از پراگماتیسم تا عشق تکاملی: نقش اخلاق و دین در فلسفه ی چارلز سندرز پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۱ پاییز ۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
243-276
حوزههای تخصصی:
پیرس، دیدگاه های ناسازگاری درباره ی رابطه ی علم با اخلاق و دین ارائه می دهد. او از یک سو، اخلاق و دین را اموری حیاتی می داند که برای شناخت آن ها باید به حس درونی و غریزه رجوع کرد. از سوی دیگر، در برخی مواضع، دیدگاه هایی مخالف این رویکرد دارد. پیرس درنهایت معتقد است که منطق بر اخلاق و اخلاق بر زیبایی شناسی استوار است. این مقاله با بررسی ناسازگاری های فلسفه ی پیرس، نشان می دهد که تفکیک علم از اخلاق و دین در اندیشه ی او با کلیت فلسفه اش در تضاد است. در این مسیر ابتدا به بررسی جایگاه غریزه در استدلال و نیز مفهوم خودکنترلی به عنوان روش کنترل گر تحقیق پرداختیم. نشان دادیم که غریزه نزد پیرس پایه ی تمام استدلال و تفکر است؛ اما غریزه به تنهایی کافی نیست و باید توسط اصولی کنترل شود. اصل کنترل گر تحقیق، اصلی اخلاقی است؛ و ازآنجاکه اخلاق نیز در نظرگاه پیرس مبتنی بر زیبایی شناسی است، دیگر مرزی بین این سه حوزه نمی ماند. مفهوم کلیدی دیگر در فلسفه پیرس، آگاپیسم (عشق تکاملی) است که بر اساس آن جهان از طریق نیروی عشق پیش رانده و هماهنگ می شود. پیرس جهان را کلیتی به هم پیوسته می داند که در آن تمایز بین ذهن و ماده، عقل و احساس و نفس و بدن ناممکن است. درنهایت به تحلیل این موضوع پرداختیم که اگرچه روش شناسی پیرس به شکل معقولی اخلاق و زیبایی شناسی را در روش علمی می پذیرد، اما پذیرفتن مفاهیمی مانند عشق تکاملی، متافیزیکی را به فلسفه ی او وارد می کند که پذیرفتنی نیست.