این پژوهش عهده دار تبیین چیستی خلیفة اللهی در قرآن و بررسی نحوه پیوند آن با امامت است. گسترده ترین آیه در زمینه استخلاف آیه 30 سوره مبارکه بقره است، خلیفة الله برترین موجودات و دارای شؤون متمایزساز از دیگران است. امامت در دیدگاه شیعه عبارت از جانشینی انبیاء و خلافتی از جانب حق تعالی در همه امور دینی و دنیایی است که با نصب الهی تعیین می شود. امامت در دیدگاه اهل سنت نوعی رهبری عمومی با هدف حراست از امور دین و دنیای مردم و جانشینی و نیابت از نبی است. از نظرگاه شیعه فرقی بین خلیفة الله قرآنی و امام نیست و رابطه منطقی بین این دو مقوله تساوی است. امام و خلیفه مورد نظر اهل سنت فقط در حوزه اجرا و خلافت و ولایت ظاهری دنیایی(که یکی از کارهای خلیفة الله است) با خلیفة الله هماهنگ است. خلیفة اللهی که ولی الله، واسطه فیض و معلم ملائکه است نمی تواند با امام مد نظر اهل سنت تطبیق داشته باشد.
در یک معنای گسترده، هرگونه احساس، مشاهده و دریافت شخصی که آدمی را به گونهای با جهان ناپیدا و ماورای طبیعت و نیروهای غیبی حاکم بر انسان و دیگر موجودات عالم ماده مرتبط سازد و توجه آدمی را به آنها معطوف دارد، تجربه دینی خوانده میشود و تجربه دینی در معنای خاص آن عبارت است از گونهای ظهور یا تجلی خداوند بر شخص تجربهگر.
نویسنده با اشاره به ظهور مفهوم تجربه دینی در اواخر قرن هجدهم پرسشهایی را که در باب تجربه دینی مطرح است را عنوان میکند.
وی در ادامه با بیان انواع تجربه دینی، نظریه حضرت امام مبنی بر اینکه انسان دارای فطرت الهی است و عشق به کمالی در وجود همه انسانها نهفته است را مطرح نموده، نظریه یکی از معاصرین را که مدعی است: (پیامبر با گذشت زمان و تکرار وحی، به رسالت و غایت کار خود آشناتر و بصیرتر و در انجام وظیفه خود مصممتر شده است، درست همانگونه که یک دانشمند در مقام تجربه و آزمون چنین سیر تکاملی را طی میکند) مغالطهای بیش ندانسته است
نویسنده ضمن اشاره به تفاوت وحی با دیگر انواع تجربه دینی، ویژگیهای وحی از نظر امام خمینی(س) مبنی بر اینکه غیر از خود رسول خدا و کسانی که در خلوت با رسول خدا بودند یا اینکه از او الهام گرفتهاند، کیفیت نزول وحی را کسی نمیتواند بفهمد را طرح نموده به ارتباط بحث فطرت با تجربه دینی میپردازد و مینویسد: فطرت الهی انسانی منشأ دین است و این فطرت الهی، همان چیزی است که امروزه تجربه دینی یا آبشخور تجربه دینی میباشد.
نگارنده در بخش دیگری از مقاله با طرح این پرسش که آیا از طریق تجربه دینی و با تمسک به آن میتوان دلیل و برهانی برای اثبات وجود خدا ارائه داد یا نه؟ و اعلام اینکه پاسخ فیلسوفان دین غربی به این پرسش غالباً منفی است، میگوید: اگرچه برخی از اندیشمندان اسلامی معتقدند که فطرت، راهی برای شناخت خداست، اما نمیتوان با آن برهانی برای اثبات وجود خدا اقامه کرد، لکن امام خمینی(س) از جمله کسانی است که معتقدند فطرت الهی انسان برهانی بر وجود خدای سبحان است، و با توضیح نظریه حضرت امام اشکالات مطرح شده بر این برهان را پاسخ میدهد.
نویسنده در قسمت پایانی مقاله با بیان این نکته که امروزه در داخل کشور جمعی از نویسندگان قرائتی از دین را عرضه میدارند که در آن بر تجربه دینی در برابر شریعتمداری و تعبد و پایبندی به احکام دین تأکید میرود، تفاسیر گوناگونی را که ممکن است برای عبارت «تجربه دینی گوهر دین است» ارائه شود را مورد ارزیابی قرار میدهد.
خاتمیت یکی از مؤلفه های اساسی دین اسلام است که به موجب آن، پیامبر اسلام(ص) آخرین پیامبر آسمانی و دین اسلام آخرین دین آسمانی است.
اصل خاتمیت در بین مسلمانان از بدیهیات اسلام به شمار می رود. یکی از عوامل مؤثر در ختم نبوت، بلوغ فکری و اجتماعی بشر است که در این میان دیدگاه های متفکرانی همچون علامه اقبال و استاد مطهری و تبیین دکتر شریعتی و دکتر سروش قابل توجه است.
در نوشته حاضر علاوه بر آن که به تبیین مبانی و محورهای هر نظریه و نقدهای وارد بر آن ها پرداخته می شود، اشاره مختصری نیز به جایگاه باور به امامت در هر نظریه وسازگاری یا عدم سازگاری آن با آراء صاحب نظران یاد شده در خصوص خاتمیت خواهد شد. در پایان بر این نکته تاکید می گردد که ملاک و مبنای خاتمیت هر چه که باشد به معنای بی نیازی کامل از رهبر و پیشوای آسمانی نیست. به تعبیر دیگر، خاتمیت در واقعیت امر به معنای ختم پیامبری و وحی جدید است نه به معنای ختم هر نوع رهبری و زعامت آسمانی، بنابراین بشر به هر درجه ای از بلوغ فکری و عقلی نایل شود هم چنان نیازمند به ولایت و زعامت از ناحیه معصوم(ع) است.
از آن جا که در مکاتب و مدارس گوناگون، عقل و به کارگیری آن مورد اختلاف است، در این جستار، به معرفی دیدگاه مدرسة کوفه دربارة عقل و عقل گرایی بزرگان این مکتب پرداخته ایم. این تحقیق در دو بخش معرفی عقل و رویکردهای عقل گرایانة مکتب کوفه سامان یافته است. در بخش اول، مواردی هم چون جای گاه، حجیت، آثار، موانع، و قلمرو عقل بررسی شده است. در بخش دوم، شاخص های عقل گرایی که تجلی عقل در میان ائمه و اصحابشان در مدرسة کوفه است، در سه قسمت ائمه، ائمه و اصحاب آنان، اصحاب ائمه تبیین گردیده است. مواردی هم چون مناظره، پرسش و بررسی مطالب دینی، اخذ فروع از اصول، بررسی منقولات خلاف عقل و ردیه نویسی از جملة این شاخص هاست.
این جستار به شیوة کتاب خانه ای و عمدتاً با احصا و استقرای روایات صورت گرفته است. گویای اهمیت عقل و اهتمام خاص به آن در عین خط قرمز داشتن و نیز گستردگی عملکرد عقل و شاخص های عقل گرایی در تعامل با وحی و در پرتو امامت پذیری اصحاب در مکتب کوفه است.