Attempts to find out social aspects of the body، have formed the main trend of research and debate for sociologists in recent decades. Body is a phenomenon that can be socially built so its construction and functions are matters of social and cultural beliefs. In this study، the relationship between social capital and body management has been investigated through survey method. For data collection، in this descriptiveanalytic
study، questionnaires have been used. The sample contains 235 Tabriz University students which have been selected using stratified sampling. The findings show that there is positive and significant relationship (in the %99 confidence level) between body management and social capital. And there is also a significant relationship (in the confidence level of 99%) among body management and social norms، trust in
groups and institutions and interpersonal relationships and trust. Regression analysis results show that of the independent variables، interpersonal trust، gender and age have been able to explain 17.2 percent of the variance of body management (dependent variable).
در این مقاله به بررسی مفهوم و نظریه های شکل گیری انجمن های زادگاهی و مفهوم وجوه ارسالی مهاجران می پردازیم، و با روش تحقیق کیفی همراه با مصاحبه روند شکل گیری انجمن های زادگاهی و همچنین اثرات آن ها را بر توسعه محلی در روستای دریان بررسی می کنیم. چگونگی شکل گیری نهادهای پایدار مهاجران و شکل گیری اولیه شبکه ای، محورهای مناسبتی و مناسکی و محور حمایتی و نقش آنها پس از شکل گیری شبکه ای اولیه حرکت به سمت نهادهای پایدار، حرکت به سمت نهادهای مدرن و در نهایت انجمن های زادگاهی از اهداف این پژوهش بوده اند. این انجمن ها با ارسال سرمایه در رشد و ارتقا مولفه های توسعه اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... نقش اساسی در توسعه محلی منطقه ایفا می نمایند.
این مقاله به دنبال تحلیل نتایج مربوط به مطالعه انتقادی چگونگی دریافت زنان کرد ایلامی از مستندهای جنگی گروه پ.ک.ک. است که از شبکه ماهواره ای کرد زبان نوروز تی وی پخش می شود. مطالعه حاضر از سنت مطالعات فرهنگی پیروی کرده و چارچوب نظری آن بر اساس ترکیبی از نظریه انتقادی دریافت و نظریه های هویت قومی است. مسئله این مطالعه به برنامه های ماهواره ای قومی مربوط می شود که تلاش می کنند به مخاطبان گروه های قومی این نکته را منتقل سازند که از طریق این شبکه ها قادرند هویت قومی خویش را بازیابند. در این مقاله، از روش تحقیق کیفی و فن مصاحبه با گروه های کانونی با ۲۴ نمونه استفاده می کند، تا به این سؤال پاسخ دهد که آیا در گفتمان برنامه های ماهواره ای، نقش زنان کرد ایلامی در بازسازی هویت قومی به عنوان تسهیل کننده است یا مقاومت کننده؟ برخی از یافته های این پژوهش نشان می دهد که زنان مورد مطالعه، در بیشتر موارد با گفتمان مسلط متن، که همان گفتمان کردگرایی است، وارد گفتگو می شوند، ولی ایده هایی که در شبکه بازتاب می یابند را به شکل تخالفی رمزگشایی می کنند. این یافته ها مربوط به سال های 1390 تا 1392 است اما آنها را با مشاهدات خودمان در زمستان 1394 و سال 1395 مقایسه کردیم که نتایج آن در این مقاله منعکس می شود.
هدف این مقاله بررسی تصویری است که سینمای ایران از مسئله جرم و مجرم شدن به دست می دهد. سوال اصلی این بوده است که فیلم های سینمایی ایرانی مسائل مربوط به جرم را چگونه بازنمایی کرده اند؟ این پرسش در چارچوب نظریه بازنمایی مطرح و براساس آن، 57 فیلم اکران شده مابین سال های 1380 تا 1394 که موضوع محوری آنها جرم و پیامدهای آن بوده، به روش تحلیل محتوای کمی مورد بررسی قرار گرفته است. فرض نظری پژوهش ما این بوده است که فیلم های سینمایی، نوعی شناخت و دانش عامه پسند درباره جرم در دسترس مخاطبان قرار می دهند و درباره علل آنها نظریاتی را مطرح می کنند. نتایج پژوهش حاضر، این فرض را تأیید می کند. فیلم های ایرانی، هم اطلاعاتی زمینه ای همچون ترکیب سنی و جنسی، طبقه اجتماعی، وضعیت شغلی مجرمان ارائه می کنند و هم اطلاعات مختلفی درباره روابط اجتماعی و خانوادگی آنها به دست می دهند. همچنین فیلم های مورد بررسی، اغلب آسیب های اجتماعی مربوط به مجرمان و خانواده آنها را به تصویر کشیده و درباره آنها داستان سرایی کرده اند و کوشیده اند در خلال گفتار و روایت خود، از مجرم شدن شخصیت های خود تبیین به دست دهند.
هدف از مطالعه حاضر، بررسی عوامل اثرگذار بر فرهنگ تئاتر و تعیین جایگاه آن در اوقات فراغت اقشار کم درآمد و پردرآمد شهر تهران بوده است. 384 نفر از مردم شهر تهران با میانگین سنی 1±28 سال، پرسشنامه محقق ساخته با روایی 80 درصد را تکمیل کردند. جهت تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی ناپارامتریک (کای اسکوئر) استفاده شد. یافته ها نشان داد: اقشار پردرآمد نسبت به اقشار کم درآمد، روزانه از میزان ساعات فراغت بیشتری برخوردارند، همچنین بیشتر راغب هستند در ایام فراغت به دیدن تئاتر بروند و در این میان، هزینه بلیت تئاتر برای انتخاب آن به عنوان یک فعالیت فراغتی عامل اثرگذاری محسوب نمی شود. در نهایت، تمامی افراد در هر دو قشر کم درآمد و پردرآمد، فاکتورهایی چون نداشتن وقت، مشکلات شخصی و هزینه بالای بلیت، مشکلات مالی و ترجیح دادن سینما و تلویزیون نسبت به تئاتر را علت نرفتن به تئاتر در ایام فراغت عنوان کردند.