آیا میتوان به فاصله حداکثر 24 ساعت میزان استقبال یا عدم استقبال از برنامههای هرشبکه رادیویی یا تلویزیونی را مشخص کرد؛ بدین معنی که معلوم شود درطول شبانهروز چند درصد مردم به برنامههای هرشبکه توجه داشتهاند و برای کدام برنامه مخاطب کم شده و درصد کم شدن نیز مشخص شود و یا بالعکس.
مدیران صداوسیما چگونه از میزان استقبال مخاطبان خود مطلع میشوند و آمارهای بدست آمده چقدر با واقعیت منطبق است؟
این مقاله به موضوع کاربرد فنآوری نوین در سنجش مخاطبان میپردازد. هدف فراهم ساختن سیستمی است که میزان برنامههای دیداری یا شنیداری استفاده شده توسط هرعضو خانواده را با دقت ثانیهای جمعآوری نماید. چنانچه بتوانیم به چنین سیستمی دست یابیم به شبکههای پرمخاطب و کم مخاطب، همچنین پرمخاطبترین و کم مخاطبترین لحظات شبانهروز در ایام مختلف دست پیداکردهایم. این مقاله آخرین دستاورد تکنولوژی را در این زمینه با عنوان PMM معرفی مینماید.PMM دستگاهی است به اندازه یک فراخوان (Pager)که بهمراه کاربر خواهد بود. این دستگاه صدای شبکههای مختلف رادیویی وتلویزیونی را که از قبل کد شدهاند، شناسایی کرده و کانال موردنظر را به همراه زمان دقیق ثبت مینماید. شب هنگام این اطلاعات بوسیله خط تلفن به مرکز ارسال و پردازش شده و بصورت نمودارهای مختلف در اختیار مدیران قرار میگیرد.
حوادث 11 سپتامبر و رویدادهای پس از آن، درمجموع با یک ضربه، تصویری آمرانه را به جهان تحمیل کرد که تقریبا بسیاری از افراد حساس نسبت به مسائل خرد و کلان جاری در جهان را وادار ساخت این مقطع تاریخی را، اگر نه نقطه عطف، که دست کم تکیه گاهی برای آغاز بررسیهای جدید بدانند: حتی آنکه که شروع تازه جدید را بسیار زودتر از این میدانستند، نتوانستهاند اهمیت این مرحله را به کلی نادیده بگیرند.
این مقاله نگاهی است به ساختار تولید، پردازش، انتشار و بازتولید خبر به ویژه بعداز رویدادهای 11 سپتامبر، که لزوم ارجاع به ایدئولوژی و تعمیم و گسترش آن را به خبر، باتوجه به کاربرد خبرایدئولوژیک درجهانی سازی یادآور میشود. در این نگاه، خبر نظامی است فراسازمانی که باید جهانی سازی را در پیشبرد هدفهای خود یاری دهد و روند آن را تسهیل کند.
ارزشیابی مرحلهای یا ارزشیابی اصلاحی به عنوان یکی از روشهای معمول نظارت و ارزیابی به ویژه در تولید برنامههای رادیو تلویزیونی کارایی بسیار دارد. این شیوه ارزشیابی با هدف اصلاح دائم رویهها و روشهای تولید یک برنامه دنبالهدار همچون مجموعههای نمایشی مورد استفاده قرار میگیرد. نگارنده در این مقاله ضمن ارائه تعریف عملیاتی از این شیوه ارزشیابی، مراحل گوناگون، موضوعات، ساختار مورد نیاز و روشهای مورد استفاده در ارزشیابی مرحلهای از جمله مشاهده، آزمون تئاتری، استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و روش S.B را به بحث میگذارد و شرایط لازم جهت انجام موفق آن را برمیشمارد
مقاله حاضر به بررسی نحوه تعامل برترین فناوریهای رسانهای به ویژه در سالهای آغازین هزاره سوم پرداخته و آنرا از دیدگاه جهانی شدن ارزیابی میکند. از آنجا که بحث جهانی شدن در زمینههای مختلف (اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، فناوری، صنعت، بهداشت و...) مطرح است، این موضوع مورد توجه است که آیا رسانه (به معنای رایج آن در کشور به ویژه موضوع مورد توجه است که آیا رسانه(به معنای رایج آن در کشور به ویژه به مفهوم رادیو و تلویزیون)نیز در مسیر جهانیشدن قرار دارد یا نه؟ و اگر چنین است چه عوامل و ویژگیهای کاربردی و فنی در هدایت رسانه به سمت جهانی شدن موثر هستند. نهایتا این که از دیدگاه فناوری، بستر چنین حرکتی کدام است و چه ویژگیهایی دارد؟ آیا دارا بودن رویکرد جهانی از خصوصیات عارضی فناوریهای حاضر است یا از ویژگیهای ذاتی آن؟ این مقاله ضمن تلاش برای ارائه پاسخهای در خور به این پرسشها، تاثیرات متقابل فناوریهای نوین و رسانه سنتی و جهتگیری آینده هریک را به بحث و بررسی میگذارد.
با دکتر کاظم معتمدنژاد قرار ملاقات و مصاحبه داریم.ساعت 2 بعدازظهر،پس از شرکت در جلسهای طولانی از دانشگاه علامه، از راه میرسد.میپرسیم، اگر خستهاید و صلاح میدانید،گفتوگو را به زمان و مکان مناسبتری موکول کنیم. میگوید، هیچ گاه برای صحبت کردن خسته نیستم. پای صحبت او مینشینیم و گاه حرفهای اورا با پرسشهای دیگری قطع میکنیم، که بیشتر بازتاب و نشانه تاثیر سخنان خود اوست و هدفمان ایجاد فرصت و فضایی برای تمدید نیروی استاد. متن حاضر حاصل دیدگاههای استاد درخصوص مهمترین سؤالاتی است که در حوزه مطالعاتی جهانی سازی مطرحند.
بهنظر آقای دکتر شعبانی، جهانیشدن نتیجه تحول تاریخی مطامع غرب در پنج قرن گذشته است که به صورت نیروی خلاق، در گسترهای جهانی واردشده است. او میگوید، با مهاجرت برخی از اروپاییان در قرن19، آمریکا برغرب نیز مسلط شد. وی تنها راه مقابله با جهانی شدن را نوسازی بخشهایی از هویت اساسیمان میداند که نشانه موجودیت انسانی ما است. به عقیده او، ما میتوانیم، بدون ترس از جهانی شدن، باتکیه بر خلاقیت، دست به انتخاب بزنیم
عدم رضایت بینندگان برنامه های تلویزیونی از کیفیت تصویر موضوعی است که منجر به کاهش توانائی این رسانه در جذب و حفظ مخاطبان خود می شود . لذا برای جلوگیری از مخدوش شدن کیفیت تصویر در مسیر انتقال آن از استدیوی پخش به مصرف کننده ( مخاطب ) باید در ابتدا عوامل ایجاد کننده از استودیوی پخش به مصرف کننده ( مخاطب) باید در ابتدا عوامل ایجاد کننده خرابی را مورد شناسایی قرار داد و سپس برای کنترل و نظارت دائم بر آنها از فناوری مدد گرفت . در این مقاله سعی شده است موضوع های کاملا فنی در این زمینه به زبانی تا حد امکان ساده وغیر فنی مورد بررسی قرار گیرند.
جهانیشدن عمدتا به منزله روندی پرشتاب از تعاملات اقتصادی مابین فرهنگها و کشورها تلقی میشود که توسط نظامی عظیم از فناوری ارتباطی مدرن حمایت میگردد.
در گسترش روند جهانی شدن دونهاد بینالمللی یعنی بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول مسئولیتی اساسی داشتهاند. کشورها تحت فشار رقابت در عرصه اقتصاد جهانی، از این موسسات و افراد خارجی میافتد.
در مقابل روند تخریبی جهانی شدن که این موسسات، بانکها و شرکتهای چند ملیتی آن را رهبری میکنند، جنبش بشر دوستی خود را متعهد ساخته که برای سیسال آینده در جهت آفرینش یک ملت انسانی جهانی کار کند،ملتی جهانی که در آن تفاوتهای فرهنگی، به جای محو شدن، تبدیل به ارزش شوند.
پدیده جهانیشدن فرصتی برای تبادل اندیشه، اعتقادات، باورها و الگوی فرهنگی به وجود آورده است و به همه نشان داده است که تفاوتهای انسانها در مقابل تجارب و آرزوهای مشترکشان بسیار اندکاند.
ارتباط یکی از ویزگی های مهم جامعه انسانی در همه دوران هاست و رشد و گسترش آن در دوران ما چنان سریع و بی سابقه بوده است که صاحبنظران آن را فصل ممیز جامعه معاصر از همه دوران ها و جوامع پیش از این دانسته اند و عصر ما را عصر ارتباطات نامیده اند . چنین جایگاهی ، به طور طبیعی موجب پیدایش حجم عظیمی از مطالعات و بررسی های علمی و اجتماعی در خصوص ابعاد گوناگون این پدیده پیچیده شده و از آنجا که هر گونه ارتباط بر ارکان چهار گانه فرستنده گیرنده ،پیام و ابزار انتقال پیام استوار بوده است ، مطالعات و تحقیقات مرتبط با این حوزه نیز عمدتا حول این چهار محور شکل گرفته است از میان این ارکان ، شاید بتوان گیرنده پیام یا مخاطب را مهم ترین رکن دانست . چرا که هر گونه ارتباط ، با هدف تاثیر گذاری بر مخاطب صورت می گیردو لازمه تحقق هر هدفی که از طریق ایجاد ، گسترش ، تنوع و تکثر رسانه ها در دنیای ما دنبال می شود ، برقراری ارتباط با مخاطب است . از این رو شناخت مخاطب لازمه نیل به اهداف فرهنگی ، سیاسی ، اقصادی و اجتماعی خاصی است که صاحبان و سیاستگزاران رسانه ها در صدد دستیابی به آنها هستند زیرا مخاطبان امروز انتخاب گرند و گستره وسیع شبکه های مختلف رسانه ای قدرت انتخاب انان را بالا برده و در چنین شرایطی اعتبار رسانه تا حدود زیادی به میزان رضایت و اقتاع مخاطبان وابسته است .نشریه پژوهش و سنجش به منظور ایفای رسالت علمی پژوهشی و رسانه ای خود این شماره را به بحث درباره مخاطب و رسانه اختصاص داده و کوشیده است با استفاده از دیدگاه های اساتید و کارشناسان درون و برون سازمانی ، در تنویر ابعاد گوناگون این حوزه مطالعاتی مشارکت نماید. امید است مجموعه مقالات این شماره که در سه عنوان مخاطب شناسی و نظریه ها ، مخاطب شناسی و کارکردها و مخاطب شناسی و فناوری سازماندهی شده است ، مورد استفاده اساتید مدیران ، برنامه سازان پژوهشگران و دانشجویان علاقه مند به این حوزه قرار گیرد.
میان متنیّت اندیشهای است که در دوران اخیر، اهمیت بیشتری در تحلیل رسانهها یافته است. استفادة فزاینده از این اصطلاح تا حد زیادی مدیون تأثیر نظریههای فرانوگرا بر طرز تفکر موجود در مورد، محصولات رسانهای معاصر و تحلیل آنها بوده است. اما با این حال همة رویکردهایی که در آنها از مفهوم میان متنیّت استفاده میشود، در چهارچوب فرانوگرایی قرار نمیگیرند. به همین خاطر در این بخش، پیش از پرداختن به معرفی و کند و کاو اندیشههای فرانوگرا، شماری از تعاریف میان متنیّت ارائه خواهد شد و میزان سودمندی این اندیشهها و رویکردهای مربوط به آن در تحلیل متون رسانهای، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. پس از آن نیز بحث در مورد اندیشه میان متنیّت، در ارتباط با نمونهها و مثالهایی از رسانههای مختلف: تبلیغات تجاری، موسیقیهای ویدئویی (پاپ) و فیلمهای معاصر هالیوود، ادامه خواهد یافت.
این مقاله به تجزیه و تحلیل برنامه شخصیت هفته شبکه تلویزیونی ای بی سی در بخش خبر شامگاهی این شبکه در دورهای 5 ساله اختصاص دارد که هدف از آن معرفی شخصیتهای برجسته و ارزشهایی است که رسانههای جریان اصلی (Mainstream)در امریکا آنها آنها را تائید و تبلیغ میکنند. بیشتر افراد و شخصیتهایی که در این برنامهها معرفی شدهاند در آمریکا زندگی میکنند و اغلب سیاستمدار یا شخصیتهای عرصه هنر هستند و بیشتر آنها را مردان سفیدپوست و افراد سرشناس تشکیل میدهند. ارزشهای امریکایی، همچون فردگرایی، قهرمان پروروی، سرمایهداری و میهندوستی در برنامههای شخصیت هفته مورد تجلیل قرار گرفتهاند. زنانی که برای معرفی در برنامه شخصیت هفته برگزیده شدهاند در مقایسه با مردان از شهرت کمتری برخوردار بوده و بیشتر درزمینه فعالیتهای اجتماعی و مراقبت از دیگران فعال بودهاند. افراد سیاه پوست در مقایسه با سفیدپوستان از طبقات محروم جامعه برخاستهاند و ازجمله افرادی هستند که برای اولین بار رتبه خاص را به دست آورده و بیشتر مشغول فعالیتهای اجتماعی هستند. از خود گذشتگی به ویژه در مواقعی که زنان دارای این ویژگی بودهاند یکی از ارزشهای برجسته به حساب آمده است.