این لطیفه بیانی که در مطالعه آثار به گونه طنز رخ داده و قرن ها دیده ودل انسان ها را به خود مشغول داشته است ، ترکیبی از آفرینش وپویایی تفکر و دقت در کاستی ها و ضعف های بشری و هنرهایی است که می تواند به گونه ای نیش حقایق تلخ را با نوش داروی تلخ طبعی در جان افراد فرو کند و بی آن که با مقاومت و ستیزی همراه باشد ، حکمت و مصلحت ونقد مصلحانه را در عرصه حامعه بپراکند و با استفاده از هنرهای بیانی ، همچون تمثیل و استعاره و کنایه و قیاس و طرح نقیص ها و جمع ناسازها در کنار هم در بیانی شیرین و شوخ و نوازش گر وقت خوانندگان و بهره گیران را خوش دارد و فرهنگ و بینش همگانی را بالا برد
طنزپردازی همچون داستاننویسی، نمایش نامهنویسی و شعرنوعی شیوه بیان و ابلاغ مطالب انتقادی همراه با خنده و شوخی است.به این سبب طنز را آیینه حقیقت نامیدهاند که نابسامانی ها و عیبهای فرد و جامعه را در خود منعکس میکند و آن را بزرگ جلوه میدهد. به قولی طنز ضمن ارایه تصویر هجوآمیزی از جهات زشت و منفی و ناجور زندگی، عیبها و فسادهای جامعه و حقیقتهای تلخ اجتماعی را به صورت اغراقامیز - یعنی زشتتر و بدترکیبتر از آنچه که هست - نمایش میدهد تا صفتها و مشخصات آنها روشن تر و نمایانتر جلوه کند و تضاد عمیق وضع موجود با اندیشه یک زندگی غایی و مامول آشکار شود.
پنج نکته مهم کارشناسی، برگرفته از آرای کارشناسان درمورد طنز:
1- از دید اغلب کارشناسان،«طنز» عبارت است از: بیان انتقادی مسائل و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی با زبانی تلخ و شیرین و هدفی اصلاح گرایانه.
2- از ویژگی های طنز مطلوب:«داشتن پیام و محتوا»و«به دور بودن از لودگی» است.
3- کارشناسان برنامههای ساعت خوش (شبکه2)، صبح جمعه با شما(رادیو سراسری) و برنامههای ویژه نوروز تلویزیون را بهترین برنامههای طنز رادیو تلویزیونی داشتهاند.
4- نمایش، میان پردههای کوتاه و سریال، بهترین قالب ها برای ارایه طنز هستند.
5- سپردن برنامهسازی طنز به آگاهان در زمینه طنز، طرح وقایع جامعه و تشکیل شورای طنز، متشکل از کارشناسان و صاحبنظران در سازمان صداوسیما، اصولی ترین روش های دستیابی به طنز مطلوب در رادیو و تلویزیون میباشند.
مطلب پیش رو گفتگویی است درباره «کودک، تلویزیون و خشونت»، که باتوجه به ویژگی این شماره از فصلنامه- کودک و تلویزیون- توسط آقای علیرضا پویا و آقای دکتر یوسف کریمی از استادان محترم دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی صورت گرفته است؛ و طی آن درباره تاثیر تلویزیون، این رسانه پرقدرت و خشونت ناشی از آن، برکودکان به بحث و تبادل نظر پرداخته شده است.
مطلب پیش رو، پرسش و پاسخ درباره تحقیقی است که با عنوان فوق درسال 1377 در امور مطالعات مرکز تحقیقات صداوسیما صورت گرفته است. مجری این طرح سرکار خانم دکتر پریرخ دادستان بودهاند و سرکار خانم علیشاهی نورانی، آقای محمود احمدی نژاد و آقای محمدرضا رضایی بایندر، از مرکز تحقیقات، باایشان همکاری کردهاند.
به لحاظ اهمیت موضوع و ویژگی این شماره از فصلنامه، تصمیم گرفته شد تا حول محور تحقیق انجام شده، سوالاتی را به صورت کتبی خدمت خانم دکتر دادستان ارائه دهیم تا ایشان هم با پاسخهای کارشناسانه خود راهگشای مسیری باشند که حول آن - تاثیر تلویزیون بر کودکان - نگرانیهای جهانی به وجود آمده است.
سرکار خانم دکتر دادستان، دارای درجه دکتری از دانشگاه ژنو(سوئیس) در رشته روان شناسی ژنتیک و بالینی هستند و سالها به عنوان استاد دانشگاه تهران،مدیر دفتر تحقیقات روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب و مدرس دانشگاه تربیت مدرس در این حوزه فعالیت کردهاند. گفتنی است کتاب «روان شناسی مرضی تحولی» ایشان برنده جایزه کتاب سال 1370 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است.
امیدواریم که این پرسش و پاسخ بتواند ضمن پاسخگویی به سؤالات موجود تاحدی در رفع نگرانیهای والدین و مربیان کودکان و نوجوانان و دست اندرکاران رسانه ها موثر و همچنین راهگشای مسیرهای تحقیق در این حوزه باشد.
متن پیش رو چکیدهای است از کتاب «مواظب آنچه کودکانتان میبینند باشید»که توسط سه تن از پژوهشگران و صاحبنظران «مرکزتحقیقات مخاطبین رادیو و تلویزیون سوئد» به رشته تحریر درآمده است و نظر به اهمیت ارتباط موضوعی آن با این شماره از فصلنامه، تقدیم میگردد
زمانه واقعا تغییر کرده است. تاهمین یکی دو نسل پیش، شماراندکی از کودکان با چشمان خود شاهد تصویر شخصی بودند که مورد اصابت گلوله، ضربات کارد، انفجار یا تجاوز قرار میگرفت. اما امروزه اکثر کودکان هرروز چنین خشونتی را اغلب باتمام جزئیات هولناکش روی صفحه تلویزیون میبینند. برآوردشده است که یک کودک معمولی آمریکایی تا هیجده سالگی شاهد 18000 قتل ساختگی در تلویزیون است.
در مورد تاثیراتی که مشاهده عمومی تصاویر خشونت آمیز درپی دارد، هنوز اختلاف نظریه های عمیقی وجود دارد. چندین مورد خاص جنایت خشونت بار وجود داشته است که ظاهرا از فیلمها الهام گرفته شدهاند. در عین حال هیچ توافق کلی درخصوص تاثیر وسیعتر و سریعتر خشونت رسانه ها بر رفتار تهاجمی یا خشونت آمیز بینندگان کودک وجود ندارد زیرا یافته های پژوهشی تاکنون متناقض بودهاند.
«فرانکشتین باید نابود شود- تعقیب هیولای خشونت تلویزیونی»
صحنه چنین است:
«باگزبانی»و«دافی اردک» و گروهی از شخصیتهایی دیگر نقاشی متحرک در صحنهای جمع هستند.
«باگزبانی» به ارتکاب خیانت متهم شده است و گروهی قصد مجازات او را دارند. ازهمین حالا به شما توصیه میکنم که اگر تحمل تماشای کله «دافی اردک» را که مثل فرفره به دور گردنش میچرخد و همین طور طاقت بقیه قضایا را ندارید از خواندن متن دست بکشید. زیرا این مطالب، برای گروه ویژهای است:آن خرابکاران شیطانی صفتی که میخواهند جوانان معصوم آمریکایی را با نمایش خشونت در تلویزیون نابود کنند!
از نگاه بسیاری از صاحب نظراتی که به مطالعه انقلاب اسلامی سال 1357 ایران پرداختهاند، عامل رهبری (Leadership)واجد یک نقش محوری درمیان سایر عوامل بوده است. تاکید براین امر باعث شده است که یکی از معیارهای مقولهبندی تبیینهای صاحبنظران و پژوهشگرانی که به مطالعه این انقلاب پرداختهاند، نقش رهبری باشد. بعلاوه چنین تاکیدی هر محققی را برآن میدارد تا از ارزیابی نقش رهبری در پیروزی انقلاب غافل نشود و جایگاه مناسبی را در چهارچوب تبیینهای علی خود بدان اختصاص دهد.درمیان پژوهشگرانی که چهارچوب نظری خود را برنقش رهبری متمرکز کردهاند، توجه به پیامهایی که از جانب رهبر یک انقلاب صادر میشود، اهمیتی فوقالعاده دارید؛به گونهای که برای مثال، نظریه پردازان، پیروزی انقلاب اسلامی سال 1357 ایران را بدون وجود نوارهای صوتی و نامههایی که حاوی پیامهای رهبر انقلاب بود، غیرممکن ارزیابی میکنند. باتوجه به چنین تبیینهایی، هر محققی باید جاری درخوری را در بررسی انقلاب اسلامی ایران به نقش رهبری اختصاص دهد و از طریق ارزیابی سخنرانیها و پیامهای حضرت امام، نمای روشنی از عوامل ذهنی که پیروزی این انقلاب را تسریع کردند، در معرض دید مخاطب قرار دهد.
رهبران فکری جامعه و مصلحان اجتماعی، همواره ارتباط تنگاتنگی باوسایل ارتباط جمعی دارند. آنها ازسویی، با دیدگاهی انتقادی به سازوکار فعالیت، نقشها، کارکردها و تاثیرات منفی رسانهها در زندگی اجتماعی توجه دارند؛ از سوی دیگر، از این وسایل ارتباطی در جهت نشر و ترویج افکار و اندیشههای خود بهره میگیرند، و نیز خود بیشترین بهره را از اطلاعات و آگاهی های رسانه ها برده و در میزان و نوع نشر آن اطلاعات در جامعه نفوذ دارند.
با این حال، باید توجه داشت که این ارتباط یکطرف نیست. رسانه ها هم برای کسب اعتبار، و هم برای برآورده ساختن انتظارات اجتماعی و نیاز مردم به دانایی، ناچارند که وجود و کارآمدی رهبران فکری جامعه را مدنظر داشته باشند.
عدالت از جمله مفاهیم و ارزشهایی است که در علم اقتصاد به آنها پرداخته نمیشود.اصولا بسیاری از اقتصاددانان معاصر، بویژه پیروان مکتب نئوکلاسیک، هیچ داعیهای در این زمینه ندارند و آن را مسکوت گذاشتهاند.علت این امر آن است که عدالت از مقوله «هست و نیست» خارج است و بیشتر به «بایدها و نبایدها» میپردازد، که علم اثبات گرای امروز به آنها بیاعتناست. نتیجه چننی وضعی، نابرابریهای شدید اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی در سطح کشورها و جوامع و به صورت وسیعتری در جامعه جهانی است.پیشرفتهای فنآورانه، رشد اقتصادی و حتی توسعه هم، نه خواستهاند و نه توانستهاند این درد کهنه بشری را التیامی در خور اعتنا بخشند. بلکه برعکس، به علت جهت گیری خاص و ظریف خود، روزبروز بر وخامت اوضاع افزودهاند.
اما جامعه مسلمانان نمیتواند نسبت به این وضع بیاعتنا باشد،زیرا هدف اسلام رشد معنویت انسانها و رساندن آنها به کمال است و این فهم، بدون برآورده شدن حداقل احتیاجات انسان ناممکن میگردد. عدم عدالت اقتصادی، باعث تامین نشدن احتیاجات گروه بزرگی از انسانها میشود و این مانع بزرگی برسر راه کمال معنوی آنهاست.
حضرت امامخمینی(ره)باتوجه به این موضوع، درجای جای سخنان خود برایجاد عدالت اقتصادی و نقش و اهمیت آن در بقای جامعه و حرکت آن به سوی اهداف عالی اسلام تاکید میورزند و به آن عنایت ویژهای دارند. در این قسمت از مقال برآنیم تا نظری براندیشه ها و فرمایشهای ایشان بیفکنیم تا بتوانیم سخنان حکیمانه آن فقیه فرزانه را چراغی فراروی آینده سازیم.
در ادبیات غنی پارسی«طنز» جایگاه ویژه و خاص خود را دارد. بسیاری از سخنها در روال عادی گفتگو و بیان، گیرایی و رسایی ندارد اما وقتی در لعاب طنز پوشیده میشود، نفوذ بیشتری مییابد و افراد فزونتری را به عنوان مخاطب تحت تاثیر قرار میدهد.
اما به تعریف طنز بپردازیم؛ هرسخن خندهداری را طنز نمیگوییم، بهطورکلی میتوانیم سخنهای خندهدار را به سه قسم تقسیم کنیم: طنز، فکاهی و هزل.