فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۳٬۹۶۱ تا ۱۳٬۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۲۹۵ مورد.
فلسفه ، بازنگری فهم عرفی
اخلاق عرفانی در مسیحیت
پلورالیزم دینی
دیدگاههاى متفکران اسلامى در باره گستره شریعت (2)
حوزههای تخصصی:
نویسنده در دو بخش، دیدگاههاى متفکران اسلامى را در باره گستره شریعت مطرح کرده است . در بخش اول که در شماره نهم به چاپ رسید، متفکران اسلامى را به دو دسته سنت گرایان و متجددان منشعب کرده و سه رویکرد را در مساله قلمرو دین بیان کرده بود
نگارنده در بخش دوم مقاله که اینک از نظر خوانندگان مىگذرد، نیاز بشر به دین، مساله خاتمیت و فلسفه ختم نبوت و این که چرا نبوتها تبدیل و تغییر یافتند و علل تجدید نبوتها چیست؟ را مورد بررسى قرار داده است . سپس به دیدگاه شهید مطهرى در این باره پرداخته است که بلوغ و رشد فکرى و اجتماعى بشر را عامل ختم نبوت معرفى مىکند و مىگوید با ختم نبوت نیاز بشر به تعلیمات الهى رفع نشده بلکه صرفا وحى جدید و تجدید نبوتها رفع شده است . و بعد به آثار ایمان مذهبى از دیدگاه آن شهید مىپردازد . در ادامه نظریه مهندس بازرگان را در رابطه با نیاز انسان به دین مطرح مىکند و مىگوید روششناسى آقاى بازرگان در پاسخ به مساله قلمرو دین و انتظار بشر از دین، از نوع درون دینى است و با بیان آیات و روایات در صدد اثبات این نکته است که آبادانى دنیا را نباید از دین انتظار داشت . نویسنده مقاله، با وارد کردن چهارده اشکال اساسى نظریه ایشان را رد مىنماید .
طرحى در باب مفاهیم و مضامین روان شناختى اسلام(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
طلوع ۱۳۸۱ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
تفاوت جوهری نظریه فارابی و ابن رشد در تطبیق بین حکمت و شریعت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه مفید ۱۳۸۱ شماره ۳۴
حوزههای تخصصی:
بعد از آن که نهاد فلسفه در حوزه فرهنگ اسلامى شکل گرفت، احساس تعارض بین دین و فلسفه، اندیشمندان مسلمان را به اتخاذ مواضع مختلفى وا داشت.
برخى فلسفه را ترک کردند و به مذمت آن پرداختند و تعداد انگشت شمارى فلسفه را بر دین ترجیح دادند؛ اما اندشیمندى چون فارابى نظام فلسفى نوینى را بنیان نهاد که در آن وحى به عنوان یک «معرفت» تلقى شد و مورد تبیین فلسفى قرار گرفت و آشکار شد که حکمت و شریعت سرچشمه واحدى دارند و نمىتوانند با هم در تعارض باشند. بعد از فارابى، ابن سینا نیز نظریه او را تکمیل کرد و عناصر مهمى را به آن افزود. اما ابن رشد به واسطه جمودى که بر حقانیت مطلق فلسفه ارسطو داشت، به احیاء فلسفه ارسطویى پرداخت. فلسفهاى که ابن رشد احیاء نمود، با روح فلسفه اسلامى بیگانه بود و از قابلیت تبیین فلسفى وحى به عنوان معرفتى ماوراء طبیعى و غیر تجربى برخوردار نبود.
وى پس از نومیدى از فلسفه خود در کتاب فصل المقال با اتکا به پیشفرضهاى فقهى و کلامى به تلاش براى جمع بین حکمت و شریعت دست مىزند. این تلاش مورد نقد این مقاله قرا گرفته است.
قرآن و اهل بیت:طلوع ولایت
شناخت شیعه; خلاها و اولویت ها
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۱ شماره ۸۵
حوزههای تخصصی:
عنصر ایمان و نقد قرائتهاى موجود _2
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۱ شماره ۸۸
حوزههای تخصصی:
عنصر ایمان و نقد قرائتهاى موجود _2
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۱ شماره ۸۸
حوزههای تخصصی:
فقه و سکولاریسم
مبانى منطق ترجیح
منبع:
پگاه حوزه ۱۳۸۱ شماره ۷۲
حوزههای تخصصی:
معرفت و گونههای توجیه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن ۱۳۸۱ شماره ۹
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا انواع توجیه شامل، عقلگرایی، تجربهگرایی، پوزیتیویسم منطقی، انسجامگرایی، عرفاندیشی و عملگروی مرور میشود. در ادامه، بحثِ شاکلههای توجیه مطرح میشود. نویسنده دیدگاههای مبناگرایی، کلنگری، درونگرایی و برونگرایی را بررسی میکند. وی پس از نقد و بررسی دیدگاههای مختلف نهایتاً نتیجهگیری میکند که روش صحیح در توجیه معرفت، راهی عقلانی است و شاکلهای که برای آن انتخاب میکند مبناگرایی مبتنی بر بداهت و برهان است.
با توجه به مباحثی که دربارة «سرشت معرفت» و «هویت توجیه» ارائه شد، اینک به طور فشرده به انواع و گونههای توجیه اشاره میشود تا در پرتو آن بتوان با جامع نگری بیشتری دربارة «ارزش شناخت» به بحث پرداخت.
نقد و بررسى مقاله «اسلام، وحى و نبوت»(2)
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۱شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
آنچه پیش رو دارید، ادامه بحثى است که در شماره قبل مطرح شده است . مقاله شماره پیش، در نقد و بررسى مقاله (یا مصاحبه) آقاى دکتر سروش تحت عنوان «اسلام، وحى و نبوت» بود . (2) اشاره کردیم که نویسنده محترم در این مقاله، یک تئورى تحت عنوان «تئورى انطباق وحى و شریعتبا محیط» را ارائه نموده و مدعى شده است که آموزهها و احکام اسلام تنها متناسب با محیط و جامعه صدر اسلام بوده است و سپس به لوازم مهم این تئورى اشاره کرده است . اولین نمونهاى که مطرح شد، عصرى و موقتى بودن آموزهها و احکام اسلام بود . نویسنده به صراحت مدعى شده است که تمام احکام فقهى اسلام فاقد جاودانگى و ویژگى فراعصرى است . در مقاله پیشین، هم تئورى مزبور و هم این لازمه، مورد نقد و بررسى قرار گرفت . اینک ادامه این بحث تقدیم خوانندگان عزیز مىگردد .
خدا محورى یا اومانیسم؟
حوزههای تخصصی:
در هفتمین شماره مجله، بحث مدرنیته مطرح گردید و نویسنده در ادامه این بحث در شماره حاضر وارد بحث در باره مؤلفههاى جهانبینى مدرنیته شده است که اومانیسم یکى از مهمترین این مؤلفههاست .
در اندیشههاى بشرى، انسان مهمترین امرى است که در طول تاریخ مورد توجه و بحث و بررسى واقع شده است . در برخى از اندیشهها، انسان در جایگاهى قرار گرفته است که هیچ موجودى کاملتر و بالاتر از او قابل فرض نبوده است و در برخى رویکردهاى واقع نگر، با عنایتبه وجود ضعف هاى مختلف در ابعاد معرفتى و غیر معرفتى انسان، ارزش و توانایى انسان محدود تلقى شده و نیازمند به هدایت موجود کاملتر دانسته شده است . این نوشتار در صدد تبیین دو نوع رویکرد مهم اسلامى و مدرن به انسان و مقایسه میان آندو است .
پدیدار شناسی، تجربه گرایی دینی و «گوهر و صدف دین»(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی: