ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۰۱ تا ۱۵٬۱۲۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۵۱۰۱.

ماهیت لا بشرط به مثابه طبیعت مابعدالطبیعی (فوسیس متافوسیکه) در نظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۲
مشهور است که ماهیت دارای اعتبارات مختلف است. ماهیت آنگاه که در خارج و مخلوط با عوارض تشخص بخش لحاظ شود ماهیت بشرط شیء خوانده می شود و چنانچه از عوارض خارجی تجرید شود و در ذهن اعتبار شود ماهیت بشرط لا نامیده می شود. ماهیت بشرط شیء مقیّد به خارج است و ماهیت بشرط لا مقیّد به ظرف ذهن است. ماهیت در ظرف خارج فرد خارجی است و ماهیت در ظرف ذهن ماهیتی است به وصف کلّی که می تواند بر افراد بسیار صدق کند. اما این دو اعتبار به اعتبار سومی نیازمند است که از قید خارجی و قید ذهنی رها باشد. اهل نظر اعتبار اخیر را ماهیت مطلقه خوانده اند و آن را در جایگاه مقسم برای دو قسم یاد شده نشانده اند. ماهیت مطلقه، ماهیت لابشرط از ذهن و خارج است و به منزله کلّی طبیعی شناخته شده است. سپس اختلاف پیش آمده است که اعتبار سوم یا اعتبار مطلق در چه حال می تواند مقسم واقع شود. زین سبب میان دو معنای از مطلق تمایز گذاشته اند و لابشرط را به لابشرط قسمی و مقسمی تفکیک کرده و نهایتاً ماهیت لابشرط مقسمی به کلّی طبیعی تعبیر شده است. این مقاله می کوشد تا به سوء تفاهم پیش آمده در اندیشه ابن سینا در باب ماهیت لابشرط بپردازد و نشان دهد که ماهیت لابشرط به اعتبار مقسم و ماهیت لابشرط به معنای کلّی طبیعی نمی توانند بر هم منطبق شوند و این که خطای پیش آمده برای اهل نظر از کجا سرچشمه می گیرد.
۱۵۱۰۲.

Capitalism, Beauty Standards, and the Law: a feminist-foucauldian critique of body regulation(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
This study examines the convergence of law, beauty standards, and feminist-Foucauldian theory, emphasising the influence of beauty myths on cultural norms and legal frameworks. Beauty standards, shaped by media, commercial, and legal structures, establish a restrictive and exclusive notion of beauty, frequently favouring lighter complexion, thinner physiques, and straight hair. These norms, devoid of a biological foundation, originate from social constructs that perpetuate patriarchal and capitalist ideologies. The law significantly reinforces these standars by normalizing certain physical traita and marginalising those who differ. Utilising Foucault’s notion of “disciplinary power,” the examination emphasises how individuals internalise societal norms and consciously modify their bodies to conform to these standards. It also attacks the legal system’s inadequacy in addressing body image discrimination, which exacerbates the marginalisation of individuals who diverge from conventional beauty standards. This study underscores the significance of intersectionality, asserting how beauty myths intersect with race, gender, and class, while urging legal frameworks that accommodate diverse body types to strengthen equality and protect against appearance-based discrimination.
۱۵۱۰۳.

تأملی فلسفی در مفهوم «فضای مجازی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۰
پدیده های فناورانه، مثل فضای مجازی اثر شگرفی بر تسهیل زندگی بشر دارند وبه بازوهای حیاتی زندگی انسان تبدیل شده اند، بنابراین مستحق مطالعه جدی فلسفی اند. پژوهش حاضر با پرسش از چیستی فضای مجازی، تلاش می کند با مفهوم شناسی این اصطلاح راه را برای بررسی سایر چالش های متوجه این پدیده هموار کند. این مهم بااستفاده از روش پدیدارشناسی و تحلیل مفهومی درمطالعه مقایسه ای مفهوم فضا در برداشت عام از فضای فیزیکی و فضای مجازی آغاز می شود وپس از بررسی رویکرد برخی اندیشمندان درباب فضا به این نتیجه می رسد که مفهوم فضا درهر دو اصطلاح در عین داشتن نقاط مشترک، دارای تمایزات شایان توجهی ست که برخاسته از موقعیت استعلایی مجاز در بحث از فضای مجازی است. دستاورد پژوهش حاضر در معناشناسی پدیدارشناختی اصطلاحات نهفته، با این نتیجه که معنای مجاز در اصطلاح مدنظر ارتباط مستقیمی با معنای لغت نامه ای آن ندارد و تنها توسعه آن، به معنای استعلا می تواند مفهوم فضای مجازی را روشن کند. بنابراین دوگانه فضای فیزیکی-فضای مجازی؛ دوگانه حقیقت و مجاز در ادبیات نیست. وقتی مجاز استعلا ملاحظه شود، فضای مجازی به معنی فضای استعلا یافته از حس خواهد بود که در تعبیر فلسفه اسلامی اشاره به عالم خیال دارد. واستعلا، به معنی رایج تر کانتی یعنی شرط امکان تجربه، موقعیت انسان را در مقام اثرگذاری، اثرپذیری و خلق عالم مجازی، بهتر منعکس می سازد. بالاخره رویکرد استعلایی به فضای مجازی، خالی بودن این فضا از ترس ها و محدودیت های انسان متناهی را زیر سوال برده، از مفهوم سنتی مجاز به معنای محروم از واقعیت فاصله گرفته، یک جهان واقعی موازی را به تصویر می کشد.
۱۵۱۰۴.

از پراگماتیسم تا عشق تکاملی: نقش اخلاق و دین در فلسفه ی چارلز سندرز پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۳
پیرس، دیدگاه های ناسازگاری درباره ی رابطه ی علم با اخلاق و دین ارائه می دهد. او از یک سو، اخلاق و دین را اموری حیاتی می داند که برای شناخت آن ها باید به حس درونی و غریزه رجوع کرد. از سوی دیگر، در برخی مواضع، دیدگاه هایی مخالف این رویکرد دارد. پیرس درنهایت معتقد است که منطق بر اخلاق و اخلاق بر زیبایی شناسی استوار است. این مقاله با بررسی ناسازگاری های فلسفه ی پیرس، نشان می دهد که تفکیک علم از اخلاق و دین در اندیشه ی او با کلیت فلسفه اش در تضاد است. در این مسیر ابتدا به بررسی جایگاه غریزه در استدلال و نیز مفهوم خودکنترلی به عنوان روش کنترل گر تحقیق پرداختیم. نشان دادیم که غریزه نزد پیرس پایه ی تمام استدلال و تفکر است؛ اما غریزه به تنهایی کافی نیست و باید توسط اصولی کنترل شود. اصل کنترل گر تحقیق، اصلی اخلاقی است؛ و ازآنجاکه اخلاق نیز در نظرگاه پیرس مبتنی بر زیبایی شناسی است، دیگر مرزی بین این سه حوزه نمی ماند. مفهوم کلیدی دیگر در فلسفه پیرس، آگاپیسم (عشق تکاملی) است که بر اساس آن جهان از طریق نیروی عشق پیش رانده و هماهنگ می شود. پیرس جهان را کلیتی به هم پیوسته می داند که در آن تمایز بین ذهن و ماده، عقل و احساس و نفس و بدن ناممکن است. درنهایت به تحلیل این موضوع پرداختیم که اگرچه روش شناسی پیرس به شکل معقولی اخلاق و زیبایی شناسی را در روش علمی می پذیرد، اما پذیرفتن مفاهیمی مانند عشق تکاملی، متافیزیکی را به فلسفه ی او وارد می کند که پذیرفتنی نیست.
۱۵۱۰۵.

واکاوی تاثیر برنامه درسی تلفیقی بر سبک های یادگیری فراگیران دوره ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف پژوهش حاضر، واکاوی تاثیر برنامه درسی تلفیقی بر سبک های یادگیری فراگیران دوره ابتدایی است. برنامه درسی تلفیقی، به عنوان رویکردی نوین در حوزه آموزش، با یکپارچه سازی محتوای آموزشی از رشته های مختلف، بستری فراهم می آورد تا دانش آموزان به درک جامع تر و ارتباطی تری از مفاهیم دست یابند. این رویکرد، پتانسیلی بی نظیر برای پاسخگویی به گوناگونی سبک های یادگیری – از بصری و شنیداری گرفته تا جنبشی و تعاملی – در میان دانش آموزان مقطع ابتدایی دارد. تجربیات آموزشی و یافته های پژوهشی پیشین مؤید آن است که ارائه مطالب درسی به شیوه های متنوع و در قالب فعالیت های پویا و درگیرکننده، می تواند به ارتقاء مشارکت فعال و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان با سلایق و روش های یادگیری متفاوت، یاری رساند. روش کار: در این ، با اتخاذ رویکردی کیفی و از نوع پژوهش های کتابخانه ای و مروری به کنکاش در ادبیات نظری و تجربی موجود پرداخته ایم. در این راستا، با بررسی و تحلیل دقیق مقالات علمی، کتب، پایان نامه ها و سایر منابع معتبر، ابعاد گوناگون ارتباط میان برنامه درسی تلفیقی و سبک های یادگیری در دوره ابتدایی به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نتایج: نتایج حاصل از این واکاوی جامع نشان می دهد که برنامه درسی تلفیقی، با مهیا ساختن فرصت های غنی برای تجربه عملی، کشف مفاهیم و کاربرد دانش، نه تنها به توسعه و تقویت سبک های یادگیری متنوع در فراگیران کمک شایانی می کند، بلکه در نهایت به ارتقاء چشمگیر کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری منجر می شود. این یافته ها، ضمن تأکید بر ضرورت طراحی و اجرای برنامه های درسی متناسب با نیازها و تفاوت های فردی دانش آموزان، رهنمودهای ارزشمندی را برای برنامه ریزان آموزشی و معلمان دوره ابتدایی فراهم می آورد تا بتوانند از تمام ظرفیت های پنهان در برنامه درسی تلفیقی به بهترین نحو بهره برداری نمایند.
۱۵۱۰۶.

جایگاه نماد و اسطوره در انسان شناسی فلسفی پل ریکور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۴۰
پرسش درباره چیستی و اهمیت نماد و اسطوره همواره از بنیادی ترین و در عین حال چالش برانگیزترین مباحث در تاریخ فلسفه بوده است. از روزگار یونان باستان تا دوران معاصر، فیلسوفان رویکردهای گوناگونی را در تبیین کارکرد و معنای این دو مقوله عرضه کرده اند. در این میان، پل ریکور از برجسته ترین متفکرانی است که در نخستین دوره اندیشه خود با رویکردی هرمنوتیکی به تحلیل نسبت میان نماد، اسطوره و انسان شناسی فلسفی پرداخت. ریکور در این مرحله، طرحی از یک انسان شناسی فلسفی را بنا نهاد و در آن، ضمن دفاع از معناداری نظام های نمادین، نمادها و اسطوره ها را به منزله بستری مناسب برای انسان شناسی تلقی کرد. از دید او، تجربه بشر در مواجهه با شرّ، تجربه ای بنیادین و آشکارکننده مخمصه ای وجودی است؛ تجربه ای که در قالب نمادهای اعتراف تجلی یافته است. بنابراین، با بازیابی و تفسیر معانی نهفته در نمادهای اعتراف می توان به اهداف انسان شناسانه دست یافت. ریکور در تحلیل خود از سه نماد اعترافِ آلودگی، گناه شرعی و گناه اخلاقی نوعی سیر سوبژکتیو را بازمی شناسد که طی آن، شر به تدریج درونی می شود و انسان سنگینی آن را بر وجدان خویش احساس می کند. افزون بر این، به باور وی، چون اسطوره بُعدی روایی به نماد می بخشد، این سه نماد اعتراف در چهار نوع اسطوره «آفرینش بابلی»، «نگاه تراژیک به وجود»، «روح تبعیدی» و «اسطوره آدم» روایت شده اند.
۱۵۱۰۷.

از ساختار طبیعی تا الگوی اخلاقی: بررسی نقادانه نظریه فضیلت فوت و زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۸
نظریه ی فضیلت، به منزله ی یکی از رویکردهای اصلی در اخلاق هنجاری، در قرن بیستم با آثار فیلسوفانی چون فیلیپا فوت و لیندا زگزبسکی احیا و به بدیلی برای پیامدگرایی و وظیفه گرایی بدل شد. فوت، در چارچوبی که می توان آن را طبیعی گرایی ارسطویی نامید، فضیلت ها را نه ساخته های ذهنی یا قراردادهای اجتماعی بلکه ویژگی هایی آفاقی می داند که در جهت تحقق غایت طبیعی و شکوفایی گونه ی انسانی عمل می کنند. او با ارجاع به مفهوم ضرورت های ارسطویی و نقش عقل عملی، استدلال می کند که داوری های اخلاقی در ساختار طبیعی زندگی انسان ریشه دارند و از شرایطی برمی خیزند که امکان شکوفایی حیات انسانی را فراهم می کنند. در سوی دیگر، زگزبسکی نظریه ای الگومدار و انگیزشی از فضیلت ارائه می کند که بر تجربه ی زیسته ی فاعل اخلاقی، تحسین الگوها و کوشش برای تشبّه به منش آنان متمرکز است. در این چشم انداز داوری اخلاقی نه صرفاً محصول استدلال عقلانی یا تحلیل مفهومی بلکه برآمده از واکنش های عاطفی و شهودهایی اخلاقی است که در مواجهه با الگوهای تحسین برانگیز پدید می آیند و راهنمای عمل اخلاقی می شوند. به رغم این تفاوت ها، امکان تلفیق عناصر اساسی این دو رویکرد وجود دارد. پیوند دادن بنیان های طبیعی و عقلانی نظریه ی فوت با مؤلفه های شهودی و الگومدار زگزبسکی می تواند زمینه ساز شکل گیری چشم اندازی دو سطحی و در اخلاق فضیلت شود که در آن عقل و طبیعت، از یک سو، و شهود و انگیزش، از سوی دیگر، در تبیین و راهبری زندگی اخلاقی نقش اساسی دارند.
۱۵۱۰۸.

Kant, Quantum Physics and Transcendental Judgments(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۵
Kant’s philosophy of science has been applied to quantum physics since the time when Niels Bohr formulated his interpretation of quantum physics. In recent years various Kantian interpretations of quantum physics have been put forward. One aspect that still needs further exploration is what a Kantian approach to the epistemic status of quantum entities would entail. In this paper a new kind of judgment consistent with Kant’s system, called a transcendental judgment, able to account for the real existence of quantum entities in the pre-measurement phase is discussed. The advantage of this kind of judgment is that it allows for a fine-tuning of the Kantian system to account for the discovery of quantum entities that are known to exist but whose existence can epistemologically not be accounted for in traditional Kantian philosophy. With this new kind of judgment, a wider range of possible judgments becomes available which can determine the epistemological status of concepts/ideas/theories quite carefully, discriminating between different kinds of knowledge claims.
۱۵۱۰۹.

تکنولوژی و تربیت، بازتصویر خودآیینی در آینه پسا پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۵
خودآیینی هدفی محوری در تربیت دوره جدید است. شخص خودآیین کسی است که در قید موانع بیرونی نباشد، و تحت تعریفی مشخص، افکار و کنش های او به خودش تعلق داشته باشد. با این وجود نگرش فردگرایانه سنت لیبرال به تنهایی نمی تواند پاسخگوی پرسش از خودآیینی باشد. ما باید بتوانیم به چالش های نظری و عملی که تکنولوژی در ارتباط با خودآیینی به وجود آورده است پاسخ دهیم. پساپدیدارشناسی دیدگاهی بدیع در این زمینه به ما ارائه می دهد. ما در این پژوهش ابتدا به روش تحلیل مفهومی به تطبیق مضامین اساسی خودآیینی با نظریه پساپدیدارشناسانه پرداخته ایم. بر این اساس تکنولوژی ها هیچ گاه اشیائی بیگانه با انسان نبوده بلکه همزیست انسان ها هستند و لذا سوژه انسانی نمی تواند از تکنولوژی ها کاملا مستقل باشد. با این وجود اگر قصدیت های پنهان تکنولوژی درک نشده و برای مواجهه با آن پیش بینی های لازم انجام نگیرد، ممکن است مخل خودآیینی انسان و فرآیندهای تربیتی باشد. پیشنهاد اصلی این پژوهش فهم خودآیینی مبتنی بر روابط درهم تنیده انسان با تکنولوژی در جهان جدید است. در عصر تکنولوژی های هوشمند و همه جا حاضر، خودآیینی در افقی جدید از امکان های تحقق خویشتن فهم و ارزیابی می شود. لذا باید چارچوب های نظر و عملی را شکل داد که به زیستن خلاق با تکنولوژی منجر می شود. بازتعریف نقش عادات تکنولوژیک در تربیت، پرورش مهارت های تکنولوژیک و خویشتن ورزانه در ارتباط با تکنولوژی ها و طراحی فضا-زمانِ زیست کودکان و نوجوانان، مبتنی بر فهم پساپدیدارشناختی از روابط انسان و تکنولوژی، راهبردهای اصلی در پیاده سازی این نگرش اند
۱۵۱۱۰.

ادراک بالعرض: بررسی دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۳
قوای ادراکی حیوانی در هریک از اقسام ظاهری و باطنی مدرکات بالذاتی دارند که مستقیما از سوی آن قوا ادراک می شوند. ولی گاه همراه با متعلقات خاص هر قوه ادراکی امور دیگری که در لحظه ادراک شیءای خاص مستقیما مورد ادراک هیچ یک از قوای ادراکی واقع نشده اند، نیز به ادراک درمی آیند که نحوه ادراک آنها و قوه ای که این ادراک برایش حاصل می شود نیازمند تبیین و توضیح است. ابن سینا این نوع از ادراکات را، بویژه آنجا که از نوع محسوسات باشند، «محسوس بالعرض» نامیده و قوه ادراک کننده آنها را نیز قوه وهم دانسته است. از آنجا که وهم مدرِک اموری به نام «معنا»ست که در مقابل اموری به نام «صورت» قرار می گیرند که اختصاصا از سوی حواس بیرونی ادراک می شوند، این پرسش مطرح می شود که اگر مدرَکات بالعرض از جنس محسوسات باشند و محسوسات نیز صورت باشند واهمه که مدرِک معانی است چگونه می تواند محسوسات بالعرض را درک کند. پاسخ این است که جایگاه یک متعلَق ادراکی در مقام صورت یا معنا جایگاهی مطلق نیست، بلکه با روابط و نسبت هایی که در یک فعل خاص ادراکی بین مدرِک و مدرَک برقرار می شود تعین می یابد و ازهمین رو ابن سینا معانی را نه با ویژگی غیرحسی بودن که با ویژگی «با حواس خارجی ادراک نشدن» مشخص کرده است.
۱۵۱۱۱.

بازخوانی مجدد نظریه افلاک سهروردی؛ پاسخی به استیلای طبیعت و تقدیرگرایی بر مناسبات انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۹
برخی از مکاتب فکری و فلسفی مناسبات انسانی و قلمرو سیاست را ذیل طبیعت و نظام افلاک توضیح داده اند. در این تصور با ارائه فهمی کاملا انفعالی از موقعیت انسان در هستی و در برابر طبیعت، امور انسانی به ویژه قلمرو سیاسی با منطق تقدیرگرایی و اوضاع طبیعی و فلکی امکان پذیر شده است. در مقابل برخی از فلاسفه به ویژه سهروردی با تصور فوق مخالفت کرده و کوشیده اند با ارائه تصویری فعال و خلاق از آدمی در نظام طبیعت نه تنها قلمرو سیاست را در برابر طبیعت استقلال ببخشند، بلکه مناسبات نظام طبیعت را با منطق قلمرو سیاست ترمیم ساخته و تکامل دهند. نگارندگان در این مقاله می کوشد با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به موضع سهروردی دراین باره بپردازد. به همین منظور ابتدا توصیف سهروردی از وضعیت نخستین که در آن طبیعت فلکی و استیلای تقدیر ویژگی بنیادی است ارائه شده و سعی می شود با استفاده از توصیف نظری سهروردی از چگونگی تحقق انسان مقتدر، استنتاجی عملی در قلمرو سیاست صورت پذیرد و انقلاب نظری او در باب استقلال قلمرو سیاست از طبیعت و نظام فلکی و همچنین بالاتر از آن قلمرو سیاست را به عنوان بستری برای تحولات وجودی در جهان طبیعت و طبایع فلکی تعین دهد.
۱۵۱۱۲.

مقایسه روش شناسی فلسفه اشراق با منطق شهودگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۶
سهروردی ابتدای کتاب حکمه الاشراق خویش را به مباحث منطقی اختصاص می دهد و در آنجا به نوآوری هایی در مسائل منطقی دست زده و برخی دیدگاه منطق سنتی را به چالش می کشد. همچنین در بخش های دیگری از حکمه الاشراق و نیز در دیگر آثار اشراقی این فیلسوف قواعد و اصولی مطرح می شوند که به نحوی از انحاء به علم منطق مربوط می شوند. در این مقاله در پی آشکارسازی بصیرت های تازه ای در مورد برخی از این اصول و قواعد با تحلیل آنها در زمینه کلی روش شناسی فلسفه اشراق هستیم. در این راستا مشابهت های جالب توجهی با منطق شهودگرا، و مبانی فلسفی آن به خصوص دیدگاه پادواقع گرایانه به منطق مشاهده می شود. مقابله این نظریات معاصر با منطق مفروض در پس استدلال های اشراقی سهروردی نکات فلسفی مهمی را از هر دو طرف آشکار می کند.بعد از بحثی درباره اینکه فلسفه اشراق و همینطور شهودگرایی مبتنی بر روشی سوبژکتیویستی هستند به تحلیل مورد به مورد شباهت های مذکور می پردازیم.
۱۵۱۱۳.

سه شهریار تمدّن آفرین در اوستا و شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
سه شهریار تمدّن آفرین مذکور در شاهنامه که به مثابه نخستین شهریاران در زامیادیشت اوستا توصیف شده اند، هوشنگ و طهمورث و جمشید نام دارند که مظهر آفرینندگی و خلّاقیت خدای تعالی به شمار می روند. این سه شهریار فرهمند، همانند خالق جهان هستی، در شش مرحله به ابداع و نوآوری دست می یازند، و سپس در مرحه هفتم به کاری شگفت تر از شگفت می پردازند که نقطه اوج کارهای ششگانه پیشین آنان است. این نوشتار بر آن است تا بر پایه روش اشراقی به شرح تناظر موجود در میان سه شأن یا وصف داداراورمزد -یعنی«گاه» و «دین» و «زمان»- با اوصاف و احوال آن سه شهریار بپردازد.
۱۵۱۱۴.

گذار از نفس به ذهن در تأملات دکارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۹
کوگیتو (Cogito) نشان ویژه نظام فکری دکارت به شمار می آید که با آن تحوّل بزرگی در تاریخ اندیشه فلسفی پدید آمد. بن مایه کوگیتو در معنای تازه ای نهفته است که دکارت به نفس می دهد و این معنابخشی به میانجی گذار از نفس به ذهن رخ می دهد. کوگیتو در سه اثر مهم، البته به قرائت های متفاوت، خودنمایی می کند: گفتار در روش، تأملات در فلسفه اولی، اصول فلسفه. اما از میان این سه، دکارت فقط تأملات را «رساله» می داند و از آن به مابعدالطبیعه خود نیز یاد می کند. در نوشته پیشِ رو، می کوشیم با چشم دوختن بر «تأمل دوم» از تأملات شش گانه در تأملات، جایگاه کوگیتو را در نظام فکری دکارت از حیث گذار از نفس ارسطویی به ذهن دکارتی باز نماییم. پیداست که برای این مقصود، ناگزیر از طرح مقدّماتی بحث خاصّه در دوره نوزایی و در سده هفدهم هستیم، تا روشن گردد اندیشه دکارت در این باره تنها تأکید بر نفی افکار پیشینیان از جمله ارسطو نیست، که جنبه های نواندیشانه و نوآورانه ای نیز دارد. در این گذار، شک دکارتی نقش بسترسازی و تمهید مقدّمات را برعهده دارد که باید بدان نیز پرداخت.
۱۵۱۱۵.

کلی و جزئی در فلسفه پروکلوس بر اساس کتاب اصول الهیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۷
پروکلوس اصطلاحات «کل»و «کلی»و نیز «جزء»و «جزئی»را تقریباً به یک معنا و ملازم یکدیگر به کار میبرد و هریک از مبادی را کل و کلی یا جزء وجزئی میخواند. علت آن است که هریک از این مبادی در واقع یک مفهوم است که نسبت به مفاهیم پایینی کلی و نسبت به مفاهیم بالایی جزئی است. پروکلوس رابطه کلی و جزئی را همان رابطه کل وجزء میداند و از این رو هریک از این مفاهیم کلی را یک کل و مفاهیم جزئی را اجزاء آن میشمارد. درنتیجه در نظر او هریک از مبادی نسبت به مبادی پایینتر کل و کلی و نسبت به مبادی بالاتر جزء وجزئی است. ازآنجا که این مفاهیم در عین حال سلسله ای از علل است، پروکلوس این اصطلاحات را به این علل نیز تعمیم میدهد و هریک از این علل را نسبت به معلولهای خود کل و کلی و نسبت به علل خود جزء و جزئی میخواند.
۱۵۱۱۶.

علل روان شناختی مخالفت های عمومی با محصولات تغییریافته ژنتیکی به رغم موافقت نسبی دانشمندان مبنی بر بی خطر بودن GMO(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۵۹
این مقاله به بررسی فاصله میان «درک علمی» و «پذیرش عمومی» محصولات تغییریافته ژنتیکی می پردازد تا مشخص شود چرا با وجود تأیید بی خطر بودن این محصولات توسط دانشمندان و مراکز علمی معتبر، اکثریت مردم نسبت به مصرف آنها تمایلی نشان نمی دهند. مقاله ضمن بررسی اختلاف میان «یافته های علمی» و «باورهای ذهنی»، با مرور اجماع نسبی بر بی ضرر بودن محصولات تغییریافته ژنتیکی و نبود شواهد تجربی مبنی بر آسیب های آنها به سلامت انسان و محیط زیست، دیدگاه های عمومی درباره این محصولات را بر اساس معیارهایی مانند جنسیت، میزان تحصیلات، گروه های سنی، باورهای ایدئولوژیک و حتی وابستگی های سیاسی تحلیل می کند. ابتدایی ترین فرضیه ناظر بر عدم پذیرش این محصولات، ممکن است «عدم اعتماد به علم» به نظر برسد. اما آنچه از نظرات مردم برجسته می شود نشان می دهد که میزان موافقت یا مخالفت آنان با موضوعات علمی مختلف به طرز معناداری بر حسب زمینه تغییر می کند. با در نظر گرفتن سوگیری های شناختی، از جمله «سوگیری تأیید»، فرضیه عدم اعتماد به علم به عنوان توضیحی کامل رد می شود. در ادامه مقاله، تلاش می شود با بررسی نقش «تفکر سریع» در فرایند تصمیم گیری و ترجیح «درک شهودی» بر «درک علمی»، ضمن تبیین مفهوم عقلانیت محدود، پاسخی مناسب برای این مسئله ارائه شود.
۱۵۱۱۷.

نقش نظریه سوبژکتیویته در طبیعت گرایی دووجهی هردر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۶
این مقاله می کوشد نشان دهد که نظریه سوبژکتیویته می تواند نقشی مبنایی در طبیعت گراییِ فلسفی ایفا کند، به این شرط که سوبژکتیویته به نحوِ درون باش لحاظ شود. از این رو، در اینجا، طرحِ طبیعت گرایانه یوهان گوتفرید هردر چونان منبعی بالقوه برای صورت بندی ای درون باش از سوبژکتیویته موردِ کاوش قرار می گیرد. شرح داده می شود که طبیعت گرایی نزدِ هردر در دو وجهِ روش شناختی و هستی شناختی پرورده می شود. این دو وجه ناسازگار می نمایند، چون به نظر می رسد که اولی، که مبتنی بر قسمی چرخشِ زبانی است، ضدمبناگرایانه است، حال آن که در دومی، تجربه حسی چونان مبنا در نظر گرفته می شود. ادعای مقاله این است که این ناسازگاری به یاریِ نظریه سوبژکتیویته رفع می شود. برای اثباتِ این ادعا، وابستگیِ متقابلِ نظریه سوبژکتیویته هردر با وجهِ هستی شناختیِ طبیعت گراییِ او ایضاح می شود. به این شرح که نزدِ او، از یک سو، سوبژکتیویته نه بر اساسِ روشنیِ آگاهی بلکه بر مبنای تاریکیِ هستی تبیین می شود و از سوی دیگر، هستی به نوبه خود مفهومی ست. وانگهی، چون هستی منطبق بر محدودیت های ادراکیِ سوژه یِ متناهی دریافته می شود، مفصل بندیِ مفهومیِ هستی ضرورتاً در قالبِ زبان انجام می گیرد. بدین ترتیب، وجهِ روش شناختی یا زبانیِ اندیشه هردر نیز چونان جزئی جدایی ناپذیر در برنامه فلسفیِ او جا می گیرد.
۱۵۱۱۸.

Beckett’s Film: Perceiving Deleuze’s Time Film through Stiegler’s Negentropic Film(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
Gilles Deleuze argues that in Samuel Beckett’s Film the perception of self by self, though agonizing, opens onto a promising vision: for one confined to the personal reduction of life, it discloses a transcendental expansion of LIFE. In cinematic perception, this transformation marks the shift from the classical cinema of movement, where protagonists made films, to a modern cinema of time, where the camera becomes the protagonist, inviting actors, like the audience, to watch the film enriched by its transcendental perspective. This article shows what appears in Deleuzian time-cinema as a proliferation of life, by sustaining the audience’s belief in transcendental time as a horizon of perpetually emerging life-events, is, in fact, an entropic eventization of the audience’s memory, a process that, according to Bernard Stiegler, entails the loss of savoir-faire. Thus, the revelatory shock-images in Beckett’s Film signify an entropic loss of memory’s ground, becoming pathological shocks that require therapeutic care and invention of new life-therapies, anticipating a negentropic reinvention of time the transcendental camera must watch and read its film from. Here, E is seen as a therapeutic camera, healed out of transcendental time through O’s analysing the pharmacological shock.
۱۵۱۱۹.

بررسی نقش و جایگاه فضای عاطفی مثبت مدرسه بر اشتیاق دانش آموزان به تحصیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: هدف از انجام این مقاله بررسی نقش و جایگاه فضای عاطفی مثبت مدرسه بر اشتیاق دانش آموزان به تحصیل می باشد. روش کار: مقاله حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی به نگارش در آمده است. نتایج: نتایج این مطالعه نشان می دهد که فضای عاطفی مدرسه به عنوان یکی از مؤلفه های مهم محیط آموزشی نقش تعیین کننده ای در شکل گیری نگرش ها، انگیزه ها و میزان مشارکت دانش آموزان در فرایند یادگیری دارد. فضای عاطفی مثبت شامل روابط محترمانه میان معلمان و دانش آموزان، احساس امنیت روانی، حمایت عاطفی، و وجود تعاملات سازنده در محیط مدرسه است که می تواند زمینه ساز افزایش انگیزه، علاقه مندی و مشارکت فعال دانش آموزان در فعالیت های آموزشی شود. در چنین فضایی دانش آموزان احساس ارزشمندی و تعلق بیشتری به محیط مدرسه پیدا می کنند و این امر به افزایش اشتیاق آنان برای یادگیری و ادامه تحصیل منجر می شود. از طرفی ایجاد فضای عاطفی مثبت در مدرسه می تواند به بهبود انگیزش تحصیلی، افزایش مشارکت در فعالیت های یادگیری و ارتقای عملکرد آموزشی دانش آموزان کمک کند. نتیجه گیری: نتایج کلی نشان می دهد که وجود فضای عاطفی مثبت در مدرسه می تواند احساس امنیت، تعلق و انگیزه را در دانش آموزان تقویت کند و در نتیجه اشتیاق آنان به یادگیری و مشارکت در فعالیت های آموزشی افزایش یابد. همچنین روابط حمایتی میان معلمان و دانش آموزان نقش مهمی در ایجاد نگرش مثبت نسبت به تحصیل و پایداری در مسیر یادگیری دارد.
۱۵۱۲۰.

تحلیل خاستگاه اخلاقی دین با تکیه بر آرای قرآنی و کلامی شیخ مفید(ره)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
همواره پژوهش در باب مسئله که خاستگاه دین یکی از مسائل اصلی و مهم در حوزه دین پژوهی بوده است. فلاسفه، متکلمین نسبت به این مسئله بی تفاوت نبوده اند و برای این پرسش که خاستگاه دین چیست؟ رهیافتهایی داشته اند. شیخ مفید(ع) که از میان متکلمین دارای تبحر فوق العاده ای در حوزه علم کلام و شناخت قرآن است، پاسخ های ارزشمندی را برای این سوال ارائه نموده است. از این پژوهش حاضر بر آن است که به بررسی و تحلیل خاستگاه اخلاقی دین از منظر این متکلم ارجمند امامیه بپردازد که در نتیجه می تواند پاسخ مناسبی به پرسش مذکور را ارائه نماید. فطرت الهی انسان، فلسفه ی خلقت بشر و انگیزه ی انسان برای کسب معرفت الهی از مواردی هستند که شیخ مفید(ره)، از آنان به عنوان خاستگاه های دین یاد می کند زمینه های اخلاقی دارند. از موارد دیگری که این متکلم شیعه، از آنان به عنوان خاستگاه دین نام می برد، می توان به عدل الهی و ضرورت وجود راهنمای الهی برای انسان اشاره نمود نیز به بیان خاستگاه اخلاقی دین می پردازد. که مورد اخیر را می توان مهم ترین و مفصل ترین بحث پیرامون خاستگاه اخلاقی دین برشمرد. در این موضوع به بحث ضرورت وجود پیامبران و ضرورت وجود امامان معصوم (ع) به صورت جداگانه پرداخته می شود. محقق بر آن است تا در این پژوهش به موارد ذکر شده از منظر دیدگاه کلامی شیخ مفید(ره) به تفصیل بپردازد و با توجه به قدرت و تبحر کلامی شیخ مفید(ره) توانسته است پاسخ مناسبی به پرسش مذکور را ارائه نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان