در این مقاله، مروری کلی به اخلاق مدرن با توجه به ارتباط آن با اخلاق دینی ارائه شده است. در این مرور کلی، اهمیت نقش مونتایگن، هابس، هیوم، کانت و هگل در تغییر مسیر اخلاق از دین بیان شده است و چنین استدلال شده که هر کس به ارائه اخلاق دینی در جهان معاصر امیدوار است، باید به مطالعه و بررسی فرآیند سکولارسازی اخلاق بپردازد. هم چنین به چند گرایش اخیر نیز اشاره شده و نظریه های اخلاقی در عصر حاضر به سه دسته کلی تقسیم شده است: نظریه های نتیجه گرا، وظیفه شناختی و فضیلت محور. درنهایت اثبات شده است که اخلاق دینی موفق باید موارد قوت این سه رویکرد را در خود فراهم آورد.
انسان موجودی است که به دلیل برخورداری از قوه فکر و قدرت تمییز نیک و بد، می تواند با انتخاب مسیر درست یا نادرست، آینده حیات خود را در دو سویه تاریکی یا روشنایی تعیین نماید. در همین وادی انسانیت، آدمیانی یافت می شوند که پس از یاری خویش و یا در هنگامه آن، بنای یاری دیگری یا دیگرانی را دارند.
این مبلغان و مربیان توحیدی برای توفیق در رسالت خویش علاوه بر فراهم نمودن مقدمات اولیه، به صورت ضروری، نیازمند شناختن برترین مربی و مبلغ موحد؛ یعنی حضرت ختمی مرتبت می باشند. یگانه ای که لحظه لحظه زندگیش دریایی از نکته های تربیتی و اخلاقی است و بی شک قدم زدن در این اقیانوس، سپاس و ستایش باری تعالی را خواسته یا ناخواسته و از تمام وجود برمی انگیزاند. در این مقال سعی داریم نکاتی از این دریاهای عمیق را برشماریم که شاید کمتر در نگاره چشم آمده اند. نکاتی که پایه های تشکیل و ترویج معارف دینی اند.
بشر امروزى که گرفتار تجدد و نوگرایى شده است، رویکرد نوینى به معنویت، اخلاق، دین و ارزش هاى دینى پیدا کرده و دریافته است که هدایت انسان به سوى تعالى تنها در پرتو آموزه ها و مفاهیم دینى امکان پذیر خواهد بود. در نگاهى کلان، دین معیار هدایت، عامل معنادهى و هویت بخشى به انسان و نسخه رستگارى بشر است که باید براى آموزش مفاهیم پویا و ماندگار آن و تربیت دینى و التزام درونى افراد، روش ها و سازوکارهاى مناسب فراهم آید. یکى از بهترین و زیباترین و اثربخش ترین سازوکارها براى آموزش مفاهیم دینى زبان قصه است. این مقاله به روش توصیفى تحلیلى و با هدف بررسى نقش و اهمیت قصه در آموزش مفاهیم دینى، میزان هماهنگى اصول آموزشى حاکم بر قصه و مفاهیم دینى و شناسایى مفاهیم که از طریق زبان قصه قابل آموزش است انجام شد. همچنین اصول حاکم بر قصه و مطابقت آنها با اصول حاکم بر آموزش مفاهیم دینى مورد بررسى قرار گرفت. در نهایت، آموزه ها و مفاهیمى که با زبان قصه مى توان به بهترین وجه آموزش داد با ذکر نمونه هاى قرآنى و به مدد آیات و روایات، واکاوى و مشخص گردید. با اطمینان مى توان گفت که قصه گویاترین زبان آموزشى مفاهیم و آموزه هاى دینى و قرآنى است که باید در امر تعلیم و تربیت دینى بیش از پیش مورد توجه اولیا، مربیان، معلمان، استادان و صاحب نظران قرار گیرد.
این پژوهش به بررسی اصول و روش هایی پرداخته است که پیامبر گرامی (ص) در مواجهه با خاطیان نسبت به حقوق شخصی ایشان داشته اند. در قرآن کریم، پیامبر به عنوان الگو و اسوة همة مؤمنان معرفی شده اند. سیرة شخصی ایشان راهنما و راهگشای مناسبی در برخورد با خطاکاران در جامعة اسلامی است. بدین منظور، با استقراء ناقصی که در سیره و تاریخ نبوی در منابع اسلامی صورت گرفت، روشن شد که از اهداف اولیة رسول مکرم، جذب حداکثری مردم به اسلام بوده است. پیامبر اکرم (ص) متناسب با شرایط گوناگون، برخوردهای متفاوتی داشته اند. از این رو، در برخوردهای خود بر اساس اصل «رحمت» با افراد خطاکار برخورد می نمودند و در اجرای اصل بیان شده نیز از روش گذشت بهره می بردند.
هدف پژوهش اولویت بندی عوامل خانوادگی مؤثر در تربیت دینی فرزندان بر اساس دیدگاه والدین دانش آموزان و روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری والدین 4000 نفر از دانش آموزان مدارس راهنمایی دخترانه منطقه دو آموزش و پرورش قم بودند که 351 نفر از آنان بر اساس جدول براورد حجم نمونه از روی جامعه مورگان و کرجسی به شیوه تصادفی ساده به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته حاوی 20 عامل در طیف سؤالات آرایش رتبه ای با پایایی 878/0 مطابق آلفای کرانباخ استفاده شد؛ تجزیه و تحلیل اطلاعات بر اساس آزمون Z تک گروهی نشان داد که اولاً تمامی عوامل مورد مطالعه نمره Z بزرگتر از Z بحرانی در سطح اطمینان 99/0 برای آزمون یک دامنه به دست آورده اند. ثانیاً از دیدگاه والدین تلاش به منظور کسب روزی حلال در امرار معاش، تشویق فرزندان به صداقت و راستگویی، رعایت حق الناس، اعتقاد به وحدانیت خداوند متعال، افزایش و تقویت روحیه گذشت و فداکاری توسط والدین و پایبندی خانواده به روحیه عدالت گرایی و عدالت خواهی به ترتیب از مؤثرترین و اولویت دارترین عوامل خانوادگی تأثیرگذار در تربیت دینی فرزندان شناخته شد و پایبندی والدین به شئون اسلامی، التزام والدین به روزه داری در ماه رمضان، رعایت دستورهای دینی توسط والدین، برپاداشتن نماز توسط والدین در زمان مناسب، شرکت والدین در نماز جماعت و محافل قرآنی در الویتهای انتهایی قرار گرفت.
«مدارا» یکی از فضیلت های محوری در اغلب ادیان و فرهنگ هاست که در چند صد سال اخیر بیش از پیش کانون بررسی شده است. با وجود تلاش های بسیاری که در ایضاح مفهومی آن صورت گرفته، به نظر می رسد تاکنون به سرانجام مطلوبی رهنمون نشده است. به کارگیری این اصطلاح در سخن از روش ها، اندیشه ها،مکاتب فکری، رویکردها و اشخاص و کاربست آن در قلمروهای علمی گوناگون از جمله فلسفه، اخلاق، ادیان ،علوم اجتماعی سیاست، روانشناسی و تاریخ از یک سو و به کارگیری بی ضابطه و غیردقیق آن در زبان فارسی در قالب های مشترک لفظی و معنوی از سوی دیگر، سبب ایهام در معنا شده و کار مفاهمه را دشوارتر کرده است، به گونه ای که برخی ازمتناقض نما بودن آن سخن گفته اند. این در حالی است که مفهوم «مدارا» به عنوان یک کلان مفهوم بیانگر طیفی از شیوه های رفتار در برابر اندیشه مخالف است که از تحمل آغاز و به رواداری در حوزه معرفت ختم می شود و در تعبیر دقیق تر می توان به لحاظ منطقی در رابطه اش با مفهوم «رواداری» از نسبت عام و خاص سخن گفت، نه تساوی و تباین.
این پژوهش که به روش تحلیلی ارائه می شود، بعد ازگذر کوتاهی به معنای لغوی، با ایضاح مفهومی و اصطلاحی آن به بررسی آسیب موجود در این پدیده می پردازد و ریشه آن را در بیرون از مرزهای زبان فارسی جست وجو می کند و در ادامه با بیان تفاوت گفتمان «مدارا» و «رواداری» به نتایج این دو گفتمان در قلمرو معنا اشاره می کند.
رهاورد دین پژوهانه این پژوهش، ایضاح مفهومی این دو اصطلاح و آشنایی با شرایط و آسیب های موجود در این دو گفتمان در دو پارادایم ""سنتی"" و"" مدرن"" است. چنانکه بسترسازی برای طبقه و تقسیم بندی میان آموزه های «مدارامحور» و «روادارمحور» در عرفان اسلامی به عنوان تنها زبان مشترک این دو گفتمان، از دیگر نتایج خواهد بود.
در این مقاله تفکرات انسان شناسی علامه محمد تقی جعفری به عنوان جزئی از یک نظام منسجم فکری دنبال وبا توجه به برخی چالش های نظام آموزشی معاصر بحث می گردد. این تفکر،حاصل احاطة ایشان براسلام وعلوم جامعه شناسی و روان شناسی بوده و درپیوندعمیق با مباحث تربیتی است وبدون توجه به آن،درک کلیت نظام تعلیم وتربیت او دشوار می گردد.در بررسی مبانی تربیتی انسان شناسی علامه محمدتقی جعفری ضرورت پاسخ گویی به سئوالات اساسی انسان درمحورارتباطات چهارگانه او با خود ،دیگران ،جهان وخدا و همچنین جایگاه آن در مراحل نظام تعلیم و تربیت موردتوجه قرار گرفته که حاصل خلاقیت علامه درطرح مباحث انسان شناسی با رویکرد تربیتی است. مراتب نظام تعلیم وتربیت اورا این روابط در برداشته وهریک بخشی ازدایره علوم انسانی وتجربی را پوشش می دهد. همچنین براین اساس اصولی مانند موضوعیت شخصیت انسان، فرایند تربیت تدریجی، توازن احساس وعقل،یادگیری اجتماعی وفرهنگی وارزش محوری استخراج گردیده است و انتظار می رودکه با توجه به اشراف ایشان به نظام آموزشی معاصر، این مباحث در بومی سازی نظام تعلیم و تربیت وکاهش این چالش ها مؤثر یاشد.