فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۲۱ تا ۲٬۵۴۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
جایگاه اصل علیت در تبیین علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم تبیین از مفاهیم اصلی فلسفه علم است که در خصوص نسبت آن با اصل علیت بحث های زیادی صورت گرفته است. تا پیش از پیدایش پوزیتیویسم دیدگاه رایج این بود که تبیین یک پدیده به معنای بیان علت آن است، اما برخی از پوزیتیوست ها با تحویل رابطه تبیینی به رابطه ای استنتاجی و منطقی تلاش کردند مفهوم تبیین را جدای از مفهوم علیت تعریف کنند. در این نوشتار با بررسی مشکلات این دیدگاه پوزیتیویستی و با تمسک به دیدگاه طرفداران اصل علیت در دوران معاصر مشخص خواهد شد که جدایی مفهوم تبیین از مفهوم علیت دلیل اصلی تردید در کلیت و ضرورت قوانین علمی و باعث بی مبنایی پیش بینی های علمی است. استدلال اصلی این است که مفهوم ضرورت علی به دلیل آنکه در توصیف و توجیه نتایج پژوهش های علمی نقشی محوری دارد، برای فیزیک و متافیزیک به یک اندازه حیاتی است.
جمع و تدوین قرآن: بازنگری در دیدگاه های غربی در پرتو تحولات جدید روش شناختی
منبع:
هفت آسمان ۱۳۸۵ شماره ۳۲
حوزههای تخصصی:
با امام کاظم(ع) در سایه قرآن
منبع:
فرهنگ کوثر ۱۳۷۷ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی امامان معصوم
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی الگوها و عبرتهای شخصیتی و رفتاری
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر قرآن و تفسیر در روایات
تشابه یا تشکیک مفهوم وجود: مقایسه نظریات ارسطو و ابن سینا در مسئله معنای وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو ارسطو (384-322 ق.م)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق گروه های ویژه فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی مباحث وجود
در این مقاله نظریات ارسطو و ابن سینا در باب معنای وجود مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر ارسطو موجود دارای معانی متفاوتی است، اما نه به طریق اشتراک لفظی. ارسطو بین اشتراک لفظی و اشتراک معنوی موجود، نظریه سومی را ارائه می کند که خود، آن را رابطه «نسبت به» می نامد ابن سینا، در مقابل، موجود را به نحو مشترک معنوی می داند؛ با این حال معتقد است موجودات در یک رابطه تشکیکی دارای شدت و ضعف و اولویت و عدم اولویت هستند، به طوری که مثلاً جواهر نسبت به اعراض در موجود بودن اولویت دارند.
بحث معنای وجود در مباحث وجودشناختی و مخصوصاً نظریه علیت هر یک از این دو فیلسوف قابل پی جویی است. ارسطو وجود را به عنوان یک عنصر متافیزیکی متمایز در نظر نمی گیرد بلکه برای او، وجود بلافاصله در مقولات تقسیم می شود؛ اما برای ابن سینا، وجود واقعیتی متمایز از ماهیت است که در همه موجودات به عنوان یک عنصر فلسفی وجود دارد. به همین ترتیب، ارسطو علیت خدا را از نوع علیت غایی می داند به طوری که هر موجودی در مسیری مستقل به سمت محرک اولی در حرکت است، در حالی که ابن سینا خداوند را علت فاعلی ایجادی می داند که به همه موجودات یک عنصر مشترک یعنی وجود را افاضه می کند.
فرآیند اقناع در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم از زمان نزول خود، به دنبال جلب توجه مخاطبان بوده تا آن ها را متقاعد سازد. این جلب توجه قرآن، به خاطر هدایت مردم و رستگاری مخاطبان است. قرآن کریم برای اقناع مردم با آن ها ارتباط برقرار می کند و برای متقاعد کردن مخاطبان از کلمات و جملات و عبارات متنوع بهره می گیرد، و اصول اعتقادات و احکام و مواعظ را به کمک تشبیهات، استعاره ها و کنایه ها در قالبی اثرگذار به مخاطبان ارائه می دهد. پیام های قرآنی که در وجود مردم نفوذ کرده، از ذهن عبور کرده و به دل انسان می رسد و سپس درونی شده و پذیرفته می شود. علت تاثیرگذاری پیام های قرآن در زبان قابل فهم و همگانی آن، بهره گیری از کلمات و جملات اثرگذار و بهره مندی از صناعات ادبی نهفته است. همچنین این اثرگذاری به ویژگی پیام رسان مربوط می شود. در پیام های قرآنی، ویژگی های پیام رسان عبارت است از: آگاهی، خلوص، مهربانی، دلسوزی و سعه صدر. قرآن به ظرفیت ذهنی و فکری مخاطب و نیازهای فعلی و آتی او توجه نیز نموده است. همچنین بایسته های مخاطب را در قالب پیام های نوید بخش به او عرضه کرده و او را دعوت به تفکر نموده است تا آن پیام ها را درک نماید و درونی سازی کرده و در رفتار خود نشان دهد.
فضیلت عشق (اروتیک)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ نامهاى غدیر
تحلیلی بر اهداف و روش های تربیتی مبتنی بر کمال نفس از دیدگاه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
هدف پژوهش حاضر بررسی دیدگاه فلسفی ملاصدرا دربارة کمال نفس انسان و دلالت های تربیتی آن در خصوص عناصر تعلیم و تربیت (اهداف و روش ها) است. این پژوهش از تحقیقات کیفی است و با روش تحلیلی- اسنادی ضمن تبیین دیدگاه ملاصدرا درباره سیرکمال نفس انسان به تشریح اهداف و روش های تعلیم و تربیت مبتنی بر این دیدگاه پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان داد که ملاصدرا تجرد عقلانی نفس را برای نیل به کمال ضروری می داند. بر اساس مبانیِ فلسفی مطرح در دیدگاه وی، اهداف غایی و اهداف واسطه ای در تعلیم و تربیت تبیین شد که هر یک با توجه به مراتب مختلف نفس در سیر کمال نفس بررسی شد. رسیدن به اهداف واسطه ای و غایی نیازمند روش های تربیتی بود که به صورت چارچوب پیشنهادی برای تعلیم و تربیت ارائه شد.
ولایت و عبادت
منبع:
موعود ۱۳۷۸ شماره ۱۸
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل معناداری زندگی از دیدگاه علامه جعفری مبتنی بر انسان شناسی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه علامه جعفری، معنای حقیقی زندگی انسان، از طریق تکامل و رسیدن به حیات عقلانی حاصل می شود؛ این امر با شناخت انسان و توجه به جایگاه او به عنوان محور هستی و جانشین خداوند در زمین، رابطه ای مستقیم دارد. منِ انسانی، وجودی قانون مند است که با زیستن بر اساس این قوانین و هماهنگ با کل هستی معنادار، تکامل می یابد. خاستگاه این قوانین و قوای انسانی، نفس است که در مقایسه با وجود طبیعی انسان، ارزش وجودی بیش تری دارد. از این رو، توجه صرف به وجود طبیعی انسان، او را از توجه به ظرفیت های متعالی وجودی اش محروم می سازد؛ زیرا انسان با فعلیت یافتن قوای نفسانی و الهی، در مسیر تکامل به پیش رفته و به زندگی خود معنا می بخشد. در این مقاله سعی خواهد شد بر مبنای انسان شناسی فوق، به بررسی معنای زندگی از دیدگاه علامه پرداخته شود
تاملی بر دیدگاه ابن سینا و شیخ اشراق در علم الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله «علم الهی» یکی از دشوارترین مباحث فلسفه الهی و مورد توجه متون دینی می باشد. این مقاله ضمن بیان متون دینی مرتبط با موضوع، به بررسی دیدگاه ابن سینا و شیخ اشراق در این باره می پردازد و بیان می کند که شیخ الرییس، علم الهی به ذات را حضوری می داند. او علم الهی به ما سوا را علمی حصولی می داند که از راه صور مرتسمه حاصل می شود. از این رو او به علم عنایی معتقد است.
شیخ اشراق نیز علم الهی به ذات را حضوری می داند؛ اگر چه آن را با مبنای نوری خود تحلیل می کند. او علم حق به اشیا، از راه اضافه اشراقیه تبیین می کند.
در پایان بیان خواهد شد اگر چه تبیین سهروردی در مورد علم بعد الایجاد، تحلیلی صحیح و در مقایسه با ابن سینا، به متون دینی نزدیک تر است؛ اما ضعف آن، این است که در بحث علم قبل الایجاد فقط به رد دیدگاه ابن سینا پرداخته و هیچ تحلیلی ارایه نمی کند؛ گرچه این مرتبه علمی را انکار نمی کند
بررسی و نقد انگاره ارتداد، در مسیحیت کاتولیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین، تکیه گاه بسیاری از مردم دنیا و امری فطری، عمیق و ریشه دار است. شناخت آموزه ها و جهان بینی ادیان، از طریق منابع آنها راهی برای کم کردن فاصله میان پیروان ادیان است. ورود و خروج یا تشرف و ارتداد، از مباحث مهم ادیان می باشد.
ارتداد در کاتولیک رد کامل ایمان مسیحی، توسط کسی است که قبلاً تعمید یافته است. ماهیت ارتداد در مقایسه با بدعت و شقاق وضوح بیشتری می یابد. انگاره ارتداد در منابع دینی و قانونی مسیحیت کاتولیک آمده و در سیر تاریخی خود در دوره های مختلف حکم یکسانی داشته؛ اما به واسطه نوع رابطه کلیسا با حاکمان و میزان دلبستگی حاکمان به دین در اجرا متفاوت بوده است. عقلانی نبودن آموزه های اصلی مسیحیت، کم رنگ شدن عقاید، افراط در مجازات و نحوه برخورد با ظالم، به عنوان عوامل تاثیرگذار در ارتداد بیان گردیده است. این تحقیق به روش کتابخانه ای و با رویکرد نقلی و تاریخی در صدد آشنایی، بررسی و نقد انگاره ارتداد در مسیحیت کاتولیک می باشد.
در محضر زیارت ناحیه
منبع:
موعود ۱۳۷۶ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
اشکال معروف وجود ذهنی را ابن سینا حل کرده است نه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشکال معروف وجود ذهنی بر خلاف تصوری که پس از صدرالمتالهین رایج شده برای ابن سینا آشنا بوده است او نه تنها این اشکال را مطرح می کند بلکه حتی پاسخی روشن به آن در پیش می نهد. این پاسخ در حقیقت همان پاسخی است که قرنها بعد صدرالمتالهین با توسل به تفکیک میراماد در دو گونه حمل شایع صناعی و حمل ذاتی اولی از یکدیگر و بدون ارجاع به شیخ الرئیس مطرح کرده است. همچنین پاسخ ابن سینا بر خلاف تصور ملاصدرا نه تنها همه وجوه اشکال را کفلایت می کند. بلکه پاره ای از ایرادهای پاسخ های بعدی را که در اثر غفلت از هویت وجود ذهنی رخ می نمایند با روشن سازی معنای آمدن ماهیت به ذهن هنگام علم به امری خارجی و از راه روشن سازی معنای عین و اعیان از میان بر می دارد.