طنز و طنزپردازی از دیرباز در فرهنگ جامعه ما نقشی عمده در پیامرسانی و آگاهی بخشی داشته است و به دلیل استفاده از قالبهای خندهآور بیانی، رفتاری، تصویری و... ضمن ایجاد شادی و فرح درمیان مخاطبان، بیشترین تاثیر و نفوذ را در انتقال معنا و مفهوم مورد نظر خود داشته است. طنز پدیدهآی است اجتماعی که در تقابل با ساخت موجود، آن را به طور انتزاعی درهم میریزد و جذابیت و فرحبخشی آن نیز مرهون استفاده ماهرانه و ظریف از همین ویژگی است.
درکنار خصوصیت شادی بخش، طنز نشان دهنده سیمای فرهنگ و جامعهای است که درآن زاییده شده و بیانگر حدود تحمل و درک سازندگان و مخاطبان خود است. درعین حال مقولهای است که همواره در خطر لغزیدن به دامن هجو، ابتذال، سطحی نگری و تمسخر بوده و از همین روست که باید با دقت و تعمق بیشتری به آن نگریست.
مکتب های ادبی غربی نتوانسته اند به صورت مستمر و پایدار مورد توجه و پیروی ادبا و شعرا قرار گیرند، چه غالباً بدون ویژگی های اصیل انسانی- اخلاقی بوده اند. اصل مترقی مهدویت، باور اصیل مذهب شیعه و غایت بعثت همة انبیای الهی در راستای تحقق وعدة الهی مبنی بر حاکمیت دین حق و رهایی نوع بشر از جهل، ظلم و کفر است و طرح نظریة ادبیات مهدویت می تواند در سایة این باور مترقی شیعه، همة انسان ها را در همة زمان ها و مکان ها زیر پرچم عدالت، ایمان، برابری و یکتاپرستی جمع کند. ادبیات صرفاً برای ادبیات بودن یا به دلیل لذت هنری- وجدانی، ارزشی ندارد بلکه ادبیات برای انسان است و انسان به دنبال سعادت. سنت های ادبی همچون عناصر ادبیات، انواع، مضامین و فنون ادبی این قابلیت را دارند که در قالب نظریة ادبیات مهدویت به کار گرفته شوند و زمینة سعادت و خوشبختی همة انسان ها را در سراسر جهان فراهم سازند. این مقاله در پی آن است که نظریة مترقی ادبیات مهدویت و عناصر، فنون و مضامین آن را مورد طرح و بسط قرار دهد.
هوشمندی گفته است: «کسی که پول میاندوزد، امّا تبلیغ نمیکند مانند کسی است که برای صرفهجویی در وقت حرکت عقربههای ساعت را متوقف میکند». در عصر حاضر دستاندرکاران تجارت برای آگاهی از آتیة محصولات و خدماتشان ناگزیر از به کارگیری تبلیغات هستند. حتی کارخانة مشهوری مانند کوکاکولا نیز برای حفظ بازار فروش خود همواره هزینهای را صرف تبلیغ محصول خود میکند. این پرسش مطرح نیست که آیا باید تبلیغ کرد یا خیر؟ زیرا پاسخ آن روشن است که برای کسب موفقیت در تجارت باید این کار را انجام داد. پرسش اصلی این است که کدام رسانه برای تبلیغ مور نظر شما مناسبتر است؟
امروزه مسئله مصرف و بویژه مصرف کالاهای فرهنگی از چنان اهمیتی برخوردار است که به عنوان یکی از مسایل کلیدی و مهم در دستور کار برنامه ریزان و مسئولان فرهنگی جوامع قرار دارد. بر این اساس، هدف این مطالعه بررسی تأثیر سواد رسانه ای بر مقدار مصرف کالاهای فرهنگی در بین زنان (13-15) سال شهر شهرکرد بود. روش مطالعه از نوع پیمایش می باشد. جامعه آماری برابر با ( 39596) نفر بوده است که از این تعداد 380 نفر با توجه به فرمول کوکران و از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای (سیستماتیک) به عنوان نمونه انتخاب شد. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS (مدل تجربی) و آماره های رگرسیون چند متغیره و ضریب همبستگی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهند رابطه آماری معناد اری بین دو متغیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی زنان و مقدار مصرف کالاهای فرهنگی وجود نداشت و درعوض در بین پردازش و تحلیل پیام ها و مقدار مصرف کالاهای فرهنگی رابطه ای معنادار وجود داشت. مصرف کالاهای فرهنگی بر مبنای بعد (مقدار، نوع و گرایش به مصرف) و با توجه به سطح مصرف و انگیزه، عادت و رفتار بررسی شد که نشان داد انگیزه مصرف در زنان منجر به رفتار مصرف و گرایش و تنوع در مصرف کالاهای فرهنگی و تکرار در اعمال مصرف، منجر به ایجاد عادت در مصرف کالاهای فرهنگی آن ها می شود.
پژوهش حاضر با هدف مقایسه نگرش صمیمانه نسبت به همسر در زنان متأهل کاربر و غیرکاربر شبکه های مجازی اجتماعی صورت گرفت. در این مطالعه علّی مقایسه ای تعداد 80 نفر از افراد هر دو گروه که از نظر متغیرهایی مثل وضعیت تحصیلی- اقتصادی و مدت زمان زندگی مشترک همتا بودند، به روش در دسترس انتخاب شدند. داده های پژوهش با پرسشنامه نگرش صمیمانه جمع آوری و با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری، آزمون t و آزمون خی دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که میزان نگرش صمیمانه در تمام خرده مقیاس ها و همچنین نمره کلی در دو گروه تفاوت معنی داری با هم دارند. بر اساس نتایج این پژوهش می توان گفت که بین زنان متأهل کاربر و غیر کاربر شبکه های مجازی اجتماعی، تفاوت معناداری در خرده مقیاس ها و همچنین نمره کلی پرسشنامه نگرش صمیمانه نسبت به همسر وجود دارد.
در عصر حاضر، عرصه های مختلف زندگی بشر در سیطرة دانش فناوری اطلاعات قرار گرفته است و کشورهای بسیاری در زمینة فرهنگ و هنر، برای بیان اهداف و مقاصد خود، از این ابزار جدید رایانه ای استفاده می کنند. در این میان، بازی های رایانه ای، به علت جذابیت ها و تعاملاتی که دارند، وسیلة بسیار مناسبی جهت نیل به این اهداف است. امروزه بازی های رایانه ای نه فقط ابزاری برای سرگرمی و تفریح، بلکه یکی از بزرگ ترین صنایع دنیای فناوری ارتباطات و اطلاعات هستند. شناخت اندکی که نسبت به این صنعت در کشور ما وجود دارد، باعث شده است تا بیشتر افراد، بازی های رایانه ای را ویژه کودکان و نوعی تفریح جهت اوقات فراغت بپندارند؛ در حالی که، در اکثر کشورهای جهان، این بخش از علوم، جزء تخصص های مهم به شمار می رود و اهمیت بسزایی دارد. بنابراین نباید دیدگاه منفی و مغرضانه به بازی های رایانه ای داشت، بلکه می توان از این فناوری در جهت اهدافی همچون آموزش، انتقال ارزش ها و آموزش زبان بیگانه بین نسل جوان و نوجوان استفاده کرد. با توجه به نظریة یادگیری اجتماعی، انسان ها بیشتر آنچه را که برای راهنمایی و عمل در زندگی نیاز دارند، صرفاً از تجربه و مشاهده مستقیم یاد نمی گیرند، بلکه عمدة آنها را به طور غیرمستقیم و به ویژه از طریق رسانه های جمعی می آموزند. بنابراین یافته های پژوهش حاکی از آن است که بازی های رایانه ای به طور غیرمستقیم بر آموزش زبان بیگانه تاثیر دارد. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی و شیوة مطالعة کتابخانه ای، به تبیین نقش بازی های رایانه ای در آموزش زبان بیگانه و مفاهیم مرتبط به آن بپردازد.
مقاله حاضر به بررسی نحوه پوشش خبری رسانه ها درباره تحولات مربوط به روابط خارجی تحت تأثیر گفتمان سیاست خارجی حاکم می پردازد. برای این منظور، نحوه بازنمایی آمریکا و انگلیس به عنوان دو کشور غربی در مطبوعات شاخص طی دو دوره اصول گرایی و اصلاح طلبی مورد بررسی قرار گرفت. پس از طراحی سؤالات پژوهش، «بازنمایی آمریکا و انگلیس» به عنوان متغیر وابسته و «دوره سیاسی» (گفتمان حاکم) به عنوان متغیر مستقل در سطح اسمی در نظر گرفته شد. تحلیل محتوا به عنوان روش تحقیق مورد استفاده قرار گرفت. سپس داده ها جمع آوری و پس از کدگذاری و تهیه جداول آماری (توصیفی و تحلیلی) توسط نرم افزار SPSS تحلیل شد. در بخش تحلیلی، رابطه آماری میان بازنمایی مطبوعاتی آمریکا و انگلیس و دوره سیاسی بررسی شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد مطبوعات شاخص در ایران هنگام پوشش اخبار تحولات مربوط به آمریکا و انگلیس، تحت تأثیر گفتمان حاکم بر سیاست خارجی قرار داشته و این دو کشور غربی را بر اساس سیاست رسمی جمهوری اسلامی در هر دوره بازنمایی کرده اند. در دوره اصلاح طلبی که سیاست خارجی بر تنش زدایی پی ریزی شده بود، مطبوعات شاخص، آمریکا و انگلیس را مثبت، اما در دوره اصول گرایی که تنش ها با غرب افزایش پیدا کرد، آن دو کشور را منفی جلوه دادند.
یکی از مسائل مهم بازیگری زن و مرد در عرصه هنرهای نمایشی پرداختن به ابعاد و زوایای مختلف فقهی بازیگری زن و مرد در این عرصه می باشد که در این زمینه بحث آرایش و گریم زن و مرد بازیگر در صحنه نمایش است که جزء مباحث مستحدثه و جدید پیش روی فقیهان جامعه اسلامی می باشد. با توجه به اینکه استفاده از آرایش توسط زنان برای زیباتر شدن آنان نزد مردان صورت می گیرد و آرایش کردن زنان به وی ژه آرایش صورت، یک نوع زینت به حساب می آید؛ طبق روایات و نظر فقها باید از نامحرم پوشانیده شود؛ زیرا که باعث مفسده و جلب توجه مرد نامحرم به سمت زن می گردد. ولی با توجه به احادیثی که آشکار کردن زینت ظاهری که شامل دست و صورت زن می شود را جایز شمرده است، می توان حکم به حلیت، این عمل را توسط زنان داد. در بحث گریم زن بازیگر باید این نکته را مد نظر قرار داد که، گریم برای زن بازیگر در حکم زینت برای وی و باعث جلب توجه مردان نامحرم نگردد. درنتیجه، اگر ما گریم زن بازیگر را از آرایش کردن وی متمایز گردانیم و گریم را یک نوع تغییر چهره موقت برای ایفای نقش توسط زن بازیگر بدانیم تنها در صورتی این عمل جایز می باشد که گریم زن بازیگر مانند آرایش صورت یک زن عادی و معمولی، برای مرد نامحرم ریبه ناک و جذاب نباشد. در غیر این صورت، هیچ تفاوتی بین گریم زن بازیگر و آرایش کردن وی در برابر مردان نامحرم باقی نمی ماند.
رسانه ها در عصر جدید امکانات مثبتی را برای پیشبرد ارزش های انسانی و پیشرفت صلح در جامعه جهانی ایجاد کرده اند و از سوی دیگر، با توجه به محدودیت در کنترل و گستره بی حدوحصر آن به ابزاری در دست گروه های رادیکال و جهادی برای تبلیغ ارزش ها و گسترش اقدامات ضد انسانی و ضد حقوق بشری آنان تبدیل شده است. در این میان منطقه خاورمیانه کانون اصلی فعالیت و مبارزات منفی این گروه ها بوده که در سال های بعد از 2010 نیز به کانون اصلی بحران در سطح جهانی تبدیل شده است. بر همین مبنا، رد راستای بررسی چرایی این مسئله، پرسش اصلی مقّال حاضر این است که «رسانه چه جایگاهی در راهبردهای گروه های سلفی به ویژه القاعده و داعش داشته و فعالیت رسانه ای این گروه ها چه تاثیری را بر زیست اجتماعی مردمان خاورمیانه داشته است؟» واقعیت آن است که گروه های جهادی و به طور خاص دو گروه تروریستی القاعده و داعش، در سال های اخیر راهبرد رسانه ای مشخص و گسترده ای را بر مبنای تلاش برای عضوگیری، ترویج خشونت، مشروعیت سازی و فراخواندن پیام های خود برای طرفدران و دشمنان، در پیش گرفته اند.همچنین، این گروه ها در عرصه میدانی نیز خاورمیانه را به جولانگاه اصلی اقدامات مخرب خود تبدیل کرده اند و شرایط به گونه ای شده که می توان امروزه از سایه افکندن تروریسم و جهادی گری بر خاورمیانه سخن به میان آورد. در سطحی دیگر، فعالیت ها و به طور خاص استقرار حکومت اسلامی داعش در سال های بعد از 2014 در کشورهای عراق و سوریه، منطقه خاورمیانه را در مسیر بازتولید دائم خشونت و ارزش های داعشی قرار خواهد داد.