ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۸۱ تا ۶٬۱۹۸ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۶۱۸۱.

تبیین عقلی نقش خیال در تبلیغ معرفت دینی از منظر حکمت اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۵
در قلمرو معارف دینی، بهره گیری از عقل برهانی برای درک مفاهیم والا در همه انسان ها امکان پذیر نیست؛ زیرا بیشتر افراد با عالم محسوسات انس دارند و تحت تأثیر صور خیالی اند. بر این اساس قوه خیال به مثابه نقطه کانونی مشاعر انسان، با محاکات، خلاقیت و صورتگری در مقام تبدیل محسوس به معقول و برعکس نقش مهمی در معارف دینی در جایگاه نقطه آغازین (نه نقطه اوج) مورد توجه انبیای الهی بوده است. با بررسی آیات قرآن کریم و روایات معصومان (ع) نیز این حقیقت نمایان می شود که قرآن و اهل بیت (ع) از این روش برای القای معارف دینی در جان مخاطبان و پیروان خود بهره جسته اند. همین امر سبب شده است تا در فرایند تحلیل چگونگی وحی و ارتباط نبی با فرشته وحی و کیفیت ارتباط با مردم، نقش محاکاتی قوه خیال و تخیل ویژه نبی به مثابه مباحث ارزنده حکمت اسلامی مطرح باشد. در این مقاله با بررسی منابع دینی و حکمت اسلامی به روش تحلیلی، به تبیین عقلی نقش خیال در تبلیغ معرفت دینی از منظر حکمت اسلامی پرداخته می شود.
۶۱۸۲.

دیدگاه علامه طباطبایی درباره قلمرو دین در علوم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
قلمرو دین در عرصه علوم از مسائل مهم و چالش انگیز در فلسفه دین است. با توجه به اهمیت این مسئله در حل مسائلی مانند اسلامی سازی علوم انسانی و رابطه علم و دین ضرورت دارد به دنبال پاسخی متقن به آن باشیم. علامه طباطبایی از بزرگ ترین اندیشمندان مسلمان معاصر در مباحث دین پژوهی است که به طور پراکنده در آثارش به ویژه تفسیر المیزان به بحث قلمرو دین پرداخته است. برخی عبارات وی ظهور در دیدگاه حداکثری دارد و برخی عبارات بر باور وی به دیدگاه اعتدالی دلالت دارد. با تمرکز بر آثار ایشان و با روش توصیفی و تحلیلی در این مقاله در صددیم نظر نهایی وی در این زمینه را دریابیم. برخی عبارات ایشان در زمینه کارکرد دین در تأمین سعادت همه جانبه، جامعیت قرآن، جامعیت سنت و جامعیت شریعت اسلامی حاکی از باور علامه به دیدگاه حداکثری است؛ اما نگاه جامع به منظومه فکری علامه طباطبایی و شواهدی مانند تعاریف اعتدالی که وی از دین ارائه کرده و دیدگاه وی در زمینه اشتمال قرآن بر تعالیم هدایت بخش و تفاسیر اعتدالی وی از ادله نقلی که ظهور اولیه در دیدگاه حداکثری دارد، به این نتیجه گیری رهنمون می شود که علامه طباطبایی قائل به دیدگاه اعتدالی است.
۶۱۸۳.

اثبات تناظر مراتب چهارگانه معارف با عوالم چهارگانه وجود بر اساس روایتی از امام صادق (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
این نوشتار به بررسی شواهد تناظر مراتب چهارگانه معارف و عوالم چهارگانه وجود می پردازد. نویسنده برای دست یابی به این مهم ابتدا بر اساس روایتی از امام صادق (ع)، مراتب چهارگانه معارف را تبیین کرده است. این امر به فهم عمیق متون دینی و کشف وجوه هستی شناسانه آنها بسیار کمک می کند. متون دینی ضمن نشان دادن راه هدایت، واقعیت جهان را نیز به انسان نشان می دهند. غفلت از این مهم، بستر فهم سطحی از متون دینی را فراهم می آورد و از طرف دیگر علوم عقلی را از یک منبع الهام بخش برای تفکر محروم می سازد. چنان که خواهد آمد، در این روایت کعبه، بیت المعمور، عرش و تسبیحات چهار مرتبه از نماد یک فرع دینی (حجّ) معرفی شده است. سه مرتبه از این مراتب در عالم فراماده قرار دارد. در عوالم چهارگانه هستی نیز سه عالم غیرمادی وجود دارد. محتوای موجود در علوم عقلی در خصوص عوالم چهارگانه، شباهت چشمگیری با توصیف های آموزه های دینی در خصوص بیت المعمور، عرش و ... دارد.
۶۱۸۴.

مقایسه دو نظریه علم دینی و تجربه دینی در حل تعارض علم و دین(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۰
با توجه به اهمیت روز افزون علم و سعی برخی معاندان در ایجاد معارضه بین علم و دین و بی اهمیت جلوه دادن مسائل دینی و تأثیرات این بحث در سایر مسائل انسانی از جمله تحدید نقش دین در عرصه های اجتماعی، پژوهش حاضر بر آن شد تا به صورت تطبیقی، دو نظریه علم دینی و تجربه دینی را که از سوی دو اندیشمند معاصر جهان اسلام؛ آیت الله جوادی آملی و محمد اقبال لاهوری در جهت رفع تعارض علم و دین مطرح شده است، مورد تبیین و بررسی قرار دهد. طبق بررسی انجام شده، این دو نظریه، از جهاتِ: اعتقاد به سازگاری تکوینی علم و دین؛ مکمل بودن آن دو نسبت به همدیگر؛ نفی مطلق گرایی علوم تجربی؛ امکان حل تعارض ظاهری بین علم و دین و لزوم تحریف زدایی از احکام نقلی نادرست، یکسان اند، اما از جهاتِ واقع گرایی یا ذهن گرایی، تناسب یا عدم تناسب با مبانی معرفت دینی، انطباق یا عدم انطباق با اصول دینی، تعاضد یا تمایز عقل و وحی در کشف دین؛ نقش حداکثری عقل و وحی در توسعه علوم، سنجش پذیری یا عدم سنجش پذیری دین با معیارهای تجربه بشری، عمومیت یا اختصاصی بودن راه حل، در تقابل با یکدیگرند.
۶۱۸۵.

نگرشی شناختی به تقابل های استعاری صدق و کذب در احادیث معصومان (علیهم السّلام)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر می کوشد تا چگونگی کاربرد استعاری زبان در توصیف صدق و کذب به عنوان دو خصیصه اخلاقی در احادیث معصومان (علیهم السّلام) را مورد بررسی قرار دهد. هدف اصلی پاسخ به این پرسش است که شیوه کاربرد استعاره به عنوان یک ابزار تسهیل فهم، در احادیث چگونه بوده و در مفهوم سازی حوزه های مقصد چه حوزه های مبدأیی به کار گرفته شده است. به این منظور، با استناد به کتب معتبر روایی مانند نهج البلاغه، بحار الانوار، الکافی، غررالحکم و براساس نظریه شناختی لیکاف و جانسون، استعاره های مفهومی به کاررفته استخراج و مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج حاصل نشان می دهد که تعداد احادیث حوزه کذب و نهی از آن، به طرز قابل توجّهی بیشتر از حوزه مقابل آن یعنی مفهوم صدق است. در میان احادیثِ حاوی دو حوزه مفهومی مقصد، بیشترین فراوانی متعلّق به نگاشت های فراوانی/ کمبود، نجات/ هلاکت، بالا/ پایین، نزدیک/ دور، نور/ تاریکی و نیز نیروی جذب یا کشش، و همچنین حوزه مبدأ انسان(صفات و اعضاء) بود. نتایج داده ها بیانگر وجود انواع مفهوم سازی های استعاری در جهت درک بهتر مفاهیم اخلاقی است.
۶۱۸۶.

نگرشی نو به مسئله حدوث و قدم عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۰
حدوث و قدم عالم از مسائل مورد نزاع و چالش برانگیز در تاریخ تفکر اندیشمندان اسلامی بوده است. در پژوهش های پیشین با دغدغه اثبات و ابطال و نگاه تصدیقی، اقامه دلیل بر نظریه موافق و ایراد و خدشه بر نظریه مخالف محور بحث و پژوهش در این باب بوده است؛ در حالی که به نظر می رسد پیچیدگی بحث حدوث و قدم عالم در ناحیه تصور و مفهوم شناسی است. نگاه خطی ارسطویی به زمان سبب گردیده است فیلسوفان و متکلمان مسلمان در این نظریه به جمع بندی و موضع مشترک دست نیابند. در نگاه ارسطویی سیر افقی در عالم ماده تنها خروج عالم ماده از قوه به فعل است و در این نگاه عالم هستی -اعم از مجردات و مادیات- متعلق خلق و ایجاد نیست. نظریات مختلف اندیشمندان مسلمان در باب حدوث و قدم عالم به محل نزاع اصلی پاسخ نمی دهند. در اینجا نیازمند اصطلاح سازی و مفاهیم جدیدی هستیم. با روش توصیفی-تحلیلی از رهگذر نقد و بررسی نظریات مختلف در باب حدوث و قدم عالم، نظریه حدوث و قدم امری را مطرح می کنیم که عدم واقعی عالم را نشان داده، حدوث و قدم عالم را به نحو منسجم تر و هماهنگ با متون دینی تبیین می کند.
۶۱۸۷.

بررسی تأثیر سوبژکتیویزم دکارتی و کانتی بر سکولارسازی علم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۱۰
سکولاریزاسیون علم در میان ساحت های مختلف سکولاریزم، از مهم ترین و مغفول ترین آنهاست. مسأله اصلی این مقاله نشان دادن تأثیر سوبژکتیویزم (به ویژه در قرائت دکارتی و کانتی آن) در سکولاریزاسیون علم است. در این تحقیق که با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، روشن می شود سوبژکتیویزم یکی از زیربنایی ترین مبانی شکل دهنده متافیزیک جدید است که بر مبانی و مسائل علم مدرن تأثیر داشته است. سوبژکتیویزم اگرچه با انگیزه مخالفت با شکاکیت از سوی دکارت طرح شد، بشر را در شک گرایی پیچیده تری فروبرده و بسیاری از دانشمندان از دست یابی به واقعیت فی نفسه ناامید ساخت. بر پایه این نگرش، مفاهیم قدسی و اخلاقی، ذهنی شمرده و ارتباط علوم با مبادی متافیزیکی آنها مانند باور به وجود خدا، غایت مندی جهان، ضرورت علّی و ... گسسته می شود. سوبژکتیویزم در ادامه به بنیاد اصلی اومانیسم، عقلانیت خودبنیاد و نفی مرجعیت دین تبدیل شد. هر کدام از این نتایج به نوعی، کنار نهادن مبادی متافیزیکی و وحیانی را برای متفکران غرب جدید موجه ساخته است. این دیدگاه به لحاظ منطقی نقائص معرفت شناختی جدی دارد و از نظر کارکردی نیز پیامدهای ناگواری در علم جدید داشته است.
۶۱۸۸.

بررسی استعاره های مفهومی آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد شناختی لیکاف و جانسون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۰
استعاره در دیدگاه نوین، برخلاف دیدگاه سنتی که آن را وابسته به زبان می دانست و در سطح الفاظ رخ می داد، به-عنوان هسته ی بنیادین معناشناسی شناختی مطرح شد و پس از ارائه ی نظریه ی استعاره ی مفهومی توسط لیکاف و جانسون، مفهومی فراتر یافت. به نظر آن ها، در استعاره، یک قلمرو مفهومی را براساس قلمرو مفهومی دیگر بیان می کنیم. به بیانی دیگر، میان دو قلمرو، مفهومی متفاوت از طریق نگاشت برقرار می کنیم. زبان شناسان الگوهای موجود در ساختار مفهومی واژه ها و عبارات استعاری را به عنوان شاهدی جهت وجود استعاره های مفهومی ذهنی مورد تحلیل قرار می دهند. مقاله حاضر در صدد یافتن استعاره های مفهومی در آیات قرآن کریم مربوط به «وزنه و سنجش» براساس رویکرد لیکاف و جانسون می باشد. هدف از این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که استعاره مفهومی چه نقشی در تصویرسازی واژه «کیل»، «میزان» و «قسطاس» دارد؟ پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد زبان شناسی شناختی صورت گرفته است. نتایج حاصل از تطبیق حوزه های مقصد بر مبدأ نشان دهنده این است که مفاهیم انتزاعی و نامحسوس در آیات مربوط به وزنه و سنجش، از طریق نام نگاشت هایی مانند عدالت، نظم و هماهنگی در نظام آفرینش، عمل، ادای حق ملموس تر شده است.
۶۱۸۹.

بررسی و ارزیابی نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنر دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۳
نقاشی قهوه خانه ای جلوه ای اصیل و صادقانه از هنر مردمی و بی نام ونشان ایران است که با اتکاء بر ارزش های فرهنگی، مذهبی و سنتی، در بستر اجتماعی دوره قاجار شکل گرفت. پیدایش این گونه هنری به اواخر دوران زندیه و آغاز عصر قاجار بازمی گردد و ریشه در بسترهای اجتماعی، ادبیات مذهبی، ملی و سنت نقاشی ایرانی دارد. این سبک با ویژگی های منحصر به فرد خود، عمدتاً به بازنمایی مضامین حماسی و دینی می پردازد و حضور دین در محتوای آن نقشی پررنگ و مؤثری دارد. برجستگی مضامین دینی در این نوع هنر، آن را به زمینه ای مناسب برای تأملات نظری درباره نسبت میان هنر و دین تبدیل کرده است. از این رو، تحلیل معیارهای دینی بودن آثار هنری ازجمله نقاشی قهوه خانه ای، جایگاهی قابل تأمل می یابد؛ چراکه متفکران سنّت گرا و عرفا در این زمینه دیدگاه های گوناگونی ارائه داده اند و هر یک ملاک هایی متفاوت برای دینی تلقی شدن یک اثر هنری مطرح ساخته اند. همپوشانی این معیارها و فقدان شاخصی فراگیر برای ارزیابی، ضرورت واکاوی این مسئله را دوچندان می سازد. این پژوهش با تبیین مفاهیم کلیدی هنر، دین و نقاشی قهوه خانه ای، و با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی ساختار و محتوای این هنر پرداخته است. نتایج نشان می دهد، از آنجایی که در داستان های حماسی صفات متعالیه ای مانند رشادت، شهامت و جوانمردی مشاهده می شود، می توان هنر دینی را به این نوع آثار قهوه خانه ای نسبت داد. بدین ترتیب، در نظام فکری سنت گرایان، نقاشی قهوه خانه ای به مثابه هنری دینی تعریف می شود؛ اما نکته قابل تأمل آن است که در نظام ارزشی این مکتب فکری، هنر دینی در مرتبه ای نازل تر از هنر قدسی و حتی هنر سنتی قرار دارد. چنانچه بخواهیم نقاشی قهوه خانه ای را در چارچوب عرفان مورد بررسی قرار دهیم، می توان گفت که چنین اثری پیش از هرچیز، جلوه ای از تجلّیات الهی است و از این جهت در زمره زیبایی های هستی شناختی قرار می گیرد. علاوه بر این، به واسطه بهره مندی از عناصر بصری و رنگ آمیزی های شگفت انگیز، مشمول اسمای جمالی خداوند می شود. همان گونه که پیش تر بیان شد، اعلی ترین مرتبه زیبایی در وجود انسان متجلّی بوده و عارف همواره در جست وجوی وصول به این کمال است. در این میان، هنر عرفانی دقیقاً در همین نقطه، معنا و جلوه می یابد؛ به این معنا که از آنجا که کمال انسانی با شریعت پیوندی عمیق دارد، هر هنری که در بطن خود حامل معانی دینی و الهی باشد، می تواند مانند چراغی راهنما، عارف را به سوی بالاترین درجات جمال و حقیقت رهنمون سازد و او را در مسیر سلوک معنوی یاری رساند. بر همین اساس، نقاشی قهوه خانه ای نیز به دلیل پرداختن به موضوعات دینی و بازتاب مفاهیم قدسی، در شمار هنرهای عرفانی جای می گیرد.
۶۱۹۰.

وحدت نفس در انسان؛ بررسی انتقادی نظریه استاد فیاضی درباره نفس انسان در پرتو «نظریه صدرالمتألهین»(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
صورت هایی که بر هیولی حلول می کنند، دارای ترتّب اند؛ چراکه نمی توان فرض کرد صورت عنصری قبل از صورت جسمیه در هیولی حلول کند. به همین جهت، در ترتیب صوَر ابتدا صورت جسمیه، سپس صورت عنصریه و سپس صورت معدنیه حلول می کند و هر کدام از این صوَر، آثار خاصی متفاوت از دیگری دارند؛ اما هر صورتی که بر صورت قبلی می آید، آثار صورت قبلی را دارا است. لذا، کامل تر از قبل و در عین حال چون به ترکیب قبلی اضافه شده است، پیچیده تر خواهد بود؛ تا به مرتبه ای از پیچیدگی می رسد که به آن «نفس» یا «صورت نفسی» می گویند و نقطه تمایز آن با صورت های قبلی، ویژگی «حیاتی» آن است (نمو، احساس، نطق و عقل). از مباحث مهم در انسان شناسی فلسفی، مسأله «نفس» انسان است. درباره نفس مسائل فراوانی مطرح است، یکی مسائل آن است که آیا انسان دارای یک نفس است و یا نفوس متعدد دارد؟ این مسأله معمولاً ذیل بحث صور طولی متراکب در ماده واحد مطرح می شود. همچنین آیا با فعلیت صورت جدید در ماده، فعلیت صورت قبلی از بین می رود و یا در طول صورت جدید باقی می ماند. به نظر ابن سینا صور عنصری چه مفرد یافت شوند و چه مرکب، همواره صورت اند، اما به نظر صدرالمتألهین این صور در حال افراد صورت بوده و در حال ترکیب قوه. به همین جهت از نظر ملاصدرا هر وجودی یک صورت بالفعل دارد. این مسأله در نفس ظهور و بروز بیشتری یافته و تقریباً تمام فلاسفه اسلامی در این باب نظریه داده اند. برخی معتقد به تعدد نفوس شده اند و برخی وحدت نفس را در انسان پذیرفته اند. آیا در هریک از افراد انسان یک نفس وجود دارد و تمام افعال انسان از یک نفس صادر می شود و یا انسان نفس های متعددی دارد که هرکدام مبدأ صدور افعال مرتبط با آن نفس هستند؟ در میان فلاسفه متقدّم، فیلسوفی که معتقد به کثرت نفس در انسان بوده، افلاطون است. اما فلاسفه دیگر مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا هر فرد انسان را دارای نفس واحده می دانستند، ولی معتقدند که نفس در افعالش محتاج قوا است؛ تا جایی که ملاصدرا این ویژگی را معرّف نفس می داند؛ با این تفاوت که وی نفس را دارای مراتب دانسته و معتقد است خودِ نفس مبدأ صدور افعال متفاوت می باشد و به تنهایی کل القوی است. از نظر وی، چون نفس دارای مراتب و درجات وجودی است، برای توجیه افعال و آثار متفاوت، نیازی به نظریه تعدد قوا نداریم و اگرچه برای توجیه آثار متفاوت از نفس دو نظریه را مطرح می کند (تعدد قوا و مراتب نفس)، اما در انتها شقّ دوم را می پذیرد و مبدأ صدور آثار مختلف را درجات و مراتب خود نفس می داند. در میان فلاسفه معاصر استاد فیاضی معنقد به تراکب صور و صورت های بالفعل در یک موجود می باشد، و انسان را دارای نفس واحده نمی داند. از نظر ایشان انسان دو نفس دارد؛ نفس نباتی که با قوای خود (تغذیه، تنمیه و...) اتحاد دارد، و نفس انسانی که با قوای خود (کارهای ادراکی و تحریکی اختیاری) اتحاد دارد. در پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، نظریه استاد فیاضی هم از جهت ادلّه و هم خود نظریه نقد و بررسی شده است. در نهایت نظریه ملاصدرا تبیین و پذیرفته شد. از نظر ملاصدرا نفس در عین بساطت و وحدت، دارای مراتب است و خود نفس در مراتب شدید و ضعیفش مبدأ تمام افعال ادراکی و غیرادراکی است. از نظر ملاصدرا افعال غیرادراکی نفس با وجود نفس سنخیّت دارد، لذا، تغذیه انسانی با تغذیه نباتی ماهیتاً دو نوع تغذیه می باشند. طبق نظریه وی درباره رابطه تشکیکی در علت و معلول، نفس و قوا یک سنخ حقیقت اند؛ هنگامی که به نحو کامل تر و بسیط تر یافت می شود، با مفهوم نفس از آن حکایت شده و هنگامی که به نحو ناقص تر، محدودتر و تفصیلی تحقق می یابد، با مفهوم قوا به آن اشاره می شود. نتیجه آنکه، طبق نظریه «ان النفس کل القوی»؛ اولاً: انسان یک نفس بیشتر ندارد و آن نفس ناطقه یا نفس انسانی است؛ چراکه در صورت نفوس متعدد، در نظام تدبیر انسانی اختلال ایجاد می شود. ثانیاً: نفس، علت فاعلی قوا است؛ چنانچه تمام فلاسفه به آن معتقدند. ثالثاً: رابطه علت و معلول، رابطه تشکیکی است و هرآنچه معلول دارد، علت به نحو کامل تر دارا است.
۶۱۹۱.

تکوین علوم انسانی در عصر دیجیتال: امکان ها و بدیل ها(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۸
این پژوهش به بررسی تکوین علوم انسانی در عصر دیجیتال پرداخته و امکان ها و بدیل های آن را با تمرکز بر سه رویکرد کلیدی شامل علوم اجتماعی محاسباتی، مطالعات انسانی دیجیتال و علوم اجتماعی شناختی تحلیل می کند. هر یک از این رویکردها تلاش کرده اند تا با بهره گیری از ابزارهای فناورانه، روش شناختی و معرفتی، به تحلیل مسائل اجتماعی و انسانی بپردازند، اما در عین حال، هر یک از آن ها در نسبت با دوگانه های نظری همچون طبیعت گرایی و غیرطبیعت گرایی، و آزادی و رهایی بخشی، مسیرهای متفاوتی را دنبال کرده اند. این پژوهش با بهره گیری از روش بنیادین رویکرد میان رشته ای، روند شکل گیری این سه حوزه را بررسی کرده و نسبت هر یک را با دو دوگانه محوری علوم اجتماعی در این مقاله یعنی طبیعت گرایی و ناطبیعت گرایی و دوکگاه آزادی و رهایی بخشی سنجیده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که آینده علوم انسانی و اجتماعی دیجیتال، نیازمند توسعه روش های پژوهشی میان رشته ای است که بتوانند تحلیل های داده محور را با رهیافت های تفسیری و انتقادی ترکیب کنند. در نتیجه، این پژوهش بر اهمیت بازاندیشی در مبانی نظری این علوم و بررسی انتقادی نقش فناوری در شکل دهی به ساختارهای دانشی تأکید دارد..
۶۱۹۲.

نقد فرضیه حذف فرایند ذهنی در دلالت اسامی خاص و عام بر اساس اندیشه علامه مصباح یزدی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۳
برخی از فیلسوفان تحلیلی همچون راسل و ویتگنشتاین اول معتقدند برای برون رفت از اشکال ذهن گرایی، عبارات وصفی در گزاره های حاکی از عالم خارج باید به عبارتی در ناحیه موضوع ختم گردد که دلالت آن بر متعلق اش در خارج بدون تبادر هیچ معنایی در ذهن و مستقیم صورت پذیرد (أتمیسم منطقی). اسامی اشاره و نام های خاص چنین نقشی را در ساحت واژگان بر عهده دارند. موافق با ایشان دانلان، پاتنم و کریپکی نیز نظریه علی دلالت را مطرح کرده اند؛ کریپکی معتقد است این گونه دلالت مخصوص امور متشخص نیست، بلکه در ارجاع از اسامی عام به انواع موجودات در عالم فیزیک نیز برقرار است و برای ادعای خود به دلایلی استناد می کند. نوشتار حاضر ابتدا با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مهم ترین دلایل این نظریه می پردازد و پس از نقادی آنها، نظر فلسفه اسلامی در مبحث «نام گذاری» را با تأکید و الهام از آرای علامه مصباح ارائه می دهد. این رویکرد با تحلیل کیفیت ساخت مفهوم جزئی و ماهوی، به این نتیجه دست می یابد که انتقال از طریق اسامی اشاره و نام ها اساساً انتقالی مستقیم نیست، بلکه از طریق حکایت مفاهیم پیش گفته تدارک می گردد. در این میان به پیامد های مهم هر یک از این دو نگاه نیز پرداخته خواهد شد.
۶۱۹۳.

بررسی اختلاف فارابی و ابن سینا درباره جهات در منفصله(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
ابن سینا پذیرش «جهات» را به قضایای شرطیه متصله محدود می کند و کاربرد آنها را در شرطیه منفصله ناموجه می داند. با توجه به نقش بنیادین جهت در تحلیل صدق، دوام و ضرورت قضایا، این موضع ابن سینا خلأ نظری مهمی پدید می آورد: اگر منفصله ها همانند متصله ها دارای سور هستند، چرا نتوانند واجد جهت باشند؟ این مقاله با برجسته کردن این تعارض، دو پرسش محوری را پی می گیرد: نخست: چرا از منظر ابن سینا «عناد» و «اتفاق» را نمی توان جهات منفصله دانست؟ دوم: چرا جهات مشهورِ «ضرورت»، «دوام» و «امکان» قابلیت اطلاق بر منفصله را ندارند؟ در حالی که محقق طوسی با پذیرش بی جهتیِ منفصله پاسخی اجمالی عرضه می کند، این پژوهش نشان می دهد پاسخ دقیق تر به دو مبنای اساسی در اندیشه ابن سینا وابسته است: تلقی خاص او از چیستی قضیه منفصله و حقیقت «انفصال» در تمایز با فارابی، و انکار تمایز واقعی میان ضرورت و دوام. بر این اساس، مقاله استدلال می کند که هیچ یک از جهات چهارگانه مشهور نمی توانند در شرطیه منفصله جاری شوند؛ درنتیجه تقسیم منفصله به موجهه و مطلقه از نظر ابن سینا ناموجه است.
۶۱۹۴.

خداشناسی حکمی از نظر ملاصدرا و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
"خداشناسی حکمی"، عنوانی است که زیبنده خداشناسی ملاصدرا بوده و شایسته است که خداشناسی وی به این نام، معنون شود. ایشان بر اساس مشرب فلسفی خود (حکمت متعالیه)، تفسیری از خداشناسی ارائه می دهد که هم بر موازین عقل استوار است، هم با کشف و شهود سازگار است و هم در توافق با قرآن است. مسئله این پژوهش، خداشناسی از نظر ملاصدرا و تأثیری است که از قرآن می پذیرد. روش این مطالعه، تحلیل نظر او بر اساس قرآن می باشد؛ قرآن، دعوت کننده به تعقل است، از خدای یکتا و یگانه سخن می گوید و عالم، نشانه اوست. قرآن اقدام به استدلال آوری کرده و بر اثبات خدا –هرچند کلاسیک نیست- برهان اقامه می کند. ملاصدرا براهین توحیدی خداشناسی را بر اساس مبانی حکمتش که مهم ترین آن اصالت وجود است، از قرآن استخراج می نماید. از نظر او وجود حق تعالی، مصداق یگانه هستی و عالم، تشعشعی از جلوه ذاتش است. این نوع خداشناسی نه صرفا عقلی، بلکه شهودی و قرآنی هم است؛ خداشناسی حکمی است. این اندیشه، ما را به این رهنمون می شود که معرفت ربوبی و حکمت الهی، سعادت بزرگ و شادمانی سترگ است؛ تحصیل آن، غایت انسان را پوشش می دهد و زندگیش بر اساس عشق بنا شده و او سعادتمند است.
۶۱۹۵.

نقدی تطبیقی بر فیزیکالیسم کاهشی: چندواقعیت پذیری پاتنم در برابر کارکردگرایی تکاملی دنت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش به نقد تطبیقی فیزیکالیسم تقلیل گرا از طریق تحلیل نظریه چندواقعیت پذیری هیلاری پاتنم و کارکردگرایی تکاملی دانیل دنت پرداخته و محدودیت های تقلیل حالت های ذهنی به فرآیندهای عصبی خاص را بررسی می کند. این مطالعه با بهره گیری از تحلیل مفهومی و متنی آثار کلیدی این دو فیلسوف، از استدلال منطقی، تفسیر متنی و تلفیق انتقادی برای ارزیابی نقدهای آن ها بر نظریه این همانی نوعی و دفاع از کارکردگرایی استفاده می کند. یافته ها نشان می دهند که چندواقعیت پذیری پاتنم با تأکید بر امکان تحقق حالت های ذهنی، مانند درد، در بسترهای فیزیکی متنوع، و چارچوب چندسطحی دنت با یکپارچه سازی فرآیندهای تکاملی، محاسباتی و رفتاری، فیزیکالیسم تقلیل گرا را به چالش می کشند. این پژوهش چارچوبی نوآورانه تحت عنوان «کارکردگرایی چندواقعیتی-تکاملی» پیشنهاد می دهد که انعطاف پذیری معنایی پاتنم و دینامیک های تکاملی دنت را تلفیق کرده و رابطه ذهن-بدن را به صورت یک مدل میان رشته ای بازتعریف می کند. این چارچوب با شواهد تجربی مانند پلاستیسیته عصبی، الگوریتم های یادگیری تقویتی و رابط های مغز-کامپیوتر پشتیبانی شده و کاربردهایی در علوم شناختی، هوش مصنوعی و اخلاق فناوری دارد. تحقیقات آینده می تواند مکانیزم های توضیحی حالت های ذهنی را در بسترهای متنوع و پیامدهای اخلاقی سیستم های هوش مصنوعی با رفتارهای سازگار را کاوش کنند.
۶۱۹۶.

مبانی غایت شناختی تکنولوژی و الگوی صدرایی صنعت با تبیین عقلانیت سوم در تناظر با رویکرد مدرن و پست مدرن(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، مبانی غایت شناختی تکنولوژی را در حکمت متعالیه تبیین و الگوی صدرایی صنعت را استخراج کرده و آن را در چارچوب «عقلانیت سوم» و در تناظر با دو رویکرد مدرن و پست مدرن تحلیل نموده است. غایت تکنولوژی در این دستگاه بر سه ساحت طبیعت شناختی، معرفت شناختی و انسان شناختی مبتنی است؛ ساحت هایی که به مثابه جهت دهنده غایت، ساختار ارزشی فناوری را سامان داده و پشتوانه نظری الگوی صدرایی صنعت را تشکیل می دهند. تلقی انسان از طبیعت، معرفت و حقیقت انسان تعیین می کند که تکنولوژی به سوی سلطه جویی و بهره کشی میل کند، یا در جهت رشد انسانی و توازن هستی شناختی شکل گیرد. در این میان، تعریف «وضع مطلوب» در انسان شناسی نقشی بنیادین دارد؛ زیرا تحول در مبانی انسان شناختی، افق غایات و معیار اصلاح فناوری را دگرگون می سازد. برای تبیین اهمیت این مبانی، الگوی صدرایی صنعت در مقایسه با دو پارادایم مدرن و پست مدرن بررسی می شود تا روشن گردد که دیدگاه صدرایی نه ادامه عقلانیت ابزاری مدرن است و نه به نسبی گرایی پست مدرن فرومی غلتد، بلکه افق سومی از عقلانیت قدسی ارائه می کند. نوآوری پژوهش حاضر آن است که مبانی غایت شناختی حکمت متعالیه به صورت انضمامی بر سه صنعت بنیادین مورد اشاره ملاصدرا « کشاورزی، نساجی و ساختمان سازی» تطبیق شده و از خلال این تطبیق، الگوی صدرایی صنعت به عنوان مدلی منسجم برای تبیین فناوری بازسازی شده است. این الگو شبکه ای از صنایع پیشینی و پسینی را برای رفع نیازهای اساسی انسان و حفظ توازن با طبیعت سامان می دهد و چشم اندازی تازه برای بازاندیشی نسبت تکنولوژی و تمدن معاصر می گشاید.
۶۱۹۷.

قلمروی شاکله مندی رفتار آدمی در تطوّر تاریخی سه اندیشه متفاوت الهیاتی ( فخر رازی، ابن عاشور و علامه طباطبایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
تحلیل مفهوم " شاکله" و قلمروی آن در رفتار انسان در آیه شریفه شاکله، مساله پژوهش حاضر است. مفسرین در زمان های مختلف با مبانی فکری متعدد الهیاتی- فلسفی به این مساله پرداخته اند که منجر به پیامدهای متفاوت انسان شناسانه و رفتارگرایانه شده است. از میان خیل آنان سه نماینده ( فخررازی؛ ابن عاشور؛ علامه طباطبایی) برگزیده شد که با سه برداشت متفاوت الهیاتی به این مساله نگریسته اند. تبیین حاضردر طیّ دو بخش ارائه شده است: 1. چیستی مفهوم شاکله و به تبع آن بررسی لوازم و پیامدهای معنای مورد نظر در کیفیت رفتار انسان ؛ 2. دامنه و قلمروی شاکله مندی رفتار. در بخش اول، چیستی شاکله از نظر فخر رازی، " طبیعت و جبلّت فرد انسانی" است اما از نظر ابن عاشور، شاکله به معنای " طریقت و سیرت آدمی" به حساب آمده است. این در حالی است که علامه طباطبایی قائل به " دوگانه انگاری شاکله" می باشد بدین صورت که بخشی از شاکله می تواند برخاسته از بنیه مزاجی و ذاتی فرد باشد ( طبیعت)؛ و بخشی دیگر، از محیط بیرونی و در ظرف زندگی او شکل گرفته باشد. در بخش دوم ( قلمروی شاکله مندی رفتار) می توان گفت که آیه شریفه شاکله، سه سور دارد: سور کنشگر، سور رفتار، و سور شاکله. بدین معنا که " از هر انسانی برخی از رفتارها بر وفق برخی از شاکله هایش سر می زند".
۶۱۹۸.

بررسی و تحلیل هویت دینی حکمت یمانی میرداماد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۶
برخی از مخالفان فلسفه اسلامی، فلاسفه اسلامی را صرفاً مقلدان، مفسران و حاشیه نویسان فلسفه های یونانی می دانند. این پژوهش در پی بررسی این ادعا است و با تمرکز بر آراء میرداماد، به عنوان یکی از برجسته ترین چهره های حکمت اسلامی، نسبت میان دیدگاه های فلسفی او و دین اسلام را می سنجد. تحقیق حاضر با استفاده از روش های اسنادی، تحلیل منطقی و قیاسی به دنبال پاسخ به این مسئله است که آیا عقل فلسفی میرداماد علاوه بر فلسفه های یونانی از دین اسلام نیز استفاده نموده و حکمت یمانی او متمایز از فلسفه های یونانی است و دارای هویت دینی نیز هست یا خیر؟ نتیجه تحقیق این است که حکمت یمانی دارای هویت دینی بوده و از فلسفه های یونانی عبور کرده است. نقش دین اسلام در زایش های فلسفی از منظر میرداماد عبارتند از: وارد نمودن اصطلاحات دینی به فلسفه یمانی؛ ارائه استشهاد و تأییدیه دینی بر روش برهانی؛ مسئله سازی دین اسلام برای عقل فلسفی میرداماد؛ و نظریه پردازیِ متأثر از معارف دینی در حکمت یمانی. همچنین الگوی عقلی-دینی حکمت یمانی تبیین شده که محور آن «نظام سازی یک فلسفه عقلی-شیعی» است. این الگو دارای پنج مؤلفه: استفاده از منبع معرفتی دین (مؤلفه زمینه ای)؛ باروری زبان فلسفه اسلامی؛ استفاده از رویکرد دینی در قالب روش عقلی؛ مسئله سازی دین؛ و نظریه پردازیِ فلسفی-دینی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان