فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱٬۴۵۵ مورد.
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
99 - 112
حوزههای تخصصی:
«وحدت وجود» بنیادیترین و اصلیترین مسئله یی است که در عرفان اسلامی از سوی ابن عربی و شارحان مکتب وی مطرح شده است. عرفا با استفاده از ظهورات و تجلیات خداوند طبق قابلیت و استعداد اعیان ثابته، وحدت وجود را اثبات کرده اند، اما قابلیت اثبات برهانی وحدت وجود، یکی از چالشهایی است که فلاسفه و متکلمان با آن مواجه بوده اند که در نهایت، با اقامه برهان «رابط بودن معلول نسبت به علّت» توسط ملاصدرا، تبیینی برهانی از این مسئله فراهم آمد. آقا علی مدرس زنوزی یکی از بارزترین شارحان و مدرسان حکمت متعالیه پس از ملاصدراست که انتقاداتی چند نسبت بر این نظریه وارد کرده است. عمده اشکالات وی ناشی از غفلت از اثبات برهانی وحدت وجود با استفاده از برهان وجود رابط است.
تبیین دیدگاه تربیت عرفانی ملاصدرا (مفهوم شناسی، اهداف و روش های تربیت عرفانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این نوشتار تبیین و تحلیل تربیت عرفانی از منظر ملاصدرا در حوزه مفهوم، اهداف و روش های تربیتی به شیوه توصیفی- تحلیلی است. در منظومه فکری ملاصدرا تربیت عرفانی گستره مفهومی وسیعی را در برمی گیرد به گونه ای که همه مراتب تربیت نفس انسان اعم از تربیت حواس، خیال، عقل و طور ورای عقل همه را شامل شده، متربی سالک پس از کناره گیری از خلق و اجتماع و طی کردن یک سیر تربیتی تشکیکی دوباره به آغوش خلق باز می گردد و به هدایت ایشان می پردازد. این بازگشت به سوی خلق در واقع ادامه همان سیر صعودی سالک بوده و استکمالی وجودی برای او به شمار می آید. نتایج پژوهش پیش رو حاکی از آن است که ملاصدرا در تربیت عرفانی خود دو دسته اهداف غایی و واسطه ای را دنبال می کند. اهداف غایی در مرتبه نظر و عمل به ترتیب نیل به معرفت اکتناهی اجمالی ذات خداوند متعال و وصول به سفر چهارم از اسفار اربعه عرفانی است. از اهدافی همچون فنای فی الله، بقای بالله، مقام خلافت، مقام ولایت، وجود مبارک نبی اکرم(ص)، حقیقت محمدیه، انسان کامل، رسیدن به عقل مستفاد، درک حضوری حقایق هستی و معرفت نفس نیز می توان به عنوان اهداف واسطه ای در اندیشه عرفانی ملاصدرا یاد کرد. از بین روش های اتخاذ شده برای رسیدن به اهداف فوق نیز می توان به روش ایقاظ و تنبیه، روش عزلت و خلوت، روش محاسبه نفس، روش پرورش خیال، روش دیالکتیک و روش استاد مداری اشاره نمود.
بررسی و تحلیل حرکت اشتدادی و تضعفی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
116 - 126
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در فلسفه اسلامی، حرکت در جوهر است. حرکت جوهری بعنوان یکی از ابتکارات مهم ملاصدرا، عبارتست از سیلان وجود، یعنی ذات شیء، آن به آن و لحظه بلحظه در حال نو شدن و تغییر و تحول است. ازجمله مسائل مطرح در بحث حرکت جوهری، اشتداد و تضعف در حرکت است. یکی از وجوه اختلاف در این بحث، اشتدادی بودن یا تضعفی بودن حرکت است که بیشتر درباب حرکات أینی و وضعی مطرح شده است. مسئله مورد بحث در پژوهش حاضر اینست که آیا حرکات مطلقاً اشتدادیند و همه موجودات در حال تکاملند، یا اینکه حرکت تضعفی و انتکاسی نیز وجود دارد؟ اهمیت این بحث از آن جهت است که بسیاری از مشکلات فلسفی، مانند اتحاد عاقل و معقول، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس و معاد جسمانی، با حرکت جوهری اشتدادی قابل حل است. نتیجه بدست آمده از این پژوهش آنست که حرکت را چه خروج از قوه به فعل تفسیر کنیم و چه خروج از خفاء به ظهور، حرکت، مطلقاً اشتدادی است.
بررسی و نقد رجعت و معراج در اندیشه علامه رفیعی قزوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
بازگشت جسمانی گروهی از انسانها به جهان مادی در عصر ظهور حضرت مهدی(عج) و پیش از قیامت با نام «رجعت» و سفر جسمانی پیامبر(ص) در زمان زندگانیشان به جهان غیرمادی با نام «معراج» شناخته میشود. بعضی اندیشمندان و عالمان جهان اسلام رجعت را رد میکنند و وقوع آن را محال میدانند، گروهی بدون اینکه در مورد کیفیت آن صحبت کنند، آن را میپذیرند، بعضی نیز با استدلال عقلی بدنبال اثبات آن هستند. مسئله معراج اما مورد اتفاق اکثر اندیشمندان اسلامی است، در عین حال، درباره چگونگی حادث شدن آن، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. علامه رفیعی قزوینی یکی از متفکرانی است که به مبحث رجعت و معراج ورود کرده و توانسته است به برخی از شبهات بروش عقلی پاسخ بدهد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و منابع کتابخانه یی، بدنبال پاسخ به این پرسشیم که علامه رفیعی با چه استدلالی توانسته است وقوع رجعت و جسمانی بودن معراج را اثبات نماید؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که ایشان از طریق سه مقدمه عقلی یعنی علاقه روح به بدن مادی، لزوم ظهور خاصیت وجودی پیامبر(ص) و اهل بیت (علیهم السلام)، و محال بودن قسر دائمی بر وقوع رجعت بصورت جسمانی تأکید دارد. او در مبحث معراج نیز قائل به سفر جسمانی و روحانی پیامبر(ص) به عالم ملکوت است و کوشیده آن را با مبانی فلسفی و عقلانی اثبات نماید.
تربیت عرفانی مبتنی بر علم وجودی اشتدادی از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
39 - 60
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیش رو بروش توصیفی تحلیلی، درصدد تبیین اهداف و مراتب تربیت عرفانی بر مبنای علم وجودی اشتدادی و دلالتهای آن در حکمت متعالیه است. ملاصدرا بر اساس مبانی فلسفی خود، علم را مساوق با وجود و دارای احکام آن، ازجمله اشتداد میداند. او با تأکید بر تناظر مراتب وجودی انسان با مراتب هستی، علم، حقیقت و سعادت بمثابه ساختارهای علم اشتدادی، ضمن ارائه نگرشی نو از علم، تصویری جدید از انسان و چگونگی تربیت نفوس انسانی ترسیم مینماید. در اندیشه وی، تربیت انواع مختلف دارد. بالاترین مرتبه آن، تربیت عرفانی است که خود ذومراتب بوده و مراتب مختلف آن در بستر علم وجودی اشتدادی، یکی پس از دیگری بمنظور استکمال نفس آدمی تحقق میابند. بر همین اساس، انسان در سیر تربیتی خود، در هر مرتبه از تربیت با اشتداد در علم، مرتبه برتری از هستی و حقیقت را احراز کرده و با قرار گرفتن در هر مرتبه از وجود، به ادراکی متناسب با آن نایل میگردد و به سعادت و لذتی متناسب با آن ادراک میرسد. این سیر استکمالی بهمین شیوه تا رسیدن به هدف غایی تربیت عرفانی که معرفت خداوند و بقاء بالله است، ادامه می یابد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که الگوی «تربیت عرفانی مبتنی بر علم اشتدادی» از شاخصه ها و دلالتهایی نظیر همگانی، تشکیکی و اشتدادی بودن آن و برسمیت شناختن فهمها و کشفهای عرفانی متعدد برخوردار است؛ بدون اینکه متربی در دام نسبیت گرایی و پلورالیسم گرفتار شود.
رویکرد ایجابی و سلبی ملاصدرا به آزادی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
25 - 38
حوزههای تخصصی:
موضوع آزاد های اجتماعی از دغدغه های ملی و جهانی است. آیا مبانی حکمت متعالیه با آن همگرایی و تجانس دارد یا موضع سلبی؟ مقاله پیش رو بر پایه بنیادهای اندیشه ملاصدرا، پرسمان آزادی اجتماعی و حدود و ثغور آن را واکاوی نموده است. در میان مکاتب فلسفی چهارگانه مشاء سینوی، اشراق سهروردی، یمانی میرداماد و متعالیه صدرایی، بهترین بازگفت و استقبال از آزادی اجتماعی را میتوان در حکمت متعالیه یافت. ملاصدرا ادراکات و مفاهیمی همچون مفهوم آزادی اجتماعی و ارزشگذاری آن را ذومراتب و مقول به تشکیک میداند. او اندیشه ها را مصون از اشتباه نمیداند و مانع فکر، قلم و نقد نیست. وی انسانی که به مقام شهود رسیده را به سعه وجودی و پذیرش و برتابیدن اندیشه ها توصیف میکند. در حکمت متعالیه، غایت فرجامین انسان، رسیدن به مقام عبودیت و سعادت است و «اختیار» ابزار نیل به آن است. ارزش انسان، بیش از آزادی بعنوان وسیله، رسیدن به مقصد است و بهمین دلیل آزادی اجتماعی باید در راستای رسیدن به غایت آفرینش انسان ساماندهی شود. حکمت متعالیه که به پشتوانه دلایل عقلی و نقلی، تنها عقیده صحیح را وحدت وجود و «توحید» میداند، مبارزه با توحید و لوازم آن را نمیپذیرد. علاوه بر این، زندگی اجتماعی، نیازمند قانون است و رسیدن به سعادت نیز نیازمند نقشه راه. بهترین قانونگذار و طراح نقشه راه تکامل، خالق هستی است که از طریق شرع، قوانین را ترسیم کرده و پیامبران را برای تبیین و اجرا، برانگیخته است.
بَداء در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
59 - 72
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های مهم اسلامی که در احادیث امامان شیعه (علیهم السلام) بطور خاص مطرح شده، آموزه «بداء» است. «بداء» در لغت بمعنای ظهورِ بعد از خفا و علمِ پس از جهل است و به این معنا، به اتفاق عقل و نقل، محال است به خداوند نسبت داده شود. بنابرین پرسش اینست که در روایات اسلامی بداء به چه معنا و چگونه به خدا نسبت داده شده است؟ اندیشمندان شیعی پاسخهایی گوناگون به این پرسش داده اند. نوشتار پیش رو به گزارش و سنجش نظریه ملاصدرا میپردازد. نظریه او درباب بداء، درون نظریه جامعتر او درباب علم الهی جای میگیرد. بر اساس این نظریه، علم پیشین الهی چهار مرتبه دارد: 1) عنایت که عین ذات خداوند، و از اینرو، ثابت است؛ 2) قضا که عین عقول، و بهمین دلیل، ثابت است؛ 3) قدر که علم نفوس فلکی است و بخشی از آن ثابت و بخشی متغیر است. از نظر ملاصدرا، بداء در همین بخشِ متغیرِ قدر رخ میدهد. بنابرین، پاسخ ملاصدرا به مسئله بداء مبتنی بر طبیعیات قدیم و نظریه افلاک است؛ نظریه یی که دست کم در پارادایم معرفتی معاصر، پذیرفتنی نیست. بنابرین، بر حکمای نوصدرایی واجب است که با پیراستن این نظریه از مقدمات طبیعیاتی و فلکی، آن را بازسازی کنند و راه این بازسازی آنست که بدون استفاده از مفهوم «نفس فلکی»، طبقه یی از مجردات اثبات شود که مقهورِ عقول طولی و عرضی، و قاهر بر طبیعتند و نسبت به رخدادهای عالم ماده، پیش آگاهی ناقص متغیر دارند. همین پیش آگاهی مصحّح بداء خواهد بود.
تبیین انگیزه و غایت اعمال انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۱)
5 - 24
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو با روش توصیفی تحلیلی به تبیین دیدگاه ملاصدرا درباره غایت و انگیزه اعمال انسان و تحلیل مبانی آن میپردازد. خودگروی روان شناختی که از نظریه های پیامد گرایانه بشمار می آید، انگیزه همه اعمال انسان را رساندن سود و لذت به خویشتن معرفی میکند. اما ملاصدرا هر چند بر تأثیر انگیزه حب ذات در رفتارهای انسان تأکید کرده، بر اساس دیدگاهی فضیلت گرایانه، معتقد است با پرورش فضایل و ملکات نیکو، زمینه مناسب برای انگیزه های خیرخواهانه و نیات متعالی فراهم میگردد. انسان دارای قوای مختلف و مراتب وجودی گوناگون است و هر فرد برحسب آنچه کدامیک از قوا و مراتب وجودی وی تقویت شده و بر دیگر قوا مسلط و چیره گشته باشد، انگیزه هایی متناسب با آن قوه پیدا میکند. انگیزه سلوک و مقصود حرکت در سفر اول و دوم از سفرهای چهارگانه معنوی، رسیدن به خدا و سیر در اسماء و صفات اوست و این انگیزه از محبت انسان نسبت به خداوند نشئت میگیرد؛ از آن سو، سفر سوم و چهارم نقش توجه به دیگران را در سلوک آشکار میسازد. بدین ترتیب، میتوان انگیزه التفات به خلق و دستگیری از مردم و امداد معنویِ آنان را لازمه پیمودنِ مراحل سیر و سلوک دانست. با استقرار فضایلی مانند عفت، شجاعت، حکمت و عدالت، انگیزه های نیکوکارانه نسبت به دیگران تقویت میشود. افزون بر این، رشد فضایل الهیاتی، یعنی ایمان، عشق به خداوند و توکل به او نیز زمینه کمال و تعالی نفس را مهیا نموده و پیمودن مسیر بندگی خداوند و رسیدن به دیدار او را هموار میسازد.
نسبت وجودی جامعه و فرهنگ در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت صدرایی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۶)
107 - 120
حوزههای تخصصی:
رابطه ی جامعه (ساختارهای سیاسی، اقتصادی، نژادی و فنی) با فرهنگ (معانی، اندیشه ها، گرایشها و باورها) یکی از مسائل کلیدی مطالعات اجتماعی و فرهنگی است. نسبت فرهنگ و جامعه در علوم اجتماعیِ اروپایی عموما با دوگانگی و تضاد تعریف می شود که ریشه ی آن را می توان در لایه های فلسفی تفکر غربی نیز پیگیری نمود. این تلقی، جامعه را به قفس آهنین برای فرهنگ تبدیل می کند و فرهنگ را به ایدئولوژیِ سرکوبِ جامعه مبدل می سازد. مقاله پیش رو در پی هستی شناسی رابطه ی فرهنگ و جامعه در خلال یک مطالعه تطبیقی نامتوازن است. از این رو دوگانگی فرهنگ و جامعه در اندیشه ی اروپایی را مسئله یابی کرده و از خاستگاه فکری حکمت اسلامی در پی راهی برای خروج از دوگانه انگاری مدرن است. حکمت متعالیه با تکیه بر نظریه «وحدت وجود» و نفی «ثنویت» می تواند راهی برای رهایی از این دوگانگی باز کند. بر مبنای نگاه وجودی حکمت متعالیه، فرهنگ امری وجودی است که در مرتبه خیال متصل (میان طبیعت و عقل) قرار گرفته است. وجود جامعه نیز ناظر به تعینات مادی حیات اجتماعی، در یک «حرکت جوهری» به مرتبه ی فرهنگ می رسد و انسانها را در مرتبه ی خیالِ جمعیِ متصل، متحد می سازد. نتیجه آنکه، نسبت فرهنگ و جامعه نه تقابلی، بلکه تشکیکی است. فرهنگ همان وجود برتر جامعه به حمل حقیقه – رقیقه است. فرهنگ در دستگاه حکمت متعالیه از درون جامعه بالیده می شود اما در مرتبه بالاتر، به کالبد سیاسی و اقتصادی جامعه، حیات می بخشد بدون آنکه آن را نفی یا سرکوب کند.
عقلانیت فلسفی و هویت سازی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یافته های دانش روان شناسی هویت انسان را ساخت یافته بینش ها و ارزش های او می داند. به رغم وجود رابطه هم کنشی بین ساحت های رفتاری، گرایشی و بینشی، شدت و قوت تأثیر حوزه بینشی بر دیگر ساحت های وجودی انسان به اندازه ای است که باورهای انسان، جوهره شخصیت او را تشکیل می دهند. این موضوع باقاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» در حکمت صدرایی که نفس آدمی را متحد با مجموعه معلومات او می داند همخوانی کامل دارد. براین اساس حالت ها و ویژگی های ساحت معرفت در دیگر حوزه های وجودی انسان ساری و جاری است. ساماندهی معرفت، شکل گیری هویت و در نتیجه، بهداشت روانی و در مقابل، بحران معرفت، بحران هویت و در نتیجه بی معنایی زندگی را در پی دارد. از منظر فلسفه اسلامی، ساماندهی نظام معرفتی از طریق عقلانیت و پیروی از استدلال میسر می گردد. هرچند ملاصدرا علم یقینی را موهبتی و ویژه خواص می داند؛ ولی بر این باور است که مرتبه ای از عقلانیت که همان تبعیت از استدلال های متعارف عقلی است برای عموم انسان ها امکان پذیر است. عقلانیت فلسفی و نقش آن در هویت سازی، موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد. فرضیه این پژوهش این است که صورت بندی درون مایه های معرفتی و از جمله جهان بینی دینی بر اساس عقلانیت فلسفی، نقش مؤثری در سامان دهی نظام معرفتی و در نتیجه آرامش روانی و معناداری زندگی دارد.
کاربست نظریه «وحدت شخصی وجود» در فهم متون دینی بر پایه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۹)
5 - 22
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو درصدد است نشان دهد که تفسیر ملاصدرا از «وحدت شخصی وجود»، ظرفیت آن را دارد که با تحفظ حداکثری بر ظاهر آیات و روایات، معنای دقیق آنها را نیز بیان نماید. برای رسیدن به این هدف، ابتدا مبانی این نظریه تبیین میگردد و سپس روشن میشود که بسیاری از آیات مرتبط با بحث توحید ذاتی، صفات خبریه و توحید افعالی، با استناد به نظریه وحدت شخصی وجود، بهمراه مبانی روش شناسی صدرالمتألهین، تفسیری عمیقتر می یابند، بدون آنکه مفسر در دام ظاهرگرایی و تشبیه یا تأویل غیرموجه گرفتار شود. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته و مدعای خویش را بر تفسیر نمونه هایی از آیات توحیدی تطبیق میدهد و بیان میدارد که در صفات خبریه، هر آنچه مخلوقات دارند، خداوند نیز حقیقتاً داراست، اما نه مصداق مادی آنها را، بلکه مطابق نظریه ارواح معانی، پس از پیراستن نقایص از مصادیق مادی، ضروری است روح معنای آنها را دریافت کرده و سپس به خداوند متعال اسناد دهیم و اینچنین بین تشبیه و تنزیه، حق جمع نماییم. همچنین بر اساس فهم صحیح نظریه وحدت شخصی وجود و توحید افعالی، تمام افعال اختیاری انسان، همانگونه که حقیقتاً به انسان نسبت داده میشوند، به خداوند متعال نیز منسوبند و خداوند فاعل قریب و حقیقی آنهاست.
متعلَق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
109 - 122
حوزههای تخصصی:
نفس شناسی یکی از حوزه های مهم فلسفه اسلامی است که در بسیاری از مسائل هستی شناسی و معرفت شناسی، نقشی اساسی و سازنده دارد. حدوث جسمانی نفس که نخستین بار توسط ملاصدرا در مقابل دیدگاه حکمای مشاء، یعنی حدوث روحانی نفس در ابتدای تعلق به بدن، مطرح شد، با چالشها و ابهاماتی مواجه گردید. شارحان آثار ملاصدرا درصدد رفع این ابهامات برآمده اند. مقاله پیش رو که با رویکرد توصیفی تحلیلی نگاشته شده، در پی این پرسش اصلی است که متعلق حدوث جسمانی نفس در فلسفه ملاصدرا و شارحان وی کدام مرتبه از نفس است؛ نباتی، حیوانی یا ناطقه؟ در پاسخ باید گفت: نفس ناطقه متعلق حدوث جسمانی است نه نفس نباتی یا حیوانی؛ با این استدلال که از باب تعرف الاشیاء باضدادها، نظریه حدوث جسمانی صدرایی در مقابل نظریه حدوث روحانی مشائی مطرح شده و ازآنجاکه نزد فلاسفه مشائی متعلق حدوث روحانی، نفس ناطقه است، پس باید در نظام فلسفی ملاصدرا نیز متعلق حدوث جسمانی، نفس ناطقه باشد. ملاصدرا در برخی از آثار خود نیز بصراحت بدان اذعان کرده است. استقصای انتقادی نظریه ملاصدرا در آثارش درباره متعلق حدوث جسمانی نفس، طرح اختلاف نظر شارحان و بررسی این اختلافات ساختار این مقاله را تشکیل میدهد.
تبیین سازگاری میان جبر و اختیار بر اساس نظریه خداگونگی انسان از منظر حکمت متعالیه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با روش عمدتا توصیفی-تحلیلی به تبیین، تحلیل و ارزیابی پاسخ ملاصدرا به این مسئله می-پردازیم که با اعتقاد به اصل علیت و توحید افعالی چگونه می توان اختیاری بودن اعمال انسان را پذیرفت. ملاصدرا بر اساس اصل علیت و تعیّن علّی می پذیرد که اختیار به معنای «امکان» یا «صحتِ» فعل و ترک نیست اما معتقد است حضور ویژگی هایی در فاعل باعث می شود که او را مختار و فعل او را اختیاری بدانیم. بدین سان دیدگاه وی نوعی سازگاری جبر و اختیار است که در صورت بندی کلامی از آن به «مکتب وسط» تعبیر می شود. مهم ترین تبیین او درباره مسئله اختیار انسان این است که آدمی به عنوان خلیفه خداوند و آئینه تمام نمای اوصاف الهی، از همه کمالات الهی و از جمله علم، قدرت و اختیار برخودار است. این راه حل مبتنی بر اعتقاد به نمونه انگاری انسان با خداوند یا خداگونگی انسان است که در برخی آیات قرآن و روایات ریشه دارد. ملاصدرا در این تبیین تلاش نموده است تا مبانی و اصول هستی شناختی و انسان شناختی خود در مورد وحدت تشکیکی وجود و مقام جامع و خلافت الهی انسان را در سازگاری با متون دینی و دیدگاه عارفان برای حل مسئله به کار گیرد. در پایان به بیان انتقادات و پاسخ هائی که می توان در مورد روش ملاصدرا و محتوای نظریه او مطرح نمود، خواهیم پرداخت.
بررسی معرفت شناسانه لذت و الم تشکیکی از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
35 - 52
حوزههای تخصصی:
ابن سینا و ملاصدرا، هر دو، لذت و الم را از سنخ ادراک میدانند. ادراک از نظر بوعلی دارای سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی است و بتبع آن، لذات و آلام نیز در همین سه مرتبه سامان می یابند. ملاصدرا نیز همچون بوعلی، به تثلیث در ادراک قائل است و ادراک وهمی را شعبه یی از ادراک عقلی میداند و بتبع آن، لذت و الم وهمی را نیز ذیل لذت و الم عقلی قرار میدهد. دو اندیشمند در اینباره اشتراکات و اختلافاتی دارند. از مهمترین اشتراکات میتوان به همراهی عوارض و جزئی بودن مدرَک حسی، جزئی بودن مدرَک خیالی، مجرد بودن قوه عاقله و مدرَکات آن، قویتر بودن لذت و الم خیالی از حسی و ضعیفتر بودن آن از لذت و الم عقلی اشاره کرد. از مهمترین اختلافات نیز میتوان سه مورد را برشمرد: 1 در دیدگاه ابن سینا مراتب ادراک از طریق فرایند تقشیر و زدودن اضافات صورت میپذیرد، درحالیکه در دیدگاه صدرالمتألهین، از طریق ترفیع و باریابی به نحوه وجودهای مجرد برتر محقق میشود. 2 مدرَکات و قوای حسی از نظر ابن سینا، مادی و لذت و الم این مرتبه ادراکی نیز مادی است، ولی از نظر ملاصدرا، قوا و مدرَکات حسی و بتبع آن، ل ذت و الم آنها، مجردند. 3 تصویری که بوعلی از مراتب و درجات لذت و الم قوای ادراکی ارائه کرده منطبق بر معیار تشکیک طولی است، ولی ملاصدرا رابطه درجات لذت و الم قوای ادراکی را بنحو تشکیک در مظاهر سامان میدهد.
خیال و کارکردهای آن نزد فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۶)
91 - 104
حوزههای تخصصی:
بسیاری گمان کرده اند بحث از خیال، بعد از شیخ اشراق و بعدتر، نزد ملاصدرا بطور جدی مطرح شده است، اما حقیقت اینست که بسیاری از ایده های مهم در زمینه خیال را فارابی پیش کشیده و در میان مباحث وجودشناختی و معرفت شناختی، به مبحث خیال نیز پرداخته است. برخلاف سنت یونانی که خیال در آن وجه معرفت شناسانه نداشت، فارابی برای نخستین بار، و برخلاف افلاطون و ارسطو، به وجه معرفتی آن نیز التفات اساسی پیدا کرده و بسیاری از ساحتها را در پیوند با خیال تبیین و تحلیل کرده است. بنابرین، خیال در منظومه معرفتی فارابی کارکردهای متنوع دارد؛ ازجمله: حفظ صور محسوس، تجزیه و ترکیب صور، محاکات، مقایسه، تنظیر، تقلید، تفکر استعاری، تعلیم و تربیت و تأدیب، تحریک بر عمل، رساندن مردم به سعادت، ادراک معانی، بویژه در مسئله رؤیا، وحی و مکاشفات. برخی از این موارد، امروزه در علوم متعدد مورد توجهند. البته اگر خیال ما را از تعقل بازدارد یا جایگزین عقل گردد، نگاه فارابی به آن منفی است، اما سایر کارکردهای خیال در آثار فارابی مثبتند.
مرگ بمثابه امر وجودی و خیر در اندیشه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
77 - 94
حوزههای تخصصی:
مرگ بعنوان یکی از مهمترین مسائل، و شاید مهمترین مسئله انسانها، همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. صدرالمتألهین در اغلب آثار خود به این امر پرداخته است. او مرگ را به دو نوع ارادی و غیرارادی تقسیم میکند. تجربه مرگ ارادی برای بعضی اولیای الهی امکانپذیر است آنها با تزکیه نفس، به جایی میرسند که قابلیت خرق بدن و سیر در عوالم بالاتر را پیدا میکنند. نوع دوم نیز همان مرگ طبیعی است. ملاصدرا مرگ را امری وجودی میداند و نظر به اینکه خیر بودن، ذاتی هر امر وجودی است، هر نوع مردن را چه با اجل طبیعی و چه با اجل اخترامی نیز امری طبیعی و خیر میشمارد. با توجه به اینکه مرگ اخترامی یا ناگهانی، بر اثر بیماری یا حوادث رخ میدهد، و در ظاهر شر بنظر میرسد، بر اساس چه مبنایی میتوان خیر بودن مرگ بمعنای کلی را تبیین کرد؟ نقش تکامل برزخی در این امر چیست؟ مقاله پیش رو، بر اساس اندیشه های ملاصدرا به این پرسشها پاسخ میدهد.
نقد آراء ابن عربی درباره مفهوم تجلی بر مبنای قرآن و روایات شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۵)
73 - 92
حوزههای تخصصی:
«تجلی» اصطلاح و مفهومی پر کاربرد در سنت اسلامی است که تفسیر آن تأثیری بسزا در مبانی اخلاقی، معرفتی و باورهای دینی دارد. سابقه کاربرد اصطلاح به قرآن کریم و برخی احادیث بازمیگردد و سپس، اندیشمندان مسلمان، تفسیرهایی متعدد از آن ارائه کرده اند. این اصطلاح پیش از ابن عربی، بیش از هر چیز، مفهومی سلوکی بود که چگونگی تقرب وجودی معرفتی سالک به حضرت حق، از طریق کنار رفتن حجابها و آشکار شدن افعال و صفات و ذات حق تعالی، را توضیح میداد، اما دیدگاههای ابن عربی درباب تجلی، با دیگران متفاوت بوده و تعابیر او در اینباره خاص خود اوست. پژوهش حاضر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به بررسی مفهوم تجلی در آراء ابن عربی و مقایسه آن با آیات و روایات اسلامی میپردازد تا اشتراکات و افتراقات این دو دیدگاه روشن گردد. یافته های پژوهش نشان میدهد که آراء ابن عربی در مباحثی مهم همچون تعریف تجلی، مثلیت، ذات یا عدم محض، قضاوت مطلق درباره ذات خداوند، حدود محدود، تصورات انسان از خداوند، تجلی خداوند در روز قیامت و تجلی انکار، تفاوتها و تعارضهایی برجسته با آیات و روایات اسلامی در مورد مفهوم «تجلی»، دارد.
بررسی دیدگاه ملاصدرا پیرامون اراده الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
5 - 18
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا معتقد است با توجه به عدم امکان عروض اراده حادث بر ذات الهی، سبب ایجاد اشیاء در زمانی خاص، علم الهی به نظام اتمّ و احسن است؛ هر چیزی که مطابق نظام اصلح باشد، ضرورتاً از خداوند صادر میشود و این همان اراده الهی است. بنابرین، با توجه به بازگشت اراده الهی به علم به نظام احسن، این صفت را باید ذاتی دانست، نه فعلی. مقاله پیش رو، ضمن پذیرش اصل دیدگاه ملاصدرا در مورد ارجاع اراده به علم به نظام احسن، بر لزوم توجه به اختیار ذاتی خداوند و نیز تمکّن خداوند بر ترک فعل، تأکید میکند؛ سپس به مهمترین ایراداتی که به دیدگاه ملاصدرا وارد شده، پاسخ میگوید و روشن میشود که تغایر مفهومی اراده در انسان و خداوند، بمعنای نفی نظریه ارجاع اراده الهی به علم به نظام اصلح نیست. فعلی دانستن صفت اراده گرچه به یک معنا درست است، اما هرگز نمیتواند پاسخی به علت ایجاد اشیاء در زمانی خاص باشد. روایاتی که بر فعلی بودن صفت اراده تأکید داشته اند را نیز میتوان بصورتی تفسیر کرد که با نظریه ملاصدرا سازگار باشند.
تبیین و بررسی انتقادی عاملیت انسان در فلسفه صدرالمتالهین بر مبنای نظریه اسلامی عمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت عمل در فلسفه اسلامی اما این مؤلفه در نگاه ملاصدرا مبهم و به اجمال بحث شده است. بر این مبنا، این پژوهش درصدد است پس از تبیین مفهوم عاملیت در فلسفه ملاصدرا با نگاه انتقادی بر مبنای نظریه اسلامی عمل بپردازد تا گامهایی در جهت افزایش دانشهای بنیادین بردارد. جهت نائل شدن به اهداف پژوهش از روش تحلیل مفهومی و روش پژوهش انتقادی استفاده شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است ملاصدرا مبادی مختلفی را برای عاملیت انسان بر می شمارد که مشتمل بر علم، شوق، اراده و در نهایت علل خارجی است. در این دیدگاه، ایجاب رابطه علی و تسلسلی، اراده مسبوق به شوق مؤکد و اراده مسبوق به تأمل از مهمترین مواضع این بحث است. لذا با توجه به آنچه مورد اشاره قرار گرفت، عاملیت انسان در فلسفه ی ملاصدرا از منظر نظریه اسلامی عمل، قابلیت بررسی انتقادی دارد از جمله ؛ فروکاهش اراده به شوق مؤکد، فروکاهش اراده به تأمل و صوری بودن اراده را می توان اشاره نمود.
بازخوانی انسان شناسی ملاصدرا بر اساس خداشناسی و جهان شناسی در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه صدرایی یک نظام فلسفی واحد است که ارتباط معقول و منسجمی میان سه حیطه خداشناسی، انسان شناسی و جهان شناسی برقرار می کند به طوری که شناخت یکی بدون دیگری امکان پذیر نیست و همین پیوستگی میان این سه مفهوم این امکان را به ملاصدرا می دهد تا انسان شناسی متفاوتی از دیگر مکاتب فلسفی ارائه دهد. ملاصدرا از اصول هستی شناختی خود به نام اصالت وجود، تشکیک وجود، وحدت شخصی وجود و حرکت جوهری کمک می گیرد و مباحث اساسی علم النفس خود را همچون حقیقت نفس، رابطه نفس و بدن، رابطه نفس و قوا و... را شرح می دهد. و از طرف دیگر او نفس انسان را مثال خداوندی دانسته که در ذات، صفات و افعال شبیه باری تعالی است و از اصول خداشناسی خود همچون بساطت، جامعیت و سعه وجودی، فرای ماهیت، صفتی همچون علم باری تعالی و فاعلیت خداوند برای بیان شباهت نفس انسان به خداوند کمک می گیرد و انسان را وجودی بسیط، جامع و بدون ماهیت، دارای علمی نظیر علم الهی و توانایی خلاقیت معرفی می کند. ثمره معرفتی ارتباط خداشناسی، انسان شناسی و جهان شناسی، نظریه انسان کامل است که هم جامع تمامی اسماء و صفات الهی است و هم جامع تمامی حقایق هستی و به همین مناسبت می تواند خلیفه خداوند بر روی زمین باشد و واسطه فیض الهی در تمامی عوالم وجود باشد.