ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۴۲۱ تا ۱۲٬۴۴۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۱۲۴۲۳.

‌معرفت‌ و گونه‌های‌ توجیه‌(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۵۹۴۸
در این‌ مقاله، ابتدا انواع‌ توجیه‌ شامل، عقلگرایی، تجربه‌گرایی، پوزیتیویسم‌ منطقی، انسجام‌گرایی، عرف‌اندیشی‌ و عملگروی‌ مرور می‌شود. در ادامه، بحثِ‌ شاکله‌های‌ توجیه‌ مطرح‌ می‌شود. نویسنده‌ دیدگاه‌های‌ مبناگرایی، کل‌نگری، درون‌گرایی‌ و برون‌گرایی‌ را بررسی‌ می‌کند. وی‌ پس‌ از نقد و بررسی‌ دیدگاه‌های‌ مختلف‌ نهایتاً‌ نتیجه‌گیری‌ می‌کند که‌ روش‌ صحیح‌ در توجیه‌ معرفت، راهی‌ عقلانی‌ است‌ و شاکله‌ای‌ که‌ برای‌ آن‌ انتخاب‌ می‌کند مبناگرایی‌ مبتنی‌ بر بداهت‌ و برهان‌ است. با توجه‌ به‌ مباحثی‌ که‌ دربارة‌ «سرشت‌ معرفت» و «هویت‌ توجیه» ارائه‌ شد، اینک‌ به‌ طور فشرده‌ به‌ انواع‌ و گونه‌های‌ توجیه‌ اشاره‌ می‌شود تا در پرتو آن‌ بتوان‌ با جامع‌ نگری‌ بیشتری‌ دربارة‌ «ارزش‌ شناخت» به‌ بحث‌ پرداخت.
۱۲۴۲۴.

رابطه ما بعد الطبیعه و روش در نظام فکری دکارت

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸۱
هدف اصلی دکارت از بحثهای فلسفی رسیدن به یک علم واحد کلی است که فقط با دستیابی به یک روش معقول کامل و شامل می تواند تحقق پذیر باشد البته فلسفه مبتنی بر اصالت عقل دکارت با سنتهای قبلی (اعم از دوره باستان یا قرون وسطی) تفاوت زیادی دارد زیرا توجه اصلی دکارت به علوم جدید است و کار اساسی او از لحاظ فلسفه اولی اثبات نوعی عقل است که عمیقا نه فقط مجهز به روش می شود بلکه خود را اصلا جز تشخیص ترتیب امور و فهم تقدم و تاخر آنهاچیز دیگری نمی داند و حتی گویا فلسفه اولی بر اساس نیازمندیهای همین روش شکل نهایی خود را بدست می آورد این مطلب با دقت در علوم مختلف و مصادیق خاص مورد نظر دکارت در این مقاله تحلیل و بررسی می شود .
۱۲۴۲۵.

عرفی و عقلانی بودن زبان دین در حوزه تشریع و تقنین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای هرمنوتیک
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
تعداد بازدید : ۴۵۸۲
فهم‌ احکام‌ الاهی‌ از قرآن‌ و سنت‌ به‌صورت‌ شریعت‌ اسلامی، یکی‌ از حساس‌ترین‌ موضوعات‌ تاریخ‌ اسلام‌ از آغاز تاکنون‌ بوده، و هیچ‌ امری‌ نتوانسته‌ است‌ از اهمیت‌ آن‌ بکاهد. با فاصله‌ افتادن‌ بین‌ زمان‌ شارع‌ و زمان‌ مخاطبان، حجیت‌ ظواهر یا اعتبار فهم‌ فقهی‌ کتاب‌ و احادیث‌ نیز به‌ موضوع‌ مهم‌ و اساسی‌ دیگری‌ تبدیل‌ شد. شناخت‌ ظواهر و حجیت‌ ظهور، بر پیش‌فرض‌هایی‌ مبتنی‌ است‌ که‌ اگر در هر یک‌ از آن‌ها خدشه‌ وارد شود، حجیت‌ ظهور تزلزل‌ می‌یابد و به‌دنبال‌ آن، مقبولیت‌ فهم‌ فقهی‌ و روش‌ استنباط‌ فقیهان‌ و اصولیان‌ از کتاب‌ و سنت‌ نیز دستخوش‌ تردید خواهد شد. هرمنوتیک‌ مدرن، در برخی‌ از این‌ پیش‌فرض‌های‌ مسلم‌ دانشمندان‌ فقه، اصول‌ و کلام‌ خدشه‌ کرده‌ است. یکی‌ از این‌ پیش‌فرض‌های‌ اساسی، به‌ کیفیت‌ زبان‌ دین‌ در حوزة‌ تشریع‌ و تقنین‌ مربوط‌ است. اگر فقیهان‌ پس‌ از قبول‌ حجیت‌ ظواهر، به‌دنبال‌ کشف‌ ظهورات‌ کلمات‌ شارع‌ برآمده‌ و مباحث‌ بسیار گسترده‌ و دقیق‌ معناشناسی‌ و گاهی‌ هرمنوتیک‌ را در دانش‌ اصول‌ فقه‌ برای‌ روشمند کردن‌ فهم‌ ظواهر، مطرح، و تاکنون‌ مورد اجتهاد و نظریه‌پردازی‌ قرار داده‌اند، بر این‌ مبتنی‌ بوده‌ که‌ زبان‌ دین‌ برای‌ بیان‌ احکام‌ شرعی‌ و قوانین‌ مورد نیاز زندگی‌ بشر همان‌ زبان‌ عرفی‌ و عقلایی‌ عموم‌ مردم‌ است‌ که‌ از یک‌ سلسله‌ قواعد و قوانین‌ مشترک‌ بین‌ تمام‌ زبان‌ها پیروی‌ می‌کند. در این‌ مقاله، به‌ تبیین‌ و اثبات‌ این‌ پیش‌فرض‌ پرداخته‌ شده‌ است.
۱۲۴۲۶.

زبان دین از دیدگاه حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲۰
‌مقاله‌ حاضر، تبیین‌ و گزارشی‌ دربارة‌ مسائلی‌ است‌ که‌ در زبان‌ دین‌ بر اساس‌ حکمت‌ متعالیه‌ در عصر جدید مطرح‌ شده‌ و مد‌عایش‌ این‌ است‌ که‌ این‌ مسائل، در میان‌ متفکران‌ اسلامی‌ به‌ شکلی‌ مطرح‌ بوده‌ و پاسخ‌هایی‌ به‌ آن‌ داده‌ شده‌ که‌ از میان‌ آن‌ها راه‌حل‌ ملا‌ صدرا که‌ بر اساس‌ مبانی‌ حکمت‌ متعالیه‌ داده‌ شده، مقبول‌تر به‌ نظر می‌رسد و این‌ نوشتار نیز بر همین‌ اساس‌ بر دیدگاه‌ ملا‌ صدرا ناظر است‌ و در حقیقت، گزارشی‌ از راه‌ حل‌ مشکلات‌ زبان‌ دین‌ از دیدگاه‌ او و حکمت‌ متعالیه‌ است.
۱۲۴۲۷.

زبان دین از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۴۸
این‌ مقال‌ بر آن‌ است‌ که‌ زبان‌ دینی‌ را از دیدگاه‌ ملاصدرا مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار دهد. ملاصدرا اعتقاد دارد که‌ زبان‌ قرآن، زبان‌ رمز و اشاره‌ است. اما رمز و اشاره‌ای‌ که‌ با ظاهر قرآن، منافات‌ ندارد. آنچه‌ از ظاهر عبارات‌ قرآن‌ کریم‌ فهمیده‌ می‌شود، تمام‌ معانی‌ حقایق‌ قرآن‌ نیست‌ بلکه‌ این‌ ظاهر، نماد برای‌ حقایقی‌ است‌ که‌ آن‌ها را جز به‌ زبان‌ نمادین‌ نمی‌توان‌ بیان‌ کرد. علت‌ نمادین‌ بودن‌ حکمات‌ قرآن‌ ببه‌ سبب‌ این‌ ویژگی‌ است‌ که‌ آنها از عالم‌ جبروت‌ و ملکوت‌ به‌ عالم‌ ناسوت‌ نازل‌ شده‌اند. این‌ نزول‌ وجودی‌ قرآن، توأم‌ با حفظ‌ همه‌ حقایق‌ والا و عظیم‌ آن، جز به‌ طریق‌ نمادین‌ بودن‌ زبان‌ قرآن‌ امکانپذیر نیست. مولف‌ در ادامه‌ نمادین‌ بودن‌ زبان‌ قرآن‌ را از لحاظ‌ وجود شناختی، معرفت‌شناختی‌ و در آخر نظریه‌ اشتراک‌ معنوی‌ در عین‌ تشکیکی‌ بودن‌ زبان‌ دینی‌ را مورد بحث‌ قرار می‌دهد.
۱۲۴۲۸.

ماهیت صفات خدا از دیدگاه ابن میمون و مقایسه آن با آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳۱۴
مقالة‌ حاضر بر آن‌ است‌ تا در حوزة‌ معناشناختی‌ صفات‌ خداوند که‌ از مهم‌ترین‌ موضوعات‌ معاصر در عرصة‌ زبان‌ دین‌ به‌ شمار می‌رود، به‌ دو مسألة‌ مهم، یکی‌ مقیاس‌ شناخت‌ صفات‌ خدا و دیگری‌ تحلیل‌ ماهیت‌ صفات‌ خدا از دیدگاه‌ دو فیلسوف‌ برجسته‌ (یکی‌ از قرون‌ وسطا یعنی‌ موسی‌ ابن‌میمون‌ و دیگری‌ از قرن‌ معاصر یعنی‌ علامة‌ طباطبایی) بپردازد. در این‌ نوشتار کوشش‌ شده‌ است‌ با تحلیل‌ آرای‌ این‌ دو اندیشه‌ور و در ضمن‌ مقایسه‌ بین‌ آن‌ها مشخص‌ می‌شود که‌ مبانی‌ حکمت‌ متعالیه‌ که‌ حاصل‌ تلاش‌ فیلسوفان‌ مسلمان‌ و برگرفته‌ از آموزه‌های‌ دینی‌ اسلام‌ است، معقول‌تر و موجه‌تر به‌ این‌ مهم‌ پاسخ‌ داده‌ است.
۱۲۴۲۹.

امکان سخن گفتن از خدا از دیدگاه ویلیام آلستون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۷۳
ویلیام‌ آلستون‌ اعتقاد دارد: پرسش‌ اصلی‌ بحث‌ «سخن‌ گفتن‌ از خدا» این‌ است‌ که‌ «آیا ما می‌توانیم‌ از طریق‌ زبان‌ طبیعی‌ به‌ طور حقیقی، معنادار و صادق‌ دربارة‌ خداوند و اوصاف‌ و افعال‌ او سخن‌ بگوییم». آن‌چه‌ سبب‌ دشواری‌ این‌ شیوة‌ خاص‌ سخن‌ گفتن‌ شده‌ است، از یک‌سو به‌ محدودیت‌های‌ زبان‌ طبیعی‌ و قالب‌ها و مدل‌های‌ آن‌ و از سوی‌ دیگر، به‌ نحوة‌ وجود منحصر به‌ فرد خداوند و تعالی‌ و به‌ کلی‌ دیگر بودن‌ او مربوط‌ می‌شود. زبان‌ عادی‌ و رایج‌ ما متناسب‌ با همین‌ عالم‌ امکانی‌ و جسمانی‌ و محدود است. مفاهیم‌ رایج‌ در این‌ زبان‌ در خور این‌ عالم‌ و متناسب‌ با آن‌ هستند. چگونه‌ می‌توان‌ از طریق‌ همین‌ مفاهیم‌ و مدل‌ها دربارة‌ امری‌ متعالی‌ سخن‌ گفت‌ که‌ با این‌ عالم‌ و حوادث‌ رایج‌ در آن‌ هیچ‌ شباهتی‌ ندارد؟ مفاهیم‌ امکانی، جسمانی‌ و محدود چگونه‌ می‌توانند از موجود و واجب‌الوجود به‌ بسیط، مجرد، نامتناهی‌ حکایت‌ کنند؟ آلستون‌ در پاسخ‌ به‌ این‌ پرسش‌ معتقد است: ما می‌توانیم‌ با استفادة‌ از همین‌ زبان‌ عادی‌ و مفاهیم‌ رایج‌ در آن، زبان‌ دیگری‌ بسازیم‌ که‌ هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر خداوند و هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر انسان‌ باشد. او معتقد است‌ که‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ این‌ مطلوب‌ باید ویژگی‌های‌ امکانی، جسمانی‌ و زمانی‌ و مکانی‌ این‌ مفاهیم‌ را کنار نهاده، هستة‌ اصلی‌ معنا را که‌ امری‌ مشترک‌ بین‌ خدا و انسان‌ است، به‌ خدا نسبت‌ دهیم‌ از دیدگاه‌ آلستون، ما ممکن‌ است‌ بتوانیم‌ مفاهیمی‌ از قبیل‌ عشق، علم‌ و قدرت‌ را پالایش‌ کنیم؛ یعنی‌ آن‌ها را از تمام‌ ویژگی‌های‌ مخلوقانه‌ای‌ که‌ متناسب‌ با زمانمندی، جسمانیت‌ و غیره‌ است، بپراییم‌ و هسته‌ای‌ از معنا را باقی‌ نگه‌ داریم‌ که‌ قابل‌ اطلاق‌ بر خداوند باشد. چنین‌ واژه‌های‌ پیراسته‌ای‌ را می‌توان‌ به‌ نحو حقیقی‌ بر خداوند اطلاق‌ کرد و با استفادة‌ از آن‌ها می‌توان‌ گزاره‌های‌ صادقی‌ دربارة‌ خدا سامان‌ داد. آلستون‌ در راه‌ رسیدن‌ به‌ این‌ مطلوب، به‌ نظریة‌ «کارکردگرایی» متوسل‌ می‌شود. در نظر وی، کلید اصلی‌ داشتن‌ زبان‌ حقیقی‌ مشترک‌ میان‌ خالق‌ و مخلوقات‌ در این‌ نکته‌ نهفته‌ است‌ که‌ ما بتوانیم‌ مفهوم‌ واحد و مشترکی‌ را از اوصاف‌ خدا و انسان‌ به‌دست‌ آوریم. او مد‌عی‌ است‌ که‌ به‌ رغم‌ تفاوت‌ آشکاری‌ که‌ میان‌ خدا و انسان‌ وجود دارد می‌توان‌ به‌ این‌ مفاهیم‌ مشترک‌ دست‌ یافت‌ و خاستگاه‌ انتزاع‌ این‌ مفاهیم‌ مشترک‌ کارکرد و عمل‌ مشترک‌ این‌ اوصاف، در خدا و انسان‌ است. واقعیت‌ علم‌ خدا و علم‌ انسان‌ فی‌ حد‌ ذاته‌ مفهوم‌ مشترکی‌ با هم‌ ندارند و ما می‌توانیم‌ با توجه‌ به‌ کارکرد مشترک‌ و واحد علم‌ در خدا و انسان، به‌ مفهوم‌ کارکردی‌ واحد و مشترکی‌ دست‌ یابیم‌ که‌ هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر خداوند و هم‌ قابل‌ اطلاق‌ بر انسان‌ باشد.
۱۲۴۳۰.

عرفان علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۶۹
در این‌ مقاله‌ عرفان‌ در سیر تحولی‌ و تطوری‌اش، از ابتدا تا قرن‌ نهم‌ قمری‌ بحث‌ و بررسی، و بر معنای‌ «معنویت‌گرایی» و «وجهة‌ الاهی» عرفان‌ که‌ منظور نظر صائب‌ و ثاقب‌ مرحوم‌ علا‌ مة‌ طباطبایی؛ در آثار و اثمار وجودی‌اش‌ بود، تکیه‌ و تأکید شده‌ است‌ که‌ او‌لاً‌ این‌ معنا در فطرت‌ آدمیان‌ و همة‌ ادیان‌ و مذاهب‌ و ملل‌ و نحل‌ موجود است‌ و ثانیاً‌ حقیقت‌ معنویت‌خواهی‌ و راه‌ و روش‌ نیل‌ به‌ آن‌ و شریعت‌ کاملی‌ که‌ موصل‌ و مؤ‌د‌ی‌ انسانِ‌ سالک‌ به‌ اوج‌ معنا و قلة‌ بلند کمال‌ و قرب‌ الاهی‌ است، در اسلام‌ ناب‌ متجلی‌ شده‌ است. از طرف‌ دیگر، «توحید» که‌ غایت‌ قصوی‌ و مقصد اَسنی‌ در عرفان‌ اصیل‌ اسلامی‌ و فوق‌ نگرش‌ کلامی‌ و فلسفی‌ است‌ و به‌ «توحید» حالی، شهودی‌ و ... می‌رسد، در حقیقت، باطن‌ همة‌ ساحت‌های‌ سه‌گانة‌ معارف‌ اسلامی‌ یعنی‌ عقیدتی، اخلاقی‌ و عرفانی، و فقهی‌ و شرعی‌ است‌ و «انسان‌ کامل»، همانا انسان‌ موحد ناب‌ است‌ و توحید، فنا در ذات‌ الاهی، فنای‌ ذاتی، صفاتی‌ و افعالی‌ خواهد بود که‌ مرحوم‌ علا‌ مه‌ در رسالة‌ التوحید به‌ نحو احسن‌ و اکمل، وحدت‌ حقة‌ حقیقیه‌ را تبیین، آن‌گاه‌ اسما و مراتب‌ اسمای‌ حسنای‌ الاهی‌ را نیز در رسالة‌ الاسمأ ترسیم‌ و تصویر کرده‌ است. به‌ هر حال، نویسنده، کاربرد چهارم‌ یعنی‌ «معنویت‌ مداری» و وجهة‌ الاهی‌ عرفان‌ را عمق‌ اندیشه‌های‌ عرفانی‌ علا‌ مه‌ و «توحید ناب» را اوج‌ تکامل‌ عرفانی‌ و خلاصه‌ و عصارة‌ عمیق‌ و شگرف‌ و شگفت‌ اسلام‌ ناب‌ برمی‌شمارد که‌ مختص‌ فرهنگ‌ و شریعت‌ و معارف‌ اسلام‌ ناب‌ است‌ و دیگر هیچ.
۱۲۴۳۱.

ولایت عرفانی با درنگی بر آرای علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۸۶
در این‌ مقاله‌ بر آن‌ شده‌ایم‌ تا «ولایت» را که‌ نقطة‌ اوج‌ تکامل‌ انسان‌ در عالَم‌ عرفان‌ و سیر و سلوک، و فصل‌ ممیز حقیقت‌ انسانی‌ و انسان‌ حقیقی، کمال‌ انسانی‌ و انسان‌ کامل‌ از ماسوای‌ خویش‌ در عالم‌ و آدم‌ است‌ و علامت‌ سفرای‌ الاهی‌ و سالکان‌ کوی‌ دوست‌ به‌شمار می‌رود از افق‌ اندیشه‌های‌ قرآنی‌ و عرفانی‌ و عقلانی‌ استاد، علامه، آیت‌ا سیدمحمدحسین‌ طباطبایی4 با رویکردی‌ به‌ تفسیرالمیزان‌ و رسالة‌الولایة‌ آن‌ حکیم‌ و عارف‌ و مفسر الاهی‌ به‌ تحلیل‌ و تفسیر بکشانیم‌ که‌ ماحصل‌ آن‌ چنین‌ شده‌ است: ولایت، یعنی‌ قرب‌ و اتصال‌ و لقای‌ الاهی‌ که‌ در اثر معرفت، محبت، عبودیت‌ و اخلاص‌ حاصل‌ می‌شود و سالک‌ را به‌ مقام‌ فنای‌ ذاتی، اسمائی‌ و صفاتی‌ می‌رساند؛ یعنی‌ ولی‌ خدا، عالم‌ و آدم‌ را تحت‌ تدبیر و ولایت‌ مطلقة‌ الاهیه‌ مشاهده‌ می‌کند و به‌ مقام‌ توحید ناب‌ که‌ توحید معرفتی‌ و صمدی‌ است، راه‌ می‌یابد. راه‌ ولایت‌ که‌ به‌ نبوت‌ تعریفی‌ و مقامی‌ و اِنبائی‌ و استعدادی‌ در مقابل‌ نبوت‌ تشریعی‌ تفسیر شده، راهی‌ گشوده‌ است‌ و همة‌ مستعد‌ان‌ و اهل‌ معنا و کمال‌ در اثر شریعت‌ محوری‌ و عبودیت‌مداری، توان‌ نیل‌ به‌ آن‌ را دارند؛ اگر چه‌ میان‌ اولیای‌ خدا، مراتب‌ و درجات‌ فراوانی‌ وجود دارد؛ پس‌ راه‌ ولایت، راه‌ باز است، نه‌ بسته. راه‌شناسی‌ به‌ مقام‌ ولایت‌ از معرفت‌ نفس‌ (خودشناسی) و مراقبت‌ نفس‌ (خودنگه‌داری) و انقطاع‌ از دنیا و عبور از عالم‌ ماده‌ و طبیعت‌ و اتصال‌ به‌ جهان‌ ملکوت‌ و عالم‌ معنا، البته‌ در پرتو هدایت‌ وحیانی‌ و حمایت‌ باطنی‌ اولیای‌ دین‌ یعنی‌ پیامبر اکرم6 و امامان‌ معصوم: ممکن‌ و میسور است. رویکرد و روش‌ علامه‌ در تفسیرالمیزان‌ و رسالة‌الولایه‌ به‌ مقولة‌ ولایت، روش‌ و رویکردی‌ ترکیبی‌ و تلفیقی‌ از عقل، نقل‌ و کشف‌ است؛ چه‌ این‌که‌ علامه، برهان‌ و عرفان‌ و قرآن‌ را در عرض‌ هم‌ نمی‌داند؛ بلکه‌ در طول‌ هم‌ و افزون‌ بر آن، قرآن‌ کریم‌ را حاوی‌ بهترین، ناب‌ترین‌ و کامل‌ترین‌ معرفت‌های‌ برهانی‌ و عرفانی‌ و مافوق‌ بشری‌ می‌داند؛ بدین‌ سبب‌ در تفسیرالمیزان، به‌ تصریح‌ و تلویح‌ و بازتاب‌ عبارت‌ و اشارت‌ و در رسالة‌الولایه، فصل‌ اول‌ و دوم‌ با روش‌ عقلانی‌ و فلسفی، و فصل‌ سوم‌ و چهارم، با روشی‌ برهانی‌ و عرفانی‌ و قرآنی‌ و روایی‌ و در فصل‌ پنجم، با روش‌ محض‌ قرآنی‌ و روایی‌ به‌ ولایت‌شناسی‌ پرداخته‌ است. مؤ‌لف، ویلیام‌ چیتیک، در اندک‌ برگ‌های‌ موجود بخوبی‌ توانسته‌ است‌ آنچه‌ را که‌ خود از آن‌ به‌ «مکتب‌ ابن‌ عربی» یاد می‌کند ارائه‌ نماید. وی‌ در گام‌ نخست‌ آنچه‌ را که‌ از «مکتب‌ ابن‌ عربی» در نگاه‌ دارد را برمی‌شمارد، سپس‌ نشان‌ می‌دهد، چسان، قونوی، پسرخوانده‌ او، با ایجاد حلقه‌ خویش، اندیشه‌های‌ شیخ‌ را به‌ واژگانی‌ فلسفی‌ - عرفانی‌ پیچیده، گسترش‌ داده‌ است. مقاله‌ بر کتاب‌ «فصوص‌ الحکم» او به‌عنوان‌ «شناخته‌ شده‌ و پرخوانده‌ شده‌ترین» از میان‌ بسیار کارهای‌ ابن‌ عربی‌ پای‌ می‌فشرد، و شروح‌ گوناگون‌ نگاشته‌ شده‌ را برمی‌شمرد. در پایان‌ نیز، نویسنده، بر دیگر اعضای‌ مکتب‌ در سراسر گسترة‌ جهان‌ اسلام‌ اشارت‌ می‌کند.
۱۲۴۳۲.

نظریه توصیفات راسل و مشکل جانشینی در متون گرایشهای قضیه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه تحلیلی آباء فلسفه تحلیلی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه زبان
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق منطق فلسفه منطق سمانتیک اسامی خاص
تعداد بازدید : ۱۱۱۰۷
هر نظریه معنایى جامعى که متکفل تحلیل و تبیین توصیفات معرفه، مانند «نویسنده بوستان» و «رئیس جمهور ایران»، در جمله‏هاى زبان طبیعى است، علاوه بر این که باید بتواند تحلیل معنایى درستى از جمله هایى مانند «نویسنده بوستان شاعر است» و «رئیس جمهور ایران عاقل است» ارائه دهد، باید بتواند به شایستگى نیز از عهده مشکل مربوط به این گونه جمله‏ها، یعنى مشکل جمله‏هاى مشتمل بر توصیفات معدوم، نظیر «پادشاه فرانسه طاس است» و «مربع مستدیر مستدیر است»، بر آید. همچنین علاوه بر این که آن نظریه باید از کفایت لازم براى تبیین و تحلیل توصیفات معرفه، در جمله‏هاى گرایش‏هاى قضیه‏اى، نظیر «حسن اعتقاد دارد که نویسنده بوستان شاعر است» و «درباره رییس جمهور ایران، حسن اعتقاد دارد که او عاقل است»، برخوردار باشد، باید بتواند به نحو رضایت بخشى نیز مشکل مربوط به آنها، یعنى «مشکل جانشینى» عبارات هم ارزش را در آن جمله‏ها نظیر سلسله جمله‏هاى: الف - «حسن اعتقاد دارد نویسنده بوستان شاعر است»، ب - «نویسنده بوستان نویسنده گلستان است»، ج - «حسن اعتقاد دارد نویسنده گلستان شاعر است»، حل نماید. راسل مدعى است، نظریه تسویرى او از توصیفات معرفه کفایت و توانایى لازم را براى تحلیل و تبیین درست همه آن جمله‏ها، و همچنین حل دو مشکل پیرامون آنها، دارا مى‏باشد. در این مقاله خواهیم دید که ادعاى راسل در مورد جمله‏هاى گرایشى و مشکل مربوط به آنها، یعنى «مشکل جانشینى»، ادعایى نادرست است.
۱۲۴۳۳.

لیبرالیسم جدید و تخلیه حیات سیاسى

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی اندیشه سیاسی اسلام فلسفه سیاسی
تعداد بازدید : ۲۶۳۹
فلسفه سیاسى در کتاب «نظریه عدالت» جان مادلز (1971) صورتبندى جدید یافت. به نظر جان‏گرى، نویسنده مقاله، این فلسفه سیاسى در واقع، لیبرالیسم در هیئت جدید است که به شیوه تحلیلىِ رایج در فلسفه قرن بیستم انگلوساکسون و با استمداد از «نظریه حق» کانت به دام نوعى تصور انتزاعى و غیرتاریخى از «شخص» افتاده و برخلاف فلسفه‏هاى سیاسىِ ارسطو، هیوم و استوارت میل، در هیچ زمینه‏اى با نیازها و خواستهاى اصلى جامعه لیبرال در تماس نیست. به نظرِ گرى، نظریه‏پردازانِ آکادمیک انگلیسى و آمریکایى لیبرالیسم جدید از پدیده‏ها و رویدادهاى واقعى جامعه خود و جامعه‏هاى دیگر کاملاً غافل‏اند و بیشتر در تصورات ذهنى خویش به بازسازى لیبرالیسم مى‏اندیشند. در حالى‏که ما در واقعیتِ امر با اشخاص و افرادِ وفادار به هویتها، سنتها و تاریخها و جماعات متنوع مواجهیم و این امور آنچنان با پوست و استخوان و روح و روان آدمیان عجین شده که امکان جدایى مطلق و دائمى وجود ندارد. گرى مى‏گوید لیبرالیسم جدید باید از حادثه جهانىِ سقوط و فروپاشى شوروى عبرت بگیرد که اقوام زیرسلطه اتحاد جماهیر شوروى، به رغم کوششهاى فراوان براى یکسان‏سازى و همانندسازى، درنهایت به هویتها، فرهنگها، زبانها و آداب و رسوم و ارزشهاى پیشین خود بازگشتند. از این‏رو، لیبرالیسم جدید باید درون خود را از عنصر «طرح روشنگرى» و از این فلسفه تاریخ اروپامحورانه‏اى که امیدوار است روزى موجودات انسانى از «وفاداریهاى سنّتى و هویتهاى محلى» دست بردارند و در یک «تمدّن جهانىِ» کلى و عام متحد شوند، بپیراید.
۱۲۴۳۵.

درآمدى بر اندیشه سیاسى قطب‏الدین شیرازى

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی آثار واندیشمندان سیاسی مسلمان
تعداد بازدید : ۲۱۷۳
محمود بن مسعود بن مصلح فارسى کازرونى اشعرى شافعى، مشهور به قطب‏الدین شیرازى، که در قرن هفتم و در اوج تسلط قوم مغول بر ایران زندگى مى‏کرد، از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسى و صدرالدین قونوى است. اندیشه‏هاى سیاسى وى در مورد انسان مدنى و سیاسى و چیستى سیاست و منشأ و مراتب آن و نیز در مورد انواع جوامع سیاسى و طراحى و ترسیم یک نظام سیاسى مطلوب و دولت و عوامل ثبات و پایدارى آن حائز اهمیت است. قطب‏الدین با ابداع و تصویر یک دستگاه فلسفى منظم و منسجم تمام دیدگاههاى سیاسى خود را بر آنها مبتنى کرده است. وى عالَم هستى را عالمى مى‏داند که داراى اعتدال و انتظام است و در همه اجزا و عناصر سلسله مراتب رعایت شده است. از نظر وى اگرچه در عالم سماوى و عالم عقول چنین اعتدال و انتظامى تکوینا برقرار است، اما در عالم ارضى و عالم کون و فساد باید با تشکیل نظم سیاسى مطلوب حاصل از عقل و شرع و استقرار دولت فاضله و نیز در راستاى تأمین مصالح افراد جامعه به رواج فضائل، خصوصا فضیلت عدالت پرداخت تا در نهایت، عالم ارضى نیز اعتدال و نظم و انتظام عالم بالا را کسب کند. وى در مباحث دولت، با اعتقاد به حاکمیت حکمت و تعقّل سیاسى و رعایت شریعت و دیانت، اصول سیاست یک دولت را در امور زیر دانسته است: حصول معرفت کافى از افراد، گروهها و طوائف جامعه و استعدادها و شایستگى‏ها و تخصص‏هاى آنها، رعایت عدالت در حق آنان در جهت شایسته سالارى، تنبیه مجرمان به منظور حفظ امنیت مردم و دولت و تألیف و تلطیف قلوب مردم براى همدلى و همکارى لازم بین دولت و ملت. وى همچنین شرایط حفظ سیاست و امارت را در بناگذارى آن بر تعقل، حکمت، مشورت و تطبیق امور با شریعت مى‏داند.
۱۲۴۳۶.

‌معرفی‌ اصطلاحات‌ معرفت‌شناسی‌: دیوید هیوم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۹۸
منبع‌ اصلی‌ مورد استفاده‌ در این‌ بخش‌ کتاب‌ راهنمای‌ معرفت‌شناسی‌ است‌ که‌ دو تن‌ از اساتید معرفت‌شناسی، یعنی‌ جاناثان‌ دنسی‌ و ارنست‌ سوسا آن‌ را ویرایش‌ کرده‌اند و 137 تن‌ از اساتید دانشگاه‌های‌ مختلف‌ جهان‌ در نوشتن‌ آن‌ همکاری‌ داشته‌اند. کتاب‌ نخستین‌بار در سال‌ 1992 توسط‌ انتشارات‌ بلک‌وِل‌ منتشر و پس‌ از آن‌ بارها تجدید چاپ‌ شده‌ است. البته‌ در نوشتن‌ مقاله‌های‌ این‌ بخش‌ علاوه‌ بر کتاب‌ گفته‌ شده‌ از سه‌ منبع‌ زیر نیز استفاده‌ می‌شود: .1996I. A Dictionary of Philosophy, edited by Thomas Mautner, Blackwell, II. The Cambridge Dictionary of Philosophy, General editor, Robert Audi, .1995Cambridge Universtiy Press, U.S.A, III. The Oxford Companion to Philosophy. Edited by Ted Hondrich, Oxford .1995University Press, ‌
۱۲۴۳۷.

حاکم مطلوب از دیدگاه شیخ اشراق(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه اندیشه و فقه سیاسی فقه سیاسی مفاهیم فقه سیاسی مشروعیت و حق حاکمیت
تعداد بازدید : ۶۷۴۱
((حکومت حاکم متإله)) جوهره اصلى فلسفه سیاسى سهروردى است و حکمت اشراق که بر تجربه عرفانى و تفکر منطقى استوار است نقطه مرکزى تبیین فلسفه سیاسى سهروردى به شمار مى رود. شیخ اشراق کلید فهم این حکمت را معرفت نفس مى داند و با بهره گیرى از منابع فکرى خود, تقسیمى از حکمت و حاکم ارائه مى کند که بر مبناى آن داناترین فرد جامعه را که در حکمت بحثى و حکمت ذوقى تبحر دارد براى رهبرى جامعه در نظر مى گیرد. وى با اثبات ضرورت زندگى جمعى انسان و ضرورت نبوت و در پى آن ارائه الگوى حکومت حاکم متإله, توسعه مادى را به همراه تعالى معنوى تإمین شده مى بیند.
۱۲۴۳۸.

پیوند دین و اخلاق

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه اخلاق
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلام جدید رابطه دین، دنیا، اخلاق
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
تعداد بازدید : ۱۸۶۵
دین در ابعاد گوناگونى همچون پى‏ریزى نظام ارزشى، فراهم آوردن ضمانت اجرایى و تقویت انگیزه درونى به یارى اخلاق مى‏شتابد و آدمیان را به تهذیب و تزکیه روحى فرا مى‏خواند . پیوند دین و اخلاق از زوایاى گوناگونى قابل بررسى است و نویسنده در این نوشتار به نقد دیدگاهى پرداخته که از تقابل دین و اخلاق سخن مى‏گوید و اخلاق دینى را تعبیرى خود متناقض مى‏خواند .
۱۲۴۳۹.

تأملی‌ دربارة‌ نسبی‌گرایی‌ معرفتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده: مترجم:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۸۰
برخی‌ از مهم‌ترین‌ مباحث‌ این‌ مقاله‌ عبارت‌اند از: 1. نقد این‌ نگرش‌ که‌ صدق‌ گزاره‌ها به‌ نحوه‌ نگرش‌ ما بستگی‌ دارد. 2. نقد دیدگاه‌ اصالت‌ ذهن‌(subjectivism) که‌ براساس‌ آن‌ هرآنچه‌ انسان‌ باور می‌کند صادق‌ است. 3. بررسی‌ مشکلات‌ نسبی‌گرایی‌ از نوع‌ «صدق‌ - برای‌ - من» از جمله: (الف) مشکل‌ این‌ دیدگاه‌ در توجیه‌ وجود باورهای‌ کاذب‌ و حقایق‌ کشف‌ نشده؛ (ب) چگونه‌ امکان‌ عدم‌ توافق‌ حقیقی‌ میان‌ انسان‌ها توجیه‌ می‌شود؟ (ج) چگونگی‌ توجیه‌ این‌ حقیقت‌ که‌ ما نظریه‌ می‌سازیم‌ و اینکه‌ ما این‌ کار را براین‌ اساس‌ که‌ تفاوتی‌ میان‌ درستی‌ مطلق‌ و نادرستی‌ مطلق‌ وجود دارد انجام‌ می‌دهیم. 4. تاکید بر اینکه‌ همه‌ انسان‌ها باید حداقل‌ دربارة‌ یک‌ چیز رئالیست‌ باشند. 5. بحث‌ دربارة‌ برخی‌ مباحث‌ درباره‌ درک‌ ما از رنگ‌ها و ارتباط‌ آن‌ با صدق. مسئله‌ مربوط‌ به‌ رنگ، راه‌هایی‌ را روشن‌ می‌سازد که‌ در آنها «صدق» می‌تواند با ما مرتبط‌ باشد بی‌آنکه‌ «عینیت» یا «اعتبار مطلق» نفی‌ گردد. 6. نگاهی‌ نقادانه‌ به‌ این‌ دیدگاه‌ که‌ ما واقعیت‌ را می‌سازیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان