ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۸۶۱ تا ۱۸٬۸۸۰ مورد از کل ۱۹٬۳۴۳ مورد.
۱۸۸۶۱.

ملاکات حجیت معرفت شناختی تجربه دینی با تأکید بر دیدگاه ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی، ملاک های حجیت معرفت شناختی تجربه دینی را با تأکید بر اندیشه ابن عربی مورد بررسی قرار می دهد. ابتدا به تصویری اجمالی از تجربه دینی پرداخته و سپس به این نکته توجه می شود که با چه ملاک و میزانی می توان بر تجربیات دینی صحه گذاشت؟ آیا تجربه دینی می تواند خدا و حتی حقیقتی مانند "تجرد روح-من" را اثبات کند و استدلال یا شاهد و دلیلی بر وجود خداوند و روح مجرد باشد، به طوری که انسان بتواند اعتقاد خود به خدا و تجرد روح را بر آن استوار کند و اساس دینداری متدینان قرار گیرد؟ تجربه ها در رتبه واحدی نیستند، بلکه به سه قسم درجه بندی می شود؛ تجربه دینی عامه مؤمنان، تجربه عرفانی عارفان و تجربه معصومان. در حجیت معرفتی تجربه معصومان و تفسیر و تعبیرشان هیچ خطایی نیست، بلکه برترین نوع و بالاترین درجه معرفت است؛ اما در تجربه دینی متدینان و عارفان، عروض خطا ممکن است و چون تجربه های غیر معصوم، مصون از خطا نیست، برای داوری صحت و سقم مکاشفات و مدعیات تجربه گرایان و عارفان، معیارهایی لازم است که متقن و مطمئن باشد. در نگاه ابن عربی، مؤسس و بنیانگذار عرفان نظری، با توجه به آثار و تألیفاتش، به ویژه فتوحات و فصوص الحکم و برخی از نوشته های دیگر، گزارش تجارب به دو صورت از طریق معصوم و از طریق غیر معصوم میسر است که هر کدام با شرایطی، حجیت و اعتبار دارند. نگارنده در صدد است این مسئله را مورد بررسی و زوایای بحث را مورد کاوش قرار دهد.
۱۸۸۶۲.

تحلیل مفهوم «پیامد منطقی» در منطق اسلامی و سازگاری آن با واقع گرایی متافیزیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۹
رابطه ی پیامد منطقی را دست کم براساسِ دو نگاه کلیِ نظریه برهانی و نظریه مدلی می توان تبیین کرد. براساسِ تحلیل نظریه برهانیْ وجود یک برهان از مقدمات به نتیجه است که نشان می دهد نتیجهْ پیامدِ منطقی مقدمات است؛ درحالی که براساسِ تحلیل نظریه مدلی در هر شرایطی که همه ی مقدمات صادق باشند و نتیجه نیز صادق باشد، نتیجه پیامد منطقی مقدمات است. در مقاله ی حاضر ابتدا مشخص شده که نگاه منطق دانان مسلمان به رابطه ی پیامد منطقی درواقع تقریری از تحلیل نظریه برهانی است. پس از آن، به این دلیل که تحلیل نظریه برهانی بیش تر ازجانبِ قائلین به موضع متافیزیکی ناواقع گرایی پذیرفته شده است، تلاش شده تا چگونگیِ سازگاری موضع واقع گرایانه ی منطق دانان مسلمان با اخذ تحلیل نظریه برهانی از پیامد منطقی تبیین گردد. براساسِ این پژوهش باتوجه به نگاه منطق دانان مسلمان به دانش منطق، و بداهت اصول و قواعد منطقی ازنظرِ ایشان و موضع واقع گرایانه ی ایشان درموردِ معرفت، پذیرش تحلیل نظریه برهانی از پیامد منطقی را می توان با واقع گرایی متافیزیکی این منطق دانان قابل جمع دانست. در این نگاهْ منطق براساسِ قواعدِ استنتاج خود که یا بدیهی اند یا به قواعد بدیهی بازمی گردند پیامدهای منطقی مقدمات را مشخص می کند و این پیامدهای معتبر منطقی با واقعیت مستقلّ از ما مطابق اند و به همین دلیل صادق.
۱۸۸۶۳.

بررسی همسان انگاری میان پدیده های ذهنی انسان با نمادهای صوری رایانه بر اساس حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
امکان همسان انگاری میان پدیده های ذهنی انسان با نمادهای صوری (Formal Symbols) رایانه و درنتیجه رویکرد علم گرایانه به داده های رایانه ای و یکی پنداشتن ماهیت آن دو، از مهم ترین مسائل چالش برانگیزی است که عمدتاً در اثر تحولات نیم قرن اخیر در عرصه علم و فناوری و توسط فیلسوفان ذهن نمایان شده است. شبیه بودن برخی کارکردهای رایانه به فعالیت های ذهنی انسان، همانند آگاهی و حالات درونی و اراده، این مسئله را موجب شده است که تا چه میزان می توان کارکردهای رایانه را به ذهنمندی (Mindfulness) یا هوشمندی (Intelligence) نزدیک کرد و آیا می توان با پیشرفت علوم شاهد تحقق انسانی هوشمند در قالب های مصنوعی باشیم؟ مقاله حاضر با تحلیل هستی شناسانه حقیقت آگاهی بر اساس اندیشه های حکمت متعالیه و همچنین تبیین علمی ماهیت رایانه و داده های آن، به بررسی تطبیقی میان این دو امر پرداخته و به این نتیجه رسیده است که با توجه به ماهیت فلسفی آگاهی انسان، اساساً تحقق آگاهی و سایر پدیده های ذهنی برای موجودات فیزیکال همانند سخت افزارها از استحاله منطقی برخوردار است و قهراً آزمون تورینگ (Turing Test) در دفاع از رویکرد علم گرایانه به رایانه، آزمون موفقی قلمداد نخواهد شد. برهان اتاق چینی (Chinese Room) جان سرل را نیز می توان شاهدی مناسب برای استدلال ارائه شده در این پژوهش دانست.
۱۸۸۶۴.

بررسی حکم ناپذیری ذات الهی بدون تعینات از منظر عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
تقریبا همه اندیشمندان برجسته مسلمان، هم نظریه «تشبیه و تجسم» و هم نظریه «تعطیل و تنزیه صرف» را باطل می دانند و بر این باورند که با وجود منزه بودن خداوند از صفات مخلوقات و محدثات، شناخت اجمالی و غیراکتناهی او به نحو حضوری و حصولی امکان پذیر است. عرفا نیز تشبیه و تعطیل را باطل، و شناخت اجمالی خداوند را ممکن می دانند ولی ایشان، برخلاف سایر اندیشمندان مسلمان، معتقدند که هیچ مخلوقی نمی تواند با هیچ یک از قوای ادراکی خود، ذات الهی را بدون حجاب ببیند و توصیف کند. از نظر ایشان، آنچه تصور می شود شناخت اجمالی و توصیف ذات الهی به حسب ذات است، درحقیقت شناخت اجمالی و توصیف ذات به حسب تعینات و به اندازه تعینات است. این دیدگاه را نه می توان «تشبیه» دانست و نه «تعطیل و تنزیه صرف». دیدگاه عرفا در مورد شناخت ذات بما هی ذات، «فوق تنزیه و تشبیه دانستن ذات» است. در نوشتار حاضر، با روش تحلیلی توصیفی، حکم ناپذیری ذات را تبیین و بررسی کرده و برخی شباهت ها و تفاوت های آن را با اندیشه فلاسفه و نظریه تعطیل برجسته، و برخی شواهد عرفانی و نقلی آن را ذکر نموده ایم .
۱۸۸۶۵.

دفاع از اشکال های استاد مصباح به دو برهان صدرا برای اثبات اتحاد عاقل و معقول(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۳۱
 در مقاله ای چهار اشکال استاد مصباح به برهان تضایف ملاصدرا برای اثبات اتحاد عاقل و معقول و یک اشکال ایشان به برهان نور و ظلمت که ملاصدرا در ضمن برهان تضایف به آن اشاره کرده است، بدون اینکه به عنوان برهان مستقلی از آن یاد کند، مورد نقد قرارگرفته است. در مقاله حاضر که به روش تحلیلی-اسنادی نوشته شده است، با عیارسنجی نقد های مذکور، معلوم شده است که هیچ یک از این نقد ها وارد نیست. البته در عبارات استاد مصباح در دو مورد سهو واقع شده است، ولی این دو مورد به راحتی از عبارات ایشان قابل حذف است و حذف آنها به اصل اشکال ایشان ضرری نمی زند. بنابراین، هر دو مقدمه برهان تضایف مخدوش است. اشکال مقدمه اول این است که صورت معقول، درصورتی که خارج ازآن، عاقلی نباشد، بالذات معقول نیست، زیرا اگر صورت معقول عرض باشد، بدون معروضش یعنی عاقل، اصلاً وجود ندارد و صورت معقولی که وجود ندارد، بالذات معقول نیست. بنابراین، نمی توان گفت: صورت معقول صرف نظر از اغیار؛ یعنی، خواه خارج از آن، عاقلی باشد و خواه نباشد، بالذات معقول است. اشکال مقدمه دوم این است که متضایفان در وجود، متکافی نیستند. برهان نور و ظلمت هم مردود است، زیرا تمثیل نفس به چشم نابینا، قیاس مع الفارق است.
۱۸۸۶۶.

سازگاری نسبیت گروی توصیفی با واقع گرایی فرا اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۸۷
نظریه های مختلفی، نظریه عینیت احکام اخلاقی را مورد چالش قرار می دهد و یکی از این نظریه ها، نظریه شکاکیت اخلاقی است. مدافعان این نظریه با تکیه بر قرائن و دلایل مختلف، تلاش می کنند تا شکاکیت اخلاقی را توجیه نمایند. از عمده ترین دلایل شکاکان اخلاقی، تمسک به نسبیت گرویِ توصیفی است. مطابق این نظریه، فرهنگ جوامع مختلف شامل عناصر متفاوت از جمله احکام اخلاقی متفاوتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی این مسئله است که آیا نسبیت گروی توصیفی، به شکاکیت اخلاقی منجر می شود؟ این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی تلاش نموده تا نشان دهد که استدلال مبتنی بر نسبیت گروی توصیفی در استنباط شکاکیت اخلاقی و نفی عینیت احکام اخلاقی، صرف نظر از نقص و ضعف منطقی آن، قادر نیست تصویر واقعی از فرهنگ جوامع مختلف بشری ترسیم نماید. برای این هدف، نخست، استدلال شکاکان اخلاقی به صورت شرطیِ رفع تالی بیان و سپس از طریق نقد در مقدمه دوم استدلال، پاسخ این نظریه بیان خواهد شد. با نظر به بررسی دقیق درباره تفاوت های فرهنگی، نتیجه پژوهش نشان داد که شکاکیت اخلاقی نمی تواند بر نسبیت گروی توصیفی مبتنی گردد و واقع گرایی اخلاقی و نسبیت گروی توصیفی با یکدیگر سازگار و قابل جمع هستند. پیامد مهلک شکاکیت اخلاقی بر زندگی بشر، ضرورت بررسی آن را اجتناب ناپذیر می سازد.
۱۸۸۶۷.

تحلیل نقادانه دیدگاه های کلامی شریف رضی درباره خداوند در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۲۱
شریف رضی، ادیب و عالم نامدار شیعی در سده چهارم که بیشتر به جهت تدوین نهج البلاغه شهرت دارد، تفسیر بزرگی بر قرآن کریم با عنوان حقائق التأویل فی متشابه التنزیل دارد که گزیده ای از آن را در کتاب تلخیص البیان عن مَجازات القرآن به ودیعت نهاده است. از آنجا که او در علم کلام شاگرد قاضی عبدالجبّار همدانی بود و با آرای معتزله آشنایی کامل داشت، آیات موهم تشبیه، تجسیم و تجویر را بنا بر مشرب معتزلی تأویل می کرد. در این مقاله ضمن پی جویی دیدگاه های کلامی او درباره افعال و صفات خداوند، تلاش می کنیم با توجه به دیدگاه های رقیب، نظرات او را به خصوص درباره دامنه مَجاز در تفسیر آیات قرآن کریم در سنجه نقد قرار دهیم. بر این پایه مهم ترین مواردی که در عقل گرایی اعتزالی شریف رضی مغفول بوده و موجب افراط او در تأویل شده، عبارت اند از: امکان حمل بر استعاره تمثیلیه و تفسیر تمثیلی، تفسیر بر اساس حقیقت باطنی عالم، و تفسیر با توجه به روح معنا.
۱۸۸۶۸.

تقدم و تأخر خودآگاهی بر ادراک غیر: مقایسه آرای سهروردی و کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۶
خودآگاهی در فلسفه اشراق به عنوان آغازی بر شناخت خود به عنوان نور و حرکت از آن برای شناخت دیگر انوار مطرح شده است. سهروردی ادراک انسان از خود را ادراکی حضوری دانسته و نفس را ذاتا مدرک خود می داند که برای این ادراک از خود به هیچ صورتی نیاز ندارد؛ چرا که هر صورتی از این نفس در ذهن باشد باز هم خود آن نفس نیست و به منزله غیر برای نفس است. لذا چنین استنباط میشود که در نگاه سهروردی ادراک خود مقدم بر هر ادراک دیگر است. این بحث در فلسفه کانت نیز بخشی از مباحث او را تشکیل می دهد. کانت با تقسیم بندی من به منِ تجربی و منِ استعلایی تفاوتی میان ادراک این دو امر در انسان قائل می شود. از نظر کانت آن چیزی که انسان هر روزه با مفهوم من از آن یاد می کند و می شناسد، منِ تجربی است که متاخر از ادراک تجربی برای ذهن حاصل می شود اما منِ استعلایی که فراتر از تجربه است غیر قابل شناخت نظری است و لذا کانت خودآگاهی را ادراکی پسا تجربی و متاخر از آن می داند. در این پژوهش سعی بر آن شده است مقایسه ای تطبیقی میان آرای سهروردی و کانت در مسئله خودآگاهی انجام شود.
۱۸۸۶۹.

محسوس مشترک: مقایسه دیدگاه ارسطو و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
یکی از مباحثی که در ضمن بحث از قوای ادراکی و در ذیل بحث از قوای پنجگانه حواسّ بیرونی مطرح می شود، مسئله ای با عنوان «محسوسات مشترک» است. محسوس مشترک نوعی از محسوس است که با همه یا برخی از قوای حسّ بیرونی درک می شود و به هیچ کدام از حواس اختصاص ندارد. ارسطو در رساله نفس ضمن بحث از محسوسات خاصّ هر حس، به محسوسات مشترک میان آن ها نیز پرداخته است. می توان این مباحث را ذیل چند عنوان  دسته بندی کرد: چیستی محسوس مشترک، بالذات یا بالعرض بودن محسوس مشترک، واسطه مند بودن محسوس مشترک، مصادیق محسوس مشترک و بی نیازی از قوه حسی مستقل در ادراک محسوس مشترک. ابن سینا نیز در نفس شفا ضمن طرح مسئله محسوسات مشترک، هم در غالب مباحث ارسطو دراین باره تصرفاتی کرده و هم به چند مبحثی که ارسطو مطرح نکرده بوده، توجه کرده است: وی در بیان چیستی محسوس مشترک تعریف ارسطو را اصلاح کرده، در بالذات یا بالعرض بودن آن، نشانه های مدرَک بالذات را تدقیق کرده و درباره واسطه مند بودن محسوس مشترک نشان داده است که چگونه می توان از آن برای اثبات بالذات بودن محسوس مشترک استفاده کرد. همچنین دایره مصادیق محسوس مشترک را توسعه داده است. به علاوه درباره بی نیازی از حسّ دیگری برای ادراک محسوسات مشترک نیز راجع به محال بودن وجود چنین حسی استدلال خاصی ارائه کرده است. کلیدواژه: محسوس، محسوس مشترک، ادراک بالذات، ادراک بالعرض، ابن سینا، ارسطو
۱۸۸۷۰.

معناشناسی فلسفه علم در فلسفه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
فلسفه اسلامی هر چه از هستی شناسی دورگشته و به معرفت شناسی روی می آورد به تدریج از افلاطون و فلوطین دوری گزیده و به واقع گرایی و عقل گرایی ارسطویی گرایش یافته است. فلسفه علم ارسطوئی و، به تبع آن، فلسفه علم اسلامی سه اصل را پذیرفته اند: (۱) وجود علم مابعدالطبیعه، (۲) وجود ذوات و خواص ذاتی، (۳) ضرورت تحلیل های واقع گرایانه از ذوات و خواص ذاتی، و بطورکلى از اشیاء و امور. اما فلسفه علم های مابعدنیوتن به تدریج (۱) علم مابعدالطبیعه را انکار کرده اند، (۲) وجود ذوات و خواص ذاتی را انکارکرده اند، (۳) تحلیل های واقع گرایانه را رها کرده و به تحلیل های منطقی و زبانی بسنده کرده اند. ذات گرایی جدید با بیشتر اصول اساسی ذات گرایی ارسطویی در توافق است، اما بر ضعف هایی مشتمل است که می توان با بازسازی آن ها به سوی فلسفه علم ای که می توان فلسفه علم اسلامی نامید گام نهاد: در هستی شناسی با پیش کشیدن خدای خالق و حکمت و غایتمندی، در معرفت شناسی با پیش کشیدن هماهنگی انسان با جهان و توانایی او بر شناسایی کاملاً درست اشیاء و امور، و در روش شناسی با پیش کشیدن امکان تبیین درست از اشیاء و امور. تفاوت این دیدگاه ها، در تفاوت مابعدالطبیعه آن ها است. و من مابعدالطبیعه ارتقاء یافته فلسفه اسلامی را واقع بینانه تر و معقول تر از مابعدالطبیعه مابعدنیوتنی، که می توان آن را مابعدالطبیعه هیومی نامید، و معرفت شناسی و روش شناسی فلسفه علم معاصر اسلامی را واقع بینانه تر و معقول تر از معرفت شناسی و روش شناسی فلسفه ها و فلسفه علم های معاصر، و حتی واقع بینانه تر و معقول تر از معرفت شناسی و روش شناسی ذات گرایی جدید می بینم.
۱۸۸۷۱.

تبیین حقوق اجتماعی انسان بر اساس مبانی حکمی و فلسفی علامه جوادی آملی با تأکید بر رویکرد تفسیر انسان به انسان(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۵
بی تردید «حقوق اجتماعی انسان» بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما هر پژوهش برمبنای خود به نتایجی رسیده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد تفسیر انسان به انسان جوادی آملی در مسئله «چگونگی تحلیل حقوق اجتماعی انسان» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی توصیفی انجام شده است. پرسش پیشرو این است که ضرورت شناخت هویت انسان و جایگاه او در هستی برای دستیابی به حقوق اجتماعی انسان چیست؟ از آنجا که تاثیر این تحقیقات بر نحوه تحلیل حقوق اجتماعی انسان، تاثیر مستقیم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیازی تحلیل چگونگی ارتباط انسان با جامعه، شناخت دقیق از مبانی هستی شناسی انسان و جامعه است. نظر به این رویکرد، شناخت انسان منحصراً به سه مبدأ تصوری: «شناخت هویت، جایگاه و ارتباط انسان با نظام هستی» صورت می پذیرد. سپس، برپایه این مبادی تصوری می توان به تحلیلی از جامعه دست یافت. نقطه ثقل نگاه این اندیشمند، تجربه و روح اصیل انسانی است که این دیدگاه، با تأکید بر موقعیت انسان در هستی، کرامت ذاتی او و لزوم ابتنای تبیین حقوق اجتماعی بر فطرت، زمینه را برای تحقق جامعه ای عادلانه، با نظر به الگوگیری از انسان کامل به عنوان خلیفه الهی، فراهم می سازد. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تحلیل حقوق اجتماعی انسان بر پایه آرای جوادی آملی پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به رویکرد تفسیر انسان به انسان این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که این مبنا، یکی از بنیادهای قابل توجه در تبیین حقوق اجتماعی انسان می باشد که در این اندیشه بسیار بر آن تاکید شده است.
۱۸۸۷۲.

«معیار» گزینش انسان به عنوان «خلیفه الهی» از نگاه قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۹
در قرآن از انسان به خلیفه خدا در روی زمین تعبیر شده؛ اما به «معیار»ی که طبق آن این شایستگی را دریافت کرده، تصریح نشده است. کشف این معیار از طریق رجوع روشمند به آیات، به دلیل نقش مبنایی آن در علوم انسانی اسلامی، آثار فراوانی در پی دارد. در این پژوهش به دنبال کشف این معیار از قرآن به روش تحلیلی تفسیری هستیم. یافته های تحقیق نشان می دهد که از دو آیه قرآن معیار خلافت را می توان استفاده کرد: یکی آیه 31 سوره بقره، که تعلیم اسما به آدم را معیار خلافت او ذکر کرده است. تأمل در آیه نشان می دهد که مقصود از علم پیدا کردن آدم عبارت است از علم به همه اسما و صفات الهی و نیز علم به همه مخلوقات. دیگری آیه 72 سوره احزاب است که در آن، سخن از خودداری آسمان ها و زمین و کوه ها از پذیرش امانت خداوند و قبول آن از سوی انسان ظلوم و جهول به میان آمده است. مطابق این آیه نیز رابطه معناداری میان دو صفت ظلوم و جهول و پذیرش امانت وجود دارد. بر اساس این پژوهش، آنچه به عنوان معیار فقط در انسان یافت می شود، این است که می تواند تزکیه ارادی داشته باشد و از حضیض ظلم و ظلمت جهل به سوی روشنای عدل و درجات رفیع علم، مسیر خلافت الهی را طی کند و در بالاترین جایگاه، بنده مخلَص و فانی و خلیفه خدا در زمین و مظهر همه اسما و صفات الهی گردد.
۱۸۸۷۳.

بررسی تحلیلی هوش مصنوعی دریفوسی (مبتنی بر حیات هایدگری) از دیدگاه فلسفه اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۵
هوش مصنوعی پدیده ایست با حدود یک قرن قدمت که با پیشرفت هایی که امروزه در این عرصه به دست آمده تبدیل به یکی از جدیدترین و مهم ترین فناوری ها و مسائل روز جهان شده ولی همچنان تحقیقات بنیادین در حوزه هوش مصنوعی به خصوص در فلسفه اسلامی بسیار اندک می باشد. بنیادین و اساسی ترین سوالاتی که در این عرصه مطرح می شود این است که آیا اصلا همسانی هوش مصنوعی با هوش انسانی امکان دارد؟ و اگر دارد چگونه می توان هوش مصنوعی ساخت؟ تا کنون دو دیدگاه نشانه گرایی و پیوندگرایی در حوزه هوش مصنوعی مشهور بوده است که تحقق هوشی مصنوعی طبق هردو دیدگاه از نظر فلسفه اسلامی و غرب محال می باشد اما دیدگاه دیگری توسط هوبرت دریفوس مبتنی بر نظریه حیات هایدگری و بدن مندی پدیدارشناسانه مرلوپونتی، مطرح شده که با مبانی طبیعیات نفس در فلسفه اسلامی قرابت هایی دارد. نوشتار حاضر تحقیقی بنیادین و به روش توصیفی-تحلیلی در بررسی دیدگاه دریفوس بر همسانی هوش مصنوعی ای که بدن انسانی داشته باشد دو نقد مبتنی بر تجرد ادراک و علم و هم عرض بودن موجودات جسمانی و مادی را مطرح می کند که در نتیجه به استحاله وقوع چیزی به نام هوش مصنوعی می رسد و بیان می کند بنابر فلسفه اسلامی می توان هوشمندی به دست آورد ولی هوشی که حاصل می شود مطابق نظام خلقت است و در نتیجه هوشی مصنوعی نیست بلکه هوش طبیعی است که انسان معد شکل گیری و سرعت بخش فرآیند حدوث او بوده است
۱۸۸۷۴.

وجوه مختلف مسئله چارچوب و ارتباط آن با پیش زمینه شناختی مان از جهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
مسئله چارچوب یکی از مسائل فلسفی است که اولین بار در حوزه هوش مصنوعی تعریف شد. این مسئله، در خاستگاه اولیه خود، وجهی منطقی داشت و شامل این پرسش بود که چگونه ممکن است با استفاده از منطق ریاضی قواعدی بنویسیم که اثرات عملی را توصیف کند آن هم بدون آنکه لازم باشد تعداد زیادی از قواعد دیگر بنویسیم که توصیف کننده اثرات غیر مرتبط آن عمل هستند؟ در سال های بعد فلاسفه ای مثل دنت و فودور، وجوه معرفتی و متافیزیکی ای که این مسئله دارد را بررسی کردند و این مسئله تبدیل به پرسش هایی از نحوه کارکرد ذهن آدمی شد. در این میان برخی فلاسفه مثل دریفوس، بر این باور بودند که پیش فرض های نادرستی که در سنت هوش مصنوعی کلاسیک وجود دارد موجب پیش آمدن چنین مسئله ای شده است. خوانش های مختلف مسئله چارچوب آن هم از وجوه مختلف باعث شد این مسئله، از زوایای مختلف و در زمینه های متفاوت قابل ردگیری باشد. در این مقاله ضمن بررسی وجوه مختلف مسئله چارچوب، نشان خواهیم داد که خوانشی از مسئله چارچوب و پرسشی که این مسئله طرح می کند در ادبیات موضوع چگونگی دسترسی به پیش زمینه شناختی مان در فهم چیزها، قابلیت کاربرد دارد و می توان در پرتو آن دو حوزه متفاوت فلسفی را به یکدیگر مرتبط دانست.
۱۸۸۷۵.

مطالعه تطبیقی- انتقادی مبانی و لوازم هستی شناختیِ تعالی خواهی در تفکر آبراهام مزلو و صدرالمتألهین: مبانی و لوازم اصل واقعیت ذو مراتبی و وحدت تشکیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
مسئله اساسیِ این پژوهش، بررسیِ مبانی هستی شناختی تعالی خواهی در دو نظام فکری مزلو و صدرالمتألهین با محوریت اصل واقعیت ذو مراتبی و وحدت تشکیکی و هدف از آن، کشفِ لوازمی است که برای ایجاد فلسفه ا ی متعالی، روان شناسی کمال گرا دارای اهمیت است. پژوهش حاضر با استمداد از معیارهای معرفت شناختی انسجام گروی و در برخی موارد مبناگرایی و نیز با شیوه تطبیقی – انتقادی و با استفاده از روش های استدلال قیاسی و بررسی تاریخی به این نتیجه می رسد که اصل واقعیت ذومراتبی با نام دیگر اصل تداوم در نظریه مزلو که برگرفته از متافیزیک فلوطینی برگسونی است، توسط اصل مکملیت بور و اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به اصل ناپیوستگی متافیزیک وایتهدی پیوند می خورد تا این-گونه تعالی نزد مزلو افزون بر سرشت جمعی و دیگر محور، شأنی فردی، نخبه گرایانه و خود محور نیز داشته باشد. اما وحدت تشکیکی در نظام صدرایی با تأکید بر اصالت وجود که از بین برنده کثرت هاست، تصویر گسسته ماهوی و ذره ای از عناصر هستی را با امتداد موجی و پیوسته از اجزاء جهان جایگزین می کند تا تعالی را از امری فردی و خودمختار بیرون آورده، آن را امری جمعی، جبری و وابسته به غیر گرداند. هر چند صدرالمتألهین به دلیل توجه به إشکالات درونی وحدت تشکیکی از علیّت سنتی روی برمی گرداند و با ارائه نظریه فقر وجودی و نیل به وحدت شخصی، فرایند تعالی سازی جبری حرکت اشتدادی را متوقف می کند اما با توجه به لوازم اصل کاملیت که هستی را تک ساحتی و نظام إلاهیاتی را پاِنن تئیستی می گرداند، تعالی را ذاتی انسان و جهان نشان می دهد و به تئوری فقر وجودی و حرکتِ اشتدادیِ تعالی بخش، وجه معرفت شناختی می بخشد.
۱۸۸۷۶.

تأملی در اِعمال اصل احتیاطی در تنظیم محصولات اصلاح شده ژنتیکی (تراریخته)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۸
یکی از پیشرفت های مهم در زیست شناسی مولکولی در چند دهه اخیر امکان اصلاح ژنتیکیِ اندام واره ها با فناوری های مختلفِ مهندسی ژنتیک بوده است. به طور خاص، محصولات اصلاح شده ژنتیکیِ (GM) متعددی با افزودن ژن ها یا ویرایش ژنومِ محصولات موجود، و با هدف افزایش بهره وری در کشت یا افزایش ارزش غذایی آن ها، توسط مراکز تحقیقاتی و شرکت های زیست فناوری عرضه شده اند. اما این محصولات با واکنش های گسترده مخالفانی مواجه شده اند که خطرات احتمالیِ آن ها را برای سلامت انسان و یا محیط زیست جدی می دانند. بسیاری از مخالفان محصولات GM به اصل احتیاطی متوسل می شوند که بر اساس نسخه رایجی از آن، در شرایط امکان مخاطرات جدی، حتی با وجود عدم قطعیت علمی، نباید اقدامات احتیاطی را به تعویق انداخت. یکی از نقدهای مهم بر اصل احتیاطی مشکل دوراهی است: هر نسخه ای از این اصل یا چنان ضعیف است که بی اثر است و مورد پذیرش طرفدارانش نیست، یا تجویزهای سیاستیِ متعارضی از آن نتیجه می شود. حالت اخیر به پارادوکس احتیاطی مشهور است. در این مقاله، پس از بررسی اصل احتیاطی، مشکل دوراهی، و پارادوکس احتیاطی، ملاحظات مربوط به اِعمال این اصل بر محصولات GM بررسی شده، و راه حلی برای مشکل دوراهی پیشنهاد می شود که به ویژه در مورد محصولات GM موفق به نظر می رسد.
۱۸۸۷۷.

علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.
۱۸۸۷۸.

تبیین بنیادهای نظری حجاب مبتنی بر دو نظام فطری و تخیلی در نظریه علامه طباطبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۱
تبیین عقلانی و بنیادی حجاب یکی از بهترین راه های پذیرش اجتماعی آن است که با رویکردهای مختلفی قابل انجام می باشد. رویکرد این مقاله تبیین شناختی عقلانی حجاب با نظر به بنیادهای نظری آن مبتنی بر دو نظام فطری و تخیلی انسان در دیدگاه علامه طباطبائی است. روش این تحقیق، تحلیلی اسنادی است که با مراجعه به منابع اسلامی، به ویژه تفسیر المیزان، به بررسی نظری در موضوع حجاب پرداخته ایم. بنیادهای نظری و گرایشی حجاب در جهان فطری و حقیقی با مؤلفه هایی از قبیل زندگی توحیدی، تطهیر انسانی، پیوند با عبادت، معرفت و محبت الهی، و جهت دهی میل به «دیده شدن» از غیرخدا به سوی خدا، سروکار دارد. این در حالی است که بنیادهای نظری و گرایشی بی حجابی در جهان تخیلی و طبیعی با مؤلفه هایی از قبیل قوه وهم و خیال، قوه شهوانی و اهمیت یابی بدن نمایی پیوند می خورد. این تحقیق مبتنی بر دو مفهوم بنیادین «نظام فطری» و «نظام تخیلی»، که نگاهی بین رشته ای از فلسفه تا علوم اجتماعی است، کمتر مورد توجه محققین بوده است.
۱۸۸۷۹.

مقایسه دیدگاه صدرالدین قونوی و صدرالدین شیرازی در باب صفات حق(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
دیدگاه صدرالدین قونوی در عرفان و صدرالدین شیرازی در حکمت متعالیه، گرچه در برخی مسائل نزدیک به هم هستند، اما در بسیاری از جهات نیز متفاوت، بلکه متقابل اند؛ از جمله مسائل مهمی که اختلاف دو دیدگاه صدر الدین شیرازی و صدر الدین قونوی را روشن می سازد، مبحث صفات خداوند در مرتبه ذات حق است؛ این دو دیدگاه تفاوت های بنیادین دارند؛ زیرا در دیدگاه قونوی، صفات با معانیِ متفاوت با معنای ذات حق، به مرتبه ذات حق راه ندارند؛ حال آنکه در دیدگاه حکمت متعالیه صدرالدین شیرازی، این صفات با اینکه اختلاف مفهومی دارند، اما مصداقاً عین ذات حق اند؛ همچنین صفات در نظر قونوی، موجود مجازی و با دو رتبه تأخر از مرتبه ذات، موجود بالعرض اند، اما در نظر صدرالمتألهین، موجود بالذات و حقیقی اند و بدون تأخر از مرتبه ذات، تحقق دارند و تفاوت های دیگری که در مقاله حاضر مشاهده می کنید؛ در پایان، رجحان دید عرفانی بر دید فلسفی بیان می گردد.
۱۸۸۸۰.

تبیین اصل فلسفی «اشتغال نفس به بدن» و دلالت های آن(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۵
یکی از موضوعاتی که حکما در ضمن مباحث نفس مطرح می کنند، بحث «اشتغال نفس به بدن» است. تعلق نفس به بدن و تدبیر بدن مادی توسط نفس در حیات دنیا، «اشتغال نفس به بدن» است. نفس برای تدبیر بدن، کسب کمالات و ارتباط با عالم مادی به بدن تعلق دارد. از دیدگاه فیلسوفان این اشتغال آثاری نظیر: ایجاد حجاب، عدم ادراک آلام و لذات، عدم درک فضائح و قبائح نفسانی، عدم ادراک قوای خود و کاهش قدرت نفس در انسان ایجاد کرده است. اشتغال نفس و بدن با یکدیگر رابطه ای متعاکس دارند. هر چه به امور روحی بیشتر پرداخته شود، نفس قوی تر و هر چه به امور بدنی بیش تر توجه شود، نفس ضعیف تر می شود. در این موضوع مقدار اشتغال نفس به بدن، رعایت تعادل در اشتغال به بدن، توجه به نوع اشتغال، اهمیت دارد. اشتغال نفس به بدن، در مواردی اختیاری و در مواردی غیراختیاری است. در اشتغال اختیاری فرد با انجام افعال اختیاری می تواند میزان اشتغال و کیفیت اشتغال را جهت دهی کند. از این جهت مسئله عوامل کاهش اشتغال نفس به بدن، مطرح می شود. هدف از این پژوهش، تبیین و تحلیل اصل فلسفی ««اشتغال نفس به بدن» و بیان دلالت های انسان شناختی آن است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و در استنتاج، توصیف و تحلیل عقلی است. این موضوع دارای آثار تربیتی است. مدیریت جهت مند میزان اشتغال نفس به بدن و شئونات بدنی، در مقاوم سازی شخصیت موثر است. کاهش اشتغال نفس به بدن و کاهش التذاذت جسمی، آثار مختلفی در روح انسان نظیر: تقویت اراده، خودکنترلی و قدرت کنترل امیال، مهارت قدرت تمرکز دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان