یکی از امکاناتی که اینترنت در اختیار کاربران خود قرار می دهد، امکان پنهان کردن هویت در این فضا و ایفای نقش های متعدد است. هدف پژوهش حاضر ارائه توصیف و تبیینی از رابطه گمنامی در صحنه مجازی با ویژگی های فردی و محیطی در آن صحنه با استفاده از نظریه نمایشی گافمن و ترکل است. روش پژوهش، پیمایش و جامعه آماری، همه دانشجویان دانشگاه گیلان است که با روش نمونه گیری طبقه ای و تصادفی ساده، 372 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. براساس یافته ها، پسران بیش از دختران و دانشجویان با پایگاه تحصیلی پایین تر بیش از دانشجویان با پایگاه تحصیلی بالاتر به گمنامی در روابط اینترنتی تمایل دارند و این رابطه ازنظر آماری نیز معنا دار است؛ همچنین افزایش متوسط ساعات کاربرد اینترنت در هفته، استفاده از سایت های همسریابی، وبلاگ، چت روم و محدودیت های سنتیِ مرتبط با برقراری دوستی با جنس مخالف، رابطه معنا داری با گمنامی در روابط اینترنتی داشته اند. در مجموع، متغیرهای پایگاه تحصیلی و محدودیت های سنتی 5/41 درصد از تغییرات متغیر گمنامی در روابط اینترنتی را تبیین می کنند. متغیر پایگاه تحصیلی رابطه منفی و متغیر محدودیت های سنتی رابطه مثبتی با میزان گمنامی در روابط اینترنتی داشته اند. این نتایج نشان می دهند کاربران اینترنت برای کاستن از بار محدودیت های سنتیِ مرتبط با ایجاد روابط در صحنه واقعی، ازطریق گمنامی در صحنه مجازی، به عنوان کنشگری فعال ایفای نقش می کنند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مسائل پرتعارض در روابط والد-نوجوان در پاندمی کووید ۱۹ انجام شد. نمونه پژوهش1590 نوجوان ساکن شهر تهران بودند که به صورت مجازی به چک لیست بازسازی شده مسائل تعارض آمیز والد-نوجوان (PACIC-R) پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که ۹۳/۹۷ درصد از نوجوانان حداقل در یکی از ۴۷ مسئله مطرح شده در PACIC-R با والدین خود اختلاف داشتند و ۳۰/۷۷ درصد از نوجوانان حداقل در یکی از این مسائل تعارض پر تکرار (یک یا چند بار در روز) با والدین خود داشتند. استفاده از رسانه (گوشی، اینترنت و بازهای اینترنتی و رایانه) تعارض عمده نوجوانان با والدین در بین ۱۳ حوزه تعارض آمیز بود و ۵۰ درصد از نوجوانان حداقل در طول یک ماه، یک یا چندبار در روز درباره این مسائل با والدینشان بحث می کردند. همچنین اختلاف در حوزه های «رفتار والدین»، «مسائل انضباطی» و «مسائل تحصیلی» به ترتیب از بیشترین مسائل تعارض آمیز عمده نوجوانان با والدین بود. به طور کل در پژوهش حاضر به بررسی ۱۳ حوزه تعارض آمیز والد-نوجوان و نقش تفاوت های سنی و جنسیتی در این حوزه ها پرداخته شد. با توجه به فراوانی بالای تعارضات روزانه در روابط والد-نوجوان در پاندمی کووید ۱۹ و به دلیل عامل خطر تعارضات والد-نوجوان در حوزه استفاده از رسانه، در بروز آسیب های روان شناختی مانند وابستگی به اینترنت در نوجوانان باید مورد توجه قرار گیرد.
Purpose: Today, countries around the world have come to realize that a wide range of skills, thinking skills and basic skills are needed to prepare students for an unpredictable future. To achieve this, learners must expand their awareness of themselves as thinkers and learners, practice strategies for effective thinking, and develop the thinking skills they need throughout their lives, because thinking and thinking are at the beginning of any Production and construction in the human world. The new education is trying to provide children with the necessary curriculum preparation through the various curricula. Teaching philosophy to children is one of the ways that has been considered in recent years for thinking and reasoning. Methodology: The purpose of this study was fundamental and in terms of data collection, it was a descriptive survey and it was a qualitative research in terms of content analysis and foundation data method. All elementary school students in the city of Sari were the community of research experts who had at least one elementary school teacher. Semi-structured interviews were conducted with 12 people using snowball sampling. Findings: The results of the content analysis and dimensional data analysis method showed that teaching philosophy included teaching how to think, teaching to ask, how to ask. Emphasis on the rightness of thought, on right thinking, on the transfer of philosophical thoughts to learners. Conclusion: Involving children in teaching philosophy has both cognitive effects and increased self-esteem, self-efficacy, social intelligence, emotional intelligence and perhaps transferable skills. It is effective in reducing anxiety, enhancing positive behaviors in the classroom, promoting positive self-concept, cultivating emotional adjustment, and reducing irrational thinking
دوره صفویه نقطه عزیمت ایرانیان برای بنیان نهادنِ دولتِ جدید شمرده شده که در آن نخستین حکومتِ مستقلِ ایرانی پس از اسلام تشکیل شد. اگرچه حکومت صفوی به طور نسبی از توانایی ایجاد نظم و کنترل خشونت و رسیدن به درجاتی از رشد و بالندگی برخوردار بود، اما دیری نپایید که نظم و انسجام اجتماعی با بحران ها و چالش های عمیقی روبه رو شد و درنهایت رو به فروپاشی گذارد. این پژوهش می کوشد تا علل و زمینه های این امر را با استناد به شواهد و دلایل احصا شده از متون و منابع تاریخی، با روش تحلیلی و مقایسه ای و با توجه به الگوی حکومت طبیعی نورث و همکارانش واکاوی کند. یافته های پژوهش حاکی است ویژگی های حکومت صفوی در چهار مضمونِ «ناکامی در ائتلاف سازی پایدار»، «شکست در ایجاد تعادل میان نیروهای اجتماعی»، «ساخت شخصی، غیررسمی و یک جانبه قدرت سیاسی» و «اقتصاد سیاسی انحصاری و نقض حقوق مالکیت» با شاخص های اصلی حکومت طبیعی شکننده نورث و همکاران هم خوانی دارد.
هدف این مقاله بررسی نقش رسانه ها در بروز پرخاشگری مسابقات ورزشی فوتبال به منظور بررسی نقش های متفاوت رسانه ها در بروز غوغاگری و اوباشگری در ورزشگاه های ایران در طول سال های اخیر است که صدمات زیادی بر پیکره فیزیکی ورزشگاه های ایران و پیکره روحی و اجتماعی اقشار ورزش دوست و جوانان وارد ساخته است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نقطه نظر روش گردآوری داده ها، یک روش کمی با تکنیک پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه تماشاگران و هواداران تیم های ورزشی و حجم نمونه در چهار ورزشگاه آزادی، پاس قوامین، شهدای شهر قدس و تختی براساس جدول مورگان 384 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و البته برای جلوگیری از ریزش پاسخگویان 15 درصد به این حجم اضافه شد که تعداد کل به 441 نفر ارتقا یافت. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است که قبل از اجرا اعتبار و پایایی آن (با احتساب ضریب آلفای 81/0) مورد تایید قرار گرفت. در نهایت داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزار آماری spss و آزمون های مقایسه میانگین ها؛ تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. با توجه به مقدار آزمون های تی یک متغیره و نتایج این آزمون ها که موید این واقعیت است که کلیه مولفه های رسانه ای تاثیرگذار در بروز پرخاشگری در فوتبال با اطمینان بیش از 99 درصد معنی دار بوده و می توانند با روش های گوناگونی در بروز اوباشگری و خشونت طلبی در فوتبال موثر باشند. به ویژه باید به نقش پخش گزارش ها از طریق ماهواره ها اشاره کرد که در گرایش تماشاگران فوتبال به خشونت و اوباشگری بسیار موثر هستند.
در تحلیل جرم، جایگاه مفهوم فرهنگ در کنار مفاهیم، نظریه ها و رویکردهای مختلف جامعه شناختی و روانشناختی در قالب جرم شناسی فرهنگی بروز و نمود پیدا کرده است. این مقاله با هدف دستیابی به ساختار صورتبندی ذهنی-ادراکی زندانیان جرایم خشن از تجربه تعلق خاطر به خرده فرهنگ لات بازی تدوین شده است. این پژوهش با پارادایم تفسیرگرایی و با استفاده از روش پدیدارشناسی سعی در شناسایی تجارب زیسته لاتها برآمده است. به همین منظور با تعداد 16 نفر از زندانیان جرایم خشن در زندانهای مازندران مصاحبه انجام شده است. تحلیل متون حاصل از مصاحبه ها از طریق روش تحلیل گفتمان جیمز پل جی انجام شده است. از نتایج قابل توجه اینکه، شکل گیری هویت مجرمان دارای تعلق خاطر به خرده فرهنگ لات بازی ، با نمایش ریاضت داوطلبانه ، پذیرش افتخارآمیز برچسب داغ و ننگ ، ذهنیت پارادوکسیکال ناامیدی و رستگاری نسبت به آینده ، همدلی و همراهی با سرنوشت هم طبقگان شکل پیدا کرده است.
Purpose: The purpose of this study was to explain the aesthetic foundations of Khaje Nasir and Rousseau's ideas in order to develop a model of artistic education for elementary students. Methodology: Based on the stated purpose, the type of research is applied and its method is qualitative (quantitative). The study population in the qualitative section consisted of 17 experts using purposive sampling method and the target population in the quantitative section was 108 teachers of Bandar Kangan elementary school using proportional stratified random sampling method. . In order to collect the required information in the qualitative part, the deductive content analysis and structured interview were used and the researcher-made questionnaire was used to collect the required data. The questionnaire was confirmed by content and face validity and Cronbach's alpha coefficient and spss22 software were used to determine its reliability. Findings: The findings obtained from the qualitative section were extracted in two general categories based on the aesthetic ideas of Khaje Nasir al-Din Tusi and Rousseau and 15 components. Accordingly, ethics, art, divine closeness, values, consciousness, perfection, nature, moral conscience, art, naturalism, community, intellect, aesthetic education are among the aesthetic elements of Khawaja Nasir al-Din Tusi and Rousseau's aesthetic elements. Similarly, structural equation technique using pls software showed that the above mentioned components are 0.95 at the significant level of 1.96 and these factors are effective in children's artistic education. Conclusion: This study showed that artistic education of children is important and has aesthetic characteristics in the development of children which is clearly expressed in the thoughts of Khaje Nasir al-Din Tusi and Rousseau and can play an effective role in the development of humanity of children in all stages of individual life and Have their own community. The naturalistic approach of R. Usu and Khaje Nasir enables students to be more careful about the nature of individuals and to see the sophistication and sophistication of nature and to enhance artistic talent in different fields.
مسکن مهر سیاست خانه دار شدن دولت در سال های اخیر برای آن شهروندانی است که فاقد مسکن بودند. به نظر می رسد عدم برنامه ریزی و توجه به مسائل اجتماعی و فرهنگی در تشکیل و ساخت مسکن مهر از سوی تصمیم گیران، باعث پدیداری ناهنجاری های اجتماعی در آینده خواهد شد. مفهوم مسکن علاوه بر مکان فیزیکی، کل محیط مسکونی را نیز در برمی گیرد که شامل تمامی خدمات و تسهیلات ضروری مورد نیاز برای به زیستن خانواده ها است. ساخت مسکن حداقلی برای شهروندان بدون توجه به آسیب های اجتماعی آن، می تواند جامعه را با چالش های اساسی روبرو کند که حل آنها هزینه های بسیاری را می طلبد. مقاله حاضر بر آن است تا با روش توصیفی-تحلیلی با بهره جستن از نظریه های مختلف حوزه سیاستگذاری اجتماعی، ناهنجاری های اجتماعی در رابطه محیط مسکونی، اکولوژی شهری و بی سازمانی اجتماعی به تبیین چالش های سیاستگذاری اجتماعی در حوزه مسکن با تأکید بر شناسایی و سنجش میزان تأثیر مؤلفه های سیاستگذاری اجتماعی در شکل گیری ناهنجاری های اجتماعی در بین ساکنان مهر پرند، بپردازد. به منظور دستیابی بدین مهم، به کمک ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیونی و تحلیل مسیر میزان همبستگی، اثر و مسیر تأثیرگذاری این مؤلفه ها براساس فرضیات تحقیق، سنجیده شده است. نتایج بیانگر آن است که ناهنجاری های اجتماعی در بین ساکنان مسکن مهر نتیجه ی عدم دسترسی به مؤلفه های؛ حس تعلق خاطر، فراغتی و تفریحی، نظارتی و کنترل، ارتباطی و تعاملات اجتماعی، سرمایه اجتماعی، تجانس فرهنگی، دسترسی به کار و اشتغال و سرانه های فرهنگی است که تا حد زیادی در محدوده مورد مطالعه رعایت نشده و بروز پیدا کرده است.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه بین همبستگی خانواده و الگوی ارتباطی والدین با بحران هویت نوجوانان بود. روش پژوهش توصیفی، و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 99-1398 در حال تحصیل بودند می باشد و شامل 1100 نفر می باشند که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد حجم نمونه برابر 285 با روش نمونه گیری در دسترس استفاده شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش، پرسشنامه ارزیابی همبستگی خانواده السون و لاوی (1985)، پرسشنامه تجدید نظر شده الگوی ارتباطی خانواده فیتزپاتریک و ریچی (1994)، و پرسشنامه بحران هویت احمدی (1376) بوده اند. داده ها با فرمول همبستگی پیرسون و رگرسیون و با استفاده از نرم افزار SPSS 18 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین همبستگی خانواده و جهت گیری گفت و شنود با بحران هویت رابطه منفی و معنی دار، و بین جهت گیری همنوایی با بحران هویت رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. همچنین همبستگی خانواده و الگوی ارتباطی والدینمی توانند بحران هویت را پیش بینی کنند.
Introduction: This study aimed to provide a model in order to educate professional citizens through knowledge-oriented era of Iran's education system. Methodology: The statistical population of the research consisted of all female and male principals and deputies of governmental elementary schools within cities of Tehran province (N = 11382). The sample size estimated to be 362 people based on the Cochran formula. The data collection tool was a researcher-made questionnaire based on a 5-point scale. Findings: Data analysis was performed by Cronbach's alpha test, Average Extracted Variance (AVE), Square root of AVE, Kolmogorov-Smirnov, Exploratory Factor Analysis, Confirmatory Factor Analysis and Friedman ranking test. Reviewing the research literature for understanding the complexity and extent of theoretical and practical domain of the research in training professional citizenship, and also reviewing the models, theories, and the study components, a global model of educating professional citizens was developed including the components of philosophy, goals, Perceptual framework, procedure of implementation, and system of evaluation and engineering. A survey was conducted through 30 experts of this field in order to determine the degree of quality of the proposed model for presenting the final model through an evaluation questionnaire including the philosophy and objectives of the model, the theoretical foundations, dimensions, components, indices, and mechanisms for educating a professional citizen in the knowledge-oriented era of Iran’s education system. In addition, this questionnaire was confirmed with a scale of 4.64 out of 5. Conclusion: Using this model, the country's education and training system can provide knowledgeable, committed, skilled, and professional citizens for society, knowledge economy and knowledge management in response to the third millennium generation.
فاصله اجتماعی بیانگر دوربودن و یا نزدیک بودن گروه های اجتماعی نسبت به همدیگر است. دوری اجتماعی یا فاصله زیاد اجتماعی، بیشتر با احساس بی اعتمادی، ترس و دلهره و برعکس، نزدیکی اجتماعی، با حس تعلق و هویت مشترک همراه است. حضور و اقامت درازمدت مهاجران افغانستانی در سرزمین ایران، این پرسش را مطرح می کند که نسل های مختلف مهاجران، چه درک و تفسیری از فاصله اجتماعی موجود میان خود و جامعه میزبان دارند؟ و در شکل گیری این احساس فاصله اجتماعی، چه سازوکارها و فرایندهایی فعال است؟ پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد برساخت گرا و روش تحقیق کیفی داده بنیاد، تلاش دارد به این پرسش ها پاسخ دهد. برای این منظور، اطلاعات مورد نیاز ازطریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 45 مشارکت کننده، گردآوری شد. بر پایه نتایج تحلیل ها، 7 مقوله اصلی درک و تفسیر مهاجران از فاصله اجتماعی و فرآیندهای آن را تبیین می کند که عبارتند از: فاصله نهادی، فاصله گذاری رسانه ای، فاصله عاطفی، محدودشدن سقف آرزوها، پروبلماتیک تعلق، ترجیح تعاملات درون شبکه ای، ازدواج بین ملیتی به عنوان یک تهدید و فرصت. مقوله مرکزی «مرزبندی دوسویه» به دست آمد. براساس نتایج، فاصله گذاری اجتماعی با فرآیندهای مرزبندی سروکار دارد و بر مکانیزم هایی استوار است که در سه سطح نهادی، ساختاری و نمادین عمل می کنند. فرایند فاصله گذاری اجتماعی در بین مهاجران افغانستانی در ایران، مرزبندی دوسویه را به وجود آورده است.
رفتار محیط زیستی از مفاهیم جدید مطرح شده در بررسی های محیط زیستی جوامع مدرن است که طرح آن در بسیاری از رویکردهای محیط زیستی نشان دهنده اهمیت نقش این رفتارها در محیط طبیعی است. اقوام ایرانی به دلیل تفاوت های فرهنگی در رویارویی با محیط طبیعی رفتار زیست محیطی متفاوتی دارند. این طیف وسیع از برخورد نسبت به محیط زیست، از متغیرها و عوامل بی شماری تأثیر می گیرد که به طور عمده به محیط اجتماعی فرد مربوط می شود. هدف این پژوهش، مقایسه رفتارهای محیط زیستی بین اقوام آذری، تالش و گیلک است. پژوهش حاضر، به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده و ازنظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری آن شهروندان شهر اردبیل، تالش و رشت اند و از نمونه گیری متناسب با حجم استفاده شده است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استفاده شده به وسیله دانلپ و ون لیر (1978)، صالحی و امامقلی (1391)، مارکل (2013)، چو و کانگ (2016)، عقیلی و همکاران (1388) و صالحی و همکاران (1389) استفاده شده و روایی و پایایی آن محاسبه شده است. همچنین برای تحلیل فرضیه ها از فن معادلات ساختاری با استفاده از نسخه 22 نرم افزار ایموس استفاده شد. نتایج نشان می دهند رفتارهای محیط زیستی بین اقوام آذری، تالش و گیلک متفاوت اند. همچنین بین قومیت آذری و گیلک تفاوت معناداری وجود دارد؛ یعنی میانگین رفتارهای محیط زیستی قومیت آذری با قومیت گیلک تفاوت دارد. به علاوه بین رفتارهای محیط زیستی قومیت آذری و تالش تفاوت معناداری وجود ندارد. از یافته های دیگر بین رفتارهای محیط زیستی و قومیت این است که تفاوت معناداری بین میانگین رفتارهای محیط زیستی قومیت گیلک و تالش وجود دارد؛ به عبارت دیگر، رفتارهای محیط زیستی قومیت گیلک در مقایسه با قومیت تالش تفاوت معناداری دارند.
urpose: The aim of this study was to model the positive development of adolescence based on self-regulation, social competence and parental bond with the mediating role of perception of school atmosphere. Methodology: The research method was correlation based on structural equations. The statistical population included all female high school students in Tehran who were studying in 2019-20. Using cluster random sampling method, 400 students were selected as the research sample. To collect data from the Geldhof Adolescent Positive Development Questionnaire (2014), the Self-Regulatory Questionnaire Moilanen (2007), the Felner Social Competence Questionnaire (1990), the Parker Parental Bonding Questionnaire (1979), and the Trickett & Moos Atmosphere Perception Questionnaire (1973) was used. Data analysis was performed using structural equation method using lisrel and SPSS software. Findings: The results showed that the research has a good fit and the positive development of adolescence can be predicted based on the variables of self-regulation, social competence and parental bond with the mediating role of perception of school atmosphere and the research hypotheses were confirmed. Overall, the results show that to predict the positive development of adolescence, we can emphasize self-regulation, social competence and parental bond with the mediating role of perception of school atmosphere and the obtained model can be used in teaching positive adolescent development. Conclusion: The development of self-regulatory variables, social competence and parental bonding is the best way to prevent problems related to the development of adolescent behavior and promoting these components and their education and improvement can be very effective in forming a positive adolescent development.
زبان همواره به عنوان پدیده ای مهم در حوزه علوم انسانی مطرح بوده و خود بخشی از تحقیقات علوم اجتماعی و انسانی مانند جامعه شناسی، انسان شناسی، زبان شناسی، تاریخ و باستان شناسی قرار گرفته است. تحقیقاتی در مورد ریشه شناسی و چگونگی ظهور کلمه «تاریخ» در منابع و متون تاریخی آسیای غربی و یونان انجام گرفته است. از آن جائی که کلمه آرکیولوژی یونانی با کلمه تاریخ شباهت ساختاری دارد، موجب ایجاد فرضیه هایی در این زمینه شده است. برخی ریشه این کلمات را در زبان های سامی و برخی دیگر در زبان های ایرانی و یونانی بیان کرده اند، ولی همه محققین در مورد منشاء اصلی آنها ابراز تردید کرده اند. این تحقیق با تکیه بر بستر تاریخی واژه تاریخ به خصوص در جوامع سومر و عیلام، منشاء این واژه را در شهر اوروک و حوادث اجتماعی- سیاسی آن جستجو کرده و آن را با ارخ یادشده در تورات مطابقت داده است. براساس یافته های تحقیق، نه تنها واژه یادشده بلکه کلیت و شاکله میراث تمدنی سومر و عیلام در جوامع ایرانی از طریق هخامنشیان، در جوامع عرب زبان از طریق اکدها، و در جوامع یونانی از طریق اسکندر و سلوکیان حفاظت شده و تا به امروز دوام آورده است.
وبر تلاش نمود که ضمن تاکید سنت ایده آلیستی آلمانی بر ذهن، آن را به رویکرد اثباتی و پوزیتویستی نیز پیوند زند. روش شناسی وبر، به شیوه تفهمی و تفسیری به رفتار انسان می پردازد و چه بسا از نظر وبر، کردار، زمانی رفتار انسانی محسوب می شود که دارای ویژگی و مشخصه عقلانیت باشد. در روش شناسی وی ویژگی های رفتار انسانی زمانی قابل بررسی و ادراک است که قابل تفسیر نیز باشند. هدف این مقاله بررسی روش شناسی وبر به منظور استخراج مهمترین ویژگی های آن بود تا با استفاده از آن ها به گونه ای بهتر بتوان به شناخت و تحلیل مسایل اجتماعی پرداخت. روش مورد استفاده در این تحقیق اسنادی می باشد و تلاش گردید تا با کندوکاو هرچه بیشتر بتوان به شناخت بیشتر ویژگی های روش شناسی وی پی برد. در نهایت ویژگی هایی چون تفکیک پدیده اجتماعی و طبیعی از حیث ماهیت و روش خاص مطالعه، چند بعدی دیدن پدیده ها، توجه به بحث احتمال در روابط بین پدیده ها، حرکت بین سطوح خرد و کلان پدیده ها، تاکید همزمان بر روش های کمی و کیفی، ساخت ابزار مفهومی و نمونه های مثالی، توجه به موضوع ارزش در تحقیقات، اتخاذ رویکرد بینارشته ای در تحلیل ها و در نظر گرفتن بسترهای پنهان اما موثر و تاثیرگذار در بروز پدیده های اجتماعی و متعهد بودن به فهم مساله، شناخت علل و پیامدهای آن از نکات ارزشمند قابل استفاده در بررسی مسایل جامعه ایرانی است.
رضایت جنسی از مهم ترین مسائل در روابط زوجین است که می تواند در بقای رابطه تأثیرگذار باشد. هدف از انجام این پژوهش پیش بینی رضایت جنسی توسط سبک های دلبستگی، سبک های هویت و مثلث عشق استرنبرگ می باشد. روش تحقیق پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. جامعه آماری مورد نظر این پژوهش تمامی افراد متأهل شهر تهران در سال 1400، که از زمان ازدواج آنها پنج سال گذشته باشد، هستند که از این بین تعداد 416 نفر نمونه این پژوهش را تشکیل داده اند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های رضایت جنسی (کرمانی، 1386)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازن و شاور، 1987)، سبک های هویت (بروزنسکی، 1992) و مثلث عشق (استرنبرگ، 1989) استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS-23 و همچنین از رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها نشان دادند مثلث عشقی، سبک های دلبستگی و سبک های هویت در افراد متأهل رابطه معناداری با رضایت جنسی دارند که هر کدام به ترتیب 28، 25و 19 درصد واریانس رضایت جنسی را تبیین می کنند. درنتیجه سبک های دلبستگی و هویت و مثلث عشق افراد می تواند در میزان رضایت جنسی افراد دخیل باشند.
Purpose: The aim of this study was to compare the efficacy of cognitive behavior couple therapy (CBCT) and the approach of Acceptance and commitment therapy (ACT) on psychological well-being, marriage intimacy and quality of life of chaotic couples. Method: In order to achieve this goal, the quasi-experimental design including pre-test and post-test with control group as the main method was used. Findings: The population of this study included 14 couples who referred to counselling centers in Tehran in 1394 due to chaotic problems in their marriage relationships. The purposive sampling was also used in this study. The instruments of this study included marital adjustment test, psychological well-being questionnaire by Reef, intimacy scale by Walker and Thompson (1983) and quality of life. Conclusion: The results showed that cognitive-behavioral couple therapy has been effective (p<0.000psychological well-being, marital intimacy, and couples quality of life.