این پژوهش درپی شناخت وضعیت فرهنگی منطقة حجاز پیش از بعثت پیامبر (ص) از زاویة شناخت منابع سازندة آن است. راهبرد روش شناختی برای دستیابی به منابع، مراجعه به آثار مورخان و شناسایی منابع اثرگذار بر فرهنگ پیش از بعثت و سپس تحلیل مفهومی یا کارکردی این منابع با توجه به اسناد تاریخی موجود برای دستیابی به سازوکار عمل این منابع است. حاصل این پژوهش دستیابی به چند منبع مهم و مؤثر در ساخت فرهنگ پیش از بعثت است. دو مورد آن، یعنی طبیعت و ارتباطات میان فرهنگی و نقشی که در ساخت فرهنگ منطقه حجاز ایفا کرده اند، در این مقاله محور بحث قرار می گیرد.
هدف مقاله، بررسی تاثیرات و بازخوردهای مشارکت دانشجویان در امور مختلف دانشجویی و دانشگاهی، زمینه های گسترش این فعالیت ها و همچنین بررسی علل کمبود وکم رنگ بودن این فضای همکاری ومشارکت وکم توجهی به این امور به خصوص در سیستم پیام نور می باشد، از جمله بررسی عوامل و ریشه های فرهنگی، تاثیر سیستم سازمانی و خدمات دانشگاهی در بهبود فرهنگ آکادمیک بودن، ضعف درمدیریت گروهی تیم های دانشجویی، عوامل انگیزشی دیگر و در نهایت بررسی راهکارها وتلاش جهت آماده سازی بیشتر فضای دانشگاهی وسرمایه گذاری روی قشر دانشجو برای پیشبرد فعالیت های تیمی جهت جوشش و پویایی درونی دانشگاه و دانشجو وکارآمدی سیستمی و نهایتا کارآمدی ملی وبومی.
ارزش ها به عنوان راهنمای رفتار و اساس شکل گیری گرایش ها و کنش های افراد جامعه و عنصری تعیین کننده در ساختار فرهنگی جوامع هستند. جامعه شناسان معتقدند که پایه های هر جامعه، ریشه در ارزش ها و نظام عقیدتی آن دارد. مقاله حاضر به تحلیل محتوای ارزش های دینی در اخبار شبکه های سیما در سال 1388، با هدف بررسی میزان توجه به ارزش های دینی در اخبار شبکه های سیما پرداخته است. این مطالعه به روش تحلیل محتوا، جامعه آماری این تحقیق اخبار شبکه های سیما شامل بخش خبری 21 شبکه یک، 22:30 شبکه دو، 22 شبکه سه، 20 شبکه چهار و 24 شبکه پنج، به مدت یکسال و شیوه نمونه گیری آن به صورت سیستماتیک بوده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بیشترین کارکرد رسانه ای اخبار دینی شبکه های سیما تأکید بر مقوله رفتارهای دینی، و بیشترین مقوله ترویجی فرهنگ اسلامی شامل سعادت گرایی و دفاع از مظلومان، تقید به مسائل اسلامی و عدالت طلبی و امر به معروف و نهی از منکر به ترتیب در ارزش های دینی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی در اخبار دینی شبکه های سیما بوده است. وحدت مسلمین نیز بیشترین میزان ارزش برجسته سازی شده در اخبار دینی شبکه های سیما بودند. عفاف و حجاب نیز بیشترین میزان ارزش فرهنگی پرداخته شده در اخبار دینی شبکه های سیما بوده است.
پژوهش میان رشته ای حاضر برای ورود دین و ارتقاء جایگاه عوامل ذهنی در روابط بین الملل، نقش آفرینی بازیگران مذهبی بر پدیده های بین المللی در چارچوب حوزه مطالعاتی ارتباطات بین الملل را مطالعه می کند و به این منظور، بخشی از دیپلماسی عمومی پادشاهی عربستان سعودی را مورد بررسی اکتشافی قرار می دهد که توسط سازمان بین المللی «رابطة العالم الاسلامی» از زمان تأسیس (1381ق/ 1962م.) تاکنون (1433ق/ 2012م.) اجرا شده است. در رهیافت فرهنگی- ارتباطی، الگوی دیپلماسی عمومی رابطة العالم الاسلامی متناسب با اقتضائات فرهنگی پادشاهی عربستان سعودی و به منظور ایجاد همگرایی در تولید و ترویج هنجارهای مبتنی بر هویت و منافع ملی در عرصه سیاست خارجی، ضمن توجه به منابع عینی و ذهنی قدرت، تلفیقی از محورها و مؤلفه های ارتباطات بین الملل سنتی و جامعه اطلاعاتی را مورد استفاده قرار می دهد و منجر به تولید قدرت متقاعدکننده مذهبی برای این کشور می شود.
هدف این پژوهش، سنجش میزان «گرایش به آموزه های گفتمان روشنفکری» و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در میان زنان شهر شیراز است. چارچوب تبیینی پژوهش متأثر از نظریه های هویت محور در تبیین جنبش های اجتماعی است. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی، پس از انتخاب 400 نفر از میان زنان 18 تا 40 سال شهر شیراز، پرسش نامه تحقیق میان آن ها توزیع گردید. میانگین «گرایش به آموزه های گفتمان روشنفکری» در آزمودنی ها برابر با 13/65 درصد بود. هم چنین، متغیر وابسته «گرایش به آموزه های گفتمان روشنفکری» با متغیر مستقلِ«مصرف رسانه ای»، رابطه مستقیم معنادار و با متغیرهای مستقل«پایگاه اقتصادی اجتماعی»، «سن»، «سرمایه اجتماعی»، «دینداری» رابطه معکوس معنادار داشت. میان متغیر وابسته تحقیق و متغیر مستقلِ«سرمایه فرهنگی»، رابطه معناداری مشاهده نگردید؛ سرانجام، 25 درصد از واریانس متغیر وابسته تحقیق توسط مجموع متغیرهای مستقل قابل تبیین است.
هدف مقاله حاضر مطالعه چگونگی تأثیر فراز و فرود سیاست های فرهنگی نظام های قدرت بر مفهوم هنر ملی و جریان تولید هنر در ایران است. در جستجوی این مسأله با به کارگیری روش تحلیلی لاکلا و موفه، عناصر گفتمانی مانند مفصل بندی، دال مرکزی و دال های شناور در سه دوره گفتمانی هویت ملی ایران از هم متمایز گردید و سپس نشان داده شد که چگونه هنرمندان در این سه دوره تاریخی به بازتولید گفتمان مسلط پرداخته و سه نوع متفاوت از هنر ملی را خلق کرده اند؛ در دوره اول یعنی حکومت رضا شاه پهلوی نوعی گفتمان ناسیونالیستی و باستان گرایانه پیش از اسلام بر هنر ایران غالب گردید؛ در دوره دوم یعنی زمان حکومت محمد رضا شاه پهلوی نوعی گفتمان اصالت گرایانه در ارجاع به فرهنگ بومی و عامیانه بر هنر ملی ایران غالب شد و در دوره سوم یعنی پس از انقلاب اسلامی نوعی گفتمان اسلامی با اندیشه های انقلابی و ارزش های ضدامپریالیستی بر هنر ملی ایران غالب گردیده است. در پایان نشان داده شد که چگونه منازعات میان گفتمان های رقیب در ساخت هویت ملی، موجب شده مفهوم هنر ملی با چالش روبرو گردد؛ در حال حاضر میان هنر سنتی اسلامی، هنر ایدئولوژیک اسلامی و هنر باستان گرای ناسیونالیستی رقابتی برای تصاحب دال خالی و تبدیل شدن به دال مرکزی هنر ملی در جریان است.
جامعة آرمانی یکی از آرزوهای بشر بوده و هست. یکی از شاخص های تحقق چنین جامعه ای ارتقاء فرهنگ در تمام شئون آن است.
در این مقاله به طور اختصار به این سوال پاسخ داده می شود که فرهنگ چگونه در تحقق جامعة آرمانی قرآنی نقش آفرینی می کند؟ لذا به چند بعد از ابعاد فرهنگ در جامعة آرمانی مانند شکوفایی عقل، گسترش دانش، برادری و محبت، سلامت و بهداشت و توجه به محیط زیست اشاره شده است.
اما از همه مهم تر آن است که ارتقاء فرهنگ بدون تحقق حکومت الهی و حضور امام شکل نخواهد گرفت. بنابراین در این مقاله به اختصار به موضوع امامت در قرآن و ویژگی های امام برای اعتلای فرهنگ در جامعة آرمانی قرآنی اشاره خواهد شد. بدیهی است امامی که خود مظهر عدل، علم و حکمت مطلق خداوند است و علمش وابسته به علم الهی و مبسوط الید برای تحقق تعالیم و دستورهای عادلانة الهی باشد و مردم هم عاقلانه و آگاهانه در خدمت این حاکمیت باشند خواهد توانست جامعة آرمانی را محقق سازد.
امروزه مصرف فرهنگی به دلیل گسترش فزاینده کالاهای فرهنگی، بخش اساسی و جدایی ناپذیر زندگی انسان ها شده است. این امر تفحص در عوامل اجتماعی موثر بر نوع مصرف فرهنگی و محتوای سلیقه های هنری گروه های مختلف جامعه و خاصه جوانان را، به یکی از محوری ترین موضوعات پژوهش های جامعه شناختی بدل کرده است. مطالعه حاضر در همین راستا و به تاسی از نظریه هومولوژی (همتایی)بوردیو، به مطالعه ارتباط میان سرمایه های اقتصادی و فرهنگی با سلیقه های هنری می پردازد تا نشان دهد چگونه دسترسی افتراقی به انواع سرمایه های اقتصادی و فرهنگی بر کیفیت انتخاب ها و سلایق زیبایی شناختی متمایز جوانان تاثیر می گذارد. تحقیق با روش پیمایش و استفاده از تکنیک پرسشنامه بر روی نمونه ای معرف از جوانان 29-15 سال ساکن شهر تهران صورت پذیرفته است. یافته های حاصل از تحقیق موید آنست که سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی هر دو دارای نقش معنا داری در شکل دهی به نوع سلیقه هنری جوانان اند. بر اساس تحلیل های رگرسیونی نیز مشخص شد که متغیر سرمایه فرهنگی نقش موثری در پیش بینی نوع مصرف و سلیقه هنری جوانان دارد؛ چنانچه بهره مندی اندک از این سرمایه پیوسته از کیفیت متعالی ترجیحات فرهنگی جوانان می کاهد و سلیقه آن ها را به انتخاب ژانرهای هنری عامیانه و مشغول کننده محدود می کند. این در حالی است که بهره مندی بیشتر از سرمایه فرهنگی، از طریق ایجاد نوعی عادت واره یا منش متمایز، جوانان را به سمت و سوی مصرف آثار فرهنگی نخبه گرایانه سوق می دهد. در نتیجه سرمایه فرهنگی با انتقال بین نسلی و جهت دادن به منش ها و سلایق متمایز جوانان، موجبات شکل گیری الگوهای مصرفی متنوعی را فراهم می آورد
هدف از مقاله حاضر، تبیین کارکردهای رسانه های جمعی به منظور تسهیل مسیر توسعه مشارکت بخش خصوصی در ورزش است. از آنجا که موانع بسیاری بر سر راه خصوصی سازی ورزش در کشور ما وجود دارند، هر گونه تدبیر هوشمندانه به منظور غلبه بر موانع فراروی خصوصی سازی ورزش، نیازمند فراهم آمدن تصویری مطابق با واقع از موانع است. در این مقاله، ابتدا با استفاده از مطالعات تطبیقی و انجام مصاحبه های عمیق با نخبگان، موانع و مؤلفه های فراروی خصوصی سازی ورزش در قالب چهار مانع اصلی و 40 مؤلفه فرعی شناسایی شده اند. موانع اصلی فراروی خصوصی سازی ورزش بر اساس یافته های تحقیق به ترتیب عبارتند از: موانع مدیریتی، فرهنگی اجتماعی، سیاسی حقوقی و اقتصادی. در نهایت نیز نقش و کارکرد رسانه های جمعی به عنوان یکی از مهم ترین نهادها در زمینه توسعه مشارکت بخش خصوصی، در قالب چهار کارکرد اجتماعی، اطلاعاتی، فراغتی و احساسی تبیین شده است.
امروزه در جامعه ما، اهمیت مناظره در رسانه ملی و نیز اجتماعی بودن کسب معرفت موجب شده است که برای تأثیر مناسب این روش بر مخاطب، به یافتن قواعد خاص مناظره و استدلال پرداخته شود. قواعدی که به فرهنگ اجتماعی و به موقعیت و شرایط شناختی انسان ها ارتباط پیدا می کند؛ این قواعد، بهترین روش برای رسیدن به باور ِصادق و موجه، در برابر استدلال ها و باورهای نادرست هستند. رعایت این قواعد موجب اعتماد مخاطب به رادیو و تلویزیون می شود و امکان کنترل افکار اجتماعی را فراهم می کند. مناظره، ضمن آنکه ساختار تصویری و فنی نمادینی را برای اجرا طلب می کند، از محتوا و منطق درونی خاص خود نیز برخوردار است. تلویزیون به دلیل حساسیت های مخاطب و پیام، نیازمند کشف و رعایت این اصول و قواعد است و مقاله حاضر، قصد دارد استلزامات و مفروضات مناظره را در رادیو و تلویزیون بررسی کند و به این پرسش بنیادی پاسخ می دهد، مناظره و استدلال خوب چه ویژگی هایی دارد و اصول، قواعد و معیارهای حاکم بر آن در رادیو و تلویزیون کدامند؟ مقاله حاضر، در چهارچوب نظریه معرفت شناسی اجتماعی، این قواعد مهم و تأثیرگذار و اصول حاکم بر مناظره و استدلال را در رادیو و تلویزیون برای اعتماد سازی متقابل میان نظام سیاسی، فرهنگی و شهروندان تبیین می کند.