امکان روان شناسی به مثابه علم در فلسفه کانت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
290-319
حوزههای تخصصی:
پس از گذشت حدود یک قرن و نیم از تاسیس علم روان شناسی در قرن نوزدهم، هنوز چیستی و امکان این علم که درصدد تبیین علمیِ آگاهی یا تجربه آگاهانه است، هم نزد روان شناسان و هم فیلسوفان محل پرسش و نزاع است. خاستگاه این نزاع که گویی بحرانی را در ذات(قلمرو) موضوع این علم به دوش می کشد، طرحی از معماری شناخت است که کانت در فلسفه استعلائی خود، مخصوصا در نقد اول یعنی نقد عقل محض، ارائه می دهد؛ طرحی که گویی امکان روان شناسی به مثابه علمی تجربی و آزمایشگاهی را ناممکن می کند. اما امکان یا امتناع علم روان شناسی در فلسفه کانت، امری کاملا بدیهی یا مطلق نیست. جستار پیش رو، تلاشی برای فهم این امکان یا امتناع در بستر کاوش در برداشت های مختلف کانت از روان شناسی است. با تفکیک بین سه گانه روان شناسی تجربی(آزمایشگاهی)، روان شناسی عقلی و انسان شناسی پراگماتیک، تمرکز بر دوگانه اول بوده و سعی بر آن است تا چیستی هر یک از آنها و امکان تاسیس روان شناسی به مثابه علم، در هر یک از این دو تلقی، تاحدممکن آشکار شود و در پی این آشکارسازی، تحقق انضمامی علم روان شناسی پس از کانت نیز، بررسی گردد.