از طریق اجرای فعالیتهای اساسی نظام نظارت و ارزیابی تولیدات رسانهای میتوان عمدهترین راهبردها را برای بخشهای مختلف سازمان تعیین و تدوین کرد. اصولاً در ارزیابی برنامههای یک سازمان، هر یک از بخشها باید کنترلهای لازم را در مورد اجرای درست راهبردها و تحقق اهداف تعیین شده، به عمل آورند و اطلاعات لازم در این مورد را به برنامهریزان ارائه دهند.(1) نویسنده این مقاله، امیدوار است که از این طریق، بهتر بتوان ترکیبهای گوناگون توانایی تأمینکنندگان برنامهها را با تمایلات مخاطب گره زد. وی از این رو، مبنای طراحی نظام نظارت و ارزیابی برنامههای سازمان را مستدل به قواعد پیش گفته میداند. به ویژه اینکه، محصولات رسانهای با پیدایش ماهوارهها و شبکه جهانی اینترنت به رسانههای جهانی پیوند خوردهاند. به گفته رابرت مکچسنی «دوران حاضر دورانی است که در آن، بیشتر برنامههای تفریحی و روزنامهنگاری را تعداد انگشت شماری از شرکتهای بزرگ، که مواضع سیاسی سودجویانه و جهانمدارانهای در باب مسائل مهم اجتماعی دارند، تهیه میکنند.(2) از این رو، توجه به نظام نظارت و ارزیابی برنامهها بیش از گذشته، باید مورد توجه و تدبیر مدیریتی قرار گیرد.
بدون شک ساخت یک مجموعه تلویزیونی نیاز به بستری مناسب برای تولید برنامه دارد که می توان آن را فرآیند تولید نامید . هدف از طراحی این فرآیند تولید کالایی فرهنگی است که بر اساس اهداف تعیین شده برای آن باید با استاندارهای موجود تولید محصول ( در اینجا برنامه تلویزیونی ) مطابقت داشته باشد . از دیگر سو در این فرایند ، پیش بینی های اولیه همچون میزان پاسخگویی به اهداف کمی و کیفی تولید برنامه یعنی استفاده بهینه از منابع انسانی مالی و فنی ، نوع مخاطبان ، محتوا ، مضمون ، شکل یا قالب برنامه ها و موارد نظیر آن نیز ، به عنوان منابع اصلی و عمده تخصیص کلیه امکانات فوق تلقی می شوند. در جریان تولید برنامه ، از مرحله تایید طرح اولیه ، تصویب مضمون و محتوا و برگزاری جلسات برآورد فنی و مالی تا هنگام پخش از آنتن ، مجاری و بستر های کیفی و کمی متعددی وجود دارد ؛ اما آیا در تمام این گذرگاه ها کنترل کیفیت و کمیت نیز صورت می گیرد؟ آیا وظایف تعریف شده و استاندارهایی برای این کنترل ها تدوین شده است ؟ متاسفانه در اکثر قریب به اتفاق موارد ، در فاصله بین تصویب برنامه و پخش آن ، خلاء نظارت وکنترل به خوبی نمایان است هدف از ارائه این مقاله ، تاکید بر نظارت پیگیری در نظارت و هدایت برنامه از مرحله تصویب تا پخش آن از آنتن است . ضمن آنکه کوشش شده است راهکارهایی ارائه شود که با تکیه بر آنها بتوان چارچوب اولیه نگرش سیستمی به فرآیند تولید برنامه را مدون ، تجزیه و تحلیل و معین ساخت.
بهنظر آقای دکتر شعبانی، جهانیشدن نتیجه تحول تاریخی مطامع غرب در پنج قرن گذشته است که به صورت نیروی خلاق، در گسترهای جهانی واردشده است. او میگوید، با مهاجرت برخی از اروپاییان در قرن19، آمریکا برغرب نیز مسلط شد. وی تنها راه مقابله با جهانی شدن را نوسازی بخشهایی از هویت اساسیمان میداند که نشانه موجودیت انسانی ما است. به عقیده او، ما میتوانیم، بدون ترس از جهانی شدن، باتکیه بر خلاقیت، دست به انتخاب بزنیم
ارتباط یکی از ویزگی های مهم جامعه انسانی در همه دوران هاست و رشد و گسترش آن در دوران ما چنان سریع و بی سابقه بوده است که صاحبنظران آن را فصل ممیز جامعه معاصر از همه دوران ها و جوامع پیش از این دانسته اند و عصر ما را عصر ارتباطات نامیده اند . چنین جایگاهی ، به طور طبیعی موجب پیدایش حجم عظیمی از مطالعات و بررسی های علمی و اجتماعی در خصوص ابعاد گوناگون این پدیده پیچیده شده و از آنجا که هر گونه ارتباط بر ارکان چهار گانه فرستنده گیرنده ،پیام و ابزار انتقال پیام استوار بوده است ، مطالعات و تحقیقات مرتبط با این حوزه نیز عمدتا حول این چهار محور شکل گرفته است از میان این ارکان ، شاید بتوان گیرنده پیام یا مخاطب را مهم ترین رکن دانست . چرا که هر گونه ارتباط ، با هدف تاثیر گذاری بر مخاطب صورت می گیردو لازمه تحقق هر هدفی که از طریق ایجاد ، گسترش ، تنوع و تکثر رسانه ها در دنیای ما دنبال می شود ، برقراری ارتباط با مخاطب است . از این رو شناخت مخاطب لازمه نیل به اهداف فرهنگی ، سیاسی ، اقصادی و اجتماعی خاصی است که صاحبان و سیاستگزاران رسانه ها در صدد دستیابی به آنها هستند زیرا مخاطبان امروز انتخاب گرند و گستره وسیع شبکه های مختلف رسانه ای قدرت انتخاب انان را بالا برده و در چنین شرایطی اعتبار رسانه تا حدود زیادی به میزان رضایت و اقتاع مخاطبان وابسته است .نشریه پژوهش و سنجش به منظور ایفای رسالت علمی پژوهشی و رسانه ای خود این شماره را به بحث درباره مخاطب و رسانه اختصاص داده و کوشیده است با استفاده از دیدگاه های اساتید و کارشناسان درون و برون سازمانی ، در تنویر ابعاد گوناگون این حوزه مطالعاتی مشارکت نماید. امید است مجموعه مقالات این شماره که در سه عنوان مخاطب شناسی و نظریه ها ، مخاطب شناسی و کارکردها و مخاطب شناسی و فناوری سازماندهی شده است ، مورد استفاده اساتید مدیران ، برنامه سازان پژوهشگران و دانشجویان علاقه مند به این حوزه قرار گیرد.
مولف درابتدا به تعریف سه مقوله کودک، تلویزیون و آموزش میپردازد و سپس به بررسی انگیزه تماشای تلویزیون در کودکان اشارهکرده و نظریه ویلبرشرام را دراین باره تشریح میکند. وی در ادامه میکوشد تابه این پرسش پاسخ دهد که کودکان چه وقت و چه قدر تلویزیون تماشا میکنند؟ به چه نوع برنامههایی بیشتر علاقه دارند و اهمیت تاثیر تلویزیون برآنان، تاچه حد است؟
پیچیدگی تاثیر تلوییون برکودکان و میزان دانستنیهای کودک، تاثیر تلویزیون بر ارزشها و نقش آن در الگوسازی کودکان از مباحث دیگر این مقاله است.
در پایان نیز به وظایف سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، محققان و برنامهسازان کودک وهمچنین آموزش و پژوهشهای مربوط به این زمینه، اشاره شده است.
همزمان با رشد پدیده جهانیشدن، مخالفت با آن نیز از سوی گروهها آغاز شده است. امروزه شاهد اعتراضات هزاران فعال سیاسی در مخالفت با نحوه عملکرد سازمانهای بینالمللی پولی، تجارتی و زیست محیطی هستیم.
نخستین هدف این اعتراضها شرکتهای بزرگ و سپس سرمایه بزرگ است. مخالفان به دو دسته «طالبان صلح و شیوههای قانونی»و«ستیزهجو و افراطی» تقسیم میشوند. ازجمله این معترضان میتوان از طرفداران محیط زیست، حامیان حقوق حیوانات، اعضای اتحادیههای کارگری و مهمترین آنها سازمان صلح سبز نام برد.
ظهور و رشد فناوری از جمله اینترنت، تلفن همراه و... به همراه شیوههای نوین سازماندهی، تدارک و رهبری فعالیتهای عملیاتی و اجرایی توام با تظاهرات شکل تازهای به این اعتراضات بخشیده است.