فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۰۱ تا ۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵٬۸۱۳ مورد.
تأمّلى در دیدگاه آیت الله نمازى پیرامون اعتبار روایات کتاب کافى
حوزههای تخصصی:
کتب اربعه در میان کتب حدیثى شیعه به جهت قدمت، شمول روایات و اعتبار مؤلّفان جایگاه ویژه اى دارند و در این میان کتاب کافى از اعتبار خاصّى برخوردار است و محدّثان و فقیهان در موضوع میزان اعتبار روایات کافى در ضمن آثار خود بحثهایى مطرح و یا به صورت مستقل، کتابهایى را در این موضوع تألیف کرده اند.
علّامه نمازى شاهرودى کتاب الأعلام الهادیة الرفیعة فى اعتبار کتب الأربعة را در اثبات موثوق الصدور بودن تمام روایات کتب اربعه و صحت روایات آنها تألیف کرد. علّامه نمازى شاهرودى دلایل اعتبار روایات کافى را چنین مى شمارد: برگرفته شدن از اصول اربعمأة ـ موجود بودن تمام اصول حدیثى در زمان کلینى ـ شهادت مؤلّف بر صحت احادیث در خطبه کتاب ـ دستور امامان به پذیرش روایات ثقات ـ ستایش کافى از سوى عالمان شیعه.
مأخذیابى و معناشناسى حدیث «لا تسبّوا الدهر فإن الله هوالدهر»
حوزههای تخصصی:
چکیده : حدیث «لا تسبّوا الدهر فإن الله هو الدهر» یکى از احادیث متشابه است که در منابع معتبر اهل سنّت، مانند صحیحین، روایت شده؛ امّا در منابع شیعه، صرفاً جهت تبیین و تحلیل آمده و سندى براى آن از سوى محدّثان شیعه نقل نشده است. البته روایاتى شبیه به آن در منابع شیعى قابل ملاحظه است. همین روایات، کمک شایانى در فهم معناى حدیث مورد نظر مى کند. با توجّه به آیات قرآن و آموزه هاى معصومان :، مقصود از این حدیث، آن است که امور عالم تکوین را که همگى تحت قدرت خدا قرار دارد، نباید به غیر او نسبت داد.
مسدرکی بر نهج البلاغه در میان نسخه های خطی نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
نقد حدیث و معیارهاى آن از دیدگاه استاد على اکبر غفارى
حوزههای تخصصی:
چکیده: على اکبر غفارى یکى از پیشگامان تصحیح و نشر آثار اسلامى در دوره معاصر است. او علاوه بر تصحیح اشتباهات ناسخان و کاتبان، به مشکلات متون حدیثى نیز توجّه کرده و به نقد سندى و متنى آنها نیز پرداخته است. در این مقاله، جایگاه نقد حدیث در دیدگاه وى به همراه معیارهاى آن مشخص گردیده و در نهایت او را حدیث پژوهى متن گرا دانسته است. به این معنا که وى در نقد احادیث به هر دو شیوه نقد متن و سند توجّه کرده است، با این تفاوت که ملاک و مبناى اعتبار آنها را متن دانسته و سند را شاهدى بر تقویت یا تضعیف آن قرار داده است.
بازخوانى نظریه ابن تیمیه درباره حدیث «باب»، و نقد آن با تکیه بر منابع أهل سنّت
حوزههای تخصصی:
حدیث «باب» یا حدیث «مدینة العلم»، به نقل از رسول خدا 9 در شأن امیرمومنان امام على 7، با طُرق گوناگون و سندهاى صحیح و حَسَن در منابع اهل سنّت وارد شده است. این حدیث، جایگاه والا و گستره مرجعیت علمى آن حضرت را نشان مى دهد.
ابن تیمیه، با تکیه بر نظر ابن جوزى، به تکذیب سند و توجیه متن حدیث «باب» پرداخته است. بررسى سیره ابن تیمیه در برخورد با فضایل اهل بیت رسول 9، نشان داده که وى با اعتماد به استدلالهاى نااستوار، نسبت به فضیلت سوزى و مرجعیت زدایى از اهل بیت : و فضیلت سازى و مرجعیت نمایى براى دیگران همّت گمارده است.
سخنان ابن تیمیه، به دلیل ناسازگارى با مسلّمات تاریخى و منابع اهل سنّت، پذیرفتنى نیست و قابل نقد است.
مرگ آگاهی و معناداری زندگی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام علی(ع) بر لزوم مرگ آگاهی و توجه به مرگ تأکید می ورزد و می کوشد تا انسان ها را از طریق شناخت درست حقیقت مرگ به شناخت خود و به تبع آن، به فهم معنای زندگی رهنمون سازد. به تعبیری، مرگ بخشی از زندگی انسان است و هرگونه فهم نادرست از آن، فهم انسان از خویشتن را تحت تأثیر قرار می دهد؛ در چنین حالتی فرد نمی تواند تلقی درستی از زندگی داشته باشد تا به معناداری یا بی معنایی آن پی ببرد. بنابراین یاد مرگ و توجه مستمر به آن و الهام از سیره و گفتار اهل ذکر، طریقی است که عمل به مقتضای آن انسان را قبل از مواجهه با مرگ، با مرگ و حیات جاوید پس از آن آشنا می سازد. این دریافت درست از مرگ به فهم معناداری زندگی می انجامد.
معرفی اثری در سیرة نبوی و تاریخ اسلام
حوزههای تخصصی:
در میان منابع و کتابهای سیرة نبوی به اثری برمی خوریم که نام آن و نام مؤلف آن شناخته شده نیست: «المستقصی» نگاشتة ابوالکرم عبدالسلام محمد بن حسن بن علی الحجی الفردوسی الاندرسفانی در نیمة دوم قرن ششم هجری قمری. این اثر به زبان عربی است و ظاهراً نسخهای خطی از آن در دست نیست و تلاشهای نگارندة این مقاله نیز در دستیابی به نسخة اصلی یا نسخه بدلهای سدههای ششم، هفتم و هشتم هجری تاکنون به نتیجه نرسیده است.
تنها منبع شناسایی این اثر، ترجمة ارزشمند آن به زبان فارسی است با عنوان «مقصد الاقصی فی ترجمه المستقصی» از حسین بن حسن خوارزمی عالم و عارف قرن نهم هجری. از مطالب این کتاب (که بخشی از آن توسط نگارندة این سطور تصحیح شده است) با محتوای المستقصی و شناخت نسبی مؤلف آن که اطلاعات جامعی از او در دست نیست، آشنا می شویم. با توجه به قدمت المستقصی و جامع حدیث بودن مؤلف آن، شناخت این کتاب ضروری به نظر می رسد.
در این مقاله برای آشنایی خوانندگان با موضوع کتاب المستقصی، ابواب و سرفصلهای آن در ذکر حوادث تاریخی اسلام مطرح گردیده و به منابع مؤلف به صورت اجمالی اشاره شده است. دربارة شیوة ترجمة این اثر نیز مطالبی ارائه شده است.
آداب معاشرت در کلام امام حسن مجتبی علیه السلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن رو که توجه و بررسی در زندگی ائمّه اطهار علیهم السلام به عنوان پیشتازان مسیر کمال و سالکان حقیقی راه دوست، برای شیعیان متأسی بسیار حایز اهمیت است و نیز به دلیل آنکه انسان موجودی اجتماعی است و علم به آداب معاشرت در حسن معاشرت او بی تأثیر نمی باشد، بررسی کلام آن بزرگواران پیرامون این مبحث لازم و ضروری به نظر می رسد. تحلیل مجموعه گفتار امام حسن مجتبی علیه السلام، به عنوان نمونه تمام عیار انسان کامل در باب آداب معاشرت، به طور قطع چراغ فروزانی برای دوست داران وصول به صراط مستقیم می باشد.
هدف پژوهش، آشنایی با آداب معاشرت و سازوکارهای آن در متون دینی با تأکید بر کلام امام مجتبی علیه السلام است. تلاش در جهت کاربردی کردن آثار و دستاوردهای حاصل این تحقیق برای نسل جوان و آگاهی ایشان از «اندیشه ناب امام حسن علیه السلام» به عنوان دومین راهبر دینی این مقاله می باشد.
اهمیت و جایگاه محبت (2)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله که شرحی بر مناجات المریدین امام سجاد علیه السلام توسط استاد علّامه مصباح می باشد، به بحث از محبت و اهتمام به آن می پردازد. برخی مراتب محبت که لازمه ایمان به خداست، واجب و برخی مراتب مستحب است. مریدین، خداجویانی هستند که اراده قرب به خدای متعال را دارند. از جمله نشانه های محبت به خدا این است که محب دوست دارد نام محبوب خود را زیاد بشنود و علاقه مند به چیزهایی است که منسوب به اوست. اما نشانه های محبوب خداوند عبارتند از: توبه، پاکیزگی، جانفشانی در راه خدا.
نفس و ابعاد مهار آن در قرآن و حدیث(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آن گاه که سخن از مهار نفس به میان می آید ذهن بسیاری از انسان ها به سوی تهذیب نفس و سیر و سلوک عرفانی و دشواری های پیش روی آن می رود و چنین تصور می شود که موضوع کنترل نفس امری است بسیار دشوار و نیازمند استاد و مرشد، و بنابراین، خارج از توان افراد عادی. مقاله به دنبال تبیین مفهوم و اهمیت و سپس راه کار مهار نفس از طریق مهار فکر، قلب و جوارح است. موضوع کنترل نفس با وجود دشوار بودنش، در سه حوزة مزبور دست یافتنی است، گرچه به نظر می رسد در مرتبة عالی آن، بهره مندی از راه نمایی های پیری مرشد اجتناب ناپذیر خواهد بود.
نگرشی بر سیره اخلاقی پیامبر اکرم(ص)
حوزههای تخصصی:
انسان برای دستیابی به مدارج بالاتر اخلاقی و تربیتی در زندگی، نیازمند الگو و سرمشقی مطمئن است. مطابق آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان دینی و ائمه معصومین(ع)، نیکوترین و مناسب ترین الگو «رسول گرامی اسلام(ص)» است. به یقین، تبعیت از آن حضرت می تواند انسان را برای دست یابی به حیات طیّبه در رفتارهای فردی و اجتماعی دنیوی و سعادت اخروی رهنمون سازد.
بر این اساس، برای رسیدن به جایگاهی امن و مطمئن در دنیا و آخرت، بررسی آداب و سیره اخلاقی و تربیتی پیامبر اعظم(ص) و الگو گیری از آن حضرت، لازم و ضروری است.
در این راستا، مطالعه حاضر با محوریت: «نگرشی بر سیره ی تربیتی و سجایای اخلاقی پیامبر اکرم(ص)»، با هدف آشنایی با اخلاق و آداب تربیتی در سیره عملی و کلام آن رسول بزرگوار، انجام یافته است.
سیره اخلاقی رسول اکرم (ص) در تشکیل امّت واحده اسلامی
حوزههای تخصصی:
همان گونه که قران کریم رسول گرامی خود را توصیف می کند آن حضرت انسانی با ویژگی هایی متعالی بود. شخصیتی که شاسته دریافت مدال (إنَّکَ لَعَلی خُلُق عَظِیم) از سوی پروردگار هستی گردید. قرآن در تبیین سیره اخلاقی پیامبر، به عشق و علاقه ایشان به هدایت مردم و نجاتشان از گمراهی سخن می گوید، این علاقه به حدی بود که خداوند به پیامبرش خطاب می کند «لَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک أَلاّ یکونُوا مُومِنِینَ» (شعراء، 3) و در فرازی دیگر از دلسوزی فراوان و حرص شدید آن حضرت بر هدایت مردم سخن گفته و می فرماید: «لَقَدْ جَاءَکمْ رَسولٌ مِّنْ أَنفُسِکمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ» (توبه، ۱۲۸)
رحمت جهانیان بودنِ پیامبر اکرم (ص) در همه رفتارهای پیامبر موج می زند. از برخورد با مخالفان در عفو و گذشت گرفته، تا احترام به مردم عادی به ویژه تکریم مومنین و یاران و اصحاب خود، همه و همه جلوه ای از خلق عظیم الهی بود؛ که در سیمای نورانی و اعمال و رفتار پیامبر خود را نشان می داد.
نقدی بر انتساب لقب و کنیه ای ناسازوار به امام عصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۶۳)
66 - 85
حوزههای تخصصی:
استفاده از القاب، کنیه ها یا اوصاف غیر مشهور امامان معصوم از شیوه های رایجی بوده که راویان شیعه بیشتر به دلیل شرایط تقیه از آن بهره برده اند. از این رو، برخی از رجالیان، درایه نویسان و یا شارحان روایات، بخشی از اهتمام خود را صرف تعیین معصوم مورد نظر در این گونه موارد نموده اند. در این بین، بروز عواملی همچون تصحیف و تحریف اسناد یا متون روایی، عدم دقت کافی در طبقه راویان سند و قراین موجود در متن، عدم بررسی تعابیر مشابه و نیز اکتفا به گزارش پیشینیان یا شهرت غیر مستند از جمله عواملی است که تعیین مصداق برخی از این القاب و اوصاف را گاه با مشکلات جدی مواجه ساخته است. از جمله این نمونه ها انتساب لقب «علیل» در برخی از کتب درایه به امام عصر است. همچنین انتساب بی اساس برخی از کنیه ها، مانند «ابو صالح» به آن حضرت، پدیده هایی هستند که در این پژوهه کوشیده ایم تا منشأ و زمینه های بروز آن را روشن سازیم.
روش شناسی آرای حدیثی علامه عسکری در بوته سنجش با تأکید بر معالم المدرستین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۱۷ بهار ۱۳۹۱ شماره ۱ (پیاپی ۶۳)
165 - 186
حوزههای تخصصی:
علامه عسکری از جمله حدیث پژوهان شیعی معاصر، دارای دیدگاه ها و آرای خاص در تحلیل و ارزیابی میراث حدیثی فریقین بود. کتاب معالم المدرستین، نمونه مناسبی برای انعکاس آرا و دیدگاه های حدیثی ایشان است. وی در این کتاب با رویکردی تحلیلی انتقادی روایات فراوانی از منابع فریقین را مورد ارزیابی قرار داده و دیدگاه های نوینی در باره آنها ارائه کرده است. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر کتاب یاد شده، مبانی و روش های حدیث پژوهی علامه عسکری را کشف و به تحلیل و بررسی اندیشه های حدیثی وی بپردازد.
گزارشی از تحلیل مضامین ادعیه ماه رجب بر اساس مصباح المتهجد شیخ طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۱۷ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
160 - 180
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از میراث حدیثی شیعه را «ادعیه مأثوره» و زیارات تشکیل می دهند. از دوره های نخستین تدوین حدیث، این نکته مورد توجه محدّثان بوده و کتبی را به این موضوع اختصاص داده اند. از میان این کتب، مصباح المتهجد شیخ طوسی از اعتبار و اهمیّت بیشتری برخوردار است. در میان ادعیه مأثور، ادعیه ماه رجب از نظر کثرت و مضمون با چهارده دعا جلب توجه می کند. تحلیل مضامین ادعیه ماه رجب بر اساس مصباح، محور این پژوهش است. با به کارگیری روش تحلیلی، مؤلفه های دعا در هفت محورِ درخواست های فردی و گروهی، زمان، نام پیامبران، مفاهیم پرتکرار، درود، ادبیات و آیات تحلیل می شود. مفاهیم اعتقادی پرتکرارترین مفهوم بوده و تمامی دعاها مزّین به صلوات و دارای صنایع بلاغی فراوان هستند . اکثر مفاهیم دعاها برگرفته از آیات است.
نقش بلخ در نشرحدیث شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۱۷ تابستان ۱۳۹۱ شماره ۲ (پیاپی ۶۴)
181 - 206
حوزههای تخصصی:
منطقه «بلخ» از جمله مناطقی است که حدیث شیعه مدتی از حیات خویش را در آن سپری کرده است، ولی پژوهشی مستقل در بازخوانی تلاش محدثان شیعه در این منطقه شکل نگرفته است. این منطقه بخشی از خراسان بزرگ در قدیم بوده و اکنون شامل استان هایی در ازبکستان و افغانستان شود. حضور محدثان بلخی در این منطقه و بلخیان مهاجر به دیگر حوزه های حدیثی شیعه از یک سو و اقبال دانشیان شیعی به حضور در این مناطق سبب شد که حوزه حدیثی بلخ سامان یابد. در این پژوهش، نام یکصد و یک راوی بلخی در متون روایی و رجالی شیعه، تا پایان سده پنجم هجری کشف شده که حدود پانزده نفر از ایشان نویسنده ده ها اثر روایی بوده ا ند. همچنین بسیاری از شاخص های یک حوزه حدیثی، نظیر برپایی جلسات حدیث، در بلخ دیده می شود. این پژوهش، مقدمه ا ی است برای تحلیل ها و بررسی های دقیق حدیث شناسان و پژوهشگران عرصه تاریخ حدیث.
معقولیت ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۱۷ پاییز ۱۳۹۱ شماره ۳ (پیاپی ۶۵)
3 - 27
حوزههای تخصصی:
در برخی از روایات استدلالی برای معقولیت اعتقاد به خداوند و روز جزا ارائه شده است که مضمونی به این شکل دارد: اگر خدا و روز جزایی در کار بود، ما از ایمان خود بهره فراوان برده ایم و در صورتی که باور ما خطا از آب درآمد، زیانی نکرده ایم. این سبک استدلال، چندان مورد توجه متکلمان مسلمان قرار نگرفته است. با این حال، این استدلال قرینه ای در فرهنگ مسیحی دارد که به شرط بندی پاسکال معروف است و طبق پژوهش برخی از محققان از طریق نوشته های غزالی به فرهنگ مسیحی منتقل شده است. نوشته حاضر، پس از گزارش و تحلیل احادیث مرتبط، روایت مسیحی آن را تحلیل کرده و اشکالاتی را که بر این استدلال شده است، باز می گوید و قوت آن را می سنجد. بیشتر اشکالاتی که متوجه این استدلال شده، زاده بی توجهی به خصلت و کارکرد آن است. در نتیجه، به نظر می رسد که این استدلال همچنان کارآیی خود را دارد.