نوشتار حاضر، بعد از بیان مفاهیم و تعاریف ارائه شده در باب ماهیت دین، به این جمعبندى خواهد رسید که با این تعاریف و دیدگاهها، تبیین و تحلیل جامع و مانع در این زمینه، غیرقابل وصول است. در عین حال، بخشى از ابعاد و جنبههاى گوناگون دین، در این دیدگاهها بیان شده است. نگارنده در ادامه، با بررسى برخى از تقسیمات مطرح درباره دین، بر این نکته تأکید دارد که کثرت شرایع با وحدت ادیان تنافى ندارد.
از دیدگاه عقل، قرآن و روایات، بیشتر مردم اهل سعادت و نجاتند؛ زیرا سعادت دایر مدار اطاعت، به شرط عناد نورزیدن است. اکثریت بر دستورهاى آیین خود یا از حکم فطرت انسانى خویش در حوزه اخلاق، پیروى مىکنند، اینان به طور مستقیم یا غیرمستقیم و پس از پاک شدنشان در قیامت رهسپار بهشت مىشوند و از نعمتهاى الهى بهرهمند خواهند شد. در قیامت کسى که معذور باشد، نمىسوزد و اگر معذور نباشد، به اندازه سلب معذوریتش، عذاب خواهد شد. تنها کافران عنود، لجوج و جهول به دوزخ مىروند که اینان اندکند. هدایت، نجات و سعادت، مراتب طولى و شدت و ضعف دارند. بیشتر مردم از درجه پایین و متوسط آنها بهرهمندند و تنها اندکى از انسانها به مراتب بالا مىرسند؛ چنان که اندکى نیز از این کثرتِ طولى، بىبهرهاند.
اگر چه اصولى که در این مقاله از دیدگاه متفکر شهید مطهرى مورد بحث قرار مىگیرد، چه بسا در قالب یک اصل قابلِ جمع و توصیف باشد؛ ولى نگارنده با رویکرد تشریح به مباحث استاد مىنگرد. از این رو، موضوع را در 9 اصل اثبات مىکند که عبارتند از: 1ـ اصل پیوند میان خدا و انسان؛ 2ـ اصل هدایت عامّه؛ 3ـ اصل رحمت گسترده؛ 4ـ اصل سلامت؛ 5ـ اصل علاقه به عدل، احسان و انفاق؛ 6ـ اصل تطهیر و مغفرت عام؛ 7ـ اصل شفاعت؛ 8ـ اصل تسلیم در برابر حقیقت؛ 9ـ اصل عذر (قصور).
انسان، به لحاظ محدودیتهاى معرفتى خود، قادر نیست کمال خود را در همه جهات تشخیص دهد؛ لذا خداوند متعال، «وحى» را به عنوان ابزار شناخت و معرفت، در اختیار بشر گذارده است.
برخى، وحى را تجربه شخصى بشر پنداشتهاند. این نوشتار در صدد اثبات این نظر است که وحى، منشأ الهى دارد؛ نه این که یک تجربه بشرى باشد. پس در واقع، پیغمبر صلىاللهعلیهوآله تابع وحى است؛ نه این که وحى، تابع پیغمبر صلىاللهعلیهوآله باشد.
کتاب التفسیر و المفسرون، نوشته دکتر محمدحسین ذهبی، یکی از کتابهای مشهور درباره تاریخ تفسیر و بررسی مفسران است. این کتاب در مصر مکرر چاپ شده و از جمله منابعی است که در ایران هم بسیار به آن استناد میشود.1 این کتاب که منبع درسی در دانشگاه مدینه است، در محرّم سال 1396هجری، مطابق با 1976 میلادی، چاپ شده است. این کتاب که با دید بسیار منفی به شیعه نگاشته شده دو هدف موازی دارد: نخست بررسی تاریخ تفسیر و کتب تفسیری؛ دوم نفی و نقد متعصبانه عقاید و کتب تفسیری غیر اهل سنت. مباحث کتاب چنان سامان داده شده است که جبریه(اهل حدیث و اشعری مسلکها) را متن اسلام و دیگر فرقههای اسلامی(شیعه، خوارج و معتزله) را«اهل الاهوا والبدع» معرفی میکند. ذهبی در معرفی عقاید شیعه به کتاب الوشیعه فی نقد عقاید الشیعه وتأویل مختلف الحدیثابنقتیبه استناد میکند که حداقل نتیجه آن ایجاد ذهنیت منفی درباره عقاید شیعه است.