در این مقاله با در نظر گرفتن ماهیت سه گانه فرهنگ ایران (فرهنگ ایرانی، اسلامی و غرب) با روش توصیفی تحلیلی به بررسی و بازخوانی آرای سروش، شریعتی و رجایی که به این سه وجه قائل هستند، پرداخته می شود تا در ارائه رویکرد تلفیقی متوازن به فرهنگ ایران، مورد استفاده قرار گیرند. دیدگاه شریعتی تأکید بر شناخت آگاهی بخش از اسلام و همراهی آن با عشق و عمل، بهره وری آگاهانه از غرب و نه تقلید کورکورانه، شناخت سنت با دیدی تاریخی و نقد و تحلیل آن و تدوین ایدئولوژی اسلامی تأسیسی و استقراری به پشتوانه اجتهاد و امر به معروف و نهی از منکر، دیدگاه سروش در زمینه اسلام تحقیقی به جای اسلام تقلیدی، بهره وری از فقه پویا و دیدگاه رجایی در زمینه چگونگی تلفیق این عناصر و پرهیز از فروکاستن آنها به دیگری در شکل گیری رویکرد تلفیقی متوازن نقش اساسی ایفا می نماید. این رویکرد که در برابر رویکرد تلفیق افتراقی و نامتقارن قرار داد؛ به نسبتی متوازن و مکمل بین جنبه ایرانی، اسلامی و غربی فرهنگ ایران اشاره دارد و طی مراحل واکاوی(تجسسی تاریخی در ابعاد مختلف فرهنگ ایران) ، سنجش (شناخت نقاط قوت و ضعف) و بازسازی شکل می گیرد.
" به علت اهمیت زیاد مشارکت اجتماعى در جوامع امروزى، چگونگى و عوامل موثر بر مشارکت اجتماعى مورد توجه بسیارى از دانشمندان علوم اجتماعى قرار دارد. در مقاله حاضر، براساس پژوهشى پیمایشى، سعى شده است که اثر ویژگى هاى فردى و شخصیتى بر میزان مشارکت اجتماعى بررسى شود. جامعه آمارى این پژوهش را شهروندان 18 سال و بالاتر ساکن در مناطق 22 گانه شهر تهران تشکیل داده اند که از آن، نمونه اى به حجم 827 نفر با روشهاى نمونه گیرى تصادفى انتخاب شده است. با استفاده از نظریه هاى روان شناسى اجتماعى و کنش اجتماعى پارسونز در سطح خرد، در این مقاله سه فرضیه اصلى مطرح و آزمون شدند. این بررسى نشان داد که با توجه به در حال گذار بودن ایران، هنوز در جامعه آمارى ما غلبه با مشارکت اجتماعى سنتى و غیررسمى است، و این که هنوز مشارکت اجتماعى رسمى در آن نهادمند نشده است. همچنین این مطالعه نشان داد که ویژگى هاى شخصیتى فعال گرایى، اعتماد اجتماعى، دلبستگى اجتماعى، تعهد اجتماعى، امید به آینده، سطح تحصیل، ارزش مشارکت و ارزش هاى فرامادى رابطه مستقیم معنادارى با میزان مشارکت اجتماعى افراد دارند. در خاتمه بر اساس یافته هاى تحقیق، پیشنهادهایى جهت افزایش مشارکت اجتماعى در کشور ارائه گردید.
"
موضوع این مقاله، تحلیل نگرش گروه های سیاسی درون حاکمیت به نقش مردم در نظام سیاسی است. سؤال تحقیق عبارت است از: فرهنگ سیاسی گروههای سیاسی حاکم چگونه است؟ استدالال نظری تحقیق ناظر بر نظریههای فرهنگ سیاسی است. فرضیههای این مقاله با روشهای کمّی و کیفی آزمون شدهاند. نتایج تجربی موجود دلالت بر آن دارد نگرش سیاسی گروههای سیاسی از دورة اول انتخابات ریاست جمهوری تا انتخابات دورة نهم از نگرشی تکلیفگرا به نگرش حق گرایانه تغییر یافته اند. این تغییر نگرش از دورة هفتم انتخابات ریاست جمهوری به بعد کاملاً محسوس است.
شهروندی از مهم ترین ایده های اجتماعی- سیاسی دوران معاصر محسوب میشود. مقاله حاضر مفهوم شهروندی را در چهار بعد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بعدسازی میکند و با استفاده از روش پیمایشی و استفاده از ابزار پرسشنامه میزان آگاهی از مفهوم برساخته شده، دربین دانشجویان دانشگاه های تهران می پردازد. نمونه مورد بررسی320 نفر است. نتایج بیانگر آن است که: در مجموع میزان آگاهی از حقوق شهروندی در میان دانشجویان در حد متوسط است و میزان آگاهی از وظایف شهروندی در میان دانشجویان در حد متوسط رو به بالا است. میزان رضایت از وضعیت شهروندی پایین است و نگرش به شهروندی بیشتر فعال است تا منفعل. همچنین نگاه مثبت به عام گرایی و مشارکت در عرصه های مختلف اجتماعی دارای اثری فراینده بر روی آگاهی شهروندی است.
این پژوهش نگرش نسبت به طلاق را در نسل های مختلف واکاوی می کند. جامعه آماری، افراد (مرد و زن) ۱۵ سال و بالاتر ساکن در استان زنجان هستند که با روش نمونه گیری چند مرحله ای طبقه بندی شده و متناسب با حجم جمعیتی هر یک از شهرها (متناسب با طرح آمارگیری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵)، ۶۱۰ نمونه به طور تصادفی و سیستماتیک مطالعه شده است. یافته ها نشان می دهد که نگرش به طلاق هنوز منفی است (4/47 درصد پاسخگویان)، اما مخالفت با طلاق به طور بین نسلی کاهش یافته است. تحلیل جنسیتی داده ها، این تغییر نگرش نسلی را در بین زنان با معنی نشان می دهد. موافقت نسل های جدید با سنگینی صدمات عاطفی ناشی از طلاق و ارجحیت زندگی زناشویی دشوار به طلاق کاسته شده و بر بی موردی اغلب مخالفت های اجتماعی با طلاق اجماع بیشتر شده است.
مقاله حاضر به بررسی وضعیت گرایش به مصرف مواد مخدر در بین دانشجویان بومی (تهرانی) و غیربومی (ساکن در خوابگاه ها) در دانشگاه های تهران، پیش از اجرای طرح بومی گزینی در دانشگاه ها می پردازد. در این پژوهش، اطلاعات اولیه دو تحقیق 1. طرح شیوع شناسی مصرف مواد مخدر (نمونه دانشجویان دانشگاه های تهران) (سراج زاده، 1383) با 1750 نفر نمونه؛ و 2. طرح نگرش ها و رفتارهای دانشجویان (نمونه دانشجویان دانشگاه های تهران) (سراج زاده و همکاران، 1382) با 686 نفر نمونه از هفت دانشگاه، شامل دانشگاه تهران، شهید بهشتی، امیرکبیر، صنعتی شریف، الزهرا، علم و صنعت و تربیت معلم، مقایسه و تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج کلی به دست آمده نشان می دهد که از 28 شاخص مربوط به انواع آسیب های مرتبط با گرایش و مصرف مواد مخدر، دانشجویان غیربومی در 13 شاخص و دانشجویان بومی در 8 شاخص، به طور جداگانه و هر دو گروه در 7 شاخص در یک سطح، درگیر انواع گرایش و مصرف مواد مخدر هستند. یکی از نکته های مهم این پژوهش این است که هر دو گروه دانشجویان بومی و غیربومی در زمینه مصرف مواد مخدر در سن بالای 18 سال و در مورد مصرف مشروبات الکلی، در سن پیش از ورود به دانشگاه و زیر 17 سال تجربه مصرف داشته اند. همچنین، یافته ها نشان می دهد که دانشجویان غیربومی بیش از دانشجویان بومی در معرض گرایش و مصرف مواد مخدر بوده و تجربه مصرف مواد مخدر، کشیدن سیگار، شرکت در مجالس مصرف مواد و رفتارهای انحرافی ازجمله مصرف تفریحی تریاک و الکل در بین دانشجویان غیربومی شایع تر بوده است.
مفهوم دولت مدرن، مورد توجه گرایش های مختلف علمی قرار گرفته است و هرکدام بنابر نوع علائق و مبانی فرانظری خود، مدلی از کاوش تحلیلی در این قلمرو ارائه داده اند. پرسش اصلی آن است که مناسب ترین ابزارهای تحلیلی برای بررسی موضوعی مانند دولت مدرن کدام است؟ این مقاله با بررسی روش های مطالعاتی در قلمرو حاضر این ایده را دنبال می کند که شناخت عمیق از نهاد یادشده که از یک سو پاسخ مدیریتی به پیچیدگی های عصر مدرن بوده و از سوی دیگر درگیر با ابعاد خارجی و داخلی است، نیازمند توجه به درآمیختگی هم زمان سطوح مختلف تحلیل گرایش های متفاوت علمی، مطالعه عناصر و مؤلفه های انگاره ای افزون بر مؤلفه های مادی، شناخت روندهای تاریخی موضوعات و پدیده های اجتماعی، توجه به ساختارهای اجتماعی معرفت و در نهایت چگونگی برساختگی موضوعات در تحلیل پیچیدگی های مفهومی است. در این راستا این مقاله تلاش می کند تا رویکردهای مطالعاتی را بر اساس دو رویکرد مادی گرا و انگاره گرا سازماندهی کند و نشان دهد که به رغم لزوم توجه به تعارض های فرانظری این دو جریان، به کارگیری ظرفیت روش های مطالعاتی گوناگون و پرهیز از تصلب روش شناسانه برای مطالعه نهاد دولت اجتناب ناپذیر است