ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۵٬۸۱۳ مورد.
۳۰۱.

کشف روابط بینامتنی و اسالیب بلاغی خطبه فدکیه با تکیه بردیدگاه مقام معظم رهبری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۲۹۴
یکی از نماد های فاطمه شناسی، درک علوم و معارفی است که از آن حضرت به یادگار مانده است و همانند کلمات گهربار پیامبر (ص) و سخنان امامان معصوم (ع) برای انسان ها رهگشا است. این حقایق نشأت گرفته از سرچشمه لایزال وحی و در نهایت فصاحت و بلاغت است که تبیین آن از اهمیت ویژ ه ای برخوردار است. در جستار حاضر، روابط بینامتنی و اسالیب بلاغی کلام حضرت زهرا (س) در خطبه فدکیه با تکیه بر دیدگاه مقام معظم رهبری مورد ارزیابی قرار گرفته است. از دیدگاه رهبری، خطبه مذکور از لحاظ زیبایى هنرى، مثل زیباترین عبارات نهج البلاغه است و انقلابی ماندن از درس های خطبه فدکیه حضرت زهرا(س) است که در این فرازها حضرت به عوامل تداوم آن اشاره می کنند. بر مبنای اطلاعات به دست آمده از این بررسی مشخص گردید که اسالیب بلاغی همچون سجع، جناس، مراعات نظیر، کنایه، استعاره، تشبیه، اقتباس، و... در کلام حضرت، با اهداف تقویت معنا و ایجاد اشتیاق و انگیزه در مخاطب برای شنیدن تمامی کلام، بالا بردن وضوح معانی، توان بخشیدن به کلام و برانگیختن احساسات و بالا بردن زیبایی و خرّمی سخن برای تأثیر گذاری بیشتر کلام بر مخاطبان به خدمت گرفته شده است. به طور کلی آن حضرت این اسالیب را برای تبیین موضوع و ایجاد انگیزه لازم در مخاطب، به کار برده اند. در بررسی روابط بین متنی؛ تناص امتصاصی، اقتباسی کامل منصص، اقتباس جزئی، تناص اسلوبی، کامل محور یا نفی کلی، اقتباس جزئی و نفی متوازی کشف شدند. روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی در صدد کشف روابط بینامتنی و اسالیب بلاغی خطبه با تکیه بر دیدگاه مقام معظم رهبری بر آمده است.
۳۰۲.

بررسی حدیث ثرید از منظر فریقین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۹ تعداد دانلود : ۲۱۰
حدیث «فضل عائشه علی النساء کفضل الثرید علی الطعام» در منابع حدیثی و کلامی و تفسیری و تاریخی و تراجم اهل سنّت به عنوان یکی از مهم ترین ادله برای اثبات فضیلت و برتری عائشه مستمسک برای برخی از نویسندگان قرار گرفته است. گاه به استناد این حدیث او را به صورت مطلق بر همه زنان برتر دانسته و گاه فقط بر زنان پیامبرk و گاه صرفا به عنوان یک فضیلت و صفت نیکو دانسته شده است بدون سخن گفتن از مفاضله و مقایسه با دیگر زنان. در این مقاله با استفاده حد اکثری از منابع قابل قبول اهل سنّت در فقه الحدیث و بررسی سندی و دلالی مطالعه شده است و بررسی متن های گوناگون در این زمینه احتمال وضع تقویت می شود علاوه بر اینکه با نگاهی به راویان این حدیث در می یابیم که نمی تواند از اعتبار برخوردار باشد. از سوی دیگر بعد از چشم پوشی از سند، با توجه به نصوص معارض برای اثبات برتری عائشه بر خدیجهh و فاطمه نیز ناتوان است حتی با دقت در حدیث اثبات فضیلت نیز مشکل به نظر می رسد.
۳۰۳.

بررسی تطبیقی روش تبویب الکافی و صحیح بخاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
معمولاً هر کتابی در ساختار و محتوا دارای روش و سبک خاصی می باشد، مخصوصاً اگر مؤلف آن فردی برجسته و موضوع کتاب از اهمیت بالایی برخوردار باشد. شناخت روش تدوین کتاب برای استفاده از آن و پی بردن به مقصود واقعی مؤلف در بخش های مختلف کتاب بسیار ضروری است، جوامع حدیثی نیز دارای دو بُعد محتوا و ساختار می باشند و برجستگی این دو بُعد باعث می شود که یک جامع حدیثی معروف ت شده و بیشتر مورد تأکید و استفاده قرار گیرد. در پژوهش های قدیم حدیثی، بیشتر بُعد محتوای جوامع حدیثی مد نظر بوده و ساختار علی رغم اهمیت مورد کم توجهی قرار گرفته است. این پژوهش به صورت تحلیلی - توصیفی برخی ابعاد ساختاری دو جامع حدیثی مهم شیعه و اهم سنّت را مورد بحث قرار می هد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که طبقه بندی حاکم بر دو کتاب، تبویب اجمالی که نشان دهنده اسامی کتب، تعداد ابواب و تعداد احادیث، دربرداشتن ابوابی به نام های نادر ، تکرار احادیث و... می باشند و برخی از اشکالات قابل ذکر در تبویب این دو اثر عبارت اند از: وجود باب در غیر کتاب مربوط، وجود ابواب بدون نام، عدم تناسب کتاب با کتاب های پیشین و...
۳۰۴.

بازشناسی معانی واژه های «مخلط»، «مختلط»، «تخلیط» و سایر مشتقات ریشه «خلط» در کتب رجالی متقدم شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۵۳
یکی از راه های تشخیص حدیث صحیح از ضعیف، آگاهی از احوال و اوصاف راویانِ سلسله اسانید روایات است. این آگاهی از طریق مراجعه به کتاب های رجال میسر می گردد. باید توجه داشت که علمای رجال متقدم شیعه در مقام معرفی اشخاص، گاه الفاظی را استعمال کرده اند که مدلول و مفهوم بعضی از آن ها برای علمای معاصر به روشنی معلوم نیست. ازآنجاکه توثیق و تضعیف راویان، با اطلاع از مدلول درست این الفاظ امکان پذیر است، ضرورت دارد مدلول آن ها بررسی و واکاوی شود. ازجمله این الفاظ «مخلّط»، «مختلط»، «تخلیط» و سایر مشتقات ریشه «خلط» است. در پژوهش حاضر، این الفاظ و اصطلاحات از هم تفکیک و سپس به روش توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای، تمام مصادیق این اصطلاحات مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه ای که حاصل آمد، این بود که این الفاظ، برخلاف نظر سایر درایه نگاران متأخر، هم معنا نیستند؛ بلکه هریک از این ها، بسته به معانی لغوی شان، معنای متفاوتی با دیگری دارد.
۳۰۵.

روش فهم و تبیین روایات در دو شرح عقل گرا و نقل گرای ملاصدرا و مجلسی بر کافی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۳۴۱
هریک از شارحان حدیث با رویکرد خاصی به تبیین روایات پرداخته اند. از این میان می توان به دو رویکرد عقل گرایی فلسفی و نقل گرایی اشاره کرد. برای شناخت بهتر تأثیر این دو رویکرد در روش فهم و تبیین روایات، لازم است که آن ها را مورد مطالعه قرار داد. برای این منظور در این پژوهش با روش مقایسه ای، به مطالعه موردی شروح دو اندیشمند تأثیرگذار عصر صفوی (ملاصدرا و محمدباقر مجلسی) بر کتاب کافی پرداخته شده است. نتیجه اینکه گاهی نگرش منطقی و فلسفی ملاصدرا در تبیین معنای لغات تأثیرگذار بوده است. همچنین در مواردی که بحث صرفی به اختلاف در معنا منجر می شده، مجلسی به آن موارد، بیشتر توجه نشان داده است. در مباحث نحوی نیز به نظر می رسد هرچند ملاصدرا به این مباحث توجه دارد، اهتمام مجلسی به این مباحث بیشتر است. در استناد به روایات، منبع روایت برای ملاصدرا اهمیت خاصی ندارد، ولی برای مجلسی دارای اهمیت است. برخلاف ملاصدرا، مجلسی در شرح بخش اصول کافی ، بسیار از دیگر شروح کافی بهره برده و تکیه وی بر آن ها به نحو شگرف آوری بسیار است. مجلسی هرچند در برخی موارد درخصوص فلسفه و تصوف موضع گیری منفی از خود نشان داده، گاهی در شرح خود، به نقل اقوال فلاسفه و عرفا پرداخته است.
۳۰۶.

بازشناسی مفهوم ضعف راوی در منابع پنج گانه رجالی شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۰۳
یکی از مفاهیم در دایره جرح و تعدیل رجال حدیث، مفهوم ضعف است. دانشمندان رجال شیعه برخی از راویان را ضعیف توصیف کرده اند؛ اما با وجود ضعف راوی، در کتب حدیثی ما روایات بسیاری از آن ها نقل شده است. این مسئله نشان می دهد مفهوم ضعف نمی تواند به معنای رد مطلق روایات راوی توصیف شده به ضعف باشد. اگر ضعف به معنای رد مطلق روایات راوی ضعیف بود، هرگز شاهد ورود حجم فراوانی از روایات راویان ضعیف به کتب روایی نبودیم. برای نمونه با وجودی که دانشمندان علم رجال ابوسمینه و محمد بن سنان را ضعیف می دانند، در کتب روایی ما صدها روایت از این دو داریم و همین مسئله نیاز به یک دوباره اندیشی در حوزه مفهوم ضعف را ضروری می سازد. بنابراین پژوهش حاضر به هدف دستیابی به مفهوم ضعف در نزد رجال پژوهان شیعه که ارتباط مستقیم با چرایی ورود روایات راویان ضعیف در منابع حدیثی دارد، به روش توصیفی تحلیلی به تبیین مفهوم ضعف در نزد رجالیان به ویژه رجال پژوهان متقدم می پردازد. نتیجه حاصل از این پژوهش اثبات می کند با توجه به گونه های نقش راوی و پدیده استثنا، توصیف راوی به ضعف به معنای عدم اعتبار کل روایات وی نیست. 
۳۰۷.

روش بازشناسی مذهب راویان مطالعه موردی مذهب قاضی ابوبکر جعابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۳۱۵
شناخت مذهبِ راوی، نقش انکارناپذیری در اعتبارسنجیِ احادیث وی دارد و با توجه به آن، گاه می توان به فهم استوارتری از احادیثِ وی نیز دست یافت. در لابه لای میراث ارزشمندی اسلامی، از قرینه های گوناگونی برای تشخیصِ مذهب راویان بهره گرفته شده است، اما منبعی که به طور منسجم به روشمندسازی این فرایند پرداخته باشد، یافت نمی شود. مقاله حاضر در پی آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، در عین تمرکز بر روی یک نمونه موردی، گامی مؤثر در راستای روشمند نمودنِ سازوکار تشخیص مذهب راویان بردارد. این مطالعه موردی بر روی مذهب یکی از محدثان برجسته فریقین به نام قاضی محمد بن ع ُ مَر جعابی (د. 355ق) است. گزارش های ناهمسویی درباره مذهب وی در منابع فریقین یافت می شود. با موشکافی در قراین مختلفِ دردسترس درباره جعابی مانند ابرازنظرهای وی در ذیل نقل روایاتش، درون مایه کتاب های وی، جهت گیری های مذهبیِ خویشاوندان نزدیک و هم نشینانش، بی اعتناییِ وی نسبت به قم و محدثانِ برجسته قمیِ حاضر در بغداد با وجود شیفتگی فراوانِ وی به گردآوری حدیث، روشن شد که جعابی هرچند گرایش هایی به سویی اهل بیت k داشته، اما وی برخلاف تصور برخی از محققان معاصر، امامی مذهب نبوده است و یا دستِ کم نمی توان چنین مذهبی را برای او ثابت نمود.
۳۰۸.

بازشناسی مفهوم «أنا قَتیلُ العَبرَه» از رهگذر خوانش انتقادی رویکردهای تبیینی اندیشمندان و واکاوی پیوند «اشک ریزی- خردورزی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۸۴
مفهوم شناسی پاره گزاره روایی «أنا قَتیلُ العَبر ه » گرچه از دیرباز محل التفات اندیشوران حدیث پژوه بوده و به گاهِ مواجهه با آن به تحلیل نوع اضافه «عَبر ه » اشاره داشته اند، اما این رهیافت ها اغلب تک بُعدی بوده، عاری از غرض یابی و تحلیل چرایی کاربست «عَبر ه » در عوض «بُکاء» یا « دَمعه » در نظر می آیند. ازاین روست که واکاوی مفهوم «عَبر ه » در جهت بازشناسی مفهوم دلالی «أنا قَتیلُ العَبر ه » در وهله نخست از اهمیت عطف توجه قرار می گیرد. بدین منظور نوشتار حاضر به شیوه کتابخانه ای در گردآوری مطالب، و با روش توصیفی تحلیلی در پی نمایان سازی این مهم، ابتدا با زبان شناسی تاریخی و ریشه شناسی ماده «ع   ب   ر» که در گونه های نگارشی «عَبر ه / عِبر ه » با تطور معنایی از مفهوم بنیادین همراه بوده، خوانش نخستین در بازشناسی مفهوم پاره گزاره را پی   جسته است. ثمره این خوانش، در ارزیابی رهیافت های اندیشوران در تبیین مفهوم «قَتیلُ العَبر ه » مورد استفاده بوده؛ اما آنچه در وهله پسینی رسالت این بازشناسیِ مفهومی را بر عهده داشته، خوانش روایی مؤلفه «تبیین اهداف قیام امام حسین» و واکاوی پیوند «اشک ریزی، پندپذیری» است. هدف قیام در ساحت اجتماعی، اصلاح جامعه و هدف فردی، عبرت آموزی مخاطب از این قیام با عبور از مرحله ای در درون، به اظهار برونی اشک بر آن است. و حاصل تتبع در مؤلفه اشک ریزی نیز نمایانگر آن است که «عَبر ه » به نوع ویژه ای از اشک اشاره دارد که بر محور «اشکِ نافع گریه قلبی» استقرار یافته، به طوری که صاحبانِ لُبّ بر پایه پیوند «اندیشه ورزی عبرت گیری/ پندپذیری» بدان تمسک می جویند. بر این اساس مفهوم دلالی گزاره های مشتمل بر «قَتیلُ العَبر ه » چنین بازخوانی می گردد: من کشته شدم تا صاحبانِ خرد با تأثر، عبرت و پندگیری از داستان قیام من، اشکِ نافع ریزند و از رهگذر این گریه قلبی، اصلاح رفتارهای فردی اجتماعی حاصل آید.
۳۰۹.

نگاهی به ساختار معنایی «تکبّر» در فرهنگ ثقلین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۵ تعداد دانلود : ۳۴۳
تکبر در کتب لغوی و اخلاقی غالبا خودبزرگ بینی و خود برتر بینی معنا شده است. از سویی مطالعه آیات و روایات، این مطلب را قویا نشان می دهد که در کاربرد «کبر» و کلمات هم خانواده آن، زیر بار حق نرفتن، گردن کشی در برابر حق یا حق گریزی، به منزله ریشه و عامل خودبزرگ بینی و خود برتر بینی مورد تأکید فراوان قرار گرفته تا جایی که در موارد متعددی اساسا کبر و تکبر، معادل حق گریزی و امثال آن دانسته شده است. در روایات به مواردی برمی خوریم که (با پررنگ کردن ریشه کبر) مراد از تکبر صرفا حق گریزی هایی، مانند سرباز زدن از ولایت و انکار معرفت حجت های الاهی دانسته شده است. همچنین در مواردی که روایات، کبر را با تعابیری نظیر «ام العیوب» و «اعظم الذنوب» توصیف کرده و عقابهای شدیدی برای آن بر شمرده اند، تأکید بر حق گریزی است. حاصل این بررسی، توجه بیش از پیش به موضوع «حق پذیری» و «تسلیم در برابر حق» به عنوان مؤلفه مهم «ایمان» و «دین داری» است که حاوی پیام مهم و تأثیرگذاری در رویکرد ما به مفاهیم و ارزش های دینی خواهد بود.
۳۱۰.

مأخذشناسی و کتابشناسی «ردّ الشمس»(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۸
واقعه «رد الشمس»، معجزه و کرامت بسیار مشهوری است که در چندین روایت، از افراد مختلف در کتب حدیثی و تاریخی سنی و شیعه، ذکر گشته و مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. امّا در دوره معاصر و ظهور علوم تجربی جدید، افراد متعددی در برخی از یادداشت ها، درباره این رخداد تاریخی، استبعاد نموده اند؛ و آن را انکار یا اشکالاتی را بر این داستان وارد کرده اند. با توجه به اهمیت این معجزه و کرامت، اکنون لازم است پیرامون ابعاد مختلف این داستان و پشتیبانی علمی و حدیثی از آن، تحقیقات بیشتر و جدیدتری صورت گیرد. بنابراین پژوهش گران علاقمند به این حوزه، نیازمند به مأخذ شناسی درباره این رخدادِ تاریخی هستند. در پژوهش حاضر، سعی شده تا به این نیاز پاسخ داده شود؛ و ضمن جستجوی در منابع اطلاعاتی مختلف، بیش از پنجاه اثر (کتاب، مقاله، پایان نامه و ...) با موضوع رد الشمس، شناسایی و معرفی گردند.
۳۱۱.

التطور الدلالي لكلمه (الزكاه) ومشتقاتها في الشعر الجاهلي والقرآن الكريم ونهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۰
یعد التطور الدلالی من أهم الموضوعات التی طرق أبوابَها الألسنییون فی مجال الدراسات التطوریه. کلمه الزکاه وجمیع مشتقاتها تعد من الکلمات الهامه التی تحمل ظلالا دلالیه خاصه فی القرآن، کما أنها تحمل نفس الدلالات والظلالات فی نهج البلاغه وزیاده، مما سنوضّحه خلال المقاله. وأما استعمال الکلمه ومشتقاتها فی الشعر الجاهلی فقلیل جدا، بحیث قلّبت الباحثه عددا کبیرا من دواوین الشعراء الجاهلیین وبعض المصادر الهامه مثل المفضیلات والأصمعیات ولکنها لم تستطع على أن تحصل على شواهد الماده إلا فی أقل من أصابع الید، فمهما یکن من أمر إن ماده زکو ومشتقاتها – بحسب ما حصلنا علیها من شواهد قلیله من الشعر الجاهلی– کانت تعنی فی تلک الردهه الطهر والنقاء ثم الزیاده والنماء وأما الدلاله الدینیه المعهوده للماده وهی إعطاء بعض المال للفقراء أو لأرباب الدیانات – وإن کانت موجوده فی بعض الشعر المنسوب إلى أمیه بن أبی الصلت- فهی دلاله تختلف عما عهدناها فی القرآن الکریم فی بعض سماته. حاولت الباحثه خلال المقاله أن تضع النور – عبر المنهج الوصفی التحلیلی - على دلالات الماده وتذکر لها شواهدها فی الشعر الجاهلی والقرآن الکریم ونهج البلاغه، مسجله الاشتراکات والافتراقات الدلالیه الموجوده فی الماده فی المصادر الثلاث. تفید نتائج الدراسه أن جذر (زکو) فی العصر الجاهلی کان یحمل معان غیر دینیه فی الأعم الأغلب، إلا أنه – وبعد أن استعمل فی القرآن الکریم ونهج البلاغه- صار یستعمل فی مضامین دینیه غالبا وفی مضامین غیر دینیه مثل النمو والطهاره فی بعض الأحیان، إلاأن دلالات الماده فی نهج البلاغه أصبحت دائرتها أکثر اتساعا من الشعر الجاهلی والقرآن الکریم، لا من حیث کثره الاستعمال،
۳۱۲.

دراسه الكرامه الإنسانيه كحق أساسي من حقوق الإنسان، في الحكومه العلويه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۴
یکی از موضوعاتی که در تعلیم و تربیت از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد توجه به مساله تربیت معنوی و توجه به مولفه های تاثیرگذار بر آن می باشد. واقعیت آن است که در سال های اخیر به سبب عدم توجه به این مولفه ها که یکی از مهمترین آنها حق به کرامت انسانی می باشد آسیب های زیادی به سلامت روحی جامعه و افراد وارد شده است لذا در ترویج و صیانت از سلامت معنوی انسان، توجه به کرامت انسانی جایگاه ویژه ای دارد. پرسشی که در این مقاله مطرح می گردد این است حق کرامت انسانی به عنوان یکی از مولفه های سلامت معنوی درحکومت علوی (ع) از چه جایگاهی برخوردار بوده است در پاسخ به این پرسش، نوشتار حاضر که با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و منابع اسلامی نگارش یافته است، بر این فرض استوار است که ، حق کرامت انسانی سالها و حتی قرن ها پیش از مصطلح شدن آن در عرصه بین المللی، در حکومت علوی برسمیت شناخته شده است و آن حضرت در حکومت نه چندان طولانی خود همواره بر حفظ این حق اهتمام داشتند.
۳۱۳.

سبک شناسی آوایی خطبه 34 نهج البلاغه(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۳۶
سبک شناسی لایه ای، روشی برای مطالعه رفتار زبانی افراد است. تأمّل در پنج لایه «آوایی»، «لغوی»، «بلاغی»، «نحوی» و «ایدئولوژیک» در گفتار یا نوشتار، افکار، عقاید و احساسات درونی صاحب آن را نمایان می سازد. بررسی آواشناختی، نخستین مرحله این روش است. سبک شناسی آوایی، با تشخیص و تحلیل واحدهای آوایی در بافت زبانی، زیبایی های نهفته در آوای حروف، واژگان و جملات را کشف  کرده و نشان داری صاحب سخن را نمایان می سازد. نهج البلاغه با برخورداری از طیف متنوّعی از سخنان امیر سخن علی7، منبع مناسبی برای بررسی های آواشناختی است. خطبه 34 نهج البلاغه به لحاظ نکوهش ها و انتقادات عتاب آمیز آن حضرت در مواجهه با سستی کوفیان در مقابله با شامیان، شایسته توجّه است. «سجع»، «تکرار در تمامی سطوح آن (واکه، واج، بینابین و واژه)» و «تضاد»، مهم ترین عناصر آواساز این خطبه اند. «صراحت»، «تندی الفاظ»، «تکرار»، «کوبندگی» و «بسامد بالای تأکید، نفی و قسم» از ویژگی های موسیقایی این خطبه می باشند و طنین غالب بر بافت کلام، موسیقی «اعتراض» و «سرزنش» است. بر اساس این پژوهش، آوای خطبه34 در خدمت و هماهنگی کامل با محتوای آن است و اصوات تولید شده بر اثر هم آیی حروف و یا همنشینی واژگان و جملات، با معانی خود تناسب کاملی داشته و تأثیرگذاری بیشتری برای مخاطبان به ارمغان آورده است. 
۳۱۴.

تحليل و دراسه خطبه الأشباح على أساس نظريه غرايس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۱۶۴
یعدّ علم استخدام اللغه أو التداولیه إلى جانب علم المعانی من فرعین مهمین فی اللسانیات الحدیثه، حیث یتولّى الأول دراسه معانی النصوص الأدبیه وغیر الأدبیه. بینما یختص علم المعانی بدراسه المعنى اللغوی للکلمات؛ یهتم علم استخدام اللغه بدراسه المعنى فی السیاق، ویدرس نیه القائل أو الکاتب. أحد المواضیع الأساسیه فی علم استخدام اللغه هو مسأله الإیماء أو المعنى الضمنی، التی طرحها الفیلسوف البریطانی الشهیر «بول غرایس»، معتقداً أن الناس فی محاوراتهم یتبعون مبدأ منطقیا یسمى «مبدأ التعاون»، وأن تجاهل هذا المبدأ یؤدی إلى ظهور معانٍ ضمنیه فی الحدیث. نظراً لأنّ نص نهج البلاغه یحتوی على مستویات معنویه متعدده، یسعى الباحثون فی هذه الدراسه إلى تحلیل خطبه «الأشباح» باستخدام المنهج الوصفی-التحلیلی، وبتطبیق نظریه غرایس، للکشف عن الإیماءات والطبقات العمیقه فی المعنى. أظهرت نتائج الدراسه أن مبدأ التعاون فی خطبه الأشباح قد تم انتهاکه، مما أدى إلى ظهور معانٍ ضمنیه هامه تتعلق بصفات الله تعالى، وتجلی آیاته وحکمته فی الوجود، ودعوه المتلقی للتأمل فی آیات الله فی کلامه.
۳۱۵.

واکاوی فرآیند فهم حدیث، مبتنی بر میراث دانشیِ آیت اللّه محمدی ری شهری (رحمه اللّه)(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
آیت اللّه محمّدی ری شهری (1401-1325ش) از محدّثان و احیاگران حدیث در دوره معاصر بودند که با تأسیس مؤسّسه علمی- فرهنگی دارالحدیث، گام بلندی در تبیین و ترویج معارف اهل بیت(علیهم السلام) برداشتند. تبحّر خاص، ذهن خلّاق و منظومه وار ایشان، در کنار ساماندهی شایسته پژوهش های گروهی که به آثار حدیثی فاخری انجامید، بایستگی دستیابی به شناخت مراحل و شیوه دستیابی به فهم حدیث در نگاه ایشان را دوچندان می کند. به نظر می رسد فرآیند فهم حدیث یا همان فقه الحدیث که دانشی با پیشینه طولانی نزد عالمان مسلمان است، در نگاه مرحوم ری شهری به سه بخش «مقدّمات فقه الحدیث»، «فقه الحدیث» و «دستمایه فقه الحدیث» قابل تقسیم است. هم بخش اول که عهده دار فراهم آوری پیش نیازهای فهم متن حدیث است و هم بخش دوم که عهده دار فهم متن و مقصود حدیث است، هر کدام شامل پنج مرحله هستند و بخش سوم نیز که عهده دار چگونگی و چارچوب های ارائه نتیجه حاصل از فقه الحدیث است، در بردارنده چهار مرحله می باشد.
۳۱۶.

کاربست قاعده روایت تفسیری در تفاسیر المیزان و تسنیم(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۹
اصول و قواعد استنباط معانی قرآن، از اموری است که پایبندی به آن، مفسّر را از خطای در فهم بازداشته و مبنای درستی برای تفسیر صحیح قرآن فراهم می آورد. اغلب، مفسّران به اصول و قواعد مورد استفاده خود در تفاسیرشان اشاره نکرده اند. از همین روی، مخاطبان در بسیاری از موارد از فهم کامل محتوای آثارشان بی بهره مانده و گاهی در تعیین مقصود اصلی مفسّران به بیراهه رفته اند. بنابراین، کشف اصول و قواعد یادشده، به ویژه درباره تفاسیر مهم شیعی، از موضوعات جدید تفسیرپژوهی و گام مؤثری در جهت رفع مشکل یادشده به شمار می آید. یکی از قواعدی که آقایان طباطبایی و جوادی آملی در تفاسیر المیزان و تسنیم برای فهم دقیق تر آیات از آن بهره برده اند، قاعده «روایت تفسیری» است. از نگاه ایشان شرط استفاده از روایت، انطباق تفسیر قرآن بر آن به فرض صحّت و اعتبار حدیث است. رویکرد علامه طباطبایی در این باره، تأییدی و تکمیلی است. اما علامه جوادی آملی معتقد است در مواردی، روایت تفسیری می تواند مخاطب را به معانی عمیق تر آیه رهنمون سازد. از نگاه هر دو مفسّر، مهم ترین روابط میان آیه و روایت: «بیان مصداق آیه برای مفاهیم عام»، «بیان مراد آیه به کمک روایت تفسیری» و «توسعه و تعمیم در معنای آیه» است.
۳۱۷.

سبک شناسی تفسیر امامان با تأکید بر مناظره امام جواد(ع) پیرامون تعیین موضع حد سرقت با استناد به آیه ﴿وأَنَّ المساجدَ لِلّه﴾(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
برخی از اندیش وران شیعی با استناد به روایات تفسیری ذیل آیه 18 سوره جن و خصوصاً روایت مناظره امام جواد(ع) در مجلس معتصم عباسی، نظریّات گوناگونی درباره «سبک شناسی تفسیری امامان» ارائه داده و آنها را مستند دیدگاه خویش قرار داده اند. از جمله این نظریّات می توان به تفسیر باطنی، تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر تقطیعی (معتدل یا حداکثری)، استفاده خارج از سیاق و یا شاهدی بر استعمال لفظ در اکثر از معنا اشاره نمود. در مقاله حاضر با بررسی شواهد تاریخی، لغوی و تفسیری، روشن می شود که تفسیر «مساجد» به اعضای سجود، نه تفسیری باطنی است و نه تقطیعی و نه خارج از سیاق و نه شاهدی بر استعمال لفظ در اکثر از معنا. ممکن است با کمی تسامح آن را نمونه ای از تفسیر قرآن به قرآن – نه به معنای قرآن بسندگی آن – دانست؛ هرچند همین هم قابل مناقشه است. در این میان، برای تبیین کامل مسأله، انواع قرائن تفسیری همراه با تحلیل های متنی و سندی پیرامون مفاد آیه ارائه شده است.
۳۱۸.

نقد و تحلیل روایات اثرپذیری حالات انسانی از عالم ذر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۸۴
روایاتی در منابع شیعه نقل شده است که بر اثرپذیری حالات انسانی از عالم ذر و طینت دلالت دارد. طرح این احادیث در میان علمای شیعه با چالش ها و مشکلاتی نظیر شبهه جبر و تعارض آن با برخی روایات همراه بوده، به گونه ای که در این مسئله اقوال و آرای متعددی بیان شده است: برخی قائل به سکوت و فهم ناپذیری این روایات شده اند. گروه دیگری از علمای شیعه، صدور روایات فوق را حمل بر تقیه کرده اند. گروه سوم نیز که درصدد حل و تأویل این روایات بودند، خود دیدگاه های متفاوتی ارائه کردند. لذا حل تعارض این روایات با شبهه جبر و روایات فطرت، مهم می نماید. این مقاله با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای، احادیث فوق را نقد و بررسی می کند و به این نتیجه می رسد که با قائل شدن به اختلاف طینت ها به سبب علم پیشین الهی، تعارض این روایات با نظریه عدل الهی در منظر شیعی و نیز شبهه جبر حل می شود.
۳۱۹.

نقش بدن در جهت گیری احکام دینی و دلالت های تربیتی آن(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
این پژوهش با رجوع به منابع روایی در صدد تبیین نسبت بدن با احکام دینی است. با مراجعه به این منابع روشن می شود که ساحت جسمی انسان در جهت گیری احکام دینی نقشی اساسی دارد و این موضوع در شکل گیری ایمان، استطاعت، احکام فقهی، حرمت و حلّیّت تکالیف دینی، احکام مربوط به مؤنّث و مذکّر و احکام ناشی از طهارت روح، نقش ایفا می کند. بر این اساس از ارتباط بدن با امور اعتقادی تا پیوند با تکالیف جوارحی، حاکی از ابعاد گسترده پیوند ساحت جسمی انسان با آموزه های دینی است. این تحقیق به روش کتابخانه ای، به تحلیل داده های دینی در حوزه مرتبط با بدن می پردازد. هدف این تحقیق تبیین نقش بدن، در جهت گیری احکام دینی است. این موضوع دارای دلالت هایی در تربیت است. در احکام دینی، ساحت جسمی نقش اساسی در انجام فعالیّت های دیندارانه دارد. از این رو، دین با وضع یکسری احکام و دستورات مرتبط با بدن، زمینه کمال و سعادت انسان را فراهم می آورد.   
۳۲۰.

تحليل خطاب العداله الاجتماعيه في نهج البلاغه والليبراليه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۴۹
الخلاصه:فی النظام الخطابی، تُعَدّ التفاعلات الاجتماعیه، التی تعکس علاقات الأفراد داخل المجتمع، بمثابه نصٍّ متکامل. ویختلف تأویل هذا النصّ باعتباره کُلاً معنویًا باختلاف الخطابات التی ینتمی إلیها. ویرتبط عدم استقرار الدوالّ وتفاوت معانیها داخل الخطابات بالأیدیولوجیا والسلطه الکامنه فیها. وبناءً على ذلک، یکشف تحلیل الخطاب فی کل نظام لغوی، بالاستناد إلى العناصر اللغویه والسیاقات الاجتماعیه، عن الشبکات الخفیه للعلاقات ضمن الأبعاد الاجتماعیه والسیاسیه والثقافیه. وفی هذا الإطار، یُعَدّ مصطلح "العداله الاجتماعیه" دالًا عائمًا مشترکًا بین العدید من الخطابات، إلا أنه یکتسب دالًا مرکزیًا وأیدیولوجیًا فی کل خطاب، مما یؤدی إلى اختلاف دلالاته وتباین حدوده وأصوله ومعاییره تبعًا للسیاق الخطابی الذی ینتمی إلیه. یسعى هذا البحث، بالاعتماد على المصادر المکتبیه والمنهج الوصفی، إضافه إلى أسس تحلیل الخطاب، إلى صیاغه الفهم المتباین لهذا المفهوم وتوضیح تمثّلاته فی خطاب نهج البلاغه والخطاب اللیبرالی. ومن أبرز نتائج البحث أن اختلاف فهم العداله الاجتماعیه فی هذین النظامین الخطابیین یرجع إلى اختلاف الدال المرکزی والطابع الأیدیولوجی لکل منهما.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان