فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۲٬۰۶۸ مورد.
هوسرل و واپس تافتن به فلسفه استعلایی
حوزههای تخصصی:
لحن (خطا) در قرائت قرآن و گونه شناسی علل و اسباب آن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
قرائت قرآن که بر هر مسلمانی واجب است، از اصول و قواعد لازم الاجرایی برخوردار است تا حروف، کلمات و جملات قرآن، صحیح و درست خوانده شده و لفظ و معنای قرآن به خوبی ادا و منتقل گردد. به صحیح و درست خوانده نشدن این عناصر، «لحن» گفته می شود و دارای علل و اسبابی است که شناخت آنها، کمک بسزایی به آسیب شناسی خطاهای قرائت قرآن توسط قاریان می کند.
در این مقاله ابتدا تلاش شده است که لحن از نظر لغت و اصطلاح به اختصار توضیح داده شده و سپس اقسام و انواع لحن از جهات مختلف ذکر شود و پس از نگاهی اجمالی به پیشینه بحث، به ذکر گونه های مختلف اسباب و علل وقوع لحن در قرائت قرآن پرداخته می شود. برخی از این اسباب، عدم آشنایی قاری به احکام قرائت، عدم آشنایی قاری به تفسیر، عدم آشنایی قاری به قواعد نحوی و صرفی، عدم آشنایی قاری با لحن بیان (تنغیم)، مشکلات رسم الخطی و ... است.
روش صحیح حفظ قرآن
منبع:
بشارت ۱۳۸۲ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
قرآن حقیقتى ماورایى یا الفاظ بشرى؟ (2)
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۰ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
پیرامون قرآن کریم پژوهشهاى گوناگون صورت گرفته است. یکى از پژوهشهاى انجام شده تبیین و اثبات این امر است که الفاظ و تعابیر قرآن، وحى مستقیم الهى و یا غیر مستقیم و توسط فرشتگان مىباشد، نه این که حاصل تجربه و تلاشها و تعبیرهاى پیامبر یا شخص دیگر باشد، چنان که عده اندکى از نویسندگان بدان معتقدند. چنین مسالهاى هم از جهتبروندینى و هم از جهت دروندینى قابل بحث و بررسى است. این مساله از جهتبروندینى در شماره دوم همین مجله، مورد بررسى قرار گرفت و در این مقال، از جهت دروندینى و تنها از دیدگاه قرآن مورد کاوش قرار مىگیرد.طبیعى است که از نظر منطقى، بررسى دروندینى صرفا براى مخاطبان معتقد و متدین، مناسب و قابل پذیرش است.
راهکارها و ابزارهاى فهم و تفسیر قرآن
منبع:
معرفت ۱۳۷۷ شماره ۲۶
حوزههای تخصصی:
فهم قرآن از معرفت ظنّى تا معرفت یقینى
منبع:
معرفت ۱۳۸۰ شماره ۴۸
حوزههای تخصصی:
معناشناسی نزول در قرآن با تاکید بر واژگان بیانگر نزول قرآن
حوزههای تخصصی:
در علم زبانشناسی، بررسی ارتباط میان واژه و معنا را معناشناسی می گویند. این بحث در حوزه قرآن کریم یکی از دانش هایی است که می توان از طریق آن به مفهوم دقیق کلمات و کاربردهای آن در قرآن دست یافت.
معناشناسی نزول در قرآن با تاکید بر واژگان بیانگر نزول قرآن موضوع این پژوهش است. نگارنده ابتدا به معنا شناسی واژه نزول پرداخته و در آن به معنای لغوی نزول و کاربردهای قرآنی آن همچون: نزول باران، نزول لباس، نزول انعام ثمانیه، نزول آهن، واردشدن، قول، ارسال، نزول تورات و انجیل و نزول قرآن اشاره کرده و ارتباط بین معانی لغوی و کاربردهای قرآنی را بیان نموده است.
سپس نگارنده به واژگان بیانگر نزول قرآن در دو قسمت: 1. واژگان هم ریشه با نزول قرآن همچون: انزال و تنزیل 2. واژگان هم حوزه با نزول، همچون: وحی، القاء و تلقی، قرائت، تلاوت، ترتیل، مجییء و جاء، إتیان وإیتاء، قصّ، فرض و تعلیم؛ اشاره نموده و معانی لغوی و کاربردهای قرآنی و ارتباط آن دو با هم را شرح داده است.
مستشرقان و قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
ارزیابی نظریه وقوع نسخ در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه نسخ از مهم ترین مسائل قرآنی است که دانشمندان علوم قرآن و تفسیر درباره وقوع یا عدم وقوع آن، دیدگاه های متفاوتی ارائه داده اند. غالب عالمان در اعتقاد به وجود نسخ همداستان و متفق بوده و اختلاف آن ها تنها در تعداد و چگونگی آیات منسوخ است. از سویی دیگر، برخی از دانشمندان به خصوص متاخّران، به مقولة «عدم نسخ آیات قرآن» گرایش نشان داده و بر این باورند که هیچ یک از آیات قرآن نسخ نشده اند. در این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی، ابتدا نظریه قائلان نسخ مورد واکاوی قرار گرفته و با تأکید بر عدم همداستانیِ آن ها در انواع نسخ و تعداد آیات منسوخ، و نیز اختلاف معنای نسخ بین متقدمان و متاخران، همچنین تحلیل محتوائیِ دو آیة معروف به «آیة نسخ» و «آیة تبدیل» (البقره: 106 و نحل: 101) و عدم دلالت آن بر نسخ آیات قرآن، این نظریه نقد شده است. سپس با ارائة دلائلی این نتیجه مطرح می شود که نسخ به معنای نسخ حکم آیات، در قرآن واقع نشده، زیرا قرآن ناگزیر باید از لحاظ الفاظ و مفاهیم، بدون تغییر باشد تا جاودانگی آن لطمه نخورد، چرا که قبول نسخ حکم آیات برابر با محدود کردن محتوای برخی از آیات به زمان خاص است و این مهم با جاودانگی و همگانی بودن قرآن در تعارض است. از این رو نسخ تنها بدین معناست که قرآن در مقام آخرین کتاب آسمانی جاودان، ناسخ شریعت ها، کتاب ها و معجزات پیشین می باشد.
روش صحیح حفظ قرآن کریم
منبع:
بشارت ۱۳۸۶ شماره ۶۳
حوزههای تخصصی:
مقایسة مفهوم صالح در قرآن با مفهوم صدیق در مزامیر داوود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تفسیر و علوم قرآن علوم قرآنی کلیات مفهوم شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی ادیان دیگر
قرآن کریم در آیة 105 سورة انبیا از زبور این گونه نقل می کند: «صالحان زمین را به ارث می برند.» در کتاب مقدس، مشابه این نقل قول را می توان در میزمور 37:29 یافت: צַדִּיקִיםיִֽירְשׁוּ־אָרֶץוְיִשְׁכְּנוּלָעַדעָלֶֽיהָ. مقایسة این دو نقل نشان می دهد که در قرآن «صالح» معادلِ واژة «צַדִּיקִ» (صدیق) در زبان عبری به کار رفته است. این همسان سازی قرآنی این اجازه را می دهد که به مقایسة این دو واژه در قرآن و مزامیر بپردازیم. مقایسة کاربردهای «صالح» در قرآن و «צַדִּיקִ» (صدیق) در مزامیر نشان می دهد که: 1. صدیق در مزامیر عموماً یا برای وصفِ خداوند به کار رفته است، یا وصفِ انسان؛ و صالح در قرآن عموماً یا برای وصفِ عملِ انسان به کار رفته است، یا برای وصفِ انسان؛ 2. این دو واژه- تا جایی که در وصفِ انسان به کار رفته اند- دلالت معنایی مشترکی در قرآن و مزامیر دارند؛ و 3. کاربرد قرآنی- زبوریِ این مفهوم را می توان با مفهوم «اصطفای الاهی» مرتبط دانست.