بهاءالدین محمدبن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی (د1031ق)، دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری و از مشاهیر عصر صفوی، نویسنده ای پرکار بوده و با جامعیتی که در معقول و منقول داشته، نه تنها عصر خویش، بلکه آیندگان را تحت تأثیر قرار داده است. تحلیل و بررسی روش تفسیری شیخ بهایی، از مهمترین اهداف این نوشتار است. شیخ بهایی، به شیوه عقلی و اجتهادی، بر پایه¬ی منابع و مصادر متعدد، به تفسیر برخی از آیات قرآن کریم پرداخته است. بهره گیری از روش تفسیری قرآن به قرآن، استفاده از روایات و تقدیم قول معصومان (علیهم السلام)، بیان دقائق و ظرائف آیات قرآن، دقت فراوان در تبیین مباحث، ارائه¬ی تقسیم بندیهای مفید از ویژگیهای روش تفسیری شیخ بهایی است.
واکاوی ژرف اندیشه های غنی و شخصیتِ عرفانیِ مولوی نیازمند بررسی این نکته است که در زمانِ حیات او چه کتابهایی در محافل صوفیه ومجامع علمی بیشتر معروف و متداول ومورد رجوع همگان بوده و مولوی نیز به احتمال زیاد برخی از آنها را دیده تأثیر پذیرفته است. ظن مسلم در این مورد آن است که مولانا به طور قطع آثار سنایی ، عطار ،رساله قشیریه و قوت القلوب ابو طالب مکی را دیده و از آثار صوفیان بزرگی چون محمد واحمد غزالی،عین القضات همدانی، میبدی و روزبهان بقلی آگاهی داشته است. افزون بر این موارد، بنا به تصریح افلاکی در مناقب العارفین، مولانا با «حقایق التفسیر» سلمی آشنا بوده و بدون شک از این تفسیر بزرگ ونفیس عرفانی نیز استفاده ها کرده ودر تفسیر عرفانی آیات قرآن کریم بدان نظر داشته و تحت تأثیر آن قرار گرفته است.در این پژوهش با توجه به همسانیها و مشترکات دو اثر یاد شده، هم به شکل گیری شیوه تفسیری مولوی که مستقیماً تحت تأثیر حقایق التفسیر بوده است، اشاره خواهد شدو هم سیر آرا و اندیشه های بنیادین عرفان وتصوف اسلامی را که در حقایق التفسیر مطرح شده و به نوعی به دست مولوی رسیده و با اندیشه ی وقاد او راه کمال وتعالی را پیموده است، مورد بررسی و مداقه قرار خواهد گرفت.
نقش ترجمه قرآن کریم به عنوان آسان ترین راه برای دستیابی به فهم آیات قرآن و ضرورت این امر ارزشمند چنان بدیهی است که از استدلال بی نیاز است. در آیه 44 نحل آمده است: »… وانزلنا إْلیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم و لعلهم یتفکرون« اگر تفکر و اندیشیدن در مردم که لازمه رسیدن به سعادت و خوشبختی است با تبیین آیات قرآن و معارف الهی پیوند استوار دارد،تحقق این هدف والای الهی برای بسیاری از انسان هایی که با زبان قرآن آشنایی ندارند،از طریق ترجمه امکان پذیر است. البته ترجمه باید با رعایت اصول کامل ترجمه و امانتداری و صداقت وبه دور از سلیقه ها و گرایش های فردی و در کنار متن اصلی قرآن باشد؛نباید با بسنده دانستن ترجمه قرآن،قرائت آن که از بهترین ذکرها وبرترین عبادتهاست در حاشیه قرار بگیرد.بلکه قرائت نیز به همراه تدبر و با آداب خاص خودش،باید مورد توجه قرار بگیرد.
یکی از آیات مرتبط با موضوع انتصاب حضرت علی(ع) به امامت در روز غدیر آیه سوم سوره مائده است. درباره شأن نزول و تعیین رخداد این آیه میان مفسّران فریقین اختلاف است. مفسّران شیعه با استناد به آیات و روایات به صراحت آیه را در باره اعلان ولایت و جانشینی امام علی(ع) در روز غدیر ذکر نموده اند، اما برخی از مفسّران اهل سنت زمان نزول آیه اکمال را روز عرفه دانسته و آن را روز اکمال احکام، فرائض و سنن الهی می دانند؛ به گونه ای که پس از آن هیچ حکم دیگری از فرائض بر پیامبر اکرم’ نازل نشده و دین کامل گردیده است. برخی دیگر از اهل سنت نزول آیه را در روز غدیر و مربوط به جانشینی امام علی(ع) دانسته اند. این مقاله بر آن است تا ضمن بررسی آراء و دیدگاه های تفسیری مفسّرانی مانند: ثعلبی، رازی، سیوطی، آلوسی و زحیلی، شأن نزول آیه اکمال را در ترازوی نقد قرار دهد و راه اثبات اندیشه تفسیری شیعه که همان تأیید امامت و ولایت حضرت علی(ع) است، هموار نماید.
یکی از مهم ترین و اصلی ترین واژگان و مفاهیمی که در قرآن کریم کاربرد فراوان دارد، واژه «امّت» است. این واژه در بیشتر موارد به گروه یا جماعت معنا شده است، بر همین اساس مفهوم امت بیشتر در زمینه وحدت و یکپارچگی مطرح می گردد، به همین دلیل در جوامع اسلامی نیز اغلب امت را به همین معنا، می شناسند، اما تدقیق در مفهوم امت در قرآن، نشان می دهد گرچه مفهوم گروه یا جماعت در بیشتر موارد صدق می کند، اما این تنها مفهوم مورد نظر قرآن نیست، بر همین اساس معانی دیگر همچون زمان، دین، قصد، مدت، آیین، روش و مقتدا نیز مورد نظر قرآن بوده است. بنابراین تطبیق آراء و تفاسیر مختلف در باره کاربردهای متعدد ماده «امم» در قرآن نشان می دهد که در تفسیر معنای امت پایبندی به یک اصل و ریشه واحد وجود ندارد. بر همین مبنا، در پژوهش حاضر تلاش می شود با مفهوم شناسی واژه امت در قرآن و با تکیه بر آراء تفسیری مفسران، مشخص شود افزون بر معنای گروه و جماعت، چه معانی دیگری از امت مورد نظر قرآن بوده است.
یکی از جریان های تفسیری معاصر اهل سنّت که می توان ریشه های آن را در قرون اولیه و میانی بازکاوی نمود، جریان قرآنیون یا اهل قرآن است که متأثر از دیدگاه های درون دینی و برون دینی، با قرآن بسندگی و انکار نقش سنّت در شناخت دین، رو به گسترش نهاده است. از آنجا که مبانی این جریان مانند جامعیت تفصیلی حقایق قرآن، نفی وجود ابهام در احکام و آموزه های دینی در سایه امکان و جواز تدبر و تعقل در قرآن و انکار نقش سنّت در شناخت دین به دلایلی مانند وحیانی نبودن، شرک آمیز بودن، ظنّی بودن، مخدوش بودن، تاریخی و زمان مند بودن، تفرقه انگیز بودن و قابل احراز نبودن نسبت سنّت به پیامبر (ص)، می تواند به گسترش نگاه منفی به سنّت و رأی گروی و تأویل گروی در برداشت از مفاهیم و مدالیل آیات قرآن منجر گردد، در این نوشتار تلاش شده است تا با روش کتابخانه ای و رویکردی تحلیلی انتقادی، نخست بسترهای پیدایش این اندیشه روشن گردد و سپس به آسیب های مبنایی و روشی قرآنیون در فهم و تفسیر قرآن پرداخته شود.
علّامه طباطبائی از مفسرانی است که با رویکردی اجتماعی به تفسیر آیات قرآن می پردازد. ادب اجتماعی از مباحث ایشان در تفسیر المیزان است که مقاله حاضر می کوشد با بررسی آن، گامی در جهت احیای سبک زندگی اسلامی بردارد. بنابراین، با روش اسنادی و نوعی تحلیل محتوای کیفی در این تفسیر به تحلیل، تبیین و تفسیر آداب اجتماعی قرآنی می پردازد.
نکته اساسی در این تحقیق این است که آداب اجتماعی دارای تنوع و گوناگونی در قرآنند. این آداب به دلیل آثار مطلوبی که در جامعه بر جای می گذارند، نه تنها نظام اجتماعی اسلامی را سامان دهی می کنند، بلکه فرد را نیز در مسیر سعادت و کمال مطلوب قرآن راهبری می نمایند. اساس آداب اجتماعی در قرآن بر محوریت تقوا، اخلاص و ایمان قرار داشته و ریشه اصلی آن خدامحوری و آخرت گرایی است. قرآن منظومه رفتارهای اجتماعی انسان را بسیار هدفمندانه وضع نموده است.
مفهوم «ضلالت»، یکی از کلیدی ترین مفاهیم قرآنی است؛ به گونه ای که اغلب مفاهیم کلیدی قرآن به طور مستقیم یا غیرمستقیم در دو حوزه معناشناسی هدایت و ضلالت دسته بندی می شوند. میدان معناشناسی (هدایت - اضلال) نیز همچون تمامی مفاهیم کلیدی قران کریم حول محور «الله» در جریان است؛ به گونه ای که ضلالت حقیقی تنها زمانی محقق می شود که با «اضلال الهی» همراه گردد. این پژوهش در راستای کشف لایه های معنایی مفهوم «اضلال الهی» در قرآن و با هدف تبیین پیوستگی معارف قرآنی تدوین شده و با استفاده از روش نوین معناشناسی به تبیین مفهوم «اضلال الهی» و کشف حوزه های معنایی مرتبط با آن پرداخته است. با بررسی 32 آیه ای که در آن اضلال به خداوند اسناد داده شده است، با رویکرد هم زمانی و استخراج مفاهیم هم نشین و جانشین، این نتیجه حاصل شد که مفهوم «هدایت» در تقابل معنایی با این مفهوم قرار دارد و «اضلال الهی» به معنای تصرف در دستگاه های ادراکی انسان (سمع، بصر و قلب) گریبان گیر کسانی خواهد شد که از هدایت اولیه الهی رویگردان شده و با ویژگی هایی چون کفر، ظلم، فسق، نفاق و اسراف خود را مستحق اضلال الهی گردانده اند. مفاهیمی چون ازاغة، طبع، ختم، کر و کور کردن، دگرگون کردن، زیادکردن بیماری قلب و رویگردان کردن، جانشین مفهوم اضلال در ارتباط با خداوند به شمار می آیند. از آنجا که هدایت تنها از جانب خداوند متعال است، فرد با فراهم کردن اسباب «اضلال الهی»، خود را از هر نوع هدایت گر و ولی و یاوری محروم می کند و هرگز راهی به سوی هدایت نخواهد یافت.
این پژوهش به بررسی "ماهیت معنا" که شالوده هرمنوتیک متن بر آن استوار است نظر دارد، اما نظر نویسنده در این مقاله معطوف به بازیابی دیدگاه سه جریان دامنه¬دار تفسیری ـ تأویلی در میان مسلمانان است. از همین رو، تعقیب این هدف خطیر از طریق بازخوانی هر یک از این سه رویکرد، یعنی عقل¬گرایی اجتهادی، متن¬گروی ظاهری، درون¬گروی باطنی و کشف دیدگاه¬های آنان در ماهیت معنای قرآن و مرکز جستجوی آن، صورت پذیرفته است. برداشت نویسنده از این سه رویکرد تفسیری در مسأله معنا در تعبیر متن¬محور، مخاطب¬محور و جامع¬نگر (متکلم، مخاطب، متن) خلاصه می¬شود.
روش تفسیر قرآن به قرآن، یکی از روش¬های معتبر و کارآمد در تفسیر قرآن است؛ با این حال، از آسیب¬هایی که پیوسته آن را تهدید می¬کند، گرفتار شدن در دام تفسیر به رأی است؛ چنانکه برخی از مفسران بزرگ و نامدار نتوانسته¬اند از آن رهایی یابند. این پژوهش، کوشیده است با بررسی نمونه¬هایی از تفسیر الجامع لاحکام القرآن، اثر مفسر مشهور اهل سنت، قرطبی، نشان دهد که پیش فرض¬های کلامی مفسر، تا چه اندازه در روش تفسیری قرآن به قرآن وی موثر بوده است. با بررسی¬های به عمل آمده، آشکار می¬شود که قرطبی برای اثبات دیدگاه¬های کلامی خود، برخی از ضوابط مهم تفسیری را نادیده گرفته است و یا از روش تفسیری قرآن به قرآن به شکل نامطلوبی استفاده کرده است.