فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
سنجش و مقایسه میزان پیامدهای انزوای اجتماعی در میان دو گروه توده و نخبه جامعه در دوران سازندگی و اصلاحات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر بر آن است تا با توجه به دو سیاست اجتماعی متفاوت که دو رییس جمهور پیشین ایران (آقای هاشمی رفسنجانی و آقای محمد خاتمی) در طول 8 سال دوران ریاست جمهوری خود در پیش گرفتند، به «سنجش و مقایسه میزان پیامدهای انزوای اجتماعی در میان دو گروه توده و نخبه جامعه ایران» بپردازد. در این راستا ابتدا به بررسی ابعاد پیامدهای انزوای اجتماعی پرداخته شده است و چهار بعد اساسی «احساس یاس»، «احساس تنهایی»، «احساس عجز» و «تحمل اجتماعی» به عنوان ابعاد پیامدهای انزوای اجتماعی تعیین گردیده است. سپس شاخص های پیامدهای انزوای اجتماعی در دو پیمایش ارزش ها و نگرش هایی که در دوران دو رییس جمهور انجام شده است(دو نظرسنجی ملی سال های 1374 و1382 (موج دوم)) با روش تحلیل ثانویه مورد بررسی قرار گرفته است و میزان شکاف در میان دو گروه توده و نخبه محاسبه گردیده و آنها در دوران سازندگی و اصلاحات مورد مقایسه قرار گرفته اند. نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که هر چند سیاست های آقای خاتمی در برخی از شاخص های «یاس اجتماعی» از جمله رضایت از خانواده، رضایت از وضع سلامتی و رضایت از وضع شهر محل زندگی موفق بوده است، اما دیگر شاخص ها و معرف های پیامدهای انزوای اجتماعی در دوران ایشان حاکی از افزایش «احساس یاس» در میان هر دو گروه نخبه و توده است. از سوی دیگر شکاف نظر میان این دو گروه نیز در این دوران افزایش یافته است. در بعد «احساس تنهایی» نتایج به گونه ای دیگر بود. در حالی که در دوران سازندگی قشر نخبه به شدت خود را بیگانه و تنها احساس می کرد، اما در دوران اصلاحات از احساس تنهایی این گروه بسیار کاسته شد. در بعد «احساس عجز و ناتوانی اجتماعی» عملکرد دولت آقای خاتمی در مقایسه با دولت آقای هاشمی رفسنجانی بسیار ضعیف تر بوده است، زیرا هر دو گروه نخبه و توده احساس عجزشان در این دوره افزایش یافته است. اما در مورد «تحمل اجتماعی» افزایش ناچیزی را در دوران آقای خاتمی مشاهده می کنیم. نکته قابل ملاحظه در این باب شکاف میان نظر توده و گروه نخبه است که آن را ناشی از تعاملات برون گروهی بیشترگروه نخبه نسبت به توده دانستیم.
بررسی عوامل موثر بر نگرش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار نسبت به اساتید(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در هر نظام آموزشی یکی از اهداف مهم تربیت افراد توانا ، مفید و لایق است و برای رسیدن به این هدف باید به همه عواملی که موجب موفق شدن برنامه ها ی آموزشی می شود توجه کرد.در نظام آموزشی دانشگاهی استاد(مدرس). یکی از موثرترین عوامل اجرایی برنامه ها ی آموزشی است ودانشجویان مخاطبین این برنامه ها هستند.لذا آگاهی از نظرات دانشجویان در ارزیابی درست اساتید و عواملی که می تواند بر این نگرش ها موثر باشد ،است. چرا که اطلاع از نگرش دانشجویان نسبت به روش های اعمال شده توسط اساتید یکی از روش های اصلاح نظام اموزشی است.این تحقیق در صدد است تا ضمن تبیین نگرش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسارنسبت به اساتید عوامل موثر بر این نگرش ها رانیز بررسی کند.روش اجرای تحقیق پیمایشی است وابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است.برای تحلیل اطلاعات از روش های آماری تحلیل روایی ، تحلیل عاملی ، ضریب همبستگی و ... استفاده شده است.جامعه آماری این تحقیق دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار هستند که حداقل یک سال تحصیلی را گذرانده اند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 406 نفر هستند که با استفاده از روش های نمونه گیری خوشه ای و تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند.در این تحقیق نگرش دانشجویان به عنوان متغیر وابسته و انتظار فایده ، ارزیابی فایده ، جامعه پذیری ، تاکید ارزشی ، گروه مرجع ،تجربه قبلی و رضایت دانشجویان به عنوان متغیر های مستقل مورد نظر است و فرض بر این است که بین متغیر های مستقل و متغیر وابسته رابطه مثبت وجود دارد.نتایج بدست آمده نشان می دهد که همه متغیر های مستقل بر نگرش دانشجویان تاثیر مثبت دارد ولی میزان اثر گذاری هر کدام از آنها متفاوت می باشد.
سنجش میزان احساس محرومیت نسبی و محرومیت نسبی ادراکی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"مقاله حاضر ماخوذ از نتایج یک مطالعه تجربی در باب محرومیت نسبی، با دو مولفه شناختی (ادراکی) و عاطفی (احساسی) است. بنیان های نظری این تحقیق عمدتا بر آرای جیمز دیویس، آبرامز، تاجفل وترنر، لئون فستینگر، راولز و تیرابوسکی و ماس، استوار است. در این پژوهش نقطه عزیمت رویکرد نظری در تبیین این فرایند بر هر دو مولفه عاطفی و شناختی محرومیت نسبی مبتنی است. جامعه آماری پژوهش را جوانان متعلق به گروه سنی 18 تا 30 سال ساکن در شهر تهران تشکیل می دهد که 860 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری با استعانت از روش نمونه گیری احتمالی PPS انتخاب شده اند. نتایج پژوهش مبین آن است که:
- میان احساس محرومیت نسبی (مولفه عاطفی) و محرومیت نسبی ادراکی (مولفه شناختی) رابطه معنی داری وجود دارد.
- میان احساس محرومیت نسبی و هر یک از متغیرهای وضعیت فعالیت اقتصادی (اشتغال)، سن، جنس، تحقیقات، درآمد و وضع مالکیت مسکن رابطه وجود دارد.
نتایج حاصل از نیکویی برازش مدل نظری از طریق کاربرد رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نیز مبین آن است که متغیرهای وضع مالکیت مسکن، جنس، درآمد ماهانه خانوار، سن، وضعیت تاهل، سطح تحصیلات، وضعیت فعالیت، و بعد خانوار، به ترتیب بیشترین تغییرات متغیر وابسته (احساس محرومیت نسبی) را تبیین می کنند. اثر کل متغیرهای مستقل بر روی متغیر وابسته برابر 69.6 درصد است."
ارزیابی شاخصهای پایداری اجتماعی با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه( ANP )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ابتدای قرن بیست و یکم، نگاه توسعه پایدار صرفاً توجه به ابعاد زیست - محیطی و یا اقتصادی نیست، بلکه مباحث اجتماعی دریچه جدیدی را در رسیدن به توسعه پایدار برای ما گشوده است. پایداری اجتماعی به عنوان یک جزء اساسی از توسعه پایدار مورد توجه ویژه سیاستمداران و برنامهریزان قرار گرفته است. از آنجا که در فرایند برنامه ریزی شهری توجه به مباحث اجتماعی اجتنابناپذیر و جزء جدایی ناپذیر طرحهای شهری محسوب میشود، با تعیین ابعاد پایداری اجتماعی میتوان رویههای مؤثّر بر مباحث اجتماعی جامعه را بررسی و شناسایی کرد. به عبارت دیگر، ابعاد پایداری اجتماعی میتواند به عنوان یکی از مهمترین و کلیدیترین ابزار در برنامهریزی و سیاستگذاری های شهری استفاده شود. از طرفی، گستردگی، پیچیدگی و تنوع شاخصهای پایداری اجتماعی و نقش آنها برجامعه ایجاب میکند تا این شاخصها برحسب نقش و عملکردشان مورد توجه قرار گیرند، که مشخصاً هر یک دارای ارزش متفاوتی از یکدیگر هستند. لذا این پژوهش با فرض یکسان نبودن وزن شاخصهای پایداری اجتماعی و با هدف شناخت و ارزیابی شاخصهای پایداری اجتماعی انجام شده است. برای رسیدن به این هدف، از مدل تحلیل شبکه ( ANP ) و روش دلفی در تعیین وزن هر یک از شاخصها در جهت تبیین پایداری اجتماعی استفاده شده است. روش تحقیق در این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. همچنین، روش یافته اندوزی بر اساس مطالعات کتابخانهای و اسنادی و مصاحبه با کارشناسان و مسؤولان بوده است. بر این اساس، پس از ارزیابی شاخصها با استفاده از مدل تحلیل شبک ه به این نتیجه رسیدیم که عدالت اجتماعی (0.136= EO )، بعد عینی امنیت (0.129= OS ) و تعاملاجتماعی (0.107= SI )، به ترتیب، بیشترین وزن و در نتیجه، بیشترین تأثیر را در بین شاخصهای پایداری اجتماعی داشته است.
عوامل مؤثر در شکل گیری احساس اجحاف در میان کارمندان دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور کشف و درک عوامل ایجادکننده احساس اجحاف در میان کارمندان دولت به طرح تحقیقی حاضر پرداخته شد. به سبب حساسیت و ناشناخته بودن موضوع و این که به نظر می رسید گرد آوری اطلاعات درخور اعتماد به صورت تحقیق سنتی و کمّی امکان پذیر نباشد تحقیق به روش کیفی انجام شد. به این ترتیب، روش نمونه گیری، از کارمندان دولت در سطح تهران، مفهومی و شیوة گرد آوری اطلاعات عمدتاً مصاحبه و تا حدی مشاهده بود. پس از تجزیه و تحلیل و مقوله بندی و مفهوم پردازی های لازم نتایجی بدین شرح به د ست آمد. مشخص شد که عوامل ایجادکنندة احساس اجحاف یا آگاهانه و عمدی است، که در آن عالماً و عامداً در حق افراد در سازمان اجحاف می شود، و یا ناآگاهانه و غیر عمدی است که آن عوامل به چهار دسته اند: 1. عوامل ناشی از ناهوشمندی سیستم که مواردی را شامل می شود که سیستم حساسیت کافی نسبت به تنوع شرایط ندارد و خود به دو گونه تقسیم می شود: الف) انعطاف ناپذیری بیش از حد؛ ب) انعطاف پذیری قوانین؛ 2. شرایط تبعیض آمیز ناخواسته که مواردی را شامل می شود که تبعیض هایی به دلایل شرایط کاری یا شرایط ساختاری رخ می دهند که الزاماً عمدی نیست؛ 3. اجرای نامنظم قوانین و اعمال ملاحظات که مواردی را شامل می شود که به دلیل انسجام نداشتن در اعمال و اجرای قوانین رخ می دهند این مورد گاهی برای کمک و یا از روی خیر خواهی انجام می شود؛ و
4. رفتار ها و گفتار های غیر مسئولانة مدیران که مواردی را شامل می شود که مدیران ناخواسته و نادانسته کارهایی می کنند یا حرف هایی می زنند که توقع ایجاد می کند، ولی نمی توانند آن ها را بر آورد کنند.
تغییر پذیری جامعه
حوزههای تخصصی:
همسو نبودن عوامل فعال در جامعه، همواره تغییراتی پدید می آورد که بیش از هر چیز ناشی از تباین عملکرد این عوامل است. هر جامعه تحت تأثیر کنش متقابل میان عوامل حفظ وضع موجود و عوامل جدید، تغییراتی متناسب با ظرفیت خود پیدا می کند. این تغییرات را معمولاً به دو دسته «درون زا» و «برون زا» تقسیم می کنند. تغییرات «درون زا» قاعدتاً تلاطم اجتماعی در پی ندارند و برای جامعه و تعادل ساختاری آن تهدیدی محسوب نمی شوند. ولی در تغییرات «برون زا» این احتمال وجود دارد که فرایند عادی تحول ساختار اجتماعی، دچار اختلال شود. به ویژه در تحولات ناگهانی ممکن است ساختار اجتماعی تا حد فروپاشی به خطر بیفتد.
یک جامعه شناسی برای یک جهان؟ یک مساله شناسی دوگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله امکان «یک جامعه شناسی برای یک جهان» را از طریق یک مساله شناسی دوگانه به چالش می کشد. پرسش از جهان شمولیت جامعه شناسی با دو موضع روبه رو است. اولین موضع از یک جامعه شناسی برای یک جهان دفاع می کند در حالی که دومین موضع، دیدگاه پیشین را با طرح یک مساله شناسی دوگانه سیاسی و معرفت شناختی مورد انتقاد قرار می دهد. این مطلب با نگاهی به تاریخچه بحث، از ضرورت چند زبانی کردن جامعه شناسی دفاع می کند چرا که معتقد است، دفاع از جهانی بودن تک زبانی و تک فرهنگی در جامعه شناسی نه تنها به متحد الشکل کردن و ایستایی این رشته خواهد انجامید بلکه جامعه شناسی را در دیگر زمینه های تاریخی و فرهنگی نیز ناکارآمد و عقیم خواهد کرد.
"
ارتباط ویژگی های جمعیت شناختی با میزان شیوع افسردگی در دانش آموزان دبیرستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط ویژگی های جمعیت شناختی (سن، جنس و وضعیت اقتصادی خانواده) با میزان شیوع افسردگی در دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان ری بود. بدین منظور 388 نفر (166 پسر و 222 دختر) به شیوه نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند. دامنه سنی این دانش آموزان بین 14 تا 18 سال بود. داده های پژوهش با استفاده از پرسش نامه ویژگی های جمعیت شناختی و پرسش نامه افسردگی بک (Beck) جمع آوری شد و به کمک روش های آمار توصیفی، تحلیل واریانس، آزمون تعقیبی شفه (sheffe) و آزمون t تجزیه و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد که28.8 درصد دانش آموزان فاقد افسردگی، 27.2 درصد دچار افسردگی خفیف، 12.6 درصد افسردگی خفیف ـ متوسط، 19.5 درصد دارای افسردگی متوسط ـ شدید، 11.6 درصد نیز دچار افسردگی شدید هستند. دختران نسبت به پسران به طور معناداری از افسردگی بیش تری برخوردار بودند. تفاوت معناداری بین سنین مختلف از نظر میزان شدت افسردگی یافت نشد، اما در دختران دانش آموز، این تفاوت معنادار بود؛ یعنی دختران 17 و 18 ساله نسبت به دختران 15 ساله از افسردگی بیش تری برخوردار بودند. هم چنین میزان افسردگی در میان خانواده ها (به لحاظ سطوح مختلف اقتصادی آن ها) تفاوت معناداری وجود داشت؛ بدین معنا که دانش آموزان متعلق به خانواده های خیلی ضعیف، ضعیف و متوسط در مقایسه با دانش آموزان متعلق به خانواده های با سطوح خوب و خیلی خوب اقتصادی، از افسردگی بیش تری برخوردار بودند. و نتیجه این که میزان شیوع افسردگی در نوجوانان دانش آموز بسیار بالاست و ویژگی های جمعیت شناختی در این میزان نقش مهمی ایفا می کنند.
بررسی علل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر پرخاشگری در میان خانواده های تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، بررسی و شناخت تأثیر عوامل جمعیت شناختی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در تبیین پرخاشگری در خانواده می باشد. به عبارت دیگر در این پژوهش سعی شده است به این پرسش اساسی پاسخ داده که چرا در برخی از خانواده ها رفتارهای پرخاشگرانه دیده می شود. بر این اساس فرضیه هایی که از سه دیدگاه نظری از حوزه روان شناسی اجتماعی؛ یعنی رویکرد روانکاوی، رویکرد رفتارگرایی و رویکرد شناختی و همچنین، از مطالعات و تحقیقات پیشین، جهت تبیین پرخاشگری در خانواده استنتاج گردیده است. داده های مورد نیاز برای آزمون فرضیه های تحقیق از طریق پرسشنامه و با نمونه گیری سهمیه ای متناسب با حجم (PPS) از یک نمونه 384 نفری از سطح شهر تبریز گردآوری شد. برای دسته بندی مؤلفه های مربوط به پرخاشگری خانوادگی از تحلیل عاملی اکتشافی، برای محاسبه پایایی گویه ها از آلفای کرونباخ و نیز برای آزمون فرضیه ها از تکنیک های آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تفاوت میانگین (T-test) و آزمون تحلیل واریانس یک طرفه استفاده گردید و در نهایت برای تبیین عوامل اجتماعی مؤثر بر پرخاشگری خانواده از تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج حاصل نشان می دهد که پرخاشگری خانوادگی با متغیرهای نوع خانواده، نوع ازدواج، پایگاه اقتصادی - اجتماعی، وضعیت شغلی، سطح تحصیلات، سن و باورهای مذهبی رابطه معنی داری داشته است.
جهانی شدن فرهنگ با تاکید بر هویت اجتماعی جوانان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"جهانی شدن، فرآیند گریز ناپذیر قرن 21، پدیده ای است که در دهه پایانی قرن بیستم، تبعات و پیامدهای گسترده آن ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع جهانی را از جمله ایران تحت الشعاع قرار داده است. در پی این تغییرات، آثار جهانی شدن بر ابعاد متنوع زندگی انسان ها، مراودات و هویت آنان در ابعاد مختلف بر کسی پوشیده نیست.
این جستار با هدف بررسی ارتباط فرآیند جهانی شدن فرهنگ و تاثیر آن بر تغییر هویت اجتماعی جوانان به شیوه پیمایشی انجام شده است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه، از نمونه ای 384 نفری از بین جوانان هجده الی سی ساله از مناطق یازده گانه شهر اصفهان جمع آوری شده است. نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد که بین فرآیند جهانی شدن فرهنگ و برجستگی ابعاد چندگانه هویت، همبستگی وجود دارد و تغییرات حاصل شده در ابعاد متعدد هویت، با کاربرد فن آوری اطلاعاتی و ارتباطی در حیطه هایی چون مصرف گرایی، نوگرایی و گرایش به ارزش های فرهنگی نو صورت می پذیرد."
بررسی تاثیر دینداری بر مشارکت اجتماعی شهروندان تهرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مشارکت به معنی به کار گرفتن منابع شخصی به منظور سهیم شدن در یک اقدام جمعی است. هرجامعه ای (مدرن و سنتی، اقتدارگر و دمکراتیک، فئودالی یا سرمایه داری) از طریق مشارکت رسمی و غیر رسمی ارتباطات و مبادلات بین افراد شناخته می شود. میزان این مشارکتها بیانگر سطح توسعه یافتگی جامعه به حساب می آید، زیرا که گستردگی، فراگیری و تنوع مشارکت اجتماعی جوامع در گرو بسط الگوهای تصمیم گیری ، نظارت و کنترل اجتماعی دموکراتیک و کثرت گرا است. بسیاری از منافع اجتماعی از عضویت در تشکلهای داوطلبانه حاصل می شود و مشارکت در سطح فردی در جامعه محلی ، انجام فعالیت های داوطلبانه رفتارهای اجتماعی همراه با عاطفه را به مردم می آموزد، رفتارهایی مانند اعتماد، رابطه متقابل، یکپارچگی و همکاری که شاید مهم ترین نقش را درکارآمدی اقتصادی و ثبات دموکراتیک دارد. با توجه به ویژگی های جامعه ایران به نظر می رسد که مهمترین و نیرومند ترین نهاد موثر در شکل گیری مشارکتهای اجتماعی، میتواند نهاد دین باشد. زیرا در دین اسلام آموزه های دینی بر رفتارهایی تاکید دارند که زمینه و بستر شکل گیری مشارکتهای اجتماعی را فراهم می آورند . این مقاله از نوع توصیفی- تبیینی است که به دنبال شناسایی تاثیر دینداری بر مشارکت اجتماعی است وازسویی دیگراز لحاظ روش ، یک تحقیق پیمایشی به حساب می آید و واحد تحلیل آن شهروندان تهرانی می باشند .پرسشنامه محقق ساخته ،پس از بررسی اعتماد و اعتبار آن با نمونه گیری خوشه ای وطبقه بندی نامتناسب در پنج منطقه شهر تهران و در بین 391 خانوار تهرانی اجرا گردید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مشارکت اجتماعی بین گروههای جنسیت ،وضعیت تاهل وسن تفاوت معناداری وجود دارد و دینداری نیز در بین گروههای سنی تفاوت معناداری دارد. دینداری در مدل علی ارائه شده در کنار پایگاه اقتصادی – اجتماعی و تیپ شخصیتی معاشرتی بر مشارکت اجتماعی موثر است.
مقایسه مولفه های سرمایه اجتماعی کشاورزان عضو و غیرعضو تعاونی های تولید روستایی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"طرح مساله: اعضای تعاونی تولید نسبت به دیگر کشاورزان برنامه های توسعه روستایی و کشاورزی را به نحو بهتری به کار گرفته اند. بر اساس تعریف پاتنام (1380) از سرمایه اجتماعی، منشا این همکاری ها به وجود شکل های مختلفی از سرمایه اجتماعی در جامعه مورد مطالعه مرتبط است. برای اثبات این فرضیه، مولفه های سرمایه اجتماعی کشاورزان عضو و غیرعضو تعاونی های تولید مقایسه شده است.
روش: این تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی می باشد که به روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری این تحقیق 5746 بهره بردار کشاورز بودند. با استفاده از فرمول کریسی و مورگان (1970) حجم نمونه 362 نفر تعیین شد و برای دستیابی دقیق به افراد مورد مطالعه، از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای تناسبی استفاده شد.
یافته ها: چهار عامل مبادله اطلاعات با خارج از نظام اجتماعی، اعتماد به نهادها، و شبکه روابط رسمی و میزان آگاهی، به ترتیب به عنوان مهم ترین فاکتورهای متمایز کننده دو گروه (عضو و غیرعضو تعاونی تولید) شناسایی شدند؛ به طوری که اعضای تعاونی تولید نسبت به غیر اعضا از نظر دارا بودن این مولفه ها در سطح بالاتری قرار داشتند.
نتایج: چهار مولفه سرمایه اجتماعی، مبادله اطلاعات با خارج از نظام اجتماعی، اعتماد به نهادها، و شبکه روابط رسمی و میزان آگاهی، باعث تشدید و تسهیل همکاری ها در بین اعضای تعاونی تولید برای اجرای برنامه های توسعه ای شده اند.
کلیدواژگان: تعاونی تولید روستایی، توسعه روستایی، سرمایه اجتماعی
"
بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زنان به اشتغال در خارج از منزل -(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زنان در ایجاد و پیشرفت تمدن بشری سهم ارزنده ای داشته و دارند، اما جایگاهشان در زندگی اجتماعی، متناسب با این سهم نبوده و نیست.از جمله وظایفی که نظام آفرینش در پرورش فرزندان، برعهده زنان قرار داده است، با وجود چنین ارزش بسیار والای معنوی و مادی، گاه به عنوان مانعی در راه کار و شغل جلوه گر می شود و در دیگر موارد هم تکالیفی چندجانبه را بر دوش آنان می نهد. هدف تحقیق حاضر بررسی عوامل مؤثر بر گرایش زنان به اشتغال در خارج از منزل میباشد و روش تحقیق به صورت پیمایشی است. حجم نمونه 200 نفر از جامعه آماری زنان کارمند در سازمان بیمه خدمات درمانی می باشد که اطلاعات مورد نظر از طریق ابزار جمع آوری اطلاعات (پرسشنامه) گردآوری شده است.جهت توصیف داده ها از جداول و نمودارها استفاده شد و در آن نما، میانه و میانگین به عنوان شاخص های گرایش مرکزی، دامنه تغییرات، واریانس و انحراف معیار به عنوان شاخص های پراکندگی و خطای معیار، ضریب کجی و ضریب کشیدگی به عنوان شاخص های توزیع محاسبه شدند.و برای تحلیل یافته ها و آزمون فرضیه هااز آزمون آماری t تک گروهی ، دو گروهی مستقل و تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. نتایج حاصل از یافته ها نشان دادکه میزان عوامل فوق (درکل)، بر گرایش زنان به اشتغال خارج از منزل، کمتر از حد متوسط است.میزان تأثیر عامل قدرت کمتر از حد متوسط، عامل اقتصادی بیشتر از حد متوسط، عامل خانواده بیشتر از حد متوسط عامل روان شناختی و رضایتمندی کمتر از حد متوسط، عامل اجتماعی نیز کمتر از حد متوسط است
تحلیل و ارزیابی مشکلات مدیریتی شهرهای کوچک و میانی (نمونه موردی: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه شهرها دارای هر اندازه و بعدی باشند به یک مدیریت بهینه ی شهری جهت کاهش مشکلات فرهنگی، اجتماعی، خدماتی، ایجاد آرامش و آسایش در محیط های شهری، اجرای عدالت به نحو موثر، تقویت روحیه ی مشارکت شهروندان نیازمندند. از آن جا که شهرهای بزرگ و کلان شهرها دارای میزان جمعیت بالا، تمرکز و تراکم انواع فعالیت ها و کارکرد ها هستند؛ به تبع آن با مسائل و مشکلات زیادی روبرو می باشند. شهرهای کوچک و میانی نیز در این زمینه مشکلات خاص خود را دارند، لذا اگر برنامه ها و استراتژی های مناسب در این زمینه در جهت حل مشکلات مدیریت شهری در تمامی سطوح ملی، منطقه ای و محلی اتخاذ نگردد، مشکلات مدیریت شهری در کشور همچنان وجود خواهد داشت. این مقاله ضمن بررسی مشکلات مدیریتی شهرهای کوچک و میانی، به نقش این شهرها در توسعه پایدار منطقه ای نیز اشاره دارد. روش تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی و تحلیل محتوا است و برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای، مجلات تخصصی، مصاحبه با مدیران و کارشناسان استان استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که شهرهای کوچک و میانی- خاصه شهر ایلام با وجود مشکلات خاصی که با آن مواجه هستند به یک سری افراد با تجربه و متخصص جهت امر مدیریت و انجام وظایف تخصصی خود نیازمندند. علاوه بر این در این زمینه حمایت دولت به منظور تقویت بنیه مالی به منظور ارائه راهکارهای پایدار ضروری است.
سلامت روان و عزت نفس دانش آموزان پسر دوره راهنمایی در خانواده های عادی، تحت حضانت پدر و تحت حضانت ما(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح بحث: طلاق به عنوان پدیده ای که به گسست خانواده می انجامد، بر جنبه های مختلف زندگی کودکان و نوجوانان تاثیر می گذارد. در پژوهش ها از زوایای مختلف به تاثیرات طلاق بر کودکان و نوجوانان پرداخته شده است. تحقیق کنونی به بررسی سلامت روان و عزت نفس کودکان خانواده های عادی، کودکان تحت حضانت پدر و کودکان تحت حضانت مادر پرداخته است.
روش تحقیق: جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان پسر مدارس راهنمایی شهرستان اسلام شهر می باشد که در سال تحصیلی 82-83 مشغول به تحصیل می باشند. از این جامعه نمونه ای به حجم 90 نفر در سه گروه 30 نفره انتخاب گردید. پسران تحت حضانت پدر، پسران تحت حضانت مادر و پسران خانواده های عادی که با رعایت همتاسازی انتخاب شدند.
برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه عزت نفس کویر اسمیت (فرم نوجوانان) و پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ-28) استفاده شد.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که عزت نفس و سلامت روان پسران خانواده های عادی بالاتر از پسران خانواده های طلاق (اعم از پسران تحت حضانت پدر و پسران تحت حضانت مادر) است. بین عزت نفس پسران تحت حضانت پدر و پسران تحت حضانت مادر تفاوت معنی داری مشاهده نشد ولی پسران تحت حضانت مادر سلامت روانی کلی آنها بالاتر از پسران تحت حضانت پدر بود (تفاوت معنی دار در سطح P?0.05 مشاهده گردید)."
رابطه اوقات فراغت و بزهکاری نمونه مورد مطالعه: دانش آموزان دبیرستانی شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بزهکاری نوجوانان از مسایل مهم در حوزه علوم اجتماعی محسوب می شود. همچنین، فعالیت های اوقات فراغت نوجوانان نیز از موضوعات مهمی هستند که متخصصین علوم اجتماعی و انسانی آنان را مورد مطالعه قرار می دهند. مطالعه حاضر به بررسی رابطه فعالیت های اوقات فراغت و بزهکاری در بین یک نمونه تصادفی شامل 610 نفر دانش آموز دختر و پسر دبیرستان های شهر شیراز پرداخته است. پرسش نامه تحقیق حاضر از شامل از دو مجموعه سوالات در خصوص میزان گذران اوقات فراغت و فعالیت های بزهکارانه بوده است. پایایی گویه های گذران اوقات فراغت برابر با 0.83 و پایایی گویه های بزهکاری برابر با 0.88 بوده است. نتایج نشان داده است که بین فعالیت های اوقات فراغتی سازمان یافته و رفتارهای بزهکارانه رابطه منفی وجود دارد اما بین فعالیت های فراغتی سازمان نیافته و بزهکاری رابطه معنا دار مثبتی وجود دارد. همچنین نتایج حاصل از مدل رگرسیونی با چهار متغیر وقت تلف کردن، جنسیت، جامعه پذیری بدون نظارت و اوقات فراغت سازمان یافته بر روی هم %23 تغییرات متغیر بزهکاری را تبیین کرده است