فیلسوفان مسلمان تا پیش از ملاصدرا، اغلب حرکت جوهری را انکار و آن را نقد می کردند. سرانجام، ملاصدرا در حکمت متعالیه خود به تجزیه و تحلیل دقیق حرکت جوهری پرداخت؛ به گونه ای که اعتقاد به این حرکت نقشی اساسی در فلسفه وی ایفا کرد. نگاه ملاصدرا به این بحث منحصر به فرد است؛ وی با به کارگیری برخی از لوازم حرکت، به اثبات حرکت جوهری می پردازد.
در آغاز مقاله حاضر، نویسنده با تبیین برخی از لوازم حرکت (مانند مسافت) و تحلیل فرد سیال مقوله جوهر، تلاش می کند تصویر دقیقی از حرکت جوهری را ارایه کند. وی در ادامه، با تحلیل وجوه نیاز حرکت به موضوع، بی نیازی حرکت از موضوع را اثبات می کند، و در پایان، با نیم نگاهی که به دلایل حرکت جوهری می اندازد، این دلایل را در دسته بندی تازه تری قرار می دهد.
«یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشیءٍ من علمه الا بما شاء»( س 2، آیه 255) [ می داند آنچه را میان دستهای ایشان و آنچه پشت سر ایشان است و احاطه نمی کنند به چیزی از دانش او، مگر به آنچه او خواهد . در این مقاله نظر خواجه نصیر الدین طوسی در مورد علم الهی و نقد او را از دیدگاه مشاء مورد بحث قرار خواهیم داد و نشان خواهیم داد روش او در این زمینه بر نظر حکمای مشاء برتری دارد . ابن سینا عقیده دارد که علم خداوند به اشیا به ارتسام صور آنها در ذات حق تحقق می پذیرد؛ یعنی بر وجه کلی این صورتها در ذات حق حاصل می شود. خواجه نصیر پس از رد نظریه ابن سینا، نظریه خود را بیان می کند. او معتقد است علم باری تعالی به اشیا به اضافه اشراقیه است؛ یعنی وجود مجردات و وجود علمی مادیات که در مجردات حاصل می شوند، مناط عالمیت حق تعالی هستند.مقاله با بیان ارجحیت نظر صدرالمتا لهین پایان می پذیرید .
ابن خلدون، مورخ و متفکر مسلمان سده هشتم در شمال آفریقابود که بانوشتن کتاب معروف «مقدمه» شهرت واعتبار جهانی یافت. این مقاله برآن است تا پس از نقل اندیشه ها و نظرات ابن خلدون (فیلسوف معروف شمال آفریقاکه به عقل گرایی وتفکر فلسفی در مسایل تاریخی مشهور است)، در مبحث خلافت وجانشینی پس از پیامبر اسلام به طور عام وبحث جانشینی حضرت علی (ع) به طور خاص، به بررسی آنها پرداخته وبا استناد به منابع تاریخی معتبر ومستند، به نقد این مطالب بپردازد وجبهه گیریهای وی را در برابر امامت و خلافت حضرت علی (ع) که زاییده نگرش خاص وی است و او را تاحد تناقض گویی و وهم گرایی پیش می برد، روشن سازد .
کیم الهی صدرالمتالهین- محمد شیرازی معروف به ملاصدرا- (م1050ق) از نادر فیلسوفانی است که در کنار به کار گیری عالمانه اصول و ادله عقلی، از ادله نقلی «آیات قرآن و احادیث ائمه معصوم(ع)» نیز غافل نمانده بلکه اساس بنیان حکمت متعالیه و نظام فلسفی خود را بر تلفیق این ادله و تطبیق اندیشمندانه آن ها نهاده و در این راه با نوآوری، ابداع و روش های ابتکاری، فصلی نو در فلسفه اسلامی و نگرشی تازه در اندیشه های کلامی، تفسیری و روایی شیعه پدید آورده است. آنچه نویسنده به دنبال تبیین و تحقیق آن است، بررسی مبانی و روش های ملاصدرا در به کار گیری، نقد، شرح و تبیین دلالت متون روایی در خلال آثار متعدد و ارزشمند اوست؛ آثاری مانند «اسفار اربعه»، «تفسیر القرآن الکریم»، «رساله سه اصل»،... و به ویژه «شرح اصول کافی». ملاصدرا جز با تمسک به مرویات معصومان(ع) و بهره گرفتن از آن ها به عنوان دلیل مستقل، یا مؤید دلیل عقل، توفیقی در ارائه اندیشه های بلند خود نمی یافت، درک این مهم وجه تمایز اصلی ملاصدرا با فیلسوفان پیش از اوست. البته ملاصدرا با تفکر نقادانه خود بهتر از هرکسی می دانست که ضعف اسناد، جعل و وضع، تحریف و تغییر در متون، تقطیع عبارات، نقل به معنا و...، استدلال به روایات را با دشواری های فراوانی مواجه می سازد و مهم تر از همه، کشف و تبیین دلالت احادیث نیاز به بینشی ژرف و تسلطی کامل بر معارف اسلامی و مبانی علمی، عقلی و منطقی دارد