درخت حوزه‌های تخصصی

جامعه شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۸۴۱ تا ۱۶٬۸۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
۱۶۸۴۱.

ارتباط سرمایه فرهنگی با مدیریت بدن در میان دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۹۴
مقدمه: بدن نه تنها پدیده ای زیستی و فرهنگی و اجتماعی است، بلکه امروزه به عنوان نشانگانی از هویت فردی و فرهنگی افراد به شمار می رود که به صورت اجتماعی ساخته می شود و ساخت و کارکرد آن حالتی از باورهای اجتماعی و فرهنگی است. پژوهشگران بر این باورند که بدن و فرهنگ جدای از یکدیگر وجود ندارند. افراد فرهنگ و جامعه ای را که در آن زندگی می کنند، در بدن خود «تجسّم» می نمایند. در فهمی کلی، بدن یک فرهنگ بوده که بیانی از موضوع های اساسی درون آن فرهنگ و جامعه است. روش: در این پژوهش ارتباط بین مدیریت بدن و سرمایه فرهنگی به کمک روش پیمایشی بررسی می شود. در این مطالعه توصیفی تحلیلی از پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. حجم نمونه ۲۳۵ نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز هستند که با استفاده از نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد سطح مدیریت بدن در میان دانشجویان در حد متوسط است و بین مدیریت بدن و سرمایه فرهنگی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد که از میان متغیرهای مستقل و شناسایی، دو متغیر سرمایه فرهنگی و سن توانسته اند حدوداً ۱/۱۸ درصد پراکنش مدیریت بدن (متغیر وابسته) را تبیین کنند. بحث: سرمایه فرهنگی یکی از مؤلفه های تبیین کننده مدیریت بدن در میان دانشجویان است و افزایش در سطح سرمایه فرهنگی دانشجویان، به بهبود مدیریت بدن آن ها منجر می شود
۱۶۸۴۲.

Investigating the Relationship Between Hardiness and Resilience with the Mediating Role of Hope in Women-Headed Households(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۸
Purpose: Woman-headed households experience more psychological issues and a lower level of psychological well-being compared to other women. The goal of this research is to investigate the relationship between hardiness and resilience in Woman-headed households, with hope serving as a mediator. Methodology: The present study is a part of descriptive-correlational research utilizing the cross-sectional research method and Structural Equation Modeling (SEM). The statistical population for the study consists of all woman-headed households assisted by the welfare organization in Tehran from July to December 2023. A total of 192 woman-headed households were selected using multi-stage cluster sampling as the statistical sample. Research instruments utilized were the Adult Hope Scale (AHS), Connor-Davidson Resilience Scale (CD-RISC), and Kobasa's Hardiness Scale (KHS). Descriptive statistics were performed using SPSS version 27 software, while path coefficients between constructs were analyzed using Amos version 24 software. The CB-SEM method was employed to develop the structural equation model. A significance level of 0.05 was used in the analysis. Findings: Based on the current research findings, it was found that hardiness positively and significantly impacted the variable of Hope (β=0.801, P=0.001). Similarly, the variable of hardiness also had a positive and significant effect on Resilience (β=0.953, P=0.001). There was no notable effect of the Hope factor on Resilience (P=0.868). The study revealed that hardiness did not indirectly and significantly influence Resilience through Hope (β=0.008 and P=0.864). Conclusion: The findings of the current research indicated that hardiness leads to higher levels of hope and resilience. However, the study found that hope does not have a notable impact on resilience, and as a mediator, it did not show any effectiveness in the research.
۱۶۸۴۳.

ارائه الگویی برای چالش های اقتصادی- اجتماعی خصوصی سازی آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی برای چالش های اقتصادی- اجتماعی خصوصی سازی آموزش وپرورش انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش خبرگان خصوصی سازی، بازاریابی استراتژیک و آموزشی آموزش وپرورش شهر تهران در سال 1399 بودند. نمونه طبق اصل اشباع نظری 11 نفر در نظر گرفته شد که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری که روایی آن با کمک چهار فرد خبره و دو همکار پژوهشی تایید و پایایی آن با روش ضریب کاپای کوهن 63/0 بدست آمد. داده ها با روش تحلیل مضمون شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی در نرم افزار MAXQDA12 تحلیل شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که برای چالش های اقتصادی- اجتماعی خصوصی سازی آموزش وپرورش 184 شاخص در شش مضمون فرعی مشوق ها، بازدارنده ها، قوت ها، ضعف ها، پیامدها و سازوکارها و دو مضمون اصلی سطح کلان و سطح خرد شناسایی شد؛ به طوری که 78 شاخص در سطح کلان و 106 شاخص در سطح خرد قرار داشت. در نهایت، الگوی چالش های اقتصادی- اجتماعی خصوصی سازی آموزش وپرورش طراحی شد.بحث و نتیجه گیری: مضمون های شناسایی شده درباره چالش های اقتصادی- اجتماعی خصوصی سازی آموزش وپرورش برای مسئولان و برنامه ریزان نظام آموزش وپرورش تلویحات کاربردی دارد. آنان با استفاده از نتایج این پژوهش و سایر پژوهش ها می توانند زمینه را برای اجرای مناسب خصوصی سازی آموزش وپرورش فراهم نمایند.
۱۶۸۴۴.

تجارب زیسته دانشجویان از آموزش مجازی هنر گرافیک در دوران پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۵
  با شروع پاندمی و مجازی شدن آموزش در دانشگاه ها، مدرسین و دانش پژوهان هنر معضلات، چالش ها، فرصت ها و شرایط جدیدی را تجربه کردند. هدف اصلی این پژوهش مطالعه پدیدارشناختی تجارب زیسته دانشجویان رشته گرافیک از آموزش مجازی در دروس کارگاهی است. برای این مقصود، بیست نفر از دانشجویان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با آنها مصاحبه عمیق فردی به عمل آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که پروسه نوین آموزش مجازی برای دانشجویان هنر حکم نوعی زیست جهان را پیدا کرده است که حیات حرفه ای آنها را در چهار بعد تحت تأثیر قرار داده است: چالش های عملی و فنی، ارتباطات عاطفی و هیجانی، تعامل اجتماعی، گسست از الزامات مراوده حضوری، و مواجهه با فرصت ها و دستاوردهای بدیع جهان مجازی. بدین سان، فرایند یادگیری هنر برای آنها با یادگیری شیوه های غلبه بر موانع و مشکلات فنی در کار با رایانه، ایجاد صفحات مجازی، برقراری تعاملات مجازی و تبادل احساسات به شیوه از راه دور همراه گشته است که پیشتر هیچگاه آن را تجربه نکرده بودند. از این حیث، دانشجویان می بایست در حین یادگیری دروس کارگاهی به شیوه نوین، هنر برقراری ارتباطات عاطفی اجتماعی در جهان مجازی را نیز به طور روزمره تمرین و کسب می کردند. این تمرین های عملی نه فقط مستلزم گسست آن ها از شرایط و الزامات آموزش حضوری بود، بلکه فرصت ها و دستاوردهای نوینی در اختیار آنان گذاشته است که به نوبهخود درک و دریافت آنها از هنر و از شیوه های یادگیری هنر را دگرگون کرده است. 
۱۶۸۴۵.

تحلیل نقش بازیگران موثر درآینده ارتباطاتِ سلامت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
مسئله محوری پژوهش حاضر این است که بازیگران موثر در آینده ارتباطاتِ سلامت در ایران کدام اند و مناقشات موجود حول چه موضوعات و دغدغه هایی سازمان یافته است؟ برای تحلیل این مسئله از رویکرد نظری روشی مَکتُر استفاده شده است که مشخصاً برای تبیین راهبردها و جهت گیری های بازیگران، نحوه مواجهه آن ها با برنامه ها، توازن قدرت بین آن ها، و واگرایی ها و همگرایی های بین آن ها طراحی شده است. در مرحله نخست بازیگران مؤثر شناسایی شدند که شامل یازده نهاد و فرد بودند؛ سپس با آن ها مصاحبه عمیق فردی به عمل آمد و نیز در پاره ای موارد اقدام به انجام بحث های گروهی متمرکز شد. در نهایت داده های گردآوری شده با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تحلیل شدند. یافته های تحقیق نشان می دهند که مهم ترین بازیگران استراتژیک در حوزه آینده ارتباطاتِ سلامت که می توان بر روی آنها برنامه ریزی کرد عبارتند از محققان آینده پژوهی، استارتاپ های سلامت و رسانه ها. از منظر رقابت بین بازیگران ارتباطاتِ سلامت، مهندسین آی.تی، رسانه ها، محققان آینده پژوهی و استارتاپ های سلامت به ترتیب قوی ترین بازیگران هستند. از بُعد نسبت بازیگران با اهداف، در بین اهداف مطرح شده تبیین و ارزیابی پزشکیِ از راه دور و تبیین و ارزیابی سلامتِ همراه از اولویت بیشتری برخوردارند. همچنین از نظر بازیگران، تبیین و ارزیابی و تدوین معیارهای اجتماعی در اولویت آخر قرار دارد. از جنبه همگرایی در بین بازیگران، قوی ترین همگرایی در زمینه آینده ارتباطاتِ سلامت بین وزارت بهداشت، دستیاران حوزه پزشکی و محققان آینده پژوهی است و از بُعد واگرایی نیز بین دو هدف تبیین و ارزیابی سلامتِ همراه و تبیین و ارزیابی پزشکی از راه دور بیشترین فاصله وجود دارد، بدین معنی که این دو هدف در حوزه آینده ارتباطاتِ سلامت نسبت به هم فاقد همسویی هستند.
۱۶۸۴۷.

تدوین مدل مهارت های ارتباطی خانوادگی نوجوانان مبتنی بر احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی با اثر واسطه ذهن آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۶۷
این پژوهش با هدف تدوین مدل مهارت های ارتباطی خانوادگی نوجوانان مبتنی بر احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی با اثر واسطه ذهن آگاهی به انجام رسید که از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل نوجوانان شهر تهران بود. نمونه آماری برابر با 300 نفر بود که از پنج منطقه تهران انتخاب گردید. نمونه گیری به صورت خوشه ای انجام شد. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه مهارت های ارتباطی فاین، مورلند و شوبل (1983)، ذهن آگاهی والاچ و همکاران (2006)، اعتیاد به فضای مجازی یانگ (1996) و احساس تنهایی راسل، پیلوا و کورتونا (1980) استفاده گردید. یافته ها نشان داد که ضریب استاندارد احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی بر مهارت های ارتباطی خانوادگی به صورت معنادار برابر با 49/0- و 20/0- بود (01/0>P). از سویی، ذهن آگاهی نقش میانجی گری در رابطه احساس تنهایی و اعتیاد به فضای مجازی با مهارت های ارتباطی خانوادگی داشت. با توجه به نقش ذهن آگاهی در افزایش توان نوجوانان در رویارویی با شرایط بحرانی و حفظ روابط اجتماعی مثبت، به روان شناسان توصیه می شود که با تمرکز بر ذهن اگاهی، آمادگی نوجوانان را بهبود بخشند. آموزش و پرورش نیز باید برای آموزش این راهبردها در چارچوب محتوای درسی طرح ریزی نماید.
۱۶۸۴۸.

بررسی ارتباط اسکان غیررسمی با افتراق مکانی در افزایش میزان جرم و امنیت اجتماعی شهر بوشهر(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۷۴
طرح مسئله: اسکان غیررسمی در شهرها به طور اساسی ناشی از عوامل متعددی است، بخش عمده ای از آن به سبب توسعه ناهمگون و نابرابر مناطق شهری و تفاوت های مکانی فضایی (افتراق مکانی) نسبت به امکانات و تسهیلات موجود است، از این رو، چنین وضعیتی در میزان جرم و امنیت بدون تأثیر نخواهد بود. روش: روش تحقیق توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، الکترونیکی و بررسی های میدانی می باشد. این تحقیق در سطح محلات مختلف شهر بوشهر با استفاده از ابزار پرسش نامه و مشاهدات پیمایشی در سال 1388 انجام گردید. تعداد پرسش نامه ها با توجه به اهداف و فرضیات تحقیق برای 162 نفر از مدد جویان زندان مرکزی بوشهر طراحی، پایلوت و تکمیل شد. پرسش نامه ها به صورت تصادفی در بین افراد توزیع شدند، در حالی که انتخاب محله ها بر اساس وضعیت شهر و تفاوت های مکانی فضایی در ابعاد اقتصادی و اجتماعی صورت گرفته است. به گونه ایی که بتوان نتایج حاصل از تحقیق را در بعد مکانی- فضایی نیز تحلیل و ارائه نمود. تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات حاصل از یافته های میدانی با استفاده از ضریب پیرسون و نرم افزار های آماری Spss ) و Excel ) و سیستم اطلاعات جغرافیایی( GIS ) انجام گردیده است. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از این است که افتراق مکانی یا تفاوت در بین محله های شهر بوشهر با بیش ترین جرم خیزی با 5/14 درصد مربوط به محله جبری و پس از آن محله صلح آباد با 67/9 درصد و کم ترین میزان جرم نیز مربوط به محله های دهدشتی، بهبهانی، پور و بهشت صادق با 16/1 درصد بوده است. همچنین یافته ها گواه این است که بین تعداد دفعات جرم و وضعیت مسکن در سطح 01/0 رابطه معناداری وجود دارد. نتایج: نتایج نشان می دهد، که عواملی چون وضعیت مالی ضعیف، وضعیت بد مسکن، محل زندگی، نبود شغل مناسب، گرایش افراد به مشاغل کاذب و همچنین پایین بودن درآمد که همگی تصویری از سیمای اسکان غیررسمی شهرهاست، زمینه را برای ارتکاب جرم هایی نظیر سرقت، قاچاق و کسب در آمد از راه نامشروع فراهم می کند و آن جا را کانون جرایم و آسیب های اجتماعی قرار می دهد.از نظر افتراق مکانی نیز محله های حاشیه نشین منطبق بر مناطق پیرامون شهر است که نیاز به طرح های توانمدسازی دارند. همچنین در ادامه برای کاهش میزان جرم و افزایش امنیت اجتماعی در این راستا راه حل ها و پیشنهاداتی نیز ارائه شده است.
۱۶۸۴۹.

بررسی اثرات انتشار بیماری مسری و ایمن سازی جمعیت بر رفاه اجتماعی با استفاده از مدل سازی مبتنی بر عامل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۰۴
مقدمه:صاحبنظران بر این باورند که انتشار بیماریهای مسری و ایمن سازی جمعیت تأثیرات بسیار زیادی در سلامت و اقتصاد جوامع دارد و واکسیناسیون یکی از مؤثرترین روشهای مداخله پیشگیرانه است. هدف از مطالعه بررسی و تحلیل اثرات انتشار بیماری مسری و ایمن سازی جمعیت بر رفاه اجتماعی با رویکرد محاسباتی مدل سازی مبتنی بر عامل بود. در پژوهش سعی شد تا انتشار بیماری مسری و ایمن سازی در جامعه ای از عاملها شبیه سازی شود و اثرات آنها روی برخی از شاخصهای رفاهی نظیر ضریب جینی، میانگین ثروت و میزان مرگ ومیر ناشی از گرسنگی عاملها موردبررسی قرار گیرد. روش: روش مدنظر در تحقیق، مدل سازی و شبیه سازی مبتنی بر عامل همراه با انجام مطالعات کتابخانه ای و ابزار مورداستفاده نرم افزار NetLogo بود. بنابراین مدلی گسترش و توسعه یافت و جامعه یکبار در شرایط عدم وجود عامل بیمار و آلودگی در محیط شبیه سازی شد. عوامل با توجه به سطح دید و یا میدان حرکتی که داشتند شروع به جمع آوری قند از محیط می کردند. شبیه سازی بعدی، جامعه ای شامل عوامل بیمار و یا آلوده و انتقال بیماری در بین جمعیت بود و همچنین عوامل به جمع آوری و مصرف منبع محیط (قند) اقدام می کردند. در شبیه سازی سوم ایمن سازی جمعیت (از طریق واکسیناسیون) اعمال شد تا آلودگی و انتشار بیماری کنترل شود. بدین ترتیب آزمایشهایی صورت گرفت و مشاهدات و یافته ها، ثبت شدند تا درنهایت مقایسه و تحلیل صورت گیرد. یافته ها: وجود و انتشار بیماری مسری در جمعیت می تواند منجر به کاهش میانگین ثروت عاملها و افزایش میزان مرگ ومیر ناشی از گرسنگی و افزایش ضریب جینی (توزیع نابرابرتر ثروت) شود. لذا می تواند منجر به کاهش رفاه عاملها در یک جامعه مصنوعی شود. همچنین ایمن سازی جمعیت و کنترل بیماری با انجام واکسیناسیون می تواند موجب افزایش میانگین ثروت عاملها و کاهش میزان مرگ ومیر ناشی از گرسنگی و کاهش ضریب جینی شود. لذا می تواند منجر به بهبود وضعیت رفاهی عاملها در یک جامعه مصنوعی شود. بحث: با بهره گیری از مدل سازی مبتنی بر عامل، انتشار بیماری مسری در جمعیت و ایمن سازی جمعیت (از طریق واکسیناسیون) شبیه سازی شد و در قالب آزمایشهای مختلف موردبررسی قرار گرفت و تأثیرات آنها روی توزیع ثروت، مرگ ومیر ناشی از گرسنگی و میانگین ثروت عاملها مشخص شد. نگاشت نتایج حاصل از محیط مصنوعی به جهان واقعی حکایت از آن دارد که انتشار بیماری مسری در جمعیت می تواند منجر به کاهش رفاه اجتماعی در یک جامعه شود. ایمن سازی جمعیت و کنترل بیماری می تواند منجر به بهبود رفاه در جامعه شود. مطالعات کتابخانه ای انجام شده نیز اعتبار نتایج نشات گرفته از مدل را تأیید می کند. مطالعات حکایت از آن دارد که واکسیناسیون قادر است تا حد قابل ملاحظه ای مرگ ومیر و نابرابری را کاهش دهد. مطالعات نشان می دهد که بیماریهای مسری بخصوص در کشورهای کم درآمد، هنوز بخش قابل توجهی از مرگ ومیر را تشکیل می دهند. واکسیناسیون می تواند بار ناشی از بیماریهای مسری و هزینه های تحمیلی ناشی از آنها را کاهش دهد، از اختلافات در ثروت بکاهد و به توسعه اجتماعی و رشد اقتصادی نیز کمک کند. علاوه بر این، مطالعات نشان می دهد که کنترل بیماریهای مسری می تواند باعث ذخیره شدن ثروت برای جوامع و کشورها شود و مزایای اجتماعی و اقتصادی را به دنبال داشته باشد.
۱۶۸۵۰.

رابطه اعتماد، آگاهی و شبکه های اجتماعی با رفاه اجتماعی در شهر تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۹
مقدمه: این مطالعه رابطه بین اعتماد و شبکه های اجتماعی و آگاهی، به عنوان شاخص های سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی را در کلان شهر تهران بررسی می کند. پرسش اصلی این پژوهش، این است که در مرحله اول عمده ترین عامل سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی در شهر تهران چیست؟ و کدام یک از عناصر هجده گانه سرمایه اجتماعی بر رفاه اجتماعی از لحاظ ذهنی و برخورداری از امکانات رفاهی تأثیر گذارند؟ روش: جامعه آماری این مطالعه پیمایشی را ۷۸۳ نفر از افراد بالای ۱۶ سال در شهر تهران تشکیل می دادند که به صورت خوشه ای و چند مرحله ای انتخاب شدند. داده های مطالعه با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری و به روش رگرسیون چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: از هجده عنصر سرمایه اجتماعی وارد شده در تحلیل عاملی شش عامل عناصر شبکه ای، هم بستگی و یکپارچگی اجتماعی، مشارکت غیررسمی خیریه ای و مذهبی و همیارانه، آگاهی و توجه به امور عمومی، مشارکت رسمی، شبکه همکاران و همشهری ها، شبکه دوستان صمیمی و قرض دهنده، شبکه همکاران و شبکه خویشاوندان، اعتماد عمومی و اعتماد فردی و نگاه به آینده، اعتماد نهادی و احساس امنیت در تعیین سرمایه اجتماعی مؤثر است. بحث: هم بستگی و رابطه معنی داری بین عناصر سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی در شهر تهران وجود دارد. عمده ترین عناصر سرمایه اجتماعی که با افزایش رفاه اجتماعی (از لحاظ ذهنی و امکانات رفاهی) همراهند عبارتند از: شبکه خویشاوندی، احساس امنیت، مشارکت رسمی، اعتماد نهادی و اعتماد فردی و آگاهی و توجه نسبت به امور عمومی سیاسی اجتماعی.
۱۶۸۵۱.

تجربه زیسته پسران نوجوان از ازدواج مجدد مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۳
هدف: ازدواج مجدد مادر می تواند همراه با پیامدهای مثبت و منفی برای فرزندان به خصوص پسران باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر، تجربه زیسته پسران نوجوان از ازدواج مجدد مادران بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا کیفی بود. جامعه پژوهش شامل دانش آموزان پسر به عنوان نمونه متوسطه دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 400-1399 بودند که 16 نفر بر اساس روش اشباع نظری به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. برای اعتبار یافته ها ابتدا فرایند کدگذاری توسط خبرگان (روایی صوری) بررسی شد. همچنین خود محقق فرایند کدگذاری را مجدد بررسی کرد. پایایی نیز با ضریب توافق کدگذاری توسط دو کدگذار انجام و 85/0 حاصل شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد 53 مفهوم، 17 مضمون محوری و 7 مضمون انتخابی شناسایی شد؛ به طوری که مضامین انتخابی شامل بهزیستی روانی (افکار انحرافی، آسیب روانی و شرایط روانی مساعد)، حمایت عاطفی (خلأ عاطفی و احساس تنهایی)، تجارب هیجانی (روابط حمایتگر، احساس گناه و عصبانیت)، نگرش به ازدواج (نگرش منفی و ترس)، رفاه اقتصادی (رایط مالی و شرایط دخل و خرج اعضا)، روابط بین فردی (طرد شدگی، انزواطلبی، مواجه با رفتارهای اجتماعی منفی و استقلال طلبی) و پذیرش طلاق (تبعیت از طلاق و ناتوانی در قبول طلاق) بودند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان نتیجه گرفت ازدواج مجدد مادر دارای مزایا و آسیب هایی برای نوجوانان است، بنابراین برنامه ریزان نظام آموزش و پرورش و مشاورین جهت کاهش آسیب های ناشی از ازدواج مجدد مادر می توانند این دانش آموزان را تحت مشاوره و مراقبت بیشتر جهت سازگاری با شرایط جدید و توانمندسازی روانی قرار دهند.
۱۶۸۵۲.

تحلیلی بر وضعیت زیست پذیری اجتماعی در ابعاد ذهنی و عینی (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۰۸
اهمیت ارزیابی زیست پذیری ازآنجا ناشی می شود که با این کار ویژگی های کلی اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی یک منطقه آشکار می شود و همچنین می تواند به عنوان ابزاری قدرتمند برای نظارت بر برنامه ریزی توسعه شهری و طراحی سیاست های آینده برای شهر بکار رود؛ بنابراین پژوهش حاضر با رویکرد - توصیفی تحلیل در پی آن بوده که وضعیت زیست پذیری اجتماعی کلان شهر تبریز را در دو بعد ذهنی و عینی بررسی نماید. جهت سنجش وضعیت ذهنی زیست پذیری اجتماعی (شامل 7 شاخص و 80 گویه) ابتدا پرسشنامه مربوطه طراحی، پس از تعین نمونه آماری در سطح مناطق 10 گانه تبریز با استفاده از روش کوکران (384 نمونه) و تائید روایی و پایایی پرسشنامه اطلاعات مربوط به بعد ذهنی جمع آوری شده، همچنین برای بررسی بعد عینی (شامل 25 گویه) از آخرین سالنامه آماری (سال 1398) تبریز استفاده شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوطه از روش آنتروپی شانون برای وزن دهی شاخص ها و گویه های پژوهش و از روش موریس اصلاحی برای تعیین وضعیت زیست پذیری مناطق بر اساس ادبیات جهانی در 5 سطح استفاده شده است؛ در نهایت برای درک فضایی بهتر از وضعیت زیست پذیری اجتماعی در سطح مناطق نرم افزار GIS برای ترسیم نقشه ها به کارگرفته شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که به لحاظ بعد ذهنی منطقه 2 با نمره زیست پذیری اجتماعی 2/89 در وضعیت قابل قبول و در رتبه یک قرار دارد. بیشترین تعداد مناطق (5 منطقه) در وضعیت نامطلوب و غیرقابل قبول قرار دارند. در بعد عینی هیچ کدام از مناطق در وضعیت زیست پذیری مناسب قرار ندارند و 10 منطقه مورد مطالعه در وضعیت نامطلوب و غیرقابل قبول قرار دارند. در نهایت در بعد ترکیبی (هر دو بعد عینی و ذهنی) منطقه 2 در وضعیت قابل تحمل، منطقه 3 در وضعیت متوسط و سایر مناطق (8 منطقه) در وضعیت نامناسب قرار دارند؛ بنابراین نتایج گویایی آن است که تمام مناطق شهری تبریز نیازمند توجه ویژه مدیران شهری هستند.
۱۶۸۵۳.

مقایسه تغییرات رفاه سرانه ایران به دلیل افزایش نابرابری در دو سال 1382 و 1390(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۷
مقدمه: معضل اساسی که اقتصاد ایران در دهه 80 با آن مواجه بود، کاهش توان مالی دولت در ادامه دادن یارانه های اقتصادی بوده است که منجر به عدم شروع و همچنین ادامه دادن پروژه های عمرانی و حیاتی کشور شده بود و الگوی مصرف جامعه را از حالت بهینه خارج کرده بود و غیره. این دلایل باعث شد دولت شروع به اصلاحات اقتصادی (از جمله آژادسازی قیمت حامل های انرژی) با عنوان طرح تحول اقتصادی از زمستان 88 نماید که همزمان با آن، شوک های بیرونی مانند افزایش قیمت نفت و غیره نیز اتفاق افتاد و تاثیر عمیقی بر متغیرهای اصلی اقتصاد ایران از جمله نابرابری گذاشت. اینکه تغییرات نابرابری ایجاد شده در این دوره، چه تأثیری بر رفاه سرانه ایران گذاشته است در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است. به عبارت دیگر مساله ای که این تحقیق به دنبال حل آن است برآورد صرفا تاثیرات تغییر در توزیع درآمد (نابرابری) بر رفاه در سال 1390 نسبت به 1382 می باشد نه تغییرات درآمد. روش: در این مقاله از مطلوبیت نهایی مصرف به عنوان شاخص رفاه سرانه استفاده شده است. تابع مورد استفاده رفاه نیز، برگسون-ساموئلسون می باشد که هم تاثیرات درآمد بر رفاه را لحاظ می کند و هم توزیع درآمد را. در تابع مطلوبیت نهایی مصرف برگسون- ساموئلسون که از دو پارامتر مصرف سرانه و کشش مطلوبیت نهایی مصرف/درآمد تشکیل شده است، پارامتر دوم نشان دهنده تغییرات نابرابری است. رویکردهای مختلفی برای برآورد این کشش وجود دارد اما دو رویکرد شواهد رفتاری و ارزش های آشکارشده معتبرتر از بقیه هستند که در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته اند. محاسبه تغییر رفاه در اثر نابرابری نیز برای دوره بلندمدت 8 ساله انجام شده است و انتظار می رود نتایج آن تحت تأثیر اثرات کوتاه مدت نباشد؛ یعنی قابل استفاده در سیاست گذاری های بلندمدت می باشد. یافته ها: رفاه سرانه ایران در سال 1390 نسبت به سال 1382، 5.23 درصد به دلیل افزایش نابرابری، کاهش یافته است. شایان ذکر است در دوره مذکور، در جامعه، بیزاری از نابرابری افزایش یافته است. بحث: قدر مطلق کشش مطلوبیت نهایی مصرف در ایران با استفاده از رویکرد شواهد رفتاری برای دوره های 1344-1382 و 1362-1390 به ترتیب برابر 1.56 و 1.92 برآورد شده است که نشان دهنده بیزاری از نابرابری است. در واقع، این افزایش بیزاری از نابرابری، باعث کاهش رفاه سرانه ایران به اندازه 5.23% شده است. شایان ذکر است کشش مطلوبیت نهایی مصرف بر اساس رویکرد دوم (ارزش های آشکارشده) 1 می باشد که به دلیل بالا بودن سهم درآمد نفتی در درآمدهای دولت این رویکرد نتیجه اریبی به دست داده است و قابل اتکا نیست.
۱۶۸۵۴.

دلایل احساس نگرانی در دانشجویان نخبه مهندسی و پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۱۷۹
مقدمه: پژوهش حاضر به مطالعه احساس نگرانی دانشجویان نخبه می پردازد. مطالعات بسیار اندکی جلوه نگرانی طبیعی را در جمعیت غیربیمار بررسی کرده اند. از این رو، در این مطالعه به علل احساس نگرانی دانشجویان نخبه پرداخته شده است که افرادی سالم و نیز سرآمد هستند؛ زیرا با آگاهی از علل نگرانی های آن ها بهتر می توان استعداهایشان را پ رورش داد. روش: مطالعه حاضر پژوهشی کیفی و از نوع توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری نمونه ای متشکل از هجده دانشجوی نخب ه (هفت دانشجوی پزشکی و یازده نفر مهندسی) بود که ب ا روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. ابزار این بررسی، مصاحبه نیمه ساخت یافته بود و داده های مصاحبه با روش تحلیل محتوای استقرایی قیاسی بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: براساس تحلیل داده ها مشخص شد احساس نگرانی دانشجویان نخبه از چندین عامل به وجود می آید که برخی از آن ها بین دو گروه مشترک و عبارت است از: نگرانی به دلیل فراهم نبودن شرایط به فعل رساندن توانمندی ها و نگرانی درباره دستیابی به شأن اجتماعی مورد انتظار و نگرانی به دلیل نبود امکانات آموزشی مطلوب. عوامل دیگری که عمدتاً در دانشجویان پزشکی دیده شد، عبارت است از: احساس نگرانی درباره ادامه تحصیل و مسائل اقتصادی. در این میان، احساس نگرانی از فراهم نبودن شرایط به فعل رساندن توانمندی ها در ۱۰۰ درصد مصاحبه شوندگان دیده شد. بحث: فراهم نبودن زمینه و بستر لازم برای استفاده از دانش آموخته ها و ظهور توانمندی های نخبگان، دلیل اصلی بروز احساس نگرانی در آن هاست؛ عاملی ک ه با خودشکوفایی ارتباط مستقی م دارد. درواق ع، دانشجویان نخبه از آینده حرفه ای خود نگران اند، چون پیش بینی می کنند که شرایط بروز استعدادها و خلاقیت برای آن ها فراهم نیست. همچنین دانشجویان نخبه توانایی خود را فقط در حل حداقل ها می بینند؛ زیرا معتقدند اوضاع جامعه و عوامل تأثیرگذار بر آینده حرفه ای آن ها به میزان زیادی خارج از اختیار آنان است.
۱۶۸۵۵.

رابطه سلامت اجتماعی و بهروزی کودکان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۹۴
مقدمه: طرح بحث تأثیر مؤلفه های مربوط به جامعه سالم بر بهروزی کودکان برای داشتن جامعه ای دوستدار کودک و همچنین داشتن آینده ای بهتر، انکارناپذیر است. ازآنجاکه عوامل اجتماعی بیش ترین نقش را در تعیین سلامتی و بهروزی جوامع دارند و با در نظر گرفتن دیدگاه پیشگیری محور و نقش مهم دوران کودکی در توسعه و سلامت جامعه، توجه به مؤلفه های اجتماعی سلامت و تأثیر آن ها بر دوران کودکی برای سعادت آیندگان بیش از پیش مطرح می شود. هدف این مطالعه، بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و بهروزی کودکان است. روش: مطالعه از نوع هم بستگی بوم شناختی گذشته نگر و به روش کتابخانه ای انجام شد که در آن داده های مربوط به سلامت اجتماعی طبق شاخص ترکیبی سلامت اجتماعی در ایران با مؤلفه های فقر، خشونت، رشد جمعیت، آموزش، پوشش بیمه، بیکاری و توزیع عادلانه درآمدها و داده های بهروزی کودکان با مؤلفه های میزان مرگ ومیر نوزادان، میزان مرگ ومیر کودکان زیر ۵ سال، میزان سوء تغذیه کودکان زیر ۵ سال، میزان ثبت نام در دبستان ها و درصد کودکانی که به پایه پنجم دبستان می رسند، در ۳۰ استان کشور بررسی شد. ابزارهای تحقیق شامل شاخص ترکیبی سلامت اجتماعی در ایران: رفیعی و همکاران (۱۳۸۸) و مرور ۲۰۰۲ دالیرازار بر شاخص بین المللی بهروزی کودکان یونیسف بود. از آزمون کلموگروف اسمیرنوف، آزمون هم بستگی پیرسون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. یافته ها: بین بهروزی کودکان و متغیرهای فقر، رشد جمعیت، میزان باسوادی و پوشش بیمه به مثابه مؤلفه های سلامت اجتماعی رابطه آماری معنی داری وجود دارد. همچنین جهت رابطه متغیرهای فقر و رشد جمعیت، منفی و جهت میزان باسوادی و پوشش بیمه، مثبت است. درمجموع، پس از انجام تحلیل عاملی اکتشافی و محاسبه نمره بهروزی کودکان و سلامت اجتماعی کل، رابطه بین سلامت اجتماعی و بهروزی کودکان در ایران، با هم بستگی 49/0 (001/0=p value) تأیید شد. بحث: در بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و بهروزی کودکان، یافته ها حاکی از آن است که هرچه میزان فقر و رشد جمعیت بیش تر باشد، میزان دسترسی به امکانات بهداشت و درمان و تسهیلات آموزشی، پایین تر خواهد بود و بالعکس، هرچه میزان باسوادی و پوشش بیمه در جامعه ای بیش تر باشد، خانواده و به دنبال آن کودک از وضعیت رفاهی عالی تری بهره مند بوده و بهروزی بیش تری دارد؛ بنابراین توجه به این مؤلفه های سلامت اجتماعی و در نظر گرفتن آن ها در سیاست گذاری های مرتبط با کودکان، باعث ارتقاء و بهبود بهروزی کودکان در جامعه ایران خواهد شد. کلیدواژه ها: استان های ایران، بهروزی کودکان، سلامت اجتماعی
۱۶۸۵۶.

به کارگیری «چارچوب ارزشیابی برنامه های سلامت اجتماع محور» در پروژه ارزشیابی برنامه های پایگاه سلامت اجتماعی مهر تهرانپارس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۰۳
مقدمه: ارزشیابی مشارکتی اجتماع محور نوعی پژوهش علمی کاربردی است که افراد درگیر برنامه های اجتماعی را به تلاشی دسته جمعی وا می دارد تا با هدفی مشترک به ارزشیابی برنامه های خود، در آغازکار، درحین اجرا یا در اتمام برنامه بپردازند. این مشارکت ایجاد؛ احساس تعلق به برنامه، عدم ترس از ارزشیابی، نگاه مثبت و علاقه مند به ارزشیابی، ارزشیابان داخلی به جای ارزشیابان خارجی، می کند. در نهایت، هدف از ارزشیابی مشارکتی اجتماع محور، توان افزایی مردم در اجرای هر چه بهتر برنامه های زندگی و کاریشان است. روش: در این پژوهش علمی کاربردی که بر مبنای رویکرد مردم به مردم برنامه ریزی شده، از «چارچوب ارزشیابی برنامه های سلامت اجتماع محور». که درمرکز توسعه سلامت عمومی اجتماع محور در کارولینای شمالی تهیه و به کارگرفته ,استفاده شد. این چارچوب برنامه ارزشیابی مشارکتی را در قالب یک روش ارزشیابی پیشنهاد می کند. این روش ارزشیابی به صورت موردی در پایگاه سلامت اجتماعی، در محدوده شهرداری منطقه 4 در شرق تهران با جمعیت تقریبی 63703 نفر در سال 1389اجرا شد. یافته ها: درمیان 6 شاخص موفقیت، اشاره شده توسط مشارکت کنندگان ارزشیابی( منابع مالی، منابع انسانی، ارائه خدمات، ارتباطات، عملیات مدیریتی , پایداری)، بالاترین میزان ظرفیت پایگاه در حوزه عملیات مدیریتی4/6% بوده و پایین ترین ظرفیت در حوزه تأمین منابع مالی 2/5%بوده است. همچنین میزان رضایت مردم از همکاری با پایگاه 50% و میزان رضایت از خدمات ارائه شده از سوی پایگاه 48% بوده است. نتایج: ارزشیابی مشارکتی ثابت کرد که پایگاه نیاز به بهبود و توان افزایی دارد. همچنین این شیوه ارزشیابی توانست دانش ارزشمندی در رابطه با کارکاملا مشارکتی را تولید کند. به علاوه نقاط قوت و ضعف برنامه ها برای لحاظ نمودن در برنامه های آتی روشن گردید.. درس آموخته در این شیوه ارزشیابی از دید مشارکت کنندگان در ارزشیابی مواردی چون گردآوری داستانهای موفقیت، به کارگیری اطلاعات گردآوری شده و حمایت از تغییر و بهبود در پایگاه بوده است.
۱۶۸۵۷.

تحلیل اجتماعی تمایل به مهاجرت دانشگاهیان : مطالعه موردی دانشجویان تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاداسلامی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر تمایل به برون کوچی دانشجویان شاغل در سطح تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران انجام گرفت. روش: روش این پژوهش پیمایشی بوده و جامعه آماری (N) آن نیز دانشجویان تحصیلات تکمیلی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در سال 1398 است. جمعیت نمونه  (n) نیز  300 آزمودنی بوده که با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شده اند .داده های این پژوهش با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته با 4 متغیر  و 26 پرسش گرداوری شده اند. برای تحلیل اماری داده ها نیز از  تحلیل رگرسیونی ،آزمون  فریدمن و  دیگر امارهای استنباطی  مرتبط  استفاده شده است . یافته ها: برمبنای تجزیه و تحلیل داده ها پژوهش 5/47درصد دانشجویان در سطح خیلی زیاد عنوان کردند که تمایل به مهاجرت(برون کوچی) دارند. در همین خصوص برمبنای یافته های تحلیل رگرسیونی به ترتیب عوامل دافعه(داخلی) با ضریب بتای329/ درصد، عوامل جاذبه(خارجی) با ضریب بتای 271/درصد و عوامل فردی با ضریب249/ درصد دارای بیشترین قدرت پیش بینی پذیری دانشجویان برای مهاجرت بودند. همچنین برمبنای نتایج آزمون فریدمن عوامل سیاسی با میانگین رنبه ای 64/3 و عوامل اجتماعی با میانگین رتبه ای 39/3 بیشترین نقش و تأثیرگذاری را بر تمایل مهاجرت نخبگان به خارج از کشور داشتند.  نتیجه گیری:بر مبنای یافته های پژوهش، نخبگان علمی ارزیابی منفی از شرایط داخلی کشور در ابعاد سیاسی، اجتماعی اقتصادی و فرهنگی داشته و نسبت به شرایط کشورهای پیشرفته نگرش مثبت دارند. لذا می توان گفت که چند بعدی بودن و حتی انباشت مسائل مختلف باعث می شود که فرد  نخبه علی رغم همه وابستگی های داخلی تصمیم به مهاجرت بگیرد. به نظر می رسد که حاکمیت رسمی می تواند با شناسایی درک مشکلات دانشجویان مانع خروج این سرمایه شود. 
۱۶۸۵۸.

تحلیل انتقادی نگرش جنسیتی در مدیریت سیاسی در دوره پهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۲۴
مدیریت سیاسی زنان و مردان حاصل بازتولیدنابرابری هایی است که دولت ها نقش مهمی در آن دارند و دارای خاصیت تعیین کنندگی برای گفتمان های حاکم است و زنان همواره به عنوان دیگری و هویت ساز برای مردان و عامل تعیین قدرت و اقتدار هستند. پرسش اصلی این پژوهش بازنمایی رابطه جنسیت و سیاست در گفتمان پهلوی و در پی آن مدیریت سیاسی زنان در ساختار حاکمیت سیاسی کشور است. این مساله با بررسی متون تولیدشده مولفان گفتمان پهلوی، از جمله محمد رضا پهلوی، به عنوان مانیفست این گفتمان و چگونگی بازنمایی نقش های سیاسی زنان بر اساس روش تحلیل انتقادی گفتمان و هدف این مقاله شناسایی موانع زنان در مدیریت سیاسی در این دوران است، دوره ای که همراه با اعطای حق رای، حضور معدود و محدود زنان در سمت های سیاسی بروز قابل توجهی می یابد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مدرنیسم دوران پهلوی، غیردینی سازی جامعه در چندین جبهه انجام شده است، ساختار قضایی نوسازی و حقوقدانان تحصیل کرده جدید، جایگزین قضات روحانی سنتی می شوند، با توسعه آموزش های پایه و همچنین آموزش عالی برای زنان، زمینه حضور آن ها به عرصه های سیاسی و اجتماعی فراهم می شود و زنان در نقش هایی مانند نمایندگی مجلس ملی، مجلس سنا، سمت وزارت و همچنین قضاوت، وارد عرصه مدیریت سیاسی می شوند. هرچند این فرصت در طبقه ای خاص از زنان روی داد و علی رغم رویه مدرن سازی جامعه، بخش کلان آن، نگرش سنتی داشت و در این تغییرات سهمی نداشتند. از سویی، دستاوردهای مورد انتظار مدرنیسم در جوامع غربی و موفقیت های زنان در رسیدن به اهداف خود در قالب فمینیسم، نیز این فعالیت ها را مورد تخاصم حاکمیت قرار داد و در پی آن، تعاریفی ایدئولوژیک برای فمینیسم ارائه شد.
۱۶۸۵۹.

بررسی جامعه شناختی تأثیر قدرت سیاسی بر فرهنگ سیاسی مردم (مورد مطالعه: پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
ساختار قدرت سیاسی در دوره رضاشاه با زیرساخت هایی مانند دولت و سازمان سیاسی رابطه مستقیمی دارد چراکه نظام سیاسی در این عصر به همراه سلطنت مطلقه، بیشترین میزان قدرت را در کشور اعمال می کرد و دستوراتش برای همه زیر نظام های کشور الزامی بود. از سوی دیگر، هماهنگی منابع برای رسیدن به اهدافی که حاکمیت در اختیار داشت از طریق نهادهای سیاسی آن جلو می رفت. از سالیان گذشته فرهنگ سیاسی مسئله مهمی برای دانشمندان علوم سیاسی و اجتماعی بوده است؛ آنها به دنبال شناخت این امر بوده اند که ارزش ها، نگرش ها و رفتار سیاسی مردم در مورد موضوعات و مسائل سیاسی چگونه بوده است و چه آثار و نتایجی بر روی نظام سیاسی و اجتماعی گذاشته است. مدل نظری پژوهش مبتنی بر نظریه فرهنگ سیاسی آلموند و وربا است. بر اساس یافته های پژوهش، یکی از ویژگی های اساسی این تأثیرات قدرت در فرهنگ سیاسی جوامع، «حاکمیت روابط فردی به جای قوانین»، «ارادت سالاری و تقرب پیشگی به جای نظام شایسته سالاری»، «وفاداری به شخص به جای سازمان های سیاسی»، «فساد»، «از بین رفتن رقابت صحیح»، «اطاعت مطلق از بالا دست»، «مسدود شدن فضای باز سیاسی»، «انزوای روشنفکران»، «خفقان»، «عدم اعتماد سیاسی» است. این پژوهش با هدف بررسی جامعه شناختی تأثیر قدرت سیاسی بر فرهنگ سیاسی مردم (مورد مطالعه: پهلوی اول) به روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
۱۶۸۶۰.

طراحی مدل تفسیری-ساختاری جامع برای حذف شکاف دیجیتالی آموزش و پرورش در دوران همه گیری بحران کویید 19(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۲۱۶
هدف: پژوهش حاضر به دنبال طراحی مدل حذف شکاف دیجیتالی در آموزش و پرورش با تاکید بر بحران همه گیری کویید 19 بوده است. در این راستا هدف از انجام این پژوهش، شناسایی متغیرهای مدل و همچنین تعیین روابط علی بین متغیرهای مدل بود.   روش شناسی: این تحقیق از نظر هدف کاربردی - توسعه ای و از نظر شیوه اجرا آمیخته ( کیفی و کمی) بود. در بخش کیفی متغیرها، مولفه ها و شاخص های تحقیق با استفاده از روش داده بنیاد با تکنیک کدگذاری از طریق مصاحبه با خبرگان استخراج شدند و در بخش کمی از روش توصیفی اکتشافی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل 20 نفر از خبرگان آموزش و پرورش بودند که به صورت نمونه گیری غیر احتمالی هدفمند و با روش گلوله برفی و نظری انتخاب شدند. معیار حجم نمونه در بخش کیفی، اشباع نظری بود.   یافته ها: نتایج  بخش کیفی نشان داد که مدل حذف شکاف دیجیتالی دارای متغیرهای «موانع شمول دولت الکترونیک» (عوامل مداخله گر)، «بستر توسعه دیجیتال» (عوامل زمینه ای)، «ظرفیت های دیجیتال» (عوامل علی)، «محتوای دیجیتال» (مقوله کانونی)، «حذف شکاف دیجیتالی» (راهبردها) و «پیامدها» می باشد. بر اساس نتایج بخش کمی، دو متغیر «بسترهای توسعه دیجیتال» و «موانع شمول دولت الکترونیک» بیشترین تاثیر و اهمیت در مدل داشتند و جزء متغیرهای مستقل و محرک قوی هستند که توجه بیشتر مدیران و نظارت مؤثر بر این محرک ها می تواند دستیابی به اهداف سازمان کمک کند در بخش کمی از روش مدل سازی تفسیری-ساختاری جامع برای ایجاد مدل و تعیین روابط علی بین متغیرهای تحقیق استفاده شده است.   نتیجه گیری: انتظار می رود که مدل حذف شکاف دیجیتالی در آموزش و پروش منجر به پیامدهای کاهش نابرابری-های دیجیتالی، کاهش نابرابری های اجتماعی، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات و افزایش مشارکت خانواده ها در فرآیند آموزش گردد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان