ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۵۵۴۱.

رابطه منطقى ارزش با واقع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۴۳
بحث درباره رابطه واقعیت و ارزش به طور جدى از قرن هجدهم و توسط دیوید هیوم آغاز شد و پس از آن دیدگاه ناظر به وجود رابطه، موافقانى مانند جورج ادوارد مور و مخالفانى همانند جان سرل پیدا کرد. هیوم اظهار داشت که هیچ گزاره ارزشى اى را نمى توان به صورت منطقى از گزاره اى واقعى استنتاج کرد. در فلسفه اسلامى این مسئله با بحث مدرکات عقل عملى و عقل نظرى گره خورد. حل این مسئله در ارزشیابى گزاره هاى علوم انسانى تأثیر بسیارى دارد و پیش زمینه بحث «رابطه علم و ارزش» است. در این مقاله ضمن بحث تفصیلى درباره پیشینه مسئله، به بررسى دیدگاه هاى مختلف درباره رابطه منطقى باید و هست مى پردازیم و با تقریرى نوین از دیدگاه هیوم و ضمن ایراد نقدهاى جدید بر دیدگاه علامه طباطبائى، در پایان دیدگاه آیت اللّه مصباح مبنى بر چگونگى رابطه منطقى میان گزاره هاى ارزشى و گزاره هاى واقعى را با استفاده از ضرورت بالقیاس الى الغیر نشان مى دهیم.
۵۵۴۲.

That Philosophy as Epistemological-Based is Not Debased: A Critique of Post-Modernist/Hermeneutic Critique of Traditional Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۵ تعداد دانلود : ۳۹۴
Over the centuries, beginning with the classic Greeks through the trends of the mid-20th century, philosophical enterprise has been intricately and seemingly irretrievably rooted in the theory of the given—an edification of philosophy as that giant mirror and standard for measuring what counts as knowledge; but is it thus synonymous with or reducible to epistemology? How or why? There are two answers to both of these questions. The attempt in this work is to delineate those separate concerns, their areas of convergence and disparity, but also indicated the genesis of edifying philosophy rooted in epistemology but which has been discredited in the works of some post-modernist reformers—Wittgenstein, Heidegger, Dewey, Quine, and Rorty. Against theirs, this piece shows that historically, philosophizing has had a methodology and some perceptual axioms; that it is not easy to abdicate it from this mode, no matter the will and zeal—for success is not a matter of will alone; that the post-modernists revolution is nothing new with its swollen nerves and arteries (as others before it, it soon wanes). It concludes that the urge for philosophic understanding shows no sign of abating and so the philosophical journey will probably go on and on, each stage building on and rewriting its past and ruminating specific but perennial problematic; that while some of the issues seemingly do appear resolved, others may have endured and eloped any final solution; and finally that the philosophical method and basic assumptions have seriously remained firmly even beyond post-modernist restructurers.
۵۵۴۳.

تبیین و بررسی رویکرد هگل نسبت به رابطه علم و دین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۴۵۸
دیرزمانی است که میان برخی از دانشمندان و متکلمان غربی نزاع سختی در باب حوزه و قلمرو و همچنین اعتبار و وثاقت علم و دین درگرفته است. در طول سده های گذشته، هر یک از این دو قلمرو از اینکه دیگری را به مثابه یک دانش و معرفت واجد حقیقت در نظر بگیرند، طفره رفته اند و دلایل فراوانی در رد و محکومیت دیگری ارائه کرده اند. از این رو در نوشتار حاضر ضمن تأکید بر این نکته که پیشرفت علمی جوامع بشری لزوماً با سکولاریسم ارتباطی ندارد، با نظر به کل نظام فکری هگل، دیدگاه وی در زمینه رابطه علم و دین بررسی خواهد شد. به باور هگل، معرفت و آگاهی بشر بر اساس یک سیر دیالکتیکی تاریخی پیوسته در حال تکامل بوده و متناسب با بسط و پیشرفت آن، علم و دین نیز توأمان و با تناظر یک به یک دچار تحول و پویایی شده اند. به بیان دیگر، او با اشاره به مراحل چهارگانه تکامل تمدن ها و مراتب استکمال ادیان در بستر تاریخ، بر این باور است که در هر دوره ای از تاریخ جهان، میان علم و دین آن زمان، تعامل و ارتباط نزدیکی وجود داشته و این دودر هیچ دوره ای به هیچ عنوان در تباین با هم نبوده اند. گرچه کامل ترین نوع تعامل میان علم و دین و مصداق تام و اتمّ این رابطه از نظر وی در مسیحیت پروتستان و دوره ژرمنی وجود داشته است. از این رو بر اساس رویکرد تعاملی و آشتی گرایانه هگل، علم و دین دو ساحت متفاوت تجلیات روح مطلق هستند و در طول تاریخ به صورت مشترک و به موازات هم به تعالی آگاهی بشر مدد رسانده اند.
۵۵۴۴.

نمادین بودن زبان دین از منظر تیلیش و غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۳ تعداد دانلود : ۶۱۸
از دیدگاه پل تیلیش، زبان انسان برای سخن گفتن از اعیان و وقایع عادی زندگی او مناسب است و به هیچ وجه نمی توان چنین زبانی را برای سخن گفتن از خدای «متعالی» و «به کلی دیگر» به کار گرفت. غایت قصوا یا دلبستگی واپسین جز با زبان نمادین بیان شدنی نیست و نمادهای دینی تنها در موقعیت سخن از خدا و بازنمایی بنیان غایی هستی، معنای نمادین دارند. محمد غزالی نیز قائل است که معرفت به عالم علوی جز از طریق نمادهای عالم سفلی محال خواهد بود. نمادگرایی او ناظر به کل عالم ملک و شهادت است. هر دو شخصیت بر درک شایسته نمادهای دینی از طریق پیوند قلبی و علم حضوری تأکید دارند. اما نزد تیلیش این ادراک، تنها زمینه مواجهه بهتر با خدا را فراهم می کند و فاقد حیثیت واقع نمایی و معرفت بخشی است؛ در حالی که غزالی نمادها را واجد چنین حیثیتی می داند.
۵۵۴۵.

تأثیر اضافه اشراقیه در ارتقای ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۹ تعداد دانلود : ۵۱۸
شیخ اشراق نسبت موجودات با خداوند یا نسبت انوار مجرده خصوصاً نفس ناطقه با نورالانوار را در پرتو اضافه اشراقیه تبیین می کند. در اضافه اشراقیه، مضاف که عین اضافه است، دارای وجود فقری، غیرمستقل و قائم بغیر است، غیری که قیوم و حقیقت محض واحد مستقل است. شیخ اشراق این اضافه را از سنخ نور می داند. از نظر شیخ اشراق، نفس انسان در پرتو اضافه اشراقیه می تواند به مراتب بالای شناخت و ایمان به خداوند برسد و ایمان او از طریق عشق به عالم علوی ظهور یابد. نفس در پرتو اضافه اشراقیه انوار عالی خود را مفتقر إلی الله می بیند، و به مقام فنا و بقای بعد از فنا و مقام عبودیت و نفس مطمئنه می رسد. وقتی نفس انسان به نور عقلی باقی شود، از افتقار و نقص و جهل به غنا و کمال و معرفت می رسد. از همین رو اضافه اشراقیه شریف ترین نسبت هاست.
۵۵۴۶.

تفتیش در هستی های محسوس و استنباط های متافیزیکی آن نزد افلاطون و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی متافیزیک
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه مشاء
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  6. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی هستی شناسی
تعداد بازدید : ۱۶۷۲ تعداد دانلود : ۱۳۳۰
مرزبندی های فلسفی در مورد عالم حس و عالم غیر محسوس همواره یکی از تمایزات عمدة میان فیلسوفان بوده است. نتیجه این مرزبندی قرار دادن دو دسته از فیلسوفان در دو صف جدای از یکدیگر است. در یک طرف فیلسوفان مادی گرا قرار دارند که شعاع عالم هستی را صرفاً در عالم حس و ماده محدود می نمایند و در طرف دیگر صف فیلسوفانی قرار دارند که شعاع عالم هستی را فراتر از حس و ماده می دانند. آنچه ممکن است این تمایز را مضاعف نماید اختلاف در روش نشان دادن قلمرو عالم هستی است. یکی از رایج ترین شیوه ها در نشان دادن حد و مرز عالم هستی تأمل و تفتیش در عالم حس است. هدف پژوهش حاضر این است که روش تفتیش در عالم حس به منظور نشان دادن قلمرو عالم هستی مورد تحلیل قرار داده شود. نتیجه ای که در این پژوهش نویسنده نشان خواهد داد این است که روش تفتیش در حس نزد افلاطون و ابن سینا مورد استفاده جدی قرار داشته است و هر دو اندیشمند از طریق تفتیش در عالم حس استنباط های فلسفی متناسب با نظام فلسفی خود استخراج نموده اند. زیرا ابن سینا اگر چه همانند افلاطون در یکی از روش ها در نشان دادن شعاع عالم هستی که آن را فراتر از علم حس می داند بر تفتیش در عالم حس تأکید دارد اما با وجود آن نتیجه این تفتیش نشان دادن امر واقعی است که از آن به طبیعت مشترکه تعبیر می نماید چیزی که نزد افلاطون به ایده تعبیر می شود.
۵۵۴۷.

بازخوانی مفهوم اصالت در فلسفة هستی (اگزیستانس) با نگاهی بر اندیشه های کرکگور و هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای اگزیستانسیالیسم
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
تعداد بازدید : ۲۴۲۵ تعداد دانلود : ۲۱۰۹
هدف از پژوهش حاضر بررسی اصالت در فلسفه اگزیستانس و ارائه مفهومی جدید از آن با استفاده از روش تحلیل تطبیقی می باشد. اندیشة کرکگور و هایدگر به عنوان دو نمایندة مطرح فلسفة اگزیستانس مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که اصالت اگزیستانسی تنها مربوط به فردیت نبوده و دقیقا معادل آن نیست بلکه اصالت اگزیستانسی مفهومی چند بعدی است که نحوة زندگی انسان را نشان می دهد. کرکگور و هایدگر ضمن تأکید بر «فرد» و اهمیت آن در جامعه توده ای بر مؤلفه-های دیگری نیز در رابطه با اصالت اشاره می کنند که از جمله آنها ارتباط اصیل، دوری از سطحی نگری و میانمایگی، مسئولیت پذیری و توجه به اضطراب اگزیستانسی است. در واقع این مفاهیم و ویژگی ها در توصیف زندگی روزمره انسان و خصوصیات انسان نااصیل بیان شده است. اگر چه تفاوت هایی در اندیشه های دو فیلسوف به طور کلی وجود دارد می توان گفت در مورد مفهوم اصالت و مؤلفههای آن بیشتر اصطلاحات و نوشته های آن قابل تطبیق و یکسان است. در نهایت با توجه به مؤلفههای مورد بررسی مفهومی از اصالت اگزیستانسی ارائه شده است.
۵۵۴۸.

بررسی تطبیقی فاعلیت ذهن در فرایند ادراک از دیدگاه ملاصدرا و هوسرل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای پدیدارشناسی
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
  5. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۱۷۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۷۱
پرداختن به نقش ذهن به عنوان قو ای که نفس از طریق آن به اکتساب علوم می پردازد، در داشتن تلقی صحیح از فرآیند ادراک، اهمیت فراوانی دارد. در میان فلاسفه اسلامی، ملاصدرا مراتب ادراک را مراحلی می داند که نفس در جریان حرکت جوهری خود، با گذر از ساحت های حسی، خیالی و عقلی واجد آنها می گردد. در این میان توجه به دیدگاه ملاصدرا درباره کارکردهای ذهن در هر یک از ساحت های ادراکی قابل توجه است. در میان فلاسفه غربی معاصر نیز ادموند هوسرل، با مطرح کردن دو ساحت ادراک حسی و عقلی و توجه به نقش ذهن در هر کدام از این ساحت ها، نظریه ای متفاوت در این زمینه مطرح نموده است. بررسی دیدگاه های این دو فیلسوف، درباره ماهیت ادراک و چگونگی فاعلیت ذهن در ادراک اشیای بیرون از خود، همچنین نشان دادن وجوه افتراق و اشتراک دو دیدگاه، موضوعی است که این مقاله به آن پرداخته است.
۵۵۴۹.

واقع گرایی و صدق گزاره های دینی با کدام ساز وکار؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۱۶۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۳۶
واقع گرایی و معرفت بخشی گزاره های متافیزیکی، دینی و اخلاقی از مسائل چالش بر انگیز میان پوزیتیویست ها و دین باوران در چند دهه اخیر است. مناقشه در صدق این سنخ قضایا به فلسفه علم پوزیتیویستی ارجاع می شود که مناط اثبات هر نوع واقع را وابسته به تحقیق تجربی نمود. واقع چیست؟ واقع گرایی چیست و پارادایم های آن کدام است؟ منطق و مناط اثبات صدق گزاره های گوناگون چیست؟ در این مقال ضمن بیان مفهوم واقع گرایی، یعنی اذعان به واقعیت های مستِقل از فاعل شناسا واشاره به پارادایم های واقع گرایی، واقع گرایی انتقادی نقد می شود و از واقع گرایی خاص، یعنی دیدگاهی که متعلق شناخت را غیر از فاعل شناسا دانسته، سهم عین و ذهن را به تناسب در معرفت ملحوظ داشته، بر جامعیت مبادی معرفتی اذعان و علم را بر اساس سنجه پذیری به قطعی و معتبر تقسیم کرده و بر کمال پذیری معرفت انسان باور دارد، حمایت می شود. آن گاه با اشاره به تنوع گزاره ها و تکیه بر مفهوم واقع- در هر مورد به تناسب خود- و همین طور تبیین معیار صدق و فلسفه علم مبتنی بر تطابق گزاره با واقع یا خارج و نظر به اینکه هر نوع گزاره متضمن نوعی خاص از واقعیت است، این رویکرد تأیید می شود که «هر نوع واقعیتی منطق خاص خود» و «شرایط صدق» مناسب خود را دارد و نمی توان منطق اثبات گزاره های تجربی را بر تمامی گزاره ها تعمیم داد. بر اساس معیار فوق، روش تحقیق در «گزاره های دینی» و اثبات صدق آنها نیز به حسب نوع گزاره معلوم می شود.
۵۵۵۰.

قلمرو و جایگاه عقل و عقل گرایان درمقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۹ تعداد دانلود : ۱۱۰۰
بررسی نقش وجایگاه تفکرفلسفی ونگاه عقلانی در موضوعات معرفت شناختی تاریخ گذشته ما یکی از مهم ترین مباحث همیشگی فرهنگ تاریخی ما بوده است که علیرغم مخالفان و موافقان بسیار در باب حیطه کار ومیزان کارایی آن ،هنوز هم به درستی تبیین نگشته و محل چالش بسیار است . اگرچه این مساله از دیرباز مد نظر متفکران مسلمان بوده است ودر باب نقش و جایگاه عقل و تفکر فلسفی نکته های فراوان وبعضا عمیق و قابل تامل گفته اند اما گفته های شمس تبریزی درین باره از نوعی دیگر است که علیرغم اهمیت و تاثیر بسیار هنوز چنان که باید وشاید مورد توجه قرار نگرفته است.<br /> شمس از یک سو به فلسفه و تفکر فلسفی به مثابه یکی از مهم ترین نظام های هستی شناختی می پردازد واز دیگر سو نقش و جایگاه فیلسوفان را در تبیین نظام معرفت شناختی ایران پس از اسلام مورد نقد وتحلیل قرار می دهد و با نگاهی تازه و کمیاب به نقد نکته ها و گفته های شاخص ترین چهره های مطرح فلسفه در تاریخ ایران اسلامی می نشیند تا ضمن نگه داشت نگاه خرد بنیان فلسفی وتاکید بر کارایی آن ،کاستی ها ی احتمالی اش را - که زاده محدودیت های عقل نظری است – نیز نشان دهد.<br /> هدف این مقاله هم ،طبقه بندی و تحلیل نگره ها و تاملات شمس درباب عقل ،مقوله های عقلانی و چهره های مهم فلسفی در تاریخ ایران پس از اسلام است.
۵۵۵۱.

تبیین و ارزیابی مبناگروی استقرایی در تحصیل یقین از دیدگاه شهید صدر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۱ تعداد دانلود : ۶۲۹
معرفت شناسی ذاتیِ شهید صدر;، پس از طرح مراحل دلیل استقرا و یقین آوری آن، به ترسیم نظام مبناگروی خود بر اساس آن پرداخته است. در باب گزاره نظری، درجه احتمالی با ملاک صدقِ «قناعت استنباطی» و درجه تصدیق یقینی در این گزاره ها نیز با ملاک صدق «هماهنگی با سایر یقین ها» مورد نقد است. در گزاره های بدیهی، با عبور از یقینی بودن وجدانیات به نحو پیشین و ناکارآمدی راه استقرا در آن، گزاره اولی و امکان اجرای دلیل استقرا در تلازم بین موضوع و محمول، مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه آن شد که محکی گزاره های اولی، اعم از گزاره های مقدر و خارجی- به شرط اثبات وجود موضوع در خارج- است و دلیل استقرا امکان اجرا بر محکی آن ندارد. در صورت اجرا نیز با ملاکی روان شناختی روبه روست. از طرفی هم ملاک صدق بدیهی اولی در نظر شهید صدر;، هماهنگی و عدم تناقض با سایر تصدیقات یقینی عنوان شده که انسجام گرایی را تداعی می کند. تبیین پایه های معرفتی (احتمالی و یقینی) در مبناگرایی معتدل شهید صدر; و نیز نقد آن، بر بی نیازی دلیل استقرا به اصل علیت عقلی به نحو پیشین، نقطه عطف این نوشتار در ارزیابی دیدگاه صدری است.
۵۵۵۲.

تحلیل رابطه دین و اخلاق از نگاه ابن تیمیه و آدامز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۴ تعداد دانلود : ۳۸۸
مسئله این پژوهش، تحلیل و مقایسه نسبت دین و اخلاق از نگاه ابن تیمیه و رابرت آدامز است. در مسیر دریافت پاسخ، موضع این دو متفکر را در چهار بخش به تفصیل بررسی کرده ایم. حاصل مقایسه این است که از نگاه ابن تیمیه، اخلاق در تمام ساحت های چهارگانه وجودی، معرفتی، معنایی، و هنجاری به دین وابسته است. اما آدامز، در عین وابسته انگاشتن اخلاق به دین در دو ساحت وجودی و هنجاری، در بحث از نسبت معرفتی و معنایی، به تمایز و استقلال اخلاق از دین متمایل می شود. با این همه در مقام ریشه شناسی و نقد نگرش آنان باید گفت: اولاً شباهت مبنایی نگرش این دو چشمگیرتر از تفاوت بیانی آن ها است. ثانیاً چالش پیش روی آنان در این نقیصه برجسته می شود که هیچ کدام پاسخ مناسبی را برای تبیین رابطه دین و اخلاق تدارک ندیده و فرآیند تعامل اخلاقی خدا و خلق را به روشنی ترسیم نکرده اند.
۵۵۵۳.

جایگاه منطق گزاره ای نزد فارابی و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۳ تعداد دانلود : ۵۵۳
در بخش نخست این مقاله، مفهوم «گزاره ای بودن» استدلال های منطقی مورد بررسی قرار می گیرد و با پذیرش معیار ارائه شده از سوی کریستوفر مارتین، «گزاره ای بودن» استدلال های منطقی، بر اساس اصل جانشینی در گزاره های مرکب توضیح داده می شود. در بخش دوم، دیدگاه کامران کریم الله در خصوص «ناگزاره ای بودن» مبحث شرطیات فارابی و «گزاره ای بودن» شرطیات ابن سینا به داوری گذاشته می شود و «ناگزاره ای بودن» آموزه های منطقی فارابی، نه تنها در بافت جدلی که خارج از آن نیز مورد تأیید قرار می گیرد و پاره ای ملاحظات دیگر نیز در این زمینه اضافه می شود. در ادامه همین بخش، نشان داده می شود که دیدگاه ابن سینا در خصوص گزاره ها و استدلال های شرطی، با آنکه معیار گزاره ای بودن را برآورده می کند، اما همچنان اختلافاتی با «منطق گزاره ای» جدید دارد.
۵۵۵۴.

نظریه غایت به مثابه قرینه ای بر خودگروی روان شناختی در فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۱ تعداد دانلود : ۳۰۸
از خودگروی روان شناختی تقریرهای گوناگونی ارائه شده و در هر یک از آن ها بر ویژگی خاصی تأکید شده است؛ در تقریر آین بر بازگشت «هدف و منفعت به فاعل فعل»، در تقریر پویمن بر «بازگشت رضایت به فاعل فعل»، در تقریر ریچلز بر عنصر «خودخواهی» و در تقریر هولمز بر «انگیزه» و «حب ذات» تصریح و تأکید شده است. عناصر یادشده به ظاهر در فلسفه ملاصدرا حضور دارند؛ چنان که ملاصدرا در نظریه غایت از «حب ذات» و « ارجاع همه غایات به فاعل» سخن می گوید.پرسش پایه این جُستار عبارت است از این که آیا «ارجاع همه غایات به فاعل» و «حب ذات» در فلسفه ملاصدرا مؤید و قرینه ای بر خودگروی روان شناختی است؟ یافتهاین پژوهش به این قرار است که با واکاوی دقیق «غایت» به طور عام و «انگیزه» به طور خاص، «خودخواهی»، و «فضیلت» می توان گفت که فلسفه صدرایی مؤید نظریه خودگروی روان شناختی نیست. گفتنی است که این پژوهش مسبوق به پیشینه ای نیست.
۵۵۵۵.

بکستر و آرمسترانگ، طرح دو رویکرد در متافیزیک و امکان تعامل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۵۲۸
این مقاله متمرکز بر استفاده آرمسترانگ از متافیزیک بکستر در تبیین تحقق کلیات در جزییات است. برای آرمسترانگ صادق ساز گزاره های ضروری این همانی های جزیی هستند. آرمسترانگ گمان میکند که بر مبنای این همانی جزیی، آنطور که در  متافیزیک بکستر بین کلیات و جزییات رخ می دهد، نه تنها میتوان تحقق کلیات در جزییات را توضیح داد، بلکه حتی میتوان ضرورتِتحقق کلیات در جزییات صحبت کرد. به نظر نگارنده این استفاده مختل است. زیرا 1) کلیات و جزییات، آنچنان که در متافیزیک آرمسترانگ طرح میشود، دارای اجزاء (فورمال) نیستند، و لذا نمیتوانند این همانی جزیی را تقویم کنند و 2) این همانی جزیی، آنچنان که در متافیزیک بکستر طرح میشود، مفاد بین شمارش دارد که اساساً با فهم آرمسترانگی از این همانی جزیی در تقابل است.
۵۵۵۶.

پارادایم؛ افسانه یا واقعیت(تحلیل معناشناختى، خاستگاه و ارزیابى)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۲ تعداد دانلود : ۵۱۹
در مواجهه با پارادایم، از پایه اى ترین و مهم ترین پرسش هاى روش شناختى اى که پیوند تنگاتنگى با معرفت شناسى دارد این است که آیا پژوهش، خواه در قلمرو علوم طبیعى و خواه در ساحت دانش هاى انسانى، و حتى پژوهش در مسائل معرفت شناسى بدون تحقق پارادایم ها و مفروضات ذهنى امکان پذیر است؟ پارادایم ها چه نقشى در پژوهش، روش تحقیق، معرفت و دستیابى به واقعیت دارند؟ براى دستیابى به پاسخ این گونه پرسش ها ابتدا باید دید پارادایم چیست و خاستگاه یا منشأ آن کجاست؟ واژه پارادایم که دیرزمانى نیست که در فلسفه علم کانون توجه قرار گرفته و به سرعت به دیگر ساحت ها و حوزه هاى معرفت بشرى انتقال یافته، مشحون از ابهام است؛ ازجمله اینکه آیا از آن ساختار ذهنى اراده مى شود یا مبنا و یا الگو؟ ازآنجاکه این مسئله به گونه اى گسترده به عرصه هایى ژرف، تأثیرگذار و بنیادى همچون فلسفه دین، فلسفه، معرفت شناسى و روش شناسى راه یافته، ضرورت پژوهش درباره آن انکارناپذیر است. از مهم ترین دستاوردهاى این کاوش این است که با تحلیل معناشناختى این واژه و بیان خاستگاه آن، ابهام آن زدوده مى شود و مى توان درباره اندیشه ورزى و پژوهش با پارادایم یا بدون آن داورى کرد.
۵۵۵۷.

بررسى پارادوکس هایى در نقض اصل امتناع تناقض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۶ تعداد دانلود : ۵۵۸
اصل امتناع تناقض به عقیده بسیارى، محورى ترین اصل در معرفت بشرى است که نفى آن به تعطیل علوم مى انجامد. از دیرباز پارادوکس ها یا تناقض نماهایى در رد این اصل مطرح شده که حل آنها براى دفاع از اعتبار معارف بشرى و رفع تشکیکات سوفیستى، امرى لازم است. ما در این مقاله از طریق تحلیل حقیقت صدق تلاش کرده ایم چند پارادوکس مهم را حل کنیم و نشان دهیم که این پارادوکس ها اصل مذکور را نقض نمى کنند. درباره پارادوکس دروغ گو، ضمن پیشنهاد حلى براى آن، بیان کرده ایم که این پارادوکس فاقد شرایط لازم براى اتصاف به «صدق یا کذب» است. همچنین نشان داده ایم که چگونه حل پارادوکس گرلینگ، با نظر به تناقض محمول ها حاصل مى شود. پارادوکس هاى راسل و کانتر نیز در واقع ناشى از خلط بین «کل و کلى» و «اعتبار و حقیقت» هستند. بنابراین هیچ یک از این پارادوکس ها اصل امتناع تناقض را نقض نمى کنند.
۵۵۵۸.

فرازهای متعالی حکیم مؤسس آقاعلی مدرس در نظریه «معاد بدن پویا به سوی روح ایستا»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۳۷۵
تصویر کیفیت معاد جسمانی، نیازمند تأمین سویه های مختلف است و تفاضل نظریه پردازی فلسفی با کلامی، معطوف به پوشش کامل تر این سویه ها می باشد. حکمای الهی با توجه ژرف به این سویه ها، به تبیین و تحکیم مبادی گوناگون آن پرداخته اند. در وهله نخست این مبادی خود نیاز به دستگاه توان مند و ژرف نگر فلسفی دارد. مبادی الهی، روشی، معرفت شناختی، انسان شناختی و جهان شناختی، ضرورت دارد تا موفقیت برون رفت از مشکلات چندجانبه مسأله معاد را تضمین کند. به طور کلی در مسئله معاد، اشاعره و همگنان آن ها، در یک قطب و حکما در قطب دیگر قرار دارند. اشاعره از پیشگامان و مدافعان «معاد جسمانی عنصری» هستند که با مبادی نفس شناسی خاص دیدگاهشان از قبیل مادیت نفوس و انکار تجرد آن و با اتکا بر اراده جزافیه الهی و گسیخته از حکمت و انکار نظام علّی به ابراز نظر پرداخته اند، و ظاهرگرایان امامیه نیز همین نظر را چه در مبانی و چه در نتایج گام به گام دنبال کرده، و ظاهر برخی از روایات را با توهم «نص گرایی» به کمک گرفته اند. در قطب دیگر حکمای متأله با طیف گسترده قرار دارند که با مبانی عقلانی و دینی، معاد عنصری را محال دانسته و آن را تداوم دنیا نه انتقال به آخرت، ارزیابی کرده اند. بیش از همه صدرا با سعی علمی خود در گستره نظام حکمت متعالیه، طرحی را به میان آورد که کیفیت معاد جسمانی را توجیه پذیر سازد، و حکمای متعالی هرکدام به سهم خود در ادوار مختلف این راه را پیموده اند. حکیم مؤسس در این میان قصد دارد با تحفظ بر نظام صدرایی، بدن را با خواص دنیوی نه عنصری در آخرت مبعوث بداند، تا راه جمعی بین این دو قطب ارائه دهد، نه روح را به دنیا قابل رجوع بداند و بدن عنصری را محور معاد، چنان که متکلمان مدعی هستند و نه بدن دنیوی را به کلی از درجه اعتبار در رستاخیز ساقط بداند.
۵۵۵۹.

سخنوری در گزارندگی فلسفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۷ تعداد دانلود : ۵۳۲
گزارندگی با سنت سخنوری نسبتی نزدیک دارد. از همان روزگار افلاطون و تکوّن اندیشه فلسفی، بر تمایز و استقلال برهان و سخنوری به منزله دو صورت متفاوت از قیاس تأکید می شد. در عین حال به یمن تدقیق ارسطو در مناسبات میان این رهیافت ها، مواردی از مشابهت زمینه های قرابت این دو عرصه فراهم شد. گزارندگی فلسفی در سده بیستم ضمن توجه به اهمیت خطابه در مقوله فهم و نسبتش با زیست جهان آدمی، مترصد است سخنوری را از طریق مفهوم اصالتِ هیدگر، فراگیر بودنِ عنصرِ فهم در گادامر یا نظریه استعاره ریکور، در خود جای دهد و بدین ترتیب در کنار وجوه مشابه، نسبتِ چالش برانگیز گزارندگی و سخنوری را برجسته سازد؛ گرچه در پذیرفتن آثار و تبعات ناشی از این استقلال نسبی مردد است.
۵۵۶۰.

نقش خدا در تاریخ از منظر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵۱ تعداد دانلود : ۶۳۲
موضوع نقش آفرینان در تاریخ، از گذشته ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. کدام اراده ها در به وجودآوردن حوادث و وقایع مأثرند؟ آیا جهان بر اساس برنامه ای ازپیش تعیین شده از سوی خدا، به جلو می رود و انسان در تحولات آن تأثیری ندارد یا جز انسان کسی در تاریخ نقش آفرینی نمی کند یا... طیفی از دیدگاه ها از قبول مطلق تا انکار مطلق «نقش خدا در تاریخ» قابل ردیابی است. این نوشتار در پی آن است که نقش خداوند در تاریخ از منظر قرآن را حتی الامکان در چارچوب حوادث و وقایع تاریخی بدر و اُحد تبیین نماید. قرآن برای خداوند در تاریخ نقش های مختلفی قایل است؛ ولی نقش او به گونه ای انحصاری نیست. او- تبارک و تعالی- نقش های مختلفی مانند اطلاعی، مستقل و در پس افعال و اراده بشری (منفعل) را عهده دار است. این پژوهش حسب مورد از روش های توصیفی- تحلیلی و تفسیری استفاده می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان