فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۴۶۱ تا ۴٬۴۸۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
مباحث وجود خدا طى سالهاى 1965- 1980 در غرب
حوزههای تخصصی:
چکیده
آلن پى، اف . سل در کتاب مهم خویش، فلسفه دین (2) (1870- 1983) یک دوره تاریخ صد ساله اخیر فلسفه دین را با توجه به کلیه منابع منتشره در این مدت زمانى عرضه داشته است .
سل در بخشى از این کتاب، مسئله مباحث وجود خدا را، که طى سالهاى 1965 تا 1980 دوباره از نو اهمیتخویش را در غرب پیدا کرد، و دیدگاههاى عمدهاى را که طى این مدت مطرح شدند، بررسى کرده است .
روانشناسى اسلامى (42) نظر محمد زکریای رازی در معنای روح
حوزههای تخصصی:
نقدی دیر هنگام در معرفی یک کتاب (بنیاد حکمت سبزواری‘یا تحلیلی تازه از فلسفه حاج ملاهادی سبزواری )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به معرفی کتاب بنیاد حکمت سبزواری یا تحلیلی تازه از فلسفه حاج ملاهادی سبزواری اختصاص دارد .مولف این کتاب پروفسور ایزوتسو دانشمند و اسلام شناس ژاپنی است . وی با احاطه به زبان عربی و آگاهی عمیق و درست از مبانی حکمت اسلامی و تاریخ آن ‘ توانسته است در این کتاب ‘ تصویری کلی و جامع و در عین حال مختصر از اصول و مبانی فلسفه اسلامی ‘ آن چنان که نزد حاج ملا هادی سبزواری معلوم بوده ‘ ترسیم کند . محور اصلی کتاب ((وجود)) و رابطه?آن با ((ماهیت ))و(( ساختمان حقیقت وجود ))است .ایزوتسو خواسته است در کتاب ساختمان اساسی ‘ مابعدالطبیعه سبزواری را بیان کند و با مقایسه? آن با آراء بعضی از فلاسفه قدیم و جدید مغرب زمین موقعیت این فلسفه را در فلسفه? معاصرجهانی نشان دهد . این کتاب نه تنها برای غیر ایرانیان و غیر مسلمانان از حیث آشنا ساختن آنان با طرز تفکر فلاسفه? اسلامی ‘ خصوصاً در دوران متأخر ‘ مفید است ‘ که برای طلاب و دانشجویان فلسفه در داخل ایران نیز از آن جهت که چشم اندازی روشن و مختصر از فلسفه? اسلامی به دست می دهد سودمند است . ترجمه? کتاب ‘ خوب و دقیق و نثر فارسی آن متین و دلنشین است . در چند مورد ‘ خطاهای مختصری در ترجمه دیده شده که در این مقاله بدانها اشاره شده است .
فلسفه اسلامی نگاهی به ویژگی ها، آسیب شناسی و وظیفه کنونی
منبع:
نامه فلسفه ۱۳۸۱ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
فلسفه ، بازنگری فهم عرفی
جستارى در اثبات کامل مطلق
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۱شماره ۷
حوزههای تخصصی:
موحدان، همواره بر این باورند که خداوند، واجب الوجود، علت هستىبخش، خالق همه موجودات و نیز کامل مطلق و از تمام جهات بىنیاز است . اثبات کامل مطلق از موضوعات بسیار مهم اعتقادى خداپرستان است . در مذهب تشیع بسیارى از اذکار، اوراد دعایى و عبادى و ستایشهایى که از پیشوایان معصوم علیهم السلام درباره اخلاق ولاحدى ذات حق وارد شده استبر کامل مطلق بودن آن ذات دلالت دارد .
نویسنده در این نوشتار بر آن است تا «کامل مطلق» را نه از راه دلایل موجود در کتابهاى فلسفى بلکه از راه ادلهاى (هفت دلیل) که خود بدان دستیافته است، اثبات کند .
تفاوت جوهری نظریه فارابی و ابن رشد در تطبیق بین حکمت و شریعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۱ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
بعد از آن که نهاد فلسفه در حوزه فرهنگ اسلامى شکل گرفت، احساس تعارض بین دین و فلسفه، اندیشمندان مسلمان را به اتخاذ مواضع مختلفى وا داشت.
برخى فلسفه را ترک کردند و به مذمت آن پرداختند و تعداد انگشت شمارى فلسفه را بر دین ترجیح دادند؛ اما اندشیمندى چون فارابى نظام فلسفى نوینى را بنیان نهاد که در آن وحى به عنوان یک «معرفت» تلقى شد و مورد تبیین فلسفى قرار گرفت و آشکار شد که حکمت و شریعت سرچشمه واحدى دارند و نمىتوانند با هم در تعارض باشند. بعد از فارابى، ابن سینا نیز نظریه او را تکمیل کرد و عناصر مهمى را به آن افزود. اما ابن رشد به واسطه جمودى که بر حقانیت مطلق فلسفه ارسطو داشت، به احیاء فلسفه ارسطویى پرداخت. فلسفهاى که ابن رشد احیاء نمود، با روح فلسفه اسلامى بیگانه بود و از قابلیت تبیین فلسفى وحى به عنوان معرفتى ماوراء طبیعى و غیر تجربى برخوردار نبود.
وى پس از نومیدى از فلسفه خود در کتاب فصل المقال با اتکا به پیشفرضهاى فقهى و کلامى به تلاش براى جمع بین حکمت و شریعت دست مىزند. این تلاش مورد نقد این مقاله قرا گرفته است.
روانشناسى اسلامى (45) مراتب چهارگانه عقل نزد ارسطو و غزالی
حوزههای تخصصی:
معرفت و گونههای توجیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۱ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا انواع توجیه شامل، عقلگرایی، تجربهگرایی، پوزیتیویسم منطقی، انسجامگرایی، عرفاندیشی و عملگروی مرور میشود. در ادامه، بحثِ شاکلههای توجیه مطرح میشود. نویسنده دیدگاههای مبناگرایی، کلنگری، درونگرایی و برونگرایی را بررسی میکند. وی پس از نقد و بررسی دیدگاههای مختلف نهایتاً نتیجهگیری میکند که روش صحیح در توجیه معرفت، راهی عقلانی است و شاکلهای که برای آن انتخاب میکند مبناگرایی مبتنی بر بداهت و برهان است.
با توجه به مباحثی که دربارة «سرشت معرفت» و «هویت توجیه» ارائه شد، اینک به طور فشرده به انواع و گونههای توجیه اشاره میشود تا در پرتو آن بتوان با جامع نگری بیشتری دربارة «ارزش شناخت» به بحث پرداخت.
درآمدى بر آشنایى با شاخه هاى فلسفه
منبع:
معرفت ۱۳۸۱ شماره ۶۱
حوزههای تخصصی:
فلسفه، عقل الهام یافته
حوزههای تخصصی:
هدف نویسنده در مقدمه کتاب فلسفه بر سر تقاطع روشن کردن موضع خود در پاسخ به این پرسش است که آیا خدمات فلسفه به تفکر به پایان رسیده و تنها وظیفه باقی مانده ایضاح مطالب قبل است یا وظایف دیگری هم بر عهده فلسفه است. وی بحث خود را با تعریف فلسفه آغاز میکند.مراد او از فلسفه «تفسیر تجربه باستانی» است این تجربه باستانی است چون انسانهای اولیه هم به نحوی به آن اعتقاد داشتند. تجربه باستانی اجزایی دارد که پسوخه و ثومُس نام دارند و اجزای عقل بشر به مفهوم عام هستند.
پسوخه، خود واقعی انسان است که دائمی، فناناپذیر، سرچشمه الهام و جنبه منفعل و پذیرای عقل است. ثومُس خود متغیر و فناپذیر است که کارکرد فعال و جنبه استدلالی عقل است. خودی که تجربه میکند، میخوابد، بدن را تدبیر میکند و… نسبت میان پسوخه و ثومُس همچون نسبت میان الهام و تفکر استدلالی است. وظیفه فلسفه به کارگیری و تلفیق این دو جزء است، نه صرفاً توجه به یکی از آنها. بنابراین، «فلسفه، عقل الهام یافته» است.
وی خاطر نشان میکند عامل پیوند فلسفه افلاطون با فلسفه جدید، و آنچه باعث شده فلسفه غرب حاشیهای بر فلسفه افلاطون باشد، همین دو جزء عقل در فلسفه اوست. در فلسفه افلاطون، با استفاده از دیالکتیک، از طریق تفکر استدلالی، رؤیت مثال خیرونیل به فضیلت میسر میشود. چنین تحلیلی معرفت را به دو قسم معرفت واضح از جهان ومعرفت مبهم از خیر افلاطونی تقسیم میکند. در قرون وسطی، اغلب درصدد بودند به معرفت خیر نایل آیند؛ اما در دوره رنسانس بیشتر به حصول درک واضح از جهان تمایل پیدا کردند. متفکران دوران جدید جنبه استدلالی و ریاضی تفکر افلاطون را مورد توجه قرار دادند و وصول به خیر برای آنان معنای دیگری غیر از فضیلت پیدا کرد. خیر در نظر اینان چیزی جز سلطه و سیطره پیداکردن بر طبیعت نبود. پیشرفتهای علمی قرون اخیر ثمره چنین رویکردی است. در نتیجه توجه به جنبه استدلالی، از اهمیت جنبه شهودی عقل کاسته شد. در حالی که، بنابر عقیده مؤلف، فلسفه بر سر تقاطع عقل استدلالی و شهود قرار دارد و نادیده گرفتن جنبه منفعل و شهودی عقل فاجعهای بشری است.