ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۶۱ تا ۱۵٬۱۸۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۱۶۱.

صدقه و ارتباط تکوینی آن با دفع بلایا با رویکرد هستی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
صدقه به عنوان فعلی نیکو که در متون دینی بر آن تأکید شده، در عالم تکوین دارای آثار و نتایجی است که از جمله آن می توان به دفع بلایا اشاره نمود. از منظر هستی شناسی، این ارتباط صرفاً یک ادعا نبوده، بلکه انعکاسی از نظمی عمیق در عالم هستی است. هدف این پژوهش، تبیین این ارتباط تکوینی و اثبات وجود پیوندی ضروری میان این دو پدیده است، به گونه ای که بخشش مال در عالم هستی، دفع بلا را به دنبال داشته باشد. بدین منظور، با بهره گیری از روش های تحلیلی عقلی و فلسفی و با مطالعات کتابخانه ای، به ابعاد مختلف این مسأله پرداخته شده و نشان داده می شود که صدقه، با تأثیرگذاری بر علل طبیعی و فراطبیعی در عالم وجود، زمینه های لازم برای دفع بلا را فراهم می آورد. این تأثیرگذاری، از طریق تغییر در ساختارهای مادی و معنوی عالم هستی، همچون کاهش فقر، ارتقای سلامت و ایجاد جامعه ای امن تر در بُعد طبیعی و تکامل نفس، ایجاد صورت باطنی و جلب رضایت الهی در بُعد فراطبیعی، به ظهور می رسد. در نهایت، با بررسی این ارتباط تکوینی، درک عمیق تری از جایگاه صدقه در نظام هستی و نقش آن دفع آسیب ها و پیشگیری از بلایا حاصل می گردد.
۱۵۱۶۲.

روایت پژوهی مدیریت نوین و خلاق کلاس درس با هدف جذب حداکثری مشارکت دانش آموزان در فرآیند یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: هدف از انجام این پژوهش، روایت پژوهی مدیریت نوین و خلاق کلاس درس با هدف جذب حداکثری مشارکت دانش آموزان در فرآیند یادگیری می باشد. روش کار: روش تحقیق کیفی و از نوع روایت پژوهی است، جامعه آماری این پژوهش دانشجو معلمان پردیس فاطمه الزهرا اصفهان هستند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته است. پایایی مفاهیم اولیه مستخرج (کدهای باز) با استفاده از ضریب توافق هولستی 0.9 بوده است. نتایج بدست آمده در قالب پنج بعد: شرایط و شرکت کنندگان، ایده ها، اجرا، چالش و موانع، توصیه ها، نتایج و یافته ها ارائه گردیده است. نتایج: نتایج حاکی از آن است که برای پیشرفت و علاقمند کردن دانش آموزان به یادگیری نیازمند اعمال سختی نبوده و می توان با اندکی تغییر در شیوه های گذشته و همچنین همراه ساختن فناوری میزان مشارکت دانش آموزان و علاقه آن ها به یادگیری را به مقدار زیادی افزایش داد. نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی پژوهش نشان داد که با تقویت مدیریت نوین و خلاق کلاس درس می توان به بهبود جذب حداکثری مشارکت دانش آموزان در فرآیند یادگیری در مدارس کمک فراوانی نمود.
۱۵۱۶۳.

از اگوی استعلایی تا سوژه موقعیت مند: چرخشی انتقادی در پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۱
این مقاله به تحلیل تحول دیالکتیکی ای می پردازد که سنت پدیدارشناسی را از پروژه بنیادین ادموند هوسرل (ناظر بر ساختارهای همه شمول آگاهی) به افق های انتقادی این سنت (ناظر بر ساختارهای تاریخی و اغلب سرکوبگرانه قدرت در زیست جهان) منتقل می کند. این انتقال صرفاً یک جابه جایی مفهومی نیست، بلکه بازاندیشی در خودِ غایت فلسفه است. مقاله استدلال می کند که حرکت از اگوی استعلایی به سوژه موقعیت مند، اگرچه گسستی مطلق از روش شناسی هوسرلی نیست، ولی بازاندیشی رادیکال در مبانی آن است. پدیدارشناسی برای تحقق وعده بنیادین خود، یعنی «بازگشت به خود چیزها»، ناگزیر است دریابد که «چیزها» همواره در میدانی از قدرت و از خلال حجاب های غیرمعرفتی به ما داده می شوند. مقاله برای ایضاح این فرایند انتقالی، در گام نخست، به تحلیل کلی پروژه هوسرل برای بنیان نهادن فلسفه به مثابه «علمی متقن» می پردازد و با تمرکز بر روش تحویل پدیدارشناختی و مفهوم حیث التفاتی/روی آورندگی، نشان می دهد که چگونه تلاش برای یافتن بنیادی بی مفروض و منزه از تاریخ، ناخواسته بذرهای نقد خود را در خود می کارد و تنش های درونی آن را آشکار می سازد؛ تنش هایی که در آثار متأخر خود هوسرل در باب زیست جهان نیز مورد تصدیق قرار می گیرند و راه را برای گسست های بعدی هموار می سازند. در گام دوم، مقاله نقش محوری موریس مرلوپونتی را به مثابه فیلسوف کلیدی گذار تحلیل می کند و این نکته را برجسته می سازد که او با محور قرار دادن بدن زیسته و بازتفسیر تحویل، راه را برای انتقادی شدن پدیدارشناسی می گشاید. او نشان می دهد که تحویل کامل ناممکن است و همین ناممکن بودن، به جای آنکه سوژه ای محض را آشکار کند، درهم تنیدگی گریزناپذیر ما با جهان تاریخی و اجتماعی را برملا می سازد. مقاله، در گام سوم، قدرت روش شناختی پدیدارشناسی انتقادی را از طریق کاربست آن در تحلیل ساختارهای سرکوب به بحث می گذارد. این بخش نشان می دهد که تجارب زیسته مرتبط با نژاد، جنسیت و بدن مندی صرفاً تجاربی فردی نیستند، بلکه برآمده از ساختارهای بیناسوژگانی و تاریخی ای هستند که افق امکان های تجربه ما را شکل می دهند و گاه محدود می کنند. بدین ترتیب، پدیدارشناسی انتقادی از طریق نقد این پیش فرض ساده اندیشانه که جهانی مستقل از تجربه وجود دارد و می توان آن را به آگاهی درآورد به ما می آموزد که پدیدارها متنوع، خاص و دشواریاب هستند و چون چنین است نمی تو"؛ پدیدارشناسی انتقادی"؛ سوژه موقعیت مند"؛ ،"؛ اگوی استعلایی"؛ ساختارهای سرکوب"؛ تجربه زیسته"؛ ، "؛ بدن مندی"ان از اتقان معرفتیِ متعلق به قلمرو متافیزیک حضور پدیدارها سخن گفت.
۱۵۱۶۴.

تحلیل معرفت شناسانه گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۸
یکی از جهات مغفول مانده در سنت فلسفی جهان اسلام مسئله فلسفه اخلاق اسلامی است. هنگامی که سخن از فلسفه اخلاق به میان می آید غالباً مقصود فلسفه اخلاق به معنای خاص آن یعنی فرااخلاق می باشد. در فرااخلاق یا همان اخلاق تحلیلی یکی از مباحث، معرفت شناسی گزاره های اخلاقی است. تحقیق حاضر درصدد به دست آوردن معرفت شناسی گزاره های اخلاقی از منظر فارابی و غزالی است. برای حصول نظرگاه فارابی و غزالی در خصوص گزاره های اخلاقی به نگاه این دو اندیشمند به مسئله حسن و قبح و همچنین مواد اقیسه در منطق پرداخته شده و در نهایت تحلیلی معرفت شناسانه از گزاره های اخلاقی از منظر این دو حکیم ارائه شده است. فارابی در حوزه معرفت شناسی گزاره های اخلاقی، این گزاره ها را گزاره هایی انشایی (البته نه انشایی محض) و اعتباری می داند که کارکردی جدلی دارند. غزالی نیز همانند فارابی قائل به انشایی و اعتباری بودن این دسته از گزاره ها و جدلی بودن آن ها می باشد با این تفاوت که فارابی اعتبار گزاره های اخلاقی را عقلی و غزالی ریشه اعتبار این دسته از گزاره ها را در شرع می داند و قائل به شرعی بودن اخلاق است.
۱۵۱۶۵.

Beyond Political Neutrality and Impartiality: Towards Transformative Civic Education in Undemocratic Times(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۰
This paper responds to the question of should civic education still aim to be relatively politically neutral and impartial in undemocratic times? It first introduces the theoretical debate regarding the place of political neutrality and impartiality in civic education. It then dicusses the challenges that civic education faces in the current global environment and why political neutrality and impartiality should not be considered as antidotes. We argue that political neutrality and impartiality are insufficient in the undemocratic times we face for preparing students to be effective and engaged citizens. A more powerful response to our global undemocratic reality is needed to realize the transformative nature of civic education.
۱۵۱۶۶.

عاملیت اخلاقی و خلاقیت زیباشناختی در تبیینِ آگاهی به خود فعال کانتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
تصویر چند پاره از «من» هیوم دست مایه های نقد و رد بلندپروازی های دکارتی را برای کانت مهیا کرد، اما او کوشید باردیگر موجودیت «من» را به نحو عقلانی بازیابی کند. جستار حاضر فرآیند ساخت مفهومی را بحث می کند که در آن من حضور از پیش کاملش را از دست می دهد، لیکن در جریان فعل و تحقق اراده اش نقش ضروری خود را اثبات می کند. توضیح این معنا، با توجه به نقدهای مورد تأیید کانت، به نحو شگفت انگیزی، به پژوهش های غایت شناختی می انجامد. در واقع، فراروی توضیح خودانگیختگی سوژه از چارچوب روابط علّی در وجه نظری، در نهایت با حفظ ضوابطی چنین پژوهشی را از مسیر عقل عملی و مباحث زیباشناختی ایجاب می کند. این روند با توجه دادن به مفهوم غایت مندی به عنوان شرط امکان احکام تأملی گشوده می شود. از این رهگذر سوژه به مثابه فاعلیت شناختی، عاملیت اخلاقی و آفرینش گری هنری نمودار می شود. «من» متمایز از محتوای آگاهی، وحدت بخش داده های حسی و بنیانگذار شناخت، به مثابه فاعل آزاد شرط باید اخلاقی و سازنده قاعده آن، و به مثابه دارانده قریحه هنری آفرینش گر و قاعده بخش طبیعت است. این خوانش ضمن نشاندن اجزای به ظاهر گسسته نظام انتقادی کانت در کلی واحد، نشان می دهد چرا تاریخ اندیشه پس از وی دیگر نه از من به مثابه موجودیتی پیشین بلکه عاملیتی در پیش سخن می گوید.
۱۵۱۶۷.

ارتباط وجودی در اندیشه کارل یاسپرس: مسیری به سوی خودِ اصیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر مفهوم ارتباط وجودی در اندیشه کارل یاسپرس، اهمیت آن در زندگی انسان و نقش آن در خودشناسی و تعالی وجودی را با استفاده از روش تحقیق تحلیل مفهومی از نوع تفسیر و بسط مفهومی موردبررسی قرار می دهد. ارتباط وجودی، چارچوب فلسفی عمیقی را برای فهم خودِ اصیل از طریق تعامل و ارتباط بین فردی ارائه می دهد. نویسنده در این پژوهش تمایز یاسپرس میان ارتباط عینی و ارتباط وجودی را بررسی کرده و بر ماهیت رابطه ای و تاریخی ارتباط وجودی تأکید می ورزد. چگونگی محافظت ارتباط وجودی از فردیت در عین پرورش آزادی و تفاهم متقابل، نقش انزوا به عنوان پیش شرط برای تعامل اصیل، فرآیند تحول آفرین مبارزه عاشقانه بین دو اگزیستنز و همچنین تأملات اخلاقی یاسپرس که به جای هنجارهای جهان شمول، ریشه در هستی انضمامی دارند ازجمله موضوعات محوری این پژوهش هستند. این پژوهش با پرداختن به ارزش های کلیدی مانند آزادی، عشق و تصمیم، ایده های یاسپرس را در گفتمان گسترده تر درباره هستی انسان و روابط بین فردی جای می دهد.
۱۵۱۶۸.

تبیین «حقیقت آزادی» بر اساس «نظریه انکشاف نفس» در فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف این مقاله استنباط و ارائه تعریفی صحیح از یکی از مهم ترین مسائل و چالش های معاصر یعنی «حقیقت آزادی» براساسِ دیدگاه نهایی صدرالمتألهین است. اندیشه ملاصدرا را می توان به دو دسته میانی و نهایی تفکیک کرد. آزادی در نظام حکمت صدرایی را می توان به «فراروی در تعالی» تعریف کرد. این فراروی، براساسِ دیدگاه صدرای میانی، «فراروی وجودی» و مبتنی بر «خروج از قوه به فعل و اکتساب کمالات» است اما، براساسِ دیدگاه صدرای نهایی و نظریه انکشاف، «فراروی ظهوری» و مبتنی بر «انکشاف ما فی الضمیر» خواهد بود. در این پژوهش، با استفاده از عبارات ملاصدرا و مبنا قرار دادن نظریات نهایی او و با اقامه سه دلیل عین الربط، فطرت و معرفت نفس، به اثبات تعریفی متعالی از حقیقت آزادی دست یافته و آزادی را به «انکشاف و آشکارشدگی حقیقت و ذات نفس» معنا کرده ایم. این آشکارشدگی به جانب ذات اقدس ربوبی و مرتبه کمونی نفس است و لازمه اش توسعه وجودی و افزایش ظرفیت انسانی است. بنابراین، آزادی امری عروضی و اکتسابی نیست بلکه امری انکشافی و آشکارشدگی کمالات نهفته باطنی در ذات انسان در حرکت و فراروی ظهوری است. این آزادی دارای مراتب است. هرچه از تعیّنات حیوانی و نفسانی بیشتر زدوده شود، اطلاق و آزادی بیشتر متجلی می گردد. غایت این آزادی مقام انسان کامل است. این نظریه ملاصدرا دارای لوازم و نتایجی است که موجب تحولاتی در نگاه های رایج می گردد. ازجمله اینکه (1) بنیاد آزادی «خویشتنِ خویش» است، (2) مسیر آزادی فراروی انکشافی و اکتشاف کمالات است، و (3) غایت آزادی غایت انکشاف است.
۱۵۱۶۹.

تحلیل نقادانه منطقی و روش شناسانه از «انگاره ها» و «ساختار فکری»ِ حاکم بر «مبانی الحادی» ریچارد داوکینز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۱
داروین با نظریه «تکامل انواع»، تبیین سازوکار پیدایش در انواع موجودات را در ذهن می پروراند. او به عنوان یک زیست شناس به دنبال استنتاجات فلسفی از تکامل نبود، اما دیدگاه وی بعدها پایه ای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. تحقیق حاضر ضمن بیان اجمالی نظریات داوکینز به بررسی مبانی و ساختارهای فکری حاکم بر مجموعه دیدگاه های وی با سنجه های منطقی پرداخته، انگاره های پیشینی او در مباحث الهیاتی را مورد تحلیل نقادانه قرار می دهد. نگرش ماتریالیسمی داوکینز در فرایند تکامل انباشتی، بر مجموعه ای از خطاهای منطقی و فلسفی مبتنی است؛ او از تبیین چگونگی شکل گیری نظم طبیعی، انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی، منطقا راه به جایی نخواهد برد. به طور کلی فقدان تفکر نظام مند و قویم منطقی در سرتاسر استدلالات داوکینز مشاهده می شود. نیز وی با توجه به اشراب تجربه گرایی و فلسفه مبتنی بر اصالت ماده، انگاره های غلطی در الهیات چون «ترکب خدا از اجزاء، و مادی انگاری خدا» در سر می پروراند که یکی از علل مهم دیدگاه های الحادی او به شمار می آید.
۱۵۱۷۰.

Hegel, Concepts, and Computation(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۷
Gottfried Ploucquet, a teacher at the Tubingen seminary when Hegel was a student there, had been one of the few philosophers to take up Leibniz’s mathematized logic, including his project of reducing logic, and thought itself, to computational processes. In his Science of Logic, Hegel briefly discusses this project when expanding on his own “subjective” logic. The general tenor of the response is predictable. Computational logic seeks to mechanize conceptual processes, but conceptuality itself distinguishes free spiritual beings from machines. Beneath the surface, however, Hegel’s attitude to the relation of computation to conceptual reasoning is more complex. Here I argue that in Book I of his Logic, Hegel, following the approach of Plato in his late dialogues, treats a certain mathematical conception of number, the Neopythagorean triadic monad, as a model for the concept itself. In the section Quantity, Hegel focuses on the incommensurability between discrete and continuous quantities, the numbers of arithmetic and the lines, areas and volumes of geometry. This incommensurability had been discovered by the Pythagoreans and in his later writings, Plato had adopted a proposal for mediating it, attempting to generalize it to a solution of the conceptual incommensurability between the eternal realm of being and the transient realm of becoming. In line with Plato’s attempt, Hegel presents an account of the development of mathematical practices in which the concept of number from mere counting unit to a triadic form mediating numbers and geometric continua. This structure will in turn provide a model for his own later syllogism. This role for mathematics for Hegel is to be understood as in line with Plato’s later attempts to mediate being and becoming in ways in which eternal Ideas can be approximated in the form of worldly surrogates manifesting this triune structure. Conceptuality cannot be reduced to computation, but relations among computational processes nevertheless reveal much about the nature of conceptuality.
۱۵۱۷۱.

Hegel as Philosophy’s Shakespeare: drama and the unconscious(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۶
The break that Hegel introduces into the history of philosophy stems from the way that he transforms the basis for philosophical work from argument to drama. For this project, he takes Shakespeare as a paradigmatic figure and models his works on the structure of Shakespeare’s tragedies. Rather than asserting and defending concepts, Hegel places them in a drama. Whereas Shakespeare’s characters undergo a tragic denouement, Hegel’s concepts reveal their own inadequacy when Hegel reveals how they play out in the course of the Phenomenology of Spirit and the Science of Logic. By examining Hegel’s philosophy through the lens of Shakespeare’s plays, we can discover the nature of the epochal change that Hegel presents and what makes him such a divisive figure in the history of philosophy.
۱۵۱۷۲.

Investigating the Compatibility of Neuroscience and Education from the Perspective of Philosophy of Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۰
The primary aim of this article is to critically examine the feasibility of integrating neuroscience and education from the perspective of the philosophy of education. It addresses the question of what kind of relationship between these two fields can be regarded as philosophically justifiable and educationally acceptable. This question is explored through conceptual analysis and a critical review of relevant interdisciplinary literature. Although neuroeducation has been institutionalized in several universities worldwide, it has also been criticized by philosophers of education, some of whom have dismissed it as another form of “neuromyth.” In response, this study examines major proposals for relating neuroscience and education and identifies three possible models: subservient, oppositional, and interactive. The article argues that the interactive approach provides the most defensible framework. To support this claim, it engages with key objections raised by philosophers of education concerning the epistemological and normative limits of neuroscience. Drawing on the work of Sidney Hook, Harry Broudy, and William Frankena, the study emphasizes the importance of grounding the philosophy of education in the scientific dimensions of educational practice. Through selected examples, the article illustrates how neuroscientific findings can contribute to clarifying educational aims, improving learning processes, and refining core concepts such as cognition and thought. Adopting a “soft dualism” perspective, it argues that philosophy of education necessarily involves both descriptive (“is”) and normative (“ought”) dimensions. The article concludes that neuroscience, by illuminating the descriptive aspects of learning and cognition, can meaningfully inform educational theory and practice without undermining their normative foundations.
۱۵۱۷۳.

تحلیل پساپدیدارشناسانه فیلم «اکس ماشینا» با انیمیشن «فاینال فانتزی 7: نجات کودکان» از منظر دُن آیدی با تأکید بر مفهوم «تکنو بادی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۷
هم زیستی هنر و فناوری در دوران معاصر، بستری را برای زایش مفاهیم جدیدی چون «تکنو بادی» فراهم آورده است. جایی که ویژگی های زیستی انسان امروزی به چالش کشیده شده و لزوم بازاندیشی در ماهیت تعاملات انسان با فناوری را مبرهن می سازد؛ لذا این پژوهش می کوشد باتکیه بر نظرگاه پساپدیدارشناختی دُن آیدی به عنوان چارچوبی نظام مند نشان دهد که چگونه این مفهوم در فیلم اکس ماشینا و انیمیشن فاینال فانتزی 7: نجات کودکان بازنمایی می شود؟ و از این رهگذر چگونه شباهت ها و تفاوت های این بازنمایی را می توان تبیین نمود. یافته ها نشان می دهد در اکس ماشینا، جهانی انسانی و دنیایی فناورانه درهم می آمیزد و تکنو بادی در قالب هوش مصنوعی به نظاره درمی آید که با صورت متناظر انسانی در تعامل بی واسطه با گونه انسانی قرار دارد. چیزی که در فاینال فانتزی 7: نجات کودکان در مقام فرا انسانی معنا می شود که در پیوستار با ابزار در فضایی سایبرنتیک تجسم می یابد؛ جایی که واقعیت و مجاز درهم آمیخته و حدود میان انسان و تکنولوژی محو می گردد. هر دو اثر بر تأثیر و تعامل دوسویه انسان و فناوری تأکید دارند؛ فناوری با واسطه گری تجربه انسان تعریف جدیدی را از مفهوم انسانیت ارائه می دهد و بدین سان امکانی را برای خلق تجربه هایی تازه فراهم می آورد.
۱۵۱۷۴.

نقدی بر تفسیر پل گایر از استنتاج احکام ذوقی در زیباشناسی کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
پل گایر یکی از برجسته ترین شارحان آثار کانت است. وی تفسیر خاصی از مبحث استنتاج زیباشناختی کانت دارد که نقدهای تأمل برانگیزی بر آن وارد بوده است. این تفسیر موسوم است به «تفسیر معرفتی-غیرهنجاری» که به گزاره ای از کانت در بند 32 تکیه دارد: «گفتن اینکه 'این گل زیباست'، معادل آن است که بگوییم مدعای [جزئی] آن هرکسی را راضی می کند»؛ گایر با استناد به این متن، بر آن است که «استنتاج حکم استتیکی باید استدلالی باشد که برای «نسبت دادن» احساس های خاص به دیگران در شرایط خاص کافی باشد» و دست آخر مدعی می شود «تحلیل خود کانت لازم می آورد که استنتاج او به جزئیات بپردازد» و به زعم او، همین امر استنتاجش را به شکست می کشاند. با وصف این، پژوهش حاضر کوشیده است به این دو پرسش پاسخ دهد: 1. دلایل گایر برای طرح تفسیر معرفتی-غیرهنجاری از استنتاج کانت چیست؟ 2. آیا او موفق می شود از عهده تبیین استنتاج کانت برآید؟ لذا این پژوهش بر آن بوده تا پس از طرح چندوچون این تفسیر و دلایل طرح آن، کامیابی یا ناکامی آن را در منظورکردن استنتاج کانتی بررسی کند. به نظر می رسد گایر با نادیده گرفتن وظایفی که خود کانت بر عهده استنتاج نهاده، نهایتاً نمی تواند از عهده تفسیر درست استنتاج کانتی در نقد سوم برآید. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی بر اساس داده های کتابخانه ای بوده است.
۱۵۱۷۵.

بررسی تأثیر معرفت شناختی نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» بر استدلال تجربه دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
ریچارد سویین برن، فیلسوف معاصر انگلیسی، بر این باور است که تجربه های دینی می توانند شواهدی معتبر بر اثبات وجود خداوند باشند. وی در این زمینه، به طور خاص بر اصل «آسان باوری» تأکید می کند. بر اساس این اصل، اگر فردی تجربه ای از حضور خداوند داشته باشد، آن تجربه باید معتبر تلقی شود، مگر آنکه دلایلی متقن بر رد آن ارائه شود. افزون بر این، سویین برن از «اصل گواهی» نیز دفاع می کند. این اصل بیان می کند که گزارش های افراد درباره تجربه های دینی شان، معتبر هستند، مگر اینکه شواهدی قاطع مبنی بر بی اعتباری آن ها وجود داشته باشد. در مقابل، برخی منتقدان با استناد به نظریه «تسرّیِ عمل گروانه» استدلال می کنند که اصولی مانند آسان باوری و گواهی در مسائل حیاتی و شرایط خطیر قابل اعمال نیستند. از دیدگاه تسرّیِ عمل گروانه، هرچه موضوع مورد بحث مهم تر و پیامدهای عملی آن جدی تر باشد، ضرورت ارائه شواهد و دلایل قوی تر برای پذیرش آن افزایش می یابد. ازآنجاکه خداباوری مسئله ای بنیادین است که تأثیرات ژرف و گسترده ای بر زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد، پذیرش آن باید مبتنی بر شواهدی فراتر از تجربه های شخصی یا گزارش های دیگران باشد. پس اصل آسان باوری و اصل گواهی برای واقعی دانستن تجربه های دینی کافی نیست. با این حال، نتایج این پژوهش روشن می سازد که نظریه تسرّیِ عمل گروانه نمی تواند بر کاربست اصول آسان باوری و گواهی برای تجربه دینی خدشه وارد کند. این به آن دلیل است که معرفت، به عنوان باور صادق موجه، تحت تأثیر ملاحظات عملی قرار نمی گیرد. بنابراین، تا زمانی که تجربه های دینی و گواهی های متواتر برای فاعل شناسا یقین آور باشند، کاربرد اصول آسان باوری و گواهی در حوزه مباحث مربوط به خداوند همچنان معقول و موجه خواهد بود.
۱۵۱۷۶.

پراگماتیسم، اخلاق هوش مصنوعی و سیستم های اجتماعی-فنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف از مقاله حاضر بررسی رویکرد سیستم های اجتماعی- فنی در بررسی اخلاقی هوش مصنوعی با تکیه بر نظرات فیلسوفان پراگماتیست است. در سالیان اخیر برخی پژوهشگران به استفاده از رویکرد سیستم های اجتماعی- فنی در حوزه هوش مصنوعی روی آورده اند. با این حال انواع روایت های مختلف از این رویکرد معرفی شده است که می توان آنها را به سه دسته اصلی تقسیم بندی کرد. در مقاله حاضر، هر سه دسته بندی معرفی و موردمطالعه قرار خواهند گرفت؛ البته تمرکز اصلی بر روایت پراگماتیستی خواهد بود. با توجه به اهمیتی که این رویکرد پیدا کرده است و با در نظر گرفتن تازگی آن، نیاز است پژوهشگران مختلف این رویکرد را به دقت مورد ارزیابی و مطالعه قرار داده و چالش های آن را شناسایی کنند. در راستای رسیدن به هدف اصلی این مقاله، از روش تحلیلی-انتقادی برای بررسی و ارائه راهکار استفاده شده است. بررسی های ما نشان می دهد که یک روایت پراگماتیستی از سیستم های اجتماعی- فنی بر عملکرد و اثرات هوش مصنوعی در جامعه تمرکز می کند و عوامل مختلف مؤثر که به آثار و نتایج اخلاقی می انجامند را شناسایی می کند. با این حال یک چالش اصلی این رویکرد پیچیدگی سیستم و وجود عوامل مختلف در آن است. در این راستا، با تکیه بر نظرات فیلسوفان پراگماتیست، مطالعه میان رشته ای به عنوان شیوه بررسی و مطالعه در سیستم های اجتماعی- فنی ارزیابی و معرفی شد. نتایج مقاله حاضر نشان می دهد، این راه کار با وجود عوامل مختلف و پیچیدگی سیستم؛ مطالعه و بررسی آن را امکان پذیر می کند.
۱۵۱۷۷.

Critique-Oriented vs. Framework-Oriented Approaches in Education: proposing a middle path for physics teaching based on Thomas Kuhn’s philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۴
This study proposes an approach to physics education grounded in Thomas Kuhn’s philosophy of science, aiming to achieve a balanced integration between critique-oriented and framework-oriented pedagogical models. The paper begins by critically examining the prevailing emphasis on critical thinking in science education—particularly within physics—and seeks to deconstruct some of its underlying assumptions. Conversely, it explores the framework-oriented approach, often associated with traditional, transmission-focused models of teaching. Drawing on Kuhn’s conceptualization of paradigms and research traditions, the study develops an alternative framework that synthesizes the reflective rigor of critique-oriented education with the structural coherence of framework-oriented methods. Ultimately, the paper challenges certain idealized claims advocating for the complete elimination of preconceptions and paradigms, arguing that, from a philosophical standpoint, such claims are both impractical and inconsistent with the nature of scientific inquiry.
۱۵۱۷۸.

Rational Religion in the Modern World: Hegel's Conception and 21st Century Modernity(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۸
Hegel’s philosophy of religion seeks to define a form of religion capable of preserving social unity in the context of modern transformation. At the center of his system stands the Absolute Spirit, whose historical manifestations appear in art, religion, and philosophy. Religion expresses these manifestations symbolically, and the degree of a religion’s completeness determines the clarity of this expression. Hegel maintains that the development of religion and its reconciliation with philosophy provide a rational grounding for religious truth in the modern age and contribute to the self-consciousness of the Absolute Spirit. This study analyzes the rationalization of religion in Hegel’s thought and concludes that only a complete religion aligned with absolute philosophy can fully shape human self-awareness. Hegel ultimately identifies Lutheran Christianity, through the doctrines of incarnation and the Trinity, as the consummate religion that reconciles historical determination with absoluteness. While this approach unifies religion and philosophy and emphasizes reason, it also invites criticism for its Christian exclusivism, secularizing tendency, and the weakening of religion’s sacred character.
۱۵۱۷۹.

بررسی استشهاد تفکیک گرایان به آیه 259 سوره بقره بر اثبات معاد بدن عنصری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۲
مسئله معاد، یکی از پایه های بنیادین جهان بینی اسلامی است. در مورد اقسام معاد و کیفیت آن، تفاسیر و نظریه های مختلفی وجود دارد. تفکیک گرایان ادعا می کند که آیات و روایات زیادی وجود دارد که هم «نص» و هم «ظاهر» است در این که معاد قرآنی بر معاد جسم عنصری دلالت می کند و مخالفین را به «تأویل گرایی بی ضابطه»، «عدم فهم ظواهر قرآن»، و «مخالف با نص قرآن» و سرانجام به «تکفیر» و «تفسیق» متهم می کنند. به دلیل حجم زیاد روایات و آیات مورد استناد، در این مقاله صرفاً به آیه 259 سوره بقره که به ماجرای عزیر یا ارمیای نبی (علیهما السلام) اشاره دارد، پرداخته ایم. پژوهش حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی نگاشته شده است، می کوشد نشان بدهد که برداشت مذکور حاصل تحمیل پیش فرض های ذهنی تفکیک گرایان بر معنای آیه است. پرسش در این آیه و آیات بعد، از «کیفیت زنده شدن مردگان» و اینکه «قابل» چگونه زنده می شود نیست، بلکه پرسش این است که «فاعل» چگونه مردگان را «زنده می کند» و «کیفیت» این زنده کردن چگونه است. ادعای نویسنده آن است که آیه مذکور نه تنها ربطی به معاد (چه عنصری و چه مثالی) ندارد بلکه دالّ مرکزی آن در مورد حقیقت زمان و نسبت زمان به عوالم مختلف است و بیانگر این نکته است که درک محدود انسان از زمان به این خاطر است که همواره خود را در زمان یافته است، و این درک، با حقیقت زمان در نفس الأمر متفاوت است. در نهایت این برداشت حاصل شده است که استشهاد به ظاهر آیه، نه معاد عنصری مورد ادعای آنان را اثبات می کند، و نه معاد مثالی ملاصدرا را رد می نماید.
۱۵۱۸۰.

Al-Biruni’s Ethical System Compared to Aristotle’s, Which Went to the Arab World(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۱
This study aims to compare the ethical systems of Aristotle and Al-Biruni. The former was built in the ‘West’, but the latter was on the ‘Middle’ toward the ‘East’. Reviewing their literature and introducing the new concepts, this study found that while Aristotle’s system influenced Al-Biruni’s in the application of a scientific frame to ethical issues, the two systems shared a concern not for the moral judgment but for the moral agent. However, they differ from each other in the conceptualization of the agents. Aristotle’s model is the person of virtue evaluated by the golden mean, but Al-Biruni’s is the person of manliness rated by the reversibility of others. This comparison advanced the differentiation that the moral pragmatic is devoted to Aristotle’s and the moral practical to Al-Bruni’s. The study would contribute to resolving the current moral confusion and would demonstrate a model to integrate the systems of the western and eastern worlds.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان