یکی از روش های تفسیری کهن عقل گرایی در تفسیر است. با توجه به اینکه قرن چهارم هجری نقطه آغاز این جریان بوده و از آنجا که سید رضی جزء پیشگامان این شیوه در این دوره است، واکاوی مؤلفه های عقل گرایی در آرای تفسیری وی مد نظر قرار گرفت. این بررسی نشان داد که عقل ابزاری بیشتر از عقل منبعی مورد استفاده سید بوده است. استفاده از عقل به عنوان قرینه تأویل آیات و تفسیر آیات بر معانی استعاری و مجازی، استفاده از بداهت عقلی به عنوان قرینه حمل آیات بر معانی استعاری، تحلیل مفاهیم ادبی با تحلیل عقلی، تحلیل عقلی موضوع سخن و نقد و بررسی اقوال با توجه به ملاک های عقلی، مهم ترین مؤلفه های عقل گرایی در روش تفسیری سید رضی است. در کنار تأویلات و تفاسیر ضابطه مند همسو با مفسران خردگرای معتزلی، تأویلات فاقد شواهد و ادله کافی، ازجمله روایات معصومین، از مشخصه های روش تفسیری وی بوده است.
قرآن پژوهان در بسیاری از عرصه های قرآن پژوهی با پدیده ای به نام «اختلاف قراءت در قرآن کریم» رو به رو هستند. خاستگاه این پدیده آنجاست که قاریان قرآن کریم بر اثر علل و عواملی پاره ای از عبارتها و کلمات قرآنی را به صورتهای گوناگون خوانده اند. پاره ای از این قراءتها تنها به تلفّظ و طرز ادای کلمه یا عبارت مربوط می شود و به اختلاف در معانی منجر نمی شود. مانند «کفوا احد» و «کفْؤاً احد» و «کفوا احد» ولی برخی از این قراءتها اختلاف معنی به دنبال دارد. مانند «مالک یوم الدین» و «ملک یوم الدین» و «ملک یوم الدین» یا مانند بما کانوا یکذبون (بقره /10) و «بما کانو یکذِّبون» (از باب تفعیل) در این مقاله به وظیفة مترجمان قرآن کریم در برابر قراءات نوع اخیر پرداخته شده است.
برای بررسی متن قرآن و اثبات اینکه همین متن از زمان رسول خدا(ص) به ما رسیده است، ادلّة متنوّعی از سوی علمای مسلمان ارائه شده که برخی از این ادلّه نیاز به بررسی، تعدیل و شفّاف سازی دارند، از جمله این ادلّه، نظریّه تواتر متن قرآن است که به خوبی تبیین نشده است. اقوال علما در این مقوله بسیار متشتّت و گاهی نیز معارض یکدیگر است، در حالی که تواتر متن یکی از اساسی ترین ادلّه برای اثبات تاریخی بودن و سندیّت قرآن است. در این مقاله، با تبیین تواتر قرآن، دو چالش عمدة فرا روی آن، یعنی مخالفت برخی صحابه با کار عثمان در توحید مصاحف و اختلاف قرائت ها مورد بررسی قرار گرفته است. به نظر نگارندگان، این دو مسئله نمی تواند موضوع تواتر اصل قرآن را خدشه دار سازد. بر این اساس، برای اثبات تواتر قرآن، نیازی به تمسّک به ادلّه ای چون اجماع علما، روایات غیرمعتبر، تقیّه و موارد مشابه نیست که از سوی علما برای ایجاد سازگاری بین این دو مقوله به کار گرفته شده است.
«قل لا أسألُکُم علیهِ أَجراً إِلاّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی؛
[ای پیامبر] بگو:«من هیچ پاداشی از شما بر رسالت و پیامبری خویش درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم [ اهل بیتم]». (سوره شوری، آیه23)
یکی از آیات بسیار مهم، دربارهبرتری و فضیلت اهل بیت پیامبر(ع) همین آیه شریفه است.
مفسران و دانشمندان شیعه بر این باورند که مقصود از «قُربی» حضرت فاطمه(س) و دوازده امام(ع) است.
مفسران اهل سنت نیز بر این حقیقت مهم اعتراف دارند و در کتابهای خود میگویند:منظور از «قُربی» حضرت علی و فاطمه و حسن و حسین(ع) است.1
اینک به شرح آیه شریفه و شأن نزول آن میپردازیم:
همه نیک میدانیم که اگر فردی برای ما کاری انجام دهد؛وظیفه انسانی حکم میکند تا در زمان مناسب کار خوب او را با عکسالعمل خوبتر و یا لااقل خوب جبران کنیم.
23 سال تلاش پیامبر اکرم(ص)
پیامبر گرامی اسلام، هدایت انسانها را زمانی به عهده گرفت که آن دوران را به دوران جاهلیت مردم جزیرةالعرب خواندهاند، او برای راهنمایی انسانهای گمراه همت فراوان گماشت و آنقدر آزار و اذیتهای توأم با رنج و ملال را به جان خرید و زخم زبانها و تهمتها را تحمل کرد که خداوند به او خطاب کرد:«ما أَنزَلنا عَلیکَالقُرآنَ لِتَشقی؛ [ای پیامبر!] ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت و مشقت اُفتی». (سوره طه، آیه 2)
او23 سال تمام؛زحمت توانفرسا کشید تا غل و زنجیرهای جاهلیت را از هم گسست و شالوده تمدن اسلامی را در سرزمین حجاز بنا نهاد و امت اسلامی را به وجود آورد.
آیا نجات بشر از گمراهیها و ارائه راه مستقیم به انسانها آنهم به بلندای ابدیت، کار آسانی است؟چه پاداشی میشناسید تا این خدمت سترگ را جبران کند؟.
اجر رسالت
پیامبران پیشین اجر و پاداش رسالت و پیامبری خود را به حساب خداوند بزرگ میگذاردند، از جمله حضرت نوح خطاب به پیروانش فرمود: «من درخواست مزدی از شما نمیکنم، اجر و پاداش من با پروردگار عالمیان است». (سوره شعراء، آیه 109)
اما پیامبر اسلام(ص) به دستور خداوند پاداش دیگری را از امت خود درخواست نمود، او مودّت، عشق و محبت به نزدیکانش (اهل بیت) را به عنوان پاداش رسالت مطرح فرمود.
از آن رهگذر که دین اسلام آخرین دین و پیامبر اسلام آخرین پیامبر خداست و با توجه به این نکته که رسول خدا(ص) میخواست رهبری امت اسلامی بهدست نااهلان نباشد و همواره مسلمانان از رهبران عادل، عالم و معصوم بهرهمند باشند؛تا امتش در دراز مدت از انحراف مصون باشند، روی همین اساس او به فرمان خداوند بزرگ پاداش رسالت23 سالهاش را مودت، عشق و محبت به اهل بیت مطرح فرمود.
امام باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه مورد بحث میفرماید:«نزدیکان پیامبر، همان ائمه معصومین(ع) هستند».2
شأن نزول
درباره شأن نزول آیهشریفه، امام صادق(ع) میفرمایند: «هنگامی که رسول خدا(ص)از حجة الوداع به مدینه باز میگشت، مردم شهر مدینه به حضور ایشان شرفیاب شدند و عرض کردند: ای رسول خدا! هجرت شما به مدینه منوره شرف و فضیلتی عظیم بود که خداوند بزرگ به ما ارزانی داشت، خداوند دوستان ما را با حضور شما در مدینه خشنود ساخت و دشمنان ما را ذلیل و خوار گردانید. ای پیامبر! برای ما سخت است گروههایی برای رفع مشکلات خود نزد شما میآیند و شما مالی ندارید تا به آنان بپردازید و چه بسا دشمن، ما را شماتت و سرزنش میکند. ما دوست داریم یک سوم دارایی خود را در اختیار شما قرار دهیم تا هر گاه هیئتی به مدینه آمد شما چیزی داشته باشید تا به آنان بدهید.
پیامبر(ص) پاسخی به آنان نداد و منتظر شد تا از سوی پروردگار فرمانی در این باره صادر شود و آیهای نازل گردد.
جبرئیل(ع) نازل شد و گفت:ای پیامبر! بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالت و پیامبریام درخواست نمیکنم جز دوست داشتن نزدیکانم».
امام صادق(ع) در پایان این روایت فرمودند:«منافقان با شنیدن این آیه شریفه برآشفتند و گفتند: خدا این آیه را نازل نکرد مگر آنکه پسرعموی پیامبر ـعلی(ع)ـ را تقویت نماید و اهل بیت او را به ما تحمیل کند. پیامبر دیروز گفت:«مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلی مَولاه؛ آنکس که من پیشوای اویم بعد از من علی پیشوای اوست». امروز هم میگوید:«…لا أسألُکُم علیهِ أجراً إِلاّ المَوَدَّةَ فیِ القُربی…».3
آری منافقان کوردل همیشه درصدد گمراه کردن مسلمانان بودهاند و دوست نداشتند مسلمانان در راه مستقیم هدایت باشند، چرا که مودّت اهل بیت؛ هدایت را بهدنبال دارد.
1. تفسیر کبیر فخررازی، ج27، ص166 ـتفسیر بیضاوی، ج4، ص91ـ تفسیر کشاف، ج4، ص219 ـ220.
2. تفسیر نور الثقلین، ج4، ص573.
3. تفسیر نور الثقلین، ج4، ص573.
مفسران،درارتباط با آیه 68 سوره قصص،پیرامون بحث جبر و اختیار،تفاسیر گوناگونی به دست داده اند.برخی با توجه به اعتقادهای یک مذهب،همه اختیار را از آنِ خداوند دانسته و برخی دیگر به عکس.این اختلاف در تفاسیر،پایه اختلاف،در تعیین موضع وقف و ابتدا،از سوی قاریان قرآن کریم گشته است.از آن جا که تفاوت در انتخاب موضع وقف و ابتدا،در این آیه،سبب القای معانی گوناگون به شنونده می گردد،بررسی ارتباط یادشده ضرورت دارد.بدین سان،تا از یک سو می توان،به کمک شواهد و دلائل،تفسیر درست ترـ که درجهت اعتقاد شیعه است ـ به دست داد،از سوی دیگر،قاریان نیز،بر اساس تفسیر درست، تلاوتی را اجرا کنند که القاکننده هدف قرآن است.
نگارنده آیه «و لقد وصّلنا لهم القول» (قصص (28) / 51) را از آیاتى مى داند که بر امامت اهل بیت : دلالت دارند. وى ابتدا مفردات آیه شریفه را تبیین مى کند و سپس اقوال مفسّران را نقل مى کند و پس از آن اشاره مى کند که قرآن به تنهایى براى تذکّر دادن کافى نیست و به مبیّن معصوم نیاز دارد. پس از آن، پنج روایت نقل مى کند به این مضمون که مراد از پیوستگى قول در آیه، تداوم امامت است.
محققان مسلمان در بحث از "ظهور و بطون" که دو سطح از لایههای معنایی قرآن را تشکیل میدهند و رابطة میان این دو سطح معنایی اختلاف نظر دارند. تعریف دقیق ظاهر و باطن، درک روشن رابطه و راه دستیابی به آنها نقش مهمی در فهم قرآن و معرفت دینی و داوری در این ساحت دارد. عدم تفکیک بین ظهور و بطون و عدم توجه به اختلاف مبانی در تعریف بطون نزد عرفا و غیر آنها، نه تنها باعث برخی اشتباهات در عرصة دینشناسی شده، بلکه سبب برخی قضاوت¬های نادرست در فهم قرآن و دین گردیده است. در این مقاله سعی شده است بعد از تعریف ظاهر و باطن قرآن، رابطة بین آن دو روشن و همچنین به راه دستیابی به آنها اشاره شود.
مفهوم نور در کاربست های قرآنی، از معنایی جامع و بنیادین برخوردار بوده و بالغ بر 49 بار در سیاق های گوناگون به کار رفته است. با تدبر موضوعی در کاربردهای قرآنی، علاوه بر پی جوییِ نور در دو سطحِ هستی شناختی و معرفت شناختی، چگونگی ادراک فاعل شناسا در تلقی «نور» بسیار حائز اهمیت است. مفسران متقدم در تفسیر آیه نور به خاطر وجود داده های نقلی و موانع عقلی، به مجازانگاری تمایل یافته اند. اما طیفی دیگر پس از سده پنجم با ارائه تعاریفی دگرسان، در پی اثبات حقیقت نمایی آیه نور برآمده اند. این مقاله با اتخاذ دو رویکرد تبیینی انتقادی نسبت به آرای مفسران متقدم، با بن مایه ای از استنطاق در کاربست های قرآنی، علاوه بر دسته بندی متفاوت در اطلاقات نور، با الهام گیری از یافته های زبان شناختی قرآنی، به چگونگی انتسابِ «نور خدا» پرداخته است. لذا گرچه نور خدای تعالی در زمره نور فراحسی جای می گیرد، لیکن از مراتبی فراگستر و متعالی برخوردار است. این کمال ظهورِ نور خدای تعالی را باید علاوه بر رفع حجاب های گوناگون ظلمانی و نورانی، با ساحت درونی انسان یعنی «قلب» ادراک نمود.
امروزه موضوع سبک زندگی از اهمیت خاصی برخوردار شده است و انتخاب سبک خاص مشروط به یک سلسله مبانی معرفتی و اعتقادی است. در این میان در باره «سبک زندگی اسلامی» مطالعات و بحث های فراوانی انجام شده است. اما پژوهش حاضر با هدف بررسی امتیازات سبک زندگی اسلامی از نگاه آیات و روایات انجام شده است تا زمینه ساز مقایسه این سبک با سایر سبک های زندگی رایج و نهایتاً گزینش متعالی ترین سبک باشد. سوال تحقیق این است که: مهم ترین امتیازات و مولفه های سبک زندگی اسلامی از منظر قرآن و روایات چیست؟ این تحقیق به روش تحلیلی کتابخانه ای است که با بررسی آیات قرآن و مراجعه به روایات و آثار تفسیری و کتاب های مرتبط انجام و ارائه شده است. نتایج بررسی نشان داد که از: وحی محوری، توحید محوری، دانش محوری، عزتمندی، حفظ کرامت انسانی، برخورداری از الگوهای متعالی و اعتدال به عنوان مهم ترین امتیازات سبک زندگی اسلامی می توان نام برد. با تمسک به این مولفه ها می توان سعادت دو جهان و حسن دنیا و آخرت را برای خود و جامعه رقم زد و از آسیب های سبک های موجود که ناظر به تفکر مادی و غیر معنوی هستند در امان ماند.
داستان ها و آیات قرآن همواره مورد عنایت شاعران و نویسندگان قرار گرفته و می گیرند. شاعر به تبع اطلاع از روایات قرآنی و به فراخور مضمون و محتوای اثرش از این داستان ها و آیات در جهت تفهیم و تایید سخن خود بهره می گیرد. بنابراین تلمیح به عنوان یکی از صنایع ادبی، نمایان گر میزان آگاهی شاعر از مضامین و رویدادهای مختلف دینی، تاریخی و ... است. در نگاه نخست و از آنجایی که این صنعت ادبی ارائه دهنده اطلاعاتی قدیمی و مسبوق به سابقه است به سختی می توان نوآوری و انگیزش را در آن پذیرفت؛ این در حالی است که به استناد نظریه انگیزش در مکتب فرمالیسم، توانایی، ذوق و قدرت تصویرگری و بیان شاعر می تواند از کهنه ترین مضامین و مایه های معنایی و زبانی، تصاویری بدیع و نو بسازد. به گونه ای که خواننده خود را با فضایی تازه مواجه ببیند. این مقاله سعی دارد به بررسی مقوله انگیزش مضامین و داستان های مشهور قرآنی در غزل شاعران دو دهه اخیر بپردازد و با بیان نمونه هایی چند بر این فرضیه صحّه بگذارد که اگر چه تلمیحات قرآنی ریشه در داستان ها و آیاتی دارند که تحریف ناپذیرند، اما همواره می توان با شیوه هایی مبتکرانه در بیان و زبان، تصاویری بدیع و جدید از آنها ارائه کرد.