هدف: تحقیق حاضر به دنبال کشف ارائه الگوی پارادایمیِ رابطه جوانان شهر شیراز با رسانه می باشد.
روش: روش تحقیق بر اساس روش گروه کانونی، و تحلیل آن بر اساس مدل های نظریه زمینه ای می باشد.
نتایج: مفاهیم اکتشاف شده تحقیق نشان می دهد که فهم و درک جوانان در ششسؤال تحقیق عبارتند از: به لحاظ هویتی خود را افرادی با خلاقیت بالا و عقلانیت پایین تعریف می کنند؛ از نظر عقیده، الگوپذیر و در عین حال منتقد هستند؛ نگاهشان نسبت به رسانه داخل همراه با بی اعتمادی و تک کارکردی بودن آن است و متمایل به رسانه خارجی هستند؛ مدیریت گذران اوقات فراقت توسط جوانانجام می شود که به شدت متأثر از فضای رسانه ای است؛ از نظر رابطه با رسانه، اعتماد به رسانه بیگانه و کم اعتمادی به رسانه داخل، و نیز تمرکز بر رسانه مدرن تا سنتی است؛ و از نظر عملکرد رسانه در ایران، آن را غیرعملکردی، خاص گرایانه، و عاطفی قلمداد می کنند.
بحث: رسانه در کشور ما لازم است به کیفیت تعامل خود با مخاطب، سبک زندگی و مصرف رسانه ای آن ها، و نیز به ترجیحات و علائق
جوانان توجه داشته باشد. در این زمینه توجه به تغییرات وسیع اجتماعی و شکل گیری رسانه های نوین یک ضرورت انکارناپذیر است.
"یکی از مهمترین ابعاد هر بحران، تأثیرهای روانی آن بر افراد بحرانزده است. بررسیها نشان میدهد مردم در هنگام بحران، احساسات متفاوتی مانند ترس، اضطراب، هراس، نومیدی، از دستدادن تمرکز و کنترل و ... را تجربه میکنند. این مسائل موجب میشود افراد درگیر بحران، با مسائل و مشکلات مختلفی مواجه شوند که نادیده گرفتن آنها، موجب گسترش ابعاد بحران و ناکارآمدی اقدامات انجامشده برای مدیریت و کنترل آن را درپی خواهد داشت.
مقاله حاضر ضمن واکاوی عوارض روانشناختی بحرانها، به تبیین نقش رسانه در کاهش این نوع عوارض پرداخته است. همچنین در این مقاله محورهایی مانند اصول و مبانی ارتباطات بحران، ویژگیهای مهم پیام اثربخش در شرایط بحرانی، عوامل مؤثر بر افزایش اعتماد مردم بحرانزده نسبت به پیامهای رسانهای و ... مورد بررسی قرار گرفته است.
" "بحران، رسانههای گروهی، عوارض روانشناختی بحران، مدیریت پیامرسانی، نیازهای روانیـ اجتماعی
"
میان متنیّت اندیشهای است که در دوران اخیر، اهمیت بیشتری در تحلیل رسانهها یافته است. استفادة فزاینده از این اصطلاح تا حد زیادی مدیون تأثیر نظریههای فرانوگرا بر طرز تفکر موجود در مورد، محصولات رسانهای معاصر و تحلیل آنها بوده است. اما با این حال همة رویکردهایی که در آنها از مفهوم میان متنیّت استفاده میشود، در چهارچوب فرانوگرایی قرار نمیگیرند. به همین خاطر در این بخش، پیش از پرداختن به معرفی و کند و کاو اندیشههای فرانوگرا، شماری از تعاریف میان متنیّت ارائه خواهد شد و میزان سودمندی این اندیشهها و رویکردهای مربوط به آن در تحلیل متون رسانهای، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. پس از آن نیز بحث در مورد اندیشه میان متنیّت، در ارتباط با نمونهها و مثالهایی از رسانههای مختلف: تبلیغات تجاری، موسیقیهای ویدئویی (پاپ) و فیلمهای معاصر هالیوود، ادامه خواهد یافت.
دلبستگی به محله نمایانگر احساس ذهنی مثبت افراد نسبت به محلة مسکونی است که تعهد ساکنان به محل سکونت و تمایلشان به حفظ رابطه با آن در طول زمان و در مراحل مختلف زندگی را موجب می شود. این پژوهش نقش شبکه فردی و همچنین شیوه های ارتباطی نوین بر دلبستگی را بررسی می کند. در بررسی شبکه های فردی، به پیوندهای محلی و فرامحلی توجه شده است. جامعه آماری این پژوهش پیمایشی را 391 نفر از ساکنان بالای 15 سال ساکن شهر تهران تشکیل می دهند که به شیوه نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. مناطق 3، 11 و 18؛ و چهار محله از هر منطقه شهر تهران به صورت تصادفی انتخاب شدند. بر اساس یافته ها، دلبستگی افراد به محله در سطح متوسط است. روابط افراد بیشتر فرامحلی است، شبکه روابط محلی فرد بر دلبستگی به محله تأثیر می گذارد اما روابط فرامحلی مؤثر نیست. بررسی نتایج پژوهش در زمینه نقش وسایل ارتباطی نوین نشان می دهد که دربین وسایل ارتباطی نوین، فقط تماس از تلفن همراه افراد با دلبستگی به محله ارتباط معناداری دارد. بین متغیرهای زمینه ای و محله ای نیز سن، درآمد ماهیانه خانوار و مدت اقامت فرد در محله با دلبستگی به محله ارتباط مثبت و معناداری دارند.
انقلابی که حول تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی جدید به وقوع پیوسته، موجب یک تغییر پارادایم تکنولوژی از تکنولوژی صنعتی به تکنولوژی اطلاعاتی گردیده است. در حالی که تکنولوژی های فوق امروز، مهمترین عامل تولید، رقابت پذیری، رشد اقتصادی وحضور در بازارهای جهانی هستند، لیکن با قوت بخشیدن به نیروهای مرکز گریز جهان گرا و بازیگران و فعالان متعدد دیگر، تبدیل به مهمترین ابزارهای به چالش طلبی مرزهای سیاسی قلمرویی، به حاشیه رانی دولت مطلق، همچنین تحلیل بردن حاکمیت ملی و تغییر فرهنگ امنیت ملی به امنیت جهانی شده اند. پژوهش حاضر در صدد است تا با تبیین گفتمان امنیتی حاکم بر دوران جنگ سرد پیرامون دومؤلفه محیط امنیتی و الگوهای رفتاری بازیگران و مفروضات سیاسی غالب و نهادینه شده در این دوران به بررسی گفتمان امنیتی معاصر و تبیین تغییرات و تحولاتی که در اثر تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی در محیط عملیاتی دولت ها، بپردازد و از این رهگذر ناکارآمدی گزاره ها و مفروضات کلیدی گفتمان سخت افزارگرای جنگ سرد را به تصویر کشیده و پارادایم حاکم بر مطالعات امنیتی کنونی را مورد شناسایی قرار دهد.
در دنیای معاصر رسانه های جمعی به عنصری اساسی در جامعه مبدل گشته و ایفاگر کارکردهای بسیاری در زندگی انسانی هستند. گسترش بسیار زیاد تولید در گونه (ژانر)ها و موضوعات مختلف در شبکه های تلویزیونی، بسیاری از سازمان ها و مؤسسات رسانه ای جهان را بر آن داشته تا کار تولید برنامه های نمایشی را به طور تخصصی دنبال کنند. تأسیس شبکه تخصصی خبر و پس از آن شبکه آموزش، حرکت به سوی تخصصی شدن شبکه ها را نوید بخشیده است.
در این میان و با توجه به گسترش وسایل ارتباط جمعی و مشکلات سیستم های سنتی آموزشی از سویی و همچنین، روند تخصصی شدن شبکه های تلویزیونی از سویی دیگر، ضرورت ورود به پارادایمی جدید در عرصه آموزش بیش از پیش احساس می شود؛ ازاین رو، در این تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای در پی آن خواهیم بود تا با استفاده از نظریه «سیستمیک» پیرامون ارتباطات توسعه ابتدائاً نحوه به کارگیری و استفاده از رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون به منظور پیشبرد اهداف توسعه را بررسی و در ادامه سیاست ها و اولویت های آموزشی- رسانه ای کشور آمریکا و شبکه آموزشی سیما را مورد مطالعه قرار داده و در نهایت، راهکارهایی را برای این شبکه ارائه نماییم. نتایج نشان می دهد ازآنجاکه شبکه های آموزشی آمریکا جزء شبکه های تخصصی آموزشی قرار داشته و برنامه های شبکه آموزش سیما در دسته تلویزیون فرهنگی، ازاین رو، تمرکز بر اشکال اسطوره های نوین، یعنی داستان ها و روایت های رسانه ای می تواند در بهبود برنامه های شبکه آموزش سیما اثرگذار باشد.
با توجه به ارتباط همیشگی زندگی توده مردم با مفاهیم جبر و اختیار، و نیز اهمیت ذاتی این مفهوم در حیطه دین، و با عطف نظر به توانایی رسانه ها در برساخت روایت توده مردم از نظام اسباب هستی این تحقیق در پی پاسخگویی به این سؤال برآمده است که در مجموعه تلویزیونی نمونه تحقیق از مفهوم اختیار چه برساخت معنایی ای به مخاطب ارائه می شود. لذا ابتدا یک معرفی اجمالی از مفهوم اختیار در اندیشه اسلامی و دال های آن که امکان بازشناسی فضای تخاصم میان جبر مطلق و اختیار مطلق در بخش عملی تحقیق را فراهم می آورد، ارائه شده است. با اتخاذ رویکرد نظری بازنمایی برساختی، ترکیبی از رویکردهای تحلیل گفتمان برای تحلیل گفتگوهای مجموعه درباره اختیار انسان و نیز الگوی تحلیل کنشگر گریماس برای تحلیل ساختار اساسی کنشگری در مجموعه استفاده شده است. با ترسیم نمودار شماتیک کنشگران پی رفت های آغازین و پایانی نشان داده شده است که مجموعه (تلویزیونی) به لحاظ روایی و گفتمانی متمایل به گفتمانی جبرگراست. مجموعه (تلویزیونی) با در مرکز قرار دادن قدرت الهی در ساختار داستانی و نیز گفتگو های شخصیت ها به گفتمان کلی جبر نزدیک می شود و این دال تمامی دال های دیگر را در جاذبه معنایی خود معین و بامعنا می گرداند. دال های خواب، کیفرانگاری سختی ها و پاداش انگاری خوشی ها، تقدیرگرایی، جامعیت نصّ دینی، نظم جهان و سنت اجتماعی در مجموعه (تلویزیونی) تأیید و دال های پرسشگری، روش تعقلی و فلسفی و نیز اثرگذاری ساختارهای اجتماعی طرد شده و به طور کلی گفتمان فلسفی و نیز گزاره های اختیار نفی می شود. به ارتباط هرکدام از این دال ها با گزاره های گفتمانی اختیار در بخش تحلیل داده ها پرداخته شده است.
در 25 مارس 2015 ائتلافی متشکل از برخی دولت های عربی به رهبری عربستان سعودی، حملات هوایی خود را با نام عملیات توفان قاطعیت علیه یمن آغاز کردند. سعودی ها و ائتلاف تحت رهبری آنها به اهداف غیر نظامی در یمن حمله و ده ها هزار غیرنظامی از جمله کودکان و زنان را کشته و زخمی کرده اند؛ ممانعت از ارسال کمکهای بشردوستانه صلیب سرخ جهانی، حمله به زیرساخت های غیر نظامی و همچنین استفاده از سلاحهای ممنوعه علیه مردم یمن از جمله اقدام های در حال وقوع در این کشور می باشد. در نوشتار پیش رو به روش توصیفی – تحلیلی با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای، مداخله نظامی در یمن از منظر حقوق بین الملل و با واکاوی نقض احتمالی اصول حقوق منع توسل به زور، نقض حقوق بشردوستانه و ارتکاب جنایات ذاتاً بین المللی در یمن همچون جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، بررسی می شود. همچنین مسئولیت بین المللی مرتکبین و حامیان شان، علاوه بر مسئولیت کیفری عاملان و مباشران آن مطرح و راهکارهای رسانه ای توصیه میگردد.