یکی از پرسش های اساسی که در جهت دهی به نگرش و رفتار انسان تأثیر زیادی دارد، واکاوی چرایی و چیستی «زندگی» و در نتیجه فهم «چگونه زیستن» است. رویکرد به معنا و مفهوم زندگی، تابعی از نگرش به انسان، هستی و هستی آفرین و نسبت میان آن هاست. درک ناصحیح این مؤلفه های بنیادین، تأثیر غیر مستقیم زیادی در انحراف انسان و ارتکاب جرایم دارد. بر این اساس، جرایم در هر جامعه باید متناسب با فرهنگ خاص آن جامعه بررسی شوند. بر اساس آموزه های قرآن کریم، معنابخشی به زندگی و پیشگیری اولیه از وقوع جرم و گمراهی، مهم ترین سیاست جنایی اسلام است. هدف نهایی این سیاست، تعلیم و تربیت انسان هایی است که به منظور رشد خود با اراده تربیت یافته بتوانند از ارتکاب جرم اجتناب کنند. در این دیدگاه، ایمان به وجود اموری غیبی، نظارت خداوند، ارسال پیامبران از سوی او و در نتیجه اعتقاد به امداد رسانی های او در رویارویی با مشکلات و وجود جهانی دیگر جهت کسب پیامدهای اعمال خود در این دنیا و همچنین ایمان به خلقت هدف دار، به زندگی انسان معنا می بخشد و از انحرافات او جلوگیری می کند.
زیباشناسی یکی از مهم ترین عرصه های نقد در دوران معاصر است؛ به گونه ای که ناقدان و اهل فن، به جنبه های گوناگون آن توجهی کرده اند. از آنجا که امروزه، متون ادبی از جنبه های مختلف فنی، لغوی، بلاغی و همچنین از نظر اسلوب و ساختار تحلیل و بررسی می شوند، نگارندگان درصدد یافتن گوشه ای از زیبایی های سوره ای هستند که «عروس قرآن» نامیده شده است.صنعت مقابله- که یکی از اسلوب های بلاغی است و در قرآن کریم نیز به بهترین شکل نمود یافته است- در این سوره مبارکه، زیبایی، طراوت و جذابیتی اعجاب آور را پدید آورده است؛ علاوه بر آن، مبحث فاصله نیز- که نمودی از نظم قرآنی است – زیبایی های این سوره را دو چندان کرده است. در این پژوهش، از منظر زیباشناختی به متن قرآن- که به حق در اوج استحکام و زیبایی قرار دارد- نگریسته و دو اسلوب بلاغی مقابله و فاصله را در سوره الرحمن بررسی کرده ایم.
از اواسط دهة 1970 رشد سریعی در تعداد کتاب ها و مقالات دربارة تغییرات سازمانی، اعم از مدیریت تغییر، شیوه های غلبه بر مقاومت در برابر تغییر، و روش های برنامه ریزی شدة خاص تغییر به وجود آمده است. ازاین رو، در محیط متغیّر و متحوّل، که سازمان های امروزی در آن به حیات خود ادامه می دهند، این سؤال که آیا تغییر و تحوّل روی می دهد سؤالی عجیب و نابجاست. سؤال اصلی این تحقیق آن است که مدیران و رهبران چگونه باید تغییرات گوناگون و فراوانی که هر لحظه سازمان های آنها را تحت تأثیر قرار می دهد، بر اساس دیدگاه اسلام، مدیریت و رهبری نمایند. مقالة حاضر می کوشد با استفاده از روش تحقیق «توصیفی- تحلیلی» و با استفاده از آیات قرآن، مقدّمات تحوّل و اجزای مدیریت تحوّل را بررسی و ارزیابی نماید و در نهایت، به جمع بندی و نتیجه گیری بپردازد.
تفسیر المیزان، به منزله میزان و سنجش بسیاری از تفاسیر دیگر است. از جمله آن تفاسیر، تفسیر مفاتیح الغیب فخر رازی است که علامه طباطبایی به طور گسترده به بررسی و نقد آن پرداخته است. در این بررسی علامه طباطبایی سه نوع دیدگاه نسبت به آراء تفسیری فخر رازی دارد: در مواردی از جمله: مطابقت با سیاق آیات قرآن، مطابقت با روایات، مطابقت نظر فخر رازی با نظر علامه، استناد به برخی از بیانات تفسیر مفاتیح الغیب، رأی فخر رازی را تأیید کرده است، در موارد متعددی از جمله: عدم تعیین معنای صحیح واژگان قرآن، عدم توجه دقیق به قواعد ادبیات عرب، ناسازگاری با سیاق آیات، عدم توجه به ارتباط بین آیات و ... نظر وی را نقد و رد کرده است و در مواردی نیز تنها به ذکر نظر رازی پرداخته است، بدون این که به تأیید یا رد آن مبادرت ورزد.
علاوه بر آیه های بسیاری که خطاب به «تک فردهای آدمیان» در قرآن آمده، آیه هایی نیز وجود دارد که امری فراتر از آن را مخاطب ساخته است. همین امر زمینه تأملاتی برای فیلسوف مفسران شده که آیا مراد خداوند در این آیات، پدیده مستقلی به نام «امت» (جامعه) است یا نه؟ برخی بر اساس این آیات به اصالت فلسفی جامعه نظر داده، و دسته ای صرفاً اعتباری و تبعی بودن آن را قابل اثبات دانسته اند. این مقاله بر آن است تا به استناد آیه های قرآن و بهره گیری از داده های فلسفی تاریخ، نظر قابل دفاع تر را بیان دارد؛ با این فرضیه که هویت جامعه امری استقلالی و دارای اصالت فلسفی است، چنان که با هم بودگی انسان ها، قدرتی متمایز از افراد می آفریند. بر این اساس، پرسش اصلی مقاله، چگونگی هویت جامعه از منظر قرآن است و روش تبیین نظریه، بررسی آیات مرتبط با مقوله امت، بر اساس دیدگاه دو اندیشمند معاصر، یعنی علامه طباطبایی و شهید مطهری است و بالتبع، رویکردهای صدر و مصباح یزدی به عنوان دیدگاه رقیب، مورد مداقه قرار می گیرد.
کلمات «حَلالاً طَیّباً» و «طَیّبَات» در قرآن مجموعاً، بیش از بیست بار (صراحتاً و یا به عنوان مصداق بارز) درباره غذا به کار رفته است. معانی متفاوتی از این ترکیب در ترجمه ها ارائه شده است. باید دید که معنای دقیق ترکیب «حلال طیب» چیست؟ نویسنده با پیشنهاد معنای «گوارا» و «خوش» برای «طیب»، ادله و شواهدی را در جهت اثبات و تقویت این معنا اقامه نموده است. در همین راستا بیش از پنجاه ترجمه فارسی قرآن کریم مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. معنای «پاکیزه» یا «حلال»، معنای دقیقی نبوده و جزو معانی مجازی شمرده شده و بیشتر از این که تحلیل مفهومی «طیب» باشد، به مصداق آن توجه دارد. اکثر مترجمان «طیب» را در معنای دقیق خود ترجمه ننموده اند. البته در این بین مترجمانی وجود دارند که در مواردی «طیب» را «گوارا و لذیذ» معنا کرده اند که متأسفانه آن ها نیز در تمامی آیات این مطلب را مراعات نکرده و از خود وحدت رویه نشان نداده اند. البته برخی از مترجمان در تمامی موارد، «طیب» را به معنای پاکیزه دانسته که هرچند از نظر تحقیق حاضر، ترجمه دقیقی ارائه نکرده اند، اما کارشان به خاطر رعایت وحدت رویه ستودنی است. از دیگر نتایجی که از مقاله حاضر بدست می آید نقش وصفی «طیب» برای «حلال» در ترکیب «حلالاً طیباً» است. اکثر مترجمان به نقش وصفی «طیب» دقت نکرده و آن را با حرف عطف واو به صورت «حلال و طیب» ترجمه کرده اند.
اهمیت نقش تربیت اقتصادی از منظر آموزه های قرآن همانند تربیت دینی فرهنگی و تربیت اجتماعی می باشد. تربیت اقتصادی صحیح آثار مادی و معنوی بسیاری در سبک زندگی فردی دارد که پاک شدن روزی، ایجاد اعتماد به نفس، سلامت روان، قبولی اعمال، آرامش و آسودگی خاطر از جمله آن است. این پژوهه، کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا می باشد و با مراجعه به منابع اصیل، به نقش الگو در تربیت اقتصادی فرزندان پرداخته است. بر همین اساس ابتدا عوامل اعتقادی و زیربنای فکری و نیز عوامل رفتاری تشکیل دهنده الگوی مناسب و سپس آثار اجتماعی تربیت صحیح اقتصادی بیان شده است. در نتیجه برخورداری از انگیزه معنوی و الهی، پرهیز از غرور و غفلت، اقتصاد و میانه روی، رعایت حقوق دیگران، از عوامل رفتاری تربیت صحیح اقتصادی است که آثار سودمندی مانند کسب ثواب و خیر در آخرت، تقرب به جوار الهی، ایجاد جامعه ای برخوردار از رشد و تکامل، حاکمیت صلح و آرامش و کاهش جرایم اقتصادی و اجتماعی را به همراه دارد.
سبک زندگی از لایه های رویین فرهنگی است و یکی از عناصر تشکیل دهنده آن، آداب گفتاری است که به نحوه سخن گفتن انسان اشاره دارد. ازآنجایی که مبنای اعتقادی ما مکتب اسلام، به ویژه آموزه های قرآنی است و پایه زندگی فردی و اجتماعی ما بر این اساس بنیان نهاده شده است، آداب گفتاری موجود در جامعه باید متناسب با سبک زندگی اسلامی تدوین شود. این پژوهش، با مراجعه به مصادیق مختلف آداب گفتاری در آیات قرآن، به دنبال ارائه الگوی مطلوب آداب اجتماعی در جامعه مسلمانان است. بدین منظور، از روش تحلیلی استنباطی بهره می گیرد. آداب گفتاری حاکم بر سبک زندگی اسلامی بر پایه گسترش امنیت و اعتماد متقابل در جامعه اسلامی سازمان یافته اند. ازآنجایی که زبان از نمادهای معنادار در ارتباطات انسانی است، آنچه به واسطه گفتار بین انسان ها مبادله می گردد، بر اساس انتقال معانی شکل می گیرد. به واسطه آداب گفتاری مطرح در قرآن، معانی مثبت اجتماعی به دیگران انتقال یافته، از انتقال معانی منفی پیشگیری می شود.
از مراتب عالی ولایت در مسألة امامت، ولایت معنوی است که با اشراف و تصرّف معنوی امام به اذن الهی در نفوس آماده تحقّق می یابد. مراد از ولایت معنوی نوعی اقتدار و تسلّط معنوی است که با پیمودن صراط عبودیّت و رسیدن به مقام قرب برای امام به اذن الهی حاصل می شود. در دیدگاه علاّمه طباطبائی، ولایت به این معنا غیر از نبوّت، خلافت، وصایت و نیز غیر از امامت به معنی مرجعیّت دینی و یا حتّی زعامت سیاسی است. انسان افزون بر حیات ظاهری، دارای حیات معنوی و باطنی است و برای رسیدن به مراتب عالی در آن نیاز به راهنما و امام و دستورهای خاص دارد. علاّمه طباطبائی امامت را مقامی برتر از نبوّت می داند که پس از پیمودن مراحل مختلف و آزمایش های سخت صلاحیّت آن برای بعضی از انبیاء و افراد خاص به وجود می آید و دارندة آن به امر الهی به هدایت باطنی مردم می پردازد و با تصرّف ولایی، انسان های آماده را به مقصود و مطلوب حقیقی و الهی رهبری می کند. علاّمه این نوع هدایت را هدایت به امر می نامد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیل متن و به شیوة کتابخانه ای درصدد واکاوی هدایت باطنی و ولایت معنوی امام و زوایای آن از منظر علاّمه طباطبائی(ره)و به صورت خاص، در تفسیر المیزان است.
نمادها واژگانی هستند که در معانی ای غیر از معنای اصلی خود به کار می روند؛ و معنای آن ها معنایی مجرد و نامحسوس و ناملموس است.
نشانه ها واژگانی هستند که برای بیان یک معنای ملموس و محسوس غیر از معنای اصلیشان به کار می روند. در قرآن کریم از نمادها و نشانه های فراوانی همچون نمادهای جاندار، بی جان، گیاهی و انتزاعی استفاده شده است، نگارنده در این مقاله سعی نموده است بر اساس آیات قرآن و روایات اهل البیت نمادها و نشانه های جاندار را تأویل نموده و معانی آن ها را از دیدگاه های مختلف فریقین بررسی کند. قطعاً درک صحیح از تأویل یا تفسیر یک واژه ما را به فهم بهتر زبان قرآن رهنمون نموده و از بسیاری از خطاها مصون می دارد. لازم به ذکرست است که شناخت فرهنگ ملل مختلف به فهم نمادها کمک شایانی می نماید که بدین دلیل نگارنده از منابعی که در این باره تحقیق و پژوهش نموده اند بهره برده است. نمادها و نشانه ها در قرآن در حدود 100 نماد هستند که نگارنده در این مقاله فقط به بیان نمادهایی که جاندار بوده و از نعمت حیات و زندگی بهره مند بوده اند اعم از انسان، شیطان، و یا حیوانات بحث نموده است.
از منظر قرآن، آنچه بشر انجام می دهد (سیّئات و حسنات)، بر حوادث طبیعی و سرنوشت دنیایی او تأثیر دارد. یکی از این عوامل طبیعی، بارش باران است. از دیدگاه علوم تجربی، برای بارش باران باید شرایط آب و هوایی مهیّا باشد تا باران ببارد، امّا قرآنعوامل معنوی را نیز در به وجود آمدن باران سهیم می داند و این عوامل را به نوعی محرّک عوامل طبیعی محسوب می کند. این جستار درصدد است با توجّه به اهمیّت موضوع، با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی به بررسی نزول باران از دیدگاه قرآنپردازد و به این پرسش پاسخ گوید که از دیدگاه قرآن، چه عوامل معنوی می تواند موجب بارش باران گردد؟ به همین منظور، پس از بررسی واژة «باران» و کارکردهای آن از دیدگاه قرآنو با استفاده از آرای مفسّران، ارتباط بین عوامل معنوی با علل طبیعی نزول باران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت و در پایان، این نتیجه به دست آمد که سه عامل استقامت در راه دین خدا، توبه، استغفار و قطع امید از اسباب ظاهری در بارش باران از عوامل معنوی نزول آن به شمار می آید.
قرآن به عنوان منبع بی کران معارف الهی، سطوح و لایه های متنوع عرضی و طولی دارد. این گنجینة الهی به همراه روایات اهل بیت علیه السلام مخاطبان را به بهره گیری از همة این سطوح و لایه های معنایی سفارش می کند. پژوهش حاضر تلاشی است برای معرفی و چگونگی استخراج این لایه ها در حوزة تخصصی دانش نشانه شناسی با معرفی نشانه شناسی لایه ای در مطالعات قرآنی.
یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ابعاد گوناگون معنایی نص قرآن کریم، در روابط درون متنی و بینامتنی و به واسطة تعدد لایه ها و سطوح مختلف دلالی آن در دو محور عمودی و افقی حاصل می شود. نص قرآن کریم علاوه بر تعدد لایه های مختلف در درون خویش (محور عمودی) که به واسطه ارتباط با نظامِ نشانگی درون آن حاصل می شود، در محور افقی نیز ابعاد گوناگون فلسفی، کلامی، علمی، سیاسی، روایی، عقلی و... دارد که هریک نمود عینی و متنی یک نظام رمزگانی اند. این ابعاد برای مفسر به واسطة دانش شناختی وی از رمزگان های مختلف حاصل می شود. بنابراین نشانه شناسی لایه ای روش مطلوبی است که این چارچوب را در اختیار مفسران قرار می دهد و بابی تازه برای فهم و کشف لایه های مختلف معنایی قرآن کریم می گشاید.