ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۸۱ تا ۱۵٬۲۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۱۸۱.

امکان روان شناسی به مثابه علم در فلسفه کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۲
پس از گذشت حدود یک قرن و نیم از تاسیس علم روان شناسی در قرن نوزدهم، هنوز چیستی و امکان این علم که درصدد تبیین علمیِ آگاهی یا تجربه آگاهانه است، هم نزد روان شناسان و هم فیلسوفان محل پرسش و نزاع است. خاستگاه این نزاع که گویی بحرانی را در ذات(قلمرو) موضوع این علم به دوش می کشد، طرحی از معماری شناخت است که کانت در فلسفه استعلائی خود، مخصوصا در نقد اول یعنی نقد عقل محض، ارائه می دهد؛ طرحی که گویی امکان روان شناسی به مثابه علمی تجربی و آزمایشگاهی را ناممکن می کند. اما امکان یا امتناع علم روان شناسی در فلسفه کانت، امری کاملا بدیهی یا مطلق نیست. جستار پیش رو، تلاشی برای فهم این امکان یا امتناع در بستر کاوش در برداشت های مختلف کانت از روان شناسی است. با تفکیک بین سه گانه روان شناسی تجربی(آزمایشگاهی)، روان شناسی عقلی و انسان شناسی پراگماتیک، تمرکز بر دوگانه اول بوده و سعی بر آن است تا چیستی هر یک از آنها و امکان تاسیس روان شناسی به مثابه علم، در هر یک از این دو تلقی، تاحدممکن آشکار شود و در پی این آشکارسازی، تحقق انضمامی علم روان شناسی پس از کانت نیز، بررسی گردد.
۱۵۱۸۲.

آشنایی با ابن فناری یکی از پیروان مکتب ابن عربی در آناتولی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۴
فناری از نخستین علمایی بود که با مقام شیخ الاسلامی به نشر و ترویج مکتب ابن عربی در آناتولی همّت گماشت. صائن الدین علی بن محمد ترکه اصفهانی (متوفی 836 ه.ق)، که خود از عرفا و حکمای مکتب ابن عربی و هم عصر فناری بوده است، در پاسخ مخالفان اندیشه های ابن عربی، به مقام و اعتبار فناری اشاره کرده و گفته است که او بیست سال به تدریس فصوص الحکم و تعالیم مکتب ابن عربی اشتغال داشته و این امر موجب طعن و نقد علما و دانشمندان روم و مصر بر فناری نشده است. با این حال، احتمالاً فناری به سبب ناپسندبودن این گرایش نزد حنبلیان و فقهای مصری، در زمان اقامت در قاهره از اظهار اندیشه های مبتنی بر آرای ابن عربی اجتناب می کرد و بر این اساس، اغلب علمایی که به مجالس بحث و درس او می آمدند بر فضل و دانش او گواهی می دادند. همچنین گفته شده که فناری مقام خلیفگی برخی طریقت های صوفیه مثل رفاعیه و زینیه را داشته است.
۱۵۱۸۳.

در نکوهش شیءانگاری زنان، واکاوی آثار بیرگیت یورگنسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
نگاه مردمحور، زنان را شیءانگاری می کند؛ به سان شهروندانی فاقد خودمختاری، عاملیت و سوژه گی، و قابل فروشکستن، تعرض یا تملک. استانداردهای زن بی نقص زیر نگاه مردانه تدوین و توسط رسانه ها ترویج می شود، و بانوان در تلاش برای مطابقت یافتن با این چارچوب ها، گرفتار خود شیءانگاری می شوند، که می تواند بیزاری از خود، حسرت، احساس انزوا، کاهش همدلی، و اضطراب به بار آورد. بیرگیت یورگنسن هنرمند نامدار اتریشی، در آثار خود به تجربه زیسته زنان، ترس ها و رنج هایشان، و تعصبات اجتماعی بر ضد آنها پرداخته، و قراردادهای نهادی، نقش های جنسیتی، استانداردهای زیبایی و روابط برساخته بین دو جنس را در فضایی فراواقع گرا با زبانی آیرونیک به نقد کشیده است. در این نوشتار، دوازده اثر برگزیده او در چهار دسته تحلیل شده اند که هریک گونه ای رایج از شیءانگاری زنان را بازنمایی می کند. اسارت در کلیشه زن خانگی، فارغ از توانایی ها و آرزوهای فرد؛ تبدیل زن به شیء فتیش شده ای که جایش را می گیرد، و تندرستیش را برمی آشوبد؛ فروکاستن زن به ابزار باروری در استعاره همسان انگاری او با طبیعت؛ و در نهایت محو هنرمند در پس سیماچه ای که بر هویت انسانیش سایه می افکند. بدین سان یورگنسن رمزگان های فرهنگی پیرامونش و چارچوب مرزهای سرکوب گر و محدودکننده زندگی بانوان را به چالش می کشد.
۱۵۱۸۴.

تمایز بین «حالت ذهنی» و «باور ما از آن» در اندیشه آرمسترانگ و شومِیکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
درون نگری روشی است برای دسترسی به محتویات ذهن. ماهیت این دسترسی را می توان در قالب دو دیدگاه عمده دسته بندی کرد: دسته نخست مربوط به تبیین هایی می شود که درون نگری را مشابه ادراک حسی می دانند، با این تفاوت که جهت نگرش به درون است، نه بیرون. از همین روی به تبیین های «حسِ درونی» هم شهرت دارند. دسته دوم تبیین هایی اند که درون نگری را نوعی آشنایی و درک بی واسطه از حالت های ذهنی می دانند. باورمندان به دسته دوم برخلاف دسته نخست احتمال خطا در درون نگری را منتفی می دانند. دیوید آرمسترانگ به دسته نخست و سیدنی شومیکر به دسته دوم تعلق دارند. گرچه مدعای آرمسترانگ خالی از ایراد نیست و حتی گاهی با شهود متعارف هم همخوانی ندارد ولی به نظر می رسد چالش هایی که بر سر راه شومیکر قرار دارد بسیار عمیق تر است. مهمترین چالش برای او این است که استدلال هایش حتی با فرض بداهت و استحکامِ ظاهری در نهایت بر شهادت اول شخص استوارند تا امور عینی، و از این روی، اثبات آن ها بسیار دشوارتر و چه بسا ناممکن است. هدف ما در این مقاله این است که با روشی تحلیلی انتقادی، تقابل بین این دو تفکر را صورت بندی و در حد توان نقد کنیم و نشان دهیم که مسئله درون نگری در ساحت ذهن حل نمی شود.
۱۵۱۸۵.

نقد فلسفی و آموزش فلسفه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۵
گوناگونی فلسفه ها را می توان به تعبیر نیچه چون گوناگونی شهرهایی دید که می توان چند گاهی در آنها اقامت گزید و یا دست کم به مهمانی رفت ولی سرانجام چه بسا از همه آنها بیرون آمد. آن کس که به چنین سیر و گذاری می پردازد، معنای گفته دیگر نیچه را نیز در می یابد: چشم ها بسیارند، چشم اندازها بی شمار و حقیقت ها گوناگون. دریافت چنین معنایی نه تنها می تواند آدمی را از تنگناهایی که یا به حکم دیدگاه طبیعی و یا بنا به القائات اجتماعی در آن است، برهاند، بلکه چه بسا می تواند زمینه ای گردد برای درآمدن به حالت پرسندگی و حتی سرگشتگی که سرآغاز فلسفیدن است. درست همین نکته یعنی رو کردن به پرسش های بنیادی است که نقد فلسفی را از دیگر نقدها متمایز می کند. نقد می تواند از پایگاه های گوناگون صورت گیرد. هر دیدگاه، هر پایگاه و هرگونه معیاری می تواند بنیاد نقد گردد. اما نقد به راستی فلسفی تنها آن گاه ممکن خواهد بود که بنیاد آن خرد باشد و زمینه اش آزادی یعنی رها بودن از پایبندی و تعصب و پیشداوری. از این دیدگاه حتی نقدهایی که آموزه های فلسفی را چون ابزاری برای دستیابی به مقصدی جز شناسایی به کار می گیرند، فلسفی نیستند.
۱۵۱۸۶.

هِمّت نزد ابوسعید ابو الخیر و ارتباط آن با فَرّ در فرهنگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۶
شیخ ابوسعید ابو الخیر (357-440 ه. ق) عارف نامدار قرن چهارم و پنجم است. نام وی با عشق، شعر، سماع، بسط، شادی و فراست در هم آمیخته و همچنین نامش در تاریخ حکمت در ایران در کنار کسانی همچون حلّاج و بایزید بسطامی و ابوالحسن خرقانی به یاد می آید، یعنی کسانی که به نظر شهاب الدین یحیی سهروردی (مقتول 587 ه.ق) حکمت خسروانی ایران را دنبال می کردند. در این مقاله، با طرح مفهوم "هِمّت" در تصوف اولیه و تحوّل آن در عصر ابوسعید ابو الخیر، سعی بر آن است تا روشن شود که چگونه ابوسعید در مقام ادامه دهنده حکمت خسروانی، معنای "هِمّت" را در سایه مفهوم "فَرّ" در فرهنگ و حکمت ایرانی متحوّل کرد.
۱۵۱۸۷.

بازخوانی اشکالات هیوم به برهان نظم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۴۲
هیوم بزرگ ترین منتقد برهان نظم است. غالباً اشکالات او به برهان نظم چنین تفسیر می شود که او با این اشکالات در نهایت به دنبال زیر سؤال بردن و تشکیک کردن در وجود خدا است. در این مقاله این نتیجه گیری از اشکالات هیوم به برهان نظم را بررسی کرده ام. ابتدا پارادایم حاکم بر برهان نظم در زمان هیوم را از دو منظر الهیاتی و علمی بررسی کرده ام؛ سپس با استناد به کتاب گفتگوهای او به حواشی و مقدمات و مؤخرات حول اشکالات او به برهان نظم توجه کرده ام. در نهایت به این نتیجه رسیده ام که شکاک بودن او در موضوعات الهیاتی بیشتر به معنای ندانم انگاری، آن هم از موضعی شناخت شناسی فلسفی است، نه به معنای انکار آن از موضع ستیز و الحاد.
۱۵۱۸۸.

جایگاه سیاست و انسان در فرایند هستی نزد فلسفه سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
بر خلاف تصور رایج که هستی شناسی اشراقی را حقیقی سربسته تصور می کنند که برای انسان به صورت امر داده وجود دارد، نگارنده معتقد است نظام اشراقی فرایندی است که تحقق آن با دخالت مناسبات انسانی قابل توضیح است. سوال اصلی مقاله حاضر این است که هستی شناسی اشراقی چیست و چه نسبتی میان آن با مناسبات انسانی و سیاست می تواند برقرار شود؟ نگارنده برای پاسخ به این سوال سعی کرده است با توجه به یافته های زیر پاسخ دهد. به همین منظور ابتدا هستی شناسی سهروردی در قوس نزول و قوس صعود توضیح داده می شود و بعد از آن با اشاره به موثر بودن نسبت انسانی در فرایند ارجاع مغرب هستی به مشرق انوار زمینه ورود امر سیاسی به تعین هستی را فراهم می کند. در ادامه از طریق گسترش امر سیاسی به قوس نزول کل دایره هستی را با سیاست پیوند داده و میان فرایند تکوین هستی و سیاست پیوندی ناگسستی ایجاد می کند. نگارنده در این مقاله از روش توصیفی – تحلیلی استفاده کرده است.
۱۵۱۸۹.

تحلیل انتقادی کانت از قصه ابراهیم و ذبح اسحاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
مقاله حاضر به تقریرِ و شرح تحلیل انتقادی کانت از داستان دینی ذبح اسحاق (ع) در کتاب دین در محدوده عقل صرف (2001) و نزاع دانشکده ها (1798) می پردازد. در نگاه کانت، فرمان به قربانی کردن فرزند، اگر ناسازگار با قانون اخلاقی باشد، نمی تواند منشأیی الهی داشته باشد. کانت در این نقد، دغدغه ای فراتر از الهیات دارد و می کوشد از شأن عقل عملی و وجدان اخلاقی در برابر هر ندای مشکوک به امر الهی دفاع کند. از نظر او، پذیرش بی چون وچرا و بدون تأمل اخلاقی دستورات دینی، به اطاعت کور و زوال مسئولیت فردی در جامعه منجر می شود. مقاله نشان می دهد که تحلیل کانت از این روایت، بخشی از پروژه بزرگ تر او در تبدیل دین به امری عقلانی، اخلاق محور و آزاد از خرافه و تحمیل نهادهای بیرونی است. کانت با تأکید بر وجدان به مثابه تکلیف، دین را فقط زمانی موجه می داند که تابع عقل عملی باشد، و بدین سان الگویی که از ابراهیم (ع) در این قصه دینی ترسیم می شود را، برخلاف سنت رایج متألهان و دینداران، نه امری ستودنی که نیازمند نگاهی منتقدانه و همراه با تردید در اصل قصه می داند. این مقاله بدین سان بر تعلق خاطرِ ژرف کانت به خودآیینی اخلاقی به مثابه بنیاد فضیلت فردی و نظم اجتماعی تأکید می ورزد.
۱۵۱۹۰.

بررسی مسیرهای ارتقا و پیشرفت شغلی بر مبنای آموزش های هدفمند و نیازهای سازمانی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مسیرهای ارتقا و پیشرفت شغلی بر مبنای آموزش های هدفمند و نیازهای سازمانی است. روش کار: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع معتبر داخلی و خارجی انجام شده است. نتایج: در عصر رقابت جهانی و تحولات فناورانه سریع، توسعه منابع انسانی به عنوان یکی از پایه های استراتژیک برای دستیابی به موفقیت سازمانی شناخته شده است. یکی از مؤثرترین رویکردها در این زمینه، تطبیق آموزش های هدفمند با نیازهای سازمانی است که می تواند مسیرهای ارتقا و پیشرفت شغلی کارکنان را تسهیل کند. این مقاله به بررسی نظام مند نقش آموزش های هدفمند در شناسایی و تسهیل مسیرهای پیشرفت شغلی کارکنان در سازمان ها می پردازد. در این راستا، ابتدا مفاهیم کلیدی مرتبط با نیازسنجی سازمانی، طراحی برنامه های آموزشی هدفمند و مدیریت حرفه ای کارکنان مورد تحلیل قرار می گیرد. سپس با استناد به مطالعات موردی و نظریه های موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی، چگونگی ایجاد تناسب بین اهداف فردی کارکنان و استراتژی های توسعه سازمانی مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که هماهنگی بین نیازهای سازمانی و فرصت های آموزشی می تواند به افزایش انگیزه، بازدهی و وفاداری کارکنان منجر شود، همچنین ایجاد شفافیت در مسیرهای شغلی موجب افزایش رضایت شغلی و کاهش نرخ مهاجرت نیروی انسانی در سازمان ها گردد. لذا، پیشنهاد می شود سازمان ها سیستم های ارزیابی مستمر نیازهای آموزشی را در کنار سیستم های ارزیابی عملکرد و برنامه ریزی متوسط و بلندمدت منابع انسانی توسعه دهند.
۱۵۱۹۱.

دیالکتیک علیت و تقویم: بازخوانی ساختاری پدیدارشناسی شناخت بدنمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۶
مسئله دیرپای ذهن -بدن که طی قرون در قالب دوگانه انگاری دکارتی تبیین می شد امروزه در فلسفه ذهن به بن بست هایی نظری انجامیده است. پدیدارشناسی، با نقد مبانی دوگانه انگارانه، چشم اندازی نو برای تبیین شناخت بدنمند گشوده و منظومه ای از مفاهیم پیش می نهد. بااین حال، این مفاهیم اغلب به صورتِ مجموعه ای از بینش های پراکنده معرفی شده اند. این پژوهش، در بازخوانی ساختاری پروژه پدیدارشناسی شناخت بدنمند، در پی کشف منطقی درونی است که این مفاهیم را به یکدیگر پیوند می دهد و استدلال می کند که این اصل وحدت بخش در قالب انقلابی پارادایمی نهفته است: گذار از تبیین های علّی به توصیف های تقویمی از شناخت. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، با بهره گیری از تمایز میان تبیین «علّی» و «تقویمی» در فلسفه علم معاصر، به تحلیل ساختار درونی پدیدارشناسی می پردازد. یافته های این پژوهش در دو سطح آشکار می شود: نخست، تحلیل ما نشان می دهد که این مفاهیمِ پراکنده همگی تجلیات مختلفِ یک «چرخش تقویمی» واحد هستند که در سه قلمرو ی اصلی یعنی بازتعریف «عامل شناختی»، «جهان شناختی» و «مرزهای شناخت» ردیابی می شود. سپس، در سطحی عمیق تر، استدلال می شود که پدیدارشناسی، با بازتعریف تقویم به عنوانِ فرایندی درزمانی و درهم تنیده با علیت، از تمایز استاندارد علّی-تقویمی فراتر می رود و مدلی پویا و دیالکتیکی برای فهم شناخت ارائه می کند. اهمیت این یافته ها نه تنها در ارائه چارچوبی منسجم برای پدیدارشناسی شناخت بدنمند بلکه در فراهم آوردن ابزاری مفهومی برای مداخله در مناظرات محوری فلسفه ذهن و حل چالش های آن با چارچوبی غیرتقلیل گرایانه است.
۱۵۱۹۲.

کارکرد استعاره در هرمنوتیکِ فلسفیِ گادامر و پراگماتیسم دیویدسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۱
هانس گئورگ گادامر و دونالد دیویدسون دو تن از متفکرانی هستند که استعاره را در ساحت فلسفه مفهوم پردازی می کنند. هدف پژوهش حاضر بررسی مفهومِ «استعاره» به مثابه مدخلی برای نیل به حقیقت از منظر دو فیلسوف یاد شده است. یافته های پژوهش؛ افقی را پیش روی ما می گشایند تا در پرتو امتزاج افق های گادامر و مفهوم مفاهمه دیویدسون؛ انسان را به مثابه موجودی مفسر فهم کنیم که در تلاشی مداوم برای رسیدن به فهمِ حقیقت است. هر دو فیلسوف معتقداند که فهم ، تفسیر و استعاره مبتنی بر زبان هستند، با این تفاوت که نزد گادامر، استعاره به صورت هستی شناختی و در چارچوب کاربرد فهم، که همان تفسیر است، بنیادگذاری می شود. فهم همواره تفسیری متضمن کاربرد است-، از سویی دیگر نزد دیویدسون، استعاره در قامتی معرفت شناختی صورت بندی شده و در واقع آنچه به عنوان معنای استعاری شناخته می شود، معنا نیست، بلکه کاربردی خاص از آن است. پرسش اصلیِ جستار حاضر به چگونگی بنیادگذاریِ مفهوم حقیقت از خلال کارکرد استعاره می پردازد؟ بر اساس روش توصیفی-تحلیلیِ صورت پذیرفته شده بیان می شود که: استعاره نزد گادامر کارکردی فلسفی و فراگیر دارد، اما نزد دیویدسون در قامت آرایه ای ادبی ظاهر می شود. با این حال استعاره می تواند ذیل مفاهیم «افق» از منظر گادامر و «جهان مشترک» از منظر دیویدسون، مدخلی برای تبیین حقیقت باشد. همچنین، بنیادگذاری مفهوم حقیقت به واسطه استعاره، نوآوری جستار حاضر لحاظ می شود.
۱۵۱۹۳.

هویت انسانی در انقلاب چهارم: خوانشی تطبیقی از دازاین هایدگر و اینفورگ فلوریدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۹
نقلاب چهارم با محوریت داده، نه تنها ابزارهای زندگی انسانی، بلکه بنیان های هویت او را نیز دگرگون ساخته است. این مقاله با تکیه بر انسان شناسی دو دستگاه نظری ناهمگونِ هایدگر و فلوریدی نشان می دهد که هیچ یک از این دو به تنهایی قادر به تبیین کامل هویت انسانی در جهان دیجیتال نیستند. این نتیجه از رهگذر تحلیل سه محور اصلی به دست آمده است: نخست، افق هویتی با تمایز میان «جهان» به مثابه میدان معناسازی و «اینفوسفر» به مثابه اکوسیستم اطلاعاتی؛ دوم، هم بودگی با مقایسه ی بودن-با هایدگری و هم زیستی انسان با عامل های مصنوعی؛ و سوم، ریخت زمانی با بررسی زمانمندی اگزیستانسیال در برابر پویایی داده ها. تحلیل این سه محور نشان داد که اینفورگ فلوریدی در تحلیل لایه های اکولوژیک و شبکه ای هویت توانمند است، اما قادر به حمل افق معنا و زمانمندی نیست. در مقابل، دازاین هایدگر می تواند این ابعاد بنیادین را تبیین کند، اما نسبت به پیچیدگی های محاسباتی و شبکه ای عصر دیجیتال سکوت می کند. برآیند این تحلیل، پیشنهاد مدلی «دو-لایه ای» برای هویت در جهان دیجیتال است: لایه ی اگزیستانسیال–تفسیری، افق معنا را حفظ می کند؛ و لایه ی اطلاعاتی–اکولوژیک، محیطی است که کنش ها در آن شکل می گیرند. بدین سان، تلاش این پژوهش ارائه چارچوبی نظری برای فهم هویت انسانی در انقلاب چهارم است که فراتر از داده زیستی صرف و محدودیت های اگزیستانسیالیسم کلاسیک، چشم اندازی برای فهم هویت انسانی در عصر دیجیتال فراهم می کند بدون آنکه مدعی تبیینی کامل یا جامع باشد.
۱۵۱۹۴.

جستار ژانر در نظریه هرمنوتیکی اریک هرش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۶
اریک هرش در نظریه هرمنوتیکی خود، بر مسئله اعتبار در تفسیر متن تأکید دارد. ازاین رو وی درک معنای متن را با فهم معنای مقصود مؤلف به عنوان معیار حقیقت فهم پیوند می زند. ازنظر هرش ازآنجایی که معنا یک بار با اراده تعین بخش مؤلف تولید شده است، پس معنای متن همان معنای مقصود مؤلف است که دارای قابلیت انتقال و اشتراک پذیری است و می تواند در دسترس سایر مخاطبان قرار گیرد و ازآنجایی که هر سخن، با معنا و تفسیر ارتباطی دوسویه دارد، تفسیر متن نیازمند آگاهی از ساختار زبان و شرایط شکل گیری آن است. ازاین رو هرش مایل است بر اساس پیشرفت های انجام شده در زبان شناسی و فلسفه زبان از قصد مؤلف در تفسیر متن دفاع کند. او ایده ژانر را به عنوان یکی از اصول اساسی و راهنمایی برای فهم معنای مقصود مؤلف معرفی می کند. بر این اساس، هرش یک روش شناسی برای یافتن معنا از طریق استنتاج مبتنی بر ژانر متن ابداع می کند. این مقاله با روشی توصیفی- تحلیلی تبیین هرش از مفهوم ژانر را بررسی می کند. ابتدا می کوشیم تا استدلال هرش از کاربرد ژانر در دست یابی به قصد مؤلف را تبیین کرده و سپس ایده ژانر در نظریه هرمنوتیکی هرش را موردبررسی و ارزیابی قرار خواهیم داد.
۱۵۱۹۵.

مفاد شرطی منفصله سالبه عنادی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۸
یکی از مباحث مورداختلاف در منطق سنتی، تعیین دقیق مفاد سلب انفصال در قضایای شرطی است. برداشت های متفاوت از مفاد شرطی منفصله سالبه موجب شده است منطق دانان در بحث تلازم شرطیات و نیز استدلال های مرکب از شرطی منفصله اختلاف یابند و از ارائه دستگاهی منسجم برای منطق شرطیات بازمانند. بررسی کلمات منطق دانان مسلمان درباره مفاد منفصله سالبه از پیچیدگی و ابهام معنای منفصله سالبه کلی و به تبع آن موجبه جزئی حکایت دارد. در این مقاله به منظور تعیین دقیق مفاد سلب کلی نسبت انفصالی، ابتدا روابط ممکن میان دو واقعه، شناسایی شده و در قالب نمودار دایره ای نمایش داده می شود. این نمودارها نشان می دهند هر یک از محصورات چهارگانه قضایای منفصله از کدام نسبت ممکن التحقق میان دو امر حکایت می کنند. با توجه به بسیط یا مرکب بودن مضمون قضایای شرطی موجبه، سلب قضایایی که دارای مفاد بسط هستند کاملاً از سلب قضایایی که دارای مفاد مرکب می باشند، متفاوت است.
۱۵۱۹۶.

The Phenomenology of Attentional Care in the Synchronous Platform Classroom: care ethics, emotion, and attentional justice in 21st century education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
This article develops a phenomenology of attentional care in platform-mediated education and advances the normative concept of attentional justice. Employing a phenomenological–hermeneutic method, it analyses composite vignettes derived from synchronous online teaching (2020–2024) in undergraduate and Master’s-level courses in philosophy of education, teacher education, and curriculum studies at a public university. The vignettes, based on field notes and reflective memos, condense recurring situations—such as latency-filled discussions, camera-off participation, and chat-based interaction—while preserving anonymity. Phenomenological analysis reveals three invariants of attention in this context: embodied tact (gesture and voice as holding), temporal generosity (protected intervals resisting acceleration), and recognitive address (naming, echoing, and confirmation). Read alongside critiques of the attention economy and technicity, these findings show that attentional care depends on minimally just conditions and cannot rely on individual virtue alone. The article therefore articulates two correlative rights—the right to protected intervals and the right to recognitive address—and specifies institutional duties concerning time, limits on surveillance, equitable access to bandwidth and quiet, and the governance of platform affordances. The study contributes a refined conceptual grammar of attention in education and proposes a normative criterion for platform pedagogy: a learning environment is adequate when learners can truly say, I was held; I was given time; I was recognised.
۱۵۱۹۷.

تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و نسبت سنجی آن با صفات سلبی واجب الوجود با تأکید بر الهیات علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
چگونگی وحدت واجب الوجود، به قدر وجود و وحدت واجب الوجود مورد تأمل، توافق و موضوع استدلال موافق فیلسوفان مسلمان قرار نگرفته است؛ فیلسوفان مسلمان که برای وحدت، اقسام متعددی را برشمرده اند، در مسأله اثبات توحید واجب الوجود، آنگاه که چگونگی وحدت را مسکوتٌ عنه رها نکرده اند، گاهی به چگونگی آن وحدت تصریح، گاهی بدان اشاره، و گاهی درباره آن به ابهام و اجمال سخن گفته اند؛ با این حال می توان به صورتی غیر مستقیم از مباحث آنها درباره صفات سلبیه، نسبت به رأیی که درباره چگونگی وحدت واجب الوجود اتخاذ کرده اند به آگاهی ای اطمینان بخش دست یافت. این پژوهش با تحلیل منطقی مفهوم وحدت اطلاقی، و تأمل در پاره ای از عبارات فارابی، ابن سینا، سهروردی، صدر المتألهین و علامه طباطبایی در خصوص صفات سلبی واجب الوجود، نشان داده است که وحدت اطلاقی واجب الوجود، اگر چه در کامل ترین تفسیر خویش، خود را در عبارات علامه طباطبایی نمایان ساخته است اما می توان رگه هایی از آن را در آنچه آن چهار فیلسوف درباره صفات سلبی نگاشته اند نیز پی گرفت، آنها را نیز در فهرست باورمندان به وحدت اطلاقی البته در مراتبی نازل تر جای داد، و در نهایت عدم مخالفت وحدت واجب الوجود در فلسفه ایشان با توحید در متون دینی را به اثبات رساند.
۱۵۱۹۸.

نسبت سنجی خودآیینی معرفتی با گواهی؛ مدلی آشتی جویانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۲
برخی از معرفت شناسان معاصر می کوشند تا مبتنی بر بعضی شواهد و استدلال ها «گواهی» را از حجیت تهی کرده و آن را از دایره معارف موجّه خارج کنند. مقاله حاضر که در مقام گردآوری به روش کتابخانه ای، و در بخش ارزیابی به روش تحلیلی است، می کوشد تا یکی از استدلال هایی که برای بی اعتباری گواهی اقامه شده را بررسی و در ترازوی نقد بگذارد. این استدلال که اصل «خودآیینی» را مبنای نقد خود قرار داده، تکیه بر سخن دیگران را شایسته انسان بالغ و خردمند نمی داند. طبق این اشکال، از آن جاکه اتکا به گواهی به معنای/مستلزم تعبد و پذیرش قیمومیت دیگری ست، اساساً با عنصر شریف و شأن اصیل انسانی، یعنی خودآیینیِ عقلانی ناسازگار است. از همین رو، گواهی نمی تواند نقشی معنادار در زیست معرفتی آدمی بازی کند. مدعای ما این است که نه تنها استدلال یادشده مخدوش و از توجیه مدعای خود ناتوان است، بلکه یکی از لوازم خودآیینی، رجوع به آرای دیگران در قلمروی معرفت است. بر همین اساس، این مقاله می کوشد تا ضمن پذیرش خودآیینی به عنوان اصلی عقلانی و بنیادین، از اعتبار علی الاصول گواهی دفاع کند.
۱۵۱۹۹.

An Analysis of Actor-Network Theory and Its Implications for the Application of Artificial Intelligence in Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۷
This study seeks to explore the implications of Bruno Latour’s Actor-Network Theory (ANT) regarding the integration of artificial intelligence into educational processes. The research employs a qualitative “theoretical essay” methodology, utilizing “document analysis” as the primary tool for data collection. the research data were mainly gathered through primary texts of Actor–Network Theory and secondary texts. Theoretical foundations and relevant literature on Actor-Network Theory were analyzed through a reflective and interpretive approach from an ANT perspective. Findings reveal that agency is no longer exclusive to humans but is distributed across unstable, multi-centered networks; meaning is not transmitted by teachers but is continuously co-constructed through interactions among human and non-human actors; and ethical responsibility no longer rests on any single individual, but is embedded within and interrogated by the opaque structures of algorithmic black boxes. In this context, humanity in education can no longer be defined in opposition to machines, but rather emerges through capacities of negotiation, interpretation, and regulation within technologically mediated networks. In conclusion, this article argues that the future of education lies not in resisting technology, but in consciously redefining the human role not as the sole possessor of agency, but as the network’s regulator, interpreter of meaning, and architect of humanistic values amidst interactions with non-human elements. This perspective necessitates the design of interpretable AI systems, the cultivation of critical algorithmic literacy, and the establishment of multi-stakeholder ethical oversight mechanisms.
۱۵۲۰۰.

تبیین تفاوت "سرمدیت" و "دیرند" بر مبنای ساختار درونی تعریف، و چگونگی انتزاع "زمان" در اخلاق اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۵
در این مقاله به بررسی سه مفهوم سرمدیت، دیرند و زمان در فلسفه ی اسپینوزا و به ویژه کتاب اخلاق پرداخته ایم. مفهوم سرمدیت را برخلاف بیشتر تفاسیر مشهور، چه در نسبت سلبی و چه در نسبت ایجابی با دیرند یا زمان، نمی توان تبیین کرد. در این مقاله با رجوع به متون اسپینوزا، توضیح داده ایم که ذیل ضابطه ای که اسپینوزا برای تعریف قائل است، تعریف هر شئ مستلزم ذات و علت آن شئ است، و سرمدیت به عنوان وجودی که از تعریف ناشی می شود، ضروری است؛ چراکه هم علت و هم ذات ضرورتاً وجود شئ را ایجاب می کنند. سرمدیت نمی تواند با دیرند تبیین شود، چراکه وجود دیرندی بر خلاف وجود سرمدی، وجودی است که حدود آن به اموری بیرون از تعریف شئ وابسته است. دیرند پیوستگی وجود شئ است و هر شئ متناهی از جهت ذاتش دیرندی نامحدود را می طلبد؛ اما از آن جهت که علت شئ متناهی همواره شئ متناهی دیگری است، این دیرند قابل تعیّن به واسطه تعریف شئ نیست، و پیوسته توسط اشیای متناهی دیگر در معرض تهدید است. با اینحال به دو نحو می توان دیرند را فهمید: از جهتی به عنوان پیوستگی نامحدود و مداوم وجود، و از جهت دیگر به نحو انتزاعی و به عنوان نوعی خاص از کمّیت. زمان چیزی نیست مگر دیرند، آنگاه که به واسطه تخیل و از منظر متناهی بدان نگریسته شده، و به عنوان نوعی کمّیت تعیّن یافته باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان