخلاق حرفه ای رسانه اقتضا می کند عوامل دست اندرکار به ویژه سیاستگذاران کلان در رادیو با آموزش و آگاهی بخشی اخلاق گفتاری در این رسانه ضمن دانستن مصادیق رذایل و فضایل اخلاق و ادب گفتار در رادیو و با تأکید بر اخلاق رسانه ای بتوانند زمینه بهبود شرایط موجود و رسیدن به نتایج و اهداف اخلاقی مورد نظر را فراهم آورند. چالش ها و تعارضات اخلاقی در این حوزه نیز حائز اهمیت است. اینکه آیا عوامل رادیو جهت جذب مخاطب یا حقیقت گویی می توانند برخی ملاحظات اخلاقی مثل عدم اشاعه فحشا و یا مزاح و شوخی غیر مشروع را نادیده بگیرند و اقدام به تولید محتوی کنند مصداق و نمونه ای از این چالش هاست.
این مقاله با هدف پاسخ به این پرسش، که الگوی تربیت عقلانی بر اساس اندیشه
امام خمینی«ره» چگونه است، به روش تحلیلی استنباطی صورت پذیرفته است. در پاسخگویی به این پرسش، ضمن اشاره به این نکته که عقل انسانی در دیدگاه امام، عقل جزئی است، شش مبنای تربیت عقلانی طبقه بندی و تجزیه و تحلیل می شود که سه مبنای اوّل عام، و زیربنای تمام روشهای تربیت عقلانی است و دیگر مبانی، یک به یک با روشهای ذکر شده متناظر است؛ این مبانی بدین قرار است: عقل، موهبت الهی به انسان است. عقل دارای ابعاد نظری و عملی است. عقل، تربیت پذیر است. تفکّر، زمینه شکوفایی عقل است. عقل از علم جدانشدنی است. کمال عقل در غلبه عقل بر هوای نفس است. در بخش اهداف، هدف غایی تربیت عقلانی از دید امام دستیابی به لقاء الله ذکر می شود که تحت لوای آن سه هدف کلی علم، ایمان و عمل قرار می گیرد. در بخش اصول و روشها سه اصلِ کاربرد روشهای منطقی، تلازم عقل و علم و تقدم تزکیه بر تعلیم آورده می شود که به دنبال آن سه روش تربیت عقلانی ذکر می شود که شامل تفکّر، علم آموزی و تزکیه نفس است. در نهایت این عناصر در یک شبکه مفهومی ترسیم شده در ارتباط طولی و عرضیشان با هم الگوی تربیت عقلانی بر اساس اندیشه امام را تشکیل می دهند.
خداوند متعال حضرت ابراهیم(ع) را علاوه بر مقام رسالت، به مقام امامت نیز مفتخر ساخت؛ زیرا آن حضرت از پیامبرانی است که برای تبیین اصول دین الهی نه تنها راه را می نمود، بلکه مردم را در مسیر درست راه می بُرد و این همان کاری است که امام و رهبر انجام می دهد. در معناشناسی اقناع، آن رابه «راضی و همراه کردن افراد برای گرایش به موضوع، فعّالیّت یا هدفی خاص» تعریف کرده اند. آنچه این مقاله که با شیوة توصیفی تحلیلی سامان یافته، بدان پاسخ داده این است که اقناع حضرت ابراهیم(ع) برای هدایت مردم به سوی شریعت الهی چه ویژگی هایی دارد، از چه روش هایی بهره برده است و چه هدف یا هدف هایی را دنبال کرده است؟ با بررسی داستان حضرت ابراهیم(ع) در قرآن کریم و با بهره گیری از تفاسیر و کتب مربوط، این نتیجه حاصل شد که اقناع آن حضرت ویژگی هایی چون تناوب و تکرار پیام، حُسن خُلق اقناع کننده و از روش هایی چون قرار گرفتن در جایگاه پرسشگر، گفتگو، پاسخ طلبی، رشدیافتگی و بُت شکنی، واژه آفرینی، خلاّقیّت در عمل و... استفاده نموده است و اهدافی چون جذب مخاطبین، تحریک فکر و اندیشه، ایجاد شک، کاهش مقاومت، تغییر موضع، تقویت موضع، ایجاد رفتار و ... را به صورتی دست یافتنی دنبال می کرد.
هدف پژوهش حاضر، تحلیل مفهوم، مبانی، اهداف و اصول عدالت تربیتی ازمنظر شهید مطهری با استفاده از دو روش تحلیل مفهومی (مفهوم پردازی) و روش استنتاجی است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که در صورت بندی مفهوم عدالت تربیتی ازمنظر شهید مطهری می توان به فرصت های آموزشی برابر، رعایت حقوق و استحقاق افراد باتوجه به تلاش و استعدادهای متربیان، جبران کمبودهای متربیان نیازمند توجه خاص، تلازم استعداد و وظایف متربیان اشاره نمود. مهم ترین مبانی عدالت تربیتی عبارت است از: 1. برخورداری انسان از تعلیم وتربیت، مصداق برخورداری از فیض عام خداوند است؛ ۲. برخورداری انسان از تعلیم وتربیت یکی از جلوه های توازن در هستی به منزله اصل حاکم بر جهان آفرینش است؛ ۳. برخورداری انسان از تعلیم وتربیت، جنبه ای از تحقق عدالت فردی است؛ ۴. برخورداری انسان از تعلیم وتربیت زمینه ساز تحقق عدالت اجتماعی است؛ ۵. تعلیم وتربیت مهم ترین عامل زمینه ساز رشد فطریات انسانی است؛ ۶. تعلیم وتربیت مهم ترین عامل زمینه ساز رشد کرامت انسانی است؛ ۷. تعلیم وتربیت ابزار اصلی رشد تعقل و اراده به عنوان ویژگی های ایجادکننده کرامت انسانی است؛ ۸. تعلیم وتربیت ابزار رشد ارزش های اخلاقی است؛ ۹. تعلیم وتربیت، زمینه ساز سعادت انسانی است، همچنین اصل آموزش همگانی، اصل فردیت در آموزش، اصل پرورش فطریات، اصل پرورش کرامت و اصل سعادت از مهم ترین اصول برآمده از آرای شهید مطهری است.