بزرگترین نعمت الهی به انسان ها، نعمت دین و هدایت تشریعی است که تعالی حقیقی و وصول به هدف آفرینش و مقصد نهایی را برای پیروان آن تأمین نموده و دستیابی به حیات طیبه آنها را تضمین می کند. دین پژوهان همواره به دنبال بازشناسی کارکرد دین در زندگی انسان و چیستی فلسفه آن هستند. قرآن کریم در آیات متعددی به بهترین وجه به بیان این کارکرد و تبیین فلسفه آن پرداخته است. قرآن شخصیت و کرامت انسان را به میزان دینداری او مستند نموده است. آیه شریفه «یَا أ َیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُول ِ إ ِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْی ِیکُمْ ...» نمونه ای از این دسته از آیات است. این مقاله با تاکید بر مفاد و تفسیر آیه فوق، فلسفه وجودی دین و راهکارهای وصول به آن را به اجمال ارائه نموده است.
در قرآن کریم آیات متعددی آمده که در آن فضائلی به صورت عام به همه ائمه : و به طور خاص به برخی از ایشان اختصاص داده شده است. از عصر صحابه تا کنون همواره شبهاتی پیرامون این آیات مطرح بوده که از سوی ائمه : و سایرین، پاسخ هایی هم به این شبهات داده شده است. یکی از این آیات، آیه ولایت است که از نظر شیعه امامیه یکی از محکم ترین دلایل اثبات امامت امام علی 7 محسوب می شود. علمای اهل سنت شبهات بسیاری پیرامون ادعای اثبات امامت از این آیه وارد کرده اند که پاسخ های بسیاری نیز به این شبهات داده شده است. عموم این پاسخ ها، به صورت حلی و ارائه قرائن و دلایل درون متنی و برون متنی بوده است. در این پژوهش خلاف رویه مرسوم، از روش پاسخ نقضی به پاسخگویی به شبهات اهل سنت استفاده شده است. به همین مناسبت ابتدا آموزه های مد نظر شیعه از آیه بیان شده، سپس مناقشات و شبهات اهل سنت مطرح گردیده و در ادامه با استناد به مقبولات و مسلمات خود ایشان از جمله قرآن کریم، صحاح سته و دیگر کتب معتبر حدیثی و سخنان علمای ایشان، بر استدلال آن ها مورد نقض آورده شده است.
از مهم ترین آموزه های دین مبین اسلام که در واقع جلوه گری غایت مندی تاریخ به شمار می رود، نظریه جامع و کامل «نجات گرایانه» دین، یعنی «آموزه مهدویت» است. این آموزه، آینه تمام نمای پیش گویی وحیانی دین اسلام و آینده ای حتمی، روشن، فراگیر، مطلوب و موعود امم است.
این مقاله با رویکردی توصیفی _ تحلیلی می کوشد تا مبانی نظری و ابعاد تکامل را در نظام معنایی اسلام، شناسایی کند. مقاله با فرض گرفتن این نکته که اندیشه مهدویت، فرجام متعالی و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالی و متکامل تاریخ بشری از دیدگاه اسلام است، به معناشناسی تکامل در اسلام می پردازد. بررسی کارکردهای پیوند مطالعات مهدوی و فلسفه نظری تاریخ، آغازگاهی است که نویسنده برای ارائه تصویری روشن از بحث برمی گزیند. بازگرداندن هویت واقعی آموزه مهدویت به چارچوب استانداردهای برخاسته از فرهنگ دینی و گذر از رویکرد منفعل به رویکرد فعال در عرصه مطالعات مهدوی از مهم ترین فواید این پیوند برشمرده شده است.
نگارنده ابتنای بر ربوبیت الهی، غلبه حق در فرجام ستیزش تاریخی و تأثیر اراده های انسانی در تکامل تاریخ را مهم ترین انگاره های اسلامی در تبیین اندیشه تکامل تاریخ در اسلام برمی شمارد و فضیلت محوری، عقل گرایی، آرمان گرایی، فراگیری، جامعیت و ... از جمله یافته های کاوش نویسنده در ویژگی های جامعه متکامل عصر ظهور است.
در جهان اسلام اشاعره ی متقدم و به ویژه امام الحرمین جوینی در شمار حامیان تقریر علّی از نظریه ی امر الاهی یا نظریه ی حسن و قبح شرعی محسوب می شوند. از منظر جوینی، خوبی و بدی امور براساس امر و نهی الاهی قابل تبیین هستند و در واقع، خوبی و بدی امور چیزی جز امر و نهی الاهی نیست. گرچه نظریه ی امر الاهی به طور عام، و تقریر علّی آن به طور خاص، حاوی بصیرت های قابل توجهی است؛ اما کاستی های فراوان آن، پذیرش این نظریه را به عنوان دیدگاه اخلاقی جامع دشوار می سازد.
دیگرگروی از نظریات نتیجه گرا در اخلاق هنجاری است که مبنای عمل یا قاعده اخلاقی را بیشترین خیر برای دیگران، فارغ از منافع شخصی می داند. خودگروان با تفسیر خودگروانه از سرشت انسان، امیال دیگرگروانه را انکار کرده اند و برخی دیگرگروان نیز با عدم توجه به حبّ ذاتِ انسان، صورتی نامعقول از آن ارائه داده اند. در این پژوهش می کوشیم با تبیین مناسبی از این نظریه، مبانی و اصول آن نیز با استناد به آیات قرآن کریم و همراه با استدلال عقلی، مورد بررسی و تحلیل فلسفی قرار گیرد. بر این اساس، میل انسان در خودگروی منحصر نمی شود، بلکه به لحاظ روان شناختی، به نوع دوستی گرایش دارد. در اخلاق قرآنی، انسان، هم باید به منافع شخصی و هم به منافع دیگران توجه داشته باشد؛ به همین سبب، گاهی باید از منافع خود بگذرد و به منافع دیگران بپردازد. گرچه ستایش افعال دیگرگروانه در آیات قرآن کریم، دلیلی بر امکان و حُسن این افعال است، اما نمی توان آن را دلیلی بر تطابق کامل نظریه اخلاقی قرآن کریم بر این نظریه هنجاری دانست و ارائه نظریه اخلاقی قرآن کریم، نیازمند بررسی و تحلیلی جامع است.
شناخت دقیق آراء خاورشناسان درباره معارف اسلامى و نقد علمى دیدگاه هاى آنان، براى ما مسلمانان ضرورتى انکارناپذیر است. به همین منظور، مقاله حاضر، تلاش کرده تا به معرفى و آسیب شناسى پژوهش روبین درباره حضرت محمد صلى الله علیه و آله بپردازد. روش تحقیق در این پژوهش اسنادى و رویکرد آن، تحلیلى انتقادى است. اگرچه بررسى دیدگاه هاى روبین درباره آن حضرت مرکز توجه و تحلیل بوده، براى تکمیل این تحقیق در مواقع موردنیاز، از دیدگاه هاى عالمان مسلمان استفاده شده است. پژوهش روبین، گویاى تتبع بسیار وى در منابع اسلامى است. برداشت نادرست روبین از برخى آیات قرآن، باعث شده تا وى اشتباهاتى در مورد برخى از مطالب مربوط به حضرت محمد صلى الله علیه و آله مرتکب گردد.
یکی از مواضعی که رویکرد غیرشناختی فیلیپس آشکار می شود، دعا است. از نظر وی، دعا سخن گفتن با خدایی خارجی نیست؛ بلکه دعا به معنای آگاه شدن از وضع خود است. اصل دیگر دعا، مفهوم وابستگی است؛ بدین معنا که دین دار، همه شئون وجود خود اعم از خیر و شر را مدیون خدا دانسته، او را می ستاید و توقع ندارد که خدا در وضع امر او دخالت کند، وگرنه دعای وی خرافی می شود. این تفسیر از دو جهت قابل بررسی است: یکی اشکالات مربوط به خداشناسی وی و دیگری کاستی های تفسیر وی از دعا. برخی از مهم ترین محورهای دسته دوم عبارتند از: 1. طبق این تفسیر، بیشتر دین داران خرافاتی هستند؛ 2. این تفسیر، تبیین گر رویکردهای پس از عصر روشنگری است و جامعیت تاریخی ندارد؛ 3. باید بین اعمال دین داران و نگرش های متافیزیکی آنها تمایز قائل شد. دین داران رفتارهایی از خود بروز می دهند که مغایر با دیدگاه های متافیزیکی آنهاست و البته چنین مغایرتی، هیچ اشکالی ندارد؛ بنابراین بروز عدم انسجام گزاره ای در دین، امری معمول است و نمی توان دخالت الهی را صرفاً بدین جهت مردود شمرد.