فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۶۶۱ تا ۵٬۶۸۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
پایش آموزه: آرامش دینی
عوامل موثر بر انگیزه های زنان از تماشای سریالهای شبکه ماهواره ای جم (GEM TV) (مطالعه موردی: زنان شهر کامیاران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره چهاردهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل موثربر انگیزه-های زنان از تماشای سریالهای شبکه ماهواره-ای جم (GEM TV) است. این پژوهش با توجه به نوع آرایش متغیرها و اهداف پژوهش در قالب طرحهای همبستگی-مقایسه ای پی-ریزی شده است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مخاطب سریالهای شبکه جم در شهر کامیاران است که بااستفاده از نمونه-گیری گلوله برفی 195 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه اصلاح شده شهابی و جهانگردی است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمونهای همبستگی، تی (t test) و تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج نشان داد که هرچه سن افراد بالاتر میرود، تمایل افراد به تماشای سریالهای شبکه جم با انگیزه آموزشی کاهش می یابد و در عوض تمایل آنها به تماشای سریالهای شبکه جم با انگیزه های تسهیل تعامل اجتماعی و فرار از واقعیات روزمره افزایش می یابد. یافته ها حاکی از آن است که انگیزه آموزشی افراد مجرد در تماشای سریالهای شبکه جم بیشتر از افراد متاهل است. همچنین نتایج نشان داد که در تماشای سریالهای شبکه جم انگیزه های کسب آموزش و کسب پرستیژ اجتماعی در طبقات اقتصادی بالا نسبت به طبقات پایین بیشتر است و در عوض انگیزه های فرار از واقعیات روزمره و تسهیل تعامل اجتماعی در افراد طبقات پایین بیشتر است. در این رابطه به نظر میرسد که طبقه، سن و وضعیت تاهل به عنوان اصلی ترین مولفه ها، در نوع انگیزه زنان از تماشای سریال ها تاثیر زیادی داشته باشند.
تحلیلی بر وضعیت عوامل مؤثر بر تجارب پژوهشی (فرآیند پایان نامه نویسی) دانشجویان تحصیلات تکمیلی و تغییرات آن در دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت بررسی عوامل و موانع پژوهشی و تولید علم در دانشگاه ها به ویژه در تحصیلات تکمیلی نیازمند مطالعه و واکاوی عوامل مؤثر بر فرآیند تجارب پژوهشی (پایان نامه نویسی) و ارزیابی مستمر است. در این راستا این تحقیق به منظور بررسی وضعیت عوامل مؤثر بر تجارب پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شهید بهشتی و مقایسه آن نسبت به وضعیت گذشته (مطالعه 1383) و ارزیابی میزان تغییرات تجارب پژوهشی در فعالیت های پژوهشی دوره های تحصیلات تکمیلی (فرآیند اجرای پایان نامه) صورت گرفته است. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی و مقایسه ای تحلیلی بوده و 78 نفر از دانش آموختگان دانشگاه شهید بهشتی که از نیمسال دوم سال تحصیلی 1391-1390 تا نیمسال اول 1392-1391 موفق به دفاع از پایان نامه خویش شده و در مرحله تسویه حساب قرار داشتند، به عنوان نمونه آماری به پرسشنامه این تحقیق پاسخ دادند. اب زار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه استاندارد PREQ بوده که طبق آخرین ویرایش دارای 7 عامل اصلی است. عامل استاد و مشاور نیز مؤلفه ای بود که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. بررسی کلی نتایج پژوهش حاکی از آن است که میانگین کلی تمامی عامل های مورد بررسی در حد متوسط بوده است. دو عامل جو فکری دانشکده و زیرساخت ها نسبت به میانگین کل عامل ها پایین تر از حد متوسط و سایر عامل ها بالاتر از حد متوسط بوده اند. مقایسه با سال 1383 نیز نشان می دهد در عامل توسعه ی مهارت ها افت و در عامل جو فکری افزایش ناچیزی (0.03) ایجادشده است. عامل کمبود منابع مهم ترین مشکل و موضوع پایان نامه مهم ترین عامل انگیزاننده ی در فرآیند یایان نامه نویسی بوده است.
سواد فناورانه دانش آموزان و دبیران: تحلیلی بر تفاوت دو نسل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی تفاوت سواد فناورانه دانش آموزان دوره دوم متوسطه با دبیران آن ها در آموزش و پرورش شهر همدان است که این تفاوت از منظر تفاوت نسلی مورد بررسی قرار می گیرد. در این پژوهش از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شد و از بین تعداد 878 نفر دبیر زن و 12526 نفر دانش آموز دختر متوسطه دوره دوم با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی، ۲۶۵ دبیر و ۳۷۳ دانش آموز به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته مربوط به سواد فناورانه بوده است که با توجه به استانداردهای سواد فناورانه انجمن بین المللی فناوری آموزشی تهیه شده اند. روایی این پرسشنامه ها از طریق اعمال نظرات اصلاحی هفت نفر از صاحب نظران و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ به ترتیب برای پرسشنامه دبیران و دانش آموزان 92/0 و 89/0 محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، آزمون خی دو، یو من ویتنی و آزمون رتبه ای فریدمن نشان داد؛ بین سواد فناورانه دانش آموزان متوسطه و دبیران آن ها فاصله وجود دارد. همچنین درک دانش آموزان و دبیران از مؤلفه های پنجگانه سواد فناورانه به ترتیب فهم ارتباط فناوری و جامعه و فهم طراحی فناوری با بالاترین میانگین رتبه دارای اولویت اول تا دوم است. کم ترین بعد در دانش آموزان و دبیران آن ها مربوط به کسب توانایی های جهان فناورانه است. دبیران و دانش آموزان به عنوان دو نسل متفاوت از لحاظ سواد فناورانه و درک مؤلفه های آن با هم تفاوت دارند و این تفاوت با توجه به نظریه نابرابری دیجیتالی کاوسنی (2006) نشانه تفاوت نسلی است.
رابطه انواع سرمایه و سبک زندگی سلامت محور در زنان شهر سنندج(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۱۶ تابستان ۱۳۹۵ شماره ۶۱
۱۳۹-۱۰۷
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مهم ترین پیشرفتها در تئوریهای جامعه شناسی افزایش توجه به سبک زندگی به عنوان یک مفهوم کلیدی در تبیین رفتار اجتماعی بشر است. سبک زندگی شامل ترجیحات بدنی، ظاهر، مسکن، عادات کاری و اوقات فراغت است که شهروندان را از هم متمایز می کنند. سبک زندگی سلامت محور در سالهای اخیر مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است. توجه به سبک زندگی و سلامت این مضمون را به همراه دارد که با تغییر در وجوه ذهنی و رفتاری می توان به ارتقاء و تضمین سلامت کمک کرد. تغییر در سبک زندگی سلامت محور را می توان از طریق پاره ای از مؤلفه های اجتماعی همچون انواع سرمایه (اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی) تسهیل نمود. به نظر می رسد، استان کردستان و شهر سنندج به واسطه تفاوت فرهنگی قومی و مذهبی با سایر نقاط ایران، در حوزه سبک زندگی موردی مناسب برای ارزیابی باشد. پژوهش حاضر درصدد است تا اثر مالکیت و برخورداری از انواع سرمایه را بر تنوعات سبک زندگی سلامت محور زنان بررسی و واکاوی نماید و درصدد پاسخگویی به این پرسش است که انواع و ابعاد مختلف سرمایه (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی) چه اثری بر انتخاب سبک زندگی سلامت محور زنان شهر سنندج دارند؟ روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی غیرتجربی است که با روش پیمایش انجام پذیرفته است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه زنان بالای 18 سال شهر سنندج بوده است که از بین آنها، تعداد 310 نفر براساس فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. همچنین ابزار گردآوری داده ها تلفیقی از پرسشنامه محقق ساخته و استاندارد بوده است که از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار بود. یافته ها: وضعیت زنان در چهار بعد (رشد معنوی و خود شکوفایی، مسئولیت پذیری درباره سلامت، روابط بین فردی و تغذیه) در حد متوسط، اما در دو بعد ورزش و فعالیت بدنی و مدیریت استرس در حد پایین است. علاوه بر آن، یافته های تحلیلی نشان داد که دو نوع سرمایه اقتصادی و فرهنگی و ابعاد آنها و بعد شبکه های اجتماعی در مقیاس سرمایه اجتماعی، البته با درجات و شدت متفاوت با سبک زندگی سلامت محور ارتباط دارند. بحث: بر این اساس می توان گفت که مؤلفه های سرمایه فرهنگی و اقتصادی اثر مثبت و مناسبی بر انتخاب سبک زندگی در راستای سلامت دارند و در میان مؤلفه های سرمایه اجتماعی، بعد شبکه که منجر به گسترش روابط و فعالیتهای جمعی و همگانی می شود، اثر قابل ملاحظه ای داشته است. به عبارتی به نظر می رسد پیوندهای زنان منجر به رشد آگاهی نسبت به سلامت و ابعاد آن شده و درگیری زنان در جمعهای مختلف به انتخاب سبک زندگی کمک کرده است.
پیش بینی کننده های شخصیتی و خلقی جامعه پسندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رفتار جامعه پسندی، شامل گروه بزرگی از رفتارهای اختیاری است که به قصد منفعت دیگران انجام می شود. شناخت عوامل شخصیتی و خلقی پیش بینی کنندة جامعه پسندی، سبب شناخت بهتر عوامل نیرومندساز تعامل های اجتماعی می شود. جامعة آماری این پژوهش همبستگی، تمامی دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر فساست. نمونه شامل 120 دختر و 120 پسر دانش آموز مقطع دبیرستان است که به صورت خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامة شخصیت جامعه پسند، فرم کوتاه پرسشنامة پنج عامل بزرگ شخصیت نئو و پرسشنامة پاناس (PANAS) ابزارهای سنجش هستند. مطابق نتایج، برون گرایی و دلپذیر بودن، پیش بینی کنندة قدرتمند جامعه پسندی است. همچنین دختران در بیشتر متغیرهای پژوهش در مقایسه با پسران، به طور معنادار نمرات بالاتری به دست آوردند. این نتایج، همسو با پژوهش های پیشین است، اما متغیرهای پیش بین باوجدان بودن، عاطفة مثبت، نروتیک بودن و عاطفة منفی نیز هریک بین 1 تا 3 خرده مقیاس از هفت زیرمقیاس شخصیت جامعه پسند را پیش بینی کردند. یافته های فرعی تحقیق، لزوم پژوهش های بیشتر برای مفهوم سازی و ساخت ابزارهای دیگری از سنجش جامعه پسندی را پیشنهاد می کند.
ارزیابی اثربخشی (بیرونی) برنامه های آموزش تخصصی رشته پیشگیری انتظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هشتم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۳
51 - 81
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کیفیت آموزش و پرورش از دغدغه هایی است که همواره نظام های آموزشی برای دست یابی به آن تلاش می کنند. ارتقای مستمر کیفیت آموزش عالی مستلزم انجام ارزیابی آموزشی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی ارزیابی اثربخشی آموزش های تخصصی دانشجویان مصوب کارشناسی رشته پیشگیری انتظامی صورت گرفته است.<br /> روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- پیمایشی بوده که با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته، تعداد 73 نفر از سوی فرماندهان بلافصل (محیط کار) به عنوان جامعه آماری به صورت تمام شمار انتخاب و مورد ارزشیابی قرار گرفته است. برای گردآوری مطالب نظری از روش کتابخانه و برای استخراج مؤلفه ها و ابعاد اصلی متغیرهای پژوهش از روش مصاحبه با مدیران و فرماندهان حوزه پیشگیری انتظامی استفاده شده است و برای سنجش پایایی پرسش نامه از طریق نرم افزارSPSS ضریب آلفای کرونباخ کل 907/0 به دست آمده که نشان دهنده وجود پایایی بالایی برای پرسش نامه است و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، در این پژوهش از روش های توصیفی و آزمون های استنباطیT و فریدمن استفاده شده است.<br /> یافته ها: بر اساس نظرات فرماندهان بلافصل از بین شش مؤلفه طراحی شده برای ارزیابی اهداف کلی برنامه آموزش های تخصصی دوره کارشناسی مصوب رسته انتظامی به ترتیب «ارتقای دانش تخصصی و مهارت» بالاترین میزان تحقق و «توانایی تصدی مشاغل متناسب» کمترین میزان تحقق را داشته است. در خصوص اهداف تخصصی دوره آموزشی مذکور مؤلفه «رعایت اصول و آداب و منش انتظامی» بالاترین میزان تحقق و مؤلفه «توانایی درک و تفسیر محیط اجتماعی» کمترین میزان تحقق را داشته است.<br /> نتیجه گیری: بر اساس ارزیابی رتبه بندی حاصله از مهارت های کلیدی طراحی شده از منظر فرماندهان بلافصل، مهارت «بازرسی بدنی و دستبند زدن» به عنوان ضروری ترین مهارت ارزیابی و مهارت «صف جمع و احترامات نظامی» به عنوان کم اهمیت ترین مهارت مورد نیاز، ارزیابی شده است.
تأثیر از هم گسیختگی خانوادگی بر خیابانی شدن زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال هشتم بهار ۱۳۹۵ شماره ۱
35 - 58
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خانواده بنیادی ترین و مقدس ترین نظام اجتماعی هر جامعه ای است که عموماً هسته ای حمایتی – عاطفی و مورد اعتماد افراد و محافظی قوی در مقابل فشارها، اضطراب ها و خشونت دنیای خارج آنان محسوب می شود. این پژوهش به منظور بررسی خیابانی شدن زنان، تأثیر نظام و ساختار خانواده را بر این پدیده با اتکاء بر نظریات حوزه انحرافات اجتماعی، سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، در قالب فرضیاتی ملهم از این نظریات، مورد آزمون تجربی قرار داده است.
روش شناسی: جمعیت آماری تحقیق، زنان خیابانی شهر تهران هستند. داده های پیمایش در سال 1385 از سطح شهر و مراکز نگهداری زنان خیابانی جمع آوری شده است و داوری در باب فرضیات با استفاده از تکنیک آماری خی دو و رگرسیون انجام شده اند.
یافته ها و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که گسیختگی خانوادگی با ایجاد فشار و روابط سرکوبگرانه بر روی زنان و دختران، آنان را به ناچار به حاشیه زندگی اجتماعی از جمله رها شدن در خیابان ها و تن فروشی سوق می دهد. همچنین میزان تغییرات سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خانواده با میزان تغییرات خیابانی شدن زنان همراه است.
بررسی شکاف و زمینه های آن در لایه های فرهنگی هویت ایرانیان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هویت فرهنگی ایرانیان، تحت تأثیر سه شکاف عمده قرار می گیرد و به مرور، ممکن است ماهیت اصلی خود را از دست بدهد. این سه شکاف عبارتند از: شکاف ایدئولوژیکی، شکاف رفتاری و شکاف موقعیتی. هدف این پژوهش، تحلیل هر یک از این شکاف ها و بیان زمینه هایی است که موجب این شکاف ها می شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که دو عامل چندگانگی منابع هویتی و قرائت های متفاوت از آنها، زمینة شکاف ایدئولوژیکی در هویت فرهنگی را فراهم می کند و عواملی همچون فرم گرایی، اباحه گری و مصلحت اندیشی های کاذب، دنیاطلبی، کمیت گرایی، سیاست زدگی، ترویج فساد، اغواگری و... زمینه های شکاف رفتاری در هویت فرهنگی را ایجاد می کنند. همچنین مدرنیته و جهانی شدن، دو عاملی هستند که زمینه های شکاف موقعیتی در هویت فرهنگی را به دنبال خواهند داشت.
روابط خانوادگی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۴۷
437-459
حوزههای تخصصی:
اهمیت روابط خانوادگی فرد به عنوان شاخص مهمی در سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی، در مبتلایان بیماری های مزمنی مانند ام اس دوچندان می شود. مطالعه حاضر که با هدف بررسی تجارب مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس در زمینه روابط خانوادگی، صورت پذیرفته یک پژوهش کیفی به شیوه پدیدار شناسی است. مشارکت کنندگان 15 نفر بوده اند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق و تفسیر داده ها به روش کلایزی و رویکرد IPA انجام شده است. نهایتا سه خوشه اصلی در حیطه روابط خانوادگی مبتلایان به دست آمد که عبارتند از «روابط با والدین»، «روابط زناشویی» و «رابطه با فرزندان». هر یک از این خوشه ها دارای دو خوشه فرعی هستند که عبارتند از: خوشه اول؛ تعارضات والدینی و درون خانوادگی، حمایت های خانواده، خوشه دوم؛ روابط عاطفی و روابط جنسی و خوشه سوم؛ فرزندان و فرزند آوری. روابط خانوادگی یکی از دغدغه های عمده مبتلایان به ام اس در همه سطوح والدین، فرزندان و روابط زوج می باشد. همان طور که حضور تعارضات مزمن در خانواده به عنوان یکی از عوامل ابتلا به بیماری و تشدید علائم می باشد، روابطی همراه با همدلی و درک و حمایت می تواند به بهبود بیماری، همکاری بیمار برای درمان، ارتقای کیفیت زندگی و کاهش احتمال عود منجر شود.
بررسی وضعیت مصرف گرایی با تأکید بر شهرنشینی در بین جوانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مصرف گرایی از موضوعات مهم پژوهش در جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی است. مصرف گرایی یکی از مؤلفه های مشترک دوران مدرن و پست مدرن است. بنابراین مقاله ی حاضر به بررسی تجربی عوامل مرتبط با مصرف گرایی در بین جوانان شهر یزد می پردازد. این پژوهش با روش پیمایش و استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته، 384 نفر از جوانان شهر یزد را به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مورد بررسی قرار داد. برای پایایی تحقیق از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. در این مقاله تأثیر متغیرهایی نظیر وسایل ارتباط جمعی، جهانی شدن، دینداری، جنس، محل تولد و تحصیلات با متغیر وابسته بررسی شد. همچنین از نظریات اندیشمندانی مانند گیدنز، بودریار، برایان ترنر و .. استفاده شد. از آنجا که هیچ کدام از نظریات نمی توانند به طور کامل و جامع پدیده ی مصرف گرایی را تبیین کنند، ما از چارچوب نظری ترکیبی استفاده کردیم. نتایج تحقیق نشان داد که در بین متغیرهای زمینه ای، متغیر جنس و محل تولد با مصرف گرایی رابطه ی معنا داری برقرار کردند در واقع هر چه جوامع به سمت مدرنیته و شهرنشینی گام بردارند، میزان مصرف گرایی در بین کنش گران بیشتر می شود و متغیر تحصیلات با مصرف گرایی رابطه ای نداشت. همچنین بین استفاده از وسایل ارتباط جمعی (با تأکید بر ماهواره) و جهانی شدن رابطه معنادار و مثبتی وجود داشت ولی بین دینداری و مصرف گرایی رابطه ی معنا دار و منفی ای وجود داشت یعنی دینداری افراد مانعی بر مصرف گرایی بیشتر آنها بود. نتایج رگرسیون نشان داد که دو متغیر جهانی شدن و دینداری، 17 درصد از واریانس مصرف گرایی را تبیین کرده اند.
مطالعه اثر مؤلفه های اجتماعی- فرهنگی والدین بر مزاحمت جنسی (خیابانی) فرزندان پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مزاحمت جنسی شکلی از آزار مبتنی بر جنسیت مفهوم سازی شده است که آثار شایان توجهی بر قربانی دارد. زنان که نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند، به طور روزمره با استرس ها و مشکلات ناشی از وجود آزار و مزاحمت جنسی روبه رو می شوند که این مسئله موجب بسیاری از عوارض روان شناختی و جامعه شناختی می شود. هدف مطالعة حاضر در چرخشی موضوعی، سنجش مؤلفه های اثرگذار بر وضعیت عاملان ایجاد مزاحمت یعنی پسران است. تحقیق پیش رو به روش کمی و با تکنیک پیمایش انجام گرفته است. جامعة آماری شامل تمام افراد مذکر 18 تا 30 سال ساکن در سنندج می شود. نمونه گیری پژوهش به صورت سهمیه ای متناسب با حجم جامعه انجام گرفت که بعد از مشخص کردن طبقات فرعی براساس سن و سهم هریک از طبقات از نمونة کل، افراد منتخب از طریق پاسخگویی به پرسشنامة محقق ساخته، بررسی و تحلیل شدند. درکل، براساس نتایج توصیفی از مزاحمت جنسی که شامل چهار نوع مزاحمت کلامی، بصری، تعقیبی و فیزیکی می شود، از مجموع 380 نفر فقط 18 نفر مرتکب هیچ گونه مزاحمتی نشده اند. نتایج تحلیل چندمتغیره (رگرسیون و تحلیل مسیر) نشان می دهد از میان شش متغیر موجود در تحلیل، سه متغیر میزان سنتی بودن، میزان جنسیت زدگی و میزان خشونت در خانواده، تأثیرگذارترین متغیرها بر مزاحمت جنسی هستند.
رابطه توسعه و طلاق در ایران .(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۵ شماره ۹
180 - 217
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین توسعه اجتماعی - اقتصادی و طلاق در کشور در طی سال های 1392-1360 انجام شده است. بنابراین رویکرد این پژوهش به موضوع توسعه و طلاق و برهمکنش آن ها، رویکردی جامعه شناختی به مطالعه انحرافات و مسائل اجتماعی در بستر توسعه و تحولات اجتماعی است. تحقیق حاضر از نوع کمّی- طولی است که به روش سری های زمانی (تحلیل ثانویه) انجام شده است. مشاهدات مربوط به متغیرهای تحقیق، در دوره زمانی 92-1360 جمع آوری و مورد بررسی قرارگرفته است. پژوهش در سطح کلان انجام شده و به همین دلیل جامعه مورد بررسی، سطح مشاهده و تحلیل، کل کشور است. چارچوب نظری مبنای تحلیل، نظریه تغییر ارزش ها در جوامع در حال گذار و پذیرش طلاق به عنوان پیامد تحولات ارزشی توسعه اقتصادی- اجتماعی و برخورد ارزش ها و هنجارهای مدرن با ارزش ها و هنجارهای سنتی تخصیص نقش ها در حوزه ازدواج و خانواده است، که انتظار می رود با افزایش سطح توسعه یافتگی کشور، میزان آن نیز افزایش پیدا کند. یافته های مطالعه نشان می دهد که همراه با روند رشد شاخص های توسعه در طول دوره مورد بررسی در کشور، میزان طلاق نیز افزایش قابل توجهی پیداکرده است. بررسی روابط کوتاه مدت بین متغیرها نشان می دهد که از میان متغیرهای مورداستفاده جهت سنجش توسعه اقتصادی - اجتماعی، سطح باسوادی و اشتغال در بخش صنعت در کوتاه مدت تأثیر منفی بر طلاق داشته و باعث کاهش آن می شود درحالی که بررسی روابط بلندمدت نشان می دهد که هر چهار متغیر نرخ باسوادی، میزان اشتغال در بخش صنعت، امید به زندگی و دسترسی به زیرساخت های توسعه ای دارای اثر مثبت بر طلاق بوده و سبب افزایش طلاق شده اند.
استعاره های طبیعت گرایی و تخیل ابن خلدونی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
انسان ها از گذشته، بر حسب نوع بافتِ محیطی یا اقلیمی و اجتماعی خود، ضمن استفاده عملی از موجودات بی جان و جاندار محیط خود، از قبیل جماد، گیاه و حیوان، روابط و مناسبات خیالی و نمادین را نقش آفرینی می کردند. زمینه اصلی همة نظام سازی ها و مفهوم پردازی ها، فرهنگ و نهادهای فرهنگی اند. اندیشة طبع نگرانه مبتنی بر اخلاط چندگانه و رابطة انسان با جماد، حیوان و گیاه، در چارچوب بنیادی تر «انسان- طبیعت» قرار می گیرد که به مرور زمان، از دلالت های انضمامی به دلالت های انتزاعی و استعاری تبدیل می شوند. این استعاره ها، نقش عمده ای در تخیل و گفتمان معرفتی ابن خلدون داشته اند. این مقاله، با روش اسنادی، به استفاده از استعاره های طبیعت گرایانه در مبادی معرفتی گفتمان ابن خلدون می پردازد. گرچه امروزه استعاره های طبیعت محوری و طبع نگرانه، در بین اندیشمندان و متفکران اجتماعی، استعاره های مرده و غیرفعال محسوب می شوند، اما مبادی و پیش فرض های معرفتی اندیشة ابن خلدون را فراهم کرده است. او هم در تبیین جهان محسوسات و هم عالَم اجتماعی از استعاره های طبع گرایی سود جسته است.
مقایسه میزان کفایت اجتماعی، خودکارآمدی و بهزیستی روانی در دانش آموزان نابینا، ناشنوا و عادی.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی پاییز ۱۳۹۵ شماره ۹
219 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه میزان کفایت اجتماعی، خودکارآمدی و بهزیستی روانی در دانش آموزان نابینا، ناشنوا و عادی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر نابینا، ناشنوا و عادی شهر خرم آباد در سال تحصیلی 95-1394 بود؛ که با استفاده از روش علّی- مقایسه ای از هر گروه (نابینا، ناشنوا، عادی) 30 نفر به شیوه همتاسازی با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. مقیاس های بهزیستی روان شناختی ریف ( ( RSPWB ، خودکارآمدی بندورا و کفایت اجتماعی فلنر اجرا شد. نتایج نشان داد که بین گروه های نابینا، ناشنوا و عادی از نظر میزان کفایت اجتماعی، خودکارآمدی و بهزیستی روانی با یکدیگر تفاوت معنی داری وجود داشت (001/0 P< ). به نحوی که میزان کفایت اجتماعی، خودکارآمدی و بهزیستی روانی در دانش آموزان عادی بیشتر از دانش آموزان نابینا و ناشنوا است. از سویی میزان کفایت اجتماعی، خودکارآمدی و بهزیستی روانی در دانش آموزان نابینا بیشتر از دانش آموزان ناشنوا است. با توجه به شیوع بالای نابینایی و ناشنوایی در جامعه، نتایج این گونه تحقیقات باید در اختیار مراکز و سازمان های مختلف مربوطه قرار گیرد تا آن ها بتوانند بر اساس نتایج پژوهش، برنامه ریزی مناسبی داشته باشند.
شکل گیری فضاهای مسکونی در کرمانشاه 95- 1375 (با تأکید بر مسکن مهر و سکونت گاه های غیررسمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۳۹۵ شماره ۱۰
73 - 106
حوزههای تخصصی:
این مقاله تلاش می کند که شکل گیری فضاهای مسکونی شهریِ کرمانشاه را در دو دهه (1395-1375) بررسی کند. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر آرای لفور در باب تولید فضا است. روش تحقیق کیفی و تکنیک گردآوری داده ها مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد است. یافته ها نشان می دهند که در طی این دو دهه شهر در جهات مختلف به ویژه شمال شرقی، شمال غربی، جنوب غربی و شرق رشد برون زا داشته اند. رشد طبیعی جمعیت و مهاجرت روستاییان و ساکنان سایر شهرهای استان به کرمانشاه از مهم ترین دلایل رشد شهر در این دوره هستند. سه فرایند در شکل گیری فضای مسکونی این دوره نقش داشته است: نخست، سیاست های مسکن مهر که سبب رشد شهرک های پردیس، دولت آباد، دانش و کیهانشهر شد. این شهرک ها به پراکندگی و ازهم گسیختگی فضای شهری دامن زدند، همچنین به دلیل کمبود امکانات زیرساختی و فضای عمومی، عاری از حیات شهری هستند و هویت محله ای در آن ها شکل نگرفته و افراد در خانه های خویش محبوس اند. دوم، رشد سکونت گاه های غیررسمی دره دراز، نوکان، کرناچی و ده پهن است که به رغم عدم وجود زیرساخت ها و فقر امکانات از پویایی بیشتری در زندگی روزمره برخوردارند. سوم، کارکردهای اقتصادی و فراغتی فضاهای مسکونی جدید که تعامل آن ها را با بازارچه ها داخل شهر اجتناب ناپذیر ساخته است. همچنین سکونت گاه های غیررسمی سبب رشد پدیده کوچه نشینی به مثابه تاکتیکی برای مقاومت در برابر کمبود فضای فراغت شده است.