فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف بررسی علل افزایش قیمت و فروش زمین های روستایی و پیامدهای فضایی آن در حوزه روستایی آهندان شهرستان لاهیجان انجام شد. در این پژوهش، از روش کیفی استفاده شده که داده های میدانی با مشاهده مستقیم و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان روستاها (دهیاران، اعضای شورای اسلامی روستا و افراد مطلع) گردآوری شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند، و تعداد افراد نمونه براساس رسیدن به حد اشباع نظری بوده که با توجه به ماهیت پژوهش، 18 نفر مشارکت داشته اند. تحلیل مصاحبه ها با روش تئوری زمینه ای (داده - بنیاد) انجام شده است. نتایج نشان می دهد استقبال شهرنشینان بومی و غیربومی برای داشتن خانه دوم و نیاز به زمین برای استفاده های غیرکشاورزی، مهم ترین دلایل افزایش قیمت زمین در روستاها است. هزینه بالای تولید محصولات کشاورزی و به صرفه نبودن کشاورزی، بالا بودن هزینه های زندگی، کم توجهی روستاییان به کشاورزی و حفظ اراضی روستایی و تمایل به دسترسی سریع و آسان به پول، موجب افزایش روزافزون فروش زمین های روستایی شده که این وضع پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و کالبدی متعددی را در روستاها به دنبال داشته است، از جمله این پیامدها می توان به تشدید تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ ها به کاربری های مسکونی و خدماتی، مهاجرت روستاییان، تغییرات جمعیتی، تغییر در بافت اجتماعی و وضعیت اقتصادی روستاها، تغییر چشم اندازها و دوگانگی در بافت کالبدی و ناپایداری روستاهای مورد مطالعه اشاره کرد. تمایل به فروش زمین در روستاها روند اجتماعی- اقتصادی نسبتاً تازه ای است که هر سال رو به افزایش است و پیامدهای فضایی (اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و محیطی) متعددی را در روستاها سبب شده که در نهایت، پایداری منابع طبیعی و امنیت غذایی کشور را تهدید می کند. برای مدیریت کردن این پدیده، نیازمند تدوین سیاست هایی هستیم که هم از فرصت ها بهره برداری کند و هم اثرات منفی را کاهش دهد؛ از جمله مدیریت گردشگری روستایی، حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی روستاها، توجه به پایداری و حفاظت محیط زیست، ارتقاء سطح زندگی روستائیان و توسعه برنامه های آموزشی و آگاهی بخشی.
Assessing the Role of Non-Governmental Organizations in Rural Sustainable Development (Case Study: Zehak County)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی روستایی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
101 - 114
حوزههای تخصصی:
Purpose - Non-governmental organizations (NGOs) play a significant role in the process of sustainable development and the social vitality of communities. These organizations focus on strengthening the economic and social capacities of marginalized groups, addressing general public issues, and sometimes tackling the challenges of specific social strata. In the age of globalization, sustainable development of a society depends on resolving its environmental, economic, and social problems.
Design/methodology/approach- This study adopts a descriptive-analytical approach and was conducted in the villages and among the households of Zahak County, located in Sistan and Baluchestan Province. Using Cochran's formula and questionnaires, 21 villages were selected as the sample, comprising 358 households. In order to obstacles to the growth and expansion of non-governmental organizations in the rural areas of Zahk county. To further assess the relationship between NGOs and sustainable development, Analysis of Variance (ANOVA) was employed. Additionally, the Fuzzy Analytic Hierarchy Process (FAHP) was applied to identify the most influential factors contributing to the effectiveness of NGOs. Finally, the Fuzzy TOPSIS method was used to prioritize the villages based on the role of NGOs in sustainable development.
Findings- The results of the research indicate that the impact of NGOs on rural development dimensions has been generally unfavorable, with only the socio-cultural dimension showing a significant effect (Beta coefficient: 0.311), while other dimensions demonstrated negligible influence.
Practical Implications - According to the research findings, investing in and implementing socio-cultural programs can help expand NGOs and improve the current condition of villages in Zahak County towards sustainable development.
Originality/Value - Although previous research has been conducted in various regions of Iran, the distinct characteristics of Zahak County -where this study is focused- limit the applicability of earlier findings. Consequently, new research is necessary to address the specific conditions of this area. Zahak County faces unique challenges, particularly due to the cessation of water flow from the Helmand River by the Afghan government. This disruption has significantly impacted local livelihoods and altered environmental conditions, creating circumstances that warrant dedicated investigation.
طراحی کسب و کار سازگار با محیط در مسیر رشد همه جانبه و پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
868 - 879
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی سبز را می توان به عنوان عملیاتی کردن نوآوری های مربوط به فن آوری های جایگزین و پایدار با هدف اولیه ی ترویج و کمک به اقتصاد سبز در نظر گرفت. از سوی دیگر شهرک های صنعتی همواره در هر جامعه ای به عنوان یکی از مهم ترین ارکان بافت اقتصادی آن جامعه به شمار می آیند. اشتغالزایی اما با رویکرد کمترین آسیب به محیط زیست است. بر این اساس هدف از پژوهشحاضر طراحی الگوی طراحی کسب و کار سازگار با محیط در مسیر رشد همه جانبه و پایدار می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی می باشد. جامعه آماری از شرکت های کوچک و متوسط فعال با ظرفیت کامل در شهرک های صنعتی استان تهران تشکیل شده است که تعداد آن ها حدود 3000 واحد فعال می باشد. ابتدا با مصاحبه با 10 نفر از مدیران و کارشناسان ارشد صنایع مختلف حاضر در شهرک های صنعتی و به روش گرندد تئوری و با استفاده از نرم افزار MaxQDA مدلسازی صورت گرفت. این پژوهش بر اساس رویکرد نظام مند نظریه ای استراوس و کوربین در سه گام اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی می باشد. مبحث مهم و مفهوم جدیدی که از کارآفرینی تحت عنوان پیشگیری از آلودگی امروزه مطرح شده است نوعی از کارآفرینی سبز است که در نتیجه آن ضمن واکنش به فرصت بازار آثار منفی بر محیط طبیعی در حالت کمینه خود قرار دارد. اساس این نوع کارآفرینی، توجه خاص به مسائل اساسی در پایداری محیط زیستی از طریق شناسایی و بهره برداری از فرصت هایی است که کارآفرینی و محیط زیست را به هم پیوند می دهد. نتایج نشان داد شرایط علّی شامل تلاطم بازار و شوک های مالی، شرایط زمینه ای شامل نوآوری سبز، فرهنگ سازمانی، شرایط مداخله گر شامل مزیت رقابتی، مقرررات دولتی، مسئولیت اجتماعی، راهکار تعاملی شامل عملکرد سازمان و پیامدها شامل توسعه پایدار می باشد.
پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در حوضه ی آبخیز نوران چای با استفاده از مدل ANP
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
85 - 105
حوزههای تخصصی:
حوضه ی نوران چای به علت دارا بودن شرایط آب و هوایی و توپوگرافیکی و لیتولوژیکی از جمله مناطق مستعد وقوع زمین لغزش می باشد، به همین علت تحقیق در مورد پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش در این ناحیه ضروری به نظر می رسد. هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در حوضه ی نوران چای، تهیه نقشه ی پهنه بندی خطر زمین لغزش به منظور شناسایی مناطق حساس و دارای پتانسیل خطر بالای زمین لغزش در حوضه ی مورد مطالعه با استفاده از روش ANP می باشد. در این پژوهش از روش های کتابخانه ای و مدل ANP استفاده شده است. نخست عوامل مؤثر در وقوع زمین لغزش در منطقه مشخص شده، سپس ماتریس های موزون، محدود و ناموزون برای این معیارها ترسیم گردیده و در محیط GIS پهنه بندی خطر وقوع زمین لغزش انجام گرفت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که شرایط آب و هوایی (بارش)، جهات شیب و خاک دارای بیش ترین ضریب اهمیت هستند. همچنین منطقه از لحاظ خطر وقوع زمین لغزش در حد متوسط قرار دارد و 57/15% (برابر با 36/2062 هکتار) از کل مساحت حوضه ی مورد مطالعه با خطر خیلی زیاد برای وقوع زمین لغزش برآورد شده است. و راهکاری که ارائه می شود جلوگیری از فعالیت های عمرانی در محدوده ی با حساسیت متوسط تا خیلی زیاد می باشد. طبق نتایج حاصله از این پژوهش، استفاده از فنون تحلیل چندمعیاره علاوه بر افزایش دقت، سبب افزایش سرعت انجام کار، تنوع و کیفیت بهتر ارائه ی نتیجه می گردد.
وضعیت توانمندی مناطق شهری و روستایی شهرستان بمپور: یک مطالعه مقایسه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
39 - 54
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی و مقایسه وضعیت توانمندی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی در مناطق شهری و روستایی شهرستان بمپور در استان سیستان و بلوچستان پرداخته است. مبانی نظری پژوهش بر اساس دیدگاه "آلسوپ و هینسون" (فرصت ساختاری)، "نایلا کبیر" (قدرت) و "رابرت چمبرز" (تله محرومیت اجتماعی) است. جامعه آماری پژوهش شهروندان 18 تا 45 سال ساکن در مناطق شهری و روستایی هستند که مطابق با فرمول کوکران تعداد 475 نمونه انتخاب شد. شیوه نمونه گیری، به صورت نمونه گیری خوشه ای است. روش اجرای پژوهش به صورت پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه است. اهم یافته ها نشان داد که در جامعه شهری توانمندی پاسخگویان به سمت بالا میل می کند درحالی که در جامعه روستایی میزان توانمندی پاسخگویان بیشتر در سطح متوسط متمرکز است. توزیع توانمندی کل در حدفاصل دو بُعد از توانمندی اقتصادی (در سطح پایین) و توانمندی روان شناختی (در سطح بالا) قرار دارد. میانگین توانمندی پاسخگویان شهری (با نمره 1/63) حدود 7 نمره بالاتر از میانگین پاسخگویان روستایی (با نمره 4/56) بود. در ارتباط با توانمندی کل و ابعاد آن (اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی) تفاوت معناداری بین شهر و روستا به سود جامعه شهری وجود داشت. مهم ترین پیشنهادهای پژوهش تقویت فرصت های ساختاری، فراهم آوردن امکان مشارکت و کاهش احساس محرومیت ناشی از کمبود منابع برای تقویت سرمایه انسانی در بخش های مختلف خصوصاً به لحاظ مکانی در بین نقاط روستایی و به لحاظ جنسیتی در بین زنان است.
مطالعه مردم شناختی روستای دکاموند در شهرستان سلسله با استفاده از رویکرد مونوگرافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
59 - 80
حوزههای تخصصی:
دکاموند یکی از روستاهای کوهستانی در شهرستان سلسله و شهر الشتر است که دارای جاذبه های طبیعی منحصربه فرد و مکان های زیارتی می باشد. هدف از این پژوهش مطالعه مردم شناختی روستای دکاموند با رویکرد مونوگرافی در سال 1402 است. پژوهش حاضر به صورت کیفی، از نوع توصیفی با رویکرد مونوگرافی است. محقق با تکیه بر مشاهدات و پژوهش های میدانی که از طریق مصاحبه، مشاهده و عکس برداری انجام شده به گردآوری داده ها پرداخته است. جامعه موردمطالعه شامل کلیه افراد ساکن در روستای دکاموند می باشند. در توصیف ویژگی ها با رویکرد تک نگاری و به منظور شناخت کامل روستا سعی بر آن شده است تا تمامی سطوح تاریخی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و محیطی در نظر گرفته شود. در نهایت پیشنهادهایی از جمله ساماندهی گردشگران، آموزش برداشت اصولی و متعارف گیاهان دارویی از جمله موسیر، تأسیس صنایع و شرکت های گیاهی دارویی در منطقه موردمطالعه جهت ایجاد شغل، اجرای تمهیدات لازم جهت تأمین سوخت دامداران و جلوگیری از بوته کنی، طراحی برنامه زمان بندی شده برای ورود به چراگاه ها و استفاده ایلات و عشایر، تغییر شیوه دامداری دام سبک به پرورش گاو شیری اصیل و ... ارائه شد
عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی (مطالعه موردی: کشاورزان شهرستان رامهرمز)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
514 - 529
حوزههای تخصصی:
غیر کارآ بودن مدیریت مزرعه، عدم استفاده از تکنولوزی و ماشین آلات کشاورزی، پایین بودن بهره وری عوامل تولید و غیره همگی به نوعی در ارتباط با پراکندگی اراضی هستند. متخصصین برای رفع مشکلات و عوارض ناشی از پراکندگی اراضی، راه حل منطقی و قابل اجرای یکپارچه سازی اراضی را که راهبردی بنیادی در ارتباط با اندازه ی زمین است توصیه می کنند. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی از دیدگاه کشاورزان شهرستان رامهرمز بوده است. روش پژوهش از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد و جامعه آماری آن را کشاورزان شهرستان رامهرمز به تعداد6000 نفر تشکیل می دهند که از این تعداد با استفاده از جدول مورگان تعداد 360 به عنوان نمونه ی آماری تعیین شدند که در سه گروه پذیرند گان (120)، عدم ادامه دهندگان (120) و غیرپذیرند گان (120) قرار دارند. در نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای غیر سهمیه ای استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخت بوده که روایی آن براساس نظر جمعی از اعضای هیات علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی تأیید وپایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای بخش های مختلف آن 69/0 تا 88/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSv(20) صورت گرفت. نتایج نشان داد که هر سه مدل نشر، ساختار مزرعه و چند بعدی قادر به تفکیک پذیرند گان، عدم ادامه دهندگان و نپذیرندگان طرح یکپارچه سازی اراضی کشاوری هستند اما مدل چند بعدی بهتر از سه مدل دیگر قادر به تفکیک سه گروه است
تحلیل زمینه ها و علل شکل گیری تعارض در مقصدهای گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان طرقبه و شاندیز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی علل و زمینه های شکل گیری تعارض میان ذی نفعان مقاصد گردشگری روستایی شهرستان طرقبه و شاندیز صورت گرفته است. روش شناسی : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از نظر ماهیت روش شناسی، کیفی می باشد. داده های مورد نیاز در بخش نظری از طریق روش اسنادی و در بخش میدانی با استفاده از مصاحبه باز با 81 نفر از نمایندگان 9 گروه ذی نفع شناسایی شده در 19 روستای گردشگری واقع در سه محور اصلی گردشگری شهرستان طرقبه و شاندیز، شامل: چهار روستا از دهستان ابرده در بخش شاندیز، پنج روستا از دهستان جاغرق و ده روستا از دهستان طرقبه در بخش طرقبه، در بازه زمانی سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳، جمع آوری گردید. همچنین، به منظور رتبه بندی و ارزش گذاری علل استخراج شده، از نظرات 17 نفر از خبرگان بهره گرفته شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ابزار توسعه کیفیت ( QFD ) و روش تجزیه و تحلیل اثرات و حالات خطا ( FMEA ) صورت پذیرفت و درنهایت، نمودار علت و معلول علل تعارض ترسیم گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که مهم ترین زمینه های تعارض میان ذی نفعان در مقاصد گردشگری روستایی طرقبه و شاندیز عبارت اند از: تفاوت در اهداف و ارزش ها، ضعف ارتباطات و همکاری بین ذی نفعان، ادراکات نادرست و ضعف اطلاعات، منابع رقابتی و مسائل ساختاری. نتیجه گیری و پیشنهادات : بر اساس این، مهم ترین علل مرتبط با این زمینه ها شامل عدم پذیرش و احترام به ارزش های سایرین، رفتارهای ناسازگار گردشگران، عدم آگاهی یا اطلاعات ناکافی، نادیده گرفتن حقوق و منافع سایرین و نارضایتی ذی نفعان از شرایط موجود و مسائل قدرت، منفعت، ساختارها، سیاست ها، قوانین و مقررات می باشد؛ لذا به منظور مدیریت تعارض در مقصدهای گردشگری روستایی، داشتن رویکردی جامع و چندجانبه به موضوعات تعارض، احترام به جوامع محلی، بهبود ارتباطات و آگاهی ذی نفعان و اجرای سیاست های عادلانه و مشارکتی در فرآیند برنامه ریزی و توسعه گردشگری روستایی، پیشنهاد می گردد. نوآوری و اصالت : نتایج این پژوهش بر اهمیت شناخت دقیق این عوامل به منظور اتخاذ راهکارهای مؤثر در مدیریت تعارضات و پیشبرد اهداف توسعه پایدار گردشگری روستایی در منطقه مورد مطالعه تأکید دارد.
ارزیابی مولفه های اثرگذار فضای کالبدی اقامتگاه های بوم گردی استان گیلان بر جلب رضایتمندی گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
163 - 181
حوزههای تخصصی:
اقامتگاه بوم گردی به عنوان یکی از مهم ترین تاسیسات گردشگری، نقش به سزایی در رونق گردشگری مقصد دارد. استان گیلان دارای پتانسیل های بالایی در عرصه بوم گردی بوده و عملکرد مطلوب اقامتگاه ها می تواند بر توسعه بوم گردی در منطقه اثرگذار باشد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی عوامل و شاخص های اثرگذار فضای کالبدی اقامتگاه های بوم گردی بر جلب رضایتمندی گردشگران می باشد. پژوهش از نوع کاربردی بوده و از روش پیمایشی بهره می جوید. اطلاعات توسط پرسشنامه محقق ساخته و از طریق 387 نفر از گردشگرانی که تجربه اسکان در اقامتگاه های بوم گردی گیلان را داشتند حاصل گردید. به منظور سنجش روایی و پایایی گویه های پرسشنامه از آزمون KMO و آلفای کرونباخ بهره گرفته شد. همچنین از روش ضریب همبستگی رتبه ای اسپیرمن، آزمون میانگین تی استیودنت (t)، آزمون خی دو ( ) و تحلیل عاملی به روش مولفه های مبنا (PCA) برای تجزیه و تحلیل آماری داده ها با نرم افزار SPSS استفاده گردید. یافته های حاصل از پژوهش حاکی از آن است که "ریزفضاهای خدماتی"، "ویژگی های تاریخی فرهنگی و هویتی معماری اقامتگاه"، "کیفیت فضایی" و "مصالح و جزئیات اجرایی" به ترتیب اولویت در جلب رضایت گردشگران نقش دارند. با تکیه بر یافته های پژوهش، پیشنهاداتی شامل بر استقرار فضاهای خدماتی رفاهی در کنار فضاهای اقامتی، آموزش و فرهنگ سازی در خصوص ارزش گذاری به میراث معماری، الهام از معماری بومی در طراحی و اجرای بنای اقامتگاه و ارتقا کیفیت فضایی ارائه گردید. لحاظ نمودن چنین مواردی می تواند شرایط اقامتگاه های بوم گردی استان را بهبود بخشد و زمینه مناسب برای جلب رضایتمندی گردشگران فراهم آورد.
تحلیل فضایی تناسب اراضی در ارتباط با توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری (مطالعه موردی: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
135 - 157
حوزههای تخصصی:
روند رو به رشد شهرنشینی و به تبع آن رشد شتابان فضای کالبدی شهرها، که به صورت نامتعادل و نامتوازن، اراضی حاصلخیز و خاک های صنعتی و معدنی را به زیر ساخت و سازهای شهری می برد و این مسئله مخاطرات متعددی را در زمینه های اقتصادی و زیست محیطی به دنبال آورده است. یکی از سازو کارها استفاده از تکنیک های کارآمد در اولویت بندی تناسب اراضی برای توسعه ساخت و سازهای شهری است. از این رو در پژوهش حاضر سعی شده است با انتخاب شهر ارومیه به عنوان مطالعه موردی و در فاصله پیرامونی مشخص شده نسبت به شهر ارومیه، به مقوله تحلیل فضایی تناسب اراضی در ارتباط با توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری پرداخته شود. نرم افزارهای مورد استفاده در این پژوهش، نرم افزار IDRISI Selva و ArcGIS می باشد. خروجی های حاصله در قالب نقشه های کلاس بندی شده از تناسب اراضی برای توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری است. برای انجام این مهم، تشکیل معیارهای ارزیابی، استانداردسازی نقشه های معیار به واسطه ی درجه عضویت در تابع فازی، تعیین وزن معیارها به روش CRITIC و تهیه نقشه استاندارد شده وزنی از جمله اقداماتی بودند که در برایند انجام آن ها، مقدمات لازم برای استفاده از معیارها فراهم گردید. بررسی نتایج حاصل از کنترل صورت وضعیت پیکسل های اولویت دار نشان می دهد که امتیاز استاندارد فازی این پیکسل ها در غالب معیارها، بیش از 170 می باشد که به تناسب نیاز و همراه با لحاظ کردن قیود محدودیت و در نظر گرفتن ملاحظات استفاده چند منظوره از زمین و نیز در عین توجه به ظرفیت های توسعه درونی و میان افزای شهری، می تواند جهت تخصیص به توسعه پیوسته و ناپیوسته شهری مورد توجه قرار گیرد.
تبیین تزیینات و آرایه های به کار رفته در خانه های قاجاری تبریز به منظور بکارگیری در آموزش طراحی برای خانه های امروزی (نمونه موردی خانه مشروطه، حریری و علی مسیو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
779 - 796
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تزیینات و آرایه های معماری خانه های قاجاری تبریز پرداخته است تا مفاهیم و الگوهایی برای استفاده در طراحی خانه های مسکونی معاصر استخراج کند. هدف اصلی این تحقیق، تحلیل و شناسایی تزیینات به کار رفته در خانه های قاجاری تبریز و کاربرد آن ها در آموزش طراحی خانه های امروزی است. روش تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا بوده است. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز استفاده شده است که از طریق آن مفاهیم و مقوله های کلیدی شناسایی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان جمع آوری شد و سه خانه قاجاری تبریز (خانه های مشروطه، حریری، علی مسیو) به عنوان نمونه های موردی مورد بررسی قرار گرفتند تحلیل ها با نرم افزار Maxqda انجام گرفت. در این تحقیق، پس از پیاده سازی و تحلیل داده ها، ۳ مولفه اصلی شامل زیبایی شناسی، عملکردی و حس مکان شناسایی شدند که هرکدام شامل ۱۳ شاخص و ۲۹ زیرشاخص بودند. یافته های تحقیق نشان می دهند که تزیینات و آرایه های به کار رفته در این خانه ها، مانند گچ بری، آینه کاری، کاشی کاری و منبت کاری، تأثیر زیادی در شکل دهی به هویت معماری و تقویت حس مکان دارند. این تزیینات علاوه بر زیبایی شناسی، در بهبود عملکرد فضاها و ایجاد ارتباط معنوی با محیط تأثیرگذار هستند و می توانند در طراحی خانه های معاصر نیز مورد استفاده قرار گیرند. در نهایت نتایج تحقیق نشان داد که تزیینات و آرایه های خانه های قاجاری تبریز نه تنها از منظر زیبایی شناسی بلکه از لحاظ عملکردی نیز در طراحی فضاها اهمیت دارند و می توانند به عنوان الگوهایی برای طراحی خانه های معاصر در جهت حفظ هویت تاریخی و فرهنگی استفاده شوند.
تأثیر شوک های اقتصادی بر نرخ رشد جمعیت روستایی در استان های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
141 - 165
حوزههای تخصصی:
نرخ رشد جمعیت از جمله عوامل تأثیرگذار بر رشد و توسعه اقتصادی یک کشور محسوب می شود. طی چند سال گذشته، رشد این متغیر در ایران کاهش چشمگیری داشته است که یکی از دلایل این اتفاق، به بی ثباتی اقتصاد و نوسانات حاصل از آن بر می گردد و مشوق ها و سیاست های افزایش جمعیت نیز نتوانسته است کارساز باشد. هدف این پژوهش بررسی اثرات شوک های اقتصادی بر نرخ رشد جمعیت روستایی استان های ایران بوده است. بدین منظور، برای بررسی اثرات شوک های اقتصادی از مدل بیزین پنل ور (Bayesian Panel VAR) در نرم افزار متلب طی بازه زمانی 1376-1401 بهره گرفته شد. داده های سری زمانی موردنیاز از بانک مرکزی و مرکز آمار ایران استخراج شد. نتایج پژوهش نشان داد که نرخ تورم، نرخ ارز و ضریب جینی اثر منفی بر نرخ رشد جمعیت روستایی استان ها گذاشته اند. اثر شوک رشد اقتصادی و درآمد خانوار در دوره های ابتدایی و کوتاه مدت برای اکثر استان ها باعث افزایش نرخ رشد جمعیت روستایی شده اما با گذشت زمان و در دوره های بلندمدت به دلیل افزایش مهاجرت از روستا به شهر، اثر آن منفی شده و منجر به کاهش نرخ رشد این متغیر می گردد. با این حال، این امکان وجود داشت که مهاجرت معکوس نیز داشته باشیم؛ اما علی رغم امکانات، به دلیل افراد بازنشسته، تأثیر چندانی در نرخ رشد ندارد. نتایج حاصله برای تمامی استان ها معنادار به دست آمد. علاوه بر این، نتایج تجزیه واریانس نشان داد که پس از 20 دوره، برای تمامی استان ها نرخ تورم بیشترین تأثیر (به استثنای اثر خود متغیر) را بر روی نرخ رشد جمعیت روستایی داشته و ضریب جینی در اکثر استان ها دارای کمترین اثر بر این متغیر بوده است.
تحلیلی بر آسیب های اثرگذار بر ناکارآمدی بافت تاریخی میدان مسجد بناب با رویکرد بازآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بافت تاریخی میدان مسجد بناب در معرض تهدیدات و آسیب های مختلفی قرار دارد. این آسیب ها، نه تنها زیبایی بصری و ارزش تاریخی این بافت را تهدید می کنند بلکه هویت فرهنگی شهر بناب را نیز تحت تأثیر قرار می دهند. داده و روش : روش پژوهش بر مبنای ماهیت و گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی است. به منظور غربال سازی متغیرهای شناسایی شده، تکنیک دلفی فازی مورد استفاده قرار گرفته و با نظرسنجی خبرگان، دسته بندی 23 زیرعامل کلیدی در بین 6 عامل اصلی، تأیید شده است. سپس با استفاده از روش DANP که ترکیبی از روش «دیمتل» و «ای اِن پی» فازی است مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر 30 نفر از خبرگان شهری، کارشناسان شهرداری، بهسازی و نوسازی و اساتید آشنا به این موضوع از طریق پرسش نامه گردآوری شده است. یافته ها : نشان دهنده آن است که بیشترین وزن را بعد زیست محیطی با امتیاز (186925/0) دارد و بعد از آن بعد کالبدی با امتیاز (179506/0)، ارتباطی (دسترسی) با امتیاز (171332/0)، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با امتیاز (17017/0)، منظر شهری (بصری) با امتیاز (161357/0) و مدیریتی با امتیاز (126786/0)، رتبه های دوم تا ششم را به خود اختصاص داده است. نتیجه گیری : نشان دهنده اهمیت و اولویت آسیب های شناسایی شده جهت بازآفرینی بافت و کاهش ناکارآمدی آن است که در این رابطه، مسؤلان شهری باید با توجه به این اولویت بندی، اقدام نمایند.
پهنه بندی سیل خیزی شهرستان معمولان با استفاده از داده های ماهواره ای ECMWF و روش های تصمیم گیری چندمعیاره
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
82 - 99
حوزههای تخصصی:
یکی از پیامدهای تغییرات اقلیمی، افزایش خطر وقوع سیل و آثار ناشی از آن است. بلایای زیست محیطی با شدت و فراوانی بیشتری در سراسر جهان رخ می دهند و سیل به عنوان یکی از این بلایا، خسارات گسترده ای از جنبه های مادی و غیرمادی به همراه داشته و اثرات آن تا مدت ها پس از وقوع نیز ادامه می یابد. شهرستان معمولان، که در مسیر رودخانه کرخه قرار دارد، یکی از مناطق سیل خیز ایران است که به ویژه در سال ۱۳۹۸ با سیلاب های شدیدی مواجه شد و هر ساله نیز در معرض این پدیده قرار دارد. ازاین رو، پایش بلایای سیل و ارزیابی میزان خطر آن به یک ضرورت فوری برای افزایش ظرفیت پیشگیری و کاهش خسارات در این شهرستان تبدیل شده است. در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا ارزیابی و پهنه بندی سیلاب در این منطقه انجام گیرد. در این راستا، 9 لایه شامل رطوبت توپوگرافی، شیب، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه، تراکم زهکشی، فاصله از راه، پوشش گیاهی، میزان بارش و نوع خاک به عنوان شاخص های مؤثر در سیل خیزی منطقه انتخاب شدند. در این پژوهش، از داده های مدل رقومی ارتفاعی (DEM) با قدرت تفکیک مکانی ۲۸ متر برگرفته از ماهواره ASTER و داده های بارش ماهانه سازمان ECMWF در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۳ استفاده شد و داده ها به مقادیر سالانه تبدیل گردیدند. برای پهنه بندی سیل خیزی، از روش تحلیل شبکه (ANP) در نرم افزار Super Decisions بهره گرفته شد که در آن، وزن دهی شاخص ها بر اساس نظرات کارشناسان انجام گرفت. نتایج نشان می دهد که بیشترین درصد اراضی شهرستان معمولان در طبقات با خطر سیل خیزی زیاد و متوسط قرار دارند. سایر طبقات به ترتیب شامل کم و خیلی زیاد هستند و طبقه خیلی کم، کمترین سهم از سطح منطقه را به خود اختصاص داده است.
ارزیابی تأثیرات برندینگ تجاری بر توسعه شهری پایدار(نمونه موردی: شهر تجاری بانه)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
462 - 482
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در دنیای امروز، توسعه پایدار به عنوان یک هدف اساسی در برنامه ریزی شهری مطرح است. در مناطق تجاری، زیرساخت ها و سیاست هایی که به بهبود کیفیت زندگی، حفاظت از محیط زیست و افزایش درآمد اقتصادی منجر شوند، اهمیت دارند. برندینگ تجاری یکی از ابزارهای مهم برای تقویت هویت و ارزش مناطق تجاری است و می تواند به ایجاد مزیت های رقابتی، وفاداری مشتریان و ارتقاء جایگاه یک شهر کمک کند. این پژوهش به بررسی نقش برندینگ تجاری شهر بانه در توسعه پایدار آن پرداخته است. روش تحقیق: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد کاربردی بوده و از روش های کتابخانه ای و میدانی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. جامعه آماری شامل خریداران و ساکنان بانه بود و حجم نمونه با فرمول کوکران ۳۸۴ نفر تعیین شد. داده ها با پرسش نامه استاندارد جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که برندینگ تجاری بانه توانسته است ارزش ویژه ای برای این شهر ایجاد کند. شاخص هایی نظیر آگاهی از برند، وفاداری مشتریان و تداعی های مثبت برند در سطح مطلوبی قرار دارند. این موفقیت ها جایگاه بانه را به عنوان یک مرکز تجاری تثبیت کرده و تأثیر مثبتی بر توسعه زیرساخت ها، رشد اقتصادی و بهبود شاخص های اجتماعی داشته است. نتیجه گیری: برندینگ تجاری بانه به رشد اقتصادی، ارتقاء رفاه اجتماعی و حفظ محیط زیست کمک کرده و می تواند به عنوان الگویی موفق به سایر مناطق تجاری کشور معرفی شود. برای تقویت و حفظ این موفقیت ها، ادامه برنامه ریزی ها با تمرکز بر پایداری محیطی و اجتماعی توصیه می شود. این پژوهش تأکید دارد که برندینگ تجاری ابزار مؤثری برای دستیابی به توسعه پایدار در مناطق مختلف است.
بهسازی و نوسازی پیاده راه های بافت فرسوده روستایی با افزودن نانوفیبرسلولز به بلوک های خشتی؛ مطالعه موردی: پیاده راه های روستای امره (شهرستان ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸۹
۴۲-۳۱
حوزههای تخصصی:
هدف: خشت از کهن ترین و در دسترس ترین مصالح ساختمانی بوم آورد ایران است. بسیاری از نمونه های فاخر معماری در این سرزمین از خشت در سازه و کف سازی بهره برده اند. امروزه با پیشرفت علم و فناوری و متعاقب آن ورود مصالح نوین، استفاده از خشت در معماری باوجود سهولت و ارزانی تهیه محدود گشته است. محدودیت استفاده از خشت در سازه ها و روسازی پیاده راه ها به دلایلی چون مقامت اندک فشاری، کششی، خمشی، لغزشی، ترک خوردن و مقاومت کم در برابر رطوبت بخصوص در شمال کشور بوده است و این در حالی است که ورود تکنولوژی نانو به عرصه مصالح ساختمانی می تواند نویدبخش رفع مشکلاتی ازاین دست باشد. لذا پژوهش حاضر در پی بهسازی و نوسازی پیاده راه های بافت فرسوده روستایی در شمال کشور از طریق افزودن نانوفیبرسلولزی به بلوک های خشتی بوده است. ازآنجایی که در پیاده راه های بافت فرسوده و دارای بار ترافیکی اندک، مقاومت فشاری، لغزشی، و میزان جذب آب پوشش کف از عوامل حیاتی است، این پژوهش با هدف ارزیابی عملکرد خشت تثبیت شده با نانوفیبرسلولزی به منظور استفاده از آن در روسازی پیاده راه های دارای بار ترافیکی اندک در روستای امره در شهرستان ساری، به مطالعه عوامل نامبرده خواهد پرداخت. همچنین بلوک های تثبیت شده را ازلحاظ رنگ بررسی خواهد کرد. روش پژوهش: روش انجام پژوهش مبتنی بر مطالعات میدانی و بررسی های محیطی و با روش های تجربی-آزمایشگاهی است. یافته ها: نتایج حاصل نشان داده است با افزایش درصد افزودنی نانوفیبرسلولزی تا ده درصد، مقاومت فشاری نمونه ها در تمامی سنین 3، 7، و 28 روز افزایش یافته است و با افزایش درصد نانوفیبرسلولزی به 15 درصد، نرخ بهبود کاهشی بوده است. همچنین بیشترین مقاومت فشاری حاصل مربوط به خشت های تثبیت شده با 10 درصد نانوفیبرسلولزی و 28 روز پس از عمل آوری بوده است که نسبت به نمونه شاهد با همین سن 69 درصد افزایش داشته است. نتیجه گیری: نتایج همچنین نشان داده است که افزایش مدت زمان عمل آوری موجب افزایش مقاومت فشاری در تمامی نمونه های آزمایشگاهی گشته است. همچنین میانگین عدد اصطکاک سطحی مربوط به مقاومت لغزشی و جذب آب نمونه ها با افزایش درصد نانوفیبرسلولزی به 15 درصد، نسبت به نمونه شاهد به ترتیب حدود 11 و 20 درصد کاهش داشته است. همچنین هیچ گونه تغییر رنگی در نمونه های آزمایشگاهی نسبت به نمونه شاهد مشهود نبوده است.
سرمایه های جوامع محلی و توسعه اقتصادی گردشگرمحور مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام تحقیق ارزیابی نقش چارچوب سرمایه های جامعه روستایی در توسعه اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری در روستاهای هدف گردشگری استان زنجان است. به این منظور از هر یک از شهرستان های 8 گانه استان یک روستا به عنوان روستای هدف گردشگری از سوی سازمان گردشگری انتخاب شده است. جامعه آماری روستاهای نمونه است که در سال 1395 بالغ بر 8812 مورد بوده که حجم نمونه 327 نفر از طریق کوکران انتخاب شد. جمع آوری اطاعات از طریق پرسشنامه صورت گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری از قبیل t تک نمونه ای، رگرسیون خطی چند متغیره، همبستگی و جداول توافقی و کروسکال والیس استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان داد که تمامی ابعاد سرمایه های جامعه محلی بالاتر از مطلوبیت عددی مورد آزمون بوده و تفاوت معناداری را در سطح 99 درصد نشان می دهد و از بین ابعاد سرمایه جامعه روستایی به ترتیب سرمایه اجتماعی (3.8245) و سرمایه ساخته شده (3.9635) بیشترین تأثیر در توسعه اقتصاد روستایی داشته اند. از طرفی دیگر، توسعه گردشگری در روستاهای نمونه تأثیر مثبتی بر روی تنوع منابع درآمدی برای ساکنین (3.5315) و بهبود فرصت های اشتغال و درآمدی (3.3637) داشته است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی با توجه به ضریب تعیین (0.901) و مقدار آماره آزمون F برابر با 394.172 نشان داد که بیشترین تأثیر مستقیم ابعاد سرمایه های جامعه محلی در اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری از دیدگاه پاسخگویان ساکن روستاهای هدف گردشگری مورد مطالعه به ترتیب به سرمایه مالی (0.546) و سرمایه اجتماعی (0.512) اختصاص دارد.
مخاطرات ژئومورفولوژیک و ناپایداری سکونتگاه ها؛ مطالعه روستای رزگ در شهرستان بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
166 - 189
حوزههای تخصصی:
آسیب پذیری شدید روستاها در برابر مخاطرات طبیعی از مشخصه های بسیاری از مناطق روستایی کشور است، در این میان بسیاری از روستاها به دلیل شرایط جغرافیایی که در آن استقرار یافته اند، در معرض مخاطرات طبیعی قرار دارند؛ بنابراین انجام مطالعات مخاطرات ژئومورفولوژی سکونتگاه های روستایی ضروری است. این پژوهش کاربردی و به بررسی مخاطرات ژئومورفولوژیک سکونتگاه روستای رزگ شهرستان بیرجند باهدف شناسایی مخاطرات با استفاده از GIS انجام شد؛ تا زمینه شناسایی مخاطرات را فراهم و مسئولین را در برنامه ریزی هرچه بهتر سکونتگاه های روستایی یاری دهد. داده های موردنیاز پژوهش، استفاده از منابع کتابخانه ای، بازدید میدانی، پارامترهایی نظیر شیب و جهت؛ در GIS محاسبه و طبقه بندی گردید. پس از محاسبه و تهیه نقشه های مختلف، میزان مخاطرات و توان های اکولوژیک محیط زیست روستا مورد ارزیابی قرار گرفت که بر اساس آن روستای رزگ از نظر شیب، در مکان نامناسبی قرار گرفته و از نظر توان توریسم متمرکز، نامناسب است. نقشه های تولید شده در این پژوهش نشان می دهد که روستای رزگ در مقابل مخاطرات زمین لرزه، زمین لغزش، ناپایداری دامنه بسیار آسیب پذیر است و سازه های بنا شده غیراستاندارد میزان خسارات جانی و مالی را افزایش خواهد داد. در بازدید میدانی مدارک قابل استنادی برای اثبات مخاطرات و تخریب صددرصد روستا در زمان بروز حوادث را به متخصصان نشان می دهد.
بهره گیری تطبیقی از الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در اقتصاد دیجیتال، برای ایجاد اجماع نظر نخبگانی در شهرسازی راهبردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
196 - 239
حوزههای تخصصی:
مقدمه در حوزه شهرسازی، پیچیدگی فزاینده فرایندهای تصمیم گیری، نیازمند رویکردی ساختاریافته و مبتنی بر داده است. تصمیمات شهرسازی به طور سنتی به صورت متمرکز اتخاذ شده اند، که این امر منجر به تصمیماتی شده است که بازتاب دهنده پویایی های چندبعدی محیط های شهری نیستند. این پژوهش، نیاز حیاتی به مداخلات پایدار محیطی را که از فرایندهای تصمیم سازی مشورتی با نخبگان شهری ناشی می شود، بررسی می کند. چالش اساسی که در این مطالعه به آن پرداخته شده، گذار از تصمیم گیری متمرکز به یک چهارچوب اجماع سازی جامع، مبتنی بر داده و توزیع شده است که به ادغام مستمر دانش نخبگان در فرایند تصمیم سازی می پردازد. هدف محوری این پژوهش، بررسی قابلیت های الگوریتم های اجماع سازی مبتنی بر بلاک چین در بهبود فرایند تصمیم گیری در شهرسازی راهبردی است. این پژوهش تلاش می کند تا دریابد که چگونه این سیستم های داده محور و غیرمتمرکز می توانند برای پاسخ گویی به نیازهای خاص فرایندهای شهرسازی که بر اجماع نخبگان متکی هستند، سازگار شوند. به طور خاص، این پژوهش به مقایسه سازگاری مکانیزم های اجماع بلاک چین به عنوان چهارچوب مبدأ (بستر اولیه) با مکانیزم های اجماع سازی نخبگان شهری به عنوان چهارچوب مقصد (بستر هدف) می پردازد. این رویکرد تطبیقی، برای بررسی امکان ادغام سیستماتیک صحت سنجی داده محور بلاک چین با داده های متنوع و محیطی شهرسازی ضروری است، به گونه ای که فرایند تصمیم گیری علاوه بر اتکا بر داده ها، به زمینه نیز حساس باشد. ضرورت این پژوهش از نیاز فزاینده به گذار از تصمیم گیری های شهری متمرکز، که اغلب دیدگاه های متنوع نخبگان شهری را نادیده می گیرد، نشئت می گیرد. بسیاری از مدل های حکمرانی شهری که بر رویکردهای بالا به پایین متکی هستند، قادر به در نظر گرفتن پیچیدگی های متنوع فضاهای شهری نیستند و در نتیجه، به سیاست هایی منجر می شوند که متناسب با شرایط محلی طراحی نشده اند. با توجه به هزینه های بالای اصلاح و پیامدهای بلندمدت تصمیمات شهری، تغییر رویکردی که موجب افزایش شفافیت، پاسخ گویی و انعطاف پذیری شود، ضروری است. فناوری بلاک چین، با ارائه چهارچوبی برای تصمیم گیری توزیع شده، می تواند این مشکلات را حل کند و شیوه ای اثربخش تر برای ایجاد مداخلات پایدار و ارتقای تاب آوری شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این پژوهش از یک روش تحلیلی تطبیقی بهره می گیرد تا امکان سازگاری بین الگوریتم های اجماع سازی بلاک چینی و مکانیزم های اجماع سازی در شهرسازی را ارزیابی کند. رویکرد پژوهش، ابتدا به شناسایی توانمندی های کلیدی هر دو بستر اجماع می پردازد. در مرحله بعد، سه معادله ساختاری که بازتاب دهنده فرایندهای اجماع در هر دو حوزه هستند، استخراج شده اند. این معادلات به عنوان چهارچوبی برای درک روابط بین عوامل کلیدی و نقش آن ها در دستیابی به اجماع عمل می کنند. سپس، اعتبار این معادلات ساختاری برای کاربردهای واقعی ارزیابی شده و عوامل کلیدی که در همگرایی این دو سیستم ضروری هستند، شناسایی شده اند. در ادامه، برای کاهش پیچیدگی فرایند ادغام این دو سیستم، از قوانین دمورگان استفاده شده است تا شرایط لازم و کافی در فرایند اجماع سازی به حداقل ترکیب های ممکن تقلیل یابد. این گام، موجب شفاف سازی مؤلفه های ضروری برای موفقیت مکانیزم تطبیقی پیشنهادی می شود. سپس، معادله کلی به دست آمده با هدف ساده سازی و افزایش دقت در مدل سازی اصلاح شده است. تدوین ۲۰ سناریوی متفاوت بر مبنای روابط بین این شرایط لازم و کافی، امکان بررسی طیف وسیعی از بسترهای شهری را فراهم کرده و نشان داده است که مدل پیشنهادی، قابلیت انطباق با محیط های شهری گوناگون را دارد. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تدوین یک معادله اجماع سازی تطبیقی است که شامل یک ضریب الزام اولیه (λ) و ضرایب تعدیل کننده محیطی (μ) می شود. این ضرایب، امکان تنظیم مدل نسبت به شرایط محیطی مختلف را فراهم کرده و قابلیت انعطاف پذیری مورد نیاز را برای پاسخ گویی به مقتضیات خاص هر فضای شهری تأمین می کنند. معادله پیشنهادی، بر اهمیت شرایط محیطی در تصمیمات شهرسازی تأکید داشته و نقش قابل توجهی در افزایش شفافیت و انطباق پذیری فرایند تصمیم سازی ایفا می کند. یافته ها یافته های این پژوهش نشان می دهد بهره گیری از فناوری بلاک چین در فرایند تصمیم گیری شهرسازی می تواند به بهبود کارایی و دقت در تصمیمات منجر شود. مکانیزم های اجماع مبتنی بر بلاک چین، این امکان را فراهم می کنند که تصمیمات شهری علاوه بر اتکا بر داده های محیطی، همواره قابل تنظیم و تطبیق با شرایط متغیر شهرها باشند. از طریق ادغام بینش های نخبگان و داده های محیطی، مدل پیشنهادی می تواند به ایجاد یک چهارچوب تصمیم گیری کارآمدتر، منعطف تر و پویاتر در حکمرانی شهری کمک کند. افزون بر این، یافته ها بر اهمیت استمرار مشورت با نخبگان شهری تأکید دارند، به گونه ای که تصمیمات شهرسازی به صورت پویا، متناسب با چالش ها و فرصت های نوظهور تنظیم شوند. در نهایت، نتایج این پژوهش دارای دلالت های مهمی برای استفاده از بلاک چین در حکمرانی شهری هستند، به ویژه در زمینه ایجاد فرایندهای تصمیم گیری شفاف، پاسخ گو و مبتنی بر داده. این یافته ها، نه تنها یک چهارچوب نظری نوین را برای تلفیق سیستم های غیرمتمرکز با مکانیزم های تصمیم سازی شهری ارائه می دهند، بلکه ابزارهای عملیاتی مورد نیاز را برای مدیران و برنامه ریزان شهری فراهم می کنند تا بتوانند فناوری های نوین را در مدل های حکمرانی خود ادغام کنند. معادله اجماع سازی تطبیقی پیشنهادی، می تواند به عنوان یک ابزار استاندارد برای بهبود فرایندهای تصمیم گیری در شهرسازی به کار گرفته شود و از این طریق، کیفیت تصمیمات شهری را ارتقا دهد و در نهایت، مداخلات شهری را در جهت پاسخ گویی به پیچیدگی های شهرهای مدرن کارآمدتر و پایدارتر سازد. نتیجه گیری این پژوهش، با پیوند دادن فناوری بلاک چین و فرایند تصمیم سازی در شهرسازی، به طور قابل توجهی در این حوزه علمی نوآوری ایجاد کرده است. مدل پیشنهادی، نه تنها رویکردی جدید را برای ارتقای اجماع سازی غیرمتمرکز ارائه می کند، بلکه یک روش شناسی جامع برای تلفیق این رویکردها در سیستم های حکمرانی شهری ارائه می دهد. این مدل، می تواند شیوه برنامه ریزی شهری را متحول کرده و آن را به فرایندی شفاف تر، جامع تر و سازگارتر با محیط های پیچیده و پویای شهری تبدیل کند.
توسعه مناطق روستایی در گرو واکاوی اثرات بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی بر بازآفرینی روستایی (مطالعه موردی روستاهای شهرستان ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در چند سال اخیر از مهمترین مسائل در توسعه مناطق روستایی کاهش قابل توجه جمعیت و چالش های اقتصادی را می توان برشمرد. بازآفرینی روستایی می تواند با ترویج مشاغل محلی، جذب سرمایه گذاری و ایجاد شغل باعث رشد اقتصادی شده و مشارکت جامعه و انسجام اجتماعی را افزایش دهد. بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی می تواند به عنوان دو متغیر عمده تأثیرگذار این امر را تسهیل نماید. روش پژوهش: در این پژوهش که به عنوان پژوهش های کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی طبقه بندی شده است از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش شامل دهیاران و شورای روستاها و کارشناسان کارآفرینی روستایی باسابقه فعالیت در زمینه کارآفرینی اجتماعی از 124 روستای منتخب دهستان های بکشلوچای، ترکمان و باش قلعه از بخش مرکزی شهرستان ارومیه بودند که تعداد 180 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار SPSS23 و شیوه مدل سازی معادلات ساختاری (نرم افزار PLS SMART) انجام شد و نتایج برای آزمون مدل و بررسی فرضیه ها مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان می دهد ارتباط مستقیم و معناداری بین مؤلفه های بقای اقتصادی (عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی) با بازآفرینی روستایی با 0/586=B و کارآفرینی اجتماعی با بازآفرینی روستایی با 0/397=B در سطح معناداری 0/001 وجود دارد. نتیجه گیری: به طور خلاصه، این پژوهش بر اهمیت بقای اقتصادی و کارآفرینی اجتماعی جهت رشد و توسعه بازآفرینی روستایی تأکید دارد و تأثیر کارآفرینی اجتماعی و بقای اقتصادی بر نواحی روستایی را می توان از ابعاد مختلف ازجمله اشتغال زایی، مشارکت اجتماعی و توسعه پایدار مشاهده کرد. با آموزش و حمایت مناسب خانوارهای روستایی می توان درآمد روستاییان را از چنین سرمایه گذاری هایی به میزان قابل توجهی افزایش داد و درنتیجه منجر به رشد شاخص های بازآفرینی روستا شد.