در پاره ای نوشته های تاریخی سده دوم اسلامی و پس از آن، حدیثی از زبان نافع، راوی و برده عبدالله بن عمر، از عمر بن خطاب، دومین خلیفه تاریخ صدر اسلام گزارش شده است که شگفت می نماید؛ حدیثی که مهدی موعود را افزون بر دو ویژگی دیگرش، از تبار این خلیفه و از خاندان او خوانده و مایه بدفهمی ها و تلاش های نافرجامی برای یافتن مصداق مهدی در دو سده نخست تاریخ مسلمانان شده است.
این نوشتار، افزون بر بررسی سندی و متنی این حدیث، نشان خواهد داد این سخن، درست و از زبان عمر بن خطاب است، اما نه آن که وی در مقام نقل قول مستقیم نباشد و درباره آینده یکی از فرزندان خود، چیزی گفته باشد، بلکه حدیث عمر ـ نه آن که موقوف باشد ـ مرفوع و گزارش سخنی از پیامبر بزرگ اسلام درباره برخی ویژگی های مهدی موعود است.
این مقال، شرحى است بر مناجات ذاکرین امام سجاد علیه السلام. در یکى از فرازهاى این دعا، امام علیه السلام به طلب آرامش و سکونت دل با یاد خدا اشاره دارند؛ زیرا اضطراب، نگرانى و دلواپسى لازمه زندگى دنیایى است. یاد خدا، بالاترین لذایذ است. وقتى انسان به عمق این لذت پى مى برد، از اشتغال به لذایذ گذراى دنیایى به درگاه خدا دل به شکوه گشوده، استغفار مى کند.
از سوى دیگر، یاد خدا دوطرفه است، این گونه نیست که فقط ما باید به یاد خدا باشیم؛ خدا نیز هرگز از ما و احوالمان غافل نیست. این یادِ دوسویه، لذتى بى نهایت براى انسان دارد؛ اینکه ما بدانیم خالق و خداى مهربانمان نیز به یاد ماست و لحظه اى از رحمت و برکات خود نسبت به ما دریغ ندارد، لذتى مضاعف دارد.
مقاله حاضر پژوهشی است در باب صحت و سقم مدعای مشهور درباب اینکه نظام معرفتی ابن سینا صرفاً عقلانی محض است. نگارنده در این مقاله با برسی آثار ابن سینا مدعی است برخلاف آنچه در جامعه علمی ابن سینا را فیلسوفی صرفاً عقل گرا و برهان محور می دانند، ایشان صرفاً به لحاظ رو شناسی تکیه بر عقل و برهان، به عنوان روش حقیقی فلسفه دارد اما از حیث معرفت شناختی و ارزش شناختی، نه تنها ابن سینا عرفان و شریعت را رد نمی کند، بلکه آن را واجد جایگاهی مهم تلقّی می نماید و همواره از این دو حیث، آنها را مورد اشاره قرار و پر اهمیت جلوه می دهد. بنابراین، سخن مشهور در باب نظام فلسفی صرفا عقلانی شیخ الرئیس، تنها از جنبه روش شناختی آن تأیید می گردد اما از حیث جنبه های معرفتی و ارزش شناختی، به هیچ عنوان نمی توان تأیید کرد که ایشان بر مباحث عملی و عرفانی و نیز شرع مقدس و آموزه های وحیانی، تأکید نمی ورزد. همچنین، برخلاف آنچه برخی معتقدند ابن سینا در اواخر عمر راه به سوی عرفان و حکمت عملی می گذارد، نگارنده مدعی است ایشان از همان ابتدا به مباحث عملی و عرفانی توجه داشته اند و نوشته های ایشان در دیگر کتبی که بسیار قبل تر از اشارات نگاشته اند، شاهدی بر این مدعاست.
رساله اَضحویه ابن سینا که اثرى است درباره معاد، از برخى جهات با سایر نوشته هاى او متفاوت است. این تفاوت عمدتا به سبب دو رأى صریحى است که ابن سینا درباره معاد جسمانى و نیز در باب گزاره هاى اعتقادى دین، یعنى نصوص اعتقادى قرآن و روایات، در این رساله ابراز کرده است. این دو رأى که هر دو مورد اعتراض مخالفان او بوده و البته مبتلا به اشکال است، در نوشته هاى دیگر او دست کم بدین شیوه تکرار نشده است. این مقاله به روش تحلیلى توصیفى عهده دار معرفى این رساله و مرورى بر بخش هاى مختلف آن، همراه با نقد و بررسى نکات اختصاصى آن است.
این مقاله، الگوی ارتباط وحیانی را در پرتو سه دیدگاه رایج ناظر به وحی تعریف، تحدید و تعیین می کند. ابتدا به پیشینه بحث اشاره و الگوهای اصلی موقعیت ارتباطی از جمله الگوی سوسور، شانون، مولز، بوهلر و یاکوبسن در ارتباط با الگوی ارتباط وحیانی بررسی می شوند. سپس سه دیدگاه گزاره ای بودن، تجربی بودن و گفتاری بودن سرشت وحی تحلیل و بر نکات قوت و ضعف هریک اشاره و بر این نکته تأکید می شود که کنش گفتاری کارآمدتر ماهیت زبان وحی را نشان می دهد. این مقاله نشان می دهد که دیدگاه درست تر درباره ماهیت وحی از ترکیب دو دیدگاه گزاره ای بودن و گفتاری بودن وحی حاصل می آید که از آن به وحی رسالی و یا اسلامی تعبیر می شود.