کیان سهیل

کیان سهیل

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

Beckett’s Film: Perceiving Deleuze’s Time Film through Stiegler’s Negentropic Film(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Beckett Deleuze Stiegler Transcendental Camera Therapeutic Camera

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۸
Gilles Deleuze argues that in Samuel Beckett’s Film the perception of self by self, though agonizing, opens onto a promising vision: for one confined to the personal reduction of life, it discloses a transcendental expansion of LIFE. In cinematic perception, this transformation marks the shift from the classical cinema of movement, where protagonists made films, to a modern cinema of time, where the camera becomes the protagonist, inviting actors, like the audience, to watch the film enriched by its transcendental perspective. This article shows what appears in Deleuzian time-cinema as a proliferation of life, by sustaining the audience’s belief in transcendental time as a horizon of perpetually emerging life-events, is, in fact, an entropic eventization of the audience’s memory, a process that, according to Bernard Stiegler, entails the loss of savoir-faire. Thus, the revelatory shock-images in Beckett’s Film signify an entropic loss of memory’s ground, becoming pathological shocks that require therapeutic care and invention of new life-therapies, anticipating a negentropic reinvention of time the transcendental camera must watch and read its film from. Here, E is seen as a therapeutic camera, healed out of transcendental time through O’s analysing the pharmacological shock.
۲.

هنر به مثابه کنش آزاد خیال تا حصول معنا در درد: مطالعه تطبیقی دعوت به مراسم گردن زنی نابوکوف و فیلم داگویل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درد حصول معنا دعوت به مراسم گردن زنی داگویل نابوکوف فون-تریه کنش آزاد خیال

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
اینکه درد فرد را از معنا تهی می کند یا به عنوان بخش لاینفک از تجربه زیسته، توان آن را دارد که فرد را به حصول معنا برساند موضوع اصلی این مطالعه بین رشته ای (تطبیقی) ا ست. در این پژوهش برای اولین بار، رمان دعوت به مراسم گردن زنی نوشته ولادیمیر نابوکوف و فیلم سینمایی داگویل ساخته لارس فون تریه با ارجاع به مشابهت های ساختاری و مضمونی مورد مطالعه قرار گرفته اند تا ضمن تشریح وجوه شباهت، به بررسی حصول معنا در درد پرداخته شود. ولادیمیر نابوکوف و لارس فون تریه دو هنرمند مطرح قرن بیستم هستند که آثارشان از وجوه متفاوتی مورد بحث قرار گرفته است. پرداخت درد یکی از وجوه اشتراک در آثار این دو هنرمند است که تا به حال موضوع هیچ مطالعه مشترکی نبوده است. این دو با نشان دادن عمق دردی که قهرمان هایشان با آن دست به گریبانند از درون مایه های اولیه ای همچون برداشت ایدئولوژیک، جامعه شناسانه و روان شناسانه گذر می کنند تا به واسطه کنش آزاد خیال نشان دهند چگونه هنر می تواند فرد را در حصول معنا و گذر از درد یاری بخشد. بدین منظور، نظریات ایلین اسکاری در حوز ه مطالعه درد و ساخت معنا مطرح و با رویکردی پدیدارشناسانه و با ارجاع به متن این دو اثر مورد مداقه قرار می گیرند تا نقش خیال/ هنر در گسست از درد تشریح شود. این پژوهش در نوع  خود می تواند راهگشای پژوهشگران علاقه مند به مطالعات بین رشته ای به صورت عام و مطالعه این دو هنرمند به صورت خاص باشد. 
۳.

جایگاه زن در نظامی و چاسر: شیرین و کریسید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چاسر جایگاه زن خسرو و شیرین تریلس و کریسید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۱ تعداد دانلود : ۴۷۸
از آنجا که برای پی بردن به جایگاه زن در فرهنگ ملی هر سرزمینی یکی از گزینه ها مراجعه به متون ادبی است، مقاله حاضر با مقایسه خسرو و شیرین نظامی و تریلس و کریسید چاسر و با بیان شباهت ها و تفاوت های موجود در آنها در صدد باز آفرینی تصویر زن در این دو اثر است. هر دو شاعر در تاریخ ادبیات سرزمین خود از اهمیت بسیاری برخوردارند. چاسر، پدر ادبیات انگلیسی و حضرت عشق خوانده شده و نظامی به عنوان سراینده قصه های بزمی و عاشقانه توفیق قدرت نمایی یافته، تا آنجا که سرایندگان دیگر تحت تاثیر سبک و نفوذ انکار ناپذیر وی قرار گرفته اند. با توجه به اهمیت این دو شاعر، دیدگاه آنها به نقش زن، خصوصاً در نظام پدرسالار آن دوران، قابل تامل است. نکته حایز اهمیت پایان داستان ها است. شواهد بر آمده از داستان ها نشان می دهد که وفاداری شیرین در عشق، پایداری و ایثار جان، او را تبدیل به زنی نمونه و خوب می کند. اما کریسید با خیانت به تریلس و پیوستن به دیومد، تبدیل به یک زن خیانتکار می شود. این پژوهش تفاوت دیدگاه به زن را در این دو اثر نشان می دهد. نظامی در اثر خویش با این فرهنگ می جنگد و نگاهی روشن به زن دارد که با جامعه بسته و فیودالی آن روزگار سنخیت زیادی ندارد. حال آن که چاسر با دیدی طعنه آمیز به این موضوع می پردازد. شباهت های عمده این داستان ها که این دو اثر را مناسب مقایسه می کند در طرح و پیرنگ، درون مایه و شخصیت پردازی آن ها است که از آن جمله می توان به زمینی و خاکی بودن عشق، حضور شاپور و پندروس به عنوان شخصیت های واسطه میان شخصیت های اصلی، مرگ شخصیت مرد، حضور فرهاد و دیومد که عاشق شخصیت های زن می شوند، موانع، هجران، بی وفایی، نصیحت و اظهار نیاز اشاره کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان